فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
Статистикаاین کانال در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۹ به سرپرستیِ دکتر جاوید پاژین آغاز به کار کرد.
- Последний пост
- 19 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 126
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 156
- 1/48двое суток
- 178
- 1/72трое суток
- 192
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
¶↕️ ا↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑ا ادامهٔ فرستهٔ پیشین: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#unobjectionably 🟣 ☚#افرانشوانه \ af.râ.na.šav.ân.e \ یا: ☚#افرانشایانه \ af.râ.na.šây.ân.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اسناد اَفرانَشَوانه (بهگونهای غیرِقابلِاعتراض، بیایراد) تهیه شده بودند. ● 👈 ۲- او استدلال خود را اَفرانشایانه (بهگونهای اعتراضنابرانگیز، بینقص) ارائه کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ☑️ همریشههای دیگرِ #افراییدن و #افراینده در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی: 🖌 اوستایی 👈 خوانندهٔ سرودهای مذهبی ➖ -rayant° 🖌 پارتی 👈 مغرور بودن ➖ -gahrāy 🖌 فارسی میانه ترفانی 👈 لاف زدن ➖ -gahrāy 🖌 سغدی 👈 گریستن، زاریدن ➖ -r'y 🖌 سکایی 👈 فریاد کشیدن، بانگیدن ➖ -rrai 🖌 فارسی 👈 لاییدن (نالیدن) 🖌 کردی 👈 پارس کردن، عوعو کردن ➖ rayin 🖌 پشتو 👈 پارس کردن، عرعر کردن ➖ -rāy 🖌 آسی 👈 پارس کردن ➖ ræjun 🖌 یغنابی 👈 پارس کردن ➖ -rāy 🖌 وخی 👈 عوعو کردن، زوزه کشیدن ➖ -ruy 🖌 سانسکریت 👈 پارس کردن ➖ rāyati 🖌 لاتویایی 👈 سرزنش کردن ➖ rãju 🖌 لیتوانیایی 👈 قوقولی کردن (خروس) ➖ rojóju 🖌 لاتینی 👈 پارس کردن ➖ lātrāre 🖌 اسلاوی کهن 👈 غرش کردن ➖ rārian 🖌 آلمانی میانه بالا 👈 غرش کردن ➖ ruohen 🖌 پورواهندیایرانیاروپایی(پِهیا) 👈 بانگ برآوردن، غرش کردن، پارس کردن ➖ (rē(i ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ✍️ نکته: پیشتر این فعل بهشکلِ اَفراستن (اَفراسیدن) در همین کانال بارگذاری شده بود که آن هم دیسهای چشمنواز است. توجه کنید: objection اَفراس، اَفراسه objector اَفراسگر objectorship اَفراسگری، اَفراسمندی objected اَفراسته objecting اَفراسنده objectionable اَفراسشو objectionability اَفراسشوی unobjectionable اَفراسنَشو ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐ @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
¶↕️ ⭐️ ❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_object به معنای بیان کردنِ مخالفتِ خود با چیزی که آن را نمیپسندیم یا نادرست میدانیم، اعتراض کردن ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️ ❍◄#افراستن \ af.râs.t.an \ یا: ❍◄#افراییدن \ af.râs.id.an \ 👈 اَف (پیشوند، بهمعنای «بالای، بَر، رویِ») + رای (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ rā(y) به معنای فریاد زدن، بانگ کردن، آواز سر دادن) + ــیدن (نشانهٔ مصدر) ✍️ نکته: ۱- ستاکِ حالِ اَفراستن میشود: اَفرای .(بسنجید با: آراستن —> آرای .) ۲- معنای تکواژبهتکواژِ این فعل میشود: بر روی کسی صدا را بالا بردن. 💎 مثال: ● 👈 ۱- وقتی رئیس گفت نیمی از کارکنان را اخراج میکند، هیچ تنابندهای نَیَفراست (اعتراض نکرد؛) همه مهرِ خاموشی بر لب زدند، نکند آنها در تیررسِ اخراج قرار گیرند. ● 👈 ۲- وکیل دو هفته مهلت خواست تا دفاعیهٔ پایانی را آماده کند. آیا دادسِتان به این درخواست میاَفرایَد (اعتراض میکند؟) 📢 توجه: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objection or: ☛#objecting 🟢 ☚#افرایش \ af.rây.eš \ یا: ☚#افرایه \ af.rây.e \ یا: ☚#افراست \ af.râs.t \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفرایشِ (اعتراضِ) او به برنامهی کاریِ شرکت بر دادههای نادرستی بنا شده بود. ● 👈 ۲- من هیچ اَفرایهای (اعتراضی) به خریدِ آن یخچال نداشتم، جزاینکه بهایِ آن از آنچه میپنداشتم بسیار گرانتر بود. ● 👈 ۳- این فریادِ اَفراستِ (اعتراضِ) متهم بود که شنیده میشد، همو که پنج سال زندان برایش بریده بودند، فقط برای دزدیدنِ چند گِرده نان! ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objector 🟣 ☚#افراگر \ af.râ.gar \ یا: ☚#افراستار \ af.râs.t.âr \ یا: ☚#افرایشگر \ af.rây.eš.gar \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفراگر (معترض) توضیح داد که چرا با این پیشنهاد مخالف است. ● 👈 ۲- به هر اَفراستاری (اعتراضکنندهای) فرصت داده شد تا سخن بگوید. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objectorship 🟢 ☚#افراگری \ af.râ.gar.i \ یا: ☚#افرامندی \ af.râ.mand.i \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفراگریِ (معترضبودگیِ، اعتراضمندیِ) او در سراسرِ روند رسیدگی محترم شمرده شد. ● 👈 ۲- قانون اَفرامندیِ (جایگاهِ معترض بودنِ) متقاضیانِ دارای شرایط را به رسمیت میشناسد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objected 🟣 ☚#افراسته \ af.râs.t.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اظهارنظرِ اَفراسته (اعتراضشده، اعتراضی) از پرونده حذف شد. ● 👈 ۲- قاضی مدرکِ اَفراسته (موردِ اعتراض) را با دقت بررسی کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objecting (adj) 🟢 ☚#افراینده \ af.rây.and.e \ یا: ☚#افراگر 💎 مثال: ● 👈 ۱- وکیلِ اَفراینده (معترض، اعتراضکننده) درخواست کرد با دادگاه سخن بگوید. ● 👈 ۲- اعضای اَفراگر (معترض) به آن پیشنهاد رأی مخالف دادند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objectionable 🟣 ☚#افراستنی \ af.râs.t.an.i \ یا: ☚#افراشو \ (af.râ.šo(w \ یا: ☚#افراشایا \ af.râ.šây.â \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- آن نظریه بدین دلیل اَفراستنی (قابلِ اعتراض) است که رویکردی نژادپرستانه به کاهشِ جمعیتِ جهان دارد. ● 👈 ۲- آن برخوردِ شما کاملاً اَفراشو (قابلِ اعتراض) بود، شما احترامِ هیچکس را نگهنداشتید. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objectionability قابلیتِ اعتراض، قابلِاعتراضبودگی 🟢 ☚#افراشوی \ af.râ.šav.i \ یا: ☚#افراشایایی \ af.râ.šây.â.yi \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفراشایایی (اعتراضانگیزبودگی) آن اظهار نظر آشکار بود. ● 👈 ۲- آنان دربارهٔ اَفراشَوی (اعتراضآمیزبودگی) سیاستِ جدید بحث کردند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objectionably 🟣 ☚#افراشوانه \ af.râ.šav.ân.e \ یا: ☚#افراشایانه \ af.râ.šây.ân.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- قوانین اَفراشَوانه (بهگونهای اعتراضبرانگیز) مبهم بودند. ● 👈 ۲- او در طول جلسه اَفراشایانه (بهطرزی اعتراضآمیز) رفتار کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#unobjectionable 🟢 ☚#افرانشو \ (af.râ.na.šo(w \ یا: ☚#افرانشایا \ af.râ.na.šây.â \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- مبلغِ درخواستی برای ضمانتِ زندانی اَفرانَشو (غیرِ قابلِ اعتراض) بود و باید پرداخت میشد. ● 👈 ۲- کمیته این طرح را اَفرانَشایا (اعتراضنابرانگیز، بیایراد، پذیرفتنی) دانست. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ بروید به فرستهٔ پَسین: اا▼▼▼▼▼▼▼▼اا ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐ @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️ ┅┅─┅─┅─┅─┅─┅─┅ ✴️ ❍►#objection ✳️ ❍◄#افرایش (af.rây.eš) هرگونه اَفرایش (اعتراض) به اصلاحیهٔ پیشنهادی باید پیش از پایانِ مهلت بهصورت کتبی ارائه شود. ا⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓ا
👆👆👆 ا👇👇👇
¶↕️ ا↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑ا ادامهٔ فرستهٔ پیشین: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#autoconfiscation عمل یا فرایندِ از دست دادن یا مصادره کردنِ داراییِ خود بهسبب تصمیم یا اقدامِ خود، خودمصادره، خودمصادرهگری 🟣 ☚#خوددروندش یا: ☚#خوددروست 💎 مثال: ● 👈 برخی اقتصاددانان آن سیاست را نوعی خوددَروَندش (خودمصادرهگری) توصیف کردند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ☑️ همریشههای دیگرِ #دروندیدن #دروندش و #دروندا در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی: 🖌 اوستایی 👈 بستن، گرهزدن ➖ -baņd 🖌 فارسی باستان 👈 بستن ➖ -band 🖌 فارسی میانه 👈 بستن ➖ -bnd 🖌 فارسی میانه 👈 محاصره کردن ➖ parvastan, parvand فارسی میانه ترفانی 👈 بستن ➖ -(ben(n 🖌 ختنی 👈 متوقف کردن ➖ -hambad 🖌 سغدی 👈 بستن ➖ βynt 🖌 پارتی 👈 بستن، متوقف کردن ➖ -frbst 🖌 خوارزمی 👈 پیچیده کردن ➖ m/-zBncy 🖌 بلخی 👈 دسته، کلافه ➖ βasto 🖌 فارسی 👈 بستن، بند، بندآوردن، راهبند، راهبندان، پیوستن، پیوند، پَروَندیدن (دسته کردن، بستهبندی کردن (فرهنگ نفیسی)) 🖌 بلوچی 👈 بستن ➖ -bast 🖌 کردی 👈 بستن ➖ -bēn 🖌 کردی 👈 چسبیدن به، چسباندن به ➖ -pēwenān 🖌 سنگلجی 👈 بستن ➖ -bänän- 🖌 شغنی 👈 جوشخوردن (استخوان) ➖ -vīnd 🖌 سریکلی 👈 جوشخوردن ➖ -vind 🖌 مونجی 👈 جوشخوردن ➖ -vond 🖌 یغنابی 👈 جوشخوردن ➖ (van(t 🖌 پراچی 👈 بستن ➖ bēž 🖌 سانسکریت 👈 بستن ➖ bandh 🖌 آلمانی میانه 👈 بستن ➖ bintan 🖌 پورواهندیایرانیاروپایی (پِهیا) 👈 بستن ➖ -bhe(n)dh ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ✍️ نکته: ۱- برای دیدنِ فعلها یا واژههای دیگر از این ریشه بروید به: to connect , to plug , to synapse , to link , to file , to ban , to besiege , to relate , to affiliate . ۲- برای to confiscate همچنین میتوان از فعلِ گِروالیدن (گِرواشتن) نیز بهره جُست: گِروْ (از ریشهٔ فعلِ «گرفتن») + ــال (پسوندِ اسمساز —> بسنجید با: چنگال، کوپال) + ــیدن (نشانهٔ مصدر) توجه کنید: to confiscate گِروالیدن (گِرواشتن) confiscate (adj) گِروالی، گِروالین confiscation گِروالِش confiscator گِروالشگر confiscated گِرواشته confiscatedly گِرواشتهوار confiscatory گِروالِشی، گِروالا confiscatorily گِروالانه confiscatable گِرواشتنی، گروالشو confiscatability گِروالشوی non-confiscatory ناگِروالشی non-confiscated ناگِرواشته ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐ @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
¶↕️ ❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_confiscate به معنای گرفتنِ موقت یا همیشگیِ داراییِ کسی به زور بهدستِ دولت؛ یا به حکمِ قانون توسطِ فردی دیگر، مصادره کردن، توقیف کردن، ضبط کردن و جُزین ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️ ❍◄#دروستن \ dar.vas.t.an \ یا: ❍◄#دروندیدن \ dar.van.id.an \ 👈 دَر (پیشوندِ فعل، بهمعنایِ «درون، در») + وَند (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -band بهمعنای «بستن، گره زدن، متصل کردن، مسدود کردن») + ــیدن (نشانهٔ مصدر) ✍️ نکته: ۱- معنای تکواژانهٔ این فعل میشود، در بَند کردن که همان «ضبط کردن یا آزادیِ حقوقیِ چیزی را سلب کردن» است. ۲- ستاکِ حالِ دَروَستن میشود: دَروَند .(بسنجید با: پیوستن —> پیوند .) 💎 مثال: ● 👈 ۱- پلیس در یورشِ دیشب به کویِ مکزیکیها سلاحهای غیرقانونیِ آنها را دَروَست (ضبط کرد.) ● 👈 ۲- مأموران گمرک پول نقدِ اعلامنشده را دَروَستند (ضبط کردند.) ● 👈 ۳- دولت زمینهایی را که از راه کلاهبرداری به دست آمده باشد دَرمیوَندد (مصادره میکند.) قرار است دادگاه داراییهای مرتبط با جرمهای سازمانیافته را بدَروَندد (مصادره میکند.) 📢 توجه: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscate (adj) 🟣 ☚#دروند \ dar.vand \ یا: ☚#دروندا \ dar.vand.â \ یا: ☚#دروندین \ dar.vand.in \ 💎 مثال: ● 👈 داراییهایِ دَروَندی (مصادرهای، ضبطشده) بعداً از سوی دولت به مزایده گذاشته شد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscation ضبط، مصادره، توقیف 🟢 ☚#دروندش \ dar.vand.eš \ یا: ☚#دروستار \ dar.vas.t.âr \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- دَروَندشِ (مصادرهٔ، ضبطِ) زمینهای خصوصی خشم عمومی را برانگیخت. ● 👈 ۲- این قانون اجازهٔ دَروَستارِ (ضبطِ) اموالِ دزدی را میدهد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscator 🟣 ☚#دروندگر \ dar.vand.gar \ یا: ☚#دروندشگر \ dar.vand.eš.gar \ 💎 مثال: ● 👈 روستاییان مأمورِ مالیات را دَروَندشگری (مصادرهکنندهای) بیرحم میدانستند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscated 🟢 ☚#دروسته یا: ☚#دروندیده \ dar.vand.id.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- سندهای دروَسته (ضبطشده) در بایگانیِ امن نگهداری شدند. ● 👈 ۲- او درخواست کرد تلفنِ دَروَستهاش (ضبطشدهاش) را پس بدهند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscatedly 🟣 ☚#دروستهوار \ dar.vas.t.e.vâr \ یا: ☚#دروستهگرانه \ dar.vas.t.e.gar.ân.e \ 💎 مثال: ● 👈 داراییها دَروَستهگرانه (بهصورتِ مصادرهشده) از دسترس عموم خارج شدند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscatory 🟢 ☚#دروندا \ dar.vand.â \ یا: ☚#دروندشی \ dar.vand.eš.i \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- منتقدان مالیاتِ جدید را دَروَندشی (مصادرهای، مصادرهبنیاد، ضبطبنیاد) و بیشازحد سنگین توصیف کردند. ● 👈 ۲- دادگاه سیاستِ دَروَندشی (مصادرهگرانه) را در برخورد با بدهیهای شرکت رد کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscatorily 🟣 ☚#دروندانه \ dar.vand.ân.e \ یا: ☚#بهشیوهی_دروندشی 💎 مثال: ● 👈 این قانون دَروَندانه (بهگونهٔ مصادرهگرانه، بهشیوهٔ ضبطبنیاد) علیه کسبوکارهای کوچک عمل میکرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscatable 🟢 ☚#دروستنی \ dar.vas.t.an.i \ یا: ☚#دروندشو \ (dar.vand.šo(w \ یا: ☚# 💎 مثال: ● 👈 در این کشور، هر نوع سلاحِ بیپروانه طبق قانون دَروَندشو (قابلِ ضبط) است. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscatability 🟣 ☚#دروندشوی \ dar.vand.šav.i \ 💎 مثال: ● 👈 قاضی دربارهٔ دَروَندشویِ (قابلیتِ ضبطِ) داراییهای آن شرکت دستور به بررسیِ بیشتر داد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#non_confiscatory 🟢 ☚#نادروندشی \ nâ.dar.vand.eš.i \ 💎 مثال: ● 👈 این اصلاحات نظامِ مالیاتیِ نادَروَندشی (غیرمصادرهگرانه، نامصادرهبنیاد) در کشور را برقرار کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#non_confiscation عدمِ مصادره، عدمِ ضبط 🟣 ☚#نادروندش \ nâ.dar.vand.eš \ 💎 مثال: ● 👈 این پیمان نادَروَندش (عدمِ مصادرهٔ) اموال خصوصی را تضمین میکرد ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#non_confiscated 🟢 ☚#نادروسته \ na.dar.vas.t.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- کالاهایِ نادَروسته (ضبطنشده) به صاحبانشان بازگردانده شدند. ● 👈 ۲- دادگاه فقط سندهایِ نادَروسته (مصادرهنشده) را بهعنوان مدرک پذیرفت. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ بروید به فرستهٔ پَسین: اا▼▼▼▼▼▼▼▼اا ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐ @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️ ┅┅─┅─┅─┅─┅─┅─┅ ✴️ ❍►#confiscation ✳️ ❍◄#دروندش \ dar.vand.eš \ مجازاتهای ثبتشده در این دادگاه طیِ سال گذشته، از سه ماه زندان تا حبسِ ابد و دَروَندشِ (مصادرهٔ) داراییها متغیر بوده است. ا⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓ا