in Your arms.
Статистика313٬ ‹ گوشِهای برای پرواز قلمِ خاکستری › - لطفا از عکس و نوشتههای شخصی چنل جایی استفاده نکنید. :http://t.me/HidenChat_Bot?start=7949216206
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اشراف نمیتوانند خود را ببینند مگر با کمی فاصله نسبت به خود و به زندگی خود. اگر ضرورت ایجاب کند جان میسپرند، شکسته شدن را به خم شدن ترجیح میدهند. ولی من خم میشوم، زیرا همچنان خودم را دوست دارم. مثلا بعد از همه آن چیزهایی که برای شما حکایت کردم، خیال میکنید برایم چه پیش آمد؟ از خودم متنفر شدم؟ چه میگویید! مخصوصا از دیگران متنفر شدم. سقوط – آلبر کامو
چشمهای خسته و اشکآلود، هدیه خدا به من بود.
ممنونم که هیچگاه مرا نفهمیدی، زیرا همهچیز را همین به من آموخت. ممنونم که با چنین شوری به من جفا کردی، زیرا زندگیام را همین رقم زد. کیرکگور – نامهی ارسال نشده
موذن اذان بگو.
بعد از سالها نوشتن در سکوت، «نجوای خاکستری» اولین فرزند من بالاخره منتشر شد. این کتاب مجموعهای از یادداشتها، نامهها و داستانهای کوتاه درباره تنهایی، دلتنگی، عشق، فقدان و امیدهای کمرنگ است. اگر اهل خواندن قطعات ادبی و نامه نویسی هستید، نجوای خاکستری آماده همراهی با شماست.♡ ~ برای تهیه نسخه الکترونیکی(طاقچه) برای تهیه نسخه فیزیکی(دیجی کالا) برای تهیه نسخه فیزیکی(متخصصان) و همینطور قابل سفارش مستقیم از طریق پیوی حمایت شما برای من ارزشمنده، لطفا دریغ نکنید.
𖤐
یارب تو مرا به نفس طناز مده با هر چه به جز تُست مرا ساز مده من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش من آنِ توام مرا به من باز مده دیوان شمس
𖤐
گوش میدادم؛ اما ساکت بودم؛ اما در چهرهاش نمینگریستم و او همچنان حرف میزد و اصرار و بیتابی. از بس میگفت و کلمات را همچون گلوله مسلسل بر رویم پرتاب میکرد که من گوشم به او بود، اما رویم به او نبود. من اصلا عادت ندارم کسی را نگاه کنم. خیلی از کسانی را که هر روز با آنها سروکار دارم و حرف میزنم و حرف میشنوم هنوز ندیدهام. چشم من هیچگاه در صورتها خیره نمیشود؛ نگاه نمیکند. لزومی ندارد که نگاه کند. مگر دنبال چه میگردد؟ چه میخواهد که ببیند هست یا نیست؟ هبوط – علی شریعتی
لعنت به من اگر نجنگم یک ثانیه.
گفت: «هرچیزی را زکاتی است و زکاتِ عقل، اندوهیست طَویل...» تذکرة الاولیا
𖤐
همیشه یا تمام یک چیز را میخواستم یا هیچ! دقیقا به همین دلیل است که در مورد سعادت هم به نصفهنیمهاش راضی نبودم، کل سعادت را میخواستم، تمامش را. نازنین – داستایفسکی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نزدیک میشوم به تو... چیزی نمانده است قلبم از اشتیاق زیارت بایستد...