- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 120
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 149
- 1/48двое суток
- 170
- 1/72трое суток
- 184
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حالا دیسلایک خوبه. برای ماری کدو تنبل میذارن. زیر پستی که در مورد مرگ و عزاست. بیتربیتها.
قربان شما.
شاید. نمیدونم. به هر حال من قصد دارم تا آخرش برم. البته چندتا یادداشت هم بیشتر نمونده. خیلی هم عالی چون تعداد لایک ها و قلب ها خیلی بیشتر از دسلایک هاست و ما واقعا از خوندن این نمایشنامه لذت میبریم. و در اخر هم تصمیم گیرنده برای این که چه محتوایی در این چنل قرار بگیره با صاحب چنل هست.
شاید. نمیدونم. به هر حال من قصد دارم تا آخرش برم. البته چندتا یادداشت هم بیشتر نمونده.
میشه گفت از وقتی پست گذاشتن راجع به این نمایشنامه شروع شده یکی در میون یا پشت سر هم دیسلایک خورده. شاید کلا با این موضوع که ادمین اینجا نمایشنامه پست میکنه مشکل دارن. این هم یه زاویهی دیده.
نسخهٔ اوّل یه فحشم داشت:))
در پاسخ این پیام نوشت: بیا اینم نسخۀ متمدنانهش: الان اونی که دیسلایک زده دقیقا با چی مشکل داره؟ از ایران بدش میاد؟ از عثمانی خوشش میاد؟ با شیر و خورشید مشکل داره؟ شیخ فضلالله نوریه؟ از نسل میر ندّافه؟ قزاقباشیه؟ از تو خوشش نمیاد؟ یا هیتر سابق بیضاییه؟ مشکل چیه بیاد متمدنانه باهاش صحبت کنیم ❣
گفتوگوی زینب و مردانِ خانه را به یاد دارید؟ در همین گیر و دار، جوانِ مشروطهخواه، به تدبیرِ زنانِ خانه، چادر بر سر میگیرد تا شناسایی نشود. او، خاموش، شاهدِ بگومگوی زینب و مردان است. پس از رفتن قزّاقها: «جوان: من این داستان را برای جمعیتِ خُفیهٔ احرار،…
بچهها لطفا اگه تریاکی هستید پیام بدید. گل به کارمون نمیاد. مزاحم هم شدیم باید ببخشید.
مخصوص گوست کردن.
مخصوص گوست کردن.
نادیده گرفتن بی توجهی
گوست چیه؟
کامیاب تو برات مهم نیس بقیه گوستت میکنن؟
میخواستم برم به باغچه آب بدم، گفتم دو دقیقه دراز بکشم. خوابم برد تا الان. مبارک باشه. تا فردا ظهر بیدارم.
دعای شبانه: «چراغِ عمرِ تو، هر جا که هست، روشن باد اگرچه عمرِ مرا شمعِ نیمهجان بودی» #نادر_نادرپور
دیگه ببین مریم چی میکشه که تولدشم هست.
ادمینتون خستهس.
Iraj Khajeh Amiri ( Mypersiansong.Com ) – Avaz ( Mypersiansong.Com )
سلمان، از شاعرانِ معاصرِ خواجه، میگوید: «مگر به نالهٔ من نرم میشود، دلِ کوه که میدهد به زبانِ صَدا، جوابم را» صَدا، انعکاس صوت است؛ پژواک. بیت را در سایت گنجور، سؤالی نوشتهاند: «مگر به نالهٔ من نرم میشود، دلِ کوه؟ که میدهد به زبانِ صَدا، جوابم را؟» امّا علامتگذاری برای ابیاتی از این دست، بیگمان غلط است. گویی قرائتِ خویش را به خواننده تحمیل میکنی. چرا که سؤالی خواندنِ بیت، به شیوهٔ امروز، تنها یکی از خوانشهای ممکن است. نکته اینجاست که «مگر» در شعرِ کهن، معانیِ گوناگونی دارد و همیشه قیدِ پرسش نیست. گاهی قیدِ تأکید است، و معنای بیگمان، بدون تردید، یقیناً، قطعاً و... میدهد. گاهی نیز قیدِ تردید است: شاید، گویا، ظاهراً. مثلاً در این بیت خواجه: «دهانِ تنگِ شیرینت، مگر مُهرِ سلیمان است که نقشِ خاتمِ لعلش، جهان زیرِ نگین دارد» یعنی دهانِ تو، بیگمان مُهرِ سلیمان است. یا: همانا مُهرِ سلیمان است. توجّه کنیم که لبِ لعلگونهٔ معشوق، در عالم غزل، بارها با بنمایهٔ چیرگی بر تمام هستی به کار رفته است و «جهان زیرِ نگین دارد.» سؤالی خواندنِ بیت، با روحِ غزلِ فارسی ناسازگار است. و یا مثلاً سعدی در این غزل: «دوش بیرویِ تو آتش به سرم بر میشد وآبی از دیده میآمد که زمین تر میشد» در وصفِ چنین تاریکشبی میگوید: «سعدیا عِقدِ ثریّا مگر امشب بگسیخت ور نه هر شب به گریبانِ افق بر میشد» یعنی بیگمان امشب رشتههای ثریّا از هم گسیخته است که ستارهای در آسمان نمیدرخشد. ور نه هر شب به گریبانِ افق بر میشد. در بیتِ سلمان هم، اگرچه میتوان بیت را سؤالی خواند، امّا چنانکه دیدیم تنها خوانش ممکن نیست. میتوانیم «مگر» را قیدِ تأکید بگیریم. یعنی بیگمان دلِ کوه، به نالهٔ من نرم میشود که جوابِ مرا میدهد. نالهٔ من آنچنان دردناک است که دلِ سنگ را هم نرم میکند. #سلمان_ساوجی #حافظ #سعدی ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ گنجور، سایت ارجمند و گرهگشایی است. تنها خواستم لطیفهای را با شما قسمت کنم. و الّا، به قول خواجهٔ شیراز، خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد.