tgindex
سینوسِ آلفا

سینوسِ آلفا

Статистика
@Sinusealpha_Channelперсидский

Sina Moradi | MD-MBA candidate, Building Purposefully Website: - https://sinusealpha.github.io/ Contact: - Sina80mor@gmail.com - Sina@zumud.com

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
987
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 420
21 постов
Вовлечённость
143,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
929
1/48двое суток
1 064
1/72трое суток
1 148

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 авг.197193из MedAISummit

    ⭐️ آغاز به کار رسمی دومین دوره از رویداد بین‌المللی MedAI Summit 🔊 فصل جدیدی از تلاقی هوش مصنوعی و آینده‌ پزشکی آغاز شد. ⏪ سال گذشته، میزبان ایده‌ها و نوآوری‌هایی بودیم که مرزهای علوم پزشکی را جابه‌جا کردند. اکنون، MedAI Summit با هدف گردهم‌آوری دوباره‌ پژوهشگران و دانشمندان از برجسته‌ترین دانشگاه‌ها و شرکت‌های جهان، فعالیت خود را رسماً از سر می‌گیرد. ✅ رسالت ما در این مسیر علمی روشن است: 🔸 اشتراک‌گذاری آخرین دستاوردها: بررسی لبه‌ی تکنولوژی و نوآوری‌های بالینی در تقاطع هوش مصنوعی و پزشکی. 🔹 توسعه دانش و دیدگاه بالینی: ایجاد فرصتی ارزشمند برای دانشجویان و علاقه‌مندان، تا بی‌واسطه از تجربیات کلینیکی و تحقیقاتی برترین متخصصان جهان بهره‌مند شوند و در جریان بروزترین چالش‌های این حوزه قرار بگیرند. 📌 اینجا تنها یک سمینار نیست؛ نقطه‌ی آغاز تحولات آینده است. 🗣 اخبار مربوط به پنل‌های تخصصی، معرفی سخنرانان و جزئیات رویداد از طریق همین کانال اطلاع‌رسانی خواهند شد. 🌐MedAISummit ✈️Website 💠🌐LinkedIn 💠🔗Twitter 💠🌐Instagram

  • 2 авг.1 0482723

    عاقل آن است که اندیشه کند پایان را. خیلی شنیده‌ایم که «نیچ شروع کنید». واقعا هم درسته. ولی یه چیزی که معمولاً در ادامهٔ این حرف گفته نمی‌شه، اینه که «نیچ نمونید». چرا گفته نمی‌شه؟ چون احتمالا اغلب‌مون در همون نیچ هم به نتیجه‌ای نمی‌رسیم، چه برسه به این‌که بخواهیم وارد مراحل بعدی بشیم. یکی از تصورهای اشتباه ما هم اینه که فعلا نیچ باشیم، تا بعدا «ببینیم چی می‌شه» و وقتی افرادی که از این نیچ‌ها فراتر رفته‌اند، داستان‌هاشون رو با چاشنی شانسی‌بودن این نوع توسعه‌ها تعریف می‌کنند، مطمئن میشیم که توسعه شانسیه. این‌طوری جلوی فکرکردن به مراحل بعدی رو هم می‌گیریم و آرامش پیدا می‌کنیم. پیتر تیل یه‌جایی درمورد زاکربرگ میگه «شما نمی‌دونید حجم برنامه ریزی‌ای (elaborate planning) که از همون روزهای اول وجود داشت چقدر بود!» و یک‌جایی هم میگه «سرمایه گذاری من روی اون‌ها شانسی بود و فقط برای سرور و... پول می‌خواستند!». اولی دقیق‌تر، ولی دومی روایتیه که برای عموم جامعه بهتر کار می‌کنه. چرا؟ چون برعکسش درد داره. اما حقیقت اینه که باید از همون روز اول، عمومی‌شدن (generalization) و جهانی‌شدن (globalization) رو خیلی جدی دید. اغلب افراد حجم دید و بینشی که می‌شه اصلا داشت رو دست‌کم می‌گیرند و موقع تصمیم‌های اولیه، خشت‌های اول (foundations) رو کج می‌گذارند! خشت‌های اول یه کار هم همون تصمیم‌های فنی اولیه، اولین افراد، و... هستند. اما قبل از اون‌ها، مهم‌ترین خشتی که باید درست و اصلاح بشه، خودمونیم. مهم‌ترین globalization strategy که می‌شه در روزهای اول داشت هم اینه که «بخواهیم!». واقعا اغلب افرادی که می‌بینید، این خواسته رو ندارند و وقتی آدم خواسته‌اش رو هم نداشته باشه، نه می‌تونه براش برنامه بریزه و نه می‌تونه حتی فکر کنه. اما دقیق‌ترین افرادی که می‌شناسم، در روزهای اول، خیلی فراتر از این خواسته هستند و درمورد تقریباً همهٔ راه‌هایی که یک چیز ممکنه به بن‌بست بخوره «هم» فکر و بررسی جدی کرده‌اند و داکیومنت نوشته‌اند! این رو در ادامهٔ مسیر و وقتی به مراحل جلوتر می‌رسند بیشتر هم انجام میدن و در انتهای کار هم با ذکر شانسی و اتفاقی‌بودن همهٔ ماجرا، حس خوبی به شنونده‌هاشون میدن. پ‌ن: شاید به مرور بیشتر در این مورد نوشتم. @sinusealpha_channel

  • 19 июл.1 571127

    #hiring we're looking for graphic designers (posters, video editing, content creation) at @medaisummit. if you're interested in our mission and med+ai is fun for you, please dm me your portfolio. filled.

  • 14 июл.2 1513255

    سلام دوستان. من قصد دارم به ۲ نفر از دوستان کمک کنم که کار ریموت بگیرند. بعد از عید با یکی از دوستان software engineer این پروسه رو پیش بردیم و چند روز پیش خداروشکر تونستند به یه آفر حدودا ۶۰ هزار یورویی که ویزا رو هم اسپانسر می‌کنه از یه شرکت اروپایی برسند. و بخاطر همین تصمیم گرفتم این کار رو برای دو نفر دیگر از دوستان هم انجام بدم. کارهایی که برای رسیدن به جاب با هم انجام می‌دیم: ۱. استراتژی مسیر شغلی رو می‌چینیم که برای چه شغل‌هایی و با چه ویژگی‌هایی باید اپلای بشه. ۲. پروفایل‌هاتون مثل لینکدین و گیت‌هاب رو بهبود می‌دیم. ۳. از طرف شما برای جاب‌ها اپلای می‌کنیم. برای هر جاب اپلیکیشن رزومه و کاورلترتون رو Tailor می‌کنیم که شانس‌تون برای مصاحبه بیشتر بشه. ۴. شما رو برای شرکت در استپ‌های مختلف اینترویوها آماده می‌کنیم. این همکاری هیچ هزینهٔ اولیه‌ای هم نداره و درک می‌کنم که ممکنه در موقعیت پرداخت هزینه نباشید. من با این کمک روی شما سرمایه‌گذاری می‌کنم تا به جاب برسید و بعدش شما به کار ما contribute back خواهید کرد. اگر می‌خواهید از این فرصت استفاده کنید، فرم زیر رو در اسرع وقت پر کنید: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSc4l2q1oqDa-GO37b7-P55XThkrZkQzlcNEAtHRx5g3eZGUbQ/viewform ⚠️ پی‌نوشت: اگر شرایط زیر رو ندارید، فرم رو پر نکنید: • تسلط به زبان انگلیسی (B2 و بالاتر) • توانایی کار ریموت تمام‌وقت (دانشجو و... نباشید) در ضمن ممنون میشم اگر این پست رو برای افرادی که می‌شناسید و ممکنه به دردشون بخوره بفرستید یا به من معرفی‌شون کنید. ارادت❤️

  • 4 июл.1 1871718

    اگر استاجر یا اینترن هستید، این ویژگی جدیدی که توی هیستوریو توسعه دادیم احتمالا در کارهای روزمره‌تون توی بیمارستان به‌دردتون بخوره: https://t.me/HistorioOfficial/7

  • 2 июл.1 015234

    یکی از مهم‌ترین کارها برای بالا بردن کیفیت یه متن، اینه که ببینیم چقدر نوشته‌های ما context independent است. چه زمانی با این موضوع بیشتر مواجه می‌شیم؟ وقتی هم‌زمان با افرادی از کشورها/فرهنگ‌های مختلف همکاری می‌کنیم. این‌جاست که می‌بینیم جمله‌ای که برای ما در فارسی واضحه، فقط به این خاطر بوده که context مشترک زیادی داریم. نه چون ما اونو واضح نوشته‌ایم! حالا وقتی همون جمله رو به زبان/فرهنگ دیگری ترجمه می‌کنیم و به فردی با کانتکست متفاوت ارائه میدیم، می‌بینیم که چقدر همه چیز مبهم و عجیب به نظر می‌رسه! این‌جاست که بنظرم به محدودیت توانایی communicationمون پی می‌بریم. حالا در این شرایط، اگر بتونیم نوشته‌ای داشته باشیم که افرادی با کانتکست‌های مختلف بتونن ازش استفاده کنند و ابهام رو به حداقل برسونیم، می‌تونیم ادعا کنیم که در حد توان (هرچند شاید ۱۰۰٪ نشه هیچ‌وقت) language independent نوشته‌ایم. در عصر ai هم اگر قرار باشه نوشتهٔ ما در آن واحد به زبان‌های مختلفی خونده بشه (که همین الان در ساب‌استک و توییتر داره می‌افته)، این بخش از مهارت نوشتن پررنگ‌تر می‌شه. @sinusealpha_channel

  • 18 июн.1 4062712

    به زودی در یک مطلب مفصل‌تر هم درمورد جزئیات داستان ما و سامیت خواهم نوشت.

  • 29 мая1 168217

    توی این یکی دو ماهی که جنگ و بی‌اینترنتی رو داشتیم تحمل می‌کردیم، یه فرصتی پیش اومد که مثنوی رو دوباره و دقیق‌تر بخونیم. بعدش گفتیم خب چرا همین رو پادکست نکنیم و برای بقیه تعریف نکنیم؟ این شد که پادکست «دکان معنا» رو ساختیم. یه‌جایی برای خوندن داستان‌های مولانا…

  • 29 мая1 2043413

    "I like people who find a way. There is always a way." این روزها که به وضعیت اینترنت نیمه‌قطع سابق برگشتیم، خیلی می‌بینم که افراد از قطع‌بودن اینترنت بین‌الملل «و در نتیجه‌اش، کنسل‌بودن هر چیز دیگری» در سه ماه گذشته صحبت می‌کنند. اما من، به‌عنوان کسی که تقریباً تمام فعالیت کاری، ارتباطی، دوستی و... ام در این فضاست و به‌شدت هم آسیب دیدم، ربط مستقیمش رو نمی‌فهمم. بدیهیه که قطعی شدید اینترنت، مخصوصاً در اواسط و اواخر اسفند سال گذشته، شغل و محل درآمد خیلی از ما رو مختل کرد و هیچ شکی هم در این موضوع نیست. اما این‌که انتظار داشته باشیم همه‌چیز همواره نرمال پیش بره و هیچ مشکلی پیش نیاید و...، نه فقط امسال و پارسال، بلکه دهه‌هاست در موقعیت جغرافیایی ما تعریف‌نشده است. در مورد این هم شک ندارم. به‌خاطر همین، وقتی کسی به من میگه که سه ماهه به اینترنت وصل نشده و نتونسته «هیچ» پروژه‌ای رو پیش ببره، واقعاً شک می‌کنم که اصلاً پیش‌بردن اون پروژه‌ها اهمیتی برای فرد داشته یا نه! از اون سمت، بیشتر افراد جدی و کاردرستی که می‌شناسم، در مقابله با چنین شرایطی، انعطاف خیلی بیشتری به خرج دادند و تونستند مشکل رو حل کنند. صادقانه هم بگم که مسیر حل مشکل اینترنت برای افرادی با کارها و نیازهای بین‌المللی (ریموت و...) چه شکلی بوده. قضیه اینه که افرادی با دیدگاه بلندمدت‌تر، از سال‌ها و دهه‌ها پیش فکر چنین شرایطی رو کرده بودند، و روی اقامت/شهروندی کشور دیگری سرمایه‌گذاری جدی کردند و مشکلی برای ادامه فعالیت نداشتند و رفتند. گروه بعدی، ستاپ اینترنت استارلینک تهیه کرده بودند و در این شرایط، از داخل کشور هم وصل شدند و کار کردند. از اون‌ها یه درجه پایین‌تر، افرادی بودند که به محض شروع جنگ، وارد کشورهای همسایه شدند و مدتی کارها رو از اون‌جا ادامه دادند و پس از جنگ، به کشور برگشتند. آخرین گروه هم که دسترسی به هیچ‌کدوم از مسیرهای بالا نداشتند، با خرید کانفیگ، نهایتاً ۳ الی ۴ هفته قطعی (و اغلب خیلی کمتر!) رو تجربه کردند (و متاسفانه موثر بود). اما با حداقل ضرر از این شرایط گذشتند. بقیه هم جز غرزدن از قطعی اینترنت کاری نکردند و حتی به عینه دیدم که حاضر به پرداخت چندصد هزار تومان پول برای پیش‌رفتن «پروژه‌های ارزشمندی که الان حسرتش رو می‌خورند» نبودند! این غرزدن رو نمی‌فهمم. چون یادم نمیاد که زمانی قبل از این، شرایط نرمالی وجود داشته و یادمونه که همیشه یه مشکل مسخره‌ای در کار پیش می‌اومده. این‌بار هم مشکل ما اینترنت بود و اگر قرار باشه با هر مشکلی، سریع ماست‌ها رو کیسه کنیم و بگیم تا شرایط درست نشه، ما هیچ کاری نمی‌کنیم، همون بهتر که نکنیم! این‌طوری لااقل وقت خودمون و بقیه رو هم هدر نمیدیم! خلاصه که نحوه حل مشکل اینترنت و پیوستگی کار در سه ماه گذشته، درس‌های خیلی زیادی درباره افراد مختلف به من داد. به‌نظرم تعهد به ادامه‌دادن در شرایط سخت، از مهم‌ترین ویژگی‌های آدم‌های Resourceful (چاره‌ساز) به‌حساب میاد و من حتماً این ویژگی رو در همکاری‌های آتی، مخصوصا اون‌هایی که از جنس سرمایه‌گذاریه، بیشتر در نظر خواهم گرفت. @sinusealpha_channel

  • 14 мая924147

    #temp #hiring If you're high agency, building in health-tech, interested in the job search industry & also find @medaisummit fun, DM me with your most Impressive work. filled.

  • 22 апр.1 132113из dokanemana

    📡 اپیزود دوم منتشر شد! در این اپیزود از «دکان معنا»، به سراغ یکی از عمیق‌ترین حکایت‌های مولانا در دفتر اول مثنوی می‌رویم: داستان «طوطی و بازرگان». قصه‌ای که در ظاهر درباره مرگ یک طوطی است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، روایتی از رهایی و بیداری است. با هم شعرهای داستان را می‌خوانیم و قدم‌به‌قدم پیش می‌رویم تا ببینیم چگونه پیامی که از طوطیان هند می‌رسد، راهی عجیب برای آزادی نشان می‌دهد؛ راهی که مولانا آن را با مفاهیمی مانند «فنا»، آگاهی و رهایی پیوند می‌زند. 🔺 اگر می‌خواهید بدانید چرا «مردن» در این حکایت به معنای رهایی است و طوطی چگونه از قفس آزاد می‌شود، از لینک زیر بشنوید: 🔗 Link to the Episode 💛 «دکان معنا» تلاشی است برای خوانش امروزی‌تر و دقیق‌تر مولانا؛ جایی برای فکر کردن به زندگی از دل هر حکایت… 📍| @DokaneMana

  • توی این یکی دو ماهی که جنگ و بی‌اینترنتی رو داشتیم تحمل می‌کردیم، یه فرصتی پیش اومد که مثنوی رو دوباره و دقیق‌تر بخونیم. بعدش گفتیم خب چرا همین رو پادکست نکنیم و برای بقیه تعریف نکنیم؟ این شد که پادکست «دکان معنا» رو ساختیم. یه‌جایی برای خوندن داستان‌های مولانا و بررسی‌شون از زوایای مختلف... دیروز هم اولین اپیزودمون منتشر شد، و پیشنهاد می‌کنم که گوش بدید.😁 https://t.me/dokanemana/7 @sinusealpha_channel

  • 26 февр.2 718156

    ترک طبابت - قسمت هشتم: ساختن در صنعت سلامت از کجا شروع نمی‌شود؟ در قسمت قبل، به این پرداختیم که بدیهی‌ترین پیش‌نیاز ساختن چیزی موثر، کنار گذاشتن تعصب است. اما قطعا این کافی نیست. در این قسمت، به‌جای پرداختن به این‌که از کجا شروع کنیم، به این می‌پردازیم که از کجا شروع نکنیم! در واقع مسائل و مشکلاتی در صنعت سلامت وجود دارند که علی‌رغم شدت و حدت بالا، نقطه شروع خوبی نیستند! مسئلهٔ ابتدایی خوب را هم چیزی در نظر می‌گیریم که «علاوه‌بر صحیح بودن، حل آن اهرمی برای حل سایر مسائل و ورود به سایر بازارها و... باشد». درمورد درستی مشکل انتخاب‌شده، پیشنهاد من این است که دو اصل را مد نظر داشته باشیم. اول این‌که این مشکل باید صاحبی داشته باشد. یعنی شخصی واقعا وجود داشته باشد که از وجود این مشکل رنج ببرد. اگر چنین نباشد، چالش‌های زیادی خواهیم داشت و به ندرت به محصولات خوبی خواهیم رسید. اصل دوم هم این است که آن فرد صاحب مشکل، توانایی پرداخت هزینه برای دریافت راه‌حل مشکل‌اش را داشته باشد. این هم به همان اندازه مهم است. بیشتر محصولات، بدون این‌که یک مشکل واقعی را حل کنند، از بین می‌روند. یعنی اصلا به جایی نمی‌رسند که آن مشکل را حل کرده باشند. لذا اگر شما محصولی دارید و فکر می‌کنید که مشکلی را حل می‌کند، تعداد کاربرهای‌تان را نشان دهید. اگر تعدادشان کم است و رشد نمی‌کنید، پس محصول‌تان مشکل دارد (شرط دیگری برقرار نیست). اما برخی از محصولات - که اتفاقا در صنعت سلامت هم بیشتر دیده می‌شوند - هستند که «واقعا» مشکلی را حل می‌کنند، اما «کاربر اشتباهی» را انتخاب کرده‌اند، چرا که آن کاربر توانایی/اجازه پرداخت هزینهٔ لازم برای دریافت راه‌حل را ندارد. به همین دلیل است که غالب محصولاتی که برای بیمارستان‌های دولتی ساخته می‌شوند، محکوم به شکست هستند. لذا محصول ما، در هر زمینه‌ای از صنعت سلامت که باشد، بهتر است با کاربری شروع شود که اولا دردی واقعی دارد و ثانیا، قادر به پرداخت هزینهٔ راه‌حل‌اش است. هرچقدر این دو اصل بیشتر برقرار باشند، شرایط شروع کار هم فراهم‌تر خواهد بود. به همین دلیل است که می‌بینید بهترین محصولات این صنعت، از نقاطی بسیار ساده و حتی خسته‌کننده (!) شروع به کار کرده‌اند و جریان درآمدی خوبی ساخته‌اند و بواسطهٔ آن جریان درآمدی و حضور در بازار و...، وارد سایر بازارهای اطراف هم شده‌اند و رشد کرده‌اند. قطعا اصول دیگری هم در این مسیر وجود دارند، و برای ساختن محصولی عالی، لازم هستند. اما خارج از این مبحث می‌شوند و در سری دیگری از نوشته‌ها، به آن‌ها هم خواهیم پرداخت. در قسمت بعدی، به این خواهیم رسید که زمینه‌های مختلف فعالیت، از قبیل استارتاپ، پژوهش و... چه تغییراتی کرده‌اند و می‌کنند و اگر قصد شروع فعالیت را داریم، چه نکاتی را باید در نظر بگیریم و چه روندهایی را باید بشناسیم و... @sinusealpha_channel

  • 18 февр.1 9782111

    ترک طبابت - قسمت هفتم: «ساختن» در صنعت سلامت از کجا شروع می‌شود؟ در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که راهی جز تکنولوژیست‌شدن وجود ندارد. همچنین تاکید کردیم که نقش‌های مختلفی وجود خواهند داشت، و همهٔ آن‌ها هم به نوعی به تکنولوژی ختم خواهند شد. حالا سوال مهم این است که محل شروع ما در این مسیر از کجاست و چه می‌توان کرد. قبل از محل شروع، بدیهی است باید به این بپردازیم که قرار است به کجا برسیم، و یا به کدام سمت برویم. اما موضوع پایه‌ای‌تر و فلسفی‌تر از آن است که در این‌جا بحث کنیم. لذا پیش‌فرض ادامهٔ متن این است که خواننده، قصد تاثیرگذاری، تغییر و بهبود شرایط را دارد و می‌خواهد مشکلی را حل کند. اگر چنین نیست، خواندن ادامهٔ این متن و قسمت‌های بعدی بی‌فایده خواهند بود. مهم‌ترین عامل در کشف مشکلی که حل آن، محل شروع صحیحی است، داشتن قضاوت (Judgement) صحیح از دنیاست. تصمیم‌گیری درمورد این‌که «چه بسازیم؟» روز به روز مهم‌تر می‌شود و «چگونه بسازیم؟» هم به مرور بیشتر به تکنولوژی واگذار خواهد شد. شناخت و داشتن بینش صحیح از این دو روند هم اساس صحبت‌های بعدی خواهند بود و فعلاً به جزئیاتش نمی‌پردازیم. یکی از الزامات داشتن قضاوت صحیح از شرایط، open-mindedness است. به این معنی که فرد باید بتواند ارزیابی غیروابسته و مستقل، از شرایط و دنیای «فعلی» داشته باشد و این موضوع، متاسفانه با متخصص‌بودن همبستگی منفی دارد. یعنی هرچه متخصص‌تر باشیم، زاویهٔ دیدمان اصطلاحا لوله‌تفنگی‌تر می‌شود، و هرچه بیشتر این اتفاق بیفتد، دقت قضاوت‌هایمان هم پایین‌تر خواهد آمد. در همین حین، افرادی هستند که با مشاهدهٔ آنچه دیگران انجام می‌دهند (مثال: ریسرچ)، آن‌چه درآمد بالایی دارد (مثال: کنکور)، و یا حتی آن‌چه امروزه موضوع مهمی به‌نظر می‌رسد (مثال: هوش مصنوعی!)، قضاوت‌شان را جهت‌دهی می‌کنند که همگی - اگر هم به نتایج درستی برسند - روش‌های غلطی برای تفکر هستند. مسیر درست، از قضاوت درست و شخصی می‌گذرد، حتی اگر این‌بار به نتیجهٔ درستی نینجامد. مهم‌ترین فایدهٔ تفکر آزاد رادیکال هم این است که طرف مقابل‌شان، یعنی افراد متعصب، با دنیایی با سرعت تغییر بالا سازگار نیستند و حذف خواهند شد. پس یکی از مهم‌ترین شروط سازگاری با چنین دنیایی، عدم تعصب است. محل شروع فعالیت در صنعت سلامت هم از صنعت سلامت شروع نمی‌شود. محل شروع، برای تقریبا تمام افراد محصل و فارغ‌التحصیل از رشته‌های علوم پزشکی، ساختن پایه‌ای فلسفی و عمیق در موضوعات مهم‌تر است. به همین دلیل است که مهم‌ترین و موثرترین افراد این صنعت - چه در کشور ما و چه در کل دنیا - اصلا محصل رشته‌های علوم پزشکی نبوده‌اند! این را حتما بررسی کنید که بهترین محصولات صنعت سلامت را چه کسانی ساخته‌اند، تا از نتایج‌اش شگفت‌زده شوید! یک نقل قول رایج هم بین سازندگان فعال در صنعت سلامت وجود دارد - و من بارها شنیده‌ام - این است که می‌گویند «اگر می‌خواهید محصولی را در صنعت سلامت بسازید، با پزشکان مشورت نکنید!» و این موضوع علت واقعی دارد. خلاصه که حجم تعصب بیش از حد است. پس اولین مرحله، کنارگذاشتن تعصب است. این بسیار مهم است، به حدی که تصمیم گرفتم یک بخش کامل از این سری مطالب را به این موضوع اختصاص بدهم. اغلب افراد در همین مرحله فیلتر می‌شوند و اصلا وارد مراحل بعدی نخواهند شد. در ادامه هم به سراغ مراحل بعدی خواهیم رفت... @sinusealpha_channel

  • 15 февр.1 5772122

    ترک طبابت - قسمت ششم: چه کسانی در آینده پزشکی نقش اصلی را خواهند داشت؟ در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که تنها پزشکانی که تکنولوژیست - به‌معنای مهندسان توسعه‌دهندهٔ فناوری - هستند، امکان مشارکت در توسعهٔ پزشکی در آینده را خواهند داشت، و این موضوع مجدداً حکم تاییدی بر آن است که حتی پزشکان آشنا به هوش مصنوعی، irrelevant خواهند بود و اصلا قابل مقایسه با تکنولوژیست‌ها - که از قضا پزشک هم هستند - نیستند. لذا ما زیررشته‌های پزشکی را به شکل و عناوین دیگری که حاصل از ادغام و حذف زیررشته‌های فعلی است، خواهیم دید. و حضور و فعالیت در شکل‌های تازه‌شان، ملزوم به تکنولوژیست بودن پزشک - و هر فرد فعال دیگری - خواهد بود. پس اگر پزشک هستید و نگران این‌که «آشنا» نبودن با هوش مصنوعی ممکن است شما را در آینده irrelevant کند، باید بگویم که نگران نباشید. «آشنا» بودن‌تان هم تفاوت زیادی را حاصل نمی‌کند، تا زمانی‌که توسعه‌دهنده‌اش باشید. در واقع اگر قرار است از کسی بترسید که جایگزین شما شود، احتمالا باید به technologistها - مخصوصا مهندسان نرم‌افزار و هوش مصنوعی و... که میزان بیکاری‌شان در صنعت خودشان در حال افزایش است - فکر کنید. این افراد، کارشان «حل مسئله با تکنولوژی» است و اگر شما - به‌عنوان پزشک فعال در صنعت سلامت - نتوانید مسائل صنعت‌تان را «با تکنولوژی» حل کنید، این افراد حل خواهند کرد. جملهٔ قدیمی زیر هم تلنگری در همین باره است: "You may not be in the software industry, but one day the software industry will be in yours." ترجمه: شما ممکن است که در صنعت نرم‌افزار نباشید، اما روزی صنعت نرم‌افزار در صنعت شما خواهد بود. پس دوست داشته باشیم یا نه، مسیر ما از تکنولوژی نمی‌گذرد. بلکه مسیر تکنولوژی از ما می‌گذرد و مجبوریم یاد بگیریم که به کمک تکنولوژی، مشکلات صنعت سلامت را حل کنیم. این تنها مسیر ممکن است که متاسفانه قطعیت شغلی‌اش حتی نزدیک به پزشکی هم نیست. با آن دوران باید خداخافظی کنیم. چرا که در چنین آینده‌ای، هرچه زودتر وارد این مسیر شویم، زودتر هم تکنولوژیست خواهیم شد و مشکلات بیشتری را هم حل خواهیم کرد. حل مشکلات صنعت سلامت اما فقط شامل «یک نقش» نمی‌شود. نقش‌های مختلف - و اتفاقاً جدیدی - خواهیم داشت. چنانچه نقش‌هایی که امروزه در دنیا رایج‌اند، پنجاه سال پیش وجود نداشتند. یک سوء برداشت رایج در این‌جا این است که ما باید حتما توسعهٔ دهنده تکنولوژی هوش مصنوعی - به‌معنای برنامه‌نویس - باشیم. این درست نیست. همه کسانی که مسئله حل می‌کنند، برنامه نویس نیستند. همه تکنولوژیست‌ها هم برنامه نویس نیستند. چنانچه سال‌ها قبل وقتی استفاده از برق رایج شد، همه متخصص برق نشدند. اما هیچ کاری امروزه بدون برق قابل انجام نیست و افراد، در نقش‌های مختلف، با برق کار می‌کنند و توسعه‌دهنده برق محسوب نمی‌شود. پس نتیجه این قسمت لزوماً توصیه به یادگیری برنامه‌نویسی نیست. بلکه توصیه به مشکل‌حل‌کردن است - که خواه ناخواه بیشتر مسیرش از برنامه نویسی می‌گذرد. حالا سوالاتی از قبیل در صنعت سلامت چه مشکلاتی وجود دارد و با چه نقش‌هایی می‌توان آن‌ها را حل کرد و از چه نقاطی می‌توان وارد شد و... مطرح می‌شوند که در قسمت‌های بعدی به آن‌ها خواهیم پرداخت... @sinusealpha_channel

  • 14 февр.1 57921

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 февр.1 8572121

    ترک طبابت - قسمت پنجم: تغییر زیررشته‌های پزشکی چگونه خواهد بود؟ در قسمت قبل، گفتیم که پزشکی در میان‌مدت قابل منسوخ‌شدن نیست. اما این موضوع درمورد پزشکان - و مخصوصا آن‌هایی که در برخی زیررشته‌ها مشغول‌اند - صدق نمی‌کند. شغل آن‌ها تغییرات زیادی خواهد کرد و در آینده‌ای حتی نزدیک، شبیه به قبل نخواهد بود. حالا سوال رایج این است که کدام زیررشته‌های پزشکی بیشتر تغییر خواهند کرد و به اصطلاح حذف خواهند شد و کدام به روند فعلی‌شان ادامه خواهند داد؟ بحث مفصلی است. از دیدگاه‌های مرسوم این است که رشته‌های تشخیص‌محور مثل رادیولوژی، پاتولوژی و... از آن‌جایی که کارشان دیدن و تفسیر تصاویر است، و چون پردازش تصویر پیشرفت قابل توجهی کرده، در معرض حذف‌شدن هستند. اما این دیدگاه - اگر درست هم باشد - کامل نیست. در ادامهٔ این دیدگاه، معمولاً گفته می‌شود که رشته‌های اصطلاحاً «تحلیل‌محور» مثل داخلی، اطفال و... از آن‌جایی که به قضاوت انسانی وابسته‌اند، دیرتر حذف خواهند شد. همچنین درمورد رشته‌های جراحی‌دار نیز گفته می‌شود که چون هنوز ربات‌ها به اندازهٔ کافی پیشرفت نکرده‌اند، مسیر شغلی امن‌تری به حساب می‌آیند. به صورت خلاصه باید بگویم که همهٔ این دیدگاه‌ها outdated و نادرست هستند، و دیگر چنین تصوری نمی‌شود. قبل از بررسی رشته‌های تشخیص‌محور و جراحی‌دار، بیایید به بررسی وضعیت «قضاوت انسانی» در رشته‌های داخلی و... بپردازیم. از بیرون، تصور می‌شود که پزشکان متخصص داخلی و...، با تحلیل‌هایی intuitive و برآمده از تجربه، sense و...، تصمیم می‌گیرند و این تحلیل‌ها، قابل formalization نیستند. اما اگر از نزدیک با مسیر فکری پزشکان آشنا باشید، دقیقا متوجه می‌شوید که الگوریتم‌هایی - بسیار ساده‌تر از الگوریتم‌های هوش مصنوعی - در ذهن‌شان ران می‌شود و اتفاقا با عدد تصمیم می‌گیرند. درست‌اش هم همین است! یعنی مثلا برای تشخیص یک بیماری، یک سیستم نمره‌دهی (x score) مانند تصویر تعریف می‌کنند و به علائم و ویژگی‌های مختلف بیمار نمره می‌دهند و اگر نمره از حدی بیشتر/کمتر بود، تشخیص می‌گذارند. این نوع از تحلیل، قابل جایگزینی با ساده‌ترین نرم‌افزارها - مانند این برنامهٔ ساده که دو سال پیش نوشته بودم - است و اگر پزشک هستید، اکیداً پیشنهاد می‌کنم که حفظ‌کردن این الگوریتم‌ها را فراموش کنید. چیزی که تحت عنوان skillful neglect مطرح می‌شود هم همان نبود توضیح‌پذیری (explainability) است و «علمی و درست و قابل اعتماد» نیست و اگر مبنای فکری‌تان است، مبنای فکری هوش مصنوعی هم می‌تواند باشد. اما اگر قصد داریم پزشکی آینده را هم علمی پیش ببریم، روش‌های بهینه‌تری داریم و هرگز حتی سمت روش‌های وابسته به قضاوت پزشک فعلی نمی‌رویم. صریح‌تر بگویم، هر چیز قابل formalization را فراموش کنید. این درمورد بقیهٔ صنایع و مشاغل نیز صدق می‌کند. هرچند سیستم‌های آموزشی همچنان این موارد را ارزشیابی می‌کنند. درمورد رشته‌های جراحی‌دار هم لازم به ذکر است که ما به نرم‌افزارها سوگیری پیدا کرده‌ایم. اغلب تصوری از رباتیک نداریم و «چون هنوز ندیده‌ایم»، فکر می‌کنیم که مثلا یک ربات نمی‌تواند جراحی قاعدهٔ جمجمه را به خوبی یک جراح باتجربه انجام دهد. این «تصور» حاصل از سوگیری، باز هم ما را به موضوع معرفی شده در قسمت اول، یعنی اثر قوی سیاه باز می‌گرداند. دوست داشته باشیم یا نه، بالاخره روز هزار و یکم می‌رسد و آن تغییری که قابل پیش‌بینی نیست، واقعی خواهد شد. در کل هم از نظر تکنیکال، جراحی ساده‌تر از تشخیص است. تصور بیشتر پزشکان در این مورد اشتباه است و فکر می‌کنند که چون در پزشکی جراحی سخت‌تر از داخلی و رادیولوژی است، پس در تکنولوژی هم همین‌طور است. اما انواع جراحی‌ها و کیس‌های نادر آن‌ها به مراتب از رادیولوژی و داخلی کمترند، و اگر روزی نوبت به حذف یکی از این رشته‌ها برسد، احتمالا اولین گروه، همین جراحی‌ها باشند! البته این موارد در کل دنیا صدق می‌کند و حساسیت‌های رباتیک در ایران را نیز باید به تحلیل‌مان اضافه کنیم. درمورد رشته‌های تشخیصی مثل رادیولوژی نیز باید گفت که تغییرات عمده‌شان زودتر از بقیه شروع شده است، و زودتر از بقیه هم به اتمام خواهد رسید. این خیلی مهم است. پزشکان محصل در این رشته‌ها، برخلاف سایر پزشکان در حال re-invent کردن خودشان هستند و حتی شغل امروزه‌شان هم بیشتر technologist است، و بسیار متفاوت با ده سال پیش محسوب می‌شود. این پزشکان - به‌علت نزدیکی بیشتر با تکنولوژی و تاثیرپذیری زودتر - سریع‌تر هم با شرایط جدید وفق پیدا خواهند کرد و قبل از بقیه، از حالت «پزشک سابق» بیرون خواهند آمد و سایر رشته‌های پزشکی را نیز همین‌ها تغییر خواهند داد. یکی از علل افزایش رقابت ورود به این رشته‌ها در آمریکا نیز همین است. در ادامه به این می‌پردازیم که چه کسانی در آینده صنعت سلامت نقش خواهند داشت... @sinusealpha_channel

  • 13 февр.1 60524

    видео или голосовое, без подписи

  • 13 февр.1 6582324

    ترک طبابت - قسمت چهارم: با حضور هوش مصنوعی، آیا پزشکی منسوخ خواهد شد؟ در قسمت قبلی به این نتیجه رسیدیم که هوش مصنوعی، می‌تواند تمام کارهای تشخیصی و درمانی و... یک بیمارپزشک را در حد اعلا و بی‌نیاز از او انجام دهد. اما در چنین شرایطی، آیا کل طبابت به معنای فعلی‌اش از بین خواهد رفت و اصطلاحاً منسوخ (Obsolete) خواهد شد؟ پاسخ منفی است. پزشکی یا طبابت، به معنای واقعی کلمه - شامل انجام کارهایی برای رسیدن به تشخیص و درمان افرادی که بخش یا کل سلامت (شامل تمام انواع) آن‌ها مشکلی پیدا کرده و... - غیرقابل اجتناب است. به این معنا که انسان‌ها از ابتدای تاریخ تا حداقل امروز، بیمار می‌شده و می‌شوند و لازم، منطقی، اخلاقی و ارزشمند است شرایطی را فراهم آوریم که بیماران، بهبود یابند. این را به‌عنوان یک فرض می‌پذیریم و با این فرض، به بررسی موضوع می‌پردازیم. با توسعهٔ روزبه‌روز تکنولوژی و کاربردش در طبابت، ممکن و محتمل است به جایی برسیم که بیماران - که با معنای فعلی، کسی است که برای درمان به جایی که آن‌را بیمارستان می‌نامیم مراجعه می‌کند - بسیار کمتری داشته باشیم. شواهد هم این را نشان می‌دهند که روند برخی بیماری‌های واگیردار به کلی متوقف شده و بیماری‌های غیرواگیردار هم در حال کاهش هستند. بیماری‌های مزمن به کمک Telemedicine درحال حل و بیماری‌های حاد و اورژانسی هم با کمک تصمیم‌یارها و ربات‌های مستقر در اورژانس می‌توانند به کلی بی‌نیاز از حضور انسان‌ها شوند. در کل، روند بسیار امیدوار کننده است، و حتی فارغ از کمترشدن یا نشدن خود بیماری‌ها، شکل طبابت بسیار به سمت استفادهٔ هرچه کمتر از انسان‌ها در «هرجایی که می‌شود» و کاهش نیاز به اقدامات حضوری می‌رود و این، منطقا مفید است. اما منسوخ‌شدن پزشکی - به معنای واقعی کلمه - اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دورتر از تصورات ما به نظر می‌رسد. دقت کنید که بحث درمورد خود «طبابت» است و نه طبیبان فعلی. همچنین قابل ذکر است که هوش مصنوعی، قول درمان «تمام» بیماری‌ها و بیماران را داده است، اما قول «بیمارنشدن افراد جدید»، مشابه درمان‌شان نیست، و متاسفانه نیازمند تغییرات عظیمی در سبک و نحوهٔ زندگی انسان‌ها و محیط آن‌ها است و اصولا محصولاتی که به چنین مسیری دست زده‌اند و قصد تغییر عادات و سبک زندگی را داشته‌اند، بسیار به ندرت موفق شده‌اند. لذا طبابت را - حداقل در میان‌مدت و به‌عنوان فرض - غیرقابل منسوخ‌شدن در نظر می‌گیریم. حالا سوال این‌جاست که طبابت - به معنای عمومی آن - چه شکل تازه‌ای پیدا خواهد کرد؟ پاسخ من این است که در کوتاه‌مدت، هیچ شکلی! واقعا در کوتاه مدت، تغییری در شکل پزشکی اتفاق نخواهد افتاد و حضور یک یا دو دستگاه و استفاده از چند اپلیکیشن و...، «شکل» پزشکی را تغییر نخواهند داد. برای تغییر این صنعت راکد، نیاز به سیستم و زیرساخت تازه‌ای داریم که توسعه‌اش طول خواهد کشید. چرا که فواید حاصل از کاربرد تکنولوژی‌های فعلی، در سیستم و زیرساخت فعلی، نمی‌توانند بیشینه شوند. چنانچه ماشین‌های خودران هم نمی‌توانند وسط جاده‌ای پر از ماشین و موتور و دوچرخه و... که توسط انسان‌ها در حال هدایت هستند به بیشینهٔ فایده‌شان برسند. یا به قول سم آلتمن خود هوش مصنوعی هم توسط تلفن‌های همراهی که مانعی چون Screen دارند، به حد اعلای فایده‌اش نخواهد رسید و به زودی متوجه خواهیم شد که این UI، چقدر غیربهینه بوده است. بدیهی است که حل این چنین مشکلات سیستمی، به مراتب مهم‌تر از حل مشکل یک تسک و یک رشته است! در این مرحله، معمولا این سوال پیش می‌آید که روند تغییرات با کدام رشته‌های زیرمجموعهٔ پزشکی آغاز خواهد شد و به چه شکل پیش خواهد رفت و ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا همچنان relevant بمانیم. در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت... @sinusealpha_channel

  • 12 февр.1 4292323

    ترک طبابت - قسمت سوم: آیا پزشکانی که از هوش مصنوعی استنفاده می‌کنند جایگزین پزشکانی خواهند شد که استفاده نمی‌کنند؟ حتی اگر کمی با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا باشید، احتمالاً این جمله معروف را شنیده‌اید که پزشکانی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، توانمندتر از پزشکانی هستند که از آن استفاده نمی‌کنند و اگر قرار بر جایگزینی گروهی از پزشکان باشد، آن‌ها جایگزین پزشکانی می‌شوند که میانه‌ای با هوش مصنوعی ندارند. اما به نظر من این جمله که معمولا به‌عنوان نتیجه‌ای از صحبت‌های‌مان در قسمت قبلی نیز مطرح می‌شود - اگر صحیح هم باشد - قطعا کامل نیست. البته باید بپذیریم که این «تصور» تا سال ۲۰۲۳ وجود داشت و با اطلاعاتی که تا آن زمان داشتیم، درست هم بود. اما پژوهش‌های بعدی - به مانند آن‌چه در تصویر می‌بینید - این موضوع را رد کرد و این روزها، این جمله دیگر از مد افتاده است. حالا این‌طور تصور می‌شود که پزشکی که از دانش خود برای تشخیص، تصمیم‌گیری و اقدام فیزیکی در بالین استفاده می‌کند - به عبارتی knowledge worker و نه چیزی بیشتر به حساب می‌آید - می‌تواند با کمک هوش مصنوعی تمام کارهایش را با دقت و کیفیت بهتری انجام دهد. «تمام» کارهایش را. یعنی می‌تواند از مدل‌های کمک‌تشخیصی برای تشخیص بهتر و دقیق‌تر بهره ببرد، از مدل‌های تصمیم‌یار برای برنامه‌ریزی بهتر برای بیماران استفاده کند و از ربات‌ها نیز برای اقدامات فیزیکی دقیق‌تر سود ببرد. در واقع، پزشکی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کند، به صورت قطعی و اثبات‌شده، دقت و کیفیت فعالیت بیشتری خواهد داشت. اما مسئله اصلا این نیست. مسئله این‌جاست که خود هوش مصنوعی - بدون دخالت، ورود و حضور پزشک فعلی - می‌تواند «تمام» این کارها را با دقت بیشتری انجام دهد! این دقت، حتی از زمانی که پزشک فعلی از هوش مصنوعی استفاده می‌کند هم بالاتر است! این خیلی مهم است. پزشکی، ریاضی است و هوش مصنوعی، استاد ریاضی. یعنی حضور پزشک از یک جایی به بعد، نه‌تنها کمک‌کننده نیست، بلکه به دلایل بسیاری - از جمله سوگیری‌ها، تأثیر احساسات و… - می‌تواند دقت هوش مصنوعی را پایین‌تر هم بیاورد. این موضوع در مقالات اخیر - مانند این مقاله که مدت‌ها قبل منتشر و پارسال هم در مجلهٔ Nature چاپ شد - در حال بررسی است و شواهد ثابت کرده‌اند که پزشکان مجهز و غیرمجهز به هوش مصنوعی، در مقایسه با خود هوش مصنوعی «به تنهایی»، دقت پایین‌تری خواهند داشت. در نتیجه حتی می‌توان گفت بهینه‌تر آن است که کلاً پزشک انسانی - به شیوهٔ فعلی - نداشته باشیم! و امروزه دیگر کسی این نظر را ندارد که «پزشکان فعلی + هوش مصنوعی»، برای آینده‌ای که در آن، هوش مصنوعی می‌تواند همه‌چیز را با دقت و کیفیت بیشتری انجام دهد، گزینه‌ای «ایده‌آل» باشند. ما گزینه‌های بهتری داریم و واضح است که گزینه‌های مفیدتر - مخصوصا آن‌هایی که با اختلاف زیادی بهتر هستند - به مرور و در یک بازار آزاد (این‌جا بحث مفصل می‌شود)، جایگزین گزینه‌های کم‌فایده‌تر خواهند شد. اما این‌که این «به مرور» چقدر طول بکشد، همان‌طور که در قسمت قبل بحث کردیم، به خود ما بستگی دارد. حالا سوال این‌جاست که آیا پزشکی قرار است کلا منسوخ (Obsolete) شود؟ در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت... @sinusealpha_channel

سینوسِ آلفا — tgindex