tgindex
مالیخولیا

مالیخولیا

Статистика
@Malixuliyaперсидский

"کسی که گناه نمی‌کند از انسان بودن می‌ترسد." درباره‌ی من: https://t.me/AqayeKafA تالار گفت‌وگو: https://t.me/Olumce/20166

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 374
+6 за 4 дн.
Сутки
+7
+0,51%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
76
32 постов
Вовлечённость
5,5%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 32
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
34
1/48двое суток
38
1/72трое суток
42

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فلسفه‌ی طلاق.pdf

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۶ ): میلی که شناخته شده نباشد، تربیت‌پذیر هم نخواهد بود. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۵ ): تاریخ ثابت کرده است که اخلاق همواره علیه انسان بوده است. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۴ ): خائن‌ها معمولا الهام‌بخش‌اند و محترم رفتار می‌کنند. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • فلسفهٔ طلاق از منظر آگاهی‌گرایی © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • دوستان نظرتون درباره‌ی داستان‌های من به ویژه سر مار چیه؟ بی‌صبرانه منتظر انتقادهاتون هستم. @kaf_a لطفا نظراتتون به من بگید. اگر نظر خواننده رو ندونم درجا خواهم زد. پس لطفا دریغ نکنید از من. سپاس

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۳ ): زن نباید در تخت‌خواب کم باشد، و مرد هم در مسئولیت‌پذیری. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۲ ): انسان برای یافتن حقیقت طراحی نشده، برای بقا طراحی شده است. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • در ستایش بی‌رحمی چکیده در آگاهی‌گرایی، خیر حقیقتی پیشاانسانی نیست؛ برساخته‌ای است که انسان برای تنظیم زندگی و بقای خود پدید آورده است. در برابر آن، شر نه ارزش اخلاقیِ منفی، بلکه گسست بنیادین و شرط امکان تفاوت، تهدید، کنش، تجربه و شدن است. از این منظر، رحم نیز امر مطلقی نیست؛ رحم محصول اخلاق است و تنها تا جایی اعتبار دارد که با حفاظت از وجود تعارض پیدا نکند. بی‌رحمی، فقدان انسانیت نیست؛ تواناییِ تعلیق رحم در برابر تهدید است. انسان باید حریم، امکان و بقای خویش را پیش از داوری اخلاقی حفظ کند؛ زیرا موجودی که نابود شده است، دیگر امکان هیچ خیر و فضیلتی ندارد. اعتماد نیز نباید بر خون، خویشاوندی یا ادعا بنا شود، بلکه باید رسوبِ رفتار در زمان باشد. دیگری نه ذاتاً خیر است و نه ذاتاً پلید؛ او امکانی است که تنها از طریق رفتار آشکار می‌شود. بدگمانی در این معنا نفی دیگری نیست، بلکه پذیرش امکان خیانت و دفاع در برابر آن است. اما شر با پلیدی یکی نیست. شر، گسستِ اصیل و امکانِ تفاوت است؛ پلیدی، افراط و انحراف این گسست است، زمانی که سلبیت از نسبت خود با میدان خارج شده و به سلطه، ویرانی و نابودی دیگری بدل می‌شود. بنابراین جنایت و نسل‌کشی را نباید صرفاً با «شر» یکی دانست؛ آنها صورت‌های افراطی و بیمارگون شرند. در نهایت، آگاهی‌گرایی خواهان بی‌اخلاقی نیست، بلکه خواهان قتل اخلاقِ مطلق‌گرا و تولد اخلاقی برآمده از شر است: اخلاقی که خیر را ابزار تنظیم بداند، نه حقیقت مطلق؛ شر را بنیاد هستی‌شناختی بداند، نه نقص؛ و بی‌رحمی را تواناییِ حفظ خود در جهانی بداند که هیچ تضمین اخلاقی برای نجات انسان به او نداده است. آگاهی‌گرایی، اخلاق را نمی‌کشد تا پلیدی را آزاد کند؛ اخلاق را می‌کشد تا انسان دیگر برای اثبات نیکیِ خویش، خود را قربانی نکند. ادامه‌ی جستار را این‌جا بخوانید. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • هستی‌شناسی شر چکیده هستی‌شناسی شر در آگاهی‌گرایی بر این اصل استوار است که شر را نباید صرفاً یک ارزش منفی یا انحراف اخلاقی دانست؛ شر پیش از داوری اخلاقی، یک واقعیت هستی‌شناختی است. شر نامِ آن گسست، سلبیت و تهدیدی است که یکپارچگیِ بی‌تفاوت هستی را می‌شکند و امکان تفاوت، تمایز، کنش، تصمیم، تجربه و در نهایت آگاهی را پدید می‌آورد. از این منظر، شر نه خطای هستی است، نه نقص آن و نه چیزی که باید روزی از جهان حذف شود؛ بلکه یکی از شروط امکانِ شدن است. در این دستگاه، اصالت با شر است، نه با خیر؛ زیرا خیر یک اصل متافیزیکیِ ازپیش‌داده نیست، بلکه برساخته‌ای انسانی و کارکردی تنظیمی است که برای حفظ زندگی، کاهش آشوب و امکان تداوم اجتماعی شکل گرفته است. بنابراین خیر حقیقت مطلق هستی نیست؛ تکنیک انسان برای تنظیم میدان شدن است. بااین‌حال، شر با پلیدی یکی نیست. شر می‌تواند گسست و سلبیتِ مولّد باشد؛ اما هنگامی که این سلبیت از نسبت خود با میدان خارج شود، به افراط، سلطه، انتقام، تصاحب و تخریب تبدیل گردد، پلیدی پدید می‌آید. ازاین‌رو، پلیدی را می‌توان «بیماریِ شر» دانست: شر امکان تفاوت را می‌گشاید، اما پلیدی امکان تفاوت را نابود می‌کند. در این چارچوب، حتی برخی امور که اخلاق متعارف آنها را صرفاً «بد» می‌نامد—مانند مرگ، فقدان، بیماری و تهدید—می‌توانند در سطح هستی‌شناختی شر باشند، بدون آنکه پلید باشند. در مقابل، جنایت‌های سازمان‌یافته، نسل‌کشی، نژادپرستی و خشونت افراطی هنگامی پلید می‌شوند که سلبیت به نیرویی برای حذف دیگری و فروپاشی تناسب میدان بدل شود. حتی ممکن است یک کنش ذاتاً شرآمیز از حیث ساختاری، در شرایطی خاص به پیامدی خیر برای جامعه منتهی شود؛ زیرا شر و خیر دو مقولهٔ کاملاً هم‌سطح نیستند. بنابراین اخلاق آگاهی‌گرایی، اخلاقِ نفی شر نیست؛ اخلاقِ تمییز و تنظیم است: تمییز میان شر و پلیدی، و تنظیم شدت‌هایی که می‌توانند میدان شدن را به فروپاشی بکشانند. در فشرده‌ترین صورت: شر، سلبیتِ مولّد و شرط امکان تفاوت است؛ پلیدی، افراطِ ویرانگرِ شر است؛ و خیر، سازوکار انسانیِ تنظیم این میدان است. و در نهایت: شرّ لکهٔ هستی نیست؛ استخوانِ هستی است. شرّ آغازِ گسست است، گسست آغازِ تفاوت، و تفاوت شرط امکانِ آگاهی و شدن. ادامه‌ی جستار را این‌جا بخوانید. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • خوانش کتاب چنین گفت زرتشت فریدریش نیچه خواننده: ( کاف. آ ) درباره‌ی مرگ خودخواسته درباره‌ی فضیلت ایثارگر ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۱ ): باهوش بودن یک نفرین است. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۶۰ ): زندگی معنادار، زندگی‌ای نیست که پاسخ همهٔ پرسش‌ها را یافته باشد؛ بلکه زندگی‌ای است که انسان بداند برای چه چیزی حاضر است مسئولیت بپذیرد. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • .#جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۵۹ ): آزادی یعنی دیدن امکان‌هایی که میدان بستهٔ زندگی از تو پنهان کرده است. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۵۸ ): بسیاری از چیزهایی که حقیقت مطلق می‌پنداریم، فقط نتیجهٔ میدان محدودی‌اند که در آن زندگی کرده‌ایم. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۵۷ ): از منظر پوزیتیویسم منطقی، پرسش از واقعیت متافیزیکیِ علیت و وجود جهان مستقل از هر تجربهٔ ممکن، چون فاقد معیار تحقیق‌پذیری تجربی است، نه کاذب، بلکه از نظر شناختی بی‌معنا تلقی می‌شود. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما: ۱۲۵۰: آگاهی در میدان، از طریق نشانه‌ها در فرایندها مداخله می‌کند و بدین‌وسیله مسیر تعین معنا را دگرگون می‌سازد. ۱۲۵۱: نشانه، شرط تعین فرایندهای آگاهانه است. ۱۲۵۲: فرایندهای آگاهانه از طریق نشانه‌ها تحقق می‌یابند. ۱۲۵۳: نشانه بخشی از خودِ فرایند است، نه صرفاً ابزاری برای توصیف آن. ۱۲۵۴: کنش آگاهانه، افزودن یا حذف نشانه‌هایی است که مسیر فرایند را تغییر می‌دهند. ۱۲۵۵: هیچ فرایند انسانی بدون میانجیِ نشانه قابل تداوم نیست. ۱۲۵۶: دخالت در فرایند، همواره از طریق تغییر آرایش نشانه‌ها صورت می‌گیرد. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما: ۱۲۴۷: علیت، ساختار تعین میان فرایندهاست، نه میان اشیاء. ۱۲۴۸: علت و معلول، رابطهٔ میان دو «چیز» نیست؛ بلکه رابطهٔ میان دو «شدن» است. ۱۲۴۹: جهان از اشیا ساخته نشده، بلکه از فرایندها ساخته شده است. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما: ۱۲۴۵: خدا در علم نه با انکار، بلکه با گسترش تبیین‌های علّی به حاشیه رانده شد. ۱۲۴۶: خدا در تاریخ علم، نه قربانیِ نفی، بلکه قربانیِ ازدیادِ تعین بود. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya

  • #جنون‌های_نخ‌نما ( ۱۲۴۴ ): نه زندگی سراغم می‌آید و نه مرگ. من مردی از اهالی برزخم. © ( کاف. آ ) ♾ @Malixuliya