tgindex
📚«مُلکِ سیاست»📚

📚«مُلکِ سیاست»📚

Статистика
@RealmOfPoliticsперсидский

📚 تَذَکُّراتی درباب فلسفه، تاریخ، حقوق، سیاست، اقتصاد ➖ ✍«اینکه بدانیم چه‌چیزی در چه‌زمانی به چه‌ضرورتی، کاملا تدریجی ضمن حفظ‌کردن باید تغییر پیدا کند، راز پایبندی به یک محافظه‌کاری موفق است» ➖ 📚 لینک کانال: ☆ @RealmOfPolitics ➖ ☆ @Eule_der_Minerva1807

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
10
Всего постов
34
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 542
−4 за 3 дн.
Сутки
−3
−0,12%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
248
34 постов
Вовлечённость
9,8%
к подписчикам
Постов в день
1,4
всего 34
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
104
1/48двое суток
119
1/72трое суток
128

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • به هر طرفی نگاه می‌کنم یعنی یک نفر را نمی‌بینم که سرش به تن بیارزد! یکی از این اشخاص، شخصی به اسم رامین پرهام است که گویا مثل سایر روشنفکران فرانسه‌رفته، او هم معنای سلطنت در ایران را نفهمیده است. مرحوم شادروان جواد طباطبایی درست می‌گفت این کسانی که در این سطح وارد غرب می‌شوند نه غرب را درست می‌فهمند، و در مورد ایران هم چیزی نمی‌دانند، پس رد می‌دهند. این شخص که مدتی به عنوان مشاور رضا پهلوی فعالیت می‌کرد، معتقد بود سلطنت باید انتخابی باشد و هر ده سال در پاسارگاد تجمع کنیم و شاه را در آنجا انتخاب کنیم!😄 به طور رسمی با یک مشت دیوانه روانی می‌توان نظم سیاسی و ساختار چفت‌وبست شده داشت؟! فعلا کاری ندارم که اصلاح‌طلبان صادرات‌شده تا کجا نفوذ کرده‌اند. فرقش اینه که به جای گلاب معطر، بلو دُ شَنِل زده است!

  • 💠 نقدی بر بنیان قرائت جمهوری‌خواهانه از سلطنت انگلستان ✍️ بهروز زواریان ■ اخیرا تلاش کردم دیدگاه آدام تامکینز، یکی از مهم‌ترین حقوقدانان معاصر انگلستان، در بحث از قانون اساسی را از نظر بگذارنم. متفکری که در آثار خود می‌کوشد از تصویر ساده‌ای که اساس بریتانیا…

  • 🔰 حضور نادر علیاحضرت ملکه الیزابت به همراه خانواده سلطنتی، روی بالکن کاخ باکینگهام! ۱- ملکه/شاه دائما در ملأ عام ظاهر نمی‌شوند؛ زیرا شأن سلطنت ایجاب نمی‌کند مقام سلطنت تنزل پیدا کند. ۲- در #سلطنت_مشروطه انگلستان اختیارات سلطنتی از جمله انتصاب نخست‌وزیر…

  • ✍ بهروز زواریان 💠 جای کسی که با قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب ۶ بهمن مخالف است، در زندان است یا خروج راحت برای همیشه از کشور! الان چه فرقی کرد؟! 😐 💠 باید توجه کنیم که در یک سلطنت مشروطه پارلمانی، حزب سیاسی یکی از ارکان اساسی پارلمان است؛ به این…

  • ✍ بهروز زواریان 💠 جای کسی که با قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب ۶ بهمن مخالف است، در زندان است یا خروج راحت برای همیشه از کشور! الان چه فرقی کرد؟! 😐 💠 باید توجه کنیم که در یک سلطنت مشروطه پارلمانی، حزب سیاسی یکی از ارکان اساسی پارلمان است؛ به این ترتیب که رقابت حزبی اراده سیاسی جامعه را به پارلمان منتقل می‌کند و از دل اکثریت پارلمانی، حکومت که نخست‌وزیر در راس آن است، شکل می‌گیرر! بنابراین، حذف یا بی‌اثر کردن احزاب به طور عملی یکی از پایه‌های سلطنت پارلمانی را تضعیف می‌کند. 💠 وقتی بارها تاکید می‌کنیم که یکی از عوامل سقوط نهاد پادشاهی در ایران، همین کسانی بودند که به اندازه آب دهان یک بز درکی از نهاد سلطنت کهن ایران‌زمین نداشتند، دقیقا از همان کسانی سخن می‌گوییم که شخصی را که در جایگاه سلطنت قرار می‌گرفت سر تا پا سیاسی کردند! و سپس همان خطای فاحش را به جای رویای حکومت قانون و مشروطه به مردم فروختند! کسی هم نبود به این جماعت دوزاری با سوادهای نم‌کشیده حالی کند که در یک سلطنت مشروطه، شاه سیاسی نیست و نمی‌تواند باشد! شاه رئیس حکومت و موسس حزب نیست!

  • 💠 آزادی مطلق و آغاز دوره ترور [=وحشت] - [در باب لحظه‌ای که آزادی زیر تیغ گیوتن آزادی مطلق، اعدام می‌شود.] ✍ بهروز زواریان ☆ @denkenfurdenken ----- 🔰 تنها فلسفه، و فقط فلسفه و صرفا فلسفه بود که توانست ذهنم را از پریشانی و افتادن در دام‌های پنهانی نجات بدهد…

  • 💠 فراموش نکنید، که همه حرف نقد من این است: یکی می‌تواند به نام دین بدون توجه به انسان‌های مومن، یکی به نام آزادی بدون انسان‌های آزاد، و یکی هم به نام ملت بدون توجه به مردم، جنایت کند. مسئله اساسا مطلق‌کردن یک مفهوم منتزَع از واقعیت، در داخل امر سیاسی است. قبلا گفته‌ام معنای انتزاع دقیقا چیست! - واژه نزع را جست‌وجو کنید.

  • با یکی از اعضای انصار حزب‌الله، آ شیخ عبدالکریم سروش (دباغ) آشنا شوید! موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، علی شریعتی را که دیگر در جامعه ایران موضوعیت ندارد شیاد خطاب کرده و یکی از اعضای انصار حزب‌الله ساکن در ایالات متحده که، گویا زندگی در غرب هم او را سر عقل نیاورده،…

  • 4 авг.307156

    با یکی از اعضای انصار حزب‌الله، آ شیخ عبدالکریم سروش (دباغ) آشنا شوید! موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، علی شریعتی را که دیگر در جامعه ایران موضوعیت ندارد شیاد خطاب کرده و یکی از اعضای انصار حزب‌الله ساکن در ایالات متحده که، گویا زندگی در غرب هم او را سر عقل نیاورده، برآشفته شده و گفته است: اگر این نقد [تندی در نظر] برای دوختن آن دهان آلوده کافی نبود، رشته و سوزن‌های فراوان [تندی در عمل] هست! بله می‌دانیم که سبعیت عبدالکریم سروش را حدی نیست؛ عجب: پس پیشتر هگل به درستی تشخیص داده بود که: ...»La Religion et la terreur war hier das Prinzip, wie bei Robespierre la Liberté et la terreur« دین و ترور [ایجاد وحشت] در اینجا [یعنی در خاورمیانه]‌ یک اصل است، همانطور که آزادی و ترور نزد ماکسیمیلیان روبسپیر اصل بود. و حداقل تا امروز این گفته هگل همچنان خاورمیانه را توضیح می‌دهد: از ظهور داعش تا حکومت الجولانی در سوریه! گندی که شما کثافات و پسمانده‌های عقب‌افتاده روشنفکر ۵۷، با ایدئولوژیک‌کردن دین به دیانت مردم زدید، طوری بوده است که اگر شیخ فضل‌الله نوری زنده بود و سرش بر دار نرفته بود، با شما همان می‌کرد که بر خودش رفت.

  • 🎥 فیلم | من هنوز ایمان دارم 🎥 i Still Believe 2020 ✍ بهروز زواریان ■ فیلم هنوز ایمان دارم، شاید یکی از درخشان‌ترین و تراژیک‌ترین فیلم‌هایی بوده است که در سرتاسر عمرم دیدم. با دیدن این فیلم تازه معنای عشق و عمق عشق را حدِّأقل در قالب فیلم درک کردم؛ اینکه گفته شده است: وجود عاشق از عشق است، بی‌عشق چگونه زندگانی کند؟ حیات از عشق می‌‌شناس و ممات بی‌عشق میاب؛ با دیدن این فیلم یک بار دیگر برایم معنا شد. تازه متوجه شدم که شاید با استثنائاتی بسیاز اندک چه قدر از این معانی دور افتاده‌ایم و روابط به سطحی‌ترین حالت خود رسیده‌اند. ■ اما گذشته از این، یک بار دیگر، با دیدن این فیلم، مفهوم #تراژدی برایم معنا شد: اینکه فهمیدم چرا استاد ارسطو در بوطیقا (فصل ششم ) تراژدی را به مثابه بازی کردن نقش کسی که از تقلید صرف فراتر میرود (μίμησις/می‌مِسیس)، یعنی به تعبیر فنی: محاکات یک فعل جدی، کامل و دارای اندازه‌ای معین می‌داند که با روایتی خشک و مصنوعی به نمایش در نمی‌آید، که حتی برعکس از طریق عمل و فعل واقعی شخصیت‌ها بر صحنه به نمایش درمی‌آید. این ایفاء‌کردن نقش کسی، با زبان آراسته و متناسب با اجزای مختلف نمایش/فیلم انجام می‌شود و غایت آن برانگیختن دو عاطفه بنیادین انسان، یعنی حس ترحم (ἔλεος/اِلِئُس) و هراس (φόβος/فُبُس) است تا از رهگذر آن‌ها (κάθαρσις/کاتارسیس) یا تصفیه عواطف در تماشاگر تحقق پیدا کند. از نگاه ارسطو، تراژدی هم روایت یک مصیبت است و هم روی صحنه آوردن هنرمندانه فعل انسانی است، که به هر علتی، به دگرگونی سرنوشت او می‌انجامد و از این رهگذر، حقیقتی کلی درباره زندگی و کردار انسان را آشکار می کند. ■ پس به به شما توصیه می‌کنم این فیلم را تحت هر شرایطی نه یک بار، که طی گذر زمان بارها مشاهده کنید؛ فیلمی که داستان واقعی زندگی جرمی کمپ و آشنایی او با ملیسا هنینگ کمپ را به صحنه نمایش آورده است تا بگوید ایستادن برای زندگی اصلا متفاوت با همه آن چیزی است که در مقام نظر می‌خوانیم. من نمی‌خواهم این فیلم را با تعریف کامل و حتی ناقص آن برای شما از پیش تخریب کنم؛ با مطالعه این مطلب کوتاه و درک حدِّأقلي مفهوم تراژدی، نمی‌گویم با دیدن این فیلم اشک بر چشمان کسی حلقه می‌زند و احساسات او برانگیخته می‌شود؛ اما حدِّأقل می‌توانم بگویم معانی را یک بار دیگر برای شما مرور می‌کند تا در لحظه‌ای تکان بخورید و دریابید که اساسا حضور هیچکسی در روابط معنادار، در زندگی شما اتفاقی نیست. مهم این است که حقیقت همیشه مثل شهاب ثاقب در لحظه‌ای می‌آید و ناپدید می‌شود طوری که هر چه قدر تلاش کنید هرگز نمی‌توانید دوباره آن لحظه منحصر به فرد فهم حقیقت را به خاطر آورید؛ اینکه چه کسی در لحظه حیاتی، این شهاب را می‌بیند، بستگی به درک او از عالَم و معنای زندگی دارد؛ این که آیا می‌تواند از فرصت‌هایی که زندگی در اختیارش قرار می‌دهد استفاده کند یا نه؟! ** 💠 توجه کنید که در حماسه ایلیاد هومروس، (ἔλεος/اِلِئُس) یعنی این حالت ترحم یا شفقت، وقتی ظاهر می‌شود که که یک قهرمان، دشمن یا شخصی را که در خوارترین حالت ممکن است، در وضعیتی تاسف‌بار مشاادده می‌کند: مثلا لحظه مرگ آشیل. 💠 با این حال، استاد ارسطو، در بوطیقا، (ἔλεος/الِئُس) را با فنی‌ترین معنای این واژه پیوند می‌زند، در واقع، ارسطو، اِلِئُس را احساسی می‌داند که انسان هنگامی تجربه می‌کند که مصیبتی شدید بر کسی وارد شود که آن شخص استحقاق مصیبت را ندارد؛ به همین دلیل، ارسطو در بوطیقا، هنواره ترحم در تراژدی را با مفهوم (φόβος/فُبُس) یعنی ترس یا هراس پیوند می‌زند. انسان نسبت به قهرمان تراژدی (یعنی در اینجا نسبت به جرمی کمپ و ملیسا هنینگ کمپ در این فیلم) ترحم می‌کند، زیرا سقوط آن‌ها را منصفانه نمی‌داند یا دست‌کم بیش از اندازه سنگین تلقی می‌کند و هم‌زمان دچار هراس می‌شود، زیرا درمی‌یابد که چنین سرنوشتی ممکن است برای خودش نیز رخ دهد که امیدوارم برای هیچکسی رخ ندهد. این معنای رسوخ به معانی در عالَم است. ♧ @RealmOfPolitics 🔰 لینک مشاهده فیلم: زبان اصلی، زیرنویس فارسی👇👇👇👇👇 https://www.aparat.com/v/s16Ml https://www.aparat.com/v/s16Ml https://www.aparat.com/v/s16Ml https://www.aparat.com/v/s16Ml https://www.aparat.com/v/s16Ml

  • ✍دنیل مارتینو، موسسه منهتن ■ تنها نکته خوبِ زندگی کردن ذیل یک نظام سوسیالیستی این است که یاد می‌گیرید [سوسیالیسم] چقدر بد است، بنابراین نمی‌خواهید دیگر همان اشتباهات را تکرار کنید. ■ آنچه برای من نگران‌کننده است این است که بعد از اینکه حدود یک دهه پیش به ایالات متحده مهاجرت کردم، متوجه شدم که واقعا افرادی هستند که به این ایده‌ها باور دارند و معتقد هستند آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد به خاطر سوسیالیسم نبود، بلکه فقط یک دولت فاسد معمولی بود. ■ خب، اکنون حدس بزنید؟ بیشتر کشورها فاسد هستند. در دولت آمریکا هم افراد فاسد وجود دارند. سناتور منندز را به خاطر دارید؟ من نمی‌خواهم به موضوعات حساس بپردازم، اما افراد فاسد در هر دولتی در جهان وجود دارند. ■ همچنین است که کشورهای فاسد زیادی در سرتاسر جهان وجود دارند، اما تعداد کمی از کشورها هستند که هشت میلیون نفر، یعنی یک سوم جمعیت‌شان، از کشورشان فرار کنند. تعداد کمی از کشورها هستند که مردم‌شان گرسنگی بکشند و بمیرند، حتی در کشورهای فاسد. ■ برای اینکه چنین چیزی رخ دهد، یعنی برای تحقق سوسیالیسم، باید آزادی مردم را بگیرید. حتی در کشورهای دیکتاتوری هم این اتفاق معمول نیست. ■ آیا مردم را در خیابان‌های دبی در حال گرسنگی مشاهده کرده‌اید، حتی در زمان بحران تنگه هرمز؟ خیر، هرگز. ■ آیا وقتی قیمت نفت پایین می‌آید، پناهندگانی از عربستان سعودی خارج می‌شوند؟ خیر. ■ آیا کشورهایی که تحریم شده‌اند، مردم‌شان گرسنگی می‌کشند و می‌میرند؟ خیر هرگز. ■ پس چرا ونزوئلا؟ چرا کوبا؟ و چرا ایران؟ چرا همه این کشورهای سوسیالیستی متفاوت هستند؟ چون عامل مشترک این است که آنها اقتصاد آزاد را نابود می‌کنند. ■ نمی‌توانید به طور آزاد، کسب‌وکار راه بیندازید [چون دولت مثل یک اژدها باید بگوید چه کسب‌وکاری را راه بیاندازید، یعنی باید مجوز صادر کند]، پس شما نمی‌توانید خانواده را سیر کنید، بنابراین یا می‌میرید یا فرار می‌کنید. به همین سادگی است. ** ✅ و باید می‌افزود: اصلا سوسیالیسم یعنی مرگ! ♧ می‌دانید عجیب برای من چیست؟ اینکه مردمانی هستند که می‌بینند نفت، تامین اجتماعی، سوبسید، دولت رفاه و... چه آتشی بر خرمن زندگی آن‌ها انداخته است؛ اما باز هم با سوءِبرداشت از آزادی، تصور می‌کنند مشکل در نحوه مدیریت و توزیع منابع بوده است. هیچ وقت این جمله پیتر بوتکه را فراموش نمی‌کنم که سوسیالیسم محکوم به شکست است: سوسیالیسم در هر کجا و در هر زمانی محکوم به شکست قطعی است. ■ امروز را به خاطر داشته باشید: خواهیم دید که در صورت ادامه سیاست‌های دولت رفاه، دادن سوبسید به آب و برق و گاز و تلفن و... و نیز نفتی که خصوصی نیست بلکه در مالکیت دولت است، و نیز سیاست‌های مخرب تامین اجتماعی و بیمه‌های کارمندی، این آتش چطور خرمن زندگی‌ها را خواهد سوزاند. مشکل، این نیست که سوسیالیسم محکوم به شکست است، بلکه این است که گویا نسل‌ها فراموش می‌کنند که سوسیالیسم محکوم به شکست است، پس تصور می‌کنند با برداشتن یک رژیم، و نشاندن رژیمی دیگر، با همان سیاست‌های مخرب دولت رفاه، کشور کار خواهد کرد. زمان نشان خواهد داد که در صورت اصرار بر ادامه مسیر دولت رفاه سوسیالیستی و با همین سوءِبرداشت کوچک از آزادی بر این مبنا که تغییر رژیم برای تحقق آزادی کافی است، چطور این آتش همچنان زندگی‌ها را تباه خواهد کرد. 🔰 @RealmOfPolitics

  • ✍ بهروز زواریان ■ تاکنون تمام فهم ما از عدالت مبتنی بر سوءِ‌تفاهم بوده است؛ اما چرا ؟! در فلسفه افلاطون، واژه يوناني ἔργον (اِرگون) به معنای «وظیفه ذاتی» یا «فعلیت ویژه هر چیز» است. اعتقاد افلاطون این بود که هر موجودی در عالَم دارای طبیعتی ویژه است و از…

  • ✍ بهروز زواریان ■ تاکنون تمام فهم ما از عدالت مبتنی بر سوءِ‌تفاهم بوده است؛ اما چرا ؟! در فلسفه افلاطون، واژه يوناني ἔργον (اِرگون) به معنای «وظیفه ذاتی» یا «فعلیت ویژه هر چیز» است. اعتقاد افلاطون این بود که هر موجودی در عالَم دارای طبیعتی ویژه است و از…

  • 16 июл.3911311

    ✍ بهروز زواریان ■ تاکنون تمام فهم ما از عدالت مبتنی بر سوءِ‌تفاهم بوده است؛ اما چرا ؟! در فلسفه افلاطون، واژه يوناني ἔργον (اِرگون) به معنای «وظیفه ذاتی» یا «فعلیت ویژه هر چیز» است. اعتقاد افلاطون این بود که هر موجودی در عالَم دارای طبیعتی ویژه است و از این طبیعت، عمل ویژه منحصر به آن موجود ناشی می‌شود؛ مثلا کار خاص چشم دیدن و کارکرد گوش شنیدن است. همین منطق به انسان و جامعه نیز تعمیم پیدا می‌کند - یعنی هنگامی و در صورتی که هر جزء فقط ارگون مخصوص خود را به بهترین نحو انجام دهد و در کار دیگری دخالت نکند، نوعی هماهنگی و نظم پدید می‌آید که افلاطون آن را «عدالت/دیکایوسونه» (δικαιοσύνη) می‌نامد. ■ بنابراین، عدالت نزد افلاطون متساوی با مساوات [برابری] نیست، بلکه وضعیتی است که هر چیز در جای طبیعی خویش قرار گرفته و کارویژه ذاتی خود را بالفعل می‌کند؛ یعنی هر جزء «آنچه را که مطابق طبیعت او است» انجام می‌دهد و از تجاوز به قلمرو دیگر اجزاء خودداری می‌کند. ■ شهامت اجرای چنین عدالتی دشوار است، زیرا در دوران سلطه دموکراسی نمی‌توانید بگویید قاطبه مردم برای مشارکت در فن خطیر سیاست ساخته نشده‌اند! ☆ @RealmOfPolitics

  • ■ زیر بمباران جان بچه‌هایشان در خطر است، اما اندازه یک پشه بی‌ارزش عقل و شعور ندارند و منتظرند دولت به جایشان تصمیم بگیرد و بگوید امتحانات برگزار می‌شود یا نمی‌شود. در همه امور منتظر تصمیم دولت هستند... ■ واقعا جای تاسف است؛ یعنی اینقدر خالی از عقل سلیم…