عابِرُ سَبيل
Статистикаنظرات،انتقادات،پيشنهاداتتون رو از طريق ربات زير با ادمين در ارتباط بذارين: @aberusabilBot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اینجا، در گوشهی یک ستون بیمارستان، یکی از شگفتیهای خلقت شکل گرفته است. عنکبوتی، فارغ از رفتوآمد آدمها، فارغ از هیاهوی بیمارستان و بیخبر از اینکه در اطرافش انسانها برای زندگی میجنگند، نشسته و بافته و بافته؛ رشتهای به رشتهای دیگر، تا سرانجام از چند تار نازک، شاهکاری ساخته که برای او «خانه» است. شاید صدها آدم از کنارش گذشتهاند و به احتمال زياد متوجهش نشده اند اما برای آن عنکبوت، هر رشتهای که بافته شده، بخشی از زندگی اوست؛ و شاید زندگی ما هم چیزی شبیه همین باشد. ما هم تمام عمر در حال بافتنیم؛ با انتخابهایمان، با آدمهایی که دوستشان داریم، با سختیهایی که پشت سر میگذاریم، با كارهاي خوبمان و با رنجهایی که تحمل میکنیم. قرار نیست حتماً در پایان، شاهکاری بینقص تحویل دنیا بدهیم. قرار نیست پایان همهی داستانها زیبا و فوقالعاده باشد. عنکبوت شاید تمام روز را صرف بافتن تارش کند، و یک نسیم کافی باشد تا همهچیز فرو بریزد. ارزش زندگی به این نیست که چقدر میتوانیم چیزی را برای همیشه نگه داریم؛ به این است که با وجود ناپایداریِ همهچیز، باز هم دست از ساختن برنداریم. گاهی تارمان پاره میشود. گاهی چیزی که با تمام وجود ساختهایم، در یک لحظه فرو میریزد. و گاهی مجبور میشویم دوباره از گوشهای دیگر شروع کنیم. اما آنچه به وجود ما ارزش میدهد، پایان کار نیست؛ مسیریست که طی میکنیم. همانطور که ارزش این تار فقط در شکل نهاییاش نیست؛ در تمام آن رشتههاییست که عنکبوت، یکییکی و با حوصله، بافته است. يكي محكم،يكي سست،يكي بي نقص و يكي معيوب... شاید زندگی هم همین باشد؛ اینکه در گوشهای از این جهان، تا وقتی فرصت داریم، رشتهی خودمان را ببافیم. ما مسئول نيستيم كه بي نقص بافته باشيم اما مسئوليم كه سعي كرده باشيم كه درست ببافيم. #عابرسبيل
без подписи
واقعا چقد ادم بايد خوشبخت باشه كه خدا دوست داشته باشه بهش گوش بده؟بنظرتون ارامش و اسايشي بالاتر از اين هست كه شنونده تو خدا باشه؟ #عابرسبيل @aberusabil
اللهم لك الشكر علي نعمة الاب واجبر كسر من فقد والده يا الله خدایا، تو را سپاس میگویم برای نعمتِ پدر. و ای پروردگار، دلِ شکستهی هر آنکس که پدرش را از دست داده است، مرهم باش و شکستگیِ قلبش را التيام ببخش.
پستی دیدم که نوشته بود: «پدرت را با دو کلمه توصیف کن.» ناخوداگاه نوشتم: «پناهِ بیپناه...» و چه عجیب که این دو کلمه، وصفِ بسیاری از پدرانِ ماست. همانهایی که جان کندن را وظیفه میدانند و عرق ریختن را عادتِ زندگی. همانهایی که خستگیشان را کسی نمیبیند، دلگیریشان را عصبانیت مینامند و عصبانیتشان را ظلم. پدرها محکوماند به قوی بودن... محکوماند به اعتراض نکردن... محکوماند به همیشه پناه بودن، همیشه امین بودن، همیشه حامی بودن. آنقدر محکوماند که گاهی همه فراموش میکنند پدر هم يك آدم است! پدر هم نیاز دارد کسی حالش را بپرسد. نیاز دارد نازش را بکشد. گاهی بغض میکند.گاهی میشکند و گاهی از بیمهریها میرنجد. و امان از بغضی که نه آغوشی برای آرام گرفتن دارد، و نه گوشی برای شنیده شدن. آری... پدر بودن، در جامعهای که مرد را همیشه بینیاز از همدلی میخواهد، کار آسانی نیست. گاهی تا عمق جان میسوزد، اما حق ندارد از سوختنش چیزی بگوید؛ چون همه از دودِ آتشش آزرده میشوند، بیآنکه کسی زخمِ آتش را بر جانش ببیند. بياييد قبول كنيم وقتی مادر خسته میشود، همه دورش جمع میشوند؛ اما وقتی پدر خسته است، فقط ساکتتر میشود. سکوتش را به حسابِ غرورش میگذاریم، در حالی که شاید تنها راهی است که برای فرو نریختن بلد است. ما از پدر، قهرمان میخواهیم؛ قهرمانی که نترسد، نشکند، اشک نریزد و کم نیاورد. آنقدر این نقش را بر دوشش گذاشتهایم که گاهی خودش هم فراموش میکند حق دارد انسان باشد. کاش پیش از آنکه دیر شود، یکبار هم ما پناهِ پناهِ بیپناهمان باشیم. یکبار هم دستهای زبرش را بیهیچ مناسبتی بفشاریم، بیهیچ دلیلی بگوییم: «خسته نباشی...» و بگذاریم بداند که گاهی، تکیهگاه هم حق دارد به چیزی تکیه کند. شاید بزرگترین غربتِ پدر، همین باشد؛ اینکه همه به او تکیه میکنند، اما کمتر کسی از خودش میپرسد: «امروز، حالِ پدر چطور است؟» #عابرسبيل @aberusabil
چند روز پیش، دخترِ یک فوتبالیست ثروتمند را در یک برنامه دیدم. رقص بلد بود، آواز میخواند، انگلیسی صحبت میکرد؛ حاصل سالها آموزش، فرصت و امنیت. از دیدنش خوشحال شدم. راستش، لذت میبردم که کودکی توانسته در رفاه و با این همه امکانات و توجه بزرگ شود. خصوصا فرزند كسي كه خود از دل فقر و محدوديت به موفقيت رسيده. (اگرچه اين شخص از لحاظ فكري و انديشه كمي لنگ بزند...) خلاصه اينكه با ديدن اين دختر خانم همزمان با احساس خرسندي از ديدن آسايش ، همان لحظه، دلم لرزید. با خودم گفتم: پس سهمِ بقیهی بچهها چیست؟ سهمِ کودکی که پدرِ کارگرش به زحمت پولِ دفتر و مدادش را فراهم میکند، چه برسد به کلاس زبان، شنا، موسیقی یا مربی خصوصی؟ و سهمِ آن کودکِ کار چیست؛ کودکی که هنوز فرصتِ کودک بودن پیدا نکرده و پیش از آنکه رؤیاهای خودش را زندگی کند، بارِ زندگیِ خانوادهاش را بر دوش میکشد؟ شاید دردناکترین شکلِ نابرابری همین باشد؛ اینکه فاصلهی بعضی کودکان، نه در استعداد، بلکه در فرصتهایی است که هرگز نصیبشان نمیشود. باور كنيد نه حسودم و نه تنگ نظر اما بعضي فاصله ها دل آدم را ميسوزاند نميخوام بگم پول و ثروت و شهرت مذموم و بد تلقي ميشه؛هرگز! صرفا ميخوام بگم خيلي وقتها شايد اين فاصله بايد توسط خود ما آدم ها كم بشه صرفا يكم توجه بيشتر ميخواد. همين باور كنيد اينجوري نيست كه بگيم حق خودمه/زحمت كشيدم/تلاش كردم/خواستن توانستن است و همه ميتونن! نه دوست من همه نميتونن خيلي ها زحمت ميكشن؛ ولي خيلي ها، خيلي از فرصت ها براشون پيش نمياد. خيلي فاكتور ها بايد دست به دست هم بده... گاهي اين دستاي ماست كه بايد كمي فاصله هارو كم كنه ما بايد حواسمون باشه و بجز خودمون و بجز غرق شدن در آرزوها و زياده خواهيامون حواسمون به دور و بر باشه و البته يك شرط داره: بايد قبلش چشمامون و قلبمون بيدار بشه. مبادا تو رؤياهاي خودمون خوابمون ببره! #عابرسبيل @aberusabil
هرگاه با دوستی همراه شدی و دیدی رفتارش با تو تغییر کرده است، تو بر وفاداری و خوشرفتاری خود پایدار بمان و در برابر او تغییر نکن. برایش عذر بیاور؛ چرا که انسان، حالات و روحیات گوناگونی را تجربه میکند. مگر نه اینکه خودت نیز همیشه بر یک حال نمیمانی؟ پس چگونه از دیگری انتظار داری که همواره یکسان و بیتغییر بماند؟ •ابن جوزی رحمه الله 📚صید الخاطر @fanus9 | فانوس
امروز يه جووني رو ديدم به ناگاه مابين حرفاش با لحن سرخوش و گويي از سر افتخار گفت آتئيستم... گفتم شوخي كردي يا واقعي؟ گفت واقعي! راستش رو بخواي مثل قبل انرژي و نيروي روحي بحث علمي و فلسفي رو ندارم فقط يه جمله بهش گفتم(شايد اصلا براش مهمم نباشه) گفتم: ببين ميدوني بدترين و تاريك ترين نقطه آتئيستي يا بي باوري يا دوري از خدا چيه؟ گفت چيه؟ گفتم اينه كه الان تو فكر ميكني تو داري خدارو از زندگيت خط ميزني و دور ميشي اما سهمگين تر و دلهره آورتر اين دو كلمه ست كه: نكنه اين خداست كه تورو طردت كرده؟ #عابرسبيل @aberusabil
دنياي عجيبيست... یک سویش میلیونها نفر از صعود تیم محبوبشان به فینال جام جهاني سر از پا نمیشناسند؛ و سوی دیگر، پدر و مادرهایی که چشمانتظار بازگشت اندك باقیماندهی پیکر پسر سربازشان هستند. اين آدمهاهم عجب موجوداتیاند، نه؟ آیا هیچ موجود دیگری جز انسان، برای اثبات حقانیت یا حفظ منافعش، اینگونه همنوع خود را میکشد؟ اینگونه رؤیاها را به خاک میسپارد؟ به راستي اگر قدرت و نفت و سياست طعمی داشتند، چه طعمی بود؟ اگر بویی داشتند، چه بویی بود؟ که آدمی را چنان مست میکنند که با یک امضا یا فشردن دکمهای، مرگ را روانهی خانههای دیگران کند! و با اين آدم هاي مست سيري ناپذير كاري ميكند كه رفاه، آرامش و حتي حيات را فقط و فقط برای خود بخواهد و انسانهاي ديگر را ابزاری برای رسيدن به آن ببیند. يعني نميدانند كه هر گلوله، پایان یک عشق است؟ و هر موشک، چه آغوش هايي را كه برای همیشه ناتمام میگذارد؟ ميدانند...باور دارم كه ميدانند اما چرا بازهم كارخانه هاي موشك و گلوله توسعه مي يابند؟ چرا پيشرفت هاي صنايع جنگي ادامه دارد؟ و همچنان اين ابزارهاي منحوس ساخته دست بشر مرزها را رد ميكند و هرچه سياهي و بدبختي دارد بر روي سر مردم ميريزد؟ يقين دارم هر انساني در اعماق وجودش بازهم نور دارد... يعني چه ميىشود كه سياهي بر نور درونشان پيروز ميشود؟ و در خلال نوشتن كلمات بالا جمله اي مدام در ذهنم تكرار ميشود: زمین برای روییدن گل آفریده شد، نه برای شکافتن از انفجار. #عابرسبيل @aberusabil
#عابرسبيل @aberusabil
خدايا مارو ببخش بخاطر هر بار كه خواستي مارو امتحان كني تا رشد كنيم و كاملتر بشيم اما عجول بوديم و ناشكر و معترض... ولي تو بازم به ما پشت نكردي و فرصت دادي كه سمتت برگرديم! #عابر_سبيل @aberusabil
خدايا شكرت بخاطر همه چيزهايي كه به ما دادي،قدر ندونستيم و بازهم ازمون نگرفتي!
ما عادت داريم وقتي در موقعيت و يا در جايي خاص اگر اتفاق به ظاهر خوبي براي ما ميفته، ميگيم ديدي حكمتش چي بود؟خيرش تو اين بود... وقتي همون اتفاق در ادامه تبديل به واقعه اي بد ميشه چي؟ اونوقت ميگي نه!حكمتش در اين نبود؟ عادت آدمي است ديگر... همواره در شاديها سرمستيم و غرق خنده اما در رنج ها شاكي از خداوند و قدرش... در واقع هر دوي اين اتفاقات خير است اگر چه يكي مورد تاييد تو باشد و ديگري نباشد. ايمان يعني اينكه باور كني هر اتفاقي رو با ديد دنيايي و مادي خودمون تفسير نكنيم! ايمان يعني يقين داشته باشي هر انچه كه خوشحالت كند يا آزارت دهد اگر چه به تبع اعمال و افكار خودمان باشد يا نباشد، حكمت خداست و در مسير بندگي ما اين بهترين اتفاق ممكن است كه بايد بيفتد آدم عاقل و اهل يقين خدا را شكر ميكند و آدم عجول به خدا و حكمتش گله ميكند! يادت نرود شايد شادي ها هديه اي براي قلبت و يا وسيله ازمايش تو باشند و شايد رنج ها بخاطر اعمالت و يا امتحاني در مسير تو باشند در هرحالت تو يادت نرود بنده چه كسي بودي و با كه عهد بستي.يادت نرود وظيفه تو توكل است و حركت در مسير بندگي.تو پيش بيني كننده و مسلط بر نتيجه نيستي. نتيجه را به او واگذار كن. تو چكار كني؟تو بندگي كن.بندگي كن و انگاه مسيرت روشن خواهد شد. اگر بندگي كردي لذت ايمان و لذت يقين را خواهي چشيد. #عابرسبيل @aberusabil
Voice message
چند سال پيش بنده خدايي از عزيزان كُرد زبان سفري به امارات داشتن مسجدي اونجا هست كه فرش اين مسجد يه تيكه و يك دست چيزي حدود ٦ هزار متر مربعه كه به دست هنرمندان نيشابور و خراسان بافته شده. اين شخص با ديدن اين زيبايي متحير ميشن و ميگن خدايا به من توفيق بده كه بتونم روزي فرش يك مسجد رو به اين زيبايي و عظمت تهيه كنم. چند سال بعد در كرمانشاه مسجدي ساخته ميشه در محله دولت آباد كه هزينه هاي اين مسجد تماما از خيرين و صدقات داوطلبانه مردم تامين شده. اين شخص عزيز به هيات امنا مسجد اعلام ميكنه كه فرش مسجد رو من دوست دارم تهيه كنم ولي به شرطي كه جايي اسمي از من نبرين و قيمتش رو هم بهتون نميگم. مسجد آماده ميشه و اين شخص يك قطعه فرش ٢٢٠٠ متري براي مسجد تهيه ميكنه! (چند وقت پيش براي مسجدي ديگر از جايي سؤال پرسيده بودن در مورد يه فرش بزرگ كه به مشتري اعلام كرده بودن فرشي با دوهزار متر احتمالا چيزي حدود ١٧ ميليارد هزينه براتون داره!) اينكه شده ١ ميليارد يا ١٧ ميليارد جالب توجهه و شكي در اين مساله نيست. منتها جالب تر از اون ٢ نكته ست: ١.اين ايمان و اين باور چگونه است كه باعث ميشود آدم از هر آنچه كه دارد صرفا براي رضاي خالق و محبوب دست بكشد؟ ٢.ثمرات اين ايمان چقدر لذت بخش است كه خرج كردن ميلياردها پول به ادم لذت و حلاوت آن را ندارد كه به يكباره در راه خدا خرجش كند! برادرم نميدانم كجايي و اسمت چيست اما خوشا به سعادتت و خوشا به احوال قلبت من برايت بسيار دعا كردم اما تو را چه نيازي به دعاي من هست؟ كه تو بايد با قلب پاكت براي ما دعا كني... #عابرسبيل @aberusabil
يكي از دوستان تعريف ميكرد كه اوايل زندگي مشترك گوشي همراهمو فروختم و يه گوشي ارزونتر خريدم و مابقي پولو پس انداز گذاشتم كه اگه چيزي لازم داشتيم تهيه كنيم. در طول زندگي حتي اضافه كار ميكردم كه بهترين زندگي رو براي همسرم مهيا كنم و از مقدار عبادتم كم شده بود. بعد از چند ماه دچار اختلافاتي شديم اولين كاري كه كرد پس انداز گوشي كه فروخته بودم رو برداشت گفت تو براي ازدواج طلا كم خريدي اين به جاي اون! اينو كه فهميدم ياد كلام پروردگار افتادم كه ميفرمايد: وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (انفال٢٨) و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست، وخداست که پاداشی بزرگ نزد اوست. و در ايه ٩ سوره منافقون كه ميفرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ای مؤمنان! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند، و آنان که (به خاطر مال و فرزند و همسر) از یاد خدا غافل می شوند، زیانکارند. هرچقدر در اين دنيا تلاش كني و بيشتر جمع كني به اين اميد كه اين دنيا را آباد و زرق و برقش را بيشتر كني در لحظات سخت زندگي ميبيني كسي كه با جان و دل شب و روز برايش جان ميكندي تورا به مقدار ناچيزي مال دنيا ميفروشد! كسي كه فكر ميكردي غمخوار و يار و ياور توست پشتت را خالي ميكند! ابن قيم زيبا ميفرمايد كه به هرچه غير خدا وابسته شوي همان سبب آزار و رنج تو خواهد شد! زندگي كن!خانواده تشكيل بده!دوستشان داشته باش وبرايشان تلاش كن!اين زيباست و خداهم دوست دارد كه اينگونه باشي. اما... يادت باشد هدف اصلي ات خدا باشد براي مال بيشتر از عبادتت و از ارتباطت با خدا كم نكن! خدا را قبل از همه قرار بده تا خدا قبل از همه همراهي ات كند. خدارا بيشتر از همه ياد كن تا در زماني كه فكرش راهم نميكني يادت كند. همواره دعا كن كه يارب! محبت خودت را نصيبم كن و اين محبت را بيشتر از محبت خانواده و مال و جانم قرار بده. و خوش بحال كسي كه محبت خدا راس زندگي اش باشد. #عابرسبيل @aberusabil
تصور كنيد از شهري به شهر ديگر مسافرت ميكنيد به مدت يك شب در ميانه راه در مسافرخانه اي مستقر ميشويد مسافرخانه يه سري عيب و ايراد داره ديوار اتاقش رنگش رفته نفوذ سرما از لابلاي پنجره اتاق كيفيت خواب شب رو از شما ميگيره. لباس گير نداره و امكاناتش باب ميل شما نيست فردا كه بيدار ميشيد دو گزينه دارين يا اينكه بمونيد عيب و نقص هاي اين مسافرخونه رو حل و فصل كنيد و با مسئولش جر و بحث كنيد يا اينكه به مسيرتون ادامه بدين و درگير شبي كه گذشت نباشيد... انتخاب شما كدوم يكيه؟ در واقع مسافرخونه همون دنياي ماست و ما در سفريم! باور كنيد مدتي كه در اين دنيا سكوت ميكنيم در برابر هدف و مقصد اصلي و طولاني راه به كوتاهي همون اقامت ما تو مسافرخونه س! آدم عاقل وقتشو صرف زرق و برق اقامت موقت ميكنه؟درگير جزئيات و حواشي ميشه كه هدفو گم كنه؟ قطعا خير... به مسير زندگيمون كه نگاه ميكني مثل تراژدي ميمونه! شما همواره در حال جمع كردن بيشتري غافل ازينكه روزي نوبت ما ميرسه و بدون اينكه دنيا و آدم هاش در قيد و بند نبود ما گير كنن ما تركشون ميكنيم.به همين سادگي! جالب اينكه از چيزهايي كه جمع كرديم استفاده نكرديم و حتي بايد براي تك تك چيزهايي كه جمع كرديم پاسخگو باشيم... از كجا جمع شد؟چطور جمع شد؟ و در چه راهي صرف شد؟ #عابرسبيل @aberusabil
پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: بهترين دعا دعاي روز عرفه ست. و بهترين سخني كه من و پيامبران قبل من گفتند اين بود: لا إله إلا الله وحده لا شريك له له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير (ترمذي) @aberusabil
و امروز روز عرفه ست. با فضيلت ترين و بزرگترين روزي كه خورشيد در اون طلوع ميكنه. اگه موفق به روزه گرفتن نشديد نا اميد نشيد تا ميتونين ذكر بگين و بسيار دعا كنيد چرا كه عرفه روز دعاست. و خدارو شكر كنيد كه توفيق رسيدن دوباره به اين روز رو نصيب ما كرده. الحمدلله❤️
ميگن كه يه روز يه بچه قورباغه اسبي رو كنار بركه ميبينه ميره و به پدرش ميگه يه موجود خيلي بزرگ ديدم. پدرش براي اينكه جلوي بچه ش و بقيه قورباغه ها كم نياره خودشو باد ميكنه و از بچه ش ميپرسه انقد بزرگ بود؟ ميگه نه بزرگتر! و باز قورباغه خودشو باد ميكنه اما همچنان بچه ش ميگه كه نه بزرگتر بود! و در نهايت قورباغه ميتركه و ميميره... اين داستان نمادين در مورد ما آدم هاست... اگه ما ظرفيت خودمون رو ندونيم براي جلب رضايت مردم و براي اينكه نظر و توجه بقيه رو به سمت خودمون بياريم و بقيه تاييدمون كنند با اصرار خودمونو باد ميكنيم اما عاقبتش خوشايند نيست. براي قورباغه داستان ما عاقبت تركيدن بود اما عاقبت اين كار براي انسان گم شدن در مسير زندگي و خدشه دار شدن شخصيتشه.يهو ميبيني براي ديده شدن و اثباتت اونقدر خودتو باد كردي كه ديگه خودتو نميشناسي! خلاصه مبادا بيشتر از ظرفيتمون خودمونو باد كنيم چون بدجور گم ميشيم.و چه بده آدم خودشو گم كنه.نه؟! عاقبت از خامی خود سوخته رهروی کبک نیاموخته کرد فرامش ره و رفتار خویش ماند غرامتزده از کار خویش #عابرسبيل @aberusabil