tgindex
گَردواره

گَردواره

Статистика
@GardvaareКнигиперсидский

گَردواره. [ گَ دْ رِ ] (ص مرکّب) مانندِ گَرد. مُتحیّر، اسیرِ آزادی ذاتِ ما ذاتِ گَرد را مانَد

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
59
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 254
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
427
40 постов
Вовлечённость
34,1%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 59
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
262
1/48двое суток
300
1/72трое суток
323

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • شعرپَرتُو درسِ هستیْ روشن‌‌است خودفریبی می‌کنیم و درسِ هستیْ روشن‌است خاک‌بازی‌های طفلی، خاک بر‌ سَر کردن‌است! خونِ ما را چون پَسندد زیبِ دندانِ ستم؟ آن‌که او نزدیک‌تر گفت از وَریدِ گَردن‌است رَعدی از پرسش ندارد آسمانِ جُرأتَت بَس بهارت گُل نکرد و گفتی:«از بَختِ من‌است!» طفلِ خندان را کنید آگاه از چوبِ فَلَک خنده‌های این جهان، تمرین برای شیوَن‌است! پیمان بروجردی Painting by Théophile Emmanuel Duverger The Lesson, before 1886 #پیمان_بروجردی گَردواره

  • شبانه غُبارِ غم منتخبی از یک ترکیب‌بندِ غم‌بُنیاد؛ سرودهٔ مُرشد بروجردی، هم‌نشین و هم‌سخنِ طالب آملی در دستگاهِ میرزا غازی بیگ ترخان، درگذشته به‌سال ۱۰۳۰ هجری قمری بازَم دلِ خسته در فَغان‌است بازَم غمِ دلْ جهان‌جهان‌است ماییم و همین دلی که آن هم پیوسته برای دیگران‌است هر لحظه فُروبَرَد زمینم از بس که دلم ز غمْ گران‌است از بس که ز خونِ‌دل زدم جوش از دیگِ فَلَک فُتاد سَرپوش خود را ز غبارِ غم نَشویَم گَر بَحر بجوشد از سَبویَم از کوی فراق چون گُذارم؟ چون بَسته رَه از هزار سویَم رَحمی! که صد آرزو گِرِه شد با هر نَمِ گریه در گَلویَم اشکم چو ز دیده خواب شویَد رنگ از رُخِ آفتاب شویَد هرگز به مُرادِ خود نبودیم عمریست که شرمسار خویشیم غم از دو جهانْ کنار² گیرد تا در دلِ من قرار گیرد! از خوی تو لاله همچو آتش در دامنِ کوهسار گیرد از روی تو، ماهْ گُل‌فروشیست وَز موی تو، شبْ سیاه‌پوشیست بیرون نکند دلم به صد سال خونی که غمِ تو در جگر کرد هر ذرّه ز خاکِ منْ پس از مرگ دستی شد و خاکِ غم به‌سَر کرد مُرشد، نه همین ز کوی او رفت بیچاره ز خویش هم سفر کرد آواره و خسته و حزین باد تا هست، همیشه این‌چنین باد! مُرشد بروجردی بزم ادب، میرزا غازی بیگ ترخان (تصحیح: سید حسام‌الدّین راشدی) ¹ مصحّح: کار #مرشد_بروجردی گَردواره

  • شعرپَرتُو طلسمِ تقدیر فُتاده‌ام به طلسمِ کَشاکَشِ تقدیر نه گَردِ خانه‌به‌دوشم نه خاکِ دامن‌گیر دلِ رَمیده و شوقِ بَهانه‌خو¹ دارم که دیده است دو دیوانه را به یک زنجیر؟ نَفَس کشیدنِ مرغِ اَسیر، پروازست مباد! صیدِ رهایی شَوی ز دامِ صَفیر دلی که بال‌و‌پَری در هوای خاک بِزَد ندید خوابِ شکفتن چو غنچهٔ تصویر ز سینه تا به لبْ آیینِ نیشتَر دارم حدیث از جگرِ پاره می‌کنم تفسیر! تو خاقَنی! که به تاراجِ امتحان رفتی ز گَردِ کورهٔ وارَستگیْ طلبْ اِکسیر خاقانی شروانی دیوان خاقانی شروانی، میر جلال‌الدّین کزازی ¹ مصحّح: بهانه خود Painting by Sascha Schneider Hypnosis, 1904 #خاقانی_شروانی گَردواره

  • 10 авг.4531112

    شبانه از غزل‌های بسیار لطیفِ صائب است که دو مَطلع با تکرارِ مصرعی برجسته دارد. دستی ز روی لطف بَرآری، چه می‌شود؟ ما را اگر به ما نَگُذاری، چه می‌شود؟ ما را اگر به ما نَگُذاری، چه می‌شود؟ آیینه را ز گِل به دَر آری، چه می‌شود؟ این یک‌ نَفَس که دیدهٔ ما میهمانِ توست آیینه پیشِ رو نَگُذاری، چه می‌شود؟ ای خونیِ اُمید! به این دستگاهِ حُسن این یکْ دو بوسه را نَشُماری، چه می‌شود؟ دل را به چهرهٔ عرق‌آلود تازه کن تُخمی دَرین بهار بِکاری، چه می‌شود؟ ای ابرِ بی‌جگر! که ز دریاست دَخلِ تو بر مَزرعِ اُمید بِباری، چه می‌شود؟ در قُلزُمی که سعی به جایی نمی‌رسد صائب! عِنان به موج سِپاری، چه می‌شود؟ صائب تبریزی دیوان صائب تبریزی، محمد قهرمان ¹ قُلزُم: نامِ شهری است میانِ مصر و مکّه، نزدیکِ کوهِ طور و به سوی آن مضاف است بحرِ قلزم بدان جهت که بر طرفِ آن واقع است. #صائب_تبریزی گَردواره

  • چگونگی بی‌بَهرگی جَلبِ نَفعیْ پاک‌طینت را ز کس منظور نیست جذبِ روغن در سرشتِ چینیِ فَغفور نیست ظالم از چیزی که اَندوزد، ندارد بَهره‌ای شمعِ مومی در فضای خانهٔ زنبور نیست! اقدس شوشتری تذکره بی‌نظیر، عبدالوهّاب افتخار (به ترتیب و تصحیح منظور علی، ایم - ای -) #اقدس_شوشتری گَردواره

  • سفر خیال از صائب تا بیدل شمع، هَیهات‌است پای خویش را روشن کند هست لازمْ تیره‌بختیْ شعلهٔ ادراک را صائب تبریزی دیوان صائب تبریزی، محمد قهرمان مَعاشِ جاه، بی‌عاجزکُشیْ صورت نمی‌بَندد بَراتِ¹ رزقِ شاهان بر دهانِ مور می‌باشد سیاهی ریخت بر آیینهٔ ادراکِ ما، بیدل! چراغِ محفلِ تحقیق را این نور می‌باشد بیدل دهلوی کلیات ابوالمعانی میرزا عبدالقادر‌ بیدل دهلوی، خال‌محمد خسته و خلیل‌الله خلیلی ¹ بَرات: نوشته‌ای که دولت به خزانه‌دارِ خود برای دریافتِ وجه و جُز آن حواله می‌کند. #صائب_تبریزی #بیدل_دهلوی گَردواره

  • 8 авг.450159

    شعرپَرتُو خوش‌گُمانی دانهٔ عیشِ جهانْ بی‌دام پنداری چرا؟ یوسفیم و با برادرها به صحرا رفته‌ایم پیمان بروجردی Painting by Gerbrand van den Eeckhout (Circle of Rembrandt van Rijn) Jacob Shown Joseph’s Bloody Coat, 1650 #پیمان_بروجردی گَردواره

  • 7 авг.427149

    مصرع برجسته جوان را یک‌دَم اَندوهِ غریبیْ پیر می‌سازد حزین لاهیجی خزانهٔ عامره، غلام‌علی آزاد بلگرامی (نسخه منشی نول کشور، کانپور، نگارش: ۱۲۷۱ هجری قمری) #حزین_لاهیجی گَردواره

  • 7 авг.4311310

    چگونگی مُخَیَّری گر مُخَیَّر بکنندَم به قیامت که:«چه خواهی؟» دوستْ ما را و همه نعمتِ فردوسْ شما را هیچ هُشیار مَلامت نکند مستیِ ما را قُلْ لِصاحٍ تَرَکَ النّاسَ مِنَ الْوَجْدِ سُکاریٰ¹ سعدی شیرازی کلیات سعدی، محمدعلی فروغی ¹ به هوشیار بگو که از مردمْ کناره گرفتند، آنان که از شرابِ وَجد سرمست‌اند. #سعدی_شیرازی گَردواره

  • منم که داده مرا دستِ روزگار شکست

  • видео или голосовое, без подписи

  • شعرپَرتُو فیضِ خوبان و غفلتِ مردم می‌شود از تیره‌روزیْ غفلتِ مردمْ زیاد داروی بی‌هوشیِ شب، خواب را سنگین کند در غریبی هم به مردمْ فیضِ خوبان می‌رسد گُل ز باغ آید چو بیرون، شهر را آذین¹ کند اثر شیرازی دیوان شفیعای شیرازی(اثر)، رضا عبداللّهی ¹ مصحّح: آیین Paintings by Francisco José de Goya & Evelyn De Morgan The Sleep Of Reason Produces Monsters, 1799 Night and Sleep, 1878 #اثر_شیرازی گَردواره

  • 4 авг.497114

    مدارِ چَرخ بر مَردآزماییست

  • شبانه مدارِ چَرخ بر مَردآزماییست که شهری نیز در دِهْ روستاییست به‌تلخی می‌رود از بَس که عمرم نَفَس در سینه‌ام تیرِ هواییست همین بَس شرحِ چشمِ خون‌فشانم که مکتوبِ مرا کاغذْ حَناییست بُوَد از مار بَدتر خَصمِ عاجز نگویی بستهٔ بی‌دست‌وپاییست وحید! آن بُت که مغزم را بَرآشفت چو بوی گُل نمی‌دانم کجاییست وحید قزوینی کلیات وحید قزوینی، نسخه کتابخانه مجلس به شماره بازیابی: ۱۱۶۱( نگارش: سال ۱۰۸۱ هجری قمری) #وحید_قزوینی گَردواره

  • 3 авг.5471313

    چگونگی بی‌زبانی محبوسِ آسمان چه پَروبال واکُنَد؟ در زیرِ سنگ، سبزه چه نَشْوونُما کند؟ از بَس دُرُشت می‌رود این توسنِ فَلَک وقت‌است بَندبَندِ من از هم جدا کند انجامِ کارِ ما و غمِ یار، روشن‌است یک شمعِ بی‌زبان چه به چندین صبا کند؟ سَررشتهٔ حیات چو از دست رفت، رفت زلفِ تو را ز دست، کسی چون رها کند؟ نسبت به مَدِّ شِکوهٔ ما، زلفْ نارساست عمرِ خِضَر به شِکوهٔ ما، کِی وفا کند! بادِ خزان که خار به چشمش شکسته باد! فرصت نداد غنچهٔ ما چشم واکُنَد زودآ که در قلمروِ شُهرتْ عَلَم شود هر کس سخن به طرزِ تو، صائب! اَدا کند صائب تبریزی دیوان صائب تبریزی، محمد قهرمان #صائب_تبریزی گَردواره

  • 2 авг.5491210

    شعرنامه از مَحوی همدانی به خود (چهار رباعی در روزگارآزمایی، وفاداری، حرص‌گُریزی و عبرت از آشنایی‌ها) بر بادِ خَزان رفت بهارت، محوی! شد خشکْ نَهالِ آبدارت، محوی! آگَه نشدی که عزّتی می‌باشد تا خوار نکرد روزگارت، محوی! [ایضاً] یا دودِ سیه‌خانهٔ تنهایی باش یا شعلهٔ شمعِ مجلس‌آرایی باش یک چشم و دو منظور، کم از کوری نیست تا این‌جایی، مُغیث!¹ این‌جایی باش [ایضاً] محوی! هر سو ز حرص چون مور مَرو در بارگَهِ قیصر و فَغفور مَرو بُگْذر ز طَمَع وَز دَرِ دونان بگریز جانی داری؛ زنده به هر گور مَرو! [ایضاً] محوی! به هوای دل، نَوایی نَزَنی در کوچهٔ کس دَرِ سَرایی نَزَنی بیگانگی از تمامِ عالَم دیدی زنهار! که «حرفِ آشنایی» نَزَنی محوی همدانی تذکرهٔ مجمع‌النّفایس، سراج‌الدین علی خان آرزو(جلد سوم به کوشش محمد سرفراز ظفر با همکاری زیب‌النّسا علی خان) ¹ مُغیث: تخلّصِ دیگرِ مَحوی است. #محوی_همدانی گَردواره

  • 2 авг.536111

    Arash Haddadi – Flying Deep Inside

  • 1 авг.6321313

    شعرآهنگ Arash Haddadi Flying Deep Inside (In Pr: سفر به ژرفای درون) به اوجِ بی‌کسیِ ما، پَرِ هُما نرسد رسیده‌ایم به جایی که کَس به ما نرسد انجام یزدی تذکره بی‌نظیر، عبدالوهّاب افتخار (به ترتیب و تصحیح منظور علی، ایم - ای -) #انجام_یزدی گَردواره

  • شبانه روزگار اَندر کمینِ بختِ ماست دزد، دایم در پِیِ خوابیده است کلیم همدانی دیوان کلیم همدانی، نسخه کتابخانه مجلس به شماره بازیابی: ۷۸۱۷( کاتب: ابن‌محمد نصرآبادی - نگارش: سال ۱۰۸۲ هجری قمری) #کلیم_همدانی گَردواره

گَردواره — tgindex