tgindex
و‌راى حد تقرير | سعيد حجاريان

و‌راى حد تقرير | سعيد حجاريان

Статистика
@SaeedHajarianперсидский

«وراى حد تقرير» تنها مرجع بازنشر يادداشت‌ها، مقالات و گفت‌وگوهاى #سعید_حجاریان در فضاى مجازى است. حساب کاربری اکس (توییتر): x.com/saeedhajjarian حساب کاربری اینستاگرام: instagram.com/saeedhajjarian

Последний пост
1 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
8 221
−10 за 6 дн.
Сутки
−5
−0,06%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
9 975
21 постов
Вовлечённость
121,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 603
1/48двое суток
1 837
1/72трое суток
1 981

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 1 авг.1 8083172

    📝📝📝غریبه‌ای در شهر 🔺چگونه در وضعیتی که می‌پنداریم نفوذ فراگیر شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی بگشاییم؟ ✍️سعید حجاریان | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊مدتی است به‌واسطه شرایط کشور واژه‌هایی نظیر «نفوذ»، «رخنه»، «حفره»، «جاسوس» و امثال این‌ها بر ادبیات سیاسی و مطبوعاتی سایه افکنده است. برخی افراد به‌واسطه تجارب و مشاهدات‌شان به این قبیل موضوعات پرداخته‌اند و دیگرانی هم صرفاً از حیث تفنن و برچسب‌زنی حول این واژه‌ها تولید گفتار و نوشتار کرده‌اند. این فضا حس «جاسوسی‌هراسی» (spyphobia) را در میان مردم پدید آورده و طبعاً ذهن سیاست‌گذاران هم درگیر شده است. در حالی‌که جامعه سالم بیشتر مبتنی بر اعتماد و هم‌پذیری است تا شک و طرد دیگری. 🖊زمانی‌که مسأله نفوذ برجسته می‌شود و از سطح مباحث کارشناسی به سطح مجادله‌های عمومی کشیده می‌شود، ساخت سیاسی کشور در لاک خود فرو می‌رود. به‌عبارتی به‌دلیل دقت و تحفظ، تحرک در حکمرانی و خلاقیت در تصمیم‌گیری، که شروط لازم پویایی حکمرانی به‌شمار می‌آیند، از قاعده‌ به استثناء تبدیل می‌شوند؛ استثنایی که صرفاً معدودی می‌توانند آن را رعایت کنند. 🖊چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه اشاره داشت که در دوره جنگ با جابجایی‌های متعدد مسئولیت دیپلماتیک خویش را که همانا ارتباط پیوسته با نهادها و شخصیت‌های دیپلماتیک باشد، انجام داده است اما با گشت‌زنی در شهر. این در حالی است که در مواجهه با پدیده نفوذ می‌بایست نقطه‌ بهینه‌ای را تعریف کرد و میان «ترس از جاسوس/نفوذی» و «کارآمدی فرد/افراد مظنون» ایجاد توازن کرد تا ضمن حفظ کارکرد و کارآمدی سیستم از توقف کلی آن جلوگیری کرد. 🖊همچنین باید از محصور شدن در سه ضلعی «جاسوس‌پنداری-گزینش‌گری-ناکارآمدی» اجتناب کرد. زیرا در این چرخه، نخست همه ارکان و افرادی که متفاوت می‌اندیشند، جاسوس پنداشته می‌شوند یا در دستگاه غیریت‌سازی به‌مثابه نفوذی معرفی می‌شوند، پس از آن نوبت گزینش و گزینش‌گری بی‌ضابطه و حذف‌محور فرامی‌رسد تا جایی که ناکارآمدی به‌عنوان وضعیت جبری به حکمرانی تحمیل می‌شود. این چرخه تا جایی ادامه پیدا می‌کند که ورودی و خروجی نظام حکمرانی میل به صفر می‌کند و نه ورودی‌ها ارزش افزوده‌ای برای سیستم ایجاد می‌کنند و نه خروجی‌ها قادرند تحولی را پدید آورند و کسی قادر نیست مسئولیت عادی خویش را به انجام برساند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6452 #سعید_حجاریان #ایران #امنیت_ملی 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 19 мая4 0231658из mashghenowofficial

    📝📝📝دیکتاتوریِ کلیکی 🔺آیا ایران به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ است؟ ✍️سعید حجاریان | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊جامعه ایران و‌ متغیرهای مؤثر بر تحولات آن را می‌توان ذیل چندین رهیافت توضیح داد. با ارجاع به انقلاب اسلامی، می‌توان از نظریه‌های انقلاب گفت، به وضعیت گردش نخبگان و الگوهای توسعه ارجاع داد، و یا دست آخر به سیاست‌های شبه‌ائتلافی و آنچه در پستوهای ساخت قدرت می‌گذرد، اشاره کرد. اگر جملگی این رهیافت‌ها را در یک‌ روش طولی و زمان‌مند، در کنار یکدیگر قرار دهیم، به نقطه‌ای مهم رهنمون خواهیم شد و آن این‌که نقش و کارویژه جامعه، اعم از تشکل‌های رسمی، اجتماع‌هایِ ساخت‌یافته و نیز هویت‌های منفرد به‌تدریج تحلیل رفته است و گویی ما به عصر «سیاست توده‌ای» پرتاب شده‌ایم. 🖊می‌خواهم بر سر مسئله «سیاست توده‌ای» توقف کنم و از زاویه‌ای بدان بپردازم و این پرسش را پیش بکشم که چرا افراد جوامع از هنجارها و ساخت‌های تاریخی و نهادمند عبور و عدول می‌کنند، و آخرالامر به تک‌هویت‌هایِ ژلاتینی تبدیل می‌شوند. چندی پیش، نشریه آتلانتیک در نوشته‌ای به بحث درباره شیوه سیاست‌ورزی و سیاست‌گذاری دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده پرداخت و توضیح داد الگوی تصمیم‌سازی یا دست‌کم شیوه جدید قاب‌بندی آن دستخوش چه تحولی شده است. نویسنده این پارادایم جدید را ذیل مفهوم clicktatorship توضیح داده بود؛ عنوانی که می‌توان آن را به «دیکتاتوریِ کلیکی» ترجمه کرد. طرفه آن‌که ما درباره کشوری صحبت می‌کنیم که بنا به تعاریف واجد عقلانیت نهادی بوده است و در غالب موارد توانسته است پروسه تحلیل، تصمیم، و اجرا را، خاصه در زمینه روابط خارجی، با اجماع عقل‌هایِ منفصلِ دولت به پیش براند. 🖊حادث شدن چنین وضعیتی در سیاست امریکا، شاید تا حد قابل توجهی معلول شخصیت رییس‌جمهور فعلی باشد. فردی که، در تحلیل‌ عملکرد دولت‌اش و کیفیت تصمیم‌های‌ او علاوه بر سایر مؤلفه‌ها به وجوه روان‌شناختی نیز توجه می‌شود. چنانکه سابقاً در کتابی که سیمای ترامپ را ترسیم‌ کرده بود، «لذت آنی» (Instant gratification) متغیری تأثیرگذار در حیات اقتصادی- سیاسی خوانده شده و در جای دیگر، وجوه امپراتورگونگی ترامپ برجسته شده بود. 🖊از نمونه امریکا و دونالد ترامپ که درگذریم، می‌بایست این پرسش را پیش بکشیم که آیا می‌توان چنین چارچوب تحلیلی را به جامعه و ساخت قدرت ایران تعمیم داد و ادعا کرد ما هم به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ایم؟ در بادی امر، با توجه به نظام حکمرانی و رگولاتوری حاکم بر ارتباطات و فضای مجازی ایران باید قاطعانه گفت، خیر! اساساً بستری برای آزادی کلیک وجود ندارد که بخواهد بر فراز بر آن دیکتاتوری متولد شود. ولی زمانی‌که در واقعیت میدان قدری تأمل کنیم، درمی‌یابیم که ما نیز مدت‌هاست به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ایم. اما چرا؟ 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6393 📚منبع: مجله آگاهی نو، شماره ۱۸، بهار ۱۴۰۵ #سعید_حجاریان #ایران #جامعه 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 5 апр.4 4222161из mashghenowofficial

    📝📝📝بیماری ترامپ 🔺رئیس‌جمهور امریکا در کدام کشور رژیم-چنج کرده است؟ ✍️سعید حجاریان | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊سعید حجاریان می‌گوید جنبش «No Kings» در امریکا نشانه اعتراض بخشی از جامعه به برآمدن نوعی سلطانیسم در قالب ریاست‌جمهوری است. او یادآوری می‌کند که پیش‌تر نیز درباره ویژگی‌های سلطانی در رفتار دانلد ترامپ هشدار داده بود؛ الگویی مبتنی بر شخص‌محوری، تقرّب‌گرایی و سبک حکمرانی دربارگونه که در تعارض با جامعه مدنی امریکا قرار می‌گیرد. 🖊حجاریان با ارجاع به تحولات اخیر و نقش افرادی مانند کوشنر و ویتکاف می‌نویسد گرایش‌ سلطانی اکنون تقویت شده‌ است. وی تأکید می‌کند تناقض‌گویی‌های ترامپ درباره سیاست خارجی، از جمله ایران، را نباید صرفاً مقوله‌ای روان‌شناختی دید یا برای مصرف داخلی دانست، بلکه باید آن را نشانه تغییری عمیق‌تر در ماهیت نظام سیاسی امریکا تلقی کرد. 🖊این تحلیل‌گر سیاسی با ارجاع به سنت فکری شکل‌گرفته از توکویل تا رابرت دال، تأکید می‌کند دموکراسی امریکایی پیش‌تر نیز دچار فرسایش شده بود، اما در دوره ترامپ این روند به گسست رسیده است. به‌زعم او، اگر توکویل امروز زنده بود، ناچار به بازنگری اساسی در تحلیل خود از دموکراسی امریکا می‌شد. 🖊نویسنده می‌گوید ترامپ در عرصه خارجی با پیمان‌شکنی و تضعیف نهادهای بین‌المللی، و در داخل با تعمیق نابرابری طبقاتی، به‌نوعی «رژیم‌چنج» کرده است. او تأکید می‌کند برچسب‌زنی گسترده به مخالفان، تضعیف استقلال قوا و تمرکز قدرت در ریاست‌جمهوری، نشانه‌های آشکار این دگرگونی هستند. 🖊در پایان، حجاریان با اشاره به ویژگی‌هایی چون نارسیسیسم، نهادستیزی و تمایل به بسط‌محوری، نتیجه می‌گیرد ترامپ بسیاری از سنت‌های تاریخی امریکا را گسسته است. با این حال، او می‌نویسد هرچند تحقق کامل سلطانیسم در امریکا ممکن نیست، اما خطر بازآرایی قدرت در قالبی شبه‌امارتی وجود دارد که الهام‌گیری از آن می‌تواند الگویی خطرناک برای سایر کشورها باشد. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6373 #سعید_حجاریان #امریکا #ترامپ 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 24 февр.21,6 тыс69533

    📝📝📝تیرها کمانه کرده است ✍️گفت‌وگوی سعید حجاریان با خبرگزاری تابناک درباره علل و پیامدهای اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، ۵ اسفند ۱۴۰۴ 📍چکیده ✅عده‌ای در حاکمیت می‌گویند می‌خواهیم فضاهایی را برای تجمع و اعتراض و ابراز وجود در اختیار معترضان قرار دهیم. تصور کنید جمعیت معترضی را که شماره ملی‌ و تلفن‌شان را در سامانه‌ای که من آن را «سامانه ملی اعتراضات» می‌نامم، ثبت کنند و بعد در یک نقطه مشخص جمع شوند! نتیجه حیرت‌انگیز خواهد بود و این نشان می‌دهد تجویزکننده‌های چنین ایده‌هایی پای‌شان روی زمین سیاست نیست ✅من مخالف فحاشی هستم اما به‌ شما بگویم در شرایط فعلی ایراد را متوجه جوانی که کلمات رکیک به‌کار می‌برد، نمی‌دانم. به اعتقاد من پروژه‌هایی که طی سال‌ها با هسته اخلاق فردی، حقوق شهروندی و دموکراسی‌خواهی در ایران شکل گرفتند، همگی به تیر غیب دچار شده‌اند ✅یک نیروی سیاسی- فارغ از عنوانی که دارد- حتماً باید روشن و صریح مرزبندی داشته باشد و پیوسته مرزهای‌اش را به‌روز کند. این مرزها فراوان هستند و لزوماً به اعتراضات اخیر مربوط نمی‌شوند. اجمالاً من معتقدم یک نیروی سیاسی در موازنه میان جامعه و حاکمیت باید نگاه‌اش به سوی جامعه باشد ✅ما نباید همه‌چیز را به چند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگ‌شده‌ی افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریست‌هایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کرده‌اند، که تروریست‌ها آمده‌اند و کشته‌اند و رفته‌اند. این‌جا نقطه فاصله‌گذاری من است حتی با برخی اصلا‌ح‌طلبان سابق! به قول آن ظریفِ نکته‌سنج باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم! ✅باید توجه کنیم جنگ روانی- که لقلقه زبان‌هاست- با توجه به برخی اقدامات غیرعقلانی اثرگذاری‌اش بیشتر خواهد شد. مثلاً هنوز تکلیف آن جنگنده اف-۳۵ و خلبان زن مشخص نشده است و این قبیل محتواها باعث می‌شود هیمنه دستگاه رسانه فروبریزد. لذا باید توجه کرد صحبت مکرر از جنگ روانی تبعاتی دارد که از جمله آن برجسته شدن ناکارآمدی‌هاست ✅مهندس بازرگان زمانی گفت، «آن نخست‌وزیری که باید برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد برای لای جرز خوب است. مگر من هویدا هستم و یا امام، محمدرضا شاه که آب خوردن را اجازه بگیریم؟! اگر بنا باشد نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع مورد اعتماد نباشند و تشخیص ندهند که وقتی با یک وزیر ملاقات می‌کنند چه باید بگویند آن‌ها را نباید نگه داشت!» می‌خواهم بگویم مسئله ابتکار عمل هنوز حل‌ناشده باقی مانده است ✅زمانی‌که صداوسیمای یک شهر مورد حمله واقع می‌شود و خسارت جدی می‌بیند، حتماً مسأله تولیدات استانی نیست بلکه بحث بر سر نمادهاست؛ یعنی جماعتی در شهرستان‌ها صداوسیما را نماد وضع موجود می‌دانند ✅در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۲ بخشی از مخالفت خود با سیاست‌های دولت سازندگی را با رأی به آقای احمد توکلی نشان داده است اما این امکان به‌تدریج سلب و از انتخابات مردم‌زدایی شد. یعنی بخشی از مردم فاعلیت خود را از دست دادند و تخیّل تغییر فضا نزد آن‌ها از بین رفت. نتیجه این‌که به‌گمانم اگر امروز نظرسنجی مطمئنی صورت بگیرد، حتماً درصد قابل‌ تأملی از حمله خارجی دفاع خواهند کرد ✅کمیته حقیقت‌یاب داخلی شاید در دعواهای عشیره‌ای کارساز باشد، اما فراتر از آن خیر؛ حتی تجربیات پرونده قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانشگاه تهران هم نشان داد، ساختار حقیقت‌یابی ایران فشل است و در نقطه‌‌ای به صخره‌های ستبر برخورد می‌کند! ✅متن کامل را اینجا بخوانید 📌نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی👇: تلگرام | اینستاگرام | اکس (توییتر)

  • 9 дек.6 63041115из mashghenowofficial

    📝📝📝اصلاحات و ملیّت 🔻🔻🔻گفت‌وگو با سعید حجاریان درباره جنگ، ملی‌گرایی و سیاست‌ورزی ائتلافی منتشر شده در نشریه «آگاهی نو» بازنشر در وب‌سایت #مشق_نو 📌گزیده‌ای از نوشتار پیش رو 🖊ما نباید در فهم نزاع اسرائیل و فلسطین دچار سوء برداشت بشویم. طبیعی است که نسل من با برخی مبارزان فلسطینی سمپاتی داشته است، اما همه آنچه درباره نزاع اسرائیل و فلسطین مطرح است، مربوط به چند مبارز و چند سرود انقلابی با مضمون مقاومت نیست. حقیقت، ظلم پیوسته‌ و سازمان‌یافته‌ای است که به فلسطینی‌ها رفته و اکنون در میان دیگر مسائل ردشان گم شده است 🖊شکل‌گیری مفاهیمی مانند «جنگ ملی» یا «جنگ میهنی» منوط بر این است که ملت و دولت، یک روح باشند در دو کالبد. زیرا «دولت» اساساً طُفِیل «ملت» است و هویّت‌ و موجودیت‌اش را از او می‌گیرد و طبق این چارچوب‌بندی اگر جنگی دربگیرد، ملت و دولت به‌مثابه تن واحد تحت خطر قرار می‌گیرند. جنگ ۱۲ روزه، این وضعیت را که در اقصی نقاط جهان بدیهی تلقی می‌شود، به پرسش گرفت؛ حالا چه از موضع تسلیم‌طلبی، که برخی می‌گفتند دشمن بزند و خلاص‌مان کند، و چه از موضع کسانی‌که می‌گفتند دشمن، به‌مثابه یک منجی بیاید و نظم کنونی را برای‌مان دگرگون کند. یعنی ما در مقدمات مشکل داریم و نمی‌توانیم جامعه ایران را به‌عنوان یک کل یکپارچه تلقی کنیم 🖊من معتقدم اگر دولت از روی ترس خارجی به گشایش فضا روی بیاورد، به محض آن‌که خیال‌اش از خارج آسوده شد همه روزنه‌ها و درزها را خواهد بست. ولی اگر دولت صرف‌نظر از این‌که فشار خارجی باشد یا نباشد، صرفاً به‌واسطه ایجاد موازنه داخلی و به‌رسمیت‌‌شناختن دیگری، گشایش‌هایی را فراهم آورد، امکان بازپس‌گیری آزادی‌ها کمتر می‌شود.» یعنی آن چیزی که بدون قرارداد و اصول و موازنه قوا و از سر اضطرار داده شود، با فروکش کردن بحران به‌سرعت پس گرفته می‌شود 🖊سازمان مجاهدین خلق، از زمانی‌که به عراق رفت و خود را به صدام فروخت، وطن‌اش را از ایران به شهری به‌نام اشرف منتقل کرد و عملاً بخشی از ارتش پیاده عراق شد. یعنی آن‌ها به‌کلی بی‌وطن شدند. به‌خاطر بیاوریم درگذشته آن‌ها عکس دکتر مصدق را بالای سر خود نصب و پلاکارد وی را حمل می‌کردند؛ و این انذاری است برای این‌که بدانیم «تمثال‌گرایی» چقدر خطرناک و رهزن است. یعنی، مجاهدین خلق در حالی‌ با دکتر مصدق، یعنی فردی که در برابر بیگانه مقاومت کرده بود، عکس یادگاری می‌گرفتند که بویی از ملی‌گرایی نبرده بودند. در حالی‌که مصدق می‌توانست با هبه کردن بخشی از نفت کشور و نه حتی خاک، هم‌پیمان و هم‌جهت با نیروهای بیگانه شود و دولت‌ و آینده‌ی آرام خود را حفظ و تضمین کند اما چنین نکرد 🖊من فکر می‌کنم ترجمه اصلاح‌طلبی به «صلح‌طلبی» می‌تواند این افق جدید را پیش‌روی ما قرار دهد و تا حد مقبولی از انباشت بحران‌ها در داخل و خارج بکاهد. ذیل یک «برنامه جامع صلح‌طلبی» می‌توان تصویر و تصوری جدید از ایران به‌دست داد. این برنامه‌ جامع، البته نباید از جنس «پهنه صلح» (zone of peace) باشد، چون آن برنامه‌ی اروپایی و بعضاً مبتنی بر هنجارهای جاافتاده جهان غرب با شرایط امروز خاورمیانه، که صدای تیر و بوی باروت جزء حذف‌ناپذیر آن است، همخوان نیست. بنابراین «صلح‌طلبی» را نباید با انفعال و تسلیم‌طلبی یکی پنداشت. ایران با توجه به مجموعه تهدیدها باید به‌اصطلاح «صلح‌طلبِ جنگ‌بلد» باشد 🖊از سال ۱۳۶۸ تاکنون، آیا به جز اصلاح‌طلبان کسانی بوده‌اند که به‌طور متشکل و به‌صراحت از جنگ‌طلبی، رادیکالیسم چه در عمل و چه در گفتمان انتقاد کنند و هزینه آن را بپردازند؟ حتی، اصلاح‌طلبانی که خود من هم منتقدشان هستم، بر صلح‌طلبی توافق دارند اما آیا طرف مقابل اعم از اصول‌گرایانِ رادیکال، سلطنت‌طلبان و دیگران چنین خصیصه‌ای دارند؟ من فکر می‌کنم خیر زیرا عموماً در وضعیت‌های مرزی لکنت پیدا می‌کنند 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6317 #سعید_حجاریان #ایران #سیاست 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial 🔸نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی: تلگرام | اینستاگرام | توییتر .

  • 30 нояб.5 67833106из mashghenowofficial

    📝📝📝حدیثِ حاضرانِ غایب 🔻🔻🔻یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وب‌سایت #مشق_نو 🖊پرسشی مدت‌هاست در اذهان به‌وجود آمده است و آن این‌که چرا در ایران کنونی هیچ پروژه‌ فکری مؤثری طراحی نمی‌شود یا دست‌کم تعداد اندکی پروژه مفصل‌بندی می‌شود و پامی‌گیرد. از آن مهم‌تر این‌که چرا همین اندک پروژه‌ها در سطح نخبگان مورد بحث قرار نمی‌گیرند و به گفت‌و‌گوهایِ عمومیِ مسئله‌محور نمی‌انجامند. اگر دو مؤلفه «تعدد منابع» و «ابزارهای نو مانند هوش مصنوعی» را از تحلیل‌مان خارج کنیم، چه پاسخی برای پرسش‌های پیش‌گفته وجود دارد؟ تلاش می‌کنم از زاویه‌ای به این بحث ورود کنم. 🖊در گذشته، احزاب و جریان‌های فکری وجود «راهنمای عمل» را بخش مهمی از هویت خویش تلقی می‌کردند. بدین‌معنا که نخست از طریق «مسئله‌شناسی»، بر طرز تفکر و جایگاه خود نور می‌تاباندند و سپس، براساس «تجویز»های برآمده از مسئله‌شناسی‌شان ‌سراغ حل مسائل می‌رفتند. این الگوی حل مسئله از تقاطع مسئله‌شناسیِ دقیق و تجویزِ سنجش‌پذیر انجام می‌گرفت و بخشی از آن ناشی از «آرمان» احزاب و جریان‌های فکری بود که به‌مثابه قطب‌نما عمل می‌کرد. وجود این «آرمان» می‌توانست به عضوگیری، تکثیر ایده‌ها، افزایش تیراژ نشریات و کتاب‌ها، و یا دست‌کم حفظ پتانسیل‌ها بینجامد. 🖊با نگاهی به آنچه پس از انقلاب اسلامی گذشته است، می‌توان نمونه‌هایی را استخراج کرد. به‌عنوان مثال پروژه موسوم به «قبض و بسط» که از سوی دکتر عبدالکریم سروش مطرح شد، توانست به بحث‌هایی دامنه‌دار در سطح حوزه، دانشگاه و همچنین نشریات بینجامد. به همین سیاق می‌توان پروژه‌های دیگری را نیز برجسته کرد که سوابق مکتوب آن در نشریات و کتاب‌ها موجود است. سه قطب اقتصادی موجود در ایران، یکی نهادگرایان (حلقه «دین و اقتصاد»)، دیگری بازارگرایان (حلقه «نیاوران» و جریان‌های متأخر آن‌ها) و سپس، چپ‌گرایان (حلقه نشریه «گفتگو» و سایت‌ «نقد اقتصاد سیاسی) نیز کمابیش نمودی از این وضعیت هستند. جریان‌هایی که دارای آرمان هستند، و تؤامان از «مسئله‌شناسی» و «تجویز» برخوردارند و طی سال‌ها توانسته‌اند نسبت به حفظ خود بکوشند و گاه، جریان‌ساز هم بشوند. 🖊اما تأکید من در این نوشته بیشتر بر جریان‌های سیاسی است. در بادی امر، به‌نظر می‌رسد جریان‌های سیاسی کشور با وضعیت «بی‌آرمانی» مواجه شده‌اند. بدین‌معنا که حسب شرایط کشور از آرمان تهی شده‌ و در نتیجه، قطب‌نمای‌ خویش را از دست داده‌‌اند و نهایتاً «روش‌شناسی»‌شان به‌سطح «دشمن‌شناسی» تنزل کرده‌ است. علاوه بر این، جریان‌های سیاسی برخلاف نحله‌های فکری- فارغ از داوری ارزشی آن‌ها- از نظریه‌های قابل‌ تطبیق نیز بی‌بهره‌ شده‌اند. به عبارتی، در مقام ثبوت سخن بسیار می‌گویند اما در مقام اثبات سخن شنیدنی عرضه نمی‌کنند و به عبارتی از بازار سیاست حذف شده‌اند. 🖊این وضعیت وخیم حوزه سیاست در ایران را می‌توان «موج‌سواری تئوریک» نام نهاد. این موج‌سواری برآمده از درک نامناسب شرایط اجتماعی، و مشخصاً عدول از چارچوب‌بندی‌هایِ افق‌بخش نظیر «طبقه»، «منزلت» و «قدرت» است. براساس تحلیل‌های طبقاتی متأخر، جریان سیاسی می‌تواند فهمی دقیق‌تر از آنچه در جامعه می‌گذرد، ارائه دهد و مشخصاً بلوک‌ها و برش‌هایی از جامعه را سوژه گفت‌وگو، تعامل و بسیج سیاسی و اجتماعی قرار دهد. حال آن‌که گفتارهای رهزن، که بخشی ناشی از «ترجمه‌زدگی» و بخشی دیگر برآمده از «مسئله‌ناشناسی» است عائدی‌ای جز سرگردانی نداشته است. چنانکه مشاهده می‌کنیم برای یک ساختار مشخص سیاسی، با اقتصاد سیاسی کمابیش روشن، انبوهی تئوری «توسعه» و «عدالت» تجویز شده است بی‌آنکه به سطوح زیربنایی آن نظریات توجه شده باشد. این وضعیت تا حدی تراژیک و گاه کمیک است که حتی اگر صاحبان تئوری مشهور از گور برخیزند، قادر نخواهند بود با تابعان امروز خود به گفت‌وگو بپردازند. 🖊جاناتان فلوید، در کتاب «فلسفه سیاسی به چه کار می‌آید؟» در باب دو مؤلفه «حضور»‌ و «تأثیر»- که سیاست ایران نیز با آن دست به گریبان است- می‌نویسد: «... سیف‌الاسلام قذافی را در نظر بگیرید که دکترای خود را از مدرسه اقتصادی لندن دریافت کرد[...] آیا تفاوتی در لیبی ایجاد کرد؟ اگر داستان او چیزی را در مورد فلسفه سیاسی ثابت کند، فقط این است: صِرفِ حضور، دلیلی بر تأثیر نیست، همانطور که تأثیر دلیلی بر بهبود نیست». به عبارتی ما نیز با حاضرانی مواجه هستیم که سخن بسیار می‌گویند، اما بر جامعه و سیاست تأثیر عمیق و مثبتی نمی‌گذارند. وضعیتی که زیگموند باومن از آن با «سیالیّتِ سیاست» یاد کرده و توضیح می‌دهد که استراتژی‌های بلندمدت و برآمده از آرمان جای خود را به تاکتیک‌های واکنشی و اپیزودیک مبتنی بر منفعت می‌دهند. #سعید_حجاریان #سیاست #نظریه 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial 🔸نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی: تلگرام | اینستاگرام | توییتر .

  • 18 нояб.9 01575152

    ✍️سعید حجاریان: ✅تصور برخی، خواه تحت تأثیر باور و تحلیل‌شان، و خواه به‌واسطه خوراک تبلیغاتی این است که دخالت خارجی امری است بدون درد و خون‌ریزی! در یک شب شماری از افراد کلیدی کشور حذف می‌شوند، و تا قبل از طلوع آفتاب خارجی‌ها تعدادی کماندو وارد خاک کشور می‌کنند و عملیات را روی زمین به پایان می‌رسانند. یعنی ظرف چند ساعت تغییر اتفاق می‌افتد و وضع مطلوب به‌وجود می‌آید. ✅اینجا باید بپرسیم آیا یک نیرویِ سیاسیِ ایران‌دوست حاضر است به قیمت ریخته شدن خون یک ایرانی و ورود کماندوهای بیگانه تن به تغییر بدهد؟ پاسخ من منفی است. ✅یک نیروی سیاسی با اصول، ضمن آ‌ن‌که با نظام سیاسی مستقر زاویه فکری و حتی مخالفت صریح دارد، چنین تغییری را جایز نمی‌داند. مرحوم مدرس می‌گفت: هرکس به خاک ایران تجاوز کند، اول او را می‌کشیم و بعد می‌بینیم که مسلمان بوده است یا خیر. اگر مسلمان بود او را به روش اسلامی دفن می‌کنیم! نگاه به دخالت خارجی از زمان مدرس به این شکل بوده و خارجیِ رهایی‌بخش نه‌تنها جذابیت نداشته بلکه مطرود هم محسوب می‌شده است. متن کامل: آگاهی نو/ش ۱۷ 🔸نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی: تلگرام | اینستاگرام | توییتر .

  • 15 нояб.5 86841103из mashghenowofficial

    📝📝📝غیابِ دولت 🔻🔻🔻یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وب‌سایت #مشق_نو 🖊زمانی‌که درباره دولت و کارویژه‌های اصلی آن تأمل می‌کنیم، غالباً ذهن ما بر دو حوزه امنیت و اقتصاد (به‌معنای موسع آن) متمرکز می‌شود. در پرتو این مسئله است که رهیافت‌های توسعه، امنیت ملی، تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی، و همچنین عدالت واجد معنا می‌شوند و نسبت به یکدیگر تقدم و تأخر پیدا می‌کنند. اگر با هیأت حاکمه‌ای مواجه باشیم که ایستار خود را به‌درستی در هر یک از این مسائل مشخص کند، آنگاه می‌توان انتظار بازاندیشی در راهبردها، مسئولیت‌ها و نقش دولت را داشت. در غیر این صورت آنچه می‌بینیم غیبت دولت است و بس. 🖊در نظام حکمرانی ما، پس از جنگ تحمیلی، گفتارهایی در حوزه توسعه مطرح شد و در سطح نخبگانی و همچنین حاکمیت مورد تبادل‌نظر قرار گرفت. ولی از همان دوره نوعی سرگردانی منتهی به تضاد‌ در الگوی توسعه کشور نمایان شد تا جایی‌که از یک‌سو، دولت‌های توسعه‌گرا (آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی) با سدّ ستبر توسعه‌ستیزی روبرو شدند و از سوی دیگر، دولت‌های توسعه‌ستیز (آقایان احمدی‌نژاد و رئیسی) اساساً دولت را از دولت‌بودگی خویش تهی کردند تا جایی‌که اساساً دولتی متصور نبود که بخواهد متکفل امر توسعه باشد. 🖊مآلاً، حاکمیت نه خود از مجرای «دولت‌های هماهنگ» توانست گامی به‌سوی «تعالی» بردارد، و نه اجازه داد دولت‌های دارای پروژه توسعه (ولو با قرائت‌های مختلف) امر «توسعه» را پیش ببرند. نتیجه آن‌که مشاهده می‌کنیم دولت چهاردهم عملاً در امر توسعه سپر انداخته و در گفتارش صرفاً متکفل اجرای برنامه هفتم توسعه شده است و در عمل، گرفتار روزمرگی اداره کشور. به دیگر سخن، گفتمان‌ِ توسعه‌ستیزِ یوتوپیایی در سطح کلان باعث شد عینیت توسعه از بین برود و عرصه بر کاغذبازی‌هایِ سنجش‌ناپذیر در قالب اسناد بالادستی بر الگوی اداره امور عمومی کشور فراخ شود. 🖊زنگ خطر اما زمانی به صدا درمی‌آید که دولت علاوه بر مسئولیت‌ناپذیری (ارادی یا قهری) در حوزه توسعه‌ی همه‌جانبه از ایفای کارویژه‌های اساسی خود بازبماند. در زمان وفور درآمدهای حاصل از منابع طبیعی، دور از ذهن نیست ستون مخارج کشور به‌ شکلی بی‌ضابطه، طولانی‌ و طولانی‌تر شود. چنانکه هم در دوره پهلوی دوم و هم در سال‌های پس از انقلاب، خاصه در بازه ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، شاهد اختصاص و توزیع بودجه بدون اولویت در حوزه‌های مختلف بودیم. این وضعیت تا بدان‌جا رسوب‌ کرده است که اکنون قوه مجریه، به‌واسطه فقدان اقتدار و همچنین نداشتن الگوی توسعه، ساحت «عدالت» را رها کرده است. 🖊بدین‌نحو که اولاً، پیوسته شاهد چکاچک شمشیرهای آزادسازی اقتصادی هستیم بی‌آنکه درباره دو پایه دیگر آن، یعنی «انضباط مالی» و «الگوی بازتوزیع»، که اولی برآمده از اقتدار دولت و حاکمیت قانون، و دیگری محصول تئوری منسجم عدالت است، تأملی شده باشد. ثانیاً، با نوعی رهاشدگی در حوزه‌های اساسی مانند درمان و آموزش دست‌به‌گریبان هستیم. 🖊شوربختانه آن‌که برای این حل این دو مسئله نیز بی‌توجه به قانون اساسیِ موجود از یک‌سو، و توجه به الگوهای منسجم عدالت از سوی دیگر، با گفتارهای «خیریه‌درمانی» مواجه هستیم. مسئله‌ای که با نقد جان رالز، یکی از تئوری‌پردازان اصلی حوزه عدالت همراه شده است. او معتقد است امور خیریه پسندیده هستند اما صرفاً به کار حل مسائل کوتاه‌مدت می‌آیند. رالز اعتقاد دارد برای حل معضلاتی از قبیل نابرابری باید بر سر مفهوم «عدالت» و ایجاد نظامی مبتنی بر آن تأمل کرد. 🖊نقطه بحرانی این روند تزلزل در کارویژه امنیت دولت است. توماس هابز در لویاتان می‌نویسد: «اگر قدرتی کافی تأسیس نشود تا امنیت ما را تأمین کند، در آن صورت هرکس می‌تواند حقاً برای رعایت احتیاط در مقابل دیگران بر قدرت و مهارت خویش تکیه کند و چنین هم خواهد کرد.» آنچه در ناصیه حکمرانی ما، در پرتو فقدان تئوری توسعه و تئوری عدالت رخ می‌نمایاند، غیبت دولت در حوزه تمهید امنیت عمومی است. در چنین وضعیتی، خصوصاً در جوامع طبقاتی‌شده، میل به تأمین امنیت خصوصی افزایش پیدا می‌کند. به عبارتی هر که پول‌اش بیش، امنیت‌اش بیشتر! 🖊حد اعلای این وضعیت نقطه‌ای است که افراد/مؤسسات تأمین‌کننده امنیت خصوصی از سوی ساخت قدرت به‌رسمیت شناخته شوند، و حتی در چارچوب منطق اقتصاد سیاسی حاکمیت ترویج و تبلیغ شوند. و اینجاست که هر تقلای معطوف به توسعه و عدالت محکوم به شکست می‌شود و همه‌چیز بر پایه نوعی انباشت ثروت جدید ذیل گروه‌های تأمین‌کننده امنیت خصوصی، یا همان ذی‌نفعان نظم جدید، بازآرایی خواهد شد./پایان #سعید_حجاریان #توسعه #عدالت 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial 🔸نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی: تلگرام | اینستاگرام | توییتر .

  • без подписи

  • . #پست (توییت) ✍️سعید حجاریان: ✅تفکیک‌ زندانیان به سیاسی و امنیتی، و دریافت فهرست پیشنهادی به یک اندازه خسارت‌بار است. ✅‏پیشنهاد: ‏طی فرآیندِ حقوقیِ شفاف همه کسانی‌ را که به جرائم جاسوسی، خرابکاری و یا قتل محکوم نشده‌اند، آزاد کنید. یا، میرحسین موسوی را آزاد کنید و با وحدت ملاک، آزادی دیگران را استنتاج کنید. x.com/saeedhajjarian/status/1954948523528688107?s=46&t=nud9kuq-ftaw5e5tfHiIDg 📌نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی👇: تلگرام | اینستاگرام | اکس (توییتر) .

  • 22 июл. 2025 г.11 тыс84119

    #پست (توییت) ✍️سعید حجاریان: ✅بعد از اطلاعیه اخیر مسعود رجوی- مرده یا زنده- انتظار می‌رود نتانیاهو، بولتون و حتی نوادگان کُنت دراکولا وارد میدان شوند و به زبان خود از مهندس ⁧ #موسوی⁩ و ایده‌های‌ او سخن بگویند. ✅‏به هر حال سنگ مفت است و گنجشک در قفس! https://x.com/saeedhajjarian/status/1947699118354092227?s=46&t=nud9kuq-ftaw5e5tfHiIDg 📌نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی👇: تلگرام | اینستاگرام | اکس (توییتر) .

  • 14 июл. 2025 г.14,7 тыс73251

    📝📝📝میهن‏‌پرستی بود نه ملی‌گرایی ✍️گفت‌وگوی سعید حجاریان با روزنامه هم‌میهن درباره جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران ، ۲۳ تیر ۱۴۰۴ 📍چکیده ✅آنچه در جنگ اخیر برجسته شد میهن‌پرستی بود نه ملی‌گرایی. یعنی ما با «همبستگیِ میهن‌پرستانه» مواجه بودیم. بنابراین اگر مردم مطمئن شوند سایه جنگ دیگر بر سرشان سنگینی نمی‌کند و اوضاع به حالت عادی برگشته است، از آنجایی که میان «ملت» و «دولت» افتاده است، دوباره پرونده «ناسیونالیسم ایرانی» روی میز قرار خواهد گرفت ✅ملت-دولت یک پازل بزرگ است که در آن به‌واسطه نقش محوری دولت، هر موجودیتی باید سر جای خود قرار می‌گیرد و چنانچه این پازل به‌درستی چیده نشود، می‌تواند یک سرزمین را به خطر بیندازد. پس، دولت وظیفه دارد در میان‌مدت با احصاء این شکاف‌ها، درصدد پر کردن‌شان برآید و آشتی‌ِ ملیِ پایدار برقرار کند و در یک کلام دل مردم را بدست بیاورد ✅اگر دولت از روی ترس خارجی به گشایش فضا روی بیاورد، به محض آن‌که خیال‌اش از خارج آسوده شد همه روزنه‌ها و درزها را خواهد بست. ولی اگر دولت صرف‌نظر از این‌که فشار خارجی باشد یا نباشد، صرفاً به‌واسطه ایجاد موازنه داخلی و به‌رسمیت‌‌شناختن دیگری، گشایش‌هایی را فراهم آورد، امکان بازپس‌گیری آزادی‌ها کمتر می‌شود. من موافق آن بوده و هستم ✅ما به‌موازات تمرکز بر اِلمان‌های دفاعی و نظامی، می‌بایست به وجوه مختلف توسعه پایدار و ارتقاء زیرساخت کشور می‌پرداختیم. توسعه مدنظر من هم طبیعتاً صرفاً اقتصادی نبوده و باید از جمیع ابعاد به‌دنبال غنی‌سازی ملی می‌رفتیم و شکاف‌های ملت-دولت را ترمیم می‌کردیم. حال آن‌که صرفاً بر غنی‌سازی هسته‌ای تأکید و عملاً کشور تک‌بعدی شد ✅اسرائیل و پروپاگاندای رسانه‌ای‌اش دارد کاری می‌کند که جای نجیب (یعنی ایران) و نانجیب (یعنی اسرائیل) عوض شود؛ لذا باید به آتش‌ به اختیارها گفت نگذارید جای نجیب و نانجیب عوض شود. شما همین الان هم توجه کنید نتانیاهو علاوه بر رتوریک‌های مربوط به تهدید وجودی، می‌گوید مردم غزه ظالم هستند و اسرائیلی‌ها مظلوم! وقتی آن‌ها غزه را با این حجم از تلفات و خسارت، ظالم معرفی می‌کنند حتماً می‌توانند ایران را نانجیب و بزرگ‌ترین تهدید وجودی جلوه دهند ✅باید مسئله نفوذ را درست بفهمیم و با آن برخورد دقیق کنیم. الان، به‌راحتی به افراد برچسب نفوذی می‌زنند و این کار خطرناکی است. واقعیت این است که نفوذی به‌وقت‌اش ساکت است، و به‌وقت‌اش حرف خود را می‌زند. یعنی باید عمق میدان را دقیق دید و غرق در لحظه نشد. باید اجمالاً توجه‌ها معطوف به چند مسئله باشد: یکی ریشه افراد است. کسانی‌که به‌شکل محیرالعقول تغییر ایدئولوژی می‌دهند، یکباره اسلام می‌آورند و مَرْکب عوض می‌کنند، عموماً مطمئن نیستند. دومی عقلانیت است. کسانی‌‌که به‌دنبال تضعیف تصمیم‌های عقلایی و ضد عقلانیت جمعی و مشخصاً غیرنهادی هستند، معمولاً مخرب هستند ✅متن کامل را اینجا و یا در روزنامه هم‌میهن بخوانید 📌نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی👇: تلگرام | اینستاگرام | اکس (توییتر)

  • 8 июл. 2025 г.7 4095372из mashghenowofficial

    📝📝📝چه کسی حق سیاست‌ورزی دارد؟ 🔻🔻🔻یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وب‌سایت #مشق_نو 📌نوشتار پیش رو چه می‌گوید؟ 🖊در این یادداشت، سعید حجاریان به مسئله «حق سیاست‌ورزی» در ایران می‌پردازد. او تأکید می‌کند که سیاست‌ورزی فراتر از مشارکت صرف سیاسی است و باید به‌عنوان حقی اساسی و ذاتی برای همه مردم شناخته شود. 🖊حجاریان با مرور تاریخ سیاست‌ورزی از دولت‌شهرهای یونان تا دوران اسلام، نشان می‌دهد که این حق همواره با محدودیت‌ها و استثناهایی همراه بوده است. او معتقد است در ایران معاصر، سیاست‌ورزی به دو صورت بروز یافته است: یکی به‌عنوان ابزار تأثیرگذاری بر قدرت، و دیگری به‌شکل رفع تکلیف و تفنن. 🖊وی نقش کنشگران سیاسی‌ای مانند مصطفی تاج‌زاده را به‌عنوان نمادهایی از تلاش برای تثبیت این حق اساسی برجسته می‌کند و راه عبور از بحران‌های کشور را گشودگی، دگرپذیری و احیای سیاستی می‌داند که حقوق همه را تضمین کند. 🖊حجاریان معتقد است که احقاق «حق سیاست‌ورزی» نه‌تنها ضرورت عقلانی و اخلاقی دارد، بلکه می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای ایران بسازد. 🖊این یادداشت دعوتی است به بازاندیشی در سیاست و توجه جدی‌تر به حقوق سیاسی شهروندان. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6258 #سعید_حجاریان #مصطفی_تاجزاده #سیاست 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial 🔸نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی: تلگرام | اینستاگرام | توییتر .

  • 3 мая 2025 г.8 0765487из mashghenowofficial

    📝📝📝 خیال و واقعیت سیاسی 🔻🔻🔻یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وب‌سایت #مشق_نو 🖊آیا رابطه‌ای معنادار و مؤثر میان «اندیشه» و «عمل‌» وجود دارد و یا این‌که این دو منفصل از یکدیگر عمل می‌کنند؟ 🖊گمان می‌کنم بحث درباره این پرسش و احیاناً پاسخ به آن بخشی از مسائل پیش‌روی سیاست‌ورزی و تصمیم‌سازی در سیاست را روشن خواهد کرد. ذیلاً تلاش می‌کنم قدری این مسئله را بشکافم. 🖊طبیعتاً، پاسخ ابتدایی به پرسش فوق این خواهد بود که اندیشه است که عمل را جهت می‌دهد و آن را پدید می‌آورد. یعنی ابتدا اندیشه‌ورزی صورت می‌گیرد، سپس آن اندیشه به محک آزمون گذارده می‌شود، و نهایتاً عملی که انتظار است، نتیجه می‌شود. 🖊مثلاً آهنگری را در نظر بگیرید که قصد می‌کند کلنگی بسازد. او ابتدا در تصور خویش صورتی خیالی از کلنگ ترسیم می‌کند و بنا به تجربه‌اش کوره را داغ می‌کند و آهنی را در درون آن قرار می‌دهد. سپس، با هر ضربه چکش، می‌گوید: آهنِ من، نرم شو! از هم دوتا شو! با خیال من یکی‌تر زندگانی کن! ضربات را پیوسته ادامه می‌دهد تا جایی که ذهنیت‌اش ردای عمل بپوشد. 🖊همین کار را سیاست‌ورز نیز انجام می‌دهد که در این صورت به رابطه خیال و عمل‌ وی می‌گوییم، رابطه «تئوری» و «پراتیک». 🖊اندیشه‌ها معمولاً از سنخ تفکر، طراحی، ایدئولوژی، جزم و امثال ذلک هستند. عمل نیز از جنس واقعیتِ برساخته، ایجاد هنجار، تربیت و… است. حال با توجه به این تعاریف و درهم‌آمیختگی‌ها آیا می‌توان گفت که تئوری همه‌چیز است و پراتیک هیچ‌چیز، و یا بالعکس پراتیک همه‌چیز است و تئوری هیچ‌چیز؟ 🖊زمانی مائو تصمیم گرفت ذهن و خیال خود را به واقعیت تحمیل کند. او ذیل پروژه کلان «ابرقدرت شدن» تولید بالغ بر ۱۱ میلیون تُن فولاد را در سال ۱۹۵۸ هدف قرار داد؛ پروژه‌ای ناممکن. اما او ذهنیت را بر عینیت ترجیح داد و بعد از محرز شدن ناتوانی کارگاه‌های تولید فولاد، اظهار داشت که کوره‌های تولید فولاد در حیات خلوت خانه‌ها برپا شود. (برای مطالعه بیشتر، رک: چنگ و هالیدی،۱۳۹۳: ص ۶۷۷-۶۷۹) این پروژه خیال‌محور نه‌تنها خسارت‌آفرین بود بلکه چین را از فرصت‌های دیگر محروم ساخت. 🖊البته، خیال‌محوری مائو محصور در کشور چین نبود، و گاه، به نسخه‌‌پیچی‌های جامع نیز ختم می‌شد. او زمانی تفسیر خود را از آغاز و پایان یک جنگ تمام‌عیار اتمی این‌گونه ارائه داد: «اجازه دهید در این مورد بیندیشیم که اگر جنگی آغاز شود چه تعدادی خواهند مُرد. جمعیت جهان حدود ۲/۷ میلیارد است. در یک جنگ جهانی حدود یک‌سوم، یا کمی بیشتر حدود یک‌دوم خواهند مُرد… من می‌گویم فرض کنیم افراطی‌ترین حالت رخ بدهد و نیمی بمیرند و نیمی زنده بمانند؛ اما در این صورت امپریالیسم با خاک یکسان، و کل جهان سوسیالیست خواهد شد» (همان، ص ۶۴۷). 🖊بعضی اوقات اما جزمیّات به‌حدی بر اندیشه مستولی می‌شود که اصحاب قدرت می‌گویند: «واقعیات با تئوری‌های ما همخوان نیستند، بدا به‌حال واقعیات!». این شیوه نگاه در رویکرد استالین نسبت به «مزارع اشتراکی» و نیز اقدامات هیتلر در برابر یهودیان‌ مشهود است. 🖊به این مسئله از زاویه اپوزیسیون هم می‌توان نگریست. مثلاً در نمونه ایران به‌خاطر دارم در ابتدای انقلاب تعدادی از اعضای کنفدراسیون به ایران آمده بودند. آن‌ها بنا بود سازمانی را برای وحدت کمونیست‌ها راه‌اندازی کنند. روزی یک‌نفر از آن‌ها سوار تاکسی شده و گفته بود: من را به میدان وحدت کمونیست‌ها برسان! یعنی تصوری بیش از واقعیت داشت و می‌پنداشت میدانی به‌نام آن‌ها ثبت شده است و حتی ساختمانی دارند. مانند مقطع انقلاب که گروهی درباره نحوه مبارزه با شاه در خارج کشور بحث نظری می‌کردند بی‌آنکه توجه داشته باشند مردم در کف خیابان‌های ایران دست به اسلحه هستند. این طرز تفکر در قیام سربداران هم برجسته بود. در زمان حاضر نیز بعضی در مرحله نظریه‌بافی متوقف مانده‌اند. 🖊گاهی اوقات نیز، گروه‌هایی در میانه پوزیسیون و اپوزیسیون قائل به نقش‌آفرینی می‌شوند بی‌آنکه به نسبت صحیح میان «تئوری» و «پراتیک» توجه کنند. اینان، از یک‌سو به‌دلیل درک ناکافی از ساخت قدرت از عمل سیاسی درمی‌مانند و به کنش‌گرانِ لحظه‌ای بدل می‌شوند، و از سوی دیگر به‌واسطه تئوری‌زدگی به تجویزهای فرازمانی و فرامکانی روی می‌آوردند و ناخودآگاه، ذهن و خیال را بر واقعیات چیره می‌گردانند. 🖊باری، می‌خواهم نتیجه بگیرم رابطه عمل و تئوری همواره رابطه‌ای دیالکتیکی است. یعنی تئوری عمل را تصحیح می‌کند و عمل، تئوری را. و ضروری است هر دو به موازات یکدیگر پیش بروند. به‌ویژه در عالم سیاست که تأمل و بازاندیشی مدام از جمله ارکان اساسی محسوب می‌شود./پایان   📍منبع: چنگ و هالیدی (۱۳۹۳)، «مائو؛ داستان ناشناخته»، ترجمه بیژن اشتری، تهران: ثالث #سعید_حجاریان #ایران #جهان 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • و‌راى حد تقرير | سعيد حجاريان pinned a photo

  • 18 апр. 2025 г.12,4 тыс77121

    . 📝📝📝اصلاح‌طلبان باید از جامعه «وحشت‌زدایی» کنند ✍️گفت‌و‌گوی سعید حجاریان با خبرآنلاین، ۲۹ فروردین ۱۴۰۴ 📍چکیده ✅اصلاح‌طلبان باید تلاش‌شان این باشد که با تولید گفتار سیاسی، و تا حد امکان تأثیرگذاری بر ساخت قدرت از بروز تنش و درگیری و جنگ جلوگیری کنند ✅در پس ذهن جنگ‌طلب‌هایِ وطنی ایده‌هایی خطرناک وجود دارد از جمله این‌که کسانی‌که در جنگ دست برتر را پیدا کنند، قادر خواهند بود بر نظم بعدی تأثیر بگذارند و با انباشت قدرت و ثروت پروژه‌هایی را پیش ببرند ✅اصلاح‌طلبان باید به‌سهم خود از جامعه «وحشت‌زدایی» کنند؛ طبعاً بخشی از این وحشت‌زدایی از طریق تولید ایده و فکر سیاسی صورت می‌گیرد و بخش دیگر از طریق نقد صریح سیاست‌هایی که جامعه را به چنین وضعیتی کشانده است ✅نباید پشت ایده جنگ نمی‌شود متوقف بمانیم و باید گام‌های بعد را ببینیم که متأسفانه معدل‌ گفتار سیاسی حاکمیت چنین تصویری به‌دست نمی‌دهد ✅متن کامل را اینجا و یا در خبرآنلاین بخوانید 📌نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی👇: تلگرام | اینستاگرام | اکس (توییتر)

  • 25 мар. 2025 г.12,7 тыс54110

    📝📝📝تهرانِ مخوف ✍️سعید حجاریان، اسفند ۱۴۰۳، ایرانِ سال (سالنامه روزنامه ایران) 📍چکیده ✅در حال تأمل بودم و دنبال موضوعی تازه می‌گشتم تا حول آن یادداشتی نوروزی بنویسم که اتفاقی باعث تغییر جهت‌ فکرم شد. آن اتفاق قتل دانشجوی دانشگاه تهران در حوالی کوی دانشگاه بود. این رخداد را طبیعتاً می‌توان با انواع رویکردها توضیح داد و سراغ نظریه‌هایی در حوزه جامعه‌شناسی، جرم‌شناسی و... رفت و نتایجی گرفت. من نیز تلاش خواهم کرد از زاویه‌ای حول این مسئله طرح بحث کنم... ✅متن کامل را اینجا بخوانید 📌نشانی‌های سعید حجاریان در شبکه‌های مجازی👇: تلگرام | اینستاگرام | اکس (توییتر)

  • 15 мар. 2025 г.12,4 тыс107

    без подписи

  • 15 мар. 2025 г.17,9 тыс106

    без подписи

  • 15 мар. 2025 г.15,3 тыс106

    без подписи