tgindex
نعنــاعِ‌ماه؛

نعنــاعِ‌ماه؛

Статистика
@MeUVkookперсидский

«ماه می‌تابد، نعناع می‌خندد؛ و حتی سکوت‌مان هم قصه‌ای عاشقانه دارد.» https://t.me/MoonMint121 @Hiiiiddenchatttbot

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
10
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 220
+9 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
393
20 постов
Вовлечённость
32,2%
к подписчикам
Постов в день
1,4
всего 29
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
206
1/48двое суток
236
1/72трое суток
254

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • 13 авг.391удалён 13 авг.

    видео или голосовое, без подписи

  • 13 авг.1658удалён 14 авг.

    видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • من از تو چیزی کم ندیدم، تو هم از من. همیشه بودی، همیشه جایی از زندگیم حواست به من بود، و شاید همین دوست داشتنت رو سخت‌تر کرد. چون اگر بد بودی، اگر اذیتم کرده بودی، اگر یه روز پشتت رو به من کرده بودی، شاید راحت‌تر می‌شد از دوست داشتنت دست کشید. ولی تو هیچ‌کدوم نبودی. تو فقط..منو همون‌قدر دوست داشتی که می‌تونستی؛ و من، بیشتر از چیزی که تو می‌تونستی، دوستت داشتم. گاهی فکر می‌کنم شاید من زیادی خیال کردم؛ زیادی از نگاهت، از حرف‌هات، از تمام اون لحظه‌هایی که کنار هم بودیم معنی ساختم. فکر کردم شاید یه جایی تهِ دلت من همون آدمی‌ام که دلم می‌خواد باشم. اما شاید برای تو فقط یه دوست بودم؛ یه آدمِ نزدیک، یه آدمِ مهم، اما نه اون آدمی که قلبت برایش جور دیگری می‌زند. و من باید با همین کنار بیام. با اینکه هنوز وقتی می‌خندی دلم گرم می‌شه. با اینکه هنوز وقتی چیزی برات اتفاق می‌افته اولین چیزی که می‌خوام اینه که بدونم خوبی. با اینکه هنوز اگر خوشحال باشی من هم تهِ دلم خوشحالم. فقط این روزها هر وقت حس می‌کنم شاید دلت با یکی دیگه‌ست، تمامِ آن خوشحالی یه جایی توی دلم می‌شکنه. من حتی حق ندارم از تو ناراحت باشم. تو که قولی بهم ندادی. تو که نگفتی قرار است عاشقم باشی. این من بودم که بیشتر خواستم. این من بودم که از «دوستت دارم» یک «دوستم داشته باش» ساختم. و حالا گیر کرده‌ام بین دو حقیقت؛ اینکه هنوز خیلی دوستت دارم، و اینکه می‌دانم شاید هیچ‌وقت آن‌طور که من می‌خواهم دوستم نداشته باشی. کاش می‌شد آدم به کسی بگوید: «دوستم داشته باش» و دوست داشته شدن هم مثل دوست داشتن اختیاری بود. کاش می‌شد فقط یک بار جای من بودی، قلب من را می‌گرفتی و می‌فهمیدی چقدر سخت است دوست داشتنِ کسی که برای تو همه‌چیز است، اما تو برای او فقط یک آدمِ خیلی مهمی. و من هنوز هر روز سعی می‌کنم با همین «فقط» کنار بیام. -ᴍɪɴᴛ.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • عاشق‌ها را از نگاهشان می‌شود شناخت؛ از آن برق آرامی که فقط برای یک نفر روشن می‌شود، از آن لبخند کوچکی که بی‌اختیار گوشه‌ی لبشان می‌نشیند، از آن چشم‌هایی که میان هزار نفر، باز هم فقط یک نفر را پیدا می‌کنند. نگاهِ عاشق، شبیه خانه است؛ هر بار که به تو می‌رسد، انگار بعد از یک عمر آوارگی، بالاخره جای خودش را پیدا کرده است. -ᴍɪɴᴛ.

  • видео или голосовое, без подписи

  • «بعضی بی‌حسی‌ها از نداشتنِ احساس نمی‌آیند؛ از زیادیِ احساس می‌آیند، از زخمی که آن‌قدر تکرار شده که دیگر حتی درد هم از نفس افتاده است.»

  • видео или голосовое, без подписи