بیژن اشتری
Статистикаنویسنده و مترجم instagram.com/bijan_ashtari این کانال غیررسمی تنها پستهای اینستاگرام جناب اشتری را در تلگرام منتشر میکند. پیام به ادمین (فقط موارد ضروری): mailto:jalilon@proton.me
- Последний пост
- 11 июн. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@bijan_ashtari (Instagram) . دیروز همسر مهربانم را برای رفتن به دیاری دور ، مشایعت کردیم نفسم، عمرم، همراه دیرینه ام، حالا دیگر من به جای تو درد میکشم. سفرت بدون رنج و درد باشه نازنین یارم.🖤💔✨
@bijan_ashtari (Instagram) . مراسم تشییع پیکر زندهیاد بیژن عزیزم، روزنامه نگار ،مترجم و نویسنده نامدار ،ساعت ۹/۳۰ صبح سهشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ از مقابل ورودی خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.🖤
@bijan_ashtari (Instagram) . عشقم رفت...
آه از آن رفتگان بیبرگشت... با اندوهی سنگین و دلی پردرد، خبر کوچ همیشگی جناب بیژن اشتری، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار برجسته را با شما همراهان گرامی در میان میگذاریم. ایشان با ترجمه و انتشار آثار متعدد و مهم در حوزه تاریخ معاصر و سیاست، سهمی ماندگار در آگاهیبخشی و گسترش شناخت تاریخی در میان فارسیزبانان داشتند. بیژن اشتری فعالیت ترجمه را از اوایل دهه ۶۰ در حوزه مطبوعات هنری و سینمایی آغاز و مدتی نیز بهعنوان منتقد فیلم در روزنامهها فعالیت کرد. او طی بیش از چند دهه، با ترجمه آثار متعدد و تأثیرگذار درباره تاریخ معاصر، چهرههای سیاسی و رژیمهای توتالیتر، به یکی از مترجمان شاخص این حوزه بدل شد. از جمله آثار شناختهشده او میتوان به «انقلابهای ۱۹۸۹»، «استالین جوان»، «ادبیات علیه استبداد»، «مائو»، «چهگوارا»، «حرمسرای قذافی» و «آکواریومهای پیونگیانگ» اشاره کرد. ترجمههای او با جلدهای قرمز و سبک روایتمحورش، خوانندگان بسیاری را با جنبههای تاریک و کمتر گفتهشدهی تاریخ آشنا کرد. بیژن اشتری عصر ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ در سن ۶۴ سالگی در منزل خود درگذشت.
تلاش تبلیغاتی رژیم برای درست کردن یک مترسک تبلیغاتی جدید و بزرگ از مدتی پیش آغاز شده است؛ تلاشی بیثمر.ظاهرا در اتاق فکر رژیم به این نتیجه درخشان رسیدهاند که نسل جدید کشور دیگر هیچ شناختی از رجایی و همگنان او در چهل پنجاه سال پیش ندارد و نیاز به خوراکهای تازه و آشنا هست و چه کسی بهتر از رئیسی تازهمرحوم.حاکمان اعلام کردهاند که طی دهه بزرگداشت نامبرده مجموعا صد و بیست هزار مراسم در سراسر کشور برگزار خواهد شد.کاری به اتلاف عظیم منابعی که صرف این مراسم میشود ندارم (کوفت همه طراحان ومجریان این مراسم شود)فقط میخواهم بگویم با این پولپاشیها نمیتوان از فردی که مظهر تام وتمام نادانی بود سقراط قرن ساخت.رئیسی نه علم و دانشی داشت و نه حتی در حد یک مسئول دونپایه رژیم حرفی برای گفتن، فقط بلد بود از رژیم و خمینی و خامنهای تعریف کند .مردم ایران خیلی باهوشتر از رژیم هستند.اابته رژیم هم در نادانی و لجاجت مقام اول را دارد.جدای از مسئله رئیسی، مسئله صدیقی امام جمعه تهران هم نمونه خوبی برای نمایاندن بلاهت رژیم است.امام جمعه پایتخت مرتکب فساد مالی شده و علنا اعتراف هم کرده اما همچنان همه مناصب رسمی خود را حفظ کرده و رژیم هم اصلا اعتنایی به این اعتراض عمومی ندارد و صدیقی هم در باغ ویلای خود نشسته و نمازگزاران خود را همچنان به« تقوا و عمل صالح »دعوت میکند.باری، حکایت رئیسی هم از جنس حکایت صدیقی است اما در ابعادی متفاوتر ،عظیمتر و غمانگیزتر.. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
«تنها نقطهای در جهان که کمونیسم باعث خلق ثروت شده،نشر ثالث بوده.» این کامنت آقای سعید پایدارفرد به نظرم بهترین کامنت سال است. Instagram
کتاب « سکوت همچون سلاح » با ترجمه من توسط انتشارات ثالث در اولین روز سال نو چاپ و منتشر شده و از امروز در کتابفروشیهای ثالث در دسترس علاقمندان است. ایساک بابل یکی از بزرگترین داستان کوتاه نویسان قرن بیستم بود که با شلیک گلولهای در مغزش به دستور استالین کشته شد.در این کتاب سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که اهمیت بابل در چه بود و چرا استالین نتوانست نوشتههای او را تاب آورد و دستور قتلش را داد.علاوه بر این در کتاب حاضر گزیده ای از داستانهای کوتاه بابل نیز برای اولین بار به فارسی ترجمه و چاپ شده است.امیدوارم این کتاب مورد پسند شما قرار بگیرد. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
شعر از فردوسی
اذعان رهبر نظام به دریافت گزارشهای پوچ و مهمل از مقامات زیردست نشانه دیگری است از فروپاشی نظام و ساختارهای تصمیمگیریاش.هر نظام حکومتی،به ویژه حکومتهای اقتدارگرا،برای ادامه حیات خود نیازمند اطلاعات صحیح و موثق از نهادهای زیردستی هستند . تجربیات تاریخی نشان داده که نظامهای مستبد در اواخر عمر خود با چنین مشکلی روبرو میشوند.به این معنا که کارگزاران نظام در هر مرتبهای که هستند از ارائه اطلاعات صحیح از حوزه کاری خویش به مقامات مافوق خودداری میکنند حالا یا به دلیل ترس یا لاپوشانی فساد یا حفظ منافع شخصی و شغلی یا خشنود کردن مقامات بالا و غیره.ارائه اطلاعات دروغ به مقامات بالا که تا حد زیادی نشانگر یاس و نارضایتی بدنه بوروکراسی از سیستم حکومتی است عملا موجب میشود که راس حاکمیت نتواند هیچ تصمیم درست و موثری در راستای حل مشکلات کشور بگیرد .به قول جین شارپ در دوره پایانی نظامهای مستبد و اقتدارگرا بوروکراسی عملا به بزرگترین دشمن این نظامها تبدیل میشود؛البته دشمنی خاموش که در کشور ما در زیر نقاب ریش و تسبیح و صلوات کار خودش را پیش میبرد. .آقای پزشکیان اخیراً اذعان کرد که گزارش وزیر نیرو به وی درباره قطعی دو ساعته برق طی روز در ازای قطع مازوتسوزی نیروگاهها مبتنی بر اطلاعات غلط بوده و رهبر هم یکی دو روز پیش به دریافت گزارشهای پوچ و مهمل از رییس جمهور وقت اذعان کرد. و البته این گزارشهای دروغ فقط مشت نمونه خروار است. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
امروز هفتاد و سه سال از مرگ ژوزف استالین ،دیکتاتور روسیه شوروی گذشت.دیکتاتوری خشن و خونریز بود که جان میلیون ها تن را گرفت.در هفتاد و چهار سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.چنان مهیب بود که اطرافیانش (وزرای کابینه اش) تا سی و شش ساعت پس از سکته کردن و بیهوششدنش از ارائه خدمات پزشکی به او خودداری کردند زیرا دیکتاتور چندی قبل از مرگش پزشکان کرملین را به جرم خیانت و جنایت زندانی کرده و آن ها را «قصابان سفید پوش »نامیده بود.استالین تا سه سال پس از مرگش همچنان چهرهای مقدس در سپهر سیاسی شوروی به شمار میرفت تا اینکه عاقبت خروشچف در کنگره بیستم حزب با افشای جنایتهای استالین توانست روند استالینزدایی را آغاز کند و اسطوره کاذب او را درهم شکند. لازم به یادآوری است که استالین به رغم همه جنایتهایش همچنان در نظرسنجیهای عمومی در روسیهی امروز در صدر جدول« برجستهترین دولتمردان روس » قرار دارد .از ملتی که تاریخ نمیخواند انتظاری هم جز این نمیتوان داشت. عکس تزیینی و مربوط به فیلم سینمایی «مرگ استالین» است که هفت سال پیش ساخته شد و نمایش آن در روسیه ممنوع اعلام شده است،فیلمی در ژانر کمدی سیاه که به فارسی هم دوبله شده و دیدنش را توصیه میکنم . بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
اذعان میکنم که همیشه ستایشگر کشور آمریکا بودهام.منظورم حکومت آمریکا نیست بلکه مردم آمریکاست که نسل های پیاپی نمونه یک ملت متمدن و دموکراسیخواه بودهاند.شوخی نیست این مردم دویست و پنجاه سال است که هر چهار سال یک بار پای صندوق رای میروند و حاکمان خود را،از رئیسجمهور تا شهردار و رئیس پلیس شهرشان آزادانه انتخاب میکنند. از زمانی که ما ایرانیها درگیر حکومت آقا محمد خان قاجار بودهایم آمریکاییها هر چهار سال یکبار انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیز را تجربه کردهاند.زمانی که بقیه نقاط جهان فجایعی مثل نسل کشی ارامنه،هولوکاست،جنگهای جهانی اول و دوم و دیکتاتوریهای مخوفی مثل استالین و هیتلر و موسولینی را تجربه میکردند مردم آمریکا متمدنانه رهبران خود را انتخاب کردهاند.به همین خاطر مردم آمریکا شایسته بیشترین احترامند.به همین خاطر آمریکا برای من همیشه یک الگوی دموکراتیک بوده ؛ الگوییکه به رغم روی کار آمدن ترامپ قابل شکستن نیست.میدانم ترامپ در بین ایرانیان مخالف نظام بسیار محبوب است اما همراهی ذلیلانه او با دیکتاتور خونریزی مثل پوتین برایم غیرقابل تحمل است.امریکا در این هشتاد سال گذشته که از برقراری نظم نوین جهانی میگذرد در عرصه سیاست خارجی اشتباهات زیادی داشته اما به رغم این اشتباهات همواره ستون خیمه دموکراسی و لنگر ثبات در جهان بوده و چراغ راه اخلاقی همه آزادیخواهان جهان.و اطمینان دارم که این دوره کوتاه و تلخ سپری خواهد شد و دوباره آمریکا رهبر جهان آزاد خواهد شد. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
تصویری که کاخ سفید اخیرا از ترامپ با تاج پادشاهی و شعار «زنده باد پادشاه» منتشر کرده سر و صدای زیادی به پا کرده است.خیلیها از این تصویر نتیجه گرفتهاند که ترامپ یک دیکتاتور است ،که البته شاید حرف چندان نادرستی هم نباشد.من موقعی که این تصویر را دیدم یاد فیلم قدیمی آبل فرارا افتادم،فیلمی به اسم «پادشاه نیویورک» که درباره مردی است که در نیویورک متهم به فساد شده اما پس از آزادی از زندان به ثروتمندترین مرد شهر تبدیل میشود و یک بیمارستان چند ده میلیون دلاری در فقیرترین محله شهر برای فقرا میسازد. درست عین ترامپ که در نیویورک (شهری که بیشترین دشمنانش در آن اقامت دارند) به انواع مفاسد متهم شد و حالا که از بند همه این اتهامات رهیده و به قدرت رسیده در اولین« حرکت مردمیاش »عوارض بر ترافیک در نیویورک را که به نظرش فشاری بر تودههای فقیر جامعه بوده لغو کرده است.شباهت بین ضد قهرمان فیلم بیست و پنج سال پیش آبل فرارا به شخصیت ترامپ انکارناپذیر است.شاید هم این تصویر اشاره ای است طعنه آمیز از سوی ترامپ به شمارهای از مجله تایم در هفت سال پیش که در سال اول ریاستجمهوریاش وی را در هیبت یک پادشاه نشان داده بود ؛ مجلهای که ترامپ آن را همیشه پایگاه دشمنان خونیاش میدانستهاست. باری به اینها کاری ندارم چون به نظرم مسئله داخلی آمریکاییهاست.آن چه که به ما مربوط میشود چالش سخت و مهلکیست که جمهوری اسلامی با آن به زودی روبرو خواهد شد.سران جمهوری اسلامی که در این چهل و چند سال گذشته همیشه با یک آمریکای دموکرات و با روسای جمهور مبادی آداب دیپلماتیک و رفتارهای قابل پیشبینی و عموما محافظه کارانهاش روبرو بودهاند حالا باید با یک رئیس جمهور کاملا متفاوت ،جسور و بی پروا روبرو شوند که با آن «دیپلماتهای اتوکشیده و اودکلنزده غربی»(به قول آقای خامنهای) که جمهوری اسلامی همیشه راه سر و کله زدن و سر کار گذاشتن آنها را بلد بوده از زمین تا آسمان فرق دارد.حتی این ترامپ با ترامپ هشت سال پیش هم متفاوت است.او در همین یکی دو هفتهای که سر کار آمده نشان داده که توپش خیلی پر زور است (اخراج پناهندگان غیرقانونی،لغو کمک های خارجی امریکا، نزدیکی حیرتآور به روسیه به بهای رنجاندن اروپایی ها و گذاشتن اوکراین در سینی طلا و تقدیم آن به پوتین و ....) خلاصه بعید میدانم راهکارهای قدیمی جمهوری اسلامی برای بقا، بتواند در برابر این «اتو کشیده ادکلنزده» تازه که به هیچ قاعده دموکراتیکی هم پایبند نیست و پیامش را هم خیلی روشن داده است(«یا امضای تکه کاغذ(تسلیم) یا بمباران شدید.»)جواب بدهد. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
چرا آخوندهای حاکم ضد توسعه و طرفدار گسترش فقر هستند؟ ذات اکثر نظام های استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست.دلیلش هم خیلی ساده است: رشد اقتصادی جامعه میتواند پایههای چنین نظامی را سست کند.رشد اقتصادی در نظامهای اقتدارگرا فقط در یک حد اندک که بتواند یک معیشت حداقلی یا بخور و نمیری را برای مردم فراهم کند پذیرفتنی است ، اما نه بیشتر .اخیرا سخنان حجت الاسلام میرباقری عضو مجلس خبرگان و نامزد جبهه پایداری برای رهبر بعدی را شنیدم که میگفت« مردم ایران گول توسعه را نخواهند خورد» و مدتی پیش هم در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی خواندم که بخش عمدهای از روحانیون صاحب مقام جمهوری اسلامی، از قبیل آقایان احمد جنتی و محمد یزدی، صراحتا به ایشان گفته بودند که با رونقگیری بیش از حد اقتصاد کشور مخالفند چون به نظرشان رفاه زیاد باعث دوری مردم از خدا و پیغمبر میشود(نقل به مضمون کردم). این جمله آقای علم الهدی امام جمعه شهر مشهد نیز قابل ذکر است که :"اگر زندگی و رفاه بر خدا ترجیح داده شود وضع ما از زمان حضرت امام حسن بدتر خواهد شد و مظلومیت رهبری نیز از مظلومیت حضرت امام حسن بیشتر خواهد شد." این جملات به حد کافی گویا و روشن است. بخش عمدهای از روحانیون حاکم بر ایران واقعا هیچ اعتقادی به رونقگیری اقتصاد کشور ندارند.شعارهای رهبر درباره رونق تولید نیز صرفا در حد شعار توخالی باقی مانده.زیرا قشر روحانیون حاکم قلبا و عملا هیچ اعتقادی به تحقق این شعار ندارد. وقتی این گروه از روحانیون حاکم، رفاه را معادل فساد و دوری از خدا و در مرتبه پایینتر، تضعیف نظام حکومتیشان، تلقی میکنند،طبیعتا اجازه چنین رفاه و رشدی را نخواهند داد.توسعه و رشد اقتصادی الزاماتی دارد که این مقامات روحانی را خوش نمیآید.رشد اقتصادی بدون درآمیختن با سرمایه خارجی ناممکن است و برای این کار به ناگزیر باید درهای بسته کشور را به سوی خارجیها و سرمایههایشان باز کرد.برای داشتن رشد اقتصادی بالا باید دست از عناد با جامعه جهانی برداشت و با این جامعه درآمیخت و رفتار متعارف در جهان پیرامونی در پیش گرفت ، که همین می تواند پایه های نظام را که مبتنی بر اصول جهانستیزانه است سست کند.رفاه مردم به ناگزیر موجب بالا رفتن سطح تحصیلات علمی آحاد جامعه و سست شدن باورهای سنتی و مذهبی میشود.رفاه موجب افزایش سفرهای خارجی مردم و آشنایی آن ها با فرهنگهای بیگانه میشود و در یک کلام سبکهای زندگی غیرسنتی را به سبک زندگی مسلط آنها تبدیل میکند.و خلاصه در چنین شرایطی سرکوب مردم برای حکومت بسیار دشوارتر از قبل میشود. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
خشم و خشونت رهبران انقلابی پس از رسیدن به قدرت در حق عوامل رژیم سابق همیشه هولانگیز بوده است لنین رهبر انقلاب روسیه اندکی پس از محکم کردن پایههای انقلاب بلشویکیاش دستور زیر را خطاب به کارگزارانش در شهر کوچک پنزا صادر کرد: "رفقا ،شورش علیه انقلاب باید بیرحمانه سرکوب شود.باید چنان عمل کنید که سرمشقی برای دیگران شود.یک:به دار بکشید و اطمینان حاصل کنید که مراسم اعدام در برابر چشمان همه مردم اجرا شود.نه کمتر از صد زمیندار،ثروتمند و زالو صفت معروف را به دار بکشید.دو:اسامی معدومین را منتشر کنید.سه:همه غلاتشان را مصادره کنید....این اعدام ها را طوری اجرا کنید که مردم تا صدها کیلومتر دورتر بتوانند بیایند و تماشا کنند،بلرزند و فریاد بزنند"این ملاکان زالوصفت را خفه کنید....آنهارا خفه کنید تا بمیرند" رفقا،لطفا تعدادی آدمهای بهراستی سرسخت برای اجرای احکام اعدام پیدا کنید.ارادتمند شما،لنین.» چه گوارا در پادگان لاکابانا در کوبا چند روز پس از پیروزی انقلاب کوبا هفتصد تن از عوامل رژیم سابق را تیرباران کرد و به قدری این کار را دوست داشت که خودش شخصا در جوخه تیرباران شرکت میکرد تا لذت کشتن عناصر«ضد انقلاب» را واقعا حس کند. ماجرای تیرباران عوامل نظام شاهنشاهی بر پشت بام مدرسه رفاه در روزهای اول انقلاب اسلامی نیز برای من هولانگیز است به ویژه به خاطر اینکه این اعدامها در جایی صورت گرفت که محل اقامت رهبر انقلاب(امام) بود.همیشه برایم سوال بوده که آیا مگر جای دیگری برای اعدام این افراد نبود؟ مگر نمیشد آنها را مثلاً در زندان قصر یا اوین اعدام کرد؟ بعدها خواندم که رهبر پس از پایان اعدامها به پشتبام میرفته و از جنازهها بازدید میکرده و...... این خشونتهای بی توجیه رهبران انقلابی همیشه مرا به یاد این جمله درخشان آلکساندر سولژنیتسین میاندازد:«تصور و نیروی روحی قاتلین در آثار شکسپیر حداکثر فقط به چند جسد بسنده میکرد زیرا آنها ایدئولوژی نداشتند.» بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
آنهایی که خواهان استعفای پزشکیان هستند یا نظام را نشناختهاند یا خود را به نادانی میزنند. عدم موفقیت آقای پزشکیان در عمل کردن به وعدههای انتخاباتی اش طی شش ماهی که از آغاز کارش به عنوان رئیس جمهوری میگذرد باعث شده که فریادهای درخواست استعفای ایشان از همه سو بلند شود و حتی همفکران اصلاحطلبش هم این درخواست را مطرح کنند. اما من به یاد ندارم در تاریخ جمهوری اسلامی هیچ مقام سطح بالایی استعفا کرده باشد.در این نظام استعفای مقامات جزو محرمات (تابو) است و حتی عملی اعتراضی و خائنانه به شمار میرود.کسی که مورد لطف نظام قرار گرفته و وارد حلقه بالایی قدرت شده ،آن هم در حد رئیس جمهور ،اصولاً حق استعفا ندارد و آن که سرنوشت شغلی رئیس جمهور و وزرایش را تعیین میکند شخص رهبر نظام است. در مافیا،سازمان تبهکاران ایتالیایی، قانونی وجود دارد زیر عنوان «اومرتا». تحت این قانون نانوشته هر فردی که وارد خانواده مافیا شد دیگر حق خروج از آن را ندارد و تحت هر شرایطی باید به «خانواده» وفادار بماند.اومرنا در واقع نوعی قسم وفاداری شدید به خانواده مافیاست و یک ضرب المثل مافیایی هم میگوید: «هر بلایی هم که در خانواده سرت آمد همیشه کر و کور و لال باش تا صد سال در آرامش زندگی کنی.» بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
واقعا متاسف شدم وقتی اسامی تعدادی از دوستان خوب نویسنده خودم را در بین منتقدان حاضر در جشنواره حکومتی فجر دیدم. واقعا حیف و صد حیف که بازار این جشنواره حکومتی را ،که با ماکت موشک درگاه آن را آذین بستهاند و روی آن نوشته اند«خدای جنگ» ، باید توسط چنین قلم به دستانی گرم شود. بعد از جنبش مهسا نوشتم که چنان شکافی بین ملت و حکومت اتفاق افتاده که حکومت باید آرزوی برگشتن به قبل از این دوران را به گور ببرد.اما حالا برایم روشن شد که اشتباه میکردم.به لطف نسل جدید روشنفکرانمان همه چیز برگشت به روال سابق.گاهی وقتها فکر میکنم لیاقت ما همین حکومت است و حتی بدتر از این حکومت. واتسلاو هاول عزیز به درستی به ما مردم ستمدیده توصیه کرده بودی که از هر جا که بوی دروغ و فریب میآید فاصله بگیرید تا دروغ بمیرد. سولژنیتسین عزیز به درستی به ما توصیه کرده بودی که اگر نمیتوانید با استبداد بجنگید حداقل در دروغ های حکومتی شرکت نکنید و بگذارید حکومت بدون حضور شما کار خودش را پیش ببرد. متأسفانه روشنفکران سرزمین من اعتقادی به این توصیهها ندارند و خلافش را عمل میکنند.افسوس. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
دیکتاتور اجازه داده بود همه بدانند که میخواهد موضوع مهمی را به اطلاع آنها برساند.مردم رومانی موظف بودند همیشه با اشتیاق زیاد سخنان رهبر مملکت را بشنوند اما حالا مدتی بود که از دستش خسته شده بودند.سخنان رهبر رومانی معمولا طولانی و همواره حاوی خبرهای بد بود...چائوشسکو عاقبت بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و پیروزمندانه اعلام کرد :« همه بدهیهای خارجی کشور را پرداخت کردهایم. امروز روز بزرگی برای استقلال ملی رومانیاییهاست.» برای لحظاتی مردم دچار این تصور شدند که رژیم از این پس قفسههای خالی فروشگاهها را پر از مواد غذایی خواهد کرد چون تا حالا بخش عمده محصولات کشاورزی به اروپای غربی صادر شده بود تا با پول حاصل از آن بدهیهای خارجی کشور پرداخت شود.حالا رهبر رومانی میگفت بدهیها پرداخت شده پس قاعدتا از حالا به بعد مواد غذایی تولید شده در کشور ،به جای صادر شدن به خارج باید در داخل کشور توزیع میشد.اما مردم اشتباه میکردند.رهبر رومانی در ادامه بیاناتش گفت:« صادرات محصولات غذایی همچنان ادامه خواهد یافت تا رومانی مستقل بماند.امروز رومانی مستقلترین کشور دنیاست و این مایه افتخار همه ماست.» با توضیحات تکمیلی رهبر معلوم شد که سهمیهبندی سفت و سخت گوشت و تخم مرغ و شیر و آرد و شکر ادامه خواهد یافت.رهبر رومانی گفت حتی احتمال دارد که سهمیهبندی مواد غذایی و بنزین در ماههای آینده سفت و سختتر هم بشود.این در حالی بود که مردم زمستان سختی را گذرانده بودند.بسیاری از پیرزنان و پیرمردان به دلیل کمبود سوخت ،از سرما در خانههایشان مرده بودند.مردم حتی برای تهیه نان مجبور به ایستادن در صفهای طولانی بودند.گوشت و میوه و لبنیات کمیاب بود ؛ آن هم در کشوری که حاصلخیزترین خاک اروپا را داشت.حالا رهبر رومانی بر صفحه تلویزیون آمده و گفته بود که مردم نباید توقع هیچ بهبودی را در وضع رفاهیشان داشته باشند.به قول یکی از روشنفکران رومانی"این زمان،فلاکتبارترین اوقات مردم رومانی بود.مردم از بیانات رهبر فهمیدند که هیچ سودی از فداکاریهایی که طی سالهای گذشته کرده بودند نصیبشان نخواهد شد.ما هم از چائوشسکو نفرت داشتیم هم از خودمان.ما از خودمان متنفر بودیم زیرا ما آنچه را که او با کشورمان کرده بود به عنوان واقعیتی محض پذیرفته بودیم؛ واقعیتی که نمیشد عوضش کرد." بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
در این روزها که مصادف با چهل و ششمین سالگرد سقوط حکومت شاهنشاهی است، دارم بخشهایی از " شکست شاهانه» نوشته مارتین زوئیس را میخوانم که جناب عباس مخبر ترجمه کرده است. حرف اصلی کتاب این است که سقوط شاه بیشتر به دلیل ضعف خودش و حکومتش بود تا قدرت مخالفان.به نظرم این حرف تا حد زیادی درست است.شاهنشاهی که در اکثر سال های دهه هفتاد میلادی با قدرت هر چه تمام حکومت کرده و از همه امکانات مالی و تسلیحاتی برخوردار بود و حمایت همه قدرت های خارجی را پشت سرش داشت و برای خودش ابرقدرتی بود ناگهان در یک سال پایانی حکومتش دستخوش ضعف و فتور شد؛ فتوری که شاید بخش عمده آن ناشی از بیماری سرطانی بود که شاهنشاه به آن مبتلا شده بود.کتاب سعی کرده دلایل ضعف و فتور یک سال پایانی حکومت شاه فقید را شرح دهد و ثابت کند که اگر وی دچار ضعف و تزلزل نشده بود میتوانست قدرتش را حفظ کند.در بخشی از کتاب می خوانیم که چگونه شاه از تیمسار اویسی به خاطر خشونتش در سرکوب تظاهرات کنندگان انتقاد می کرده.در واقع ،شاه اراده سرکوب مخالفانش را از دست داده بود و همین عامل اصلی در سقوطش بود. امروزه اکثر اندیشمندانی که در حوزه علوم سیاسی و نظام های اقتدارگرا تحقیق می کنند نیز به این نتیجه رسیده اند که هیچ جنبش اپوزیسیونی نمی تواند به قدرت برسد مگر این که ابتدا در میان هیئت حاکمه تفرقه و تزلزل ایجاد شده باشد.گایتانو موسکا، اندیشمند ایتالیایی دو سال قبل از مرگش،در هزار و نهصد وسی ونه، در کتاب"طبقه حاکم" به درستی نوشت: یک جنبش انقلابی به رغم برخوردار بودن از همه امتیازات زمانی و مکانی، باز به تنهایی قادر به برانداختن حکومت نیست زیرا حکومت دارای ارتش عظیم ، تسلیحات گسترده و انواع ابزار جنگی است.چنین حکومتی را نمی توان به زور سرنگون کرد، مگر آن که ابتدا سران این حکومت دچار تزلزل شده،روحیه خود را باخته باشند ،غیر منطقی رفتار کنند و از ترس پذیرش مسئولیت قادر به سرکوب خونین مردم نباشند و در نتیجه توان تصمیم گیری نداشته باشند.در واقع، عوامل پیروزی یک انقلاب را این گونه می توان فهرست کرد:صدور فرمان های حکومتی ضد و نقیض در اوقات پایانی،تزلزل و تردید مسئولین در تصمیم گیری های نهایی و امتیازاتی که حکومت در لحظات آخر به مخالفانش می دهد. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
چرا آقای خامنهای اهل عقبنشینی نیست؟ این تصور که رهبر نظام جمهوری اسلامی تحت فشار مجبور به عقبنشینی از مواضع همیشگی خود خواهد شد و مواضع معتدلتری در پیش خواهد گرفت تصور باطلی است.رهبر نظام از زمانی که یک نوجوان بود یک امپریالیسمستیز دو آتشه بود و هنوز هم هست.امپریالیسمستیزی به آقای خامنهای کمک کرد که پایههای قدرتش را به ویژه در این سیوپنج سال گذشته محکمتر کند.تندروی همیشه برای رهبران اقتدارگرا فواید زیادی داشته هر چند برای ملتها هرگز هیچ ثمری نداشته .مواضع تند یک رهبر اقتدارگرا به ویژه علیه یک «دشمن خارجی قدرتمند »باعث میشود که مخالفان بالقوه و بالفعل او دست از مخالفت خود بردارند یا مخالفت خود را علنی نکنند یا ابراز آن را به زمانی مناسبتر در آینده موکول کنند.وقتی یک رهبر اقتدارگرا درگیر یک منازعه بزرگ با «دشمن» خارجی است طبیعتاً هیچ کس جرات ابراز مخالفت با وی و حکومتش را ندارد و از همه انتظار میرود که در پشت سر او بایستند و وی را در رسیدن به هدف «,والا»یش علیه دشمن خارجی کمک کنند.از همین روست که در نظام های اقتدارگرا تندروی یک ضرورت حیاتی برای قوام و دوام حکومتها است.افزون بر این،رهبران اقتدارگرا به ویژه زمانی که به سنین کهنسالی میرسند نامنعطف تر از هر زمان دیگری میشوند و بسیار بعید است که از مواضع قدیمی خود دست بردارند.آنها سالها به همین شیوه حکومت کردهاند و در حفظ اقتدار خود نیز«موفق» بودهاند و بنابراین دلیلی نمیبینند که خود را به زحمت بیندازند و روشهای تازهای را برای حکمرانیشان بیازمایند.انها در واقع در سنین بالای عمر بیشتر به این فکر میکنند که میراثی از خود به جا گذارند و میراث آقای خامنهای چیزی جز همین ستیز ابدی و ازلیاش با آمریکا و غرب نیست که به نظرم تا آخرین دم حیات در حفظ آن خواهد کوشید.البته باید اذعان کرد که از ایشان انتظاری جز این نمیرود.رهبرانی که توانستهاند از مواضع قبلی خود برگردند و کشورشان را در مسیر متفاوتی قرار بدهند واقعا انگشت شمارند.انور سادات رهبر مصر یکی از همین معدود رهبران بود که توانست کشورش را از آغوش شوروی کمونیست بیرون بکشد و راه همکاری با غرب را در پیش بگیرد.یا رهبران ویتنام که تصمیم گرفتند پس از پایان جنگ با آمریکا راه مسالمت و دوستی با آمریکا را در پیش بگیرند و نهایتا هم آمریکا را به بزرگترین شریک تجاری خود بدل کردند.اما اینها جزو استثناهای تاریخ است و گمان نکنم آقای خامنهای هیچ علاقهای داشته باشد که جزو این استثناها قلمداد شود. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari
انقلاب سفید شش بهمن شصت و دومین سالگرد «انقلاب سفید شاه و ملت » است که باید آن را گرامی داشت .این یک انقلاب واقعی بود که بدون خون و خونریزی رخ داد و ثمرات بسیار مثبتی داشت.ابتدا شش اصل داشت ولی به تدریج بر اصول آن اضافه شد:اصلاحات ارضی و تقسیم زمینهای ملاکین بین کشاورزان ؛حق شرکت زنان در انتخابات؛سپاه دانش؛ سپاه بهداشت و.... به نظرم مهمترین اصل این انقلاب همان اصل اولش بود :اصلاحات ارضی.تا پیش از انقلاب سفید فقط بیست درصد زمین های کشاورزی در دست روستاییان بود و مابقی در اختیار ملاکین و دولت و روحانیون بزرگ(زیر عنوان اوقاف).بگذارید از تجربه شخصی خانوادگی خودم برایتان بگویم.پدر من در روستای خلج(که حالا شهر شده) زمینهای بسیاری داشت.مادرم همیشه میگفت«نصف زمینهای خلج مال بابات بود.» بابا به پشتوانه این زمینها هیچ کاری نداشت جز شکار رفتن و خوشگذرانی با رفقا و ولخرجیهای آنچنانی.اما در اوایل دهه چهل که اصول« انقلاب سفید شاه و ملت» اعلام شد همه زمینهایش را گرفتند و دادند به کشاورزان محل.البته قرار بود که کشاورزان هر سال یک بهره مالکانه به مالک سابق بدهند.اما «مش رضا» ( کدخدای ده یا نماینده کشاورزان) هر بار که به خانهمان میآمد که بهره آن سال را بدهد ، در حالیکه چهارزانو دم در نشسته بود و سرش را پایین انداخته بود به پدرم میگفت: «ارباب کشت و کار امسال خیلی بد بود و ما همه ضرر کردیم و پولی برای عرضه به شما نداریم.» خلاصه پدر من در سن حدودا پنجاه سالگی برای گذران زندگی خودش و خانوادهاش مجبور شد کارمند دولت شود.اینجوری ما کلا از طبقه فئودال پرتاب شدیم به بیرون طبقه، که البته حقمان بود.شاید قرار بود که در طبقه بورژوا ادغام شویم که البته این توفیق نصیبمان نشد و به صف خردهبورژوازها پیوستیم (به قول چپها ) . باری، همهاینها را نوشتم که بگویم آن انقلاب واقعی بود و شاه فقید واقعا موفق شد رژیم ارباب و رعیتی(فئودالبیسم)را به شیوهای آرام و متمدنانه الغا کند و این در حالی بود که مراجع دینی آن زمان با تمام قدرت در برابرش ایستاده بودند و کارشکنی میکردند و جالب اینکه حزب توده هم که مثل هر حزب کمونیستی قاعدتاً باید موافق تقسیم زمین بین کشاورزان باشد بدترین حملات را به شاه میکرد و انقلابش را قلابی و فریبکارانه مینامید.انقلاب سفید به تدریج از شش اصل به چهارده اصل رسید(از جمله تغذیه رایگان در مدارس، بیمه درمانی همگانی و....).حیف که طوفان انقلاب خونین پنجاه و هفت از راه رسید و اجازه نداد که اصول مترقی انقلاب سفید شاه و ملت ثمرات بیشتری را نصیب ملت ایران کند. بیژن اشتری Instagram @bijan_ashtari