tgindex
آوای دل بی‌قرار❤️

آوای دل بی‌قرار❤️

Статистика
@avaye_bighararМузыкаперсидский

تنها صداست که بعد از هر عروجی و بعد از هر خاکی باقی می‌ماند.. هر یک از این خوانش‌ها هم درد هم عشق و هم رازیست که تجربه شد که دیده شد و سپس صدا شد با من همراه باشید در پس این صداها و اشعار https://t.me/avaye_

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
102
Всего постов
632
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
319
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
23
40 постов
Вовлечённость
7,2%
к подписчикам
Постов в день
14,6
всего 632
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
12
1/48двое суток
13
1/72трое суток
14

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ای به ازل بوده و نابوده ما وی به ابد زنده و فرسوده ما حلقه‌زنِ خانه‌به‌دوش توایم چون در‌ِ تو حلقه‌به‌گوش توایم چارهٔ ما ساز که بی‌داوریم گر تو برانی‌، به که روی آوریم‌؟ دل ز کجا؟ وین پر و بال از کجا؟ من که؟ و تعظیم جلال از کجا پیش تو گر بی‌سر و پای آمدیم هم به امید تو خدای آمدیم یار شو ای مونس غمخوار‌گان چاره کن ای چارهٔ بیچارگان قافله شد‌، واپسیِ ما ببین ای کَسِ ما! بی‌کَسیِ ما ببین بر که پناهیم؟ تویی بی‌نظیر در که گریزیم؟ تویی دستگیر جز در تو قبله نخواهیم ساخت گر ننوازی تو‌، که خواهد نواخت؟ نظامی_گنجوی

  • بیا مست شویم... نه از شراب، شراب پیشِ چشم‌های تو رنگ می‌بازد... فقط .... !!! کمی بیشتر نگاهم کن؛ که من .....!! از باده‌ی چشمانت تا صبح مست می‌مانم. لب‌هایت را کمی نزدیک‌ بیاور؛ شاید میانِ یک بوسه تمامِ فاصله‌ها فراموش شوند... تو بنوش از جامِ نگاهِ من، تا من مستیِ لبخندت را جرعه‌جرعه سر کشم. چه حاجت به می وقتی تو هستی و این دلِ بی‌قرار که با یک نگاه تمامِ عقل را به پای عشق می‌ریزد؟ آری...!!! مستی چه عالمی دارد؛ وقتی شراب، نگاهِ تو باشد و ساقی، خودِ عشق. نسترن‌_بنی‌نجار

  • ﺍﺯ فردی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ دعا ﺑﻪ درگاه ﺧﺪﺍوند ، ﭼﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻫﻴﭻ . ﺍﻣﺎ ، ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ .. ﺧﺸﻢ ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ، ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ، ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﻨﯿﺖ ، ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻣﺮﮒ . ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺎلمان ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ﮔﺎﻫﯽ با ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﻬﺎ ، خیال ﺁﺳﻮﺩﻩ تری داریم... پس خدایا.... آنچه برای ماخیر است مقدر فرما،وانچه شر است ازما دور بگردان. آلهی امین...🙏 شبتون درگیر آرامش ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

  • با دستِ تو پاشیده غزل بر همه آفاق مِهرت شده در خاطرِ من عاملِ اِشراق در راه عبورت همه جا همهمه یِ شوق زینت شده یک عالمه گل گوشه یِ هر طاق شیرینیِ لبخندِ تو با شیوه یِ مخصوص شوریدگی آورده به مهمانیِ عشّاق گرمایِ نگاهت تبِ قشلاقِ جنوب است کنج خُنکِ سایه یِ تو لذّتِ یِیلاق قلبی است در این سینه که با عشق به نامت ششدانگ سند خورده و ثابت شده بُنچاق تنها نه من از مویِ رهایِ تو در آشوب دنیا شده بر رویِ تو دلداده و مشتاق افسون خیالت شده چون قندِ مُکرّر موضوع غزل سازی هر شاعرِ خَلّاق توصیفِ دل آرایی ات اینگونه قشنگ است: اسطوره یِ زیبایی و عَلّامه یِ اخلاق! #جواد_مزنگی

  • "به بهانه 13سالگی تلگرام" تلگرام...💙 گاهی یک برنامه نیست؛ یک کوچه‌ٔ باریک است که از میانِ فاصله‌ها می‌گذرد و ما را به آدم‌هایی می‌رساند که دلمان برایشان تنگ است... اینجا بعضی پیام‌ها فقط چند کلمه نیستند؛ تکه‌ای از قلب‌اند که از شهری دور به شهری دیگر می‌رسند... تولدت مبارک،💙🎂 ای رفیقِ روزهای دلتنگی؛ ای شاهدِ هزاران عشق، هزاران حرفِ نگفته و هزاران «دوستت دارم» که در سکوتِ شب به مقصد رسیده‌اند... ✨ ✍#فریبا_گودرزی

  • شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شب نرم نرمک باده ی مهتاب را، ماه می ریزد درون جام شب! #فریدون_مشیری🍀 شبتون باشکوه🌙✨🌙 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

  • شـ؏ــــــر در گلـشن خـیالم، ؏ــــشق ات زده جوانه با؏ـشـــــق  تـو سـرودم ، اشعـار عـاشقـانه دل هـر کجا روانـه، سر می رسد شبانه پـر می کشد خیالـم، سوی تو بی بهـانه در دفـتر نـگاهت ،شعـر و غـزل فراوان از شعـله ی درونم ، سر می کشد زبـانه طـوفان واژه میزد، بر شعر نابم امشب شوری به سرندارم ، جز وصل تو یگانه ابروی چون کمانت، آماده ی نبرد است کـردی بـه تیر مـژگان ، قلب مرا نشـانه من با دل حزینم شادم ،به شوق رویت ؏ـاشــــق ندیده شـادی، از گـردش زمانه شاید به دست لرزان، زلـف تو را ببافـم در پرده ی خیالم، سرمست و شاعـرانه کی می کشی دلم را، ســوی دلت نگارا! با غمزه ای پر از ؏ــــشق ، یا نـاز دلبـرانـه از شوق رویت ای گل! جانانه میشنیدم شـب تا سحـر پیاپی، ساز و نی و ترانه   کهنه کویر دل را سیراب ؏ــــشق خود کن با بـرقی از نـگاهـت, یا تیـری از کـمـانه ناصح بسویت امشب، سر از قدم نداند ای گلـشن بــهــارم ،ای ؏ــــشق جـاودانه #علی_فعله_گری 📚

  • 🪷🌱 تولدت مبارک، تلگرام؛ شاید تو فقط یک پیام‌رسان باشی، اما برای من گاهی چیزی فراتر از یک صفحه و چند واژه بودی؛ پنجره‌ای که از پشتِ آن آدم‌هایی را دیدم که قرار نبود در این جهان اتفاقی با آن‌ها آشنا شوم. از میانِ پیام‌ها، شب‌نشینی‌های مجازی و کلمه‌هایی که از دور به هم رسیدند، دوستی‌هایی شکل گرفت که بعضی‌هایشان از هزار آشناییِ نزدیک واقعی‌تر شدند. تو برای من فقط راهِ رسیدنِ پیام‌ها نبودی؛ گاهی راهِ رسیدنِ آدم‌ها به هم بودی. تولدت مبارک، بهانه‌ی آشنایی‌های خوب و دوستی‌هایی که فاصله نتوانست از ارزششان کم کند. 🌿🤍

  • سکوتم گر چه در جان ، بیکران است هزاران واژه ، در بندِ زبان است ندانسته به گردابی ، فتادم که صد رنگ و ریا ، در آن نهان است #ناصرعرب_ناصریااا

  • من تو را تصویر خواهم کرد تو را به رنگ به نور و به آوازهای رنگین تبدیل خواهم کرد تو را به گل به کوه ، و به رودخانه های خروشان تبدیل خواهم کرد من از تو دنیا را خواهم ساخت و برای تو ، دنیا را اگر سخنم را باور نمیکنی هنوز قدرت دوست داشتن را باور نکرده ای... #نادر_ابراهیمی

  • 📚 #شعر 📚 به مجنون گفت روزی عیب جویی که پیدا کن بِه از لیلی نکویی که لیلی گر چه در چشمِ تو حوریست به هر جزوی ز حُسنِ او قصوریست ز حرف عیب‌جو مجنون برآشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت: اگر در دیدهٔ مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی تو کی دانی که لیلی چون نکویی است؟ کزو چشمت همین بر زلف و رویی است تو قد بینی و مجنون جلوه ناز تو چشم و، او نگاهِ ناوک انداز تو مو بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو، او اشارت‌های ابرو دلِ مجنون ز شِکّر خنده خونست تو لب می‌بینی و دندان که چونست کسی کاو را  تو لیلی کرده‌ای نام نه آن لیلی‌ست کز من برده آرام یکی بحر است عشقِ بی کرانه در او آتش زبانه در زبانه اگر مرغابیی ، اینجا مزن پر در این آتش سمندر شو سمندر به هر فکر و به هر حال و به هر کار چه در فخر و چه در ننگ و چه در عار به هر صورت که نَبوَد نا گزیرت بجز معشوق نبود در ضمیرت ✍ #وحشی_بافقی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌

  • بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر مرا ز خویش بگیر و مرا ز خویش ببر مرا به حیطهٔ محض حریق دعوت کن به لحظه‌لحظهٔ پیش از شروع خاکستر به آستانهٔ برخورد ناگهان دو چشم به لحظه‌های پس از صاعقه، پس از تندر به شب‌نشینی شبنم، به جشنوارهٔ اشک به میهمانی پرشور چشم و گونهٔ تر به نبض آبی تبدار در شبی بی‌تاب به چشم روشن و بیدار خسته از بستر من از تو بالی بلندبالا می‌خواهم من از تو تنها بالی بلند و بالا پر من از تو یال سمندی، سهند مانندی بلند یالی از آشفتگی پریشان‌تر دلم ز دست زمین و زمان به تنگ آمد مرا ببر به زمین و زمانه‌ای دیگر

  • آهوی روزگار نه آهوست، اژدر است آب هوی و حرص نه آبست، آذر است زاغ سپهر، گوهر پاک بسی وجود بنهفت زیر خاک و ندانست گوهر است در مهد نفس، چند نهی طفل روح را این گاهواره رادکش و سفله‌پرور است هر کس ز آز روی نهفت از بلا رهید آنکو فقیر کرد هوای را توانگر است در رزمگاه تیرهٔ آلودگان نفس روشندل آنکه نیکی و پاکیش مغفر است در نار جهل از چه فکندیش، این دلست در پای دیو از چه نهادیش، این سر است شمشیرهاست آخته زین نیلگون نیام خونابه‌هانهفته در این کهنه ساغر است تا در رگ تو مانده یکی قطره خون بجای در دست آز از پی فصد تو نشتر است همواره دید و تیره نگشت، این چه دیده‌ایست پیوسته کشت و کندنگشت، این چه خنجر است دانی چه گفت نفس بگمراه تیه خویش: زین راه بازگرد، گرت راه دیگر است در دفتر ضمیر، چو ابلیس خط نوشت آلوده گشت هرچه بطومار و دفتر است مینا فروش چرخ ز مینا هر آنچه ساخت سوگند یاد کرد که یاقوت احمر است از سنگ اهرمن نتوان داشت ایمنی تا بر درخت بارور زندگی بر است #پروین_اعتصامی

  • 🌹 باغ را آوازهای "سار" بهتر می‌کند حال عاشق را حضور یار بهتر می‌کند گریه کردن پیش چشم آشنایان خوب نیست بغض سر وا کرده را سیگار بهتر می‌کند عاشقِ دردآشنا هم مثل طفلی بی‌پدر هق‌هق‌اش را کُنج یک دیوار بهتر می‌کند وعده‌ها، دلواپسی‌های مرا کمتر نکرد حال و روزم را فقط دیدار بهتر می‌کند گفته بودم از تو دیگر شعر ننویسم، ولی نظم شعرم را همین انکار بهتر می‌کند دوستت دارم، و می‌خواهم تو را دیوانه‌وار حس و حالم را همین اقرار بهتر می‌کند خسته‌ام ازقرص‌های تلخ اعصاب و روان این مرض را یاد تو بسیار بهتر می‌کند من یقین دارم که زخم طعنه‌های خلق را بوسه‌های ممتد و کش‌دار بهتر می‌کند حرف‌ها در سینه دارم با تو، اما نیستی... این رسالت را "گلم" خودکار بهتر می‌کند #هخا_هاشمی

  • دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین که هردیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد...

  • Nivad – Raftani

  • یــه اهنگ بـــرای دل خــودم عــالیه👍 🥀🕊

  • دلتون آروم‌ودریایی

  • بوی باران، بوی کوچه، بوی هستی، بوی تو بوسه هایی گرم باران می زند بر روی تو چتر بسته، کوچه تاریک، بوی نم، دیوارِ تر راه رفتن بی چراغ و ماه در پهلوی تو تو نشسته روی ایوان چشم ها بر دور دست من نشسته زیر باران دست بر گیسوی تو خانه خالی، کوچه خلوت، شهر آرام، درد خواب تو سرِ پا، من کمی خم، مثل پیچ موی تو آه شاید قصد داری بوسه بر لب ها زنی تو کمی مستِ تنم، من مستِ عطر و بوی تو بار دیگر گر ببارد باز باران یا که برف از همه خواهم گذشت و می شتابم سوی تو #فرشته_نورزئ

  • دلتنگےهایم را بہ گردن #جمعہ نمےاندازم اما دلگیرم "از جمعہ هایے کہ گذشت                         بےتو ..." از بغض هایے کہ درد شد غنچہ هایے کہ زرد شد وکوچہ های انتظار کہ همہ بن بست شد...! بےرحمانہ باورم شد کہ دیگر نیستے و آخرین میراث باغچه دلم چیزی شبیہ عطر حضورتوست ، که بر دستانم مانده ...! هرچند پریده ای!!         عجب جمعہ بازاری است دلم بےتو ...!    ✍ #ماندگار