Persian Kabbalah کابالا
Статистика- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 636
- 1/48двое суток
- 728
- 1/72трое суток
- 786
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
آشنائی با موسیقی کبالا "ربی یهودا اشلگ" (#بعل_هسولام)، مولف تفسیر "هسولام" بر کتاب زوهر، احساسات روحانی خود را در کتاب های بسیاری به زبان آورده است. ایشان همچنین شعرهایی نوشته و بنا بر آن احساسات، نغمه هایی سراییده است که همه از دنیای روحانی ریشه گرفته اند. 🎶 این موسیقی بر اساس احساس انسان از دنیای روحانی بنا گردیده است. خصوصیت زبان این موسیقی در آن است که حتی کسی که به مرتبه روحانی کبالیستی سراینده و خالق این آثار نرسیده نیز مطابق با سطح و مرتبه روحانی خود آن را درک می کند. بنابراین شنیدن نغمه های بعل هسولام که بوسیله پسر ارشد ایشان، ربی باروخ شالم اشلگ به جهان ارائه شده، به ما فرصتی می دهد تا از شور و هیجان های روحانی آنها لذت ببریم. در روحانیت، کبالیست در دو حالت و موقعیت متضاد قرار دارد: ۱-رنج، در مواقعی که دوری از پروردگار را احساس می کند، و ۲-لذت، هنگام نزدیک شدن به او. احساس دوری از آفریدگار نغمه های غمگینی به بار می آورد که بیان کننده دعا و تمنای او برای نزدیک شدن به پروردگار است. احساس نزدیکی نغمه های شادمانی و دعای شکر وتمجید ایجاد می کند. بنابر این نغمه های کبالیست ها شامل دو حالت هستند: آرزو و اشتیاق به یگانگی و وحدت در زمان دوری، و عشق و شادمانی از احساس پیوستگی. این دو حالت با هم گویای یکتایی او با پرودگار هستند. موسیقی کبالا به صورت شگفت انگیزی نور خاصی برای شنونده به همراه می آورد که "نور احاطه کننده" یا "اور مکیف" نامیده می شود. کیفیت این موسیقی ها در آن است که انسان لزومی به دانستن و شناختن موسیقی ندارد، زیرا این نغمه ها به صورت مستقیم و سریع بر قلب انسان اثر می گذارند. شنیدن مجدد این موسیقی احساس خاص و بی نظیری به انسان عطا می کند. به دلیل آن که نُت های موسیقی کبالا دقیقا بنا بر قوانین روحانی خلق گردیده و منظم شده، قوانینی که بنا کننده روح انسان است، آن ها بدون ارتباط با منطق انسان یک سره در درونش نفوذ کرده و او حس می کند چگونه احساس شور انگیز و خاصی او را در بر گرفته و همچنین در عمق روحش نفوذ می کند. دلیل این احساس ارتباط مستقیمی است که بین روح انسان و ریشه این نغمه ها وجود دارد. 🎶❤️ در سال ۱۹۹۶ نغمه هایی که بوسیله بعل هسولام سراییده شده به صورت «نوار کاست» موسیقی گرد آوری شد. این نغمه ها به صورتی که راو میخائیل لایتمن از مربی وی، راو شالم باروخ اشلگ «رباش»، پسر ارشد و ادامه دهنده روش بعل هسولام، شنیده اند: با تنظیم خاصی که مناسب دوره کنونی است این موسیقی ها ارائه می شوند. نت های این نغمه ها را در برخی از کتابهایی که بوسیله سازمان بنی باروخ منتشر می شوند می توان یافت که ما در پست های بعدی برای علاقه مندان به موسیقی قرار خواهیم داد. #کابالیست #کابالا #موسیقی #دکتر_لایتمن
#کتاب_زوهر توضیح می دهد که ما در یک سیستم گسترده و وسیع به نام "طبیعت" یا الوکیم وجود داریم ، اما ما فقط کسری از آن سیستم را حس می کنیم ، کسری به نام "این جهان". هدف از وجود ما این است که از مرزهای این جهان فراتر برویم و تمامیت سیستم معروف به "طبیعت" ، نیروی برتر را احساس کنیم. وقتی به این درجه دست یافتیم ، پر خواهیم شد ، لذت و نور بی نهایت ، با درک و درک متعالی ، احساس تعادل ، تمامیت و هماهنگی ، همانطور که در طبیعت کلی وجود دارد. برای درک این که برای رسیدن به این همه موهبت چه کاری باید انجام دهیم ، #زوهر توصیه می کند که رفتار طبیعت را از زاویه کمی گسترده تر از حد معمول بررسی کنیم. دنیای ما دنیایی بسته است. ما در یک سیستم کلی و واحد وجود داریم که هر قسمت به هم پیوسته است. ما نمی توانیم خود را بالاتر از طبیعت و قادر مطلق بدانیم. این یک روش مطمئن برای از بین بردن خودمان است. ما همچنین نمی توانیم از طبیعت فرار کنیم زیرا جزئی جدایی ناپذیر از آن هستیم. از این رو ، ما باید قانون عمومی طبیعت را مطالعه کنیم و دست به دست هم دهیم. #کابالا #کابالیست #کتاب #دکتر_لایتمن #زوهر
🌸 دکتر لایتمن: ما مانند عروسکهای خیمهشببازی (عروسکهای نخی) هستیم، اما این عروسکها با این حال یک نخ ویژه دارند. همانطور که یک عروسک نخی به نخهایی وابسته است که آن را حرکت میدهند، این عروسک نیز یک نخ دارد که از طریق همان نخ میتواند خود را تا مرتبهٔ انسانی که او را میگرداند و به حرکت درمیآورد، بالا ببرد. او میتواند این کار را انجام دهد؛ یک نخ وجود دارد، وگرنه اصلاً دربارهٔ تمام این موضوع برای ما سخن نمیگفتند. در آن صورت، ما مانند حیوانات باقی میماندیم و بس. این نخ، از طریق نقطهٔ در قلب است؛ یعنی من نور احاطهکننده (اور مکیف) را بر خود #جذب میکنم. بر این نور، بر این پرتو نور، به سوی بالا صعود میکنم. آنگاه دیگر به نخها وابسته نیستم، بلکه به دستی که مرا میگرداند میچسبم. وارد آن دست، آن اندیشه و آن احساسی میشوم که مرا هدایت میکند. اندیشهٔ او و احساس او را دریافت میکنم؛ هر آنچه در او هست، در همان کسی که این نخها را میگرداند، به دست میآورم. کمکم همانند او میشوم، تا جایی که در او قرار میگیرم و در همهٔ آنچه انجام میشود، شریک میشوم؛ زیرا به دست آوردن اندیشه و احساس او، همهٔ امکانها را به من میبخشد. آنگاه آشکار میشود که آنچه او انجام میدهد، حقیقتاً بهترین کار ممکن است؛ نه چیزی باید به آن افزود و نه چیزی از آن کاست. ... از همین یک نخ که در اختیار داری استفاده کن؛ فقط از همان استفاده کن. اگر نه، عروسک باقی خواهی ماند. تنها از طریق همین یک نخ است که چیزی نو، چیزی متفاوت، و حیاتی برتر، فراتر از همهٔ نخها، را کشف خواهی کرد. #دکتر_لایتمن #کابالا #کابالیست #کتاب
قانون عشق و قانون #جذب هر دو یکی هستند. ولیکن قانونی که در سطح مادی و فیزیکی مورد استفاده قرار می گیرد "قانون جاذبه" خوانده می شود که طبق آن در باره برق، مثبت به منفی کشیده می شود و در مورد مغناطیس، شمال به جنوب و در باره فشار، خالی بودن به پر شدن و در مورد درجه حرارت، گرم به سرد. همینطور کره زمین نیز دارای قدرت کشش و نفی است و این مسئله در باره هر چیزی صدق می کند. در سطح جانداران، این مسئله واضح تر است چون شامل نکته های فراوانی است ولیکن ما همیشه موفق به درک آن نیستیم. ما همیشه درک نمی کنیم در طبیعت چه می گذرد. در طبیعت تنها یک قانون حکمفرماست و آن قانون عشق است، در حالی که در دنیای ما انسانها عشق به خویشتن (خود پرستی) وجود دارد. ولی چیزی بر عکس عشق به خویشتن هم می تواند وجود داشته باشد، چیزی بسیار واقعی که وجود آن را می شود فهمید لیکن اجرای آن به صورت واقعی غیر ممکن است، و آن عشق به دیگران است. عشق به دیگران به چه معناست؟ در این دنیا نیز ما می خواهیم دیگران را دوست داشته باشیم، ولی فقط درک می کنیم که این کار عملی نیست. بطور مثال هنگامی که زن از همسر خویش درخواست دارد که او را درک کرده و خواستهای او را برآورده نماید، در حقیقت زن در اینجا ازشوهرش درخواست "عشق به همنوع " را دارد. پس این مسئله موجود است اما چندان عملی نیست. ما هم همواره در ضمیر ناخودآگاه خود می خواهیم که ما را درک کنند، ما را حس کنند، حداقل در برآوردن قسمتی از خواسته ها و احساسات با ما تشریک مساعی نمایند. در واقع ما از دیگران طلب عشق به همنوع را داریم، ولی خودمان این چنین عمل نمی کنیم. من می خواهم که تمام افراد دنیا با #عشق و نوعدوستی با من رفتار کنند ولیکن من نمی توانم آنها را مجبور به این کار نمایم . اگر می توانستم البته آنها را به این کار وادار می نمودم. #دکتر_لایتمن #کتاب #کابالا
#کتاب "نگاه اجمالی به نور" #کابالا #دکتر_لایتمن
без подписи
دوستان گرانقدر، به زودی #کتاب A Glimpse of Light (نگاه اجمالی به نور) نوشته دکتر میخائیل لایتمن را بهصورت کامل در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد. و اینک، خلاصهای کوتاه درباره کتاب و محتوای آن را با شما به اشتراک میگذاریم. درباره کتاب "نگاه اجمالی به نور"، گزیدهای از بینشها و اندیشههای برگرفته از اقیانوس حکمت کابالا است. این کتاب به موضوعات عمیقی مانند لذت، نفس، #عشق، زن و مرد، جهانیشدن، آموزش، طبیعت، درک واقعیت، کتاب زوهر و معنویت میپردازد. این کتاب نگاهی متفاوت به مفاهیمی همچون خالق، آدم هاریشون، تورات، صالحان و دعا ارائه میدهد. این مجموعه از اشتیاق به اشتراک گذاشتن تجربه عمیق مطالعه حکمت کابالا با خوانندگان شکل گرفته است. مطالب کتاب بر اساس موضوعات مختلف گردآوری شدهاند و هر بخش دریچهای برای تأمل و درک عمیقتر از #حکمت کابالا میگشاید. امیدواریم A Glimpse of Light (نگاه اجمالی به نور) برای شما دریچهای باشد به سوی احساس و ادراک عمیقتر از نور و حکمت #کابالا.
#کتاب #کابالا
#کتاب #کابالا
روش اصلاح ! "نور پیرامون" یا "نور احاطه کننده": به تدریج، درک می كنیم تا زمانی که قوانین منیت حاكم است، پایان جهان در حال نزدیک شدن است و ما باید زندگی و #عشق را انتخاب کنیم. اما بدون کمک قادر نخواهیم بود كه به فراتر از منیت صعود كنیم زیرا که ما اینگونه به دنیا آمده ایم. برای انجام این کار، احتیاج به نیرویی ماورای این جهان داریم. به همین دلیل روش اصلاحی به نام #کابالا در اختیار ما قرار داده شده است. نیروی ویژه ای در حكمت #کابالا وجود دارد که می تواند در ما کیفیت جدیدی ایجاد كند. کبالا ماهیت خالق و جهان ماورا و فرآیندهایی که در آنجا رخ می دهد را توصیف می كند. هنگامی که ما در مورد فرآیندها، در مورد اعمال عشق و بخشش یاد می گیریم، نیروی آنها را متوجه خودمان می كنیم. به این اشراق حالات ماورایی بر وضعیت فعلی ما "عمل اصلاح نور"، یا "نور پیرامون" یا "نور احاطه کننده" اطلاق می شود. در نهایت، نور پیرامون باعث می شود تا ما کیفیت خالق را آرزو كنیم. بعل هسولام این مطلب را بدین صورت توضیح می دهد: " از طریق میل و اشتیاق فراوانی كه برای درک آنچه که در حال یادگیری آن هستند، دارند؛آنها نور پیرامون روح خودشان را فعال می كنند،... كه فرد را نزدیک تر به در یافت کمال می نماید." از مقدمه ای بر مطالعه " تلمود ده سفیروت" (انوار دهگانه) مورد 155
без подписи
без подписи
"درخت زندگی" از Ari مقدس
ترجمه شعر«درخت زندگی» از Ari مقدس اگاه باش که قبل از آنکه پرتوها متجلی گردند و خلائق ، خلق شوند... نور ساده ای از بالا ، تمام هستی را پر کرده است... و در آنجا هیچ خـَلاءای وجود نداشت ، هیچ جای خالی ای بمانند خـَلاء و فضا و بلکه ، همه چیز با همان نور ساده و بی حد و حصر پر شده بودند و در آنجا هیچ آغاز و پایانی وجود نداشت... بلکه همه چیز نوری ساده و ساکن بود ، در قیاسی متساوی... و آن نور ،،، " نور بی حد و بی پایان " خوانده میشد. و به مجرد ارادۀ ساده اش ، میل خواستنی آمد که جهان را بیافریند و تجلی بخش پرتوها شد... تا از القاب و اَسمائـَـش برای نور، کمالی از اعمال و اراده اش اعطا نماید... و این، همان دلیل آفرینشِ کل دنیاها بـود... سپس بینهایت خویشتن را در نقطۀ وسط محدود نمود... دقیقا در مرکز... او، نور را محدود کرد... نور ، دایره وار در محیط و دوردستهای آن نقطۀ وسط پراکنده گشت... و فضایی خالی باقی ماند ، یک خـَلاء... گردان و مواج به اطراف نقطه ای در وسط... و آن محدودۀ همسان و یکنواخت به اطراف همان نقطۀ خـالی در فضا... به شکلی مواج و موازی در اطراف آن دوّار گشت... و اینک بعد از آن محدود شدن... یک فضا ، یک خـَلاء ، صورت گرفت... دقیقا در میان آن نور بی پایان و بی حد و حصر، مکان شکل گرفت... که بتوانند آنجا باشند پرتوهای متجلی ، مخلوقات و موجودات... پس از آن متناوب شد از نور بی پایان ، خطی جاری گشت از بالا به پایین ، در میان آن خـَلاء و آن فضا... و از طریق آن خط و مدار ، او تجلی بخشید ، خلق کرد و آفرید ... تمام دنیاها را آفرید... قبل از اینکه چهار دنیا را به پیدایش رساند،، یک نور بی پایان بود، یک اسم ،، با وحدتی حیرت انگیز و غایب، و حتی در نزدیکترین فرشتگان او چنین قدرتی نیست و توان دست یابی به بی پایان را ندارند زیرا وجود ندارد، عقل مخلوقی که توانایی دسترسی به آن را داشته باشد ... که نه مکانی دارد ،،، نه مرزی و نه، نامی .
سیستم واحد
без подписи
ترجمه شعر« #درخت_زندگی » از Ari مقدس اگاه باش که قبل از آنکه پرتوها متجلی گردند و خلائق ، خلق شوند... نور ساده ای از بالا ، تمام هستی را پر کرده است... و در آنجا هیچ خـَلاءای وجود نداشت ، هیچ جای خالی ای بمانند خـَلاء و فضا و بلکه ، همه چیز با همان نور ساده و بی حد و حصر پر شده بودند و در آنجا هیچ آغاز و پایانی وجود نداشت... بلکه همه چیز نوری ساده و ساکن بود ، در قیاسی متساوی... و آن نور ،،، " نور بی حد و بی پایان " خوانده میشد. و به مجرد ارادۀ ساده اش ، میل خواستنی آمد که جهان را بیافریند و تجلی بخش پرتوها شد... تا از القاب و اَسمائـَـش برای نور، کمالی از اعمال و اراده اش اعطا نماید... و این، همان دلیل آفرینشِ کل دنیاها بـود... سپس بینهایت خویشتن را در نقطۀ وسط محدود نمود... دقیقا در مرکز... او، نور را محدود کرد... نور ، دایره وار در محیط و دوردستهای آن نقطۀ وسط پراکنده گشت... و فضایی خالی باقی ماند ، یک خـَلاء... گردان و مواج به اطراف نقطه ای در وسط... و آن محدودۀ همسان و یکنواخت به اطراف همان نقطۀ خـالی در فضا... به شکلی مواج و موازی در اطراف آن دوّار گشت... و اینک بعد از آن محدود شدن... یک فضا ، یک خـَلاء ، صورت گرفت... دقیقا در میان آن نور بی پایان و بی حد و حصر، مکان شکل گرفت... که بتوانند آنجا باشند پرتوهای متجلی ، مخلوقات و موجودات... پس از آن متناوب شد از نور بی پایان ، خطی جاری گشت از بالا به پایین ، در میان آن خـَلاء و آن فضا... و از طریق آن خط و مدار ، او تجلی بخشید ، خلق کرد و آفرید ... تمام دنیاها را آفرید... قبل از اینکه چهار دنیا را به پیدایش رساند،، یک نور بی پایان بود، یک اسم ،، با وحدتی حیرت انگیز و غایب، و حتی در نزدیکترین فرشتگان او چنین قدرتی نیست و توان دست یابی به بی پایان را ندارند زیرا وجود ندارد، عقل مخلوقی که توانایی دسترسی به آن را داشته باشد ... که نه مکانی دارد ،،، نه مرزی و نه، نامی .
از دست نوشته های ربش ایمان را «عمل» می نامند. ایمان را «عمل» میگویند نه «عقل». و ایمان، وقتی بدن مخالف است، باید به زور انجام شود که بالاتر از دانش و عقل است، بلکه فقط یک عمل است. این مانند غذا دادن به کودک است و والدین او را وادار می کنند که بداند به نفع اوست، هر چند کودک در این امر طعمی نمی یابد. بنابراین، به همان اندازه که والدین سعی می کنند به او خیر برسانند، کودک نمی خواهد گوش کند. در آن زمان والدین برخلاف میل کودک به زور پیش می روند. یعنی از طریق عمل با کودک برخورد می کنند و منتظر نمی مانند که کودک بگوید می فهمد ارزش خوردن این غذا را دارد. در مورد ایمان نیز چنین است: ما نباید منتظر بمانیم تا بدن موافقت کند که ارزش آن را دارد که از خودپرستی خود صرف نظر کنیم. بلکه باید با بدن با عمل یعنی با زور برخورد کنیم، هرچند در ذهن، بدن با آن مخالف است.
اگر قلبت را باز کنی و تنها گوش فرا دهی، انگاه اغاز به دیدن می کنی و خواهی دید که او میل دارد با تو سخن بگوید. او در حال گفتگو با توست. تمام انچه در درون و هر انچه در پیرامون توست، همه و همه کلمات اوست. تمام انچه می شنوی و می بینی، همه، اوست. هیچ کس و هیچ چیز دیگری جز او نیست، تو در همه حال با زبان او حرف میزنی و این کلام اوست. آنگونه که جهان خود را نمایان می کند، حس راستی حقیقی و بنیان حقیقت همانا خالق است که دارد با تو سخن می گوید......!💗 If you listen, If you only open your heart, You will begin to see That He wishes to speak with you, That He is speaking with you. everything that passes Through your mind and heart Within you and around you, Is all His words. All that you hear, All that you see, Are only Him. There is nothing No people, No one else. You are speaking only with Him, And it is His language. The world’s appearance, The sensation of reality, The sensation of the self, Are all the Creator Speaking with you...!💗