رحیــق
Статистикаرحیق به معنای شرابی است که مستی میآورد اما، خالص و پاک است. [ این کانال کاملا شخصی است. ] https://t.me/HarfinoBot?start=rahiiiq
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 108
- 1/48двое суток
- 123
- 1/72трое суток
- 133
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
@Rahiiiq
I will meet you at the graveyard.
دلم برای پاییز تنگ شده.
[ خُدایا شُکرت.♥️✨️ ]
گفتی که زیان کنی زیان گیر گفتی که تو ملحدی چنان گیر گفتی که تو روبهی نهای شیر ما را سقط همه سگان گیر گفتی که ز دل خبر نداری ای مونس دل مرا زبان گیر #مولانا #غزلیاتشمس @Rahiiiq
مشکل قانون اساسی به عنوان یک سند حقوقی این است که آن را هم یک اکثریتی نوشته است و آن اکثریت ممکن است دیر یا زود تبدیل به یک اقلیت شود. در آمریکا چه بحثهایی که در خصوص تضاد قانون اساسی با اصول جمهوریت نوشته نشده است. استوارت میل میگفت اراده ملت نیازی به محافظت ندارند یعنی نیازی به قانون اساسی نیست. هایک فریاد زد و گفت اگر دمکراسی چیزی باشد که میل در سر داشت اصلا من دمکرات نیستم. الکساندر بیکل معتقد بود صلاحیت دیوان عالی در بازنگری قوانین، صبغه ای ضد اکثریتی پیدا کرد. در تبیین ماهیت نظام حقوقی جمهوری اسلامی ما چاره ای نداریم جز اینکه بپذیریم قانون اساسی آن به دلیل پذیرش شرع، نه تنها در زمان تاسیس بلکه در حیات و ادامه آن با اصل جمهوریت حالتی ناسازگار Repugnant داشت. اگر غربی ها حقوق طبیعی را تبدیل به اساس کردند، اجداد ما در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی، شرع شیعه را تبدیل به اساس کردند. تفاوت غربی ها در نگارش قانون اساسی یک تفاوت بنیادین با روش اجداد ما دارد: غربی ها براساس روش نیوتنی یا ماخی، جزئیات را تبدیل به کلی به نام اصول کردند ولی فقه شیعه تبدیل به اصول عقلی نشد. روش کزوستیک فقه همچنان باقی ماند ولی انگور حقوقی غربی ها انباشته و تبدیل به شراب شد.
[ خُدایا شُکرت.♥️ ]
- ترس آدما از شکسته ؟ - یا ترس از اینکه بقیه ببین شکست خوردی؟ + نمیدونم (: 🔮 @FtmeBecoming
هیچ چیزی در این زندگی مهمتر از خانواده نیست.
متاسفانه «کلمات» هم بیآبرو شدند. انگار آینهها یتیم شده باشند و تصویری برای انعکاس نداشته باشند، واژهها هم مثل آینه، تُهی از مفهوم شدند.
با اون زخم چیکار کردم؟ نوشتم، رفتم تمرین تیراندازی، از کوه بالا رفتم، دویدم، خوابیدم، گریه کردم و دیگه زرهم رو درنیاوردم.
[ میمیرم برای ایران. ]
تغییر همیشه درد داره اما دردناکتر از اون، موندن توی جای اشتباهه.
متاسفانه من متوجه شدم هربار که برای ارتباط با یک آدم کوتاه میای و مُدام میترسی سوءتفاهم بشه، اون فرد بیپرواتر شروع به بیاحترامی نسبت به شما میکنه. پس بهتره همون بارِ اول فاصله بگیرید.
خدای من، در جستوجوی آنچه برایم مقدر کردهای، خستهم مکن!
اگر مقدر است خواهد آمد آرام بمان که اضطراب هیچ سرنوشتی را دگرگون نمیکند.
وای عزیزم معلومه که: « از دل برود همانکه از دیده برفت.»
[ پروردگارِ من... ]