ANTI FACT | آنتی فکت
Статистика+ بررسی فکت های مطرح شده در فضای مجازی + اندراحوالات سواد رسانه و تفکر انتقادی 📕... و اما تاریخ تحریف نخواهد شد (دکتر محمد مصدق) ADMIN t.me/Antifact 🤖 ربات ارسال سوژه : t.me/Antifactbot آدرس سایت : https://anti-fact.com/
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 522
- 1/48двое суток
- 1 744
- 1/72трое суток
- 1 881
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
"ای هوار بیچاره شدیم. آنها بزرگترین نیروگاه مارا زدند؛ دولت دیگر نمیتواند برق مارا تامین کند، از فردا باید برویم ژنراتور بخریم؛ ما بدبخت شدیم" هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل خبر فوق یک برنامهریزی جالب دارد. ما به طور طبیعی این را صرفا یک خبر و یک ادعا میبینیم اما هوش مصنوعی این خبر را تقسیم بندی میکند: ۱- ادعا: آنها بزرگترین نیروگاه مارا زدند. ۲- تفسیر: دولت دیگر نمیتواند برق مارا تامین کند. ۳- نتیجهگیری: ما بدبخت شدیم، ما بیچاره شدیم. + مورد چهارمی وجود دارد که لحن خبر است اما همیشه مورد توجه قرار نمیگیرد. هوش مصنوعی پس از تجزیه مطالب شروع به تحلیل جداگانه دادهها بر اساس پایگاهدادههای موجود و جستجو در آنها میکند. مثلا سراغ این میرود که اصلا ادعا حمله به نیروگاه درست است؟ اگر درست است چه حجمی از آن غیرعملیاتی شده؟ بعد از جمعآوری داده سراغ تفسیر میرود و دادهها را بازسازی میکند؛ پس از آن با توجه به اطلاعات بدست آمده نتیجهگیری و جمعبندی خواهد کرد. کارهایی که ذهن تنبل ما حوصله این به اطلاح سوسولبازیها را ندارد و ممکن است با تایید ادعای اولیه و با توجه به مثلا حجم دودی که محل اصابت دارد باقی سخنان را نیز چشم بسته بپذیریم و این ضعف ذهن تنبل ما دقیقا چیزی است که در دستگاه عملیات روانی دشمن مورد استفاده قرار میگیرد لذا خوب است که این روزها همانند Ai سراغ تحلیل دادهها برویم اما دقت کنید؛ شاید کسی بپرسد پس سرنوشت جمله "از فردا باید برویم ژنراتور بخریم" چه شد؟ نقش آن چه بود و آیا باید نادیده گرفت؟ عمدتا هوش مصنوعی این موارد را نادیده میگیرد ولی هوش انسانی به این موضوعات شک میکند. مثلا اولین ظن که به ذهن بد گمان من رسید این است که یکی به دنبال افزایش تمایل مردم به خرید ژنراتورهایش است؛ چیزی که در بحث مطامع مالی شایعات نیز مطرح بوده ولی خب این صرفا یک گمان محتمل است و نه یک فکت پس تنها باید نسبت به آن در گوشه ذهن محتاط و مراقب بود. ذهن انسان شاید به اندازه هوش مصنوعی سریع و وسیع نباشد اما اگر اصول تفکر نقاد و راستیآزمایی مسائل را بدانیم و هرچه بیشتر در این زمینه تجربه کسب کنیم مقابله با شایعات کار سختی نخواهد بود چه بسی بتوان از همان هوش مصنوعی نیز بهتر به نتیجه گیری رسید.
در پیش، پس و حین هر جنگی بحرانهای متعددی در پیش است که با توجه به ماهیت جنگهای مدرن و تمرکز آن بر موضوع "تابآوری" ولو از هر نوعی اعم از تابآوری اجتماعی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و... میتوان نقش پررنگ مردم را برای کاهش یا افزایش اثرات هر بحران در نظر گرفت. از راستی آزمایی یک شایعه ظاهراً کوچک تا عدم ایجاد تقاضا کاذب در جامعه به علت اضطراب و استرس! از سوتزنی محتکران تا همکاری با سازمانهای اطلاعاتی برای شناسایی افراد مشکوک؛ همه و همه میتوانند در تشدید یا کاهش آثار هر بحران موثر واقع شوند.
بعضی وقتا احساس تنگی نفس میگیرم. انگار داخل یک کامیون حمل غذا من رو حبس کردند تا هواپیمای خودم رو عوض کنم.
حتی اگر انسان درباره مزخرفات هم صحبت کند باید بیاموزد چگونه همان سخن که مزخرفی بیش نیست را درست بیان کند. چگونه صحبت کردن از درباره چه چیزی صحبت کردن مهمتر است. باور کنید که یک بیان نادرست میتواند ماهیت سخن حق و درست شمارا به چالهای از مهملات در ذهن مخاطب تبدیل کند.
اگر آنتیفکت به شما آموخته که ساده و سریع باور نکنید؛ این درباره مطالب خودش هم هست و شما اتفاقا با دقت بیشتر به دنبال آن بروید چرا که بسیاری از دروغگویان لباس و چهرهای نگران برای حقیقت به تن دارند.
در زیرپوست شهرمان اتفاقات خطرناکی درحال رخ دادن است که هنوز مردم آن را به شکل ملموسی احساس نمیکنند. درباره رجبزاده شنیدهام او را ربودند، دیدم که در ویدیویی او را شکنجه داده و در ویدیویی دیگر به فجیع ترین شکل ممکن او را به قتل رساندند و در ویدیویی دیگر به جنازه وی رحم نشد! نیز گفتهاند سرکوبگر بوده و تکتیرانداز است؛ اما واقعا فکر میکنم او نه کارهای بوده، نه حتی بعید بدانم فرق مرمی و تفاوتش با کالیبر را دانسته باشد. گویا او صرفا یک هدف تصادفی برای مجرمین بود و هرکسی دیگر میتوانست قربانی باشد. ● ابزارشان این است: - رعب و وحشت. - محورهای تروریستی خفی و آشکار. - تشدید خشونت. - سوءاستفاده از احساسات تحریک شده در دیماه و بالطبع در سالهای گذشته. ● هدفشان این است: - سازماندهی شبکههای از دست رفته طی ۷ ماهه اخیر. - بازیابی توان عملیاتی ازدست رفته طی ۷ ماه اخیر. - ترویج احساس ناامنی درجامعه و حس فروپاشیانگاری. - ایجاد محورهای شرارت جدید با گیج نمودن دستگاههای اطلاعاتی. ● راهکار واضح است: + خیابانها باید حفظ شود! + وحدت اجتماعی میبایست حفظ شود! + فرماندهان باید مطالبه کنند بهبود وضعیت نظامیان را اگر دلشان اواخر حکومت سوریه را نمیخواهد. دشمنان ما در کنار ما، در زیر پوست شهرمان متحد و متفقالقول؛ قسم خورده و محکم فعالیت کرده و سعی میکنند مارا بترسانند و تسهیل کنند امور دشمنانی که بیرون مرزها کمین کردند. درحالی که اگر مسیر را درست برویم از گزندهای بیشماری دور خواهیم ماند. اما خطاب به دوستانی که هنوز درگیر ترول نمودن سران عالی کشور در بستر فضای مجازی و اثبات سند جاسوسی آنان پشت تیریبونها هستند؛ بیپرده میگویم که وقت آن است بیدار شوید، پیش از آن که با صدای تیر و برخورد مرمی داغ به درب و دیوار کوچه و خیابان شهرمان از خواب برخیزید.
اپیدمی جوگیری و سندرم اتصال! یک فاجعه حاد در میان سخنوران و سخنرانان وجود دارد و آن جوگیر شدن با دیدن ارادت مستمعان به خود است. کافیست عدهای دور تا دور ایشان را حلقه کرده که از خود بیخود گردد و همانجا خودمانی شود و سخنانی از عالم غیب به زبان آورد؛ گویی سیم اتصالش به حدی از بالا و به بچههای بالا وصل است که اگر اراده کند اسرار سری موجود در درگاه الهی را نیز در اختیار دارد. اگر سخنورید؛ مراقب این اپیدمی شایع باشید و اگر مستمع، بیش از پیش مراقب جوگیران باشید.
видео или голосовое, без подписи
عکسی از سواحل شوروی ۱۹۷۵ وقتی ۵۰ درصد از خزر مال ما بوده پ.ن: قبل اینکه علی کریمی و باقی اعضای خرد جمعی ایرانی، این عکسو با افتخار استوری کنن باید بگم هوش مصنوعیه میدونم تابلوعه، میدونم... ولی باید بگم
معضل پیشقراولها! در بحران اگر انرژی جامعه صرف متهم کردن افراد، شایعات و گمانهزنیها شود بعید است این رویکرد به افزایش توان ملی یا کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند و بالعکس معتقدم منجر به وسیع شدن و عمیق شدن شکافها خواهد شد. درست است؛ نقد زمانی بیشترین ارزش…
معضل پیشقراولها! در بحران اگر انرژی جامعه صرف متهم کردن افراد، شایعات و گمانهزنیها شود بعید است این رویکرد به افزایش توان ملی یا کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند و بالعکس معتقدم منجر به وسیع شدن و عمیق شدن شکافها خواهد شد. درست است؛ نقد زمانی بیشترین ارزش را دارد که مبتنی بر شواهد باشد، راهحل ارائه کند و به اصلاح وضعیت بیانجامد؛ نه صرفا به تشدید اختلافها دامن بزند اما توجه بفرمایید که درستی یا نادرستی یک نقد در نهایت با استدلال و شواهد آن سنجیده میشود نه با شخصیت یا سابقه منتقد. برگردیم سراغ پیشقراولهایمان! جلوتر از فرمانده کل قوا دویدن درست نیست چرا که فداکاریِ خودسرانه نیز میتواند خطرناک باشد. نقل است که یک ماگیستر میلیتیوم رومی برای عبور مخفیانه از میان دشمن ترتیباتی فراهم نمود و به لشکریان و فرماندهان دستور داد پیشقراولی اعزام نشود؛ اما گروهی از سربازان، از روی ارادت زیاد، خودسرانه پیش رفتند. نتیجه شد آن که از مسیری نادرست عبور کرده و سرهای آنان به باد رفت و این سبب آشکار شدن مسیر لشکر شد. گاهی پیشقراولهای ناخواسته که انگیزه خیرخواهانه دارند بیش از دشمن به ماموریتها آسیب میزنند...
دیروز خواستم یک خبر خوب بدم ولی دیدم مستنداتی براش موجود نیست؛ حداقل فعلا! و بعدش بین گفتن و نگفتن موندم که یاد رمالا و فالگیرا و آینده گوها و یسری کانال مثلا مثلا میلیتاریست افتادم و خلاصه کلا پشیمون شدم از گفتنش. حالا موندم بعضیا چطوری وجدانشون قبول میکنه بدون اینکه بتونن سر موضوعی چیزی رو اثبات کنن اون چیز رو نه فقط بیان کنن، بلکه روش مانورهم میدن و کلی اصرار هم دارن؟ خوبه که حرف بزنیم و از دیدهها و شنیدههای شخصی خودمون به همدیگه بگیم ولی انصافا اینم مهمه که شعور طرف مقابل که هیچ، لااقل برای گفتههای خودمون ارزش قائل باشیم.
Fact check Vs صحت سنجی
همیشه برام سوال بود واقعا کی به این نوع اسناد فوقسری و خیلی محرمانهی ولو کف مجازی اعتماد میکنه؟ تا این که روزی روزگاری در صف نانوایی؛ در انتظار نوبتم بودم که دیدم یه یارویی، با یه بنده خدای دیگه بلند بلند بحث میکرد. هی یارو اصرار که چنین هست و هی بنده خدا انکار که اینطور نیست تا این که یارو ولوم صداش اومد پایین و گفت برادر من! سندش دست منه!! یه نامه اداری نشون داد که مشخصا اصول گردشکار اداری رو نداشت، گویا یک کودک حوصلهش سر رفته بوده و خواسته ملتی رو با این ظاهرا نامه سر کار بزاره پس دست به ادیت شده و گردشکار، گزارش و نامه رو باهم تلفیق کرده بود. خلاصه که من معمولاً بخاطر سلامت جانی خود و اطرافیان؛ ساعات اولیه صبح که یک چشمم در دنیای پیشین و چشم دیگر در دنیای پسین هست وارد گفتگو با کسی نمیشوم اما همانجا بود فهمیدم که کم نیستند این دوستانِ خوشباورِ زودباور، که از جاعل یک اشاره و از اینها با کله دویدن...
باشه ولی خب اولا از، به، موضوع درسته نه به، از، موضوع! ثانیاً نقطه آخر نامه از نان شب واجبتره و البته برای دفعه بعدی پیوست صلوات یادتون نره... مابقیهم بماند برای اونایی که باید بدونن. مشخص نیست روزانه دقیقا چند سند با طبقهبندی خیلی محرمانه اینطوری به ذهن مخاطبان پمپاژ میشه و با استناد به اون چقدر لاطائلات نشر داده میشه.
اگر همچنان به توهمی به اسم «حافظه» باور دارید، این دو قسمت وویس در مورد سوگیری بازسازی حافظه را بشنوید، نه فقط در مورد مسائل سیاسی یا آنچه بعنوان حافظه تاریخی میگویند، بلکه مسائل شخصی ما هم بشدت تحت تاثیر این سوگیری است و در بسیاری از نزاع ها و اختلافات شخصیمان، متهم ردیف اول، این مکانیسم مغز ماست قسمت اول قسمت دوم
این جماعتی که کلیپ «سرچ لغو عضویت جانفدا» میسازند را جدی نگیرید اینها همانند که یک روز میگفتند سیدعلی خامنه ای مرده و این میرطاهر بدلش است، یک روز میگفتند سیدعلی خامنه ای روسیه ست، یک روز میگفتند سیدعلی خامنه ای چهل طبقه زیر زمین است ضبط صوتی بیش نیستند، یک روز دکمه ضبطشان را میزنند، روزی دکمه پخششان را مهمل زیاد میگویند، بگذارید بگویند
این روزها با دو گروه حوصله بحث ندارم یکی که فکر میکند اگر جنگ دو هفته دیگر تداوم داشت کارمان تمام شده و نسخه مارا دشمن میپیچید. دیگری که فکر میکند اگر جنگ ۲ هفته دیگر ادامه داشت ترامپ خودش را به کلانتری کرج معرفی میکرد.
✍🏻 دادگاه خرد انتقادی: اندیشهای که از دادگاه خِرد انتقادی بیرون میآید از نقد رهایی نیافته؛ بلکه فقط اجازه دارد تا به گفتوگوها ادامه دهد. هیچ اندیشهای نباید یک حکم مصونیت دائمی دریافت کند و هر فکر، نظریه و باور باید آماده باشد تا روزی در دادگاه خرد انتقادی…
موسی غنی نژاد به علی شریعتی میگوید شیاد چرا که حرف های خودش را از زبان پروفسور شاندل میزد تا شاید مقبول گردد نه طرفدار علی شریعتی ام نه آنقدر میشناسمش که داعیه دفاع از او بردارم، تنها کتابی که از او خواندم هم کویر است اما یادم افتاد چرا پیج آنتی فکت را ناشناس زدم، چرا عقایدم را بروز ندادم... این پیج را اینگونه ساختم چون در صحبت های روزانه میدیدم حرف هایم تحت تاثیر انچه هستم قرار میگیرد، روی حرف فکر نمیکنند، روی من فکر میکنند و عیوب مرا علتی برای نپذیرفتن مستنداتی میکنند که ابدا ربطی به من نداشتند. آنتی فکت شخصیتی بود خنثی تا شاید سوگیری ما انسان ها، حق را ضایع نکند، شاید نقصان من، کمال حقیقت را زیر سوال نبرد. علی شریعتی برای آنان که اهلش بودند بارها در همان کتاب کویرش، در بخش «معبودهای من» ظرایفی به کار برده بود که بگوید شاندل خود اوست، شمع خود است... اما چه کند، برای اینکه امثال شما غنی نژاد ها به خود فرصتی بدهید روی سخن تامل کنید نه صاحب سخن باید شخصیتی ادبی و استعاره ای بسازد تا خودش را حذف کند تا شاید، شاید بیاندیشید. اما نه انگار... هیچ چیز حریف سوگیری جنس بشر نیست