- Последний пост
- 11 июл. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
تو اون گلی بودی که من با اشک چشام پروروندم. اما یکی دیگه اومد از شاخه چیدت.
без подписи
'چرا نمیفهمی چی میگم؟! تهیونگ دستی به موهای خیسش کشید و داد بلندی که زد باعث شد گوشای فرد روبروش هم درد بگیره چه برسه به حنجره ی خودش. "چیو بفهمم؟!دقیقا انتظار چی داری از من؟! بغضی که تو صداش بود شاید کمی باعث لرزش قلب پسر روبروش شد ولی اون از تصمیمش مطمئن بود. 'اینکه تموم شد،چرا فقط نمیتونی تمومش کنی؟!چرا نمیتونی بگذری ازش؟ سکوت چند ثانیه ای بینشون با پوزخند تهیونگ شکست و رفته رفته باعث بلند خندیدنش شد. 'نکن...نکن اینجوری هیونگ نکن لطفا. پسر بزرگتر دستاشو به کمرش زد و سرشو چندباری تکون داد. "اوکیه...اوکیه فقط بگو چرا؟! کوک لبخند تلخی زد و نگاهی به خیابون خیس انداخت. 'یادته پرسیدم تا حالا عاشق شدی یا نه؟! و تو گفتی نه...چون هیچکی مثل تو نمیخندید...مثل تو نگام نمیکرد...مثل تو صدام نمیکرد...عطر تن تورو نداشت...همینارو گفتی مگه نه؟ دستی به زیر چشمای خیسش که بارون نمیذاشت کسی تشخیص بده اونا اشک ن یا قطره های اب کشید و پوست لبشو کند. 'دیگه هیچکدوم اینا نیست...دیگه اونطور نگات نمیکنم،اونطور صدات نمیک.... "ادامه نده!.... چونه ی پسرکشو بین انگشتاش گرفت و بوسه نرمی رو برای اخرین بار به لبای معشوقه ش زد. "ادامه نده تا نرسی به جمله ی دیگه اونطوری دوستت ندارم... قدمای ارومی به عقب برداشت و شونه هاش که حالا انگار افتاده شده بودنو بالا انداخت. "گفته بودم...برای اینکه از قلبم بیرون بکشمت باید کل قلبمو از کار بندازم نه؟! اشاره ای به سینه ش کرد. "منتظر باش تا اخرین یادگاریتو برات بفرستم.
без подписи
ادما یه بار اشتباه میکنن... همون یبار واسه گند زدن تو هرچی کافیه.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
𝐋′𝐀𝐌𝐎𝐔𝐑 𝐅𝐀𝐈𝐓 𝐃’𝐔𝐍 𝐅𝐎𝐔 𝐔𝐍 𝐑𝐎𝐈.
без подписи
𝐀𝐈𝐌𝐄𝐑 𝐐𝐔𝐄𝐋𝐐𝐔'𝐔𝐍 𝐐𝐔𝐈 𝐍𝐄 𝐂𝐎𝐌𝐏𝐑𝐄𝐍𝐃 𝐏𝐀𝐒 𝐐𝐔'𝐎𝐍 𝐋'𝐀𝐈𝐌𝐄 𝐄𝐒𝐓 𝐏𝐈𝐑𝐄 𝐐𝐔𝐄 𝐋𝐀 𝐌𝐎𝐑𝐓.
без подписи
لعنت ب اون لحظه ک نه میتونی جلوتر بری نه میتونی پا پس بکشی؛
без подписи
دیدی گفتم شکوفه های گیلاس و دونه های برف هیچ وقت باهم دیده نمیشن؟!
без подписи