بر آســتان جــانان
Статистикаبر «آستان جانان» گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد اینستاگرام astaneh
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 301
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 687
- 1/48двое суток
- 787
- 1/72трое суток
- 849
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Iraj – Avaze Esfahan
چه باز در دلت آمد که مهر برکندی ♬ آواز: ایرج ♬ تار: فرهنگ شریف ♬ ویلن: پرویز یاحقی ♬ سنتور: فضلالله توکل ♬ تنبک: جهانگیر ملک ─♬ @astanejanan ♬─
خیالی رَحِمَهُ الله (۱) ای تیرِ غمت را دلِ عشّاق نشانه خَلقی به تو مشغول و تو غائب ز میانه مقصودِ من از کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه گَه معتکفِ دِیرم و گَه ساکنِ مسجد یعنی که تُرا میطلبم خانه به خانه هر کس به زبانی صفتِ حمد تو…
@Jane_oshaagh – ایرج عشاق دشتی(ای تیرغمت)
تصنیف عشاق (دشتی) تیر غمت آواز: استاد حسین خواجه امیری (#ایرج) ویولن: استاد اسداله ملک سنتور: استاد محمدحیدری صدای ماندگار و پرطنین موسیقی ایران خاموش شد؛ ایرج، پهلوان آواز، از میان ما رفت. حسین خواجهامیری، خوانندۀ نامدار و صاحبسبک موسیقی ایرانی که سالها با نام هنری «ایرج» در خاطر و جان دوستداران آواز زیست، امروز، چهارشنبه ۲۱ مرداد، در ۹۴سالگی چشم از جهان فروبست. با خاموشی صدای ایرج، بخشی از خاطرات شنیداری چند نسل نیز به سکوت پیوست؛ اما آواز او، همچنان در حافظۀ موسیقی ایران طنین خواهد داشت. @astanejanan
minoram – اشارات نظر
مینورام اشارات نظر @astanejanan
سَگ، زمستان جَمعْ گردَد، اُسْتُخوانْشْ. زَخمِ سَرما خُرد گردانَد چُنانْشْ. کاو بگویَد، کین قَدَرْ تَن کِه مَّنَم خانهایَّ ازْ سَنگ، بایَد کـَردَنم! چونْک تابستان بیایَد، مَن بِچَنگ بَهرِ سَرما خانهای سازَم زِ سَنگ. چونْک تابستان بیاید، از گُشاد، اُستُخوانها پَهن گردَد؛ پوست، شاد. گویَد او، چون زَفت بینَد خویش را: «دَر کُدامین خانه گُـنجَم، اِی کیا؟». زَفت گردَد. پا کِشَد دَر سایهای. کاهِلی، سیری، غَری، خودرایهای، گویَدَش: «دِل خانهای ساز اِی عَمو!». گوید او: «در خانه کِی گُنجَم؟ بِگو! اُستُخوانِ حرصِ تو، دَر وقتِ دَرد، دَرهَم آیَد خُرد گردَد، دَر نَوَرد. گویی اَز توبه بِسازَم خانهای، دَر زِمستان باشُدَم استانهای، چون بِشُد دَرد وُ شُدَت آن حِرص، زَفت، هَمچو سَگ، سودایِ خانه از تو رَفت شُکرِ نِعمت، خوشتَر از نِعمت بُوَد. شُکرباره کِی سوی نِعمت رَوَد؟ شُکْر، جانِ نعمت و نِعمت چو پوست؛ زآنْک شُکر آرد تُرا تا کویِ دوست. نعمت آرَد غفلَت و شُکر اِنتِباه. صیدِ نعمت کُن بِدامِ شُکر شاه. نعمتِ شُکرت کُنَد پُر چَشم و میر؛ تا کُنی صَد نعمت ایثارِ فَقیر. سیر نوشی اَز طَعام و نُقلِ حَق؛ تا رَوَد از تو شِکَمخواری و دق.». مثنوی معنوی، مولاناجلال الدین بلخی، بر اساس نسخه رینولد نیکلسون، دفتر سوم، تهران: اشارات طلایی، ۱۳۹۰، ص ۳۸۹ @astanejanan
#هایده #قلبم_گرفت @astanejanan
به شب سلام که بی تو رفیق راه من است ... #حسین_منزوی @astanejanan
خدایا! پر از کینه شد سینهام چو شب رنگ درد و دریغا گرفت دل پاکروتر ز آیینهام دلم دیگر آن شعلهٔ شاد نیست همه خشم و خون است و درد و دریغ سرایی درین شهرک آباد نیست خدایا! زمین سرد و بینور شد بیآزرم شد، عشق ازو دور شد کهنگور شد، مسخ شد، کور شد مگر پشت این پردهٔ آبگون تو ننشستهای بر سریر سپهر به دست اندرت رشتهٔ چند و چون؟ شبی جُبه دیگر کن و پوستین فرود آی از آن بارگاه بلند رها کردهٔ خویشتن را ببین زمین دیگر آن کودک پاک نیست پر آلودگیهاست دامان وی که خاکش به سر، گرچه جز خاک نیست..... مجموعهٔ متن کامل ده کتاب، شعر مهدی اخوان ثالث، (از دفتر زمستان)، تهران؛ زمستان، ۱۴۰۰، صص ۳۷۷- ۳۷۳. @astanejanan
آغاز عشق فرهاد (ساختن جوی شیر برای شیرین)، بخش نخست پری پیکر نگار پرنیان پوش بت سنگین دل سیمین بنا گوش در آن وادی که جایی بود دلگیر نخوردی هیچ خوردی خوشتر از شیر گرش صدگونه حلوا پیش بودی غذاش از مادیان و میش بودی از او تا چارپایان دورتر بود ز شیر آوردن…
نگاره «ساختن فرهاد جوی شیری برای شیرین»، خوشنویس نسخه: سلطان محمد نور و محمد مذهب،931 ق.، واقع در موزه متروپلیتن نیویورک. @astanejaan
آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمانهای پر از پولک آن شاخساران پر از گیلاس... #فروغ_فرخزاد موسیقی #استادجلیل_شهناز اجرا: بانو #ملیحه_عباسی_مقدم @astanejanan
«معذرت میخواهم: چندم مرداد است؟» چهاردهم مرداد سالمرگ حسین پناهی @astanejanan
نگارهای چشمنواز از صحنهٔ «ساختن جوی شیر به دست فرهاد برای شیرین»؛ برگرفته از نسخهٔ نفیس خمسهٔ نظامی، کتابتشده در سال ۹۳۱ هجری قمری و نگهداریشده در موزهٔ متروپلیتن نیویورک. @astanejanan
نگارهای چشمنواز از صحنهٔ «ساختن جوی شیر به دست فرهاد برای شیرین»؛ برگرفته از نسخهٔ نفیس خمسهٔ نظامی، کتابتشده در سال ۹۳۱ هجری قمری و نگهداریشده در موزهٔ متروپلیتن نیویورک. @astanejanan
یکی از برجستهترین بخشهای منظومهٔ خسرو و شیرین، روایت فرعیِ عشق فرهاد و شیرین است. این داستان در فرهنگ ایرانی همواره یادآور عشق، دلدادگی و فداکاری بوده و نام «فرهاد و شیرین» بهتدریج در ادبیات و فرهنگ عامه به نمادی از عاشق و معشوق و الگویی از عشق راستین تبدیل شده است. روایت این داستان در شماری از منابع تاریخی و جغرافیایی، از جمله تاریخ بلعمی، تاریخ طبری، مجملالتواریخ، عجایبالمخلوقات و سفرنامهٔ ابودلف و... نام برده شده است. هر یک از این منابع، متناسب با رویکرد و هدف خود، روایتهایی متفاوت و گاه متناقض از این ماجرا عرضه کردهاند؛ با این حال، در میان آنها، روایت عجایبالمخلوقات که در قرن ششم هجری تألیف شده، بیش از دیگر روایتها با گزارش نظامی همخوانی دارد: «فرهاد شخصی بود شجاع و سیاه و لطیف و در خدمت ابرویز بودی، و ابرویز را زنی بود نام وی شیرین، و فرهاد او را دوست میداشت، و خسرو میدانست. فرهاد را بدین صحرا فرستاد تا گله را نگه دارد. فرهاد صورت وی نقش کرد بدین کوه. پس وی را به کوه بهستون فرستاد و وی را فرمود تا کوه را به سه عمود معلق بدارد، بعضی از آن بکند. خبر به وی رسید که شیرین هلاک شد. وی از این خشم کلنگ به بالای کوه افکند. روزگار برآمد، از دستهٔ وی درخت انار برآمد. کس بر سر آن کوه نتوان رفتن و فرهاد نیز بمرد» (طوسی، ۱۳۸۲: ۳۴۱). بر پایهٔ نظریهٔ عشق اریک فروم، فرهاد واجد مهمترین مؤلفههای عشق راستین است. نخستین ویژگی، استغنا است؛ بدین معنا که او برای دستیابی به معشوق، از همهٔ خواستهها، تعلقات و آرزوهای شخصی خود چشم میپوشد. دومین ویژگی، مراقبت و مهرورزی است که در رفتار فرهاد نسبت به شیرین آشکار میشود؛ او برای پاسداری از عشق خویش، با تمام توان میکوشد و دشواریها و رنجهای فراوان را با شکیبایی تحمل میکند. احساس مسئولیت نیز از دیگر مؤلفههای شخصیت اوست. فرهاد خود را در برابر عشقش مسئول میداند و این مسئولیتپذیری را نه از سر اجبار یا تکلیف، بلکه آگاهانه و داوطلبانه در عمل نشان میدهد؛ ازاینرو، نمیتوان آن را صرفاً معادل انجام وظیفه دانست. از سوی دیگر، احترام به معشوق در رفتار فرهاد جایگاهی اساسی دارد؛ احترامی که نه از بیم یا ملاحظه، بلکه از شناخت ارزش و منزلت معشوق سرچشمه میگیرد. آخرین مؤلفهٔ بنیادین عشق در دیدگاه فروم، معرفت است. شناخت فرهاد از شیرین، شناختی عمیق، درونی و برخاسته از عشق است و نمیتوان آن را سطحی یا گذرا تلقی کرد. افزون بر این ویژگیها، فرهاد از صفاتی چون واقعگرایی، ایمان و کنشمندی نیز برخوردار است و در مسیر دستیابی به عشق، حضوری فعال، استوار و هدفمند دارد. بهدنظر میرسد شخصیت فرهاد در منظومهٔ خسرو و شیرین، با مؤلفههای عشق در نظریهٔ اریک فروم انطباقی چشمگیر دارد. او تمامی ویژگیهای بنیادین عشق راستین، از جمله استغنا، مراقبت، مسئولیت، احترام، معرفت، واقعگرایی، ایمان و کنشمندی را در وجود خود متجلی ساخته است؛ ازاینرو، میتوان او را نمونهای کامل از عاشق راستین در ادبیات فارسی دانست. منبع: مقالهٔ «تحلیل شخصیت فرهاد در منظومهٔ خسرو و شیرین نظامی بر اساس نظریهٔ عشق اریک فروم». آستانه @astanejanan
عَجَباً لِلمُحبّ کیف یَنام کُلّ نومٍ علَی المحب حرام عجب آن عاشقی که خواب کند خواب بر عاشقان شدهست حرام عوفی، جوامعالحکایات (بخشدوم)، محمدمعین، دانشگاه تهران، ۱۳۷۱، ص ۳۱۹ @astanejanan
#ایلماه_قاسمی #بختیاری @astanejanan