tgindex
از دل
@azdellchannelперсидский

از دل؛ روایتی از زندگی. 🌱

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
48
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
439
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
86
40 постов
Вовлечённость
19,6%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 48
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
74
1/48двое суток
84
1/72трое суток
91

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دوستان بزرگوار، من از کانال‌ها از جمله کانال خودم خارج میشم یه مدت. گفتم اینجا بگم که سوء تفاهمی ایجاد نشه. همه چی امن و امان است. اینجا هم دست موسوی عزیزم هست. دیر به دیر پست میذاره ولی میذاره. ✨

  • ″لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ.″ و اگر تندخو و سنگ‌دل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند. | آیه ۱۵۹ سوره مبارکه آل عمران | #پیامبر_رحمت

  • یکی از هم‌دانشگاهی‌ها در کانال دانشگاه نوشته است به نظرتان با توجه به وضعیت فعلی ایران، چه زبانی یاد بگیریم بهتر است؟ یک نفر نوشته: به نظرم بهتر است زبان دوتراکی یاد بگیریم بلکه کال دروگو ما را از این وضعیت نجات دهد. پ.ن: یادم هست وقتی درباره شخصیت‌های سریال استوری گذاشتم، برای کال دروگو نوشتم؛ وحشی اما دلبر.

  • می‌دانم اگر قضاوت نادرستی درمورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه ما شبیه یکدیگریم. | داستایفسکی |

  • «درستش می‌کنم برات ها، غصه‌اش رو نخور.»

  • می‌پرسه: قلبی می‌خوای که دوستت داشته باشه یا عقلی که تو رو بفهمه؟ جواب میده: زمستان می‌خوام زمستان بیاد. پ.ن: منم همینطور.‌

  • درسته، بابا رنج‌هامون رو کمرنگ می‌کنه.

  • ″وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ.′″ و با عقل و خردت با خواهش‌های نفسانی‌ات مبارزه کن. | مولا علی علیه السلام |

  • ″وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ.′″ و با عقل و خردت با خواهش‌های نفسانی‌ات مبارزه کن. | مولا علی علیه السلام |

  • تو زندگی بعدیم می‌خوام دریا باشم‌.

  • چنل داشتن هم بامزه‌ست. اگه کلمه لباس باشه و چنل کمد، فعالیت در چنل مثل چیدن لباس‌ها در کمد می‌مونه.

  • 🌻🤍

  • وقتی بچه بودم حدودا ۹ ساله برای اولین بار و آخرین بار تا الان، رفتیم روستای مادر پدرم. یک ماه اونجا بودیم و به قدری در سکوت درمورد همه چی کنجکاوی کردم و عاشق تجربه کردن بودم که اندازه دو سال سربازی پسرها منهای چک زدن تو گوش فرمانده، خاطره دارم. خدا خیلی دوستم…

  • اسبه

  • وقتی بچه بودم حدودا ۹ ساله برای اولین بار و آخرین بار تا الان، رفتیم روستای مادر پدرم. یک ماه اونجا بودیم و به قدری در سکوت درمورد همه چی کنجکاوی کردم و عاشق تجربه کردن بودم که اندازه دو سال سربازی پسرها منهای چک زدن تو گوش فرمانده، خاطره دارم. خدا خیلی دوستم داشته که به سلامت برگشتم. یکی از خاطرات بامزه و عجیبم که با دیدن این ویدئو یادش افتادم، اسب سواریه. بدون کمک، با مشقت و تلاش و البته کمک سنگ‌ها و طی یک حادثه که نمی‌تونم ازش بگم (خجالت می‌کشم)، سوار اسب شدم! حالا بماند همین که بعد از تلاش‌های فراوان سوار شدم شروع کردم به جیغ زدن و کمک خواستن ولی خیلی تجربه‌ی بامزه‌‌ای بود البته خواهرم بنده خدا کلی حرص خورد از اینکه آسیب ببینم ولی خب حریفم نشد.‌ دلم اون سمجی و کوتاه نیومدن رو می‌خواد. اون استفاده در لحظه از فرصتی که پیش اومد. اون بی‌خیال نشدن و توجه نکردن به نه گفتن‌های بقیه به همون کیفیت رو. https://youtube.com/shorts/frofUZEdc_c?si=ILcNsuxL8mxE2BTE پ.ن: تنها حیوانی که دوست دارم داشته باشم، اسبه.

  • یه بار با هانیه راجع به «غر زدن» حرف زدیم. بهش گفتم به نظر منم خوب نیست. به نظرم اثر منفی داره. انگار وقتی غر می‌زنی هی سعی می‌کنی ایرادات رو بیشتر ببینی. کمتر روی امکانات تمرکز می‌کنی. کمتر به این فکر می‌کنی که برای نجات پیدا کردن باید چیکار کنم؛ حتی مشکل رو بزرگتر از چیزی که هست می‌بینی. و چیزی که به نظرم حتی از این هم بدتره غر زدن پیش بقیه‌ست. انگار انرژی اونا رو هم می‌گیری و دلسردشون می‌کنی.

  • شیطان هنوز برای دست‌های بیکار شر درست می‌کند.‌ | دیوید کاپرفیلد؛ چارلز دیکنز |

  • <unknown> – يسمعني_حين_يراقصني_كلمات_ليست_كالكلمات_ماجدة_الرومي

  • <unknown> – يسمعني_حين_يراقصني_كلمات_ليست_كالكلمات_ماجدة_الرومي

  • مرا می‌شنود، هنگامی که با من می‌رقصد؛ کلمه‌هایی که با همهٔ کلمه‌ها فرق دارند؛ مرا از زیر بازویم می‌گیرد و در یکی از ابرها می‌کارد. پ.ن: صدای ماجدة الرومي را می‌شنوید.

از دل — tgindex