کلمات الهیه
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 146
- 1/48двое суток
- 167
- 1/72трое суток
- 180
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آیا ثروت در زمره مقدّرات است حضرت بهآءالله میفرمایند، "بیقین مبین بدان ثروت و غنا و علوّ و سموّ در قبضه اقتدار حق بوده و هست یُعطی و یَمنع و هو المقتدر القدیر." (مجموعه الواح حضرت بهآءالله، خطّ عندلیب لاهیجانی، ص65) [یعطی...: میبخشد و باز میدارد و اوست توانا] حضرت عبدالبهآء میفرمایند، "امّا مسأله قصر عمر و قلّت اولاد و تنگی رزق حکمت بالغه است که آن مصدر تقادیر الهیّه است و تقادیر الهیّه قویه صحیحه در بین اجزاء کائنات. هر امری مرتبط بجمیع امور است و هر قضیه از روابط ضروریه جمیع قضایا." (امر و خلق، ج1، ص83-84) [قصر عمر: کوتاهی مدّت زندگی؛ تنگی رزق: کمبود روزی]
طوفان غم ساکن گردد حضرت عبدالبهاء میفرمایند: واشنگتون کلر بارنیتز Through Mirza Ahmad Miss Saint Clair Barnitz هواللّه ای منجذب ملکوت محزون مباش طوفان غم ساکن گردد حسرت نماند حرمان نپاید آتش محبّت اللّه شعله زند خار و خاشاک اندوه و غم بسوزد مستبشر باش مطمئن بعنایت بها گرد تا شبهه و ریب مفقود شود و فیوضات غیب موجود گردد اگر فراغت روحانی خواهی همواره توجّه بملکوت ابهی کن اگر مسرّت وجدانی جوئی خود را از قید تعلّق رها نما اگر تأییدات روح القدس خواهی بتبلیغ امر اللّه پرداز خویش و پیوند اگر دوری جویند مکدّر مشو خدا نزدیک است امّا تو تا توانی بیگانه و خویش را نزدیکی کن و مهربانی نما و نهایت صبر و تحمّل بنما هر قدر ستم کنند عدل و انصاف مبذول دار و هرچه بغض و عداوت نمایند براستی و دوستی و آشتی مقابله کن انشآءاللّه بملکوت ابهی نزدیکی مطمئن باش من همواره بجان و دل همدم تو هستم یقین بدان و در حقّ خویشان تو دعای خیر نمودم و از خدا طلب تأیید و توفیق کردم و علیک البهآء الأبهی عع Source: https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/abdul-baha/additional-tablets-talks-abdul-baha/170477107/1#982238197
ترجمهای از لوح حضرت عبدالبهاء خطاب به بهائیان انگلستان: ای ابناء و بنات ملکوت اقبال به ملکوت سهل و آسان، امّا دوام و استقامت در آن بسیار مشکل، چه که امتحانات سخت و ثقیل است. اهالی انگلیس در جمیع موارد ثابت و مستقیمند؛ نه مهیّای شروع کاری هستند و نه آماده ترک آن به دلیلی کوچک و بیاهمّیت... فیالحقیقه در تعهّد هر امری نهایت استقامت و تحمّل را نشان دهند. امیدم چنان است که قلوب شما ملهَم به نفثات روحالقدس باشد؛ زبان شما بیان اسرار کند و مفاهیم و حقیقت کتب مقدّسه آشکار سازد. احبّا اطبّاء شوند، به واسطه تعالیم الهیه امراض مزمنه جسم عالم را شفا بخشند، کوران را بینا کنند، کران را شنوا نمایند، مردگان را حیات بخشند، به خواب رفتگان را بیدار نمایند. مطمئن باشید که تأییدات روحالقدس بر شما نازل گردد و جنود ملکوت به مدد شما شتابند. علیکم بهاءالله الأبهی. (ترجمه / رمله، مصر، می 1911) (مأخذ: https://bahai-library.com/scatcherd_wise_man_east )
چرا و چگونه باید شاکر باشیم؟ در مکتوب مورّخ 30 نوامبر 1932 که از طرف حضرت ولی امرالله مرقوم شده چنین آمده است: "باید عمیقاً حامد و شاکر ذات الهی باشیم که در زمانی که کلّ نوع بشر به نظر میرسد در کمال یأس و نومیدی تقلّا میکنند ما میتوانیم اجتماع کنیم و، در کمال اطمینان، فجر یومی جدید را جشن بگیریم و ابراز مسرّت نماییم و در ظلمتی که عالم را احاطه کرده است قُرب ظهور نوری جدید و افتتاح عصری بدیع را مشاهده نماییم. این موهبت و عنایت حقیقی الهی برای نفوسی است که به او ایمان دارد و به ظهورش اقبال کردهاند. برای ابراز مراتب تقدیر عمیق خود از این فضلی که خداوند نصیب فرموده باید قیام کنیم و این پیام امید را به عالم انسانی اطراف خود که مستغرق در رنج و عذاب است برسانیم. ماهیت این موهبت و فضل چنان است که هر چه بیشتر به سایر نفوس اعطاء کنیم سهم باقیمانده برای خود ما بیشتر خواهد بود. زیرا چه لذّت و مسرّتی قابل قیاس با لذّت مسرور و امیدوار کردن قلوب دیگران است. هرچه سایر نفوس را مسرورتر سازیم مسرّت خود ما بیشتر و احساس خدمت به عالم انسانی در ما عمیقتر میشود." (ترجمه – The Light of Divine Guidance ، ج1، ص44)
علّت تحمّل بلایا توسّط جمال مبارک جمال قدم در مناجاتی میفرمایند خود را به علّت محبّتی که به احبّاء دارند فدا کردند تا آنها به آسمان قُرب خداوند و عرفان او عروج کنند و در آسمان حبّ و رضای الهی پرواز نمایند. سپس از خداوند میخواهند که برای ایشان و احبّای الهی مقدّر فرماید آنچه را که برای بندگان برگزیده و مخلص مقدّر فرموده است و بعد آنها را از کسانی قرار دهد که وجه آنها را خداوند از توجّه به غیر او طاهر ساخته و دیدگانشان را از نگاه کردن به غیر خداوند پاک و پاکیزه نموده است. این بخش از متن عربی مناجات مبارک چنین است: "أی ربّ أنَا الّذی قَبِلتُ حُبَّکَ و ضُرَّ العالَمین و فَدَیتُ نفسی حُبّاً لأحبّائِکَ لِیَصعَدُنَّ إلیٰ سمٰواتِ قُربِکَ و عِرفانِکَ و یَطیۭرُنَّ فی هَوآءِ حُبِّکَ و رِضائِکَ. أی رَبِّ فٱکْتُبْ فی و لَهُمْ ما کَتَبْتَهُ لِلْمُخلِصینَ مِن أصفیائِکَ ثُمَّ ٱجْعَلْهُمْ مِنَ الّذین طَهَّرْتَ وُجوهَهُم عَنِ الإقبالِ إلیٰ غَیرِکَ و عُیُونَهُم عَنِ النَّظَرِ إلیٰ ما سِواک." (مناجاة – مجموعةُ أذکارِ وَ أدعیةِ مِن آثار حضرة بهآءالله، ص22-23)
گوهر پاک باید تا به فیض فیّاض فائز شود جمال مبارک میفرمایند، "روح حمد و جوهر آن ساحت امنع اقدس حضرت محبوبی را سزاست که از مَعين قلم اعلی ماء حَيَوان جاری فرموده؛ چه بسيار اسکندرهای قرون و اعصار که بکمال جِدّ و جهد در طلب چشمه زندگانی دويدند و نيافتند حال بُحور آن در امکان ظاهر و موّاج ولکن طالب کمياب. تا نار طلب نيفروزد باب عطا نگشايد. عجب از اين نيست که محبوب را نشناختند و مطلوب را ندانستند و يا بِاُفُق اعلی توجّه ننمودند، از بُحور حَيَوان نياشاميدند. العجب کُلُّ العجب از نفوسی که بر اعراض قيام نمودند و اشراقات انوار شمس حقيقی را به حجابهای ظنون و اوهام سَتر نمودند کَمْ مِنْ آيَةٍ يَمُرّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعرِضونَ. طوبیٰ از برای نفوسی که از عالم و عالميان فارغ شدند و به کوثر باقی الٓهی توجّه نمودند. هر بیخردی قابل اين مقام نه و هر بینوری لايق اين شراب نه. گوهر پاک بايد تا به فيض فيّاض فائز شود و قلب مقدّس شايد تا ادراک فضايل يوم الٓهی را نمايد. پَستی مقام انام بجائی رسيده که خَزَف را بجای لؤلؤ برداشتهاند و ظلمت را در مقام نور گذاشتهاند. مشاهده میشود اليوم نفوسی که بحرفی از علم کتاب فائز نشدهاند و بِسِرّی از اسرار حکمت ربّانی پی نبردهاند حال پيشوای اَنامند و مقتدای عباد امر مبرم الٓهی را لغو شمردهاند و اساس مُبين باقی حقيقی را سست انگاشتهاند عجب طلسمی در عالم ظاهر شده آفتاب حقيقت در عين زوال و چشمهای عباد گشوده و باز مع ذلک محروم و ممنوع." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره ۸، ص٣٦٢-٣٦٣) [مَعین = چشمه / ماء حَیَوان = آب حیات / بُحور [جمع بحر] = دریاها / کَم مِن آیةٍ ...: چه بسا نشانهها که بر آن مرور کنند و از آن روی برگردانند / کوثر = آب زندگانی / اَنام = بندگان، مردمان / خَزَف = خرمُهره و شئ سفالی و بیارزش / لؤلؤ = مروارید / مقتدا = کسی که مردمان از او پیروی کنند؛ پیشوا، پیشنماز]
تکاپوی قلم میثاق هوالأبهی ای امةالله قلم چون سمندر در جولان است؛ ولی چه فایده که از کثرت جولان خسته و بی تاب و توان گشته. چه که از صبح تا به حال، که شام است، در منتهای تاخت و تاز بوده. گهی در میدان فروغ جولان نمود؛ گهی در عرصۀ ادب بتاخت؛ دمی در مضمار اکبر دوید و گهی به طور سینا شتافت و وقتی در وادی ایمن امین تکاپو کرد؛ و تفرّعات این میادین در عرصهها و تپّهها و درّهها را قطع کرد؛ و وقت غروب به صحرای پُرفُسحت طلعت رسید. حال، دیگر قدم را نیز به عسرت برمیدارد و این وادی نیز باید، به حکم محتوم، طیّ گردد. ای قلم بتاز و جان بباز؛ جَوَلانی آسمانی کن و قوّت الطاف جمال ابهی بنما و بنگار. نقشی از صوَر عالیۀ ملأ اعلی در عالم ادنیٰ بریز و رسمی از نقوش تقدیس ملکوت ابهی در صفحۀ آفاق تصویر نما. شاید هیاکل تحدید به فضای توحید شتابند و اسیران زندان ناسوت به روش و شیَم آزادگان ملکوت پی برند و حجاب نفس و هَویٰ بدرند و به انوار هُدیٰ بدرخشند و از شهد کمالات الهیّه بچشند و از کأس عطا بنوشند؛ آیات تقدیس شوند و هیاکل توحید؛ مشارق اشراق گردند و مطالع فیض نیّر آفاق. ای امةالله ورقات موقنه را ابلاغ نما که وقت تقدیس و تنزیه است و هنگام ظهور آیات توحید. شب و روز به ذکر حق چنان گرم گردید که حرارت آتش محبّتالله به کلّ آفاق تأثیر نماید و تاب و تبش به ارض اقدس رسد و لیس ذلک علی الله بعزیز. و البهآء علیک و علی کلّ أمَةٍ آمَنَتْ بالله. عع (منتخباتی از مکاتیب، ج3، ص172 / مجموعه مکاتیب حضرت عبدالبهاء، شماره 88، ص160)
آیا باید از خدا چیزی بخواهیم؟ قبلاً در آثار مبارکه جمال قدم و حضرت عبدالبهاء دیده بودم که میفرمایند از خدا چیزی نخواه مگر خود او را. مثلاً جمال قدم میفرمایند، "از دوست غیر دوست مخواه و از محبوب جز رضایش مطلب." (مناهجالاحکام، ج1، ص217) حضرت عبدالبهآء میفرمایند، "از خدا جز خدا مطلب و از حق به غیر رضایش مجو." (منتخباتی از مکاتیب، ج2، ص128) امروز این حکایت را از ایادی امرالله بانو املیا کالینز دیدم که بسیار دلچسب بود. امیلیا کالینز به محض این که در 1919 از امر مبارک شنید قلبش به انوار حضرت رحمن روشن شد و به حرارت و وفا و عشقی قیام کرد که ذرّهای از آن حرارت و وفا و عشق تا آخرین نفس کاسته نشد. یاران عزیز آمریک وی را گفتند که عریضهای به خاکپای مبارک حضرت عبدالبهآء معروض دارد و طلب توفیق و تأیید نماید که در میادین عشق و وفاداری به کمال انجذاب مشغول خدمت گردد. شب را تا سحر در فکر معبود خود گذراند و نامهای نگاشت. بامدادان کنار پنجره ایستاد که نامه را بار دیگر بخواند و بفرستد. ناگهان آفتاب جهانتاب به انوار لاتُحصیٰ تمام کائنات را روشن نمود و میلی [املیا] عزیز با خود گفت، «خورشید بدین عظمت رایگان بر جهان و جهانیان میتابد آیا تمنّای نامه و یا توقّع تقاضایی دارد؟ او بر منظومه شمسی روشنی و حرارت میدهد؛ او بینیاز از این روابط ظاهره است.» نامه خود را پاره کرده در دل مسرور بود که عبدالبهآء خود بر جمیع کائنات روحانیت و ایمان عطا مینماید؛ در مواقع بخشش و عطا چون آفتاب سپهر برین و باران خداوند ربّ العالمین است. او که رایگان عطا میفرماید چه حاجت که مزاحم خاطر انورش گردیم. بعد از چندی لوح امنع اقدس از ساحت قدس مولای عالمیان به تاریخ همان روز برای میلی محبوب واصل شد. اصل لوح را به من نشان نداد؛ به احدی نشان نداد؛ راز عاشق و معشوق بود و مقدّس از هر گونه تظاهرات بشریّه. فقط میگفت در اوّل نامه مرقوم فرمودهاند: "خانم ملکوت" و در لوحی دیگر به وی میفرمایند به تأسیس بنیانی در این جهان نیستی مؤیَّد میگردد که الَیالأبد باقی و برقرار خواهد ماند. (خانم ملکوت، اثر ایادی امرالله ابوالقاسم فیضی، ص2-4)
فقط یک سفر وجود دارد جمال قدم در مناجاتی میفرمایند که ای خدای من تو را به اسمت، که به واسطه آن دوست را از دشمن جدا کردی و سلطنت و اقتدارت ظاهر شد، سوگند دهم که از آسمان ارادهات آنچه را که دلهای بندگان شکّاک و بدگمان را و عباد غافلت را پاکیزه گرداند نازل فرمایی تا همه تو را در جامه یگانگیات بشناسند و به بیمانندیات گواهی دهند. پس ای خدای من، هیچ پناهی جز تو وجود ندارد و هیچ راهی جز به سوی تو نیست. در این، همه سفرها به یک سفر واحد منتهی شد و آن برگرفتن توجّه آنها از غیر تو و اقبال به سوی تو است. پس این راه واضح مستقیم را به اهل مملکت خود بشناسان تا در آن رهرو شوند و به عرفان و رضای تو نائل شوند. تویی توانا بر هر آنچه که بخواهی نیست خدایی جز تو که مقتدر و قیّومی. متن مناجات مبارک: بسم الله العلیّ الاعلى سُبحانَكَ ٱللّهُمَّ يا الٓهى أسئَلُكَ بِاسْمِكَ ٱلّذى بِهِ فَصَّلتَ بَينَ اَحبّائِكَ وَ اَعدآئِكَ وَ بِهِ ظَهَرَ سَلطَنَتُكَ وَ ٱقتِدارُكَ بِاَنْ تُنَزِّلَ مِنْ سَماءِ مَشيَّتِكَ مَا يُطَهِّرُ بِهِ اَفئدةُ المُريبينَ مِنْ عِبادِكَ وَ ٱلغافِلينَ مِنْ بَريَّتِكَ لِيَعرِفَنَّكَ كُلٌّ فى قَميصِ وَحْدانيَّتِكَ وَ يَشهَدَنَّ بِفَردانيَّتِكَ فَيا اِلٓهى لَيْسَ لِاَحَدٍ مَلْجَأً اِلّا اَنتَ وَ لا سَبيلٌ اِلّا اِلَيكَ قَد انْتَهَتْ فى هٰذَا ٱلْحينِ كُلُّ ٱلْاَسفارِ اِلىٰ سَفَرٍ واحِدٍ وَ هُوَ تَوَجَّهُهُمْ عَمّا سِواكَ اِلَيكَ اِذاً عَرِّفْ اَهْلَ مَملِكَتِكَ هٰذَا ٱلسَّبيلَ ٱلْواضِحِ ٱلْمُستَقيمِ لِيَسْلَكُنَّ فيهِ وَ يَصِلَنَّ اِلىٰ عِرفانِكَ وَ رِضائِكَ وَ اِنَّكَ اَنتَ ٱلْمُقتَدِرَ عَلىٰ ما تَشاءُ لا اِلٰهَ اِلّا اَنتَ ٱلعَزيزُ ٱلمُقتَدِرُ ٱلقَيّومُ. (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره ۴۸، ص١٩٩)
چرا اسم "بهاء" در دعای سحر اسلامی آمده است؟ جمال قدم در مناجاتی به این نکته اشاره دارند. مضمون آن این که: مقدّسی تو ای خدای من، تو را به دعایی میخوانم که از زبان رسولان و برگزیدگانت به این دعا خوانده شدی و تو را سوگند میدهم به اسمت که به آن از قبل از زبان مقرّبانت محلّ سؤال و تقاضا قرار گرفتی و گویم ای خدای من از تو سؤال میکنم از بهائت ابهای آن را و کلّ بهاء تو بهیّ است. پس از خدای من و محبوب من این اسمی است که دیباچه لوح بقا را به آن مزیّن ساختی و آن را زینت نفس خویش قرار دادی ای مالک ممالک اسماء و همه را امر فرمودی که در اسحار آن را بخوانند تا مبادا کسی از افراد دارای بصیرت باطن محتجَب بماند. پس ای خدای من تو را سوگند دهم به این اسم اعظم که مرا بر حبّ و رضای او ثابت گردانی به نحوی که جز به او به کسی توجّه نکنم و غیر از او به کسی تمسّک ننمایم و به جز او به کسی اقبال نکنم و تو بر آنچه بخواهی توانایی نیست خدایی جز تو که عزیز و مقتدر و مستعان هستی و حمد و ثنا از برای خداوندی که پادشاه مهیمن منّان است. متن مناجات مبارک: بسمِ اللّهِ الابهی سبحانَکَ اللّهُمَّ يا الهی اَدْعُوک بدعاءِ الّذی دُعيتَ بِهِ مِنْ لسانِ رُسُلِک و صَفْوَتِک و اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الّذی سُئِلتَ بِهِ مِنْ قبلُ مِنْ اَلْسُنِ المقرّبينَ و اقولُ اللّهمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بهائک بِاَبْهاهُ و کُلُّ بهائِک بَهيّ فيا الهی و محبوبی هذا اسمُ الّذی زَيَّنْتَ بِهِ ديباجةَ لوحِ البقا و جعلتَهُ طِرازَ نفسِک يا مالکَ ممالکِ الاسماءِ و امرتَ الکلَّ بِاَنْ يَقْرُؤه فی الاسحارِ لئَلّا يَحْتَجِبَ عَنهُ اَحَدٌ مِن اولی الابصارِ فيا الهی اَسْئَلُکَ بهذا الاسمِ الاعظمِ بان تُثَبِّتنی علی حبِّه و رضاهُ علی شأنٍ لا اَتَوَجُّه الّا اليه و لا اَتَمسَّکُ الّا به و لا اقبل الّا اياه و انّک انتَ المقتدرُ علی ما تشأُ لا اله الّا انت العزيز المقتدر المستعان و الحمدُ للّهِ الملکِ المُهيمنِ المنّان." (مجموعه مناجات آثار قلم اعلی، ج1، ص٤٥-٤٦ / مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 48، ص189-190 / مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 49، ص51-52)
کلّ احبّاء ایادی امر توانند بود جمال قدم در مناجاتی از خداوند چنین میخواهند که ای پروردگار من نازل کن بر من و بر احبّای من آنچه که آنها را بر امرت مستقیم بدارد سپس آنها را ایادی امرت بین بندگانت قرار بده تا از آنها آثار تو انتظار یابد و قدرت و عظمت تو ظاهر شود. نیست خدایی جز تو که بر آنچه بخواهی توانایی و تو عزیز و ستوده هستی. متن اصلی این بخش از مناجات چنین است: "أی ربِّ فأنزِلْ عَلَیَّ و عَلی أحبَّتی ما یَستَقیمُهُم عَلی أمرِکَ ثُمّ اجعَلهُم أیادی امرک بَینَ عبادِکَ لیَنتَشِرَ مِنهم آثارک و یظهرُ سلطانک لا إله إلّا أنت المقتدر عَلی ما تُرید و إنّک أنتَ العزیزُ الحمید." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 48، ص183) حضرت عبدالبهآء درباره یکی از معانی ایادی امرالله میفرمایند، "ايادی امر در اين ظهور باسم و لقب و ارث نيستند بلکه نفوس مقدّسهئی هستند که آثار تقديس و روحانيتشان در قلوب نفوس ظاهر شود و دلها بحُسن اخلاق و نيّت و عدالت و انصافشان مجذوب گردد نفوس خود شيفتهٴ اخلاق ممدوحه و صفات مرضيّه آنها شود وجوه خود متوجّه شِيَم و آثار باهرهٴ ايشان گردد نه لقبی است که بهر که خواهند بدهند نه مسنديست که هر که بخواهد وارث شود ايادی امر دستهای حقّند پس هر که ناصر و خادم کلمة اللّه است او دست حقّست مراد اين معنی است نه لفظ و عبارت هر کس فانی تر است در امر اللّه مؤيّدتر است و هر کس خاضع تر مقرّبتر." (بدايعالآثار، ج1، ص19)
چه کسانی در بلایا بیقراری میکنند؟ جمال مبارک در مناجاتی به این نکته ظریف اشاره دارند که احبّای الهی گویند که ای محبوب دلهای ما و مذکور در سینههای ما اگر از ابر قضاء تیرهای بلا ببارد در حبّ تو گریه و زاری نکنیم و تو را سپاس گوییم زیرا دریافتیم و یقین کردیم که تو برای ما جز آنچه که خیر و خوبی از برای ما است مقدّر نفرمودهای. و اگر بعضی از اوقات جسم ما گریه و زاری کند ارواح ما شاد و مستبشر است. سوگند به عزّت تو ای آرزو و آرمان دلهای ما و سبب شادی و سرور صدرهای ما، هر مشقّتی در راه محبّت تو رحمت است و هر آتشی نور است و هر عذابی شیرین است و هر درد و رنجی راحتی است و هر اندوهی شادمانی است. ای پروردگار من، کسی که در بلایای در راه تو گریه و زاری کند او از جام محبّت تو ننوشیده و شیرینی ذکر تو را نچشیده است. متن این بخش از مناجات مبارک: "یقولون یا محبوبَ قلوبِنا و المذکورُ فی صدورِنا لو یُمطرُ عَلَینا مِن سحابِ القضاء سهامُ البلاء مانجزعُ فی حبّک و نشکُرُکَ فی ذلک. لأنّا عرفنا و أیقَنّا بأنَّکَ ما قدّرتَ لَنا إلّا ما هُوَ خیرٌ لَنا و لو تجزعُ بها فی بَعضِ الأحیان أجسامُنا، تستبشرُ بها أرواحُنا فَوَ عزّتِکَ یا مُنیةَ قلوبِنا و فرحَ صدورِنا کُلُّ نقمةٍ فی حبّک رحمةٌ و کُلُّ نارٍ نورٌ و کُلُّ عذابٍ عذْبٌ و کُلُّ تَعَبٍ راحةٌ و کُلُّ حزنٍ فرحٌ. أی ربِّ مَن یجزَعُ مِنَ البلایا فی سبیلِکَ إنّهُ ما شَرِبَ کأسَ حُبِّکَ و ما ذاقَ حلاوةَ ذکرِک." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 48، ص114)
چه اندیشهای مانع ذکر الهی است و چه فکری مشوّق آن جمال قدم در مناجاتی میفرمایند هر زمان که میخواهم تو را ذکر کنم خطاهای بزرگم و گناهانم مرا از ذکر باز میدارد و بنابراین خود را محروم از تو مییابم و ممنوع از ذکرت. امّا یقین به کَرَم تو مرا شجاعت بخشد و اطمینانم به جود تو مرا به طمع اندازد که تو را ذکر کنم و آنچه را که نزد تو است از تو طلب نمایم. ای خدای من تو را به رحمتت که بر جمیع اشیاء سبقت گرفته و کسانی که در دریای اسمها هستند به آن گواهی دهند، تو را سوگند دهم که مرا به حال خود رها نکنی که نفس من امر کننده به بدی است. پس مرا در دژ عصمت خود حفظ و حمایت کن. متن این قسمت از مناجات: "سبحانک اللّهمّ یا الهی کلّما اُریدُ أن أذکُرَکَ یَمنعُنی خطیئاتی الکبری و جریراتی العُظمی و بها أجِدُ نفسی محرومةً عنکَ و ممنوعةً عن ذکرک. ولکن ایقانی بِکَرَمِکَ یُشَجِّعُنی و اطمینانی بجودِک یُطْمِعُنی بأن أذکُرَکَ و أطلُبَ مِنکَ ما عندک أسئلُکَ یا الهی برحمتکَ الّتی سَبَقَتِ الأشیاء و یشهَدُ بها مَن فی لُجَجِ الأسماء بأن لاتَدَعَنی بنفسی لأنّها أمّارَةٌ بالسّوء فاحفَظنی فی حصن عصمتِکَ و کَنَفِ حمایتک." (مجموعه مناجات آثار قلم اعلی، ج1، ص119)
عزّت و ذلّت جمال قدم در مناجاتی میفرمایند، "فَوَ عزّتِکَ یا إلٓهی أنّ الذّلّةَ فی إحتجابِ العبدِ عنک و العزّةُ فی عرفانه ایّاک مع اسمک لایضُرُّنی شیءٌ و مع حبّک لایجزعُنی بلاءُ العالَمین." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 48، ص174) [مضمون: سوگند به عزّتت، ای خدای من، که ذلّت عبارت از غفلت عبد از تو و عزّت عبارت از وصول عبد به عرفان تو است. با اسم تو هیچ چیز به من زیان و لطمهای وارد نکند و با محبّت تو بلای اهل عالم هم مرا ناتوان و عاجز نسازد.]
بهترین خلق خدا چه کسانند در مناجاتی است از حضرت بهآءالله که در حقّ احبّاء دعا کردهاند، از خداوند خواستهاند که: "ای خدای من دلهای آنها را به نور ذکر و معرفت خود نورانی کن و از برای آنها همان را مقدّر فرما که برای بهترین خلق خود مقدّر فرمودی یعنی کسانی که هیچ چیز آنها را از محبّت تو و محبّت مظهر ظهورت باز نداشت و در آسمان قربیت و عرفان تو پرواز کردند تا به جایگاهی رسیدند که اموال و ارواح خود را در راه مظهر ظهورت انفاق کردند.": "یا إلٓهی نَوِّرْ قُلوبَهُم بأنوارِ ذکرِکَ و معرفَتِکَ و قَدِّرْ لَهُم ما قَدَّرتَهُ لِخِیَرَةٍ خَلقِکَ الّذین ما مَنَعَتْهُم شَیءٌ عَنْ حُبِّکَ و حُبِّ مَظهَرِ أمرِکَ و طاروا فی هَوآءِ القُربِ و العِرفانِ إلیٰ أنْ بَلَغُوا إلیٰ مقامٍ أنفَقُوا أموالَهُم و أرواحَهُم فی سبیلِ مَظهَرِ نفسِک." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 48، ص167-168)
آیا کسی بوده که دعایش را اجابت نکرده باشی؟ در مناجاتی از قلم جمال ابهی بر این نکته تصریح شده است. ابتدا مضمون این بخش از مناجات ذکر میشود و سپس متن عربی آن: "تویی آن کسی که رحمتت از اهل عالم سبقت گرفته و فضل تو جمیع کسانی را که در آسمانها و زمینها هستند در بر گرفته است. چه کسی بوده که تو را خوانده و تو اجابتش نکرده باشی و چه کسی بوده که به تو اقبال کرده و تو به او نزدیک نشده باشی و چه کسی بوده که به تمام وجود به وجه تو توجّه کرده و نگاه عنایت تو به او متوجّه نشده باشد؟ در این حین گواهی میدهم که اقبال تو به بندگان پیش از اقبال آنها به تو بوده و ذکر تو آنها را پیش از آن بوده که آنها تو را ذکر کنند." "إنّک أنتَ الّذی سَبَقَت رحمتُکَ العالَمین و أحاطَ فضلُکَ مَن فِی السّموات و الأرَضین. مَنِ الّذی ناداک و ما اجَبتَهُ و مَنِ الّذی أقبَلَ إلَیکَ و ما تَقَرَّبتَ الیه و مَنِ الّذی تَوَجَّهَ بوجهِهِ الی وجهِکَ و ما تَوَجَّهتَ الیه لحظات عنایتک. أشهَدُ حینَئِذٍ بأنَّ إقبالَکَ عبادَکَ سَبَقَ إقبالَهُم ایّاک و ذکرَکَ ایّاهُم قبلَ ذکرِهم ایّاک." (مجموعه مناجات آثار قلم اعلی، ج1، ص111-112)
بحث بین عقل و عشق درباره ذکر الهی در مناجاتی از قلم اعلی، جمال مبارک، این بحث نازل شده است. ابتدا مضمون بیان مبارک و سپس این قسمت از مناجات نقل خواهد شد: ای خدای من چگونه تو را ذکر کنم در حالی که یقین یافتم که ذکر غیر تو لایق حضرتت نیست و چگونه تو را ذکر نکنم در حالی که در دلم محبّت جمالت را مییابم. عقل گوید او را ذکر نکن زیرا همیشه مقدّس از ذکر مخلوقات و منزّه از عرفان موجودات بوده. دلهای مقرّبان را یارای آن نیست که به او نزدیک شوند و بالهای عرفان مخلصین را قدرت آن نیست که در آسمان قرب او پرواز کنند. امّا عشق گوید هر طور دوست داری او را ذکر کن که او از رگ گردن به تو نزدیکتر است. زبانت را حتّی یک آن از ذکر بدیع او و چشم را از نگریستن به انوار وجه او باز مدار. "یا إلٓهی کیفَ أذکُرُکَ بعدَ الّذی أیقَنتُ بأنّ ذکرَ ماسِواک لاینبغی لحضرتک و کیفَ لاأذکُرُکَ بعد الّذی أجِدُ فی قلبی حُبَّ جمالک. إنَّ العقلَ یقولُ لاتذکُرهُ لأنَّهُ لَمیَزَل کان مقدّساً عن ذکرِ الممکنات و منزّهاً عن عرفان الکائنات. لنیقدِرَ أن یَتَقَرَّبَ الیهِ أفئدة المقرّبین و لأ أن تطیرَ فی هواء قُربِهِ أجنحة عرفانِ المخلصین؛ و الحبّ یقولُ أن اذکُرهُ کیفَ شِئتَ إنّهُ أقرَبُ الیکَ مِن حبلِ الوَرید و لاتَمنعِ اللّسانَ فی أقلِّ مِنَ الآنِ عن بدایعِ ذکره و لَا البصرَ عَنِ النَّظَرِ إلیٰ أنوارِ وجهِهِ." (مجموعه مناجات آثار قلم اعلی، ج1، ص106-107)
تأییدات الهیه برای رفع حجبات لازم جمال مبارک میفرمایند، "از حق جلّ شأنه سائل شويد که ابنای جنس را از اين نعمت عظمی و عطيّهٴ کُبری محروم نفرمايد اهل عالم را بشأنی حجُب ظنون و اوهام فراگرفته که بالمرّه راه نجات و طريق حيات را مسدود نموده مگر الطاف غيبيّه و تأييدات باطنيّه مالک بريّه آنها را دست گيرد و از مفاوز هلاک بشاهراه نجات کشاند." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره ۱۸، ص٤٥٨) [حُجُب: جمع حجاب / بالمرّه: کاملاً، تماماً / مَفاوِز (جمع مفازه): بیابانهای بی آب و علف، مکانهای خطرناک]
گلشن عالم معانی جمال قدم میفرمایند، "فىالحقيقه گلشن عالم معانى كتاب اولياست هر گلى در او موجود و هر بلبلى بر او مغرّد عنادلهاى عالم از وصف او عاجز و خامِهاى امم از ذكرش قاصر كه از عهده شكر اين نعمت عُظمىٰ بر آيد هدايت فرمود راه نمود قوّت بخشيد علم آزمود بينائى داد دانائى بخشود." (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره ۱۵، ص٤٠٩) [اولیا: دوستان / مُغَرِّد: چهچهه زننده / عنادل (جمع عندلیب): بلبل / خامِها (خامهها): قلمها]
لزوم بررسی هر روزه اعمال جمال قدم میفرمایند، " اميدواريم که شماها در ارض مطهّر سائر باشيد و در رضوان مقدّس بر سرير امنع اقدس جالس و ساکن و بسیار در کمال سکون حرکت کن و در کمال حُبّ ذاکر شو هيچ حزن بر خود راه مده در هر نَفَسی غير نَفْس اوّل باش و در هر قدمی فوق قَدَم قبل تا در کُلّ حين در تنزيه نفس مشغول باشی اينست سِرّ آن عبارتيکه ميفرمايد در هر يوم انسان اعمال خود را مرقوم دارد و بظهور بعد معروض نمايد مقصود از اين بيان اطّلاع انسان است بر اعمال خود که شايد متنبّه شده از سيّئه بِحَسَنه راجع شود و از بُعدِ وهم بِقُربِ يقين توجّه نمايد و السّلام. (مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 38، ص251)