داج
Статистика{ برای زمان هایی که بسیار تاریکم } @Daaj_bot :حرفی، نکتهای، سخنی
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 40
- 1/48двое суток
- 45
- 1/72трое суток
- 49
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من خودم یادم میره کانال دارم که بیام توش چیزی بنویسم شما چطوری یادتون میمونه که بیاین لفت بدین؟
گردنم درد میکنه و حالت تهوع دارم و این دوتا هیچ ربطی به هم ندارن.
استوریها رو تند تند رد میکنم. کاش همهی انسانها رو ببرن تو جنگل بندازن به جون هم هرکی توی مسابقه کی از همه وحشیتره برنده شد همونجا بمونه و بقیه برگردن به شهر و به زندگی انسانیشون ادامه بدن.
هی دلم میخواد ماشینو بردارم برم بیرون پولامو به فنا بدم باز یادم میاد پول ندارم🫠
عه سلام
اما من شعر خوندن رو دوست دارم، آدمهایی که بلدن قشنگ شعر بخونن رو دوست دارم، وزن گرفتن یه سری کلمات و جملات رو دوست دارم، غرق شدن توی اندوه و ناکامیهای شاعر رو دوست دارم، و این دوست داشتنها یعنی من به سلامت روان خودم اهمیت نمیدهم.
شعر آدمو غمگین میکنه، چه خوندنش چه شنیدنش. انگار دست میندازه توی اعماق وجودت و چیزهایی که سالهاست روشون خاک نشسته رو بیرون میکشه و میگه ببین چقدر این ناکامی سخت بود و تو دوباره میوفتی توی چرخهی باطل اندوه…
هر یک روزی که توی این شرکتم به اندازه هزار سال میگذره.
الان یکی از دوستان اومد گفت قندو حذف کن یاد این حدیث افتادم و رفتم سرچ کردم دیدم بح بح رژیم کنسله دوستان.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله: مؤمن شيرين است و شيرينى را دوست دارد و هركس آن را بر خود حرام گردانَد، خدا و پيامبرش را نافرمانى كرده است. نعمت خدا و حلال ها را بر خود حرام نكنيد. بخوريد و بياشاميد و شكر خدا كنيد كه اگر چنين نكرديد، كيفر خداى را بر شما لازم مى سازم.
بیعدبا
الان خوبه منم برم آمپول بزنم؟
همین کارا رو میکنین که هرکی یه گوشه نشسته داره به خودش آمپول میزنه دیگه😒
باشه پس خدافظ🚶🏻♀️
یا با شما راجبش حرف نزنم؟
دیسلایک ینی رژیم نگیرم؟
آقا من میخوام دوباره رژیمو شروع کنم و چون قرار نیست با گروه یا پزشک پیش برم و ممکنه وسطش بیخیالش شم به همین علت میخوام اینجا هرشب یه نوت کوتاه راجبش بنویسم که شما حواستون بهم باشه و اینا.
من نمیتونم توی چند قدمیت دوریتو تحمل کنم عزیزم، الان خیلی ازم دوری و من خیلی دلم تنگه و کاش زودتر منو ببری پیش خودت💔
یادمه بعد از اینکه بساط خنده ها جمع شد بخاطر اینکه ۲ شبانه روز درست نخوابیده بودیم همه برقا رو خاموش کردن که ما استراحت کنیم ولی خب مگه دلم طاقت آورد؟! پاشدم خیره خیره شب اربعین توی اون شلوغی تنها رفتم حرم…
پارسال مثه امشب با دو تا از بهترین دوستام توی خونهی یه خانم مهربون بغدادی بودیم، درحالی که سعی داشتیم با زبون عربی و فارسی و انگلیسی با صاحب خونه و دختر و نوه هاش حرف بزنیم صدای خندههامون تا توی کوچه رسیده بود و اومدن بهمون تذکر دادن که مگه شما یزیدین که شب اربعین انقدر میخندین؟ :) کاش پارسال بود…