𝖬𝗈𝗋𝗂𝗄𝗈(closed)
Статистика𝆹𝅥𝅮 امــواجــي مــتــلــاطــم از افــڪــار ؛ در آغــوش ڪــالــبــدی مــجــنــون ..
- Последний пост
- 2 февр. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
درسته اینجا رو بستم ولی دلیل نمیشه نوشته هام رو به نام خودتون ثبت کنید.!
Channel name was changed to «𝖬𝗈𝗋𝗂𝗄𝗈(closed)»
𝖬𝗈𝗋𝗂𝗄𝗈(closed) pinned «هر آغازی روزی به پایان میرسه و امروز، به آخرین صفحه از کتاب موریکو رسیدیم. سفری که با شما عزیزان آغاز شد، پر از لحظات شیرین، تلخ، و تجربههای ناب بود. بودن در کنار شما افتخار بزرگی برای من بود و هر لحظه از این همراهی، برام ارزشمند و ماندگار. از حمایتها،…»
هر آغازی روزی به پایان میرسه و امروز، به آخرین صفحه از کتاب موریکو رسیدیم. سفری که با شما عزیزان آغاز شد، پر از لحظات شیرین، تلخ، و تجربههای ناب بود. بودن در کنار شما افتخار بزرگی برای من بود و هر لحظه از این همراهی، برام ارزشمند و ماندگار. از حمایتها، محبتها، و همراهیهای بیدریغ شما صمیمانه سپاسگزارم. موریکو برای من فقط یه چنل نبود ، بلکه جایی بود که قلمم تونست به لطف نظرات ارزشمندتون پیشرفت کنه و تجربه های جدیدی به دست بیارم. حالا، با دلی پر از سپاس و خاطراتی گرانبها، اینجا رو میبندم، اما یاد شما همیشه تو قلبم ماندگاره. امیدوارم که راهتون همواره روشن و روزگارتون سرشار از آرامش و شادی باشد. با آرزوی بهترینها برای شما ارکیده های موریکو. -هرمان.
видео или голосовое, без подписи
لە ئەغوشی خەڵک آرام به خەوێنه ڕەشە ڕیحانم.
видео или голосовое, без подписи
به اجبار به رقص مرگ درآمده ام در میدانی که تن بی جانت را به آغوش کشیده است. کلاویه های پیانو نیز با هر قطرهی خونت به خصمانه ترین شکل ، با هر نت ، زخمی عمیق بر تن بی جانم می زنند و مرا همچو عروسک خیمه شب بازی بر جسم سرد و بی جانت می رقصانند. و سکوت، تنها نغمهای است که در این میدان طنینانداز میشود؛ سکوتی که میان هر ضربه بر کلیدهای پیانو خفه میخندد. نگاهت، خالی از حضور، مرا میان خاطرات نیمهجانم فرو میبرد؛ جایی که هر لبخندت به کابوسی بدل شده و هر زمزمهات به ضجهای خاموش در گوشهای کرِ زمان. من، عروسکِ بیجانِ این تراژدی، با ریسمانهایی از اندوه به سوی تو کشیده میشوم، اما هر گام به سویت، مرا به قعر دردی بیپایان نزدیکتر میکند. تو نیستی، اما حضورت، چون سایهای سنگین، در همهی وجودم زخم میزند. آیا این رقص پایانی دارد؟ یا من تا ابد در این میدان سرد، بر خاکستر رویاهایم چرخ خواهم زد؟ 19 December 2024
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
در آغوش نمناک و زخم خوردهی خاطرات ، به پایان بی آغازمانی می نگرم، و در سکوتِ بی رحم شب های بی چراغ، به تماشای رقص غمناک جداییمان در برکه خاطرات می نشینم. چه فایده از زندگانیی که به طوفان بیپایانِ غم گرفتار است و هیچ امیدی در دل به درخشش فردایش نیست؟ چشمانم به دنبال ردپایی از تو در کوچه های خالیِ ذهنم می گردد، اما هر بار که قدم می زنم، تنها سرابی از تصاویر محو و کم رنگ خاطراتمان در ذهنم جان میگیرد و به یاد میآورم روزهایی را که ، در آن نگاهت، جهان را تماماً در آغوش می کشیدم. اما حال ، جانی خالی از تلالو احساسات را به دوش میکشم. چه سود از این بقا، وقتی که روح خالیام دیگر توانِ زیستن ندارد مرجان خونین من؟ زمانی که زندگی ، برای من ، جز تکرار غم ها و داغ های قدیمی نیست؟ روح بی جانم همچنان در جستجوی نغمهای از توست، نغمه ای نه از جنس سکوت و رفتن بلکه از جنس آغوشی گرم ، اما تنها صدای باد است که در گوشم زمزمه میکند که نغمه خاموشی بر همه جا حاکم است و دیگر خبری از گرمای عشق نیست. 29 November 2024
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
محبوب من!. امشب هم نیامدی و قلب غمگینم را غمگین تر ساختی. خاک بر سرت.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи