- Последний пост
- 29 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
که من بی واژه، مثل آواز قو ها، سرود مرگم.
از دریاچهی خون زدهی قلبم، مادری گریه میکرد، که ایران بود.
خون است به راه.
شبِ موهایت را باد تکان میداد، این پرچم آزادی بود.
من پریچۀ قرمز های خون مهسا را شنیدم، پریچه ای که رقصان آواز آزادی میخواند.
اینجا از واژۀ امید، اشک میچکید.
без подписи
و نگاهش، تب ستاره ها بود.
و بعد از آن شب، صدای خندیدنت، بالهای زخمی روحم را مینوازد.
без подписи
از نگاهت، عطر مرگ زمزمه میشد.
میدونی من با چی یادتو افتادم سه گانه ی خاورمیانه: جنگ عشق تنهایی
شبی که من از پشت پلک های تو شنیدم این خودکشی را [بعد از تولد بوسه] میکشیم.
و زیر پلك هایت غنچه یاس های کبود، خودکشی کرده بودند.
فرشتۀ مرگ، جنینش را لای شب اقاقیای نگاهت کشت.
از مرگ، آن شب که با بال های خونآلود لبخند زد، تو بودی.
... که تو از خونِ ماه بلند شده بودی.
بوسیدنت، تنفس ارکیده های بهشت بود.
از رد پای بوسه هایت روی تنم، غنچه های نور شکوفه میزد.
و دو ستاره با پیراهن سفید، در شب نگاهت، یکدیگر را میبوسیدند.