انجمن شعر و ادب قطب
Статистикаتربت حیدریه، عصرهای شنبه برای شرکت در جلسات انجمن شعر و ادب قطب همین که به ادبیات علاقهمند باشید کافیست. یار باقی، دیدار باقی. با #اطلاعیه در این کانال میتوانید اطلاعیهی جلسات شعر را ببینید. ارتباط با ما @bahmansabaghzade
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 33
- Всего постов
- 954
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 93
- 1/48двое суток
- 106
- 1/72трое суток
- 114
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
در تاثیر ادبیات، یادداشتی به قلم بهمن صباغ زاده شگفتیهای ادبیات فارسی تمامی ندارد. هر بار که فکر میکنی اُنسی با ادبیات داری گوشَت را میکشد که تو کجا و انس با ادبیات فارسی کجا؟ این چند خط را از اسرار التوحید بخوانید: «شیخ گفت: خلیفهای را دختر عمّی بود که دل او بدو آویخته بود. پس روزی هر دو بر طرف چاهی نشسته بودند، انگشتری خلیفه در چاه افتاد. آن دختر انگشتری خویش بیرون کرد و به چاه انداخت. خلیفه دختر را پرسید که: «چنین چرا کردی؟» دختر گفت: «فراق آزموده داشتم، چون میان ما محل اُنس بود نخواستم که انگشتریِ تو را وحشتِ جدایی بُوَد. انگشتری خود را مونس وی کردم.» در این حکایت محمد بن منور از قول ابوسعید از تاثیر عشق میگوید و از نرمدلی عاشقان. دخترعموی خلیفه عاشق خلیفه بود. دختر و خلیفه کنار چاهی نشسته بودند و دختر از بودن در کنار معشوق غرق لذت بود. انگشتر خلیفه در چاه افتاد. دختر بیمعطلی انگشتر خود را در چاه انداخت. تا این جا حکایت خیلی دلنشین است اما دلیلی که دختر میآورد به حکایت عمق میدهد. عشق، او را حتی نسبت به اشیاء مهربان کرده است. دختر میترسد که انگشتر خلیفه در ته چاه تنها باشد. آدم میتواند این چند خط را بخواند و همان آدم قبل باشد؟ میگویند فیلسوفان وجودگرا اندیشههای خود را در قالب آثار هنری ارائه میکنند تا مخاطبان بتوانند آن اندیشهها را درک کنند. این حکایت اسرار التوحید از آن جمله است. حکایتی ساده از تاثیر عشق بر آدم. ادبیات اینطور دست بر سر ما میکشد و آرام آرام ما را آدمتر میکند. https://t.me/anjomanghotb/26351 #یادداشت_ها #بهمن_صباغ_زاده #اسرار_التوحید #ابوسعید_ابوالخیر #محمد_بن_منور انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا پینوشتها: اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید...، به قلم محمد بن منور نوادهی ابوسعید ابوالخیر در میانهی قرن ششم تالیف شده است. عکس از احسان محسن زاده، انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۸ در اقامتگاه بومگردی تهمینه
видео или голосовое, без подписи
#یادداشت_ها #بهمن_صباغ_زاده #اسرار_التوحید #ابوسعید_ابوالخیر #محمد_بن_منور انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا
انجمن شعر و ادب قطب pinned a photo
#امیر_حسین_عبدالهی #گزارش #انجمن_قطب انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا عکس از آرشیو انجمن، جلسهی انجمن قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۱۳ در اقامتگاه بومگردی تهمینه
گزارش جلسهی انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ به قلم شاعر همشهری آقای امیرحسین عبدالهی (بخش اول) جناب خسروی از چهرههای جدید انجمن اینگونه احساس را به زبان میآورند: «مهِ پنهان شده در ابر تابان میشود با تو/ هوای چشم ابری نورباران میشود با تو» دلارام طباطبایی دختر کوچکی که اولین بار است در انجمن قطب شعر میخواند، چنین گفت: «هم مسجد و هم کعبه و هم قبله بهانهست/ دقت بکنی نور خدا داخل خانهست» دو شاعری که شعرهای به جان نشستهای دارند میآیند... بانو یعقوبی: «نگاه داغ من آبستن تو هست و هنوز برای زادن هر روزهات پر از دردم» هزاران درود به این قلم و نگاه 👏 و بانو آرین نژاد و غارتگری عشق: «عشق آمد که همه دادهی ما را ببرد»❤️ استاد بزرگوار جناب عباسی با زبان طنز ما را یاد یکی از ناگوارترین خطهای دنیا میاندازد، خط فقر: «یاد ایامی که ما هم ناز و نعمت داشتیم» استاد عباسی وقتی میسرایند و میخوانند جمعیت میخکوب شده و کفگیر کفگیر آه میشکند و لذت میبرند. سایهتان مستدام استاد🌸❤️ مهندس صباغ زاده عزیز و غزلی نو: «به من نگو که پریشان شدهست احوالت/ بگو چه کار کنم خوبتر شود حالت» غزلهایت برای ما همیشه عزیز است استاد جان😊 جناب دوپیکر شعری سپید و دوبیتی: «نگاه خورشید به چشمان من مجال شکار تو را نمیدهد» فریادهایتان عجب سوز و آهی دارد محمد آقا🙌 دنیای کودک، سادگی و زیبایی تمام شعر بانو پوردایی 👏 مادربزرگ و پشمکی که بر روی سر دارد: «مادربزرگم/ روی سرش هست/ یک بسته پشمک» مهندس پورعباس و شعری از رسوایی و آشفتگی عشق: «دل اگر با عشق تو آشفته و رسوا رواست» وقتی آشفتگی از عشق باشد همیشه به آشفتگی و رسوایی، مهندس جان🙂 مجری و گوینده خوشصدا و اهل هنر انجمن بانو بهنام همراه با جناب خوشنیتِ خوشنوا حال و هوای انجمن را با صدای نی و شعر مولانا دگرگون میکنند: «من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو» جناب علیپور روایتی زیبا را بازگو میکنند: «کوزهای از شخص فخاری خرید» و تمام شد انگار. ساده بگویم در روزگاری که زندگی مجال نمیدهد و تا خرتناق غم را لبالب کرده، آدمها و فضاهایی هستند که میشود آشفتهخیالی را کمی به حال خود واگذاشته و فقط نفس کشید. روی تختهای چوبی تهمینه، نسیم، شعر، سخن دوست و چای قند پهلو، همان مدیتیشن امروزی است با زبان دل...❤️ بهتر است بگویم اینجا ترکیب دیازپام و اگزازپام و ملاتونین است از نوع عشق، از نوع بودنهای دلی ☺️ امید که در جلسات بعدی ملال را به هلال خنده در کنار هم بدل کنیم 🌸 به امید دیدار شاگرد کوچک انجمن قطب: امیرحسین عبدالهی #امیر_حسین_عبدالهی #گزارش #انجمن_قطب انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا
گزارش جلسهی انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ به قلم شاعر همشهری آقای امیرحسین عبدالهی (بخش اول) روزگار، تابستان، ایران. در میانهٔ زندگی سروگونه ایستادهایم و مدال جانختهای دلخوش را بیآنکه بدانیم به گردن داریم. سیاههی گزارش انجمن قطب را به عهده گرفتم و به لطف عزیز سفر کردهای که برق را قطع کرده به هر زحمتی که بود خودروی ملی را از پارکینگ درآورده، هراسان و با تاخیر خود را به جلسه رساندم. بر روی تخت چوبی حیات تهمینه در مجاورت اهل دل انجمن جناب دوپیکر و شاعر جوان محمد مجیدی، چاکرای شعر را در حیاط تهمینه آزاد کردم. امید منتظریان جوانی ذوقپیشه اجرا را به عهده داشت. استاد نجفزاده بزرگوار از دوست میگویند: «سرمست درآمد از درم دوست/ لبخندزنان چو غنچه از پوست» که الان باید گفت: امان از دوست، امان از سعدی....❤️ شیخ انجمنمان روایت پشیمانیهای رفتن از دِه به شهر را گفت: «به شهر از دِه مرو گردی پشیمان/ بوَد در روستا نعمت فراوان» که الحق والانصاف حق میگویند. آیلین خانم گلی از آه و افسوس ستمکش شهریار گفت: «برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم/ حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم» چه کشیدی شهریار؟!😢 انگار که صدای گوینده رادیو را میشنوم، زهرا وجه الدینی خدایش نگه دارد ❤️ از فاضل میگوید، از عشقش: «بگیر از من این هر دو فرمانده را/ دل عاشق و عقل درمانده را» کوثر بانو شاعر کودک اینبار غزل خواند و غنچه و بهار را مهمانمان کرد👌: «میان غنچه دستش بهار بگذارید/ جوانه سوسن و گل بیشمار بگذارید» محمد مجیدی داغ سینهاش را شرح میدهد: «داغی درون سینهی من برقرار شد». داغت را نبینم جوان رعنا😉 تلفن همراه هم میتواند عاشق شود. بانو جعفری این بار عاشقانهای میخوانند با به کار بردن اصطلاحات گوشی موبایل: «شارژ کردی کردی گوشی قلب مرا با نام خود» آقای خط، آقای اجرا و آقای صدا😍 این بار «من که فرزند این سرزمینم» را سر میدهند و شعری از خودشان خواندند: «بانوی من سلام همین پیش پای تو/ یک شعر عاشقانه نوشتم برای تو» جانم به این صدا و شعر جناب یپرم عزیز بانو پورغلام مرداد را آغاز دلتنگی خودشان میدانند...😢 «آغاز مرداد آغاز دلتنگی های من است» دلتنگی و نبودن مادر غمی جانفرسا است، روح مادران آسمانی شاد. بانو نسیم محمودی توضیحاتی دربارهی شعر سپید گفته و احساس و ژرفای خیال سپید اندیشهها را معنا میبخشند .👏👌در افکارمان سیاهی میسراییم و در شعرهایمان سپیدی... عجب دارد...! #امیر_حسین_عبدالهی #گزارش #انجمن_قطب انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا
اگر به بادهی مُشکین دلم کشد، شاید که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید جهانیان همه گر منع من کنند از عشق من آن کنم که خداوندگار فرماید شنبهای دیگر از راه میرسد و باز قرار است در حیاط باصفای رباط تهمینه جمع شویم تا گل بگوییم و شعر بشنویم. برای شرکت در جلسات انجمن شعر و ادب قطب همین که به ادبیات علاقهمند باشید، کافی است. یار باقی، دیدار باقی. 🌸 شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۱۷:۰۰ 🌸 اقامتگاه بومگردی تهمینه، آدرس در بلد #انجمن_قطب #اقامتگاه_بومگردی_تهمینه #اطلاعیه انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا پینوشت: ابیات آغازین از حافظ است. ساعت شروع جلسه پنج عصر است. ساعت هفت شب جلسهای دیگر داریم در خصوص «گردهمایی منطقهای شاعران خراسان، ۵ و ۶ شهریور در تربت حیدریه» و در این مورد تصمیمگیری و تقسیم کار خواهیم کرد.
هرگز از غم نگشاید دل سرگردانم گره درد و غم است اینکه دلش میخوانم دل به کار خودم از عشق مهی حیران کرد چه کنم با دل دیوانهی خود حیرانم ناصحم گفت مرو در پی خوبان دیگر من بدین راضیام ار دل ببرد فرمانم دیده پرخون، دلِ سودازده پر درد بوَد وه که مهمان غمت را به کجا بنشانم بنشین یک نفس ای شوخ که چون پروانه جان برون آورم و گرد سرت گردانم مانیِ خسته گدایی ز گدایان تو شد نظر مرحمتی کن به گدا، سلطانم! #مانی_تربتی #شاعران_همشهری #تربت_حیدریه انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا پینوشتها: مانی تربتی از شاعران خوب خراسان در قرن نهم بوده است. به شیراز سفر میکند و جذب شاه اسماعیل صفوی میشود. در ابتدای قرن دهم به سعایت امیرنجم زرگر در تبریز به قتل میرسد و در مقبرۃ الشعرای تبریز به خاک سپرده میشود. اولین تذکرهای که نام مانی در آن ذکر شده است لطائف نامهی فخری هروی است که ترجمهای است از مجالس النفائس. مجالس النفائس را امیرعلیشیر نوایی در ۸۹۶ هجری قمری به ترکی جغتایی نوشته است. تصویر با کمک ChatGPT ساخته شده است.
05/21 ضمن شادباش تولد شاعر همشهری خانم مهسا خلیلی، شعری از ایشان را با هم میخوانیم: برای تو آوردهام ارغوانها و انگشتر تازه از ساربانها من اینجا اسیرم زمینگیر و تنها تو آزادهای تا خود کهکشانها خدا گفت و فردوس شد خاک پایت پَرِ عرشیان بر سرت سایبانها برای تو کل جهان آفریده برای سرت آسمان، آسمانها گُلِ جسم تو جای سالم ندارد گُلِ لاله زخمیست از آن سنانها و یاس کبودی که در قتلگاه است بهصورتزنان غرق شد در فغانها تو را کشته بودند قبل از قتالت همانجا که خم شد قدت چون کمانها همان لحظهای که دو تا دست دیدی ابوفاضلت رفت از آشیانها هم او که برای رقیه عمو بود همان پهلوانِ همه پهلوانها تو را کشت در شام آن ماجراها امان از غریبی و زخم زبانها «شریکند در قتلت ای جانِ عاشق فلانها، فلانها، فلانها، فلانها» #انجمن_قطب #مهسا_خلیلی #تبریک #تولد انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا عکس از احسان محسن زاده، آرشیو انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۶ در اقامتگاه بومگردی تهمینه بیت داخل گیومه از افشین علا است.
видео или голосовое, без подписи
شعر کودک کوثر عباسیان (۱۴ ساله) شاعر همشهری در «کیهان بچهها» به تاریخ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ میکشد آرام مینا یک قناری با کبوتر می گذارد پاک کن را روی میزش زود دختر میکشد اسرا کنارش ساعت تفریح اول یک درخت پر شکوفه روی برگه توی دفتر در دل او آرزو بود آرزوی یک پرنده مرغ عشقی یا که مینا تا افقها پر زند پر در سر زنگ ریاضی موشکی میآید از دور مینشاند خط سرخی آرزوها میشود تر حبس گشته این پرنده توی خون سرخ مینا تا افقها میرود او، روح مینا میزند پر حسرتی در دل که ایران کاش همواره بخندی جنگ پایانی نباشد بر پَرِ سرخ کبوتر #کوثر_عباسیان #شعر_کودک #میناب #کیهان_بچه_ها انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا عکس از احسان محسن زاده، جلسهی انجمن قطب تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۰ در اقامتگاه بومگردی تهمینه
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
و اگر شاعر باشی، جهد کن تا سخن تو سهل و ممتنع باشد و بپرهیز از سخن غامض. و چیزی که تو دانی و دیگران را به شرح آن حاجت باشد مگوی؛ که شعر از بهر مردمان گویند، نه از بهر خویش... #قابوسنامه #معرفی_کتاب انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا کتابفروشی خطیبی، تربت حیدریه خیابان فردوسی، سرای امین
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
#حمیدرضا_شهدی #رضا_رفیع #صیرورت انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا
صیرورت؛ تلاشی برای فهم زندگی، رضا رفیع (بخش دوم) در این منظر، نه حقیقتی پیشاپیش آماده است و نه نجاتی از بیرون ممکن. شعر در این میان، به جای پناهگاه، میدان رودررویی با خویشتن است.و اما غزلها که زاییده لحظات شورش و شوریدگیاند؛ نابترین ثانیهها و تپشهای بیواسطه دل، آنجا که عقل و دل هر دو در کار می شوند. غزل در این دفتر، تقلیدی از سبک کهن نیست، بلکه بازتابی است از تجربه زیسته معاصر؛ بیآنکه به عرف مألوف تکیه زند، در جستوجوی بیان حسی است که نه در کلمات، که در سکوت میان آنها جریان دارد. جرقههایی از تأملات وجودی .برشی در ازدحام پیدا و پنهان زیستن که در قالبی موجز تردید، اشتیاق، شکست یا شهود را به تصویر میکشند. آنها نه پایاناند، نه داوری، بلکه مدخلهایی هستند برای تفکر و گاه گریزی شاعرانه از مفاهیم سنگین زندگی. سابق بر این نیز مجموعه شعرهایی با عناوین «باران بیفشان بر سکوت بیمزارم» و «شهسواران خیال در شعر معاصر» منتشر شد که آثاری از شهیدی در آنها چاپ شده است. همچنین مجموعه شعر«در آستانه خود» اثر دیگر حمیدرضا شهیدی است که در سال ۱۴۰۵ به چاپ رسیده است. این اثر که در انتشارات بینالمللی حوزه مشق چاپ شده، شامل غزلها، دوبیتیها، رباعیها و قطعههای این شاعر اهل تربت حیدریه است. حال در این فرصت کوتاه و مجال اندک، شما را مهمان چند غزل از مجموعه شعر«صیرورت»از شاعر ارجمند جناب «حمیدرضا شهیدی» می کنیم: رهایی هر که فهمید نفهمید، رها خواهد شد جانِ تاریک ز تردید رها خواهد شد آن که در خویش بمیرد، به خود آید روزی هر که در مخمصه جنگید، رها خواهد شد پرده از چهرۀ تحقیق عقب خواهد رفت چشم از عادت تقلید، رها خواهد شد در خودش گمشده انسان معاصر؛ یک روز از هراس شب تهدید رها خواهد شد دل اگر در نفس سوته دلان جای گرفت از غم قصۀ تبعید رها خواهد شد مونس شعله شدی، فاصله را هم دریاب هرکه این فاصله سنجید، رها خواهد شد راهِ بی نشانی میانِ مبهمِ چشمت هزار تصویر است که پلک پلک هواخواهِ شرح و تفسیر است دلم به وسعتِ فریادِ بیصدا پژمرد و در سکوتِ تو انگار حجمِ تعبیر است شکسته صبرِ مرا راهِ بینشانی دوست که هر قدم به غمی تازه گیر و زنجیر است میان ماندنِ و برگشتن است بی تو دلم اگر به کارِ مدارا و درد درگیر است چقدر فاصله تا لمسِ دستهایت بود که عشق خسته دل از لحظههای تأخیر است هنوز با تو زمان رنگِ عاشقی دارد هنوز بیتو نشاطِ زمانه دلگیر است به دینِ عشق توأم مؤمن ای چکاوکِ عشق که بی تو مذهبِ من بازتابِ تکفیر است #حمیدرضا_شهیدی #رضا_رفیع #نشر_آفرینا #نقد_کتاب #صیرورت #روزنامه_اطلاعات انجمن شعر قطب در تلگرام / روبیکا / اینستاگرام / بلاگفا https://t.me/anjomanghotb/26333