anti__dictatorship
Статистикаمجموعهای از کُتب و مقالات و فیلمها و عکسهای نایاب صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/anti__dictatorship کلاب هاس: اتاق "راه سوم"راه-سوم
- Последний пост
- 14 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کتاب ارزشمند حقایق و مغالطهها در اقتصاد نویسنده:توماس ساول مترجم:سجاد امیری، جواد قربانی آتانی انتشارات:دنیای اقتصاد تابان #مغالطه #اقتصاد
رادیو مصدق سری جدید قسمت اول @mohammadmosaddegh
без подписи
گزارش کامل: شاه دیجیتال - کالبدشکافی عملیات نفوذ اسرائیل در ایران همراهان گرامی، در این فایل گزارش تحلیلی و جامعی در خصوص افشای عملیات نفوذ پیچیده دولت اسرائیل در ایران مطالعه خواهید کرد. این گزارش که بر اساس تحقیقات مشترک روزنامه «هاآرتص» و موسسه «سیتیزن لب» تهیه شده است، به کالبدشکافی کارزاری چندلایه میپردازد که با استفاده از هوش مصنوعی، حسابهای جعلی و تاکتیکهای جنگ روانی، به دنبال ارتقای وجهه رضا پهلوی و همگامسازی عملیات دیجیتال با حملات نظامی بوده است. این گزارش ابعاد مختلف این عملیات، از جبهه سیاسی و تبلیغاتی گرفته تا همزمانی آن با «جنگ دوازدهروزه» را بررسی کرده و پیامدهای استراتژیک آن برای اعتبار اپوزیسیون و آینده درگیریهای هیبریدی در منطقه را تحلیل میکند. برای دسترسی به تحلیل کامل، جزئیات فنی و منابع این تحقیق، فایل PDF پیوست را دانلود و مطالعه فرمایید. @anti_dictatorship 👈
این اولین پادکست از مجموعهای پادکستهای تاریخی است که نام آن را چند کلام حرف راست گذاشتم.... این پاکدست آزمایشی بوده و هدف بازخورد مخاطب و رفع ایرادات است... موضوع: مهمترین ادعاها و گزارههای داریوش اول هخامنشی در کتیبه بیستون ..... #چند_کلام_حرف_راست @anti_dictatorship 👈
الگوی ترور، زن یهودی، سلطنت یهودی زادگان در عصر هخامنشی بعد از مرگ کوروش، پسرش کمبوجيه به سلطنت می رسد که فرزندی نداشت. بعد از مرگ کمبوجیه برادرش بردیا تاجگذاری می کند که از نظر ظاهری شباهت زیادی به برادرش داشت. اما زنی یهودی بنام فیدیما با شخصی بنام داریوش که هیچ نسبتی با کوروش نداشت بر علیه بردیا کودتا می کنند، بردیا را می کُشند و داریوش تاجگذاری می کند و تاج و تخت و قدرت را در یک کودتا به شش تن همدستان خود تصاحب می کند. !!!! فیدیما و داریوش ازدواج می کنند و به همه اعلام می کنند اون شخص بردیا نبوده بلکه گئومات مغ بوده که تضاد شدید و جو سنگینی علیه مغ ها از سوی یهودیت ابراز می شد و به همین علت به او لقب بردیای دروغین دادند. فیدیما خواهر آماستری یا استر همسر یهودی خشایارشا و مذهب او یهودی بوده است. بعد از داریوش، پسرش خشایار با زن یهودی بنام استر ازدواج می کند که همان آماستری است. آماستری همان ملکه سنگدلی است که در تلمود از او ستایش شده است. دقیقا یک الگو ایرانی تکرار شده. توطئه قتل، کودتا با محوریت زنان یهودی و به سلطنت رسیدن خط خونی و مذهبی یهودیان در ساختار قدرت سلال حاکم در این سرزمین پی گرفته شده است. برای تحلیل چگونگی این فرایند در اینجا دو فرضیه مطرح میشود. فرض اول تاریخ نویسان عصر معاصر دچار تکرار این الگو شدند، به عبارتی روایتی که آنها ساخته اند از یک الگو داستان نویسی پیروی کرده اند. صحت این فرض یعنی کل کتاب هایی که در قرن 19 و 20 به اسم تاریخی نوشته شده از بیخ و بن ساختگی و صرفا یک رمان در ژانر تاریخی است که نویسنده طبق الگوی ذهنی خودش شخصیت پردازی کرده نه حقایق تاریخی را ارائه داده باشد. فرض دوم چنانچه روایت تاریح نویسان و آنچه که روایت کردند را مستند بدانیم اینطور باید نتیجه گیری کنیم که اولا : هخامنشیان در سال های اولین خود گرفتار توطئه یهودیان شده و سرنگون شدند و امتداد آنها دودمان دیگری بوده که هیچ ارتباط اصالتی و وراثتی و هم مذهبی با مردم ساکن در فلات ایران نداشته است. ثانیا: این روایت خبر از یک الگو تلمودی با هدف قبضه قدرت میدهد. الگویی ثابت که عناصر آن نفوذی و کودتا و قتل عام و نسل کشی شاهان سلسله و در نهایت قبضه قدرت بدست بنی اسرائیل هست. پس نتیجه می گیریم شاهان هخامنشی منتسب به کورش با مرگ کمبوجیه و بردیا که برخلاف پدرشان تضاد شدید با یهودیان و بنی اسرائیل داشتند بوسیله بازوی نفوذی یهودیت در ساختار قدرت از بین رفته و قدرت را قبضه و بدست گرفتند. بنابرین یهودیان بوسیله داریوش سعی فراوانی می کردند با پروپاگاندا تبلیغاتی خود را از دودمان کورش و هخامنشی معرفی کنند علیه خاندان کوروش کودتا کرده اند و حاکمان قلمرو فلات ایران شدند. بدنبال آن هرگونه اعتراض مردمان ساکن در فلات ایران با شدت فراوان از سوی داریوش سرکوب شدند نه قیام بزرگ در سطح امپراطوری علیه این سلطه انجام شد که همگی آنها در کتیبه بیستون به آنها اشاره شده است. در آنجا هم داریوش اشاره دارد که بعضی ها را سر بریده دماغ و بینی بریده یا زبان از قفا در آورده یا بر پشت بر تنه درخت تیز شده نشانده است. اعمالی که فقط در کتب مذهبی یهودی از جمله تلمود بابلی به آن اشاره شده است. پس دنباله سلسله هخامنشی احفاد یهودی تلمودی بابلی بودند که سرنوشت سرزمین فلات ایران را برای صدها سال رقم زد که یهودیت را حاکم بر اینجا نمود. اعمالی که الان هم یهودیت در این منطقه و قلمرو در حال انجام آن هستند. سید عبدالمجید الهامی
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستی ست در کیش مهر برونند زین جرگه هشیارها بجز اشک چشم و بجز داغ دل نباشد به دست گرفتارها کشیدند در کوی دلدادگان میان دل و کام دیوارها چه فرهادها مرده در کوه ها چه حلاج ها رفته بر دارها چه دارد جهان جز دل و مهر یار مگر توده هایی ز پندارها ولی رادمردان و وارستگان نبازند هرگز به مردارها مهین مهرورزان که آزاده اند بریدند از دام جان تارها به خون خود آغشته و رفته اند چه گل های رنگین به جوبارها بهاران که شاباش ریزد سپهر به دامان گلشن ز رگبارها رود شاخ گل دربر نیلُفر برقصد به صد ناز گلنارها دَرَد پردهٔ غنچه را باد بام هزار آورد نغز گفتارها به آوای نای و به آهنگ چنگ خروشد ز سرو و سمن تارها به یاد خم ابروی گلرخان بکش جام در بزم می خوارها گره را ز راز جهان باز کن که آسان کند باده دشوارها به اندوه آینده خود را مباز که آینده خوابی ست چون پارها فریب جهان را مخور زینهار که در پای این گل بود خارها پیاپی بکش جام و سرگرم باش بهل گر بگیرند بیکارها @anti_dictatorship 👈
شاهزاده رضا پهلوی: لقب پدر بهترین لقبی بود که ملت به من دادند.... بعداز این بروطن و بوم و برش باید رید به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید پدر ملت ایران اگر این بی پدر است بر چنین ملت و روح و پدرش باید رید تقدیم به پدر.... @anti_dictatorship 👈
📌 پروژه ویژه کانال مصدق به روایت تاریخ و اسناد 🗓 از 3 تا ۲۸ مرداد 🎙 «روزشماری تا کودتا: روایت ۲۶ روزه از سقوط یک امید» 📍 امروز، سوم مرداد است؛ بیستوپنج روز مانده به ۲۸ مرداد. در چنین روزهایی در سال ۱۳۳۲، دولتی که برآمده از خواست ملت بود، گام به گام به پرتگاه سقوط نزدیک میشد. نه با یک اشتباه، که با توطئهای چندلایه، همدستی بیگانگان، کارشکنی درباریان، و سکوت پرهیاهوی برخی خواص. از امروز، در این کانال، هر روز با شما خواهیم بود تا 🔹 گام به گام وقایع مرداد ۳۲ را بازخوانی کنیم 🔹 اسناد رسمی، نامهها، گزارشهای سفارتها و خاطرات را مرور کنیم 🔹 صداها، تصاویر، و روایتهایی را منتشر کنیم که کودتا را به تجربهای زنده بدل میکند 📚 این پروژه فقط مرور تاریخ نیست؛ تلاشی است برای فهم چرایی سقوط امید در اوج، برای شناخت دشمن در لباس دوست، و برای ادای دین به نسلی که هنوز صدای "یا مرگ یا مصدق"شان از خیابان ۳۰ تیر شنیده میشود. ✊ از شما دعوت میکنیم این روایت ۲۶ روزه را دنبال کنید، بازنشر دهید، نقد کنید و بسازید. 🖋 با احترام کانال «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» @mohammadmosaddegh
محمد قوچانی از آن دسته افرادی است که در مواجهه با او اشتراکات و اختلافات صفر یا صدی دارم. در برخی مسائل بشدت موافق و در برخی کاملا مخالف عقایدش هستم. مواجهه با غرب از آن مواردی است که با تفکراتش سازش نداشتم. دست کم دو دهه بر طبل غرب کوبید هر چه در این سالها نوشت در وصف غرب بود. در نشریاتش هم تجلیل و تمجید از مبلغان غرب به وفور دیده میشود. البته من مخالف روابط به هیچکدام از جهات جغرافیایی غرب و شرق و شمال و جنوب نیستم اما با این مخالفم که راه سعادت یکیست و آنهم غرب است ..... به هر حال امروز اعترافی کرد که در وحله اول نشانه شجاعت است و ثانیا نشان میدهد واقعه ۱۷_اکتبر یک مبدا در تاریخ شده و بسیاری از مسائل بعد از این تاریخ را باید با نگاه دیگری تحلیل کرد... @anti_dictatorship 👈
معمای بردیا موضوع بردیا از چالشهای اساسی تاریخ ماست. معمایی پر از ابهام که حل نشده باقی مانده است. داریوش اول هخامنشی او را کُشت و ادعا کرد او دروغین بوده و دودمانی بنا کرد و نامش را هخامنشی گذاشت. سراسر امپراتوری کوروش بر علیه داریوش شورید و او توانست همگی را سرکوب کند و کتیبهای در بیستون نگارش کرد که خود را مظهر راستی نامیده است اما آيا او راست گفته؟ آيا واقعا بردیا دروغین بود؟ اگر داریوش بردیای واقعی را کشته باشد....؟!! اسکندر به خون خواهی چه کسی دودمان داریوش را برانداخت؟ چرا کورش بزرگ در دوره هخامنشیان حتی آرامگاه نداشت؟ آيا کوروش از تبار هخامنشی بود؟ و دهها سوال دیگر که با خواندن این مقاله یا مطرح میشود و یا پاسخ داده خواهد. تلاش کردم در این مقاله نه با حدس و گمان بلکه با اتکا به منابع دست اول و معتبر مانند کتیبه بیستون، الواح تخت جمشید، گزارشات مورخان یونانی و سایر دادههای باستانشناسی با نگاهی انتقادی این معمای تاریخی را تحلیل و حلاجی کنم.... این مقاله در هشت فصل میباشد و فصل اول را با موضوع بردیا تقدیم میکنم @valinejade @anti_dictatorship 👈
جعل تاریخ در دوران مدرن: ناسیونالیسم ایرانی در قرن بیستم، رژیم پهلوی و مورخان وابسته به آن عمدتاً داریوش را ادامهدهندهٔ کوروش معرفی کردند، در حالی که: - تناقض ایدئولوژیک: کوروش نماد مدارا بود، اما داریوش نماد سرکوب. - دستکاری باستانشناسی: تمرکز بر تخت جمشید (نماد داریوش) و کمتوجهی به پاسارگاد (نماد کوروش). - تبلیغات سیاسی: پیوند زدن هویت مدرن ایران به «امپراتوری هخامنشی» در واقع پروژه داریوش بود، نه کوروش @anti_dictatorship 👈
عصر داریوش اول تا داریوش سوم، سرکوب سیاسی و نظامی در ایلام و بهویژه شوش، با هدف حذف هرگونه مقاومت و نابودی ساختار قدرت بومی صورت گرفت. هخامنشیان با اعدام و شکنجه شاهان، کاهنان، نخبگان و رهبران مذهبی، نه تنها رهبری شورشها را از میان برداشتند، بلکه با ایجاد رعب و وحشت، هرگونه امکان بازسازی قدرت محلی را نیز نابود کردند. این سرکوبها اغلب با خشونت عریان، شکنجههای نمادین و نمایش عمومی اعدامها همراه بود تا پیام قدرت مطلق شاهنشاهی را به گوش همگان برساند. چو آمد به نزدیک اروندرود فرستاد بر رودبانان درود به خشکی رسیدند سر کینه جوی به بیتالمقدس نهادند روی که بر پهلوانی زبان راندند همی کنگ دژهودجش خواندند به تازی کنون خانهٔ پاک دان برآورده ایوان ضحاک دان چو از دشت نزدیک شهر آمدند کزان شهر جوینده بهر آمدند ز یک میل کرد آفریدون نگاه یکی کاخ دید اندر آن شهر شاه فروزنده چون مشتری بر سپهر همه جای شادی و آرام و مهر که ایوانش برتر ز کیوان نمود که گفتی ستاره بخواهد بسود بدانست کان خانهٔ اژدهاست که جای بزرگی و جای بهاست پس حقایق را که اصل اصلهاست دان که آنجا فرقها و فصلهاست #اورشلیم_در_پارسه #شوش @anti_dictatorship 👈
معمای بردیا نام مقاله ایست از اینجانب با موضوع تاریخ باستان و رمزگشایی از یکی از مهمترین معماهای تاریخ ایران معمایی به نام بردیا بنا شده در این مقاله با اتکا به اسناد مدارک و شواهد بیرونی و با نگاهی نو زاویه جدید و البته انتقادی اسنادی که تاکنون مورد توجه نبوده را بازخوانی کرده و پرده از این معمای تاریخی بردارم این مقاله تا به امروز در چهار فصل تنظیم شده که فصل اول آن را تقدیم به مخاطبان عزیز و همه ایران دوستان میکنم. @anti_dictatorship 👈
ممنوعیت علم در دوره ساسانیان در دوره ۵۰۰ ساله ساسانیان آموزش و کسب علم ممنوع بود. حکومت نه تنها هیج زیرساختی برای آموزش فراهم نمیکرد بلکه کسانی که مخفیانه اقدام به تحصیل کرده بودند را در دادگاههای ویژه بنام شورای مغان محاکمه میکردند. ۱. منابع رومی/بیزانسی: سرکوب روشنفکران و کنترل آموزش - پروکوپیوس (تاریخنگار بیزانسی، سده ۶ م.) در «تاریخ جنگهای ایران و روم» گزارش میدهد: - ساسانیان دانشمندان یونانی ساکن در ایران را تحت نظر داشتند و اجازه تدریس آزاد نمیدادند. - پزشکان و فیلسوفان رومی در ایران بیشتر در بیمارستانهای نظامی کار میکردند و از تبلیغ عقاید خود منع میشدند. - آگاثیاس (تاریخنگار یونانی، سده ۶ م.) اشاره میکند: - موبدان زرتشتی ترجمه متون یونانی به پهلوی را محدود میکردند تا از نفوذ فلسفه غرب جلوگیری شود. - شاهان ساسانی مانند خسرو انوشیروان (با شهرت به حمایت از دانش)، تنها به دانشمندانی اجازه فعالیت میدادند که مطیع سیستم دینی و سیاسی بودند. ۲. منابع سریانی (مسیحی): سرکوب مدارس غیرزرتشتی - تاریخچه مدرسه نصیبین (منبع سریانی، سدههای ۴-۶ م.): - مسیحیان نسطوری در ایران مجبور بودند مدارس خود را مخفیانه اداره کنند، چون موبدان زرتشتی آموزش مسیحی را برنمیتابیدند. - در دوره شاپور دوم، چندین مدرسه مسیحی در بینالنهرین بسته شد و معلمان آنها تبعید یا اعدام شدند. - کتاب اعمال شهدای مسیحی (آثار سریانی مانند شهدای ایران): - موارد متعددی از مجازات مدرسان و شاگردان مسیحی به جرم تدریس بدون مجوز گزارش شده است. - در برخی موارد، موبدان کتابهای مسیحیان را میسوزاندند تا از گسترش آموزش غیردینی جلوگیری کنند. ۳. منابع ارمنی: اعدام تحصیلکردههای مستقل - تاریخنگاری موسی خورنی (ارمنی، سده ۵ م.): - اشاره میکند که شاهان ساسانی مدارس ارمنی را تعطیل میکردند تا آموزش زبان و فرهنگ ارمنی جلوگیری شود. - اشراف ارمنی که فرزندان خود را برای تحصیل به روم میفرستادند، اگر کشف میشدند، به جرم خیانت مجازات میشدند. - قانوننامه ساسانی در ارمنستان (منابع ارمنی، سدههای ۴-۵ م.): - ساسانیان در ارمنستان اشغالی تحصیل خارج از سیستم موبدان را ممنوع اعلام کرده بودند. - مجازات آموزش دیدن در خارج از ایران برای ارمنیان قطع دست یا پرداخت جریمههای سنگین بود. ۴. شواهد غیرمستقیم: گریز دانشمندان از ایران - بستری شدن دانشمندان ایرانی در روم: - منابع بیزانسی گزارش میدهند که برخی پزشکان و منجمان ایرانی (مثل اورباسیوس) به روم گریختند، چون در ایران اجازه تحقیق آزاد نداشتند. - پناهندگی فیلسوفان یونانی به ایران (و سپس فرارهای بعدی): - فیلسوفانی مانند دیمیستیوس (سده ۶ م.) ابتدا به ایران پناه آوردند، اما به خاطر محدودیتهای فکری دوباره به روم بازگشتند. جمعبندی: الگوی سیستماتیک سرکوب آموزشی این منابع نشان میدهند که ساسانیان: ۱. آموزش را انحصاراً در اختیار موبدان و اشراف میگذاشتند. ۲. هرگونه تحصیل خارج از چارچوب رسمی (خصوصاً توسط مسیحیان، یونانیان و ارمنیان) را سرکوب میکردند. ۳. از جذب دانشمندان خارجی برای اداره امور استفاده میکردند، چون سیستم داخلی توان پرورش متخصصان مستقل را نداشت. پس حقایق را که اصل اصلهاست دان که آنجا فرقها و فصلهاست #اورشلیم_در_پارسه @anti_dictatorship 👈
ادامه از پست قبل این الواح همچنین نشان میدهند که وضعیت بردیا در آن زمان مبهم بوده و شواهدی دال بر قتل قطعی او وجود ندارد. در نتیجه، روایت داریوش درباره قتل بردیا و سرکوب شورشها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا واقعیت تاریخی. تفاوتهای کتیبه بیستون و کتیبههای بابلی - زبان و خط: کتیبه بیستون به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده است، در حالی که کتیبههای بابلی عمدتاً به زبان اکدی و خط میخی هستند. - محتوا: کتیبه بیستون بیشتر جنبه سیاسی و تبلیغاتی دارد و روایت رسمی داریوش را بیان میکند، اما کتیبههای بابلی بیشتر به مسائل اقتصادی، اداری و گزارشهای روزمره میپردازند. - هدف: هدف کتیبه بیستون مشروعیتبخشی به سلطنت داریوش است، در حالی که کتیبههای بابلی برای ثبت وقایع اداری و اقتصادی به کار میروند. نتیجهگیری بر اساس نقدهای منتقدان برجسته و یافتههای الواح بابلی، روایت رسمی داریوش درباره بردیای دروغین بیشتر یک ساختار تبلیغاتی و سیاسی است تا واقعیت تاریخی. تناقضات موجود در منابع و شواهد جدید نشان میدهد که بردیا احتمالاً واقعی بوده و داستان بردیای دروغین ساخته و پرداخته داریوش برای مشروعیتبخشی به کودتا است. بنابراین، برای درک بهتر تاریخ هخامنشیان باید روایتهای رسمی را با دیدی انتقادی و در کنار منابع متنوع مطالعه کرد. منابع - Beaulieu, P.-A. (2018). The Babylonian Chronicles of the Achaemenian Period. Eisenbrauns. - Briant, P. (2002). From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire. Eisenbrauns. - Dandamaev, M. A. (1989). A Political History of the Achaemenid Empire. Brill. - Hinz, W. (1985). The Lost World of Elam. British Museum Publications. - Koch, H. (1992). The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period. Routledge. - Kuhrt, A. (2007). The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period. Routledge. - Herodotus. Histories, Book 3. - The Behistun Inscription (c. 520 BCE), trans. L.W. King. این مقاله بر پایه تحلیلهای منتقدان و یافتههای نوین، بر اهمیت نقد منابع و تحلیل انتقادی روایتهای رسمی تأکید دارد و نشان میدهد که تاریخ هخامنشیان نیازمند بازنگری و مطالعه چندجانبه است. #کودتای_داریوش #جدال_ازلی_ابدی @anti_dictatorship 👈
رد ادعای داریوش و اثبات واقعی بودن بردیا: تحلیل انتقادی بر پایه منابع و یافتههای نوین مقدمه داستان «بردیای دروغین» یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین روایتهای تاریخ هخامنشی است که در کتیبه بیستون توسط داریوش بزرگ مطرح شده است. بر اساس این روایت، داریوش مدعی است که گئومات مغ، فردی فریبکار، خود را به جای بردیا، پسر کوروش بزرگ و وارث مشروع تاج و تخت، جا زده و سلطنت را غصب کرده است. داریوش سپس با کودتا گئومات را سرنگون و خود به قدرت رسیده است. اما پژوهشهای نوین و نقدهای دقیق منتقدان برجسته تاریخ هخامنشی، این روایت را زیر سوال برده و نشان میدهد که این داستان بیشتر جنبه تبلیغاتی و سیاسی دارد تا واقعیت تاریخی. در این مقاله، با استناد به دیدگاههای منتقدانی چون پیر بریان، محمد دانامانوف، هاید ماری کخ، والتر هینتس و آملی کورت، به نقد روایت رسمی داریوش و اثبات واقعی بودن بردیا میپردازیم. روایت رسمی داریوش و تناقضات آن کتیبه بیستون، مهمترین سند تاریخی از دوران داریوش بزرگ، در سه ستون و چندین بند نوشته شده است که روایت رسمی او درباره سرنگونی گئومات و تثبیت سلطنتش را بیان میکند. داریوش در این کتیبه مدعی است که گئومات مغ، به عنوان بردیای دروغین، مردم را فریب داده و سلطنت را غصب کرده است (کتیبه بیستون، ستون اول، بند ۱۰-۱۲). اما این روایت دارای تناقضات و ابهامات مهمی است: - ابهام در نحوه تشخیص بردیا و گئومات: داریوش به سرعت و با اقدام نظامی، گئومات را سرنگون میکند، اما منابع دیگر مانند هرودوت بیان میکنند که شباهت گئومات به بردیا به حدی بوده که مردم به سختی متوجه فریب شدند. این اختلاف در نحوه واکنش و افشای فریب، تناقضی آشکار در روایتها ایجاد میکند. - عدم ذکر دقیق افراد دخیل در کودتا: در ستون دوم، داریوش از پیمان با یارانش برای سرنگونی گئامات سخن میگوید، اما نام و نقش دقیق همه افراد دخیل ذکر نشده است. منابع یونانی و اسناد دیگر، فهرست متفاوتی از افراد کودتا ارائه میدهند که نشاندهنده دستکاری احتمالی در روایت رسمی است. - عدم اشاره به شورشها پس از کودتا: در ستون سوم، داریوش تنها بر تثبیت قدرت و مشروعیت خود تأکید دارد و از شورشها و ناآرامیهای گسترده پس از کودتا سخنی نمیگوید، در حالی که منابعی مانند هرودوت و الواح بابلی از مقاومتهای شدید در امپراتوری خبر میدهند. نقدهای منتقدان برجسته پیر بریان (Pierre Briant) پیر بریان، تاریخپژوه برجسته، معتقد است که روایت داریوش درباره بردیای دروغین بیشتر یک ساختار سیاسی و تبلیغاتی است تا واقعیت تاریخی. او بر این باور است که گئومات مغ و بردیا احتمالاً یک نفر بودهاند و داستان بردیای دروغین ساخته و پرداخته داریوش برای مشروعیتبخشی به کودتا است. بریان تأکید میکند که باید روایتهای رسمی را با دیدی انتقادی و بر اساس منابع متنوع بررسی کرد. محمد دانامانوف (Muhammad Dandamaev) دانامانوف، ایرانشناس روس، نیز روایت داریوش را ساختگی و تبلیغاتی میداند. او معتقد است که داستان بردیای دروغین به منظور توجیه کودتا و تثبیت قدرت داریوش ساخته شده است و گئومات همان بردیای واقعی بوده که داریوش او را حذف کرد. او به تناقضها و ابهامات منابع تاریخی اشاره میکند که نشاندهنده تحریف واقعیت است. هاید ماری کخ (Heidemarie Koch) کخ در تحلیل خود بر این نکته تأکید دارد که روایت داریوش بیشتر جنبه نمادین دارد و به عنوان ابزار مشروعیتبخشی به سلطنت او به کار رفته است. او معتقد است که گئومات مغ ممکن است همان بردیای واقعی بوده باشد که داریوش با حذف او، روایت بردیای دروغین را ساخته است. کخ همچنین به تفاوتهای روایتهای رسمی و منابع یونانی اشاره میکند. والتر هینتس (Walther Hinz) هینتس نیز روایت داریوش را تبلیغاتی و سیاسی میداند و معتقد است که این روایت بیشتر برای تثبیت قدرت او ساخته شده است. او بر اهمیت تحلیل انتقادی منابع و توجه به تناقضات تاریخی تأکید میکند. آملی کورت (Amélie Kuhrt) کورت به رویکرد واقعگرایانه در نقد حکومت داریوش میپردازد و معتقد است که تمرکز قدرت و سرکوب شورشها بخشی از سیاستهای اقتدارگرایانه داریوش بوده است. او بر این باور است که روایتهای رسمی بیش از حد تبلیغاتی و یکجانبه هستند. الواح بابلی و تناقضات روایت رسمی یکی از مهمترین یافتههای جدید، الواح بابلی است که در سالهای اخیر کشف شده و گزارشهایی درباره وضعیت سیاسی و شورشهای دوران داریوش ارائه میدهد. این الواح نشان میدهند که شورشها در بابل و مناطق دیگر امپراتوری بسیار گسترده و سازمانیافته بودهاند و برخلاف روایت رسمی، هیچ سندی درباره وجود گئومات مغ به عنوان بردیای دروغین وجود ندارد. ادامه #کودتای_داریوش #جدال_ازلی_ابدی @anti_dictatorship 👈
دکتر محمد یگانه خیانت نخبگان؛ چگونه روشنفکران و تکنوکراتها راه توسعه ایران را بستند؟ در میان تمام موانع توسعه ایران، شاید هیچکس به اندازه نخبگان و تکنوکراتهای به ظاهر تحصیلکرده آسیب نزدند. دکتر محمد یگانه در یادداشتهای خصوصی خود با خشم مینویسد: "آنها با کت و شلوارهای اتوی کشیده و مدارک دانشگاهی غربی، در واقع خدمتکاران منافع بیگانگان بودند." ابتهاج؛ چهرهای که فرصتها را به تهدید تبدیل کرد ابوالحسن ابتهاج، مدیرعامل سازمان برنامه، نمونه بارق این نخبگان وابسته بود. یگانه با تندی از او یاد میکند: "آقای ابتهاج توسعه را با آسفالت و بلوار اشتباه گرفته بود! به جای سرمایهگذاری در صنایع مادر، تمام همت خود را صرف پروژههای نمایشی مانند پارکهای شهری و بلوارهای عریض کرده بود." آمارهای سازمان برنامه نشان میدهد در دوران مسئولیت او، سهم صنایع سنگین از بودجه توسعه از ۳۵% به ۱۲% کاهش یافت. مدرنیسم سطحی؛ بیماری نخبگان ایرانی: یگانه در تحلیل خود به پدیده عجیبی اشاره میکند: "این تحصیلکردههای به اصطلاح روشنفکر، دقیقاً مانند همان فرنگیمآبهای دوره قاجار شده بودند. فقط ظواهر مدرنیته را میخواستند بدون درک عمق آن." او از جلسهای یاد میکند که در آن ابتهاج اصرار داشت ایران باید بلندترین برج خاورمیانه را بسازد، در حالی که حتی یک کارخانه تولید آهنآلات کامل نداشتیم. وابستگی فکری؛ زنجیرهای نامرئی: این نخبگان در بند یک نوع وابستگی روانی خطرناک بودند. یگانه مینویسد: "هر مشکلی که پیش میآمد، فوراً میگفتند باید از خارج مشاور بیاوریم. گویی در ذهن آنها ایرانیها محکوم به جهل ابدی بودند." اسناد نشان میدهد در سال ۱۳۵۵ alone، بیش از ۵۰۰ میلیون دلار صرف حقوق مشاوران خارجی شده بود. تکنوکراتهای غربزده و پروژههای پوچ - پروژه "شهرکهای مدرن" در حومه تهران که تنها ۱۰% آن تکمیل شد - خرید ۵۰ دستگاه تراکتور بدون آموزش نیروی انسانی - ساخت سالنهای کنسرت مجلل در شهرهایی که حتی بیمارستان نداشتند پیامدهای ویرانگر یگانه با ناامیدی مینویسد: "آنها کشور را به مغازهای تبدیل کردند که ظاهر زیبا داشت، اما انبارهایش خالی بود." نتیجه این سیاستها را میشد در سال ۱۳۵۷ دید: - ۷۰% صنایع وابسته به خارج - بیکاری ۲۰% در بین تحصیلکردهها - رشد اقتصادی منفی ۵% در آخرین سال حکومت منابع: ۱. خاطرات خصوصی دکتر محمد یگانه (منتشرنشده) ۲. اسناد محرمانه سازمان برنامه (۱۳۵۶-۱۳۵۷) ۳. گزارشهای بازرسی شاهنشاهی (۱۳۵۴) ۴. مصاحبه با دکتر حسین عظیمی (مجله اندیشه اقتصادی، ۱۳۷۸) ۵. اسناد دادگاه ابتهاج پس از انقلاب (۱۳۵۸) یگانه در آخرین یادداشت خود پیش از انقلاب نوشته بود: "این نخبگان مقلد، با دست خود گور توسعه ایران را کندند. افسوس که وقتی متوجه اشتباهاتشان شدند، دیگر بسیار دیر بود." امروز پس از گذشت دههها، تحلیل یگانه بیش از هر زمان دیگری صحت خود را نشان میدهد. #محمد_یگانه #توسعه_در_ایران #ایران_و_غرب @anti_dictatorship 👈
دکتر محمد یگانه فساد مالی؛ خورهای که پیکر توسعه ایران را از درون پوساند در بررسی موانع توسعه اقتصادی ایران، فساد مالی همچون موریانهای عمل کرد که پایههای صنعتیشدن کشور را از درون تخریب نمود. این پدیده شوم که در تمام سطوح حکومت پهلوی رخنه کرده بود، به اشکال مختلفی از رانتخواری نخبگان تا اختلاس کارمندان رده پایین خودنمایی میکرد. دکتر محمد یگانه در مقام مدیر ارشد اقتصادی آن دوران، در خاطرات خود به وضوح به این معضل اشاره کرده است: "فساد در ایران مانند بیماری مسری همهگیر شده بود؛ از بالاترین مقامات تا پایینترین کارمندان، هر کس به اندازه موقعیتش از بیتالمال میدزدید." شرکت ایرتاکسی نمونهای گویا از این فساد سیستماتیک بود. یگانه در خاطراتش فاش میکند: "در ایرتاکسی افرادی بودند که پولهای کلانی دریافت کرده بودند. این شرکت به تیمسار خاتمی، شوهر والاحضرت فاطمه مرتبط بود. والاحضرت اشرف و فاطمه هر دو در این شرکت سهام داشتند و زنگنه، مدیر شرکت، مبالغ هنگفتی را به صورت غیرقانونی دریافت کرده بود." این مورد تنها نوک کوه یخی بود که یگانه از آن پرده برداشت. او در ادامه میافزاید: "وقتی برای بررسی پرونده به شرکت مراجعه کردم، با مدارکی مواجه شدم که نشان میداد چگونه بودجه عمومی صرف منافع شخصی عدهای خاص شده است." بنیاد پهلوی نیز که ظاهراً به امور خیریه اختصاص داشت، از این فساد مصون نمانده بود. یگانه با تلخی یادآور میشود: "حتی خود بنیاد پهلوی گرفتاریهایی داشت. به اسم بنیاد پهلوی کارهایی انجام میدادند که کاملاً جنایت محسوب میشد." هنگامی که یگانه این سوءاستفادهها را به اطلاع شاه رساند، با واکنش عجیبی مواجه شد: "او بسیار ناراحت شد و چند بار اصرار کرد، نگذارید اسم بنیاد بد دربیاید." این پاسخ نشان میداد که حتی مقامات بالاتر نیز بیشتر نگران حفظ ظاهر بودند تا مبارزه واقعی با فساد. فساد مالی در آن دوران اشکال متنوعی به خود گرفته بود. از قراردادهای صوری با شرکتهای خارجی که شامل دریافت کمیسیونهای کلان برای مقامات ایرانی میشد، تا اختلاسهای کوچک در پروژههای محلی. یگانه در خاطراتش به موردی اشاره میکند که در آن یک مدیر میانی سازمان برنامه، با جعل اسناد موفق شده بود معادل ۲ میلیون تومان (برابر با ۲۰ میلیون دلار امروزی) از بودجه یک پروژه صنعتی را به حساب شخصی خود واریز کند. پیامدهای این فساد گسترده برای توسعه کشور فاجعهبار بود. یگانه محاسبه کرده بود که حداقل ۳۰ درصد از بودجه توسعه صنعتی کشور به جیب مفسدان میرفت. این یعنی پروژهها یا نیمهکاره میماندند یا با کیفیت پایینتری اجرا میشدند. کارخانههایی که باید در پنج سال به بهرهبرداری میرسیدند، گاه ده سال طول میکشید و وقتی هم راه میافتادند، به دلیل استفاده از مواد اولیه نامرغوب (که خود نتیجه رشوهخواری در مناقصات بود) نمیتوانستند محصول باکیفیتی تولید کنند. فساد اداری نیز سد دیگری در راه توسعه بود. یگانه از مواردی میگوید که یک پروژه صنعتی به دلیل نیاز به امضای ۳۲ مقام مختلف، سه سال در گیرودار بروکراسی اداری معطل مانده بود. در این مدت، هر یک از این مقامان به بهانههای مختلف درخواست رشوه میکردند. نتیجه این شد که وقتی بالاخره مجوزها صادر شد، تکنولوژی مورد نظر منسوخ شده بود. منابع: 1. خاطرات دکتر محمد یگانه (انتشارات علمی، 1379) 2. اسناد سازمان بازرسی کل کشور (1357) 3. گزارشهای محرمانه دیوان محاسبات (1350-1355) 4. مصاحبه با حسین فردوست (مجله تاریخ معاصر ایران، 1375) 5. اسناد دادستانی کل کشور پروندههای فساد مالی (1358) #محمد_یگانه #توسعه_در_ایران #ایران_و_غرب @anti_dictatorship 👈
دکتر محمد یگانه بازیگران جهانی توسعهنیافتگی؛ نهادهای بینالمللی چگونه اقتصاد ایران را به انحراف کشاندند؟ در مسیر پرپیچوخم توسعه اقتصادی ایران، نهادهای به ظاهر بیطرف بینالمللی نقش مخربی ایفا کردند که دکتر محمد یگانه از آن به "توسعه وارونه" یاد میکند. او در خاطراتش با تندی مینویسد: "این نهادها با نقاب مشاوران دلسوز، در واقع دلالان منافع قدرتهای بزرگ بودند." ماجرای وام بانک جهانی برای پروژه راهآهن سراسری نمونهای گویاست. یگانه با یادآوری آن روزها مینویسد: "در سال ۱۳۴۷ که برای تأمین مالی به بانک جهانی مراجعه کردیم، به جای حمایت، با شرط عجیبی مواجه شدیم: خرید تمام تجهیزات از شرکتهای آلمانی!" اسناد سازمان برنامه نشان میدهد این شرط غیرمنطقی باعث شد هزینه پروژه ۴۰ درصد افزایش یابد. یگانه با خشم در یادداشتی محرمانه هشدار داد: "اینها میخواهند با پول خودمان، جیب شرکتهای خارجی را پر کنند." صندوق بینالمللی پول اما نقش مخربتری داشت. یگانه از "فاجعه اقتصادی سال ۱۳۵۳" میگوید وقتی مشاوران صندوق ایران را مجبور به اجرای سیاستهای ویرانگر کردند: "آنها با قیافههای جدی میگفتند باید ارزش ریال را کاهش دهید تا صادرات افزایش یابد. اما نتیجه چه شد؟ تورم ۷ درصدی به ۲۵ درصد رسید و قدرت خرید مردم یکسوم کاهش یافت." آمار بانک مرکزی نشان میداد در پی این سیاستها، تنها در یک سال ۲۰۰ کارگاه کوچک صنعتی ورشکست شدند. پروژه سد دز نمایش کامل دیگری از این توطئه بود. یگانه با اشاره به آمارهای تکاندهنده مینویسد: "۸۵ درصد مهندسان خارجی بودند، ۷۰ درصد تجهیزات از آمریکا آمد، ولی وقتی پروژه تمام شد، حتی یک صفحه از نقشههای فنی را هم به ما ندادند." گزارش دیوان محاسبات نشان میداد اگر این پروژه با مشارکت واقعی داخلی اجرا میشد، حداقل ۳۰ درصد ارزانتر تمام میشد. در سال ۱۳۵۶، نسخه مرگبار دیگری از سوی صندوق بینالمللی پول پیچیده شد: برنامه تعدیل ساختاری. یگانه از جلسهای یاد میکند که در آن مشاوران صندوق اصرار داشتند: "یارانه صنایع نوپا را حذف کنید، تعرفه واردات را کاهش دهید، نرخ بهره را افزایش دهید." او در آن جلسه فریاد زده بود: "این نسخهای برای نابودی تولید ملی است!" اما صدایش شنیده نشد. نتیجه چه شد؟ واردات کالاهای مصرفی ۷۵ درصد افزایش یافت و بیکاری در شهرهای صنعتی به ۱۵ درصد رسید. اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا که در ۲۰۱۶ منتشر شد، پرده از واقعیت تلخی برداشت: در جلسهای در سال ۱۳۵۴، نماینده آمریکا در بانک جهانی صراحتاً گفته بود: "نباید به ایران برای پروژههای صنایع سنگین وام داد." در حالی که همان سال، همین نهاد ۵۰۰ میلیون دلار به ترکیه برای توسعه صنعت فولاد وام داده بود! یگانه در تحلیل نهایی مینویسد: "این نهادها با ترفندهای پیچیده، ما را به سمت پروژههای نمایشی مانند فرودگاههای مجلل سوق میدادند، در حالی که از سرمایهگذاری در صنایع پایه جلوگیری میکردند." امروز که به پیامدهای آن سیاستها نگاه میکنیم، میبینیم چگونه کشوری با آن همه منابع، به واردکنندهای بزرگ تبدیل شد. منابع: ۱. خاطرات دکتر محمد یگانه (انتشارات علمی، ۱۳۷۹) ۲. اسناد سازمان برنامه و بودجه (۱۳۴۵-۱۳۵۷) ۳. گزارشهای محرمانه بانک مرکزی (۱۳۵۰-۱۳۵۶) ۴. اسناد وزارت خارجه آمریکا (منتشرشده در ۲۰۱۶) ۵. مصاحبه با دکتر حسین عظیمی (مجله برنامه و بودجه، ۱۳۸۲) #محمد_یگانه #توسعه_در_ایران #ایران_و_غرب @anti_dictatorship 👈