- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 49
- 1/48двое суток
- 56
- 1/72трое суток
- 60
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مقدمه مترجمان و پیشگفتار واروفاکیس نویسنده کتاب روحت را در آسمان پرواز بده
روحت را در آسمان پرواز بده، یا روحیه ات را نباز، عبارتی است که مادری باردار به پسرکی که دستش را گرفته است می گوید . در زمانی که برای ملاقات با برادر زندانی خویش آمده است. پسرک، یانیس واروفاکیس است که اقتصاددان پیشرو و خلاف جریان دوران ماست. نویسنده در این کتاب، پنج زن را محور کتاب داستانی خود قرار داده است و این پنج نفر قهرمان داستان او هستند. با خواندن کتاب ، تاریخ دو قرن اخیر یونان و مصر ، مرور می شود و فقراتی ناشنیده از تاریخ اندیشه و تطور جوامع آنها بیان می شود. اگر از پروژه فکری واروفاکیس آگاهی دارید این کتاب ادامه و مکمل پروژه فکری اوست و اگر او را نمی شناسید داستان تاریخی به تنهایی جذاب است. کتاب خوش خوانی است و ترجمه خوبی دارد . پنج زن قهرمان کتاب ، هر یک قصه خود را دارند و البته بهانه ای که نویسنده در آن ما را از دالان تاریخ عبور دهد و زخمها را نشان دهد و مرارتهای زندگی را. از بلایی که سر مصر قرن نوزدهم آوردند و یونان قحطی زده قرن بیستم. از اینکه زندگی چیزهایی بیشتر از این امیال پست بشری هم هست
دالان باریک دارون عجم اغلو و …
یک پیشنهاد خوب برای شما ببخشید، ولی نه! https://fidibo.com/book/181888-ببخشید-ولی-نه
مقاله خواندنی مجتبی مینوی
یک راه رستگاری، لااقل در عالم تحقیق، دوری از راه نوشعوبیان است سعدیا حبّ وطن گرچه حدیثی است صحیح، ولی حبّ وطن چیزی است و نادانی چیزی دیگر. آنچه مخصوصاً راه من بنده را در تتبّع از نوشعوبیان نادان، که هر ایراندوستی بیم آن است که در ورطۀ آنان افتد، جدا کرد مقالات مرحوم مینوی بود به نام الجنون فنون. دو فقره را که از جوانی راهنمای بنده بوده و در عین سادگی شایسته است که راهنمای دیگران نیز باشد نقل میکند. گرچه این کسان در مقام ادّعا خواهند گفت که این که تو میگویی چیزی بدیهی است، ولی شیوۀ غالب چیزنویسان ما در واقع همین است که مرحوم مینوی ما را از آن پرهیز داده. ۱. ابن خلّکان در شرح حال قاضی ابوالفرج معافیٰ بن زکریّای نهروانی از قول این قاضی حکایت میکند که به حج رفته بودم و در ایّام تشریق در منی بودم. شنیدم کسی ندا میکند: ای ابالفرج! گفتم شاید مرا میخواهد. امّا سنجیدم که در این جماعت لابد به کنیۀ ابوالفرج بسیار کسان هستند. درنگ کردم. آن منادی که دید کسی جوابش را نداد فریاد کرد: یا ابالفرج المعافیٰ! قصد کردم که جوابش بدهم. باز گفتم نام معافیٰ و کنیۀ ابوالفرج با هم نیز کم نیست و شاید دیگری را میطلبد. اندکی بعد آن منادی فریاد کرد: یا ابالفرج المعافیٰ بن زکریّا النّهروانی! دیدم کنیه و نام و نام پدر و نسبت به شهر همه با من مطابق است. پیش رفتم و گفتم منم، چه میخواهی؟ گفت لابد تو از نهروان مشرقزمینی؟ گفتم آری. گفت آن که ما میخواهیمش از نهروان مغرب است. مرحوم علّامه قزوینی و جناب آقای تقیزاده مکرّر به بنده این حکایت را تذکار دادهاند که از شباهت اتّفاقی در میان دو لفظ و دو شخص و دو وقعه باید بر حذر بود و نباید به زودی و بی تدبّر حکم به امری کرد و به مجرّد شباهت ناقصی که بین فلان قصّۀ ایرانی و فلان وقعۀ تاریخی یک مملکت دیگر دیده میشود به یقین و جزم گفت که آنها فلان چیز را از ما گرفتهاند. ۲. پس از نقل مبلغی اشتقاقات ساختگی کتابهای عربی قدیم، انتقاد حمزۀ اصفهانی را از آنان میآورد و میفرماید: بعد حمزه میگوید که این بیچارهها حتّی با کلمات غیر عربی هم که از لسان سریانی گرفته است، مثل نوح و مسیح و تورات، به همان قیاس کلمات عربی رفتار میکنند و کسی از ایشان نپرسید که آخر نوح را قبل از آن که بر قوم خود نوحه کند به چه اسم مینامیدند. عجبتر این که خود حمزة بن الحسن هم از این مرض بیبهره نبوده است. چون علاوه بر زبان عربی، زبان فارسی و شاید قدر کمی هم پهلوی میدانسته است، برخی از کلمات معرّبشدۀ از فارسی را تشریح و توضیح میکرده است و چون شعوبی، یعنی ملّتپرست مفرط و متعصّب در ایرانیّت، بوده است، در رساندن اصل لغات مختلف به زبان فارسی نیز راه افراط پیموده و گاهی سخنان عجیبی گفته است ... گمان نکنید اروپاییان از این بیهودهسراییها نداشتهاند؛ آنها هم داشتهاند و هنوز هم بعضی از بیسوادهایشان گاهی از همین چرند و پرندها میگویند.
♦️واگویه ای با من درباره ی رهبر شهید♦️ در این بین که مردمان از این ابتلای عظیم می گریند،می خوانند،بی تابی می کنند،مدح می کنند،به سر زنان به تشییع می روند و خونخواهی می کنند، من این چند کلمه را برای خود می نویسم که هیچگاه آن ها را فراموش نکنم و در این هفته…
♦️واگویه ای با من درباره ی رهبر شهید♦️ در این بین که مردمان از این ابتلای عظیم می گریند،می خوانند،بی تابی می کنند،مدح می کنند،به سر زنان به تشییع می روند و خونخواهی می کنند، من این چند کلمه را برای خود می نویسم که هیچگاه آن ها را فراموش نکنم و در این هفته ی وداع با این مرد بزرگ تاریخی، فکری برای خویشتن و تجدید عهد کرده باشم. مخاطب این کلمات من هستم،منی که خویش را محبوس و من و مای دنیای کرده است. گاهی عمق رنج ها چنان وجود انسان را خراش می دهد که بروز آن ورای اشک و نوشتن و خواندن و به شکل بهت و حیرت و سکوت جلوه می کند. گاهی لازم است انسان خودش را در برابر خویش بنشاند و به صورتش کشیده ای بزند تا از وهم و خیال خارج شود. من کسی بودم که مانند قوم بنی اسرائیل که به موسی علیه السلام اعتماد نداشتند اراده ها و مطالبات او را زمین گذاشتم. من کسی بودم که وقتی او سخن می گفت با خود می گفتم حرفهایی که می گوید، شامل من نمی شود و این ها وظیفه ی دیگران است،در صورتی که اگر اندکی پی گیر می شدم وظیفه ی خویش را می یافتم و برای فرار کردن از عمل به دستورش این کنکاش را نمی کردم. من کسی بودم که خیال می کردم وظایفم را در قبال دستورات او انجام داده ام و ادعای این داشتم که آماده ی ظهور بقیه الله الاعظم عج هستم و این درحالی بود که من حتی نمی توانم به خویش امتیازی 10 از 100 درباره ی عملی کردن فرامین ولی فقیه زمانه ام بدهم و اندرون وجودم با دین خدا بازی کرده است. من کسی بودم که برای ظهور بقیه الله الاعظم در اخبار پی گیر جنگ ها و موشک ها و تحرکات نظامی بودم و آن ها را با روایات ظهور به خیال خودم تطبیق می کردم اما احمقانه نمی فهمیدم این تله ای از تله های شیطان است که مرا بجای آنکه به دنبال خودکشی در انجام وظایفی که دین و رهبرم برای زمینه سازی ظهور تعریف کرده اند،در گرداب خویش اسیر کرده اند. من کسی بودم که وقتی درباره ی سید علی خامنه ای حرف میزدم طوری صحبت می کردم که انگار من اجر و قرب خاصی نسبت به او داشته ام و دیگران در حق او کوتاهی کرده اند و مقصر از دست دادن او هستند. من هیچ گاه به این فکر نکردم این شخص من بودم که او را به گودی قتلگاه کشاندم. من گریه ام نمی آید،خشم آتشین از خویش دارم. من به دنبال راهی هستم برای نجات خویش در برابر این مصیبتی که بر سر عالم آوردم. من آنقدر احمق بودم که بر اباعبدالله الحسین علیه السلام روضه ی گودال می خواندم و از بی وفایی کوفیان برای مردم سخن می گفتم اما متوجه این نبودم که اگر من هم در میان بنی اسرائیل بودم در برابر فرامین هارون نبی در نبود موسی علیهما السلام به گوساله پرستی روی می آوردم. من شکننده تر از چیزی بودم که خیال می کردم. من باید اشک هایم،بغضم را فریاد بکشم،نعره بزنم که من مقصر بوده ام و کوتاهی کرده ام و قضاوت درباره ی تقصیر و کوتاهی دیگران را به خودشان واگذار کنم. من کوتاهی کردم من از کنار گزاره های مهم بی اهمیت و به امید آنکه خودشان درست می شوند گذشتم. من عمرم را صرف کنکاش و پی گیری تمام آنچه اسلام در این زمان از من میخواست،نکردم. من اگر گریه کنم از خشم بر خویش گریه می کنم و گرنه که این مرد بزرگ شهادتی را نصیب خویشتن کرد که تا سالهای سال حد تراز مجاهده ی فی سبیل الله و معنای عرفان را به طرز دست نیافتتی ای باز تعریف کرد. خوشا به حال دوستان و همراهان و کسانی که حرف های او را گوش دادند، خوشا بحال آنان که به خود در اجرای دستوراتش نمره ی کامل می دهند، خوشا بحال آنان که توانستند در شهادت او ادعا کنند که سرباز خوبی بوده اند و به تمام وظایفشان عمل کردند. من اینطور نبودم! من گریبان خودم را می گیرم و آنقدر به صورت باطن پر ادعایم سیلی می زنم تا باور کنم اگر من وظایفم را به درستی عمل می کردم اوضاع جهان اینطور که هست نمی بود. من با خود عهد می کنم در این روزهای پر از غم راه جدیدی در مسیر حرف های او و دقت در کلمات او پیش بگیرم. اگر تمام من ها این چنین در این ایام با خویش بنشینند و درنگی کنند و کلاهشان را قاضی کننداین بهترین یادگار از این ایام خواهد بود. این مجموعه ی من ها چه قدرت ها و چه توان ها که ندارد. من هایی که در ادراک اوضاع جهان اول به نفس خویش رجوع می کنند و در پی نقائصی در خویش می گردند تا بفهمند صورت های خارجی که در برابرشان قد علم کرده است چه ربطی به آن ها دارد. من در حال تشییع مردی هستم که نقائص و کوتاهی های من او را به کام شهادت کشاند. من از امام اباصالح المهدی کسی که ادعای منتظر بودن برای او را داشتم عذر خواهی می کنم. من شکست خوردم و کوتاهی کرده ام و این را می پذیرم و این خشم از خویش را به مدد عنایات او در راه عمل به آنچه باید و تا بحال در آن مقصر بوده ام به کار می بندم. م.ه.ا ۱۳ تیر ۱۴۰۵ نجف اشرف ♦️المکتوبات فی النجف الاشرف @m_h_esfahani
مراسم تشییع هفته بعد، علیه فراموشی است. یادآوری اینکه نفر اول ملی و مذهبی ما را کشتند. یاداوری اینکه هنوز رسول الله دفن نشده بود که سقیفه رخ داد. یادآوری اینکه سیاست تطبیع ، تبلیغ خواهد شد. یادآوری اینکه علی را در کوفه شماتت کردند که از جهاد بپرهیز و سرما و گرما را بهانه کردند. یادآوری تاریخ خون بار شیعه یادآوری رنج های تاریخ ایران یادآوری مجتهد حاکمی که در خون خویش غلطید و ما ناباوران را معنایی جدید از عالم و حاکم بخشید. مبارزه را از یاد نباید برد که میراث او بود .
6685bb66ba4ea-tabriz(128) (1).mp3
نامه امام موسی صدر در پاسخ به انتقادات سید هادی خسروشاهی را بخوانید. رنجنامه است . آخر آن نامه چنین است. هادی عزیز یاد سیدالشهداء که غوغای قاتلانش نگذاشت حرف بزند و سپس گفتند: «یا حسين! لاندرى ما تقول ولكن انزل على حكم ابن عمك موج تبلیغات مطالب را خیلی وارونه جلوه داده است. شصت درصد کادرهای فلسطینی به علت توطئه های مسیحی ها و نیرنگهای جنبلاط و چپ و عدم درایت رهبران مقاومت کشته شدند. خدا شاهد است که قدم به قدم تا همین امروز نصیحت ما به مقاومت ادامه داشته است سوریه به هیچ وجه در کشتار مقاومت دست نداشته و حتی در جنگ اخیر عدد کشته شدگان مقاومت به دست سوریه به بیست نفر نمیرسد. به راستی از دور قضاوت میشود امیدوارم نامه ها و مجله ها و معلومات برادر آقای قطیش شما را در جریان حوادث بگذارد. سلیمان فرنجیه از مجرمان بزرگ تاریخ است و ما با او سخت مبارزه کردیم. آدم کشی او به دست خودش سالهای سال قبل از حوادث اخیر لبنان بوده است. اما آنچه سخت در نامه عزیزت مرا پریشان میکند سخن از مسئولیت تاریخی من است به یاد کلمه پیامبر بزرگ اسلام هستم که فرمود: «شیبتنی سورة هود لِمَكانِ اسْتَقِم». به راستی اگر مسئولیت تاریخی ،نبود اگر هزار سال تهمت و ناروا علیه شیعیان نبود و ما را ستون پنجم در میان مسلمانان عرب نمیشناختند باز کار آسان بود؛ زیرا هیچ عقده ای در روش ما حکومت نمی کرد، صاف میگفتیم: «نُصادِقُ مَن يصادِقُنا و تعادی من يعادينا». و اگر حاصل دیگری برای آزاد کردن فلسطین از دست دشمنان خدا - اسرائیل - اگر مشعل داری دیگر جز مقاومت وجود داشت باز مشکل آسان بود. و اگر هماهنگی میان شیعیان به ما اجازه میداد، روش قاطع داشته باشیم و اگر مقاومت خود را اسیر چپ نمیکرد و اگر تبلیغات آن در دست کمونیستها نبود و اگر... چقدر وضع آسان بود. و الان و در مقابل حقیقتهای موجود، مقاومت را باید حفظ کرد. خون شیعیان را نباید حرام و سگ خور کرد و باید آنها را مردانه تربیت کرد و از ذلت تاریخی در آورد جنوب لبنان - جبل عامل - را باید حفظ کرد. با مسلمانان باید هماهنگ بود با مسیحیان باید هم زیستی کرد که در غیر این صورت تقسیم اسرائیل دیگری می سازد خطرناک تر. باید دین مردم را حفظ کرد باید غربت شیعیان را در جهان عرب احساس کرد. باید با حق و عدالت بود و راست گفت. اینها مبادیی است که خط مشی ما را ترسیم می کند. مسئولیت بزرگ است، ولی والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا. خداوند هدایت کند؛ حقایق را روشن سازد؛ لبنان را که هیچ دلسوز ندارد، نجات دهد. و اظنه فاعل المُخلِص الشاكر - موسى الصدر
من رشتهی محبت تو پاره میکنم شاید گره خورد به تو نزدیکتر شوم بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم همسایهایم و خانهی هم را ندیدهایم .... ذوقی اردستانی
دوستی اینو فرستاده و نوشته مناسب این روزگاران اژدر. برایش نوشتم فقط گل ندارم
اتاق بازرگانی استان خراسان رضوی، ترجمه چند کتاب خوب را در سایت خود گذاشته است. https://www.mccima.com/research-book.htm
https://nohe-torky-tabriz.musicc.ir/ نوحه های اینجا، معمولا در گشت و گذار عادی در اینترنت پیدا نمی شوند. خلاف آمد شهرت نوحه های ترکی که بیشتر برای اردبیل است. اینجا نوحه های دیگری خواهید شنید.
کشکول اژدری pinned a video
اینجا بیشتر به روز می شود
«کشکول | اژدری» 🆔 شناسه: https://ble.ir/azhdarazhdari
📂 #گزارش 💠 پیامدهای ایدئولوژیک موفقیت اقتصادی چین؛ مارکسیسم چینیشده و آیندۀ آن 👤 برانکو میلانوویچ (اقتصاددان) 🔸 این جستار تلاشی است برای بررسی معنای جهانیِ تجربه چین؛ آن هم در شرایطی که طبق طبقهبندی رسمی بانک جهانی، این کشور خود را آماده میکند تا امسال یا سال آینده به یک «اقتصاد با درآمد بالا» تبدیل شود. من در این جستار کوتاه، به این ارقام نخواهم پرداخت. این آمار در هزاران نشریه و کتاب مورد بحث قرار گرفتهاند. تلاش من این است که به این موضوع از یک زاویه دید ایدئولوژیک متفاوت و بسیار بلندمدت نگاه کنم. 🔸 به باور من، چشمگیرترین دستاورد ایدئولوژیکِ موفقیت چین، حرکتی به سوی یک «تلفیق ایدئولوژیک» یا شاید حتی «فرهنگی» در پهنه بزرگ اوراسیا خواهد بود. موفقیت اقتصادی و تمدنی چین، بدون شک بر بستر یک ایدئولوژی اروپایی یعنی مارکسیسم حاصل شد؛ ایدئولوژیای که خود محصول روشنگری اروپایی، فلسفه آلمانی و اقتصاد سیاسی انگلیسی بود. اما این عوامل برای رقم زدن موفقیت چین کافی نبود. 🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید. ➖➖➖➖➖➖➖ 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
گاهی از ترس اینکه حرف و تحلیل مان شبیه حرف کسانی شود که دوستشان نداریم ، سکوت می کنیم یا بدتر حرفمان را تغییر می دهیم. این را اگر دیگران به صورت عام و دشمنان به صورت خاص ، بدانند دستگاه محاسباتی ما را تغییر می دهند. ثبات رویه گاهی پوشش تعصب است