tgindex
بوک دید
@bookdidКнигиперсидский

متن‌های زیبا از کتاب‌های ناب با هم، چند خطی کتاب بخوانیم.

Последний пост
23 июн.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 138
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 501
20 постов
Вовлечённость
131,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📖‌ پسرم! مي‌دانی حارصه چيست؟ يك واژه قدیمی عربی است. همانطور كه می‌دانی كلمات حرص و حارص و احتراص و محترص همه از اين ريشه‌اند. حارصه اين است فرزندم: می‌دانی كه به شترها، كشتی‌های بيابان می‌گويند؟ اين حيوان مبارك سه هفته بدون خوردن و آشاميدن، تشنه و گرسنه راه می‌رود و راه می‌رود؛ يعنی‌ اينقدر مقاوم است. اما يك خاری در بيابان هست كه خيلي دوستش دارد. هرجا که این خار را ببيند آن را از ريشه كنده و مشغول خوردنش می‌شود. این خارِ بُرنده دهان شتر را زخم می‌كند و زخم‌ها شروع به خون‌ريزی‌ می‌كنند. مزه شور خون كه با طعم خار آميخته می‌شود، شتر بيشتر كيف می‌كند. به اين ترتيب، تا می‌خورد خون‌ريزی ادامه دارد و هيچ جوری از خون خودش سير نمی‌شود. اگر مانعش نشويم شتر به دليل خون‌ريزی می‌‌ميرد. به اين می‌گويند حارصه. همانطور كه قبلا گفتم كلمات حرص، حارص و احتراص از اين‌جا می‌آيند. اين عادت همه خاورميانه است پسرم! تمام تاريخ مشغول كشتن هم بوده‌اند و اصلا نمی‌فهمند كه در واقع دارند خود را می‌كشند و از طعم خون خود سرخوش می‌شوند…  #بی‌قراری #زولفو_لیوانلی @bookdid

  • 📖 ای سرزمین! کدام فرزندها در کدام نسل تو را آزاد، آباد و سربلند، با چشمانِ باور خود خواهند دید؟ ای مادرِ ما ایران! جانِ زخمیِ تو، در کدام روزِ هفته التیام خواهد پذیرفت؟ چشمان ما به راهِ عافیت تو سفید شد؛ ای ما نثار عافیتِ تو ...! #نون_نوشتن #محمود_دولت_آبادی @bookdid

  • 📖 حق با بهار بود، با همان ساقه‌های لخت. بر این پهنه‌ی خاک چیزی هست که به رغم ما به بودن ادامه می‌دهد. خوب است که جلوه‌های بودن را به غم و شادی ما نبسته‌اند..‌. #آینه‌‌های_دردار #هوشنگ_گلشیری @bookdid

  • در روزهای آخر اسفند، در نیم‌روز روشن، وقتی‌ بنفشه‌ها را با برگ و ریشه و پیوند و خاک در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند جوی هزار زمزمه‌ی درد و انتظار در سینه می‌خروشد و بر گونه‌ها روان. ای کاش آدمی، وطن‌اش را هم‌چون بنفشه‌ها می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست...! شعر #کوچ_بنفشه‌ها / #شفیعی_کدکنی با صدای #فرهاد_مهراد @bookdid

  • 📄 ابر پُر بارانی را سراغ دارم که باز عجیب دلش گرفته مانده بین دو راهی که اگر ببارد پسر بچه زیر باران می‌ماند و اگر نبارد گُل از تشنگی می‌میرد… اين ابر داستان پدر را روايت می‌كند حتی زمانی که دلش پُر است به خودش فکر نمی‌کند فقط می‌خواهد همه راضی باشند… بهشت زیر پای مادران است اما من شک ندارم درختانش را پدران کاشتند از خدا بپرس… #مریم_رسولی پدران عزیز روزتون مبارک ⁦♥️⁩ @bookdid

  • 📖 به این حقیقت فکر می‌کنم که میل آدم ها به بردگی قابل باور نیست؛ بعضی وقت‌ها چنان آزادی‌شان را پرت می‌کنند کنار، انگار داغ است و دست‌شان را می‌سوزاند! #استیو_تولتز #جزء_از_کل @bookdid

  • 📖‌ امید، از آن کلمه‌هایی شده که تازگی‌ها برای خیلی از ما ناآشناست. بعضی‌‌ها در مقابلش مقاومت می‌کنند و بعضی‌‌ها مثل پتو آن را دور خودشان می‌پیچند. اما برای من؟ مثل رویا درونم می‌خزد… #ماه_بر_فراز_مانیفست #کلر_وندرپول @bookdid

  • 📖 زن بت است، الهه است، مادر است، جادوگر است، پری است اما هرگز خودش نيست... #سيمون_دوبووار مادران و بانوان عزیز روزتون مبارک 🌹 @bookdid

  • 📖 ‌ آنچه سخت است در این وسط، دل‌ کندن از آدم‌هاست. دل بستن، آسان است و همگی نیاموخته، بلدیم دل بستن را، ولی کسی دل کندن را به ما یاد نداده است! #نامه‌هایی_از_پراگ #پرویز_دوایی @bookdid

  • 📖 برایم نوشته: برمی‌گردم. همه‌ کسانی که وطن را برای اولین بار ترک می‌کنند، برای اطمینانِ خاطر مانده‌ها، این جمله را خیلی با‌قاطعیت می‌گویند؛ در حالی که همه چیز در دل‌شان مثل ذراتِ معلق روی هواست؛ می‌گویند برمی‌گردیم. اما تقریباً هیچ رفته‌ای برنمی‌گردد. وطن فقط در شعرها وطن است؛ آن هم در سرزمینی که از هر دو نفر، سه نفر شاعرند... #ناتمامی #زهرا_عبدی @bookdid

  • 📖 یادآوری خاطرات گذشته معمولا کار معقولی نیست. این خاطرات مثل مین‌های خنثی‌نشده‌ای هستند که در میدان وسیعی دفن شده‌اند؛ میدانی که دورتادور آن سیم خاردار کشیده شده است. با این حال هرلحظه ممکن است از سر بدشانسی و بی‌احتیاطی محض، کسی برود آن طرف سیمها و یکی از آنها منفجر شود و زندگی را که خیلی هم چیز معرکه‌ای نیست، حداقل برای مدتی، از آنچه هست تحمل‌ناپذیرتر کند. #بهترین_شکل_ممکن #مصطفی_مستور @bookdid

  • 📖 در روزهای آخر اسفند کوچ بنفشه‌های مهاجر زيباست در نيم‌روز روشن اسفند وقتی بنفشه‌ها را از سايه‌های سرد در اطلس شميم بهاران با خاک و ريشه از جعبه‌های کوچک و چوبی در گوشه‌ خيابان می‌آورند جوی هزار زمزمه در من می‌جوشد: ای کاش ای کاش، آدمی وطنش را مثل بنفشه‌ها يک روز می‌توانست هم‌راه خويشتن ببرد هر کجا که خواست در روشنای باران در آفتاب پاک… #کوچ_بنفشه‌ها #محمدرضا_شفیعی_کدکنی @bookdid

  • 📖 ‌فکر می‌کنم که خدا سه چیز را با ذوق بیشتری آفریده، زن، هنر و عشق اما در عجبم که، تو را با چه شور و حالی آفریده، زنِ هنرمندِ عاشق! #قهوه_سرد_آقای_نویسنده #روزبه_معین روز جهانی زن مبارک 🌸 @bookdid

  • 📖 کشف عشق شبیه دیدن دسته‌ گلی شناور در انتهای رودخانه است. باید آن را به موقع از آب بگیری، وگرنه رودخانه آن را با خود می‌برد؛ دسته‌گل، چندان منتظر نمی‌ماند. فقط چند لحظه فرصت داری. لحظات پر تب‌ و‌ تابی که باید در طولشان عمیق‌ترین احساساتت را به زبان بیاوری ... #مردن_کار_سختی_است #خالد_خلیفه @bookdid

  • 📖 دلتنگی یعنی طلبیدن آن‌ که نیست. دچار شدن به خیالی که هر واقعیتی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. دلتنگی یعنی تمنای آن حاضرترین غایب، یعنی سایه‌وار سنجاق شدن به نبودنِ آن دیگریِ دل‌بند، سرود ستایش سر دادن برای کسی که نیست تا بشنود. دلتنگی یعنی فاصله و هر آن‌که گفته این دوری، دوست‌داشتنی‌ترین دردِ جهان است، نانش حلال باد. #سمت_آبی_آتش #امیرحسین_کامیار @bookdid

  • 📖 انتظار پر از رنج است. فراموش کردن هم رنج آور است. اما رنج بلاتکلیفی از هر چیزی بیشتر است. #کنار_رود_پیدرا_نشستم_و_گریستم #پائولو_کوئیلو @bookdid

  • 📖 گاهی اوقات زندگی حس طنز بیرحمانه‌ای دارد؛ آن چیزی که همیشه به دنبالش بوده‌ای را در بدترین زمان ممکن به تو می‌دهد...! #پدر_شیرین #لیزا_کلیپاس @bookdid

  • 📖 کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم  بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان رسیده‌ام و توی بیابان زیر سایه‌ کوچک یک ابر کوچک بنشینم. دیروز که آمدی از کنار قبرحافظ رد شدی، سایه‌ات افتاد روی پله‌های صفه‌ی قبر. وقتی دور شدی، زانو زدم دست کشیدم به جای سایه‌ات. نترس، کسی شَک نمی‌کند. سر قبر حافظ زانو زیاد می‌زنند. هرکه دیده باشد، خیال می‌کند تُربت جمع کرده‌ام… #شرق_بنفشه #شهریار_مندنی‌پور @bookdid

  • 📖 شاید برخی تصور کنند زندگی دارالتجاره‌ای بیش نیست، بده بستانی بکنند و بگذرند، در حالی که اگر عقاب‌وار نگاه کنند، خواهند فهمید زندگی یک قمارخانه است. قمارخانه‌ای که همیشه فرصت بازی به دست تو نمی‌افتد، فقط گاهی امکانش را پیدا می‌کنی. آن هم اگر قاعده بازی را بلد باشی. #تماما_مخصوص #عباس_معروفی @bookdid

  • 📖 آدم‌ها به دو شکل در خاطر ما می‌مانند: نخست آن‌هایی که دیده‌ایم و می‌شناسیم و از آن‌ها خاطره‌ای داریم. این آدم‌ها با مرگ‌شان و مرگ کسانی که آن‌ها را می‌شناخته‌اند در تاریکی عدم ناپدید می‌شوند. ولی گروه اندکی هستند که ما آن‌ها را هرگز ندیده‌ایم اما می‌شناسیم. درک و شناختن آن‌ها محدود به پیکر انسانی‌شان نیست و ما ندیده آن‌ها را به یاد می‌آوریم. بودن این آدم‌ها فراتر از زندگی جاری ست. بودن آن‌ها وابسته به بودن هیچ‌کسی نیست و از نسلی به نسل دیگر زنده می‌مانند. آن‌ها کسانی هستند که به کاخ درخشان جاودانگی قدم می‌گذارند. #جاودانگی #میلان_کوندرا @bookdid