tgindex
فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

Статистика

این کانال در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۹ به سرپرستیِ دکتر جاوید پاژین آغاز به کار کرد.

Последний пост
19 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
126
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 096
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
189
40 постов
Вовлечённость
17,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 126
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
156
1/48двое суток
178
1/72трое суток
192

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ¶↕️ ا↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑ا ادامهٔ فرستهٔ پیشین: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#unobjectionably 🟣 ☚#افرانشوانه \ af.râ.na.šav.ân.e \   یا: ☚#افرانشایانه \ af.râ.na.šây.ân.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اسناد اَفرانَشَوانه (به‌گونه‌ای غیرِ‌قابلِ‌اعتراض، بی‌ایراد) تهیه شده بودند. ● 👈 ۲- او استدلال خود را اَفرانشایانه (به‌گونه‌ای اعتراض‌‌نابرانگیز، بی‌نقص) ارائه کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ☑️ هم‌ریشه‌های دیگرِ  #افراییدن و #افراینده  در زبان‌های ایرانی و هندی‌ایرانی‌اروپاییِ ناایرانی: 🖌 اوستایی 👈 خوانندهٔ سرودهای مذهبی ➖ -rayant° 🖌 پارتی 👈 مغرور بودن ➖ -gahrāy 🖌 فارسی میانه ترفانی 👈 لاف زدن ➖ -gahrāy 🖌 سغدی 👈 گریستن، زاریدن ➖ -r'y 🖌 سکایی 👈 فریاد کشیدن، بانگیدن ➖ -rrai 🖌 فارسی 👈 لاییدن (نالیدن) 🖌 کردی 👈 پارس کردن، عوعو کردن ➖ r‌a‌yi‌n 🖌 پشتو 👈 پارس کردن، عرعر کردن ➖ -rāy 🖌 آسی 👈 پارس کردن ➖ ræjun 🖌 یغنابی 👈 پارس کردن ➖ -rāy 🖌 وخی 👈 عوعو کردن، زوزه کشیدن ➖ -ruy 🖌 سانسکریت 👈 پارس کردن ➖ rā‌yati 🖌 لاتویایی 👈 سرزنش کردن ➖ rãju 🖌 لیتوانیایی 👈 قوقولی کردن (خروس) ➖ rojóju 🖌 لاتینی 👈 پارس کردن ➖ lātrāre 🖌 اسلاوی کهن 👈 غرش کردن ➖ rārian 🖌 آلمانی میانه بالا 👈 غرش کردن ➖ ruohen 🖌 پورواهندی‌ایرانی‌اروپایی(پِهیا) 👈 بانگ برآوردن، غرش کردن، پارس کردن ➖ (rē(i ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ✍️ نکته: پیش‌تر این فعل به‌شکلِ اَفراستن (اَفراسیدن) در همین کانال بارگذاری شده بود که آن هم دیسه‌ای چشم‌نواز است. توجه کنید: objection اَفراس، اَفراسه objector اَفراس‌گر objectorship اَفراس‌گری، اَفراس‌مندی objected اَفراسته objecting اَفراسنده objectionable اَفراس‌شو objectionability اَفراس‌شوی unobjectionable اَفراس‌نَشو ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐        @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

  • ¶↕️ ⭐️ ❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_object به معنای بیان کردنِ مخالفتِ خود با چیزی که آن را نمی‌پسندیم یا نادرست می‌دانیم، اعتراض کردن ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️ ❍◄#افراستن \ af.râs.t.an \ یا: ❍◄#افراییدن \ af.râs.id.an \ 👈 اَف (پیشوند، به‌معنای «بالای، بَر، رویِ») + رای (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ rā(y) به معنای فریاد زدن، بانگ کردن، آواز سر دادن) + ــ‌یدن (نشانهٔ مصدر) ✍️ نکته: ۱- ستاکِ حالِ اَفراستن می‌شود: اَفرای .(بسنجید با: آراستن —> آرای .) ۲- معنای تکواژبه‌تکواژِ این فعل می‌شود: بر روی کسی صدا را بالا بردن. 💎 مثال: ● 👈 ۱- وقتی رئیس گفت نیمی از کارکنان را اخراج می‌کند، هیچ تنابنده‌ای نَیَفراست (اعتراض نکرد؛) همه مهرِ خاموشی بر لب زدند، نکند آن‌ها در تیررسِ اخراج قرار گیرند. ● 👈 ۲- وکیل دو هفته مهلت خواست تا دفاعیهٔ پایانی را آماده کند. آیا دادسِتان به این درخواست می‌اَفرایَد (اعتراض می‌کند؟) 📢 توجه: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objection or: ☛#objecting 🟢 ☚#افرایش \ af.rây.eš \   یا: ☚#افرایه \ af.rây.e \   یا: ☚#افراست \ af.râs.t \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفرایشِ (اعتراضِ) او به برنامه‌ی کاریِ شرکت بر داده‌های نادرستی بنا شده بود. ● 👈 ۲- من هیچ اَفرایه‌ای (اعتراضی) به خریدِ آن یخچال نداشتم، جز‌اینکه بهایِ آن از آنچه می‌پنداشتم بسیار گران‌تر بود. ● 👈 ۳- این فریادِ اَفراستِ (اعتراضِ) متهم بود که شنیده می‌شد، همو که پنج ‌سال زندان برایش بریده بودند، فقط برای دزدیدنِ چند گِرده نان! ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objector 🟣 ☚#افراگر \ af.râ.gar \   یا: ☚#افراستار \ af.râs.t.âr \   یا: ☚#افرایش‌گر \ af.rây.eš.gar \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفراگر (معترض) توضیح داد که چرا با این پیشنهاد مخالف است. ● 👈 ۲- به هر اَفراستاری (اعتراض‌کننده‌ای) فرصت داده شد تا سخن بگوید. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objectorship 🟢 ☚#افراگری \ af.râ.gar.i \   یا: ☚#افرامندی \ af.râ.mand.i \   💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفراگریِ (معترض‌بودگیِ، اعتراض‌مندیِ) او در سراسرِ روند رسیدگی محترم شمرده شد. ● 👈 ۲- قانون اَفرامندیِ (جایگاهِ معترض بودنِ) متقاضیانِ دارای شرایط را به رسمیت می‌شناسد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objected 🟣 ☚#افراسته \ af.râs.t.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اظهارنظرِ اَفراسته (اعتراض‌شده، اعتراضی) از پرونده حذف شد. ● 👈 ۲- قاضی مدرکِ اَفراسته (موردِ اعتراض) را با دقت بررسی کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objecting (adj) 🟢 ☚#افراینده \ af.rây.and.e \   یا: ☚#افراگر 💎 مثال: ● 👈 ۱- وکیلِ اَفراینده (معترض، اعتراض‌کننده) درخواست کرد با دادگاه سخن بگوید. ● 👈 ۲- اعضای اَفراگر (معترض) به آن پیشنهاد رأی مخالف دادند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objectionable 🟣 ☚#افراستنی \ af.râs.t.an.i \   یا: ☚#افراشو \ (af.râ.šo(w \   یا: ☚#افراشایا \ af.râ.šây.â \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- آن نظریه بدین دلیل اَفراستنی (قابلِ اعتراض) است که رویکردی نژادپرستانه به کاهشِ جمعیتِ جهان دارد. ● 👈 ۲- آن برخوردِ شما کاملاً اَفراشو (قابلِ اعتراض) بود، شما احترامِ هیچ‌کس را نگه‌نداشتید. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#objectionability قابلیتِ اعتراض، قابلِ‌اعتراض‌بودگی 🟢 ☚#افراشوی \ af.râ.šav.i \   یا: ☚#افراشایایی \ af.râ.šây.â.yi \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- اَفراشایایی (اعتراض‌انگیزبودگی) آن اظهار نظر آشکار بود. ● 👈 ۲- آنان دربارهٔ اَفراشَوی (اعتراض‌آمیزبودگی) سیاستِ جدید بحث کردند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#objectionably 🟣 ☚#افراشوانه \ af.râ.šav.ân.e \   یا: ☚#افراشایانه \ af.râ.šây.ân.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- قوانین اَفراشَوانه (به‌گونه‌ای اعتراض‌برانگیز) مبهم بودند. ● 👈 ۲- او در طول جلسه اَفراشایانه (به‌طرزی اعتراض‌آمیز) رفتار کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#unobjectionable 🟢 ☚#افرانشو \ (af.râ.na.šo(w \   یا: ☚#افرانشایا \ af.râ.na.šây.â \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- مبلغِ درخواستی برای ضمانتِ زندانی اَفرانَشو (غیرِ قابلِ‌ اعتراض) بود و باید پرداخت می‌شد. ● 👈 ۲- کمیته این طرح را اَفرانَشایا (اعتراض‌‌نابرانگیز، بی‌ایراد، پذیرفتنی) دانست. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ بروید به فرستهٔ پَسین: اا▼▼▼▼▼▼▼▼اا ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐        @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • ☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️ ┅┅─┅─┅─┅─┅─┅─┅ ✴️ ❍►#objection ✳️ ❍◄#افرایش (af.rây.eš) هرگونه اَفرایش (اعتراض) به اصلاحیهٔ پیشنهادی باید پیش از پایانِ مهلت به‌صورت کتبی ارائه شود. ا⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓ا

  • 👆👆👆 ا👇👇👇

  • ¶↕️ ا↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑ا ادامهٔ فرستهٔ پیشین: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#autoconfiscation عمل یا فرایندِ از دست دادن یا مصادره کردنِ داراییِ خود به‌سبب تصمیم یا اقدامِ خود، خودمصادره، خودمصادره‌گری 🟣 ☚#خوددروندش   یا: ☚#خوددروست 💎 مثال: ● 👈 برخی اقتصاددانان آن سیاست را نوعی خوددَروَندش (خودمصادره‌گری) توصیف کردند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ☑️ هم‌ریشه‌های دیگرِ  #دروندیدن #دروندش و #دروندا  در زبان‌های ایرانی و هندی‌ایرانی‌اروپاییِ ناایرانی: 🖌 اوستایی  👈  بستن، گره‌زدن  ➖  -baņd 🖌 فارسی باستان  👈  بستن  ➖  -band 🖌 فارسی میانه  👈  بستن  ➖  -bnd 🖌 فارسی میانه  👈  محاصره کردن  ➖  parvastan, parvand فارسی میانه ترفانی  👈  بستن  ➖  -(ben(n 🖌 ختنی  👈  متوقف کردن ➖  -hambad 🖌 سغدی  👈 بستن  ➖  βynt 🖌 پارتی  👈  بستن، متوقف کردن  ➖  -frbst 🖌 خوارزمی  👈  پیچیده کردن  ➖  m/-zBncy 🖌 بلخی  👈  دسته، کلافه  ➖  βasto 🖌 فارسی  👈  بستن، بند، بند‌آوردن، راه‌بند، راه‌بندان، پیوستن، پیوند، پَروَندیدن (دسته کردن، بسته‌بندی کردن (فرهنگ نفیسی)) 🖌 بلوچی  👈  بستن  ➖ -bast 🖌 کردی  👈 بستن   ➖  -bēn 🖌 کردی  👈  چسبیدن به، چسباندن به  ➖  -pēwenān 🖌 سنگلجی  👈  بستن ➖  -bänän- 🖌 شغنی  👈  جوش‌خوردن (استخوان)  ➖  -vīnd 🖌 سریکلی  👈  جوش‌خوردن  ➖  -vind 🖌 مونجی  👈  جوش‌خوردن  ➖  -vond 🖌 یغنابی  👈  جوش‌خوردن  ➖  (van(t 🖌 پراچی  👈  بستن  ➖  bēž 🖌 سانسکریت  👈 بستن  ➖  bandh 🖌 آلمانی میانه  👈  بستن   ➖  bintan 🖌 پورواهندی‌ایرانی‌اروپایی (پِهیا) 👈  بستن ➖ -bhe(n)dh ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ✍️ نکته: ۱- برای دیدنِ فعل‌ها یا واژه‌های دیگر از این ریشه بروید به: to connect  , to plug , to synapse , to link , to file , to ban , to besiege  , to relate , to affiliate . ۲- برای to confiscate همچنین می‌توان از فعلِ گِروالیدن (گِرواشتن) نیز بهره جُست: گِروْ (از ریشهٔ فعلِ «گرفتن») + ــ‌ال (پسوندِ اسم‌ساز —> بسنجید با: چنگال، کوپال) + ــ‌‌یدن (نشانهٔ مصدر) توجه کنید: to confiscate گِروالیدن (گِرواشتن) confiscate (adj) گِروالی، گِروالین confiscation گِروالِش confiscator گِروالش‌گر confiscated گِرواشته confiscatedly گِرواشته‌وار confiscatory گِروالِشی، گِروالا confiscatorily گِروالانه confiscatable گِرواشتنی، گروال‌شو confiscatability گِروال‌شوی non-confiscatory ناگِروالشی non-confiscated ناگِرواشته ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐        @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

  • ¶↕️ ❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_confiscate به معنای گرفتنِ موقت یا همیشگیِ دارایی‌ِ کسی به‌ زور به‌دستِ دولت؛ یا به‌ حکمِ قانون توسطِ فردی دیگر، مصادره کردن، توقیف کردن، ضبط کردن و جُزین ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️ ❍◄#دروستن \ dar.vas.t.an \  یا: ❍◄#دروندیدن \ dar.van.id.an \  👈 دَر (پیشوندِ فعل، به‌معنایِ «درون، در») + وَند (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -band به‌معنای «بستن، گره زدن، متصل کردن، مسدود کردن») + ــ‌یدن (نشانه‌ٔ‌ مصدر) ✍️ نکته: ۱- معنای تکواژانهٔ این فعل می‌شود، در بَند کردن که همان «ضبط کردن یا آزادیِ حقوقیِ چیزی را سلب کردن» است. ۲- ستاکِ حالِ دَروَستن می‌شود: دَروَند .(بسنجید با: پیوستن —> پیوند .) 💎 مثال: ● 👈 ۱- پلیس در یورشِ دیشب به کویِ مکزیکی‌ها سلاح‌های غیرقانونیِ آن‌ها را دَروَست (ضبط کرد.) ● 👈 ۲- مأموران گمرک پول نقدِ اعلام‌نشده را دَروَستند (ضبط کردند.) ● 👈 ۳- دولت زمین‌هایی را که از راه کلاهبرداری به دست آمده‌ باشد دَرمی‌وَندد (مصادره می‌کند.) قرار است دادگاه دارایی‌های مرتبط با جرم‌های سازمان‌یافته را بدَروَندد (مصادره می‌کند.) 📢 توجه: ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscate (adj) 🟣 ☚#دروند \ dar.vand \   یا: ☚#دروندا \ dar.vand.â \   یا: ☚#دروندین \ dar.vand.in \ 💎 مثال: ● 👈 دارایی‌هایِ دَروَندی (مصادره‌ای، ضبط‌شده) بعداً از سوی دولت به مزایده گذاشته شد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscation ضبط، مصادره، توقیف 🟢 ☚#دروندش \ dar.vand.eš \   یا: ☚#دروستار \ dar.vas.t.âr \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- دَروَندشِ (مصادرهٔ، ضبطِ) زمین‌های خصوصی خشم عمومی را برانگیخت. ● 👈 ۲- این قانون اجازهٔ دَروَستارِ (ضبطِ) اموالِ دزدی را می‌دهد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscator 🟣 ☚#دروندگر \ dar.vand.gar \   یا: ☚#دروندش‌گر \ dar.vand.eš.gar \ 💎 مثال: ● 👈 روستاییان مأمورِ مالیات را دَروَندش‌گری (مصادره‌کننده‌ای) بی‌رحم می‌دانستند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscated 🟢 ☚#دروسته   یا: ☚#دروندیده \ dar.vand.id.e \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- سندهای دروَسته (ضبط‌شده) در بایگانیِ امن نگهداری شدند. ● 👈 ۲- او درخواست کرد تلفنِ دَروَسته‌اش (ضبط‌شده‌اش) را پس بدهند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscatedly 🟣 ☚#دروسته‌وار \ dar.vas.t.e.vâr \   یا: ☚#دروسته‌گرانه \ dar.vas.t.e.gar.ân.e \ 💎 مثال: ● 👈 دارایی‌ها دَروَسته‌گرانه (به‌صورتِ مصادره‌شده) از دسترس عموم خارج شدند. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscatory 🟢 ☚#دروندا \ dar.vand.â \   یا: ☚#دروندشی \ dar.vand.eš.i \ 💎 مثال: ● 👈 ۱- منتقدان مالیاتِ جدید را دَروَندشی (مصادره‌‌ای، مصادره‌بنیاد، ضبط‌بنیاد) و بیش‌ازحد سنگین توصیف کردند. ● 👈 ۲- دادگاه سیاستِ دَروَندشی (مصادره‌گرانه) را در برخورد با بدهی‌های شرکت رد کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscatorily 🟣 ☚#دروندانه \ dar.vand.ân.e \   یا: ☚#به‌شیوه‌ی_دروندشی 💎 مثال: ● 👈 این قانون دَروَندانه (به‌گونه‌ٔ مصادره‌گرانه، به‌شیوهٔ ضبط‌بنیاد) علیه کسب‌وکارهای کوچک عمل می‌کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#confiscatable 🟢 ☚#دروستنی \ dar.vas.t.an.i \   یا: ☚#دروندشو \ (dar.vand.šo(w \   یا: ☚# 💎 مثال: ● 👈 در این کشور، هر نوع سلاحِ بی‌پروانه طبق قانون دَروَندشو (قابلِ ضبط) است. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#confiscatability 🟣 ☚#دروندشوی \ dar.vand.šav.i \ 💎 مثال: ● 👈 قاضی دربارهٔ دَروَندشویِ (قابلیتِ ضبطِ) دارایی‌های آن شرکت‌ دستور به بررسی‌ِ بیشتر داد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#non_confiscatory 🟢 ☚#نادروندشی \ nâ.dar.vand.eš.i \ 💎 مثال: ● 👈 این اصلاحات نظامِ مالیاتیِ نادَروَندشی (غیرمصادره‌گرانه‌، نامصادره‌بنیاد) در کشور را برقرار کرد. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟣 ☛#non_confiscation عدمِ مصادره، عدمِ ضبط 🟣 ☚#نادروندش \ nâ.dar.vand.eš \ 💎 مثال: ● 👈 این پیمان نادَروَندش (عدمِ مصادرهٔ) اموال خصوصی را تضمین می‌کرد ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 🟢 ☛#non_confiscated 🟢 ☚#نادروسته \ na.dar.vas.t.e \   💎 مثال: ● 👈 ۱- کالاهایِ نادَروسته (ضبط‌نشده) به صاحبانشان بازگردانده شدند. ● 👈 ۲- دادگاه فقط سندهایِ نادَروسته (مصادره‌نشده) را به‌عنوان مدرک پذیرفت. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ بروید به فرستهٔ پَسین: اا▼▼▼▼▼▼▼▼اا ┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐        @JavidPajin └─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘ l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • ☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️ ┅┅─┅─┅─┅─┅─┅─┅ ✴️ ❍►#confiscation ✳️ ❍◄#دروندش \ dar.vand.eš \ مجازات‌های ثبت‌شده در این دادگاه طیِ سال گذشته، از سه ماه زندان تا حبسِ ابد و دَروَندشِ (مصادرهٔ) دارایی‌ها متغیر بوده است. ا⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓ا

فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی — tgindex