دیدن
Статистикаنوشتن سودای کلمه است. که همواره مرا به تنهایی می خواند .به در خود بودن با خود بودن وزیستن همچون شکل تنهایی خود که مانند دهان مرگ وسوسه انگیز وپر التهاب است. @Siamakmohajery لینک کتاب ۱۳۴۸ https://taaghche.com/book/194119/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B8
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 352
- 1/48двое суток
- 403
- 1/72трое суток
- 435
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فایل صوتی نشست نمایش و نقد مستند « از سکوی سرخ» ◀️ با حضور: #پویا_پارسا_مقام، کارگردان فیلم و #سیامک_مهاجری نویسنده کتاب « 1348» 👈 چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ 🪧 سلسله نشستهای مشترک انجمن مستندسازان سینمای ایران و انجمن جامعهشناسی ایران با همکاری عمارت روبرو #یدالله_رویایی #شعر_حجم #از_سکوی_سرخ #خانه_مستند #انجمن_جامعهشناسی #عمارت_روبرو به دیدن بیا @BooF60
جلسه خوانش و نقد مصاحبه هوشنگ نهاوندی رئیس دفتر مخصوص و کارگزاران عصر پهلوی یکشنبه ۱۱ مرداد ساعت ۲۱ کلابهاوس @BooF60
🎥 «سینمای مستند: نگاهی دیگر» سلسله نشستهای مشترک انجمن مستندسازان سینمای ایران و انجمن جامعهشناسی ایران با همکاری عمارت روبرو 🔶 نشست ششم: نمایش فیلم مستند «از سکوی سرخ» 🔸 گفتوگوی جمعی با پویا پارسا مقام، کارگردان فیلم و سیامک مهاجری، نویسنده کتاب «۱۳۴۸» 🔸 چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ 🔸 خلاصه داستان: در آخرین روزهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷، یدالله رؤیایی ایران را برای همیشه ترک کرد. سالها بعد گفت تنها چیزی که آن روز در چمدانش گذاشت و با خود برد زبانش بود. سال ساخت ۱۴۰۱ 🔸 چهارراه ولیعصر، خیابان انقلاب، بر شمال شرقی، بنبست کیانپور، عمارت روبرو آزاد و رایگان حضور برای همگان آزاد و رایگان است. #انجمن_مستند_سازان_سینمای_ایران #انجمن_مستندسازان_سینمای_ایران #انجمن_جامعه_شناسی_ایران #گروه_جامعه_شناسی_مردم_مدار #گروه_جامعه_شناسی_جمعیت_و_مهاجرت #سینمای_مستند_ایران #سینمای_مستند #فیلم_مستند
💢 نشست تخصصی 🔹 به همت گروه مطالعات فرهنگی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار میشود: 🔸 موضوع نشست: جریانهای فکری و فرهنگی غیررسمی و تاثیر آنها بر آموزش عالی ایران در دهه ۱۳۵۰ 🎤 با حضور: دکتر علیرضا مرادی دکتر عبدالله کریمزاده سیامک مهاجری دکتر رضا ماحوزی 🗓️ زمان: چهارشنبه، ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ⏰ ساعت: ۱۳ تا ۱۵ 📍 دسترسي به صورت برخط (مجازی) B2n.ir/iscs1
جلسه اول نقد کتاب جریانهای پنهان خانوادگی نوشته: افسانه نجمآبادی امشب ساعت ۲۱ در کلاب هاوس لینک عضویت به دیدن بیا @BooF60
🔊فایل صوتی نسبت میان پالایش اخلاقی زبان و ظهور دولت مدرن در ایران ۴۹ دقیقه دومین سمپوزیوم چندزبانه مطالعات زبان دانشگاه مکگیل در مجالس اول مشروطه، تلاشهایی برای تعیین اساس «ملت» و «ملیت» صورت گرفت. ادغام اقلیتهای مذهبی و تعیین اصلی واحد برای اساس ملیت، منجر شد از همان ابتدا ملت پایه در نژاد و مذهب پیدا نکند. این نگاه، خود به خود، ملت به عنوان نهادی سیاسی-سرزمینی را جایگزین مفهوم قدیمی «ملت مذهبی» کرد. از آنجا که در این تعریف جدید، نژاد و مذهب نمیتوانستند پایه وحدت باشند، زبان فارسی به عنوان محور اصلی هویت ملی مورد توجه واقع شد. این انتخاب دو پیامد مهم داشت: نخست آنکه فرهنگ به عرصه ای تنشزا تبدیل شد، زیرا زبان فارسی به شدت با فرهنگ و ادبیات ما درآمیخته بود دوم اینکه دولت و نخبگان برای محافظت از این پایه هویت ملی، ناگزیر به دخالت و کنترل در عرصه فرهنگ شدند. سیر این تحول و گذار و پیامدهای آن، موضوع گفتار من در این نشست بود. #سیامک_مهاجری . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @BooF60 🆑 #کانالسخنرانیها 🌹
آیا سیستمهای سیاسی را میتوان با گزارههای اخلاقی سیاه و سفید قضاوت کرد؟ #سیامک_مهاجری بخش دوم ⏺برای روشنتر شدن نقش این ماشین تولید تصمیم، مثالی را در نظر بگیریم. موقعیتی مانند صحنه یک تصادف را تصور کنید. هنگامی که فردی در این حادثه مجروح میشود، ما نمیپرسیم که آیا سیستم درمانی «خوب» است یا «بد» و نیز درگیر این پیچیدگی اخلاقی نمیشویم که آیا باید خودمان مصدوم را درمان کنیم یا او را به پزشک بسپاریم. زیرسیستم سیاسی، با تولید تصمیم و تعیین شماره تماس اورژانس، تمام پیچیدگی محیط را به یک کنش ساده برای تصمیمگیری تقلیل میدهد. به این ترتیب، زیرسیستم سیاسی همچون ماشینی تصمیمساز عمل میکند که با محاسبه و ارزیابی شبکهای متکثر از روابط و با در نظر گرفتن متغیرهای متعدد، تصمیمی تولید میکند که ممکن است کارآمد یا ناکارآمد باشد. ⭕یک سیستم سیاسی، بهواسطه گستردگی تصمیمهایی که اتخاذ میکند، در سطوح مختلف با جامعه در ارتباط است. از همین رو، ممکن است در یک حوزه با منافع ما همسو باشد و در حوزهای دیگر بر خلاف منافع ما عمل کند. برای نمونه، تصمیمی در عرصه نظامی ممکن است در راستای منافع ملی همگان باشد، در حالی که تصمیمی دیگر در حوزه اقتصاد با منافع بخش بزرگی از شهروندان تعارض داشته باشد. در نتیجه، نوع تعامل ما با این سیستم نیز از یک سطح به سطح دیگر متفاوت خواهد بود. ⏏اگرچه سیستم سیاسی نه یک ارگان طبیعی است و نه یک ماشین مکانیکی، اما برای تقریب به ذهن میتوان گفت همانگونه که ماشینی را که ظرفهای ما را میشکند، اما لباسهایمان را میشوید، با معیارهای اخلاقی داوری نمیکنیم، بلکه بهصورت بخشی با آن تعامل داریم و میکوشیم آن را تعمیر، بهبود یا در صورت لزوم تعویض کنیم، زیرسیستم سیاسی نیز در هر حوزه میتواند بر اساس کدهایی چون «کارآمد» یا «ناکارآمد» بهگونهای متفاوت ارزیابی شود. 🔰حال، هنگامی که این زیرسیستم بهطور فزاینده با کدهای اخلاقی تعریف و انباشته میشود، تعارضهایی در جامعه پدید میآید؛ بهگونهای که دفاع از یک سطح یا یک کارکرد این سیستم، از نظر گروهی، بهمنزله دفاع اخلاقی از کل سیستم تلقی میشود و، برعکس، نقد یا مخالفت با بخشی از آن نیز بهمثابه نفی اخلاقی تمام سیستم فهمیده میشود. منشأ این برداشت آن است که گویی دولت نیز، همانند یک فرد، دارای یک ذهن روانی واحد است. 📛وقتی استفاده از کدهای اخلاقی در زیرسیستم سیاسی به امری طبیعی تبدیل میشود، دیگر عجیب نخواهد بود که حتی تیم ملی فوتبال نیز، صرفاً بهواسطه بازی کردن زیر پرچم این دولت، «تیم فوتبال حکومت» قلمداد شود و از شکست آن ابراز خوشحالی کنند. اما مشکل از آنجا آغاز میشود که استمرار استفاده بیرویه از کدهای اخلاقی میتواند کل جامعه را دچار اختلال کند. به این معنا که اگر انتظاری که مخالفان وضع موجود از بازیکنان تیم ملی دارند، به دیگر ارکان جامعه، مانند پزشکان، مهندسان و دیگر گروههای حرفهای نیز سرایت کند، آنگاه با چه صورتی از اجتماع روبهرو خواهیم بود؟ ♻ممکن است کسانی بگویند چنین انتظاری از جامعه پزشکی، که در بیمارستانهای دولتی فعالیت میکنند، وجود ندارد. در پاسخ میتوان گفت اگر چنین انتظاری از آنان وجود ندارد، طبیعی است که برای بخشی از جامعه نیز چنین انتظاری از بازیکنان تیم ملی فوتبال وجود نداشته باشد! ❗این مجادله اخلاقی میتواند همچنان ادامه یابد و استدلالهای فراوانی در تأیید یا رد آن مطرح شود؛ اما مسئله اصلی، خوانش زیرسیستم سیاسی با کدهای اخلاقی است. البته بهرهگیری از این کدها، در سطحی محدود، برای قضاوت و ارزیابی هر سیستم سیاسی ضروری است؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که این ماشین تولید تصمیم را، بهجای بررسی موردی بر اساس کدهایی چون «کارآمد/ناکارآمد»، «مشروع/نامشروع» و مانند آن، صرفاً بهصورت تقلیلگرایانه و با کدهای اخلاقی فهم و ارزیابی کنیم. ❇از منظری رادیکالتر، حتی میتوان گفت سیاست در عصر جدید با گسستی نظری و معرفتی از کدهای اخلاقی تأسیس شده و شکل گرفته است. به بیان دیگر، سیستم سیاسی مدرن با گسست از نظام تقدیر و نظام اخلاق، و بر پایه حداکثرسازی منافع، اساساً ماهیتی مستقل از اخلاق دارد. ازاینرو، بازخوانی و فهم آن صرفاً در نسبت با اخلاق، مگر آنکه خود بخشی از راهبرد کسب قدرت باشد، با فلسفه وجودی آن در تعارض قرار میگیرد. اگر هم توسل به اخلاق صرفاً یک راهبرد سیاسی باشد، در آن صورت پنهان شدن پشت فیگورهای اخلاقی چیزی بیش از یک نمایش نخواهد بود؛ ازاینرو، نباید اسیر صحنهگردانی این بازی اخلاقی شد یا بر اثر فشار اجتماعی به آن تن داد. به دیدن بیا @BooF60
آیا سیستمهای سیاسی را میتوان با گزارههای اخلاقی سیاه و سفید قضاوت کرد؟ #سیامک_مهاجری بخش اول ⬅این روزها عمدتاً شاهد مجادلاتی در له یا علیه سیستمهای سیاسی هستیم؛ با گزارههایی از این دست که: «من حاضر نیستم بهواسطه ... از عملکرد سیاه چنین حکومتی دفاع کنم» یا «این حکومت هم، مانند هر حکومت دیگری، خاکستری است.» آیا میتوان از استعارههایی چون «سیاه»، «سفید» و «خاکستری» با بار اخلاقی برای توصیف سیستمهای سیاسی استفاده کرد؟ استفاده از این استعارهها چه پیامدهایی دارد؟ 🔸بهطور کوتاه میتوان پاسخ داد: بله، طبیعتاً میتوان درباره سیستمهای سیاسی از این استعارهها یا هر نظام استعاری دیگری استفاده کرد و در سطحی هم لازم است؛ اما نباید فراموش کرد که برخی استعارهها، بهواسطه اینکه اساساً برای توصیف سیستمهای دیگری طراحی شدهاند، ممکن است رهزن باشند و حتی به تصمیمات نادرست در عمل بینجامند. 🔻برای نمونه، مثالی از زیرسیستمهای علم و هنر و مقایسه آنها با یکدیگر، به روشنتر شدن موضوع کمک میکند. اساساً در نظریه سیستمهای پیچیده، هر سیستم از مجموعهای کدهای دوگانه (Binary Code) تشکیل شده است که صرفاً در همان سیستم معنا دارند. برای نمونه، زیرسیستم علم با دو کد «صادق» و «کاذب» خوانده و فهمیده میشود؛ همانگونه که زیرسیستم هنر با کدهای «زیبا» و «زشت» تعریف میشود. بهکار بردن کدهای معرف این زیرسیستمها در زیرسیستمهای دیگر، مشکلاتی ایجاد میکند و گاه حتی به بدفهمی میانجامد. برای مثال، در زیرسیستم علم، گزاره «آب در صد درجه میجوشد» یا صادق است یا کاذب؛ اما اگر کسی بگوید «جوشیدن آب در صد درجه زیباست»، سخن او در زیرسیستم علم بیمعنا، اما در زیرسیستم هنر قابلفهم و حتی هوشمندانه تلقی میشود. 🔺با این اشاره کوتاه، اگر بخواهیم به موضوع اصلی بازگردیم، باید بگوییم که مدتی است شاهد آن هستیم که کدهای معرف زیرسیستم اخلاق، بهطرزی فزاینده ــ که دلایل آن خود موضوعی مستقل است ــ وارد زیرسیستم سیاست شدهاند. گزارههایی چون «ایستادن در سمت درست تاریخ»، «خونشور»، «همدستی با جنایتکار» و مواردی از این دست، بر پایه کدهای زیرسیستم اخلاق، که با دوگانه «خوب/بد» شناخته میشود، بنا شدهاند. این در حالی است که زیرسیستم سیاسی عمدتاً با کدهایی چون «دولت/اپوزیسیون» و «کارآمد/ناکارآمد» شناخته میشود و عمل میکند. 🔻حال، اشکالِ شناسایی و خوانشِ زیرسیستم سیاست با کدهای اخلاقی چیست؟ کدهای اخلاقی، از آنجا که بر پایه سیستمهای فردی و مؤلفههای روانی بنا شدهاند، به فرضی نادرست دامن میزنند که بر اساس آن، زیرسیستم سیاسی نیز همچون ارگانی طبیعی و روانی تلقی میشود؛ گویی کارکردی مشابه ذهن یک انسان واحد دارد. بخشی از این برداشت نادرست، بهواسطه حضور افراد در سیستم سیاسی شکل میگیرد و این تصور را تقویت میکند که با یک سیستم روانی واحد روبهرو هستیم. همچنین نمیتوان انکار کرد که استعاره دولت بهمثابه یک بدن واحد، از استعارههای تاریخیِ رسوبیافته در ذهن همگان است و البته دولتها نیز، بهواسطه میل به تولید و تمرکز قدرت، به تقویت این استعاره کمک میکنند. 🅾این در حالی است که زیرسیستم سیاسی نه یک سیستم روانی، بلکه در حقیقت یک سیستم ارتباطی است؛ یعنی عملکرد و بقای آن، همانند بازار و جامعه، بر پایه شبکههای بیشمار ارتباطی شکل گرفته است. ازاینرو، هر تصمیم در این زیرسیستم بر اساس منافع و تعارض منافعِ بازیگران متعدد در یک شبکه ارتباطی شکل میگیرد. با توجه به پیچیدگی موضوع و برای پرهیز از اطاله کلام، فعلاً از توضیح بیشتر درباره این مسئله صرفنظر میکنیم. 🔹آنچه در اینجا، بهعنوان شهروند، به ما مربوط میشود، تعیین نسبت خود با این سیستم است؛ هم برای فهم آن و هم برای قضاوت و تصمیمگیری درباره آن. از آنجا که در همهجا دولت را «شرّ ضروری» میدانند، ما با یک سیستم هیولایی ــ همان که هابز آن را «لویاتان» مینامید ــ روبهرو هستیم. این سیستم لویاتانی، در حقیقت، یک ماشین کلانِ تولید تصمیم است و اساساً نیز برای همین هدف ساخته شده است؛ بدین معنا که مهمترین وظیفه آن، سرعت بخشیدن به فرایند تولید تصمیمها (فارغ از درستی یا نادرستی آنها ) است تا از این طریق، پیچیدگی محیط را برای ما کاهش دهد. ادامه 👇 به دیدن بیا @BooF60
🎥 «سینمای مستند: نگاهی دیگر» نمایش فیلمهای انجمن مستندسازان سینمای ایران با همکاری عمارت روبرو 🔶 نشست ششم: نمایش فیلم مستند «از سکوی سرخ» 🔸 گفتوگوی جمعی با پویا پارسا مقام، کارگردان فیلم و سیامک مهاجری، نویسنده کتاب ۱۳۴۸ 🔸 دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ 🔸 خلاصه داستان: در آخرین روزهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷، یدالله رؤیایی ایران را برای همیشه ترک کرد. سالها بعد گفت تنها چیزی که آن روز در چمدانش گذاشت و با خود برد زبانش بود. سال ساخت ۱۴۰۱ 🔸 چهارراه ولیعصر، خیابان انقلاب، بر شمال شرقی، بنبست کیانپور، عمارت روبرو آزاد و رایگان #انجمن_مستند_سازان_سینمای_ایران #انجمن_مستندسازان_سینمای_ایران #سینمای_مستند_ایران #سینمای_مستند #فیلم_مستند
🎙 جلسه مقدماتی نقد و بررسی کتاب 📕 «جریانهای پنهان خانوادگی» ✍️ نوشته: افسانه نجمآبادی ─────────────────── 🗓 زمان: یکشنبه ۱۴ تیرماه ⏰ ساعت: ۲۱:۳۰ 📍 بستر گفتگو: کلابهاوس و ویراستی لینک عضویت اتاق در کلابهاوس به دیدن بیا. @BooF60
خلاصهای ۶ دقیقهای از فصل هفتم و موخره کتاب نهشرقی، نهغربی افشین متین برای دوستانی که فرصت خواندن یا شنیدن خوانش این فصل را نداشتند ضمنا جلسه نقد این فصل دوشنبه ۸ تیرماه ساعت ۲۰:۳۰ در ویراستی برگزار میشود @BooF60
چرا سکنیگزیدن معادل دقیقی در فلسفه هایدگر نیست؟ هایدگر: فانیان یا انسان هایی که موجودات فانی به شمار می آیند، فانی هستند؛ زیرا در می گذرند و به دیگر سخن، توانایی پذیرش مرگ را چونان مرگ دارند. فانی با سکنی در زمین از زمین محافظت می کند و حفظ به معنای رهایی بخشیدن چیزی از خطر نیست، بلکه به معنی رها ساختن چیزی برای حضور داشتن خودِ آنست. شعر، زبان و اندیشه رهایی ـ ترجمه عباس منوچهری توصیف مرگ در اینجا متعلق به دوره متاخر آثار هایدگر است و اولینبار در مقاله «ساختن، سکنیگزیدن و تفکر» آمد. ابتدا گذرا و به اشاره باید گفت در فلسفه هایدگر انسان، تنها موجود فانی است! در نتیجه جمله اول جز این نباید برداشت شود و ترجمه اندکی رهزن است، کما آنکه خود هایدگر عناصر چهارگانه را اینطور تعریف میکند زمین، آسمان، خدایان و فانیان دوم به واژه آلمانی wohnung باز میگردد همان که در فارسی «سکنیگزیدن» بهمعادلی جاافتاده برای آن بدل شده است. هایدگر اعتقاد داشت این واژه با beuen که یکی از معانی آن «بودن» است و همچنین با واژه gewohnen یا همان عادت و انس همریشه است ( دومی البته تصریح هایدگر نیست) پس در معنای تحتالفظی آن، wohnung به معنی «بودن در مکانی، همراه با انس» و ریشه داشتن در آن است، همچنان که از خانهپدری عمدتا در افواه یاد میشود. سکنی در فارسی به دلایلی نادقیق است[1] نزدیکترین واژه بهمعنای مورد نظر به نظرم «مان» است، در «خان و مان» که زمانی چنین دیریاب نبود: ز بیشه ببردم ترا ناگهان گریزان از ایران و از خان و مان . فردوسی . کما اینکه در میان مانویان «مانستان» اقامتگاهی عبادی بود که بودن در آن با انس همراه بود. پیشوند «مان» در اینجا از ریشه اوستایی dmana اخذشده به معنای اقامتگاه و از همین مان، فعل ماندن و صفت ماندگار ساخته شده که هر دو برخلاف سکنی، نه بر توقفی کوتاه که بر بودنی ریشهدار اشاره دارند. خان و مان در گذر زمان به خانمان بدلشده هرچند پیشوند منفیساز آن در بیخانمان امروزه بیشتر رایج است. در نتیجه خانمان بهترین معادل برای wohnung آلمانی در فلسفه هایدگر است.[2] پانوشت: ۱. در خصوص ریشه سکنی، «سکن» به معنی بازایستادن و توقف است، مسکین هم به همین ترتیب؛ یعنی فردی که بواسطه فقر از حرکت و و توان باز ایستاده، حتی سکینه در معنای اولیه به آرامشی اشاره دارد که پس از یک حرکت فیزیکی ایجاد میشد برخلاف wohnung آلمانی که ناظر به انسی ذهنی و خشنودی حاصل از آن است. ۲.در حوادثی چون جنگ که افراد به سفر میروند یا خانه و کاشانه خود را رها میکنند فیالمثل در هتلی یا اقامتگاهی سکنی میگزینند، وقتی پرسیده میشود چه حال چه احوال؟ عمدتا عبارت «بیخانمانم» برای گوش فارسی آشناست. و اهمیت جایگاه معنایی خانمان را نشان میدهد. یا آنکس که خانه و کاشانهاش را بواسطه بلایای طبیعی از دستداده، را وقتی در جایی پناه میدهند، سرپناهی برایش ترتیب میدهند، بعضا حتی در جایی بهتر از خانهاش، اما در توصیفش میگویند: فلانی بیخانمان است. یعنی چیزی فراتر از خانه، کاشانه و سکونتگاهش را از دست داده است. نظری به این رباعی خواجه عبدالله انصاری بیندازیم آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند؟ ناظر به وجه معنایی خانمان، خانمان اینجا در ردیف فرزند و عیال آمده است. که حاکی از بعد ذهنی و عاطفی خانمان در برابر معادلهای مشابهاش در زبان فارسی است. #سیامک_مهاجری به دیدن بیا. @BooF60
لفظ ایران همان است که در اوستا ایریا ضبط شده و معنی آن خاک گریان است. تاریخ ایران ـ سر پرسی سایکس پ.ن دوستانی در خصوص نامعتبر بودن این ادعا تذکراتی دادند ضمن سپاس، باید بگوید در عدم اعتبار این گفته شکی نیست، صرفا توصیف شاعرانه از خاکگریان مد نظر بود @BooF60
نازنین، امروز هم دو نامه. یکی از رُم، از روز دومین تلفنت؛ یکی هم از آمریکا، سهشنبه، روز دریافت اولین نامهی من. فوراً بگویم لطفاً «سروته چیزهای بیمورد» را نزنید. من عاشق چیزهای بیموردتانم. شما خانم خیلی خوبی هستید که همیشه در گردشهای صبحانه و عصرانهتان باید چیزهای بیموردتان را همراه داشته باشید، مثل سگهای کوچک خاکستری چشمعسلی، که همپای خانمهای تکیدهی متشخص در آفتابهای پریدهی حاشیههای bois de boulogne میگردند. کلمههای شما به دستوپایشان توی هم گیر میکند و میخورند زمین، به تشخص شما میافزایند، چشمتان همیشه به بالا به آسمانهای آبی یکدست روبهروست. عهدهایمان را نگاه دارید. در نیویورک، سه شبانهروز در اتاق بستهای خواهیم ماند با پردههای کشیده؛ در لندن، اردک سفارش خواهیم داد لب دریاچهی هایدپارک؛ در رم شما، پابرهنه روی سنگفرشهای شبانه راه خواهیم رفت تا ته یک کوچه در اتاق سقفکوتاهی با رومیزیهای چارخانهی صورتی و سفید؛ چیزی برایمان بیاورند که اسمش یک سطر طول بکشد و قیمتش هم بعد یک سطر طول بکشد؛ در اندلس، وای، نمیدانم چهکار خواهیم کرد؛ اما، در پاریس، میتوانیم روی سیل برگهای خشکیده راه بیفتیم، چون مسیح روی آب. اینجا خبری نیست، شمیم فقط سلام رساندهست. —بیژن الهی پنجشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۵۳ ❚❚❚
کانال بایگانی | کانال بایگانیپژوه
#سخنرانی #گفتگو #سیامک_مهاجری 🔸 زمستان خونین و مقاومت مدنی 🎙️ سیامک مهاجری 📌 اسفند ماه ۱۴۰۴ منبع: استودیو پات ⏳ یک ساعت و ۱۶ دقیقه 🔻🔻🔻
در ادامه نشستهای نقد کتابی که در دوران جنگ در محیط ویراستی با دوستان داخل برگزار میکردیم، یکشنبه 24 خرداد جلسه نقد فصل ششم کتاب همشرقی، همغربی #افشین_متین استادیار تاریخ و مذهب خاورمیانه (در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا) را برگزار خواهیم کرد. در فصل ششم نویسنده، فضای فکری دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی را به عنوان میدان نبرد میان سه روایت سلطنت انقلابی، سنتگرایی عرفانی و مارکسیسم اسلامی تحلیل میکند. ایده مرکزی این فصل آن است که پیش از انقلاب، یک همگرایی ناخواسته میان رژیم شاه و مخالفانش حول محور «نفی غرب» و «اصالت فرهنگی» شکل گرفت. نویسنده نشان میدهد که حکومت پهلوی با ترویج بومیگرایی برای راندن مارکسیسم، ناخواسته بستر فرهنگی لازم را برای قدرت گرفتن تشیع انقلابی فراهم کرد. در نهایت، این اختلاط فکری که رژیم آن رابه کنایه «مارکسیسم اسلامی» مینامید و خود در ساختن آن نقش داشت، به جذابترین روایت برای نسل جوان تبدیل شد و با ایجاد یک جبهه متحدِ ضد غربی، مشروعیت ایدئولوژیک سلطنت را از درون تهی ساخت و به فروپاشی آن انجامید. این نشست در ویراستی برگزار می شود به دیدن بیا @BooF60
با زبان دیگری باید سخن گفت! ➿ما برگشتیم، اما نه چون دفعات پیش، اینبار زخمی، مجروح شاید حتی خشمگین و البته بیپرده باید گفت قطعا نه دیگر همان آدمها پیشینایم، نه چون سابق قادر به سخن گفتن خواهیم بود. ➿آنچه گذشت تنها هشتادواندی روز چون دیگر روزها نبود، بلکه یکی از حساسترین برهههای تاریخ ما بود که در آن ایران از بزرگترین و بیسابقهترین تهاجم تاریخی خود که میتوانست تهدیدی برای نابودی تمدنیاش باشد تا اینجا جان سالم بدر برد. ◀️یادداشتی برای این هشتادواندی سالی که در داخل بر ما گذشت تهیه کرده بودم که در نهایت بعد کلنجارهای بسیار از انتشار آن دستکم تا این لحظه صرف نظر کردم. 🫷بنا نداشتم که اینبار تا مدتها چیزی اینجا بنویسم، اما آنچه اینک میتوانم به ادامه این روزها اضافه کنم این است، خب عمو ترامپ هم حمله کرد و این بازی و رویافروشیهای مشتی کودن هم به پایان رسید آیا وقت آن نرسیده پوپولیسم و پوپولیستها از هر طرف به خانه بازگردند تا سیاست و تامل به شکل بنیادی در آن از جایی آغاز شود؟ به نظرم چه بخواهیم و چه نخواهیم این لحظه به آهستگی در حال فرارسیدن است و زمانه نسلی از ژورنالیستهای همهچیزدان و عاقل اندر سفیه به پایان رسیده است و به مرور ادبیاتی که زمانی خریداران بسیار داشت از سکه خواهد افتاد. 🫸باید به زبانی دیگر و متناسب با عصر دیگری سخن گفت، جز این اگر باشد، زمانه با زبانی دیگر با ما سخن خواهد گفت! #سیامک_مهاجری
🔖زمستان خونین و مقاومت مدنی 🎙️سیامک مهاجری در گفتگو با حسین رزاق #استودیو_پات 🔗 فیلم کامل را اینجا ببینید 📌 #استودیو_پات را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید 🔗کانال اینستاگرام 🔗کانال یوتیوب 🔗کانال ایکس (توئیتر) @studio_patt
ارتباط پهلوی با شاهان باستان تا چه میزان قابل توجیه است؟ نکتهای که گاه در برخی تقریرهای نظریه ایرانشهری درباره نقش انتظامبخش شاه نادیده گرفته میشود، این است که پس از اسلام، بهمعنای دقیق کلمه دیگر با «نظریه شاهی» مواجه نیستیم؛ بلکه الگوی «سلطانی» بهتدریج جایگزین صورت آرمانی شاهی باستان شد. در برخی روایتهای معاصر از نظریه ایرانشهری، تمایز روشنی میان «شاه» و «سلطان» برقرار نمیشود، حال آنکه این دو بر بنیانهای متفاوتی استوارند. مفهوم «سلطان» از دوره امپراتوری سلجوقی به بعد صورتبندی نظری یافت و سپس در ساختار سیاسی عثمانی تثبیت شد. سلطنت در این معنا واجد بار فقهی ـ مذهبی بود؛ سلاطین، در سطح نظری، بخشی از نظم خلافت محسوب میشدند، هرچند در عمل استقلال داشتند. مشروعیت آنان از طریق تفویض یا تأیید خلیفه اعطا میشد و بدینترتیب میان قدرت سیاسی و مرجعیت دینی نوعی واسطه برقرار بود. در مقابل، نظریه شاهی در ایران باستان مبتنی بر نوعی هستیشناسی کیهانی بود. «فره» بهمثابه ودیعهای الهی و نوری آسمانی مستقیماً به فرد تعلق میگرفت و میتوانست به همان سرعت از او سلب شود. در این چارچوب، مشروعیت شاه نه از طریق نهاد دینی یا مرجع واسط، بلکه بهصورت بیواسطه و در نسبت با نظم قدسی عالم تعریف میشد. از این منظر، حتی با فروپاشی خلافت عباسی به دست هلاکو خان، شاهان صفوی وارد احیای نظریه شاهی باستان نشدند، بلکه در استمرار صورت تحولیافته الگوی سلطانی حکومت کردند؛ الگویی که در آن پیوند قدرت سیاسی با تأیید فقهی همچنان نقش تعیینکننده داشت. با سقوط سلسله صفوی، همان بنیان نیمبند سلطانی ــ یعنی مشروعیتی که از رهگذر تأیید فقها تثبیت میشد ــ نیز دچار بحران شد. از دوره افشاریه تا پایان قاجار، ساختار قدرت نه بر نظریه شاهی باستان استوار بود و نه بر صورت کلاسیک سلطانی؛ از همینرو برخی حاکمان برای جبران خلأ مشروعیت، به انتسابهای تاریخی ـ تباری به چهرههایی چون تیمور و چنگیز متوسل میشدند. با آغاز دوره پهلوی، سلطنت وارد مرحلهای کاملاً متفاوتی شد. شاه در این دوره نه حامل فره ایزدی بود و نه سلطانِ مأذون از خلافت. بلکه ملغمهای از عناصر ملی، سکولار، باستانگرا و گاه مذهبی را در چارچوب دولت مدرن سامان میداد. در نتیجه، در بهترین حالت وجهی نمادین و سیاسی داشت که نقطه اتکای مشروعیت آن نه قدسی ـ کیهانی و نه شریعتبنیاد بود، بلکه عمدتاً به قانون اساسی مشروطه ارجاع داشت. از همین رو، با تضعیف یا بعضا تعلیق قانون در حراست از اختیارات شاه، بنیان نظری گذار از آنها نیز به خودی خود ممکن شد. بر این اساس، فارغ از داوری ارزشی درباره امکان یا مطلوبیت بازگشت سلطنت، باید تأکید کرد که از منظر نظری، سلطنت در وضعیت جدید آن هیچ نسبتی با نظریه شاهی ایران باستان ندارد. ارجاع به شاهان هخامنشی چون کوروش بزرگ و داریوش بزرگ در این زمینه، بیش از آنکه استمرار مفهومی را نشان دهد، کارکردی ایدئولوژیک و سیاسی دارد. #سیامک_مهاجری به دیدن بیا @BooF60