- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 451
- 1/48двое суток
- 516
- 1/72трое суток
- 557
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اینکه آدم در فقه از یک مذهب پیروی کند، نه اشکالی دارد و نه کار نادرستی است؛ بلکه برای خیلیها باعث میشود از سردرگمی میان نظرهای مختلف بیرون بیایند. اما مشکل از جایی شروع میشود که این پیروی، کمکم به تعصب تبدیل شود؛ یعنی آدم خیال کند هرچه بیرون از مذهب اوست، باطل یا بیارزش است. اسلام اما از همهٔ ما بزرگتر است؛ بزرگتر از مذهب من و شما، بزرگتر از فهم یک عالم و برداشت یک گروه. هیچکس حق ندارد گسترهٔ این دین را به اندازهٔ دریافت خود کوچک کند و مرزهای اسلام را همان مرزهای اندیشهٔ خود بداند. در اینستاگرام به صفحهای برخوردم که نویسندهاش اسلام را با ناسیونالیسم ایرانی درهم آمیخته بود. تقریباً تمام مطالبش تلاش میکرد یک چیز را ثابت کند: اینکه اسلام عربی نیست، بلکه ایرانی است! برای همین هم ادعاهایی مطرح میکرد که نه با تاریخ سازگار بود و نه با عقل؛ از اینکه پیامبر عرب نبوده، تا اینکه مکهٔ اصلی در فارس بوده و بعداً به زور به حجاز منتقل شده است؛ اینکه اولین مسجد در میناب ساخته شده، کوه طور در زاگرس است و حتی آب حیات، که آفرینش از آن آغاز شده، در میاندوآب قرار دارد! این اراجیف خندهدارند اما عاقبت تعصب را نشان میدهد؛ انکار حقیقت و پای گذاشتن در گمراهی.
خداوند دخترتان را در پناه خودش حفظ کند و او را روشنیبخش چشمانتان قرار دهد؛ أَنبَتَهَا اللَّهُ نَبَاتًا حَسَنًا.
... مردم هر بامداد بیرون میروند. پس هر کس جان خویش را میفروشد؛ یا آن را نجات میدهد و یا به هلاکت میکشاند. رواه مسلم
شرح حال امام دارالهجره
الله متعال جان و مال برادران و خواهرانمان در جنوب ایران را حفظ کند. ظاهراً امشب حملات شدیدتر بوده.
قطعی برق و خاموشیهای این شبها، مرا به یاد ورع سلف صالح انداخت؛ کسانی که حتی درباره استفاده از نور دیگری نیز احتیاط میکردند. شاید انسان امروز با تعجب بپرسد: مگر استفاده از نور چراغ همسایه چه ضرری به او میزند که درباره جایز بودن یا نبودن آن بحث شود؟ اما شاهد مثال، بیش از آنکه یک حکم فقهی باشد، جلوهای از ورع مسلمان است؛ آن تقوا و احتیاطی که او را به کوچکترین مسائل حساس میکند. ما چهقدر به جزییات عملکردمان دقت میکنیم و خودمان را محاسبه میکنیم؟ آیا فکر کردهایم که همین رانندگی بیپروای ما؛ رعایت نکردن حق تقدم در رانندگی میتواند مسئولیت داشته باشد؟ یا پارک کردن خودرو در جایی که ممکن است مزاحمتی ایجاد کند؟ یا لایک کردن پستی که محتوای بیهوده دارد و ... انسانِ مسلمان، پیش از آنکه دیگران او را محاسبه کنند، خود را محاسبه میکند و پیش از آنکه به دنبال حقوق خویش باشد، نگران آن است که مبادا حقی از دیگران بر گردنش بماند.
یک نکتهی نگارشی رو میخوام متذکر بشم؛ شاید مورد استفاده باشه: در نگارش فارسی حرف عطف «و» بهصورت مستقل نوشته میشه و از دو کلمهی قبل و بعد از خودش فاصله میگیره؛ مثال: علی و حسن اما در نگارش عربی، «و» به کلمهی بعد از خود میچسبه و قبل از آن فاصله میگیره؛ مثال: علي وحسن
🕊چهل حدیث در سلامت روان 🎧 پیشدرآمد: مقدمهای در سلامت روان ⏱️ مدت زمان: 29:16 ⬜️ هر انسان عاقلی باید سلامت روان را به عنوان یکی از اصلیترین دغدغههای زندگی خود و عزیزانش قرار دهد به ویژه در دوران کنونی - داشتن سلامت روان یکی از بزرگترین اسباب رستگاری و توانایی حرکت در مسیر فلاح دنیا و آخرت است - راهنماهای تشخیصی معاصر سلامت روان را بر اساس اختلال کارکردی و میزان رنج درونی فرد تعریف میکنند - داشتن سلامت روان با صرفاً بیمار نبودن تفاوت دارد و اختلالات روی یک خط ممتد و پیوستاری از شدت و ضعف سنجیده میشوند - هدف نخستین علم طب از دیدگاه دانشمندان کلاسیک و مدرن صیانت و حفظ خودِ سلامت است نه فقط درمان بیماری - حرکت در مسیر صیانت از روان بر اساس سنت نبوی یک بندگی آرامشبخش است که با درمانهای مادی تعارضی ندارد - برداشتهای روانشناختی از متون دینی یک فضای اجتهادی و خطاپذیر است که نباید آن را عین دین مطلق پنداشت 🎙 ارائه و توضیح: عبدالله شیخ آبادی t.me/akseMahtab
نوجوان که بودم دوست داشتم مثل خیلی از همسن و سالهای خودم، پوستر به اتاقم بچسبانم. هربار از یکی از این سلبریتیها خوشم میآمد و میرفتم پوسترش را میخریدم و میچسباندم به دیوار. کمی که بیشتر او را میشناختم؛ میگفتم این آدم؟ نه! پوستر را میکندم. چندینبار این داستان تکرار شد و همان وقت به این نتیجه رسیدم هیچکدام اینها ارزش دنبال کردن و به اصطلاح فالو کردن را ندارند. شاید برخی از افراد کارهای مهمی بکنند؛ اما این عملکرد خوب در یک زمینه، او را به قدیس تبدیل نمیکند. انسان همیشه انسان است و نقص دارد. بعدها هم که البته فضای ذهنی من تغییر کرد. اتفاقاً فکر میکنم آن تغییر فضای فکری و پذیرش راحت شریعت، نتیجهی همان تجربههای کوچک قبلی است. اینکه از قبل مثلاً فهمیدهای شخصگرایی و شخصپرستی غیرقابل قبول است و بعد میبینی اتفاقاً اسلام هم شدیداً نهیات میکند از این کارها. خب میگویی چقدر خوب و منطقی. مثالها و تجربههای کوچک اینطوری کم نیستند.
چیزی نمیتواند این ترسها را از دل انسان پاک کند چز توکل نیکو و قدرت یقین؛ منظورم یقینی است صادقانه
یکی از وسیعترین دروازههای غم، ترسِ انسان از آینده است. ترس اینکه روزی داده نشود، و ترس از آنچه تقدیر برای او پنهان کرده است و ترس از مسلط شدن دیگران بر او. چیزی نمیتواند این ترسها را از دل انسان پاک کند چز توکل نیکو و قدرت یقین؛ منظورم یقینی است صادقانه چنانکه پیامبرمان ﷺ خطاب به یار غارشان در اوج شدت و ترس فرمودند: «غم مدار، الله با ماست». ـ شریح کاتب @suffahchannel
نمیخواهم وارد بحث شکل حجاب بشوم ولی میخواهم بگویم همانطور که ایمان کم و زیاد میشود و این کم و زیادی به مرور بر قلب مینشیند؛ جلوهٔ بیرونی ایمان هم تدریجیست. هیچ انقلابی یک شبه رخ نمیدهد. هر شخصی در زندگی شرایط خاص خود را دارد؛ خانواده، دوستان و جامعهٔ متفاوتی را تجربه میکند. گاهی ممکن است نادیده گرفتن شرایط فردی و تأکید بر یک سری معیارهای کلی، نتیجهٔ معکوس بدهد.
از پدربزرگها و مادربزرگهایتان بپرسید که ماههای قمری را چه مینامیدند؟
من کانالهای زیادی از اهلسنت را میخوانم. از شما یاد میگیرم و به اصلاح من کمک میکنید. خواستم بگویم شما را قلباً و بخاطر خدا دوست دارم.
دشمن دشمن ما همیشه دوست ما نیست. دشمن دشمن ما گاهی اصلیترین دشمن ماست.
چند وقت پیش در صحبتهایم از کسی با تعبیر «مرحوم فلانی» یاد کردم. یکی از اساتید نکته جالبی گفت که در ذهنم ماند. گفت: «بهتر است به جای "مرحوم" بگویی "رحمه الله". تو از کجا میدانی که او مورد رحمت قرار گرفته است؟ اما وقتی میگویی "رحمه الله"، داری برایش دعا میکنی.» حرف استاد درست بود؛ بین اینکه برای کسی دعا کنی و اینکه از چیزی خبر بدهی که نمیدانی، تفاوت وجود دارد. بعضی عبارات و تعابیر آنقدر در محاورات ما رایج شدهاند که کمتر به آن توجه میشود. در فتاوای شیخ ابنباز رحمه الله هم نمونههای مشابهی دیدم. مثلاً درباره کسانی که در جنگ یا حوادث مختلف کشته میشوند، خیلی از ما میگوییم: «فلانی شهید شد.» در حالی که شهادتِ واقعی را خداوند میداند و بهتر است انسان درباره افراد معین با قطعیت حکم نکند؛ بلکه بگوید امیدواریم شهید باشد یا او را شهید میپنداریم و داوری نهایی را به خدا واگذار کنیم. بسیاری از کلمههایی که هر روز به زبان میآوریم، فقط یک عادت زبانی نیستند؛ پشت بعضی از آنها یک پیشفرض یا یک قضاوت پنهان شده که لازم است بیشتر به آنها دقت شود. بخشی از تقوای مومن، تقوای او در گفتار است.
عید همگی شما برادران و خواهرانم مبارک!
نگاه به سخنرانیها و مصاحبههای دیکتاتورهای معاصر خاورمیانه، یک نکتهی جالبی دارد. بسیاری از آنها خود را نظرکرده و تحت حمایت ویژه خدا میدانستند؛ از شاه سابق ایران تا معمر قذافی و دیگران. آنها نجات یافتن از برخی معرکهها و موقعیت یافتن خودشان را دلیل بر الطاف الهی میدانستند. اگر مقولهی «استدراج» را کنار بگذاریم؛ این یک زنگ خطر برای مسلمان است و باید عبرت بگیرد. کدام مؤمنیست که توجه خداوند به خود را در زندگی ندیده باشد؟! قطعاً مؤمن در حفاظت خداست؛ اما اگر این الطاف و توجهات، ناخواسته باعث خودخاصپنداری و مصونیت از غضب الهی تلقی شود، حقیقتاً خطرناک است. الله متعال با هیچکس خویشی و تعارف ندارد؛ «طاعتش موجب قربت است» و عصیانش موجب عقوبت.
یک کاربر کامیپوتر را در نظر بگیرید که میخواهد نقشهی ساختمانی را ترسیم کند. او هم نیاز به یک نرمافزار و برنامهی مناسب دارد که در ترسیم نقشه استفاده شود و هم سختافزاری میخواهد که از پسِ برنامهی او بربیاید؛ بسیاری از کامپیوترهای قدیمیتر، توان اجرای برنامهی اتوکد جدید را ندارند. حالا همین را قیاس کنید با وضع یک مسلمان! انسان مسلمان مثل آن کاربریست که قصد رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را دارد. نرمافزار او، اسلام است و سختافزاری که برای اجرای آن نیاز دارد، دنیاست. خداوند خواسته که این دنیا مسخَّر او باشد و مسلمان هم نمیتواند بدون بهرهگیری از آن به مقصود خود برسد. انسان مسلمان همانگونه که باید به دین خود چنگد زند؛ نمیتواند از اقتصاد و بازار، تکنولوژی، سیاست و قدرت و... فاصله بگیرد. او باید دنیا را بشناسد و آنرا برای اسلام بکار بندد. کاربری که نرمافزار یا سختافزار مناسب در اختیار نداشته باشد، به نتیجهی مطلوبش نمیرسد. @abribarsar 💭
خوش برگشتی برادرم