ادبآموز | دکتر رضا خبازها
Статистикаهماهنگی جلسات آموزش خصوصی و عمومی برای امتحانات نهایی، کارشناسی، ارشد و دکتری ادبیات، تستزنی متون و دانشهای ادبی و دورههای ویرایش: دکتر رضا خبازها @rezakhabbazha ادمین: @adabamooz_admin کارنامک (رزومه): https://share.google/Y7Wyqf2zPr6op8Iix
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 184
- 1/48двое суток
- 210
- 1/72трое суток
- 227
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پرسیدهاند: آیا «آینهٔ صبوح را ترجمهٔ شبانه کن» مولانا معنا دارد؟ به نظرم یعنی خوردن شراب صبح مانند آینهای است -که حقایق را نشان میدهد و حقیقت دل سالک را به خودش مینمایاند. آن را شب ترجمه و معنی کن [با شبزندهداری]. شراب صبحگاهی را شب بنوش یا به هر کاری که شب میکنی -شراب شبانگاهی یا دعا یا هرچه- ترجمه کن. میدانید که دکتر شفیعی کدکنی هم، در مقدمهٔ گزیدهٔ غزلیات شمس، دربارهٔ حیرتشان از این مصراع و معنینداشتنش گفته بودند. من با همان روشی که بقیهٔ ادبیات را معنی میکنم این را هم معنی میکنم. فقط برای فهمیدن شعر نو واقعی بیشتر به ربط سطرها و بندها و همهٔ ظرفیتهای کلمات توجه میکنم. البته که «ترجمه کردن آینه» خیلی تازه است و مولوی اینها را با صبوح هم آمیخته و اینگونه پیچیدهتر شده است. تضاد شب و صبوح هم غافلگیرکنندهترش کرده است. با اخوان موافقم که پیچیدگی شعر نو و شعر مولوی همخانواده است. برای مولوی هم مهم این است که حرفش را بزند و ساده و تکراریاش نمیکند که همه بفهمند. هر دو از پیروی سنت ادبی و آن سبک سرایش که شمس قیس توصیه میکند سرپیچی کردهاند، چون حرف تازهشان -که شعر است و عادی نیست- و نگه داشتن شعریتش برایشان اصل است. @adabamooz_com
آی فُضلای ِ رشید وطواطی! آی اُدبای ِ شمس قیسی! شما را به خدا شعر از این که مولانا فرموده است «نو»تر؟ یادداشت مهدی اخوان ثالث بر حاشیهی غزلی از مولانا به همراه طعن و تعریضی بر ادیبان سنتی که فهم ِ جمالشناختی و ذوق ِ موسیقاییشان در نقد و سنجش شعر، همچنان بر مدار ِ معیارهای ادبی ِ جهان ِ کهن میگردد. از لحن کلام اخوان پیداست که تا چه حد از تخیل شگرف و تصویرسازی غریب و نوآیین مولانا در ابیاتی که دور آنها خط کشیده، حیرت کرده است. ایرج رضایی پ. ن: عکس از کتاب «باغ بیبرگی»، یادنامهی #مهدی_اخوان_ثالث، به اهتمام مرتضی کاخی 📚@FarhangDoostan
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
ده موسیقیِ کُمیک یا فولکلور ایرانی «راندِوو» در ترانهٔ خیّاطباشی واژهایست به زبان فرانسه در مَنِشنِ «زمان و جای دیدار». https://t.me/mr_moshtaqian
از «نئون» تا «کوروش» و «یود»! بسیاری از فارسیزبانان انتخاب کردهاند گاهی واج o را با واو نشان بدهند؛ هم در واژههای زبانهای اروپایی مثل «نئون» و هم در «کوروش» فارسی که قبلاً «کورش» نوشته میشد. علتش این است که کاربران خط فارسی میخواهند تلفظ را به خواننده بفهمانند -عوام همدیگر را خیلی خنگ حساب میکنند و این زبان را هم بهسمت سادگی میبرد!- و گذاشتن واو برایشان عادیتر از گذاشتن ضمه است. البته که از گذاشتن حرکات هم بینیاز نیستیم. همانطور که خیلی وقتها نیازمندیم بر روی حرف اول نویسههای «جست»، «شست» و «ملک» حرکت بگذاریم تا تلفظشان روشن شود و خواننده به دردسر نیفتد، شخصاً ترجیح میدادم «کورش» را هم اگر جایی ممکن بود مخاطبم «کورَش» بخواند بهشکل «کورُش» نشان دهم. در کلاس املا میگویم شاگردانم توجه داشته باشند که در کلمات عربی هیچ گاه o با واو نشان داده نمیشود. قضیهٔ کلماتی شبیه «قول» عربی و «گود» فارسی را که مصوت مرکب دارد و اصلاً o نداشته است را هم میگویم که جداست. پس «نوک» و «خود» صرفنظر از تلفظ تاریخیشان قطعاً عربی نیستند و مثلاً «مُنجی»، چون عربی است و علاوه بر لغتنامهها، متون و منابع تاریخی، این را از همخانوادگیاش با «نجات» و «ناجی» بهآسانی متوجه میشویم، ممکن نیست «مونجی» باشد. در عربی گذشته و واژههای عربی هرگز صدای o با واو نشان داده نمیشد، اما این امر در عربی امروز هم نمونههایی پیدا کرده است. «الیود» را روی بستهٔ نمک «یُد»دار دیدم و دیگر نمونهها را از چتجیپیتی خواستم -که البته خیلی سخت این قضیه را متوجه شد و بعضی صحبتهای بیربطش را حذف کردم: آنچه امروزه میبینی، محصول آوانگاریِ جدیدِ نامهای خارجی است. در این رسمالخط، واو را برای نمایش /o/ هم به کار میبرند. نمونههای رایج و پذیرفتهشده: طوكيو (Tokyo) موسكو (Moscow) فولفو (Volvo) روما (Roma) رونالدو (Ronaldo) موناليزا (Mona Lisa) نکتهٔ جالب اینجاست که این قاعدهٔ دستور زبان عربی نیست، بلکه قرارداد آوانگاری است که در قرن بیستم، با ورود انبوه نامهای اروپایی، فرهنگستانهای عربی و رسانهها عرفی کردند. بنابراین اگر منظورت این بود که: «آیا در واژههای اصیل عربی هم واو برای نشان دادن /o/ به کار میرفته؟» پاسخ خیر است. اگر منظورت این است که: «آیا در رسمالخط جدید عربی واو را برای /o/ مجاز میدانند؟» پاسخ بله است، اما این مجوز مربوط به آوانگاری وامواژهها و نامهای خارجی است، نه به ساختار واجی عربی کلاسیک. به نظر من پرسش بعدیِ جالب این است که فرهنگستانهای عربی (قاهره، دمشق، بغداد و...) دقیقاً از چه زمانی و با چه مصوبههایی نوشتن /o/ با واو را پذیرفتند. این موضوع سابقهٔ مستند دارد و میتوان آن را از اسناد رسمی آوانگاری پیگیری کرد.* نکتهٔ تاریخی جالب این است که فارسی این قابلیت را زودتر از عربی به کار گرفت. پس از اقتباس خط عربی، فارسی برای نمایش واکههایی که در عربی کلاسیک وجود نداشتند، از همان حروف و و ی استفاده کرد؛ مثلاً میشد و نمایندهٔ واکهٔ ō و ی نمایندهٔ ē باشد. در مقابل، عربی کلاسیک چنین واکههایی نداشت و از این کاربرد استفاده نمیکرد. بعدها، با ورود نامها و واژههای اروپایی، نویسندگان و فرهنگستانهای عربی نیز از ظرفیت واو برای آوانگاری صدای /o/ در وامواژهها بهره گرفتند، هرچند این کاربرد بخشی از نظام آوایی سنتی عربی نیست، بلکه قراردادی نوین در آوانگاری است. * این تاریخچه را از خودش خواستم و پاسخ مربوطی نداشت. @adabamooz_com
без подписи
گفتیم گلی، ولی نه که بنشینی روی شاخهٔ رازقی!😃 حالا باز عقل ایشان هم بِه از عقل دیپسیک!😂 @adabamooz_com
شرح غزل ۲۸ صائب از زمین اوج گرفتهست غباری که مراست از مجموعهٔ رنگین گل - حجم: ۶ مگابایت #شروح_المپیادی_خبازها @adabamooz_com
https://youtu.be/HmH89MOG2Mw?si=adG09fSHC0lP-YbS فقط پدر و مادر نیستند که بر ما تأثیر گذاشتهاند؛ اطرافیان و همهٔ عناصر محیطمان هم هستند. اجداد غارنشینمان هم فراوان. حالا باید خودمان مسئولیت درستشدن را بپذیریم، وگرنه با مقصردانستن دیگران بیشتر اذیت خواهیم شد و فقط غرغر بیهوده خواهیم کرد و بیارادگیمان بیش از پیش خواهد شد. باید بدانیم همیشه داریم انتخاب میکنیم، مثل اجدادمان و همهٔ جانوران که هر ساعت باید انتخاب میکردند فرار کنند یا بجنگند یا انرژیشان را ذخیره کنند. کودک توسریخوردهٔ درونمان هر وقت موقعیتی پیدا کند میترساندمان. انتخابهای اجدادمان هم جای فکرکردن ما را گرفته است تا هر مشکلی را که پیش آمد خطر بقا حساب کنیم و عکسالعمل زیادی _و نابهجا_ نشان بدهیم. این انتخابهای خودکار هم ما را مثل همهٔ موجودات زنده نگه داشته و هم زندگیمان را جهنم کرده است! باید منفیباف درونمان را خاموش کنیم و خودآگاه باشیم. هر لحظه باید خودمان بهجای اجداد غارنشین و کودک ترومازدهٔ درونمان تصمیم بگیریم. خودآگاهی نیرو و تمرکز و وقت بیشتری مصرف میکند، ولی زندگیمان را خیلی سالمتر و درستتر و بهتر میکند. قرار نیست من از روانشناسی بنویسم، ولی غرزدنهای بیفایده دارد رایجتر از قبل میشود. اوضاع روزگار از همیشه افتضاحتر است. خب. بعدش چه؟ در دام نق و ناله نیفتید. اصلاً درددل یعنی مرور فاجعه و آوارکردن دوبارهاش بر سر مغز و روان خود. فقط مایهٔ عذاب بیشتر است. خودآگاه باشید و مدیریت را بدهید به دست بالغ درونتان که بهجای بزرگکردن مشکلات، بهدنبال راهحل بگردد. هرچه را میتوانید اصلاح کنید. هرچه را هم نمیتوانید بهتر کنید فراموش کنید. اگر دانستن خبرها زندگیمان را بهتر نکند یا ما را از خطری آگاه نکند که میتوانیم در برابرش کاری کنیم، لابد معتاد و بیماریم که پیگیریشان میکنیم و لابد این کار بیهوده را برای این میکنیم که وظایف واقعیمان _کارهای مثبتی که از ما برمیآید_ را فراموش کنیم. @adabamooz_com
امروز دوستان دورههایم را خواستند. خیلی امیدوارم که بهزودی همه سر جای خودشان باشند و همهمان ارزش پیدا کنیم. دورههای ضبطشدهٔ من و قیمتهایش پارسال اینطور بود و امسال قیمتش را بیشتر نمیکنم: https://t.me/adabamooz_com/123 تدریسهای دبیرستانم و ادامهٔ تدریس…
دوستان گرامی میتوانند ضبطشدهٔ دورههای زیر را فعلاً با همان هزینهٔ ازلی جلسهای پنجاه هزار تومان تهیه کنند: - دورهٔ فشردهٔ علوم بلاغی و آرایههای ادبی - معانی، بیان و بدیع با نمونهها و نکات تازهٔ فراوان. حدود سی ساعت بود و حالا بیشتر از بیست ساعت بررسی…
شرح غزل ۲۷ صائب تمامْ سجدهٔ سهو است طاعتی که مراست از مجموعهٔ رنگین گل - حجم: ۵/۸ مگابایت #شروح_المپیادی_خبازها @adabamooz_com