tgindex

کانال کتاب و کتابخوانی

описание

📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.

409
подписчиков
Охват к подписчикам
15,4%
ERR
Реакции к просмотрам
3,41%
151 на 50 постов
Пересылки к просмотрам
0,72%
32
Постов в день
1,4
всего 107

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 13 авг.без подписи9,09%
  • 13 авг.без подписи9,09%
  • 9 авг.سیاره ما دیگر نیازی به آدمهای موفق ندارد، این سیاره به شدت نیازمند افراد ”صلح جو، درمانگر، ناجی، قصه گو و عاشق“ است. #دالای_لاما7,79%
  • 12 авг.وقتی با دست راست می‌نویسی آنچه در مغز هست را می‌نویسی ولی وقتی با دست چپ می‌نویسی بین مغز و دست ت این قلب ت هست که کلمات و جملات را زیباتر می‌کند #ع_دباغ7,69%
  • 12 авг.همیشه ساز زندگیت رو بنواز و بنواز مانند پلک زدن چشمانت بنواز، ریتم نفس هایت را که اگر یکی از دم و بازدم‌هایت به ناگه قطع شد هیچ کس نفهمد که چه اتفاقی افتاده حتی اونی که نفس‌هایت را به شمارش درآورده بود... بنواز و بنواز گیتار عشقِ هر روزه‌ات را جوری بنواز سیم‌های پر از احساست را که اگر ناگهان، در تلاطم موسیقی زندگی قوس برداشت و پاره شد دنبال دلیلش نگردی ولبخند بزنی7,69%
  • 4 авг.سطح سوم عشق دعا است. سومین انرژی عشق جهان عبادت است. وقتی عبادت می ڪنید بگذارید عبادت تان امری درونی وخود به خودی باشد. چیزهایی را بگویید ڪه دوست دارید. با خدا مانند دوستی خردمند صحبت ڪنید اجازه دهید خداوند به درونتان بیاید.!! تو آماده پذیرش می شوی و می گویی:"بیا" می گویی"منتظرت بودم و اڪنون خوشحالم ڪه بالاخره آمدی" همیشه خدا را با شادی بسیار پذیرا باش. "اوشو"6,90%
  • 10 авг.خیلی قشنگه : بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی ! بابا که حوصله بازی نداشت ی تیکه از روزنامه رو ک نقشه دنیا بود رو تیکه تیکه کرد و گفت : فرض کن این پازله…! درستش کن! چند دقیقه بعد بچه درستش کرد بابا، با تعجب پرسید : تو که نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟! بچه گفت : آدمای پشت روزنامه رو درست کردم … دنیا خودش درست شد آدمای دنیا که درست بشن … دنیا هم درست میشه …6,25%
  • 6 авг.‌ #پدرانه جوانی می گوید: با پدرم بحث کردم و صداها بالا رفت. از هم جداشدیم. شب به تخت خوابم رفتم به خدا قسم اندوه قلب و عقلم را فرا گرفته بود... مثل همیشه سرم را روی بالش گذاشتم. چون هر وقت غم ها زیاد می شوند با خواب از آنها می گریزم... روز بعد از دانشگاه بیرون آمدم و موبایلم را جلو در دانشگاه در آوردم و پیامی برای پدرم نوشتم تا به این وسیله از او دلجویی کنم. در آن نوشتم: شنیدم که کف پای انسان از پشت آن نرمتر و لطیف تر است. آیا پای شما به من اجازه می دهد که با لبم از درستی این ادعا مطمئن شوم؟ به خانه رسیدم و در را باز کردم. دیدم پدرم در سالن منتظر من هست و چشمانش اشکبار هست... پدرم گفت: اجازه نمی دهم که پایم را ببوسی ‼️ ولی این ادعا درست است و من شخصا بارها آن را انجام داده‌ام. وقتی کوچک بودی کف و پشت پای تو را می بوسیدم. اشک از چشمانم سرازیر شد... یک روز پدرتان از این دنیا می رود ... قبل از این که او را از دست دهید به او نزدیک شوید... اگر هم از دنیا رفته است یادش را گرامی دارید و بر او رحمت و درود بفرستید.❤️5,94%
  • 5 авг.اگر از دیگران ثروتمند تر هستید میزتان را دراز تر بچینید، نه حصار و حفاظ منزلتان را!! متن نوشته شده در : «تابلویی در مرکز یادبود صلح کانادا»5,81%
  • 16 июл.без подписи5,68%
  • 9 авг.روزی اسب پیرمردی فرار کرد، مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیر مرد گفت : ازکجا معلوم. فردا اسب پیر مرد با چند اسب وحشی برگشت. مردم گفتند: چقدر خوش شانسی! پیرمرد گفت: از کجا معلوم. پسر پیرمرد از روی یکی از اسبها افتاد و پایش شکست. مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیرمرد گفت از کجا معلوم! فردایش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود. مردم گفتند : چقدر خوش شانسی! پیرمرد گفت : از کجا معلوم! زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی های ظاهری است، شاید بدترین بدشانسی های امروزتان مقدمه خوش شانسی های فردایتان باشد. از کجا معلوم؟!5,13%
  • 11 дек.без подписи5,05%