همه به جز سعدی
Статистикаاین جا با ابیاتی از شُعرای قدیم مواجه میشید که به سلیقهی من انتخاب شدهاند. خاصّ سعدی، کانال دیگری هست: @saadiyema
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 595
- 1/48двое суток
- 681
- 1/72трое суток
- 735
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من از تو هیچ دگر جز همین نمیخواهم: مباش بیمن و بیخویشتن مدار مرا .:نزاری:.
خود با دو جهان چه کار ما را؟ ما شیفتهی یکی نگاریم .:عراقی:.
گرچه در زلفِ توست جای دلم در میانِ دلِ غمینِ منی .:کمالالدین اسماعیل:.
دل شیفتهی تو شد، چه سازم؟ دیوانه به اختیار ما نیست .:رضیالدین آرتیمانی:.
عقلِ من دیوانهی عشق تو شد بندش از زنجیرِ گیسوی تو بس .:خاقانی:.
بَدَل مجوی، که بر تو بدل نمیجویم دگر مشو، که غم تو دگر نمیگردد :خاقانی:.
دیدهای آتش که چون سوزد پرند؟ برق محنت همچُنانم سوختهست .:خاقانی:.
گر ز قدّش نتوان جست کنار، از لب او گوشهای گیر، که بسیار دویدی، ای دل .:اوحدی:.
من و خیالِ تو زین پس، اگر بوَد خوابم من و حدیثِ تو زین پس، اگر بوَد خبرم .:اوحدی:.
سرشار کنی جامِ تغافل، گُـنهت نیست آگه نهای از نازکیِ حوصلهی ما .:طالب آملی:.
تو بازپسینْ یارِ منی و غمِ عشقت جانِ تو که همراهِ دمِ بازپسین است .:سنایی:.
در زلف تو آویـخته دلبندیها پیشِ خِردت، خیره خردمندیها در دل دارم که بندگیهات کنم تا خود چه کنی تو از خداوندیها .:امیر معزّی:.
با تو پوشیدهحالتیست مرا که دُرُستش بیان نمیدانم .:اوحدی:.
دلی نرمتر دارم از موم و دائم ز تاب رُخت شمعسان میگدازد .:کمالالدین اسماعیل:.
گویی که ز دل دوست نداریم همه آری! ز دلت ندارم، از جان دارم .:عنصری:.
روزی هزار بار بخوانم کتابِ صبر گوشم به توست، لاجرم از بر نمیشود .:خاقانی:.
گفتمش «آن قامت و رخسار چیست؟» گفت «مَه را بر صنوبر بستهام» .:کمالالدین اسماعیل:.
مده ای عقل زحمتم بسیار که جواب تو باز خواهم داد چند گویی که دل بدو دادی؟ دادم آری و باز خواهم داد .:کمالالدین اسماعیل:.
تو را بر من بدَل باشد، که یارم مرا بر تو بدَل نبْـوَد، که جــانی .:انوری:.
به یک دل وصلت ارزانم برآمد چه میگویم؟ به صد جانْ رایگانی .:انوری:.