مطالب كوهنوردي
Статистикаجهت ارسال مطالب،عكس ها و ... @rahim_akbari ✅ ————————————————ارائه نظرات،پيشنهادات و انتقادات : @mehrshadmaleki ❎
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 270
- 1/48двое суток
- 309
- 1/72трое суток
- 333
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گاشربروم ۲ ـ سال ۱۳۷۶ نخستین سجده بر خاک هیمالیا سلام بر سال ۱۳۷۶... هنوز عطر یخ و سنگ در خاطرم زنده است. ناگهان کمپ اصلی در هیاهویی عجیب فرو رفت. همه میگفتند: «آمد... آمد...» و دقایقی بعد، او در میان جمعیتی از کوهنوردان و همراهانش وارد کمپ شد. برای بزرگداشت دوستش، «هرمان»، که در قله چوگولیزا بر اثر بهمن جان باخته بود، به منطقه آمده بود. به دعوت ما در مراسم برافراشتن پرچم ایران شرکت کرد و سپس راهی شد. برای من، دیدار چنین کوهنورد نامداری افتخار بزرگی بود؛ اما راستش را بخواهید، نگاه بیش از حد تجاری و اسپانسری او، در دلم نشانی از دلسردی گذاشت؛ احساسی که سالها با من ماند... تا جشن پنجاهمین سالگرد نخستین صعود اورست؛ جایی که به دعوت پادشاه نپال، چهار نفر از ایران، اولنج، چشمه قصابانی، اوراز و اینجانب، محمد حسن نجاریان، حضور داشتیم. سالن، لبریز از کوهنوردان بزرگ جهان بود. او بر صحنه رفت و پیوسته از فتحها، رکوردها و حامیان مالی سخن گفت. سخنانش که پایان یافت، با تشویقی معمولی، از سن پایین آمد؛ تشویقی که هرگز با نام و آوازهاش همخوانی نداشت. سپس نوبت پیتر هابلر رسید... هنوز از انتهای سالن قدم برنداشته بود که سالن منفجر شد؛ سوت، کف، فریاد و هورایی که سقف را میلرزاند. به پای سن که رسید، نگاهی به اطراف انداخت؛ خبرنگاران، پادشاه، ملکه و انبوه کوهنوردان را از نظر گذراند و با لبخندی گفت: «انگار اینجا هم باید از روی یک شکاف یخچال پرید!» و با یک خیز چابک، بر روی سن ایستاد. تعظیمی کوتاه کرد و پشت تریبون قرار گرفت. چشمانش پر از اشک بود. نگاهش روی چهره شرپاها میچرخید؛ آپا، نورگی، نوربا، پوربا... انگار سالها خاطره را در همان چند ثانیه مرور میکرد. سکوتی سنگین، تمام سالن را فرا گرفته بود. لبهای خشکیدهاش را به میکروفن نزدیک کرد و تنها چند جمله گفت: «در جایی که شرپاها، آپا، نورگی، نوربا، پوربا و همه عاشقان کوه حضور دارند، من دیگر چه میتوانم بگویم؟ سپاسگزارم که مرا به قلبهایتان، سرزمینتان و قلههایتان راه دادید... ناماسته.» همین... نه سخنی از رکوردها بود، نه از تعداد صعودها، نه از اسپانسرها. سالن در انفجاری از احساس غرق شد؛ ایستاده تشویقش کردند، هلهلهها پایان نداشت و اشک و لبخند در هم آمیخته بود. و همانجا، در دل هیمالیا، درسی را آموختم که هیچ کتابی نمیتوانست به من بیاموزد: تعداد صعودها، انسان را بزرگ نمیکند؛ آنچه ماندگار است، فتح قلهها نیست... فتح دلهاست. از خاطرات کتاب زندگی نهاوند تا اورست؛ هم خاطرهای از هیمالیا، هم درسی از فروتنی. در دست تدوین محمد حسن نجاریان @khabarkooh @koohiran
راینهولد مستر پیتر هابلر دو اسطوره کوهنوردی جهان از دیدگاه حسن نجاریان @khabarkooh @koohiran
او دیگر تکرار نخواهد شد!! #زنده یاد محمدرضا خدایاری @khabarkooh @koohiran
او دیگر تکرار نخواهد شد!! #زنده یاد محمدرضا خدایاری @khabarkooh @koohiran
برای شعر خویشتن گلواژه های تازه می خواهم بعد مدت ها، درگیر کارهای روزمره و همیشگی دانشگاه، امروز فرصتی شد تا به اندازه سه دهه رفاقت با کامران مختاری، چند ساعتی همنشین ایشان شوم، آنهم در مکانی که به عروس کوههای ایران شهره کوهنوردان هست. سهند زیبا و رفیق فابریک! راستی وقتی کوهنوردان همدیگر را پیدا می کنند، حتی از فاصله های خیلی دور … حتی از ته نسبت های نداشته شان، گویی هزاران ساعت برای هم حرف دارند! حرف های از جنس تنهایی، حرفهایی که در قالب سخن گفتن نمی گنجند!! ولی مثل اینکه در جایی نوشته بود، اینها باید کنار هم باشند. آنوقت می شوند همدم می شوند دوست می شوند رفیق اصلا می شوند جان شیرین! در آن صورت، درست می نشینند روی طاقچه ی دل همدیگر. حرف هایشان جور دیگری دلنشین است!! هر جمله شان یادآور خاطرات خوش روزگاران گذشته است! و دل برای خنده هایشان ضعف می رود! دوست دارند روزها در کنار یکدیگر باشند و دل بسپارند به حرفها، درد ها و ناگفته های مگوی غبار گرفته از وضعیت کوهنوردی کشور!! بودن با کامران همیشه شیرین است وقتی هم که در کوه کنارش باشی، شیرین تر! با کامران همه چیز را می توانی مرور کنی، مرام، معرفت، نانگا و ... کوه اسکی و اندک رفیقی بیادگار مانده!! مُدام صحبت هایش تو را به وجد می آورد. کامران مانند، برخی آدم های است، که می آیند تا در دل ماندگار شوند. و دلیلِ حالِ خوبمان باشند؛ که بشوند همدمِ روزها و شب های بی قراریمان؛ بشوند شریکِ حالِ خوب و بدمان! کامران جزئ آندسته از کوهنوردانی است که می آیند و می شوند رفیقِ شفیقِمان؛ از همان ها که عمری دلمان بهانه اش را می گرفت!! همان ها که با بودنشان قلبمان نفسِ تازه و روحمان جان میگیرد… و جمله آخر، بزرگواری آ کامران، خیلی پیست اسکی سهند-۱۶ خرداد ۱۴۰۵ محمد جدیری عباسی @khabarkooh @koohiran
دمی با آقای کامران مختاری کوهنورد، اسکی باز، تولید کننده پوشاک کوهنوردی و اسکی «نانگا» @khabarkooh @koohiran
هفتم خرداد، یادآور پرواز محمد گودرزی از زحمتکشانفدراسیونکوهنوردی هستش، کسی که سالها عهده دار حفظ و حراست اموال فدراسیون کوهنوردی کشور بود. محمد ویژگبهای خاص خود رو داشت و از چهره برخی افراد تا ته اونها رو میخوند به همین دلیل نوع ارتباطش با افراد متفاوت بود. از ویژگیهای خاص محمد صراحت در بیان و گفتارش بود که اغلب با چاشنی طنز همراه بود. محمد دستگیر بچه هایی بود که طبق حس خودش نیازمند بودند یا استحقاقش رو داشتند!! محمد کافی بود باهات رفیق بشه، بعد دلسوزانه نصیحتت میکرد و مرتب تذکر میداد و مواظب رفتارت بود. دو نصحیت شاخص از محمد برایم به یادگار مانده: اول ؛ اگر میخوای روزی دار باشی اول صبح سر کارت باش چون خدا روزی رو اول صبح تقسیم میکنه! دوم ؛ اگر به نون و نوایی رسیدی و دستت پر از دونه شد، لای انگشتاتتو باز کن بذار برای بقیه هم کمی دونه بریزه! محمد خیلی دلم برای قر زدنات تنگ شده!!! او در ۷ خرداد سال ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفت. روحش شاد نام و یادش تا ابد گرامی باد علیرضا امزاجردیان @khabarkooh @koohiran
بعضی نوشته ها انگار ترا نوشته اند.... انگار بعضی آدمها را .... نمی شود دوست نداشت. آمده اند تا.... دنیای سیاه و سفیدت را همرنگ لبخندشان کنند. و به تو بفهمانند که.... دنیا هنوز جای خوبیست برای نفس کشیدن.... حتی اگر تمام عمرت را هم بگردی..!! دلیل دوست داشتنی بودنشان را پیدا نمی کنی.... نه با عطر خاصی به لحظه های تنهاییت هجوم می آورند.... و نه توقعی در مهربانیشان است.... اما طور عجیبی هستند. انگار آفریده شده اند تا دوستشان داشته باشیم.... تا مهربانی کنند.... و برای ثانیه ثانیه ی نبودنشان.... حسرت و دلتنگی به بار بیاورند.... اینها همان آدم هایی هستند که... فراموش کردنشان حتی از ضعیف ترین حافظه ها هم بر نمی آید.... همان هایی که... حتی اگر سالها بگذرد باز هم به گوشه ای از تنهاییت سرک می کشند.... و می شوند دلیل کوچک خوشبختی.... این آدم ها را نمی شود دوست نداشت.... چون برای دوست داشته شدن آفریده شده اند.... یاداشتی برای بزرگداشت زنده یاد استاد نعمت جوادپور محمد جدیری عباسی @khabarkooh @koohiran
ابوالفضل گوزلی، قهرمانی که نام ایران را بر قله نشاند. بقلم آقای موسی کاظم زاده @khabarkooh @koohiran
ابوالفضل گوزلی، قهرمانی که نام ایران را بر قله نشاند. بقلم آقای موسی کاظم زاده @khabarkooh @koohiran
چرا انتخاب ابوالفضل گوزلی صعود زمستانی ماکالو بود؟ قانونهای نانوشته زیادی در جهان کوهنوردی وجود دارند؛ یکی از مهمترین این قانونها، این است که برای همیشه در ذهن خودمان، کلمه «نمی توانم» را به «هنوز نمیتوانم» تغییر دهیم. بر همین اساس کوهنوردان معدودی برای رسیدن به موفقیت بسیار بزرگ، نیاز به یک منبع الهام بخش قوی دارند که بتوانند از آن منبع تفکرات خود را به سمت و سوی امید، آگاهی و ... سوق دهند و یک مسیر ذهنی نو با افکاری نیرومند، پیش روی خود بسازند تا بتوانند به موفقیت های بسیار بزرگی دست یابند. چه بسا در این میان دیدن و شنیدن موفقیت های بزرگان کوهنوردی می تواند بسیار تاثیر گذار باشد. یک سال پیش که با ابوالفضل گوزلی در مورد کارهای خارق العاده در کوهنوردی صحبت می کردم، از مهارت فنی و ذهن پویای، دنیس اوربکو کوهنورد روس تبار قزاقستانی که پانزدهمین کوهنورد صعود کننده تمامی کوههای ۸۰۰۰ متری ها، آنهم با برنامه های شگفت انگیزی که انجام داده، می گفت. دنیس در کاتماندو بهش گفته بود: عموما برای رسیدن به اوج موفقیت در کوهنوردی، کوهنوردان بزرگی که پس از سختی های بسیار در مسیرهای جدیدی که در کوه وجود دارد، به قدرت و بالندگی می رسند. برای همین طرز تفکر، آنان را باید الگوی خود قرار دهید تا همواره به این باور برسید که خطاهایتان درس بزرگی برایتان خواهد بود و به عنوان یک پل برای رسیدن به اهدافتان عمل خواهد کرد. گفتگوی ابوالفضل گوزلی با دنیس اوربکو، دنیا، دیدگاه و تصور هیمالیا نوردی او را بکلی تغییر داده بود. برای همین تصمیم گرفته بود تا موضوعی تازه و ساختارشکن برای ایرانیان در هیمالیا گشوده باشد. در این راستا، صعود زمستانی ماکالو ذهن و فکر ابوالفضل را مشغول خود کرده بود. تصمیم وی، بعنوان اولین ایرانی در وادی صعودهایی زمستانی هیمالیا، یک تصمیم تابو شکن بود. ابوالفضل امسال برای دومین بار راهی صعود زمستانی ماکالو به ارتفاع ۸۴۸۵ متری شد، اما خیلی توانمندتر از سال قبل (به گفته شرپا سانوو همراه او در این صعود) شد و در نهایت موفق به فتح این هیولای سیاه (لقب ماکالو) آنهم در زمستان ۱۴۰۴ شد. و اسم مبارکش بعنوان اولین ایرانی فاتح صعود زمستانی یک قله ۸۰۰۰ متری در تاریخ زرین کوهنوردی ایران ثبت گردید. جامعه کوهنوردی ایران و جهان از زنده ماندن ابوالفضل گوزلی خوشحال خواهند شد. منتظریم تا برگردی قهرمان!! محمد جدیری عباسی یکم بهمن ماه ۱۴۰۴ @khabarkooh @koohiran
ابوالفضل گوزلی و صعود زمستانی ماکالو به قلم محمد جدیری عباسی @khabarkooh @koohiran
اول آذر برگ ریزان ارغوانی یادم آمد، سی ام آبان سال ۷۰ هوا صاف و مهتابی بود! پیشنهاد رو نمی دانم چه کسی داد!! ( قدم زدن در زیر مهتاب و پای دیواره و مسیر نگین ) قدم می زدیم و صدای قهقهه هامان در سکوت بیستون می پیچید، کمی آن طرفتر درست زیر مسیر نگین سنگی صاف بود، گفتیم کمی اینجا بشینیم. نشستیم و ناخداگاه با نگاه کردن به قرص ماه کامل، به یکباره سکوتی عجیب هیا هوی ما را شکست!! یکی از بچه ها گفت: حالا وقت خواندن هست. و نگاهها به طرف علی رفت. گفت: شی بخوانم؟ گفتیم: هر چی دلت ماخاه!!! و او با صدای حریریش خواند، خواند و خواند! ما را همه شب نمی برد خواب ای کشته ی روزگار ایام و تو صبح فردای ان شب در روی آن سنگ که خواندی آخرین نفسهایت را کشیدی! علیرضا دلالیان در اول روز آذر سال ۷۰ به علت سقوط و پاره شدن طناب در مسیر نگین دیواره ی بیستون، جان به جان آفرین تسلیم کرد. نام و یادش گرامیباد علیرضا امزاجردیان @khabarkooh @koohiran
در سوگ کوهنوردی فقید زنده یاد استاد حسن پرتوی رفیق که میرود، تنها جای خالیاش نیست که در زندگیات جا خوش میکند؛ سکوت حرفهایی که دیگر گفته نمیشود، خندههایی که دیگر تکرار نمیشوند، و خاطراتی که شانه به شانهات راه میروند، قلبت را سنگین میکنند. مرگِ رفیق، بریدن از یک تکه از خودِ توست؛ از آن بخشی که سالها با او خندیدی، درد دل گفتی، و دلت قرص بود که هست… و حالا نیست. نبودنش، خلأییست که هیچ جمعی پر نمیکند، و هیچ آدمی جایش را نمیگیرد. روحت شاد و یادت تا ابد گرامی @khabarkooh @koohiran
رفیق که میرود، تنها جای خالیاش نیست که در زندگیات جا خوش میکند؛ سکوت حرفهایی که دیگر گفته نمیشود، خندههایی که دیگر تکرار نمیشوند، و خاطراتی که شانه به شانهات راه میروند، قلبت را سنگین میکنند. مرگِ رفیق، بریدن از یک تکه از خودِ توست؛ از آن بخشی که سالها با او خندیدی، درد دل گفتی، و دلت قرص بود که هست… و حالا نیست. نبودنش، خلأییست که هیچ جمعی پر نمیکند، و هیچ آدمی جایش را نمیگیرد. ۱۶شهریور کوچ سرد محمد اوراز @khabarkooh @koohiran
۱۶ شهریور ۸۲ روز وداع با فردی بود که تمام فکرش صعود بر فراز قله ها بود ، نه کوهها فقط ! قله های معرفت، صداقت و...... شاید همین صداقت و پرهیز از ریا و دروغ گویی اغلب برای افرادی که یک یا چند جلسه با او همراه میشدند نوعی رفتار متفاوت بود و این همان تمایز او بود که یاد او را پس دو دهه زنده نگه داشته و دیگر اینگونه رفتار و گفتار را در کوزه ی هیچ عطاری نمیتوان یافت ..... و نه دیگر محمد را .... برای اینکه به نوع نگاه فلسفی او راجع به کوهستان پی ببریم نقل یک خاطره خالی از لطف نیست؛ در یک برنامه رادیویی از او سئوال شد که شما وقتی در بالای کوهها هستید ذکرتان با خدا بهتر نیست و به او نزدیکتر نیستید ؟ او در پاسخ گفت ؛ اگر اینطور بود نماز را بر پشت بام ها میخواندند!! و به شنوندگان مسیری نشان داد که خدا از رگ گردن به شما نزدیکتر است و در آخر خدایش در همان بالا در آغوشش گرفت. (محمد اوراز در مرداد ۸۲ در قله گاشربروم دچار حادثه بهمن شد و پس از جانفشانی همراهنش تن رنجور و آسیب دیده ی او به اسلامآباد پاکستان انتقال یافت و در آنجا به زندگی بدرود گفت ) روحت شاد رفیق علیرضا امزاجردیان @khabarkooh @koohiran
راکاپوشی، شکوه تو ستودنی است. بودن در کنارت، رشک برانگیز و صعود به تو، افتخاری بزرگ. ۱۸ مردادماه ۱۳۷۶ @khabarkooh @koohiran
سلام به همه دوستان، خصوصاً لیدرهای فعال درهنوردی این روزا میبینم که برنامههای متعددی برای تنگ زندان و دره رودکلو اعلام میشه. راستش نمیتونم نگرانیم رو نسبت به شرایط سخت و ریسکهای بالای این درهها پنهان کنم. توی برنامه گشایش دره شهکوه، محسن ضیا – استاد عزیز و باتجربهم – همراه ما بود. صحبتمون که به این برنامهها رسید، یه جمله خیلی تأملبرانگیز گفت: “برگزاری تور دیواره از دره خیلی کمریسکتره!” پرسیدم چرا؟ گفت: “توی دیواره، اگه کسی نتونه صعود کنه، نهایتش بعد از یک یا دو طول برمیگرده و فرود میره پایین. ولی توی درههایی مثل رودکلو یا تنگ زندان اینطوری نیست…” اینها برنامههای چندروزه، سنگین و پرفشار هستن؛ چه از نظر بدنی، چه از نظر روانی. یه لحظه بیتوجهی یا یه تصمیم اشتباه ممکنه عواقب جدی داشته باشه. خواهش میکنم دوستانی که قصد اجرای این برنامهها رو دارن، با دقت، وسواس و نگاه جدی به شرایط تیم، مسیر، پشتیبانی، خروج اضطراری و پیشبینی بحران جلو برن. اینجا جایی برای ریسکهای اضافه نیست! اگه تجربیاتی از این مسیرها دارید، خوشحال میشم بخونم محمدرضا احمدیان دوستدار درهنوردی @irancanyon @irancanyons
درد و دلی کوچولو با خودم و با شما!! @khabarkooh @koohiran
درد و دلی کوچولو با خودم و با شما!! @khabarkooh @koohiran