مجله استعاره و روانشناسی وهنر
Статистикаاین همه تقلاها و جدالهای فکریِ ما چه بهایی خواهد داشت ، اگر محبت در دلهایمان نقصان گیرد؟ (کانت)
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 44
- Всего постов
- 129
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Психология
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 289
- 1/48двое суток
- 331
- 1/72трое суток
- 357
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ما چه میدونیم آدمایی که امروز میبینیم، با چه حالی سرِ پا هستن ... پس یا مهربون باشیم یا "ساکت"! صبحتون بخیر و شادی🌞 @metaphortherapy🌲
همیشه چیزهایی که نداشتهام را بسیار دوست داشتهام، همچون تو که بسیار دوری که بسیار ندارمت... پابلو نرودا
بعضی آدمها قرار نیست تا آخرِ داستان ما بمانند؛ اما این، از واقعیبودنِ حضورشان کم نمیکند. گاهی کسی میآید، چیزی را در ما بیدار میکند، نگاهی به زندگیمان اضافه میکند و بعد، راهش از ما جدا میشود. اشتباه ما این است که ارزش یک رابطه را با ماندنِ آدمها میسنجیم؛ درحالیکه بعضی حضورها برای ماندن نیامدهاند، برای تغییر دادنِ ما آمدهاند. شاید معنای بعضی رفتنها این نباشد که چیزی را از دست دادهایم؛ بلکه این باشد که دیگر همان آدمِ قبل از آن دیدار نیستیم. امشب، برای آدمهایی که آمدند و رفتند، نه حسرت؛ که قدردانیِ آرامی در دل داشته باشیم. بعضی آدمها نمیمانند؛ اما چیزی از خودشان در شیوهی دیدنِ ما به جهان میماند. @metaphortherapy🌲 شبتان آرام...🌖
شاید باورش سخت باشه، ولی این شعر و آهنگ برام یادآور بخشی از خوشیهای نوجوانی مه. احساس کردم که در این لحظه هم تسلیبخشه. @metaphortherapy🎧
معمولا وقتی دلخور میشویم انتظار داریم بدون اینکه دلیل عصبانیتمان را بگوییم درک شویم، گویا در این صورت احساس اطمینانمان بیشتر میشود. در واقع هسته اصلی دلخوری ما، درک نشدن بدون توضیح است . ریشه این موضوع به احتمال زیاد به دوران کودکی ما برمیگردد که هرچه میخواستیم گریه میکردیم و نزدیکان وظیفه تشخیص نیاز ما را داشتند(آلن دوباتن). تا حرف نزنیم درک نمی شویم! اطرافیان ما ذهن خوان و غیب گو نیستند. بسیاری از دلخوری های مراجعانم از حرف نزدن درمورد نیاز ها و دلخوری هایشان نشأت می گیرد! استدلال بیهوده“ اگر برایش مهم بود خودش می فهمید!” ریشه بسیاری از سوءتفاهمات است، باور کنیم اطرافیانمان ذهن خوان نیازها و دلخوری های ما نیستند....یکی از شاخص های مهم رشد و تحول روان به کلام آوردن (verbalize) احساساتمان است، هر اندازه به لحاظ روانی ناپخته تر باشیم بیشتر با ایجاد حس نامطلوبمان در دیگران (از طریق نق زدن، بهانه گیری و ...) سعی در ابراز ناراحتی مان داریم، در حالیکه بسیاری از مواقع صحبت کردن مانع ایجاد سوءتفاهم های بزرگ، در همان ابتدای کار می شود.. @metaphortherapy🌲
وقتی مغزِ محاسبات را اشتباه انجام میدهد فئودور داستایفسکی در «جنایت و مکافات»: وجدان، نام دیگرِ ترس است که در درونِ آدمیزاد خانه کرده... راسکولنیکف، یک دانشجوی باهوش، نقشهای میکشد که فکر میکند بینقص است: قتلِ یک پیرزنِ رباخوار. محاسباتِ او منطقی است؛ فکر میکند با کشتنِ یک «موجودِ بیاستفاده»، میتواند زندگیِ چندین انسانِ خلاق را نجات دهد. او «سیستم» را در ذهنش حل کرده. اما وقتی تبر را بالا میبرد و پایین میآورد، چیزی در بیولوژیِ انسانیاش فرو میریزد. او ناگهان میفهمد که برخلافِ تئوریهای کاغذیاش، نمیتواند از شرِ «خودش» فرار کند. او از ترسِ وجدان، خودش را تکهتکه میکند، نه از ترسِ قانون. گاهی بزرگترین زندان، همان فکری است که فکر میکنیم آزادمان میکند... @metaphortherapy🌲
هنر کینتسوگی: در فرهنگ ژاپنی، ظروف شکسته را دور نمیاندازند؛ آنها را با صبر و ظرافت مرمت میکنند و ترکهایشان را با طلا پُر میسازند. در این نگاه، شکستگی نه نشانهی پایان، بلکه بخشی از داستان شیء است. ژاپنیها باور دارند آنچه آسیب دیده و رنجی را از سر گذرانده، با همهی ترکهایش زیباتر و ارزشمندتر میشود؛ زیرا هر زخم، روایتگر گذشتهای است که به آن معنا و هویت بخشیده است. چنین چیزی را می توانیم در ترمیم آسیب ها روانی خود به وجود آوریم؟ @metaphortherapy🌲
شیخ ابوالحسن خرقانی: قصهی ما قصهی مرغی است که در طلبِ دانه پَر گشود و از آشیانه رفت جهدِ بسیار کرد و دانه نیافت عزمِ بازگشت به آشیانه کرد آن را هم دیگر نیافت... @metaphortherapy🌲 حسِ خوبِ نور و رنگ✨🌈 🕌مسجد تاریخی نصیرالملک، شیراز
میگردی بین فلسفه میگردی. لا به لای ادبیات میگردی. درون سینما می گردی. میان موسیقی میگردی. بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد. ادیبی تو را نوشته باشد. فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقی دانی تو را نواخته باشد. آدمی تشنه جرعه ای درک شدن است؛ می خواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود. @metaphortherapy🌲
شاگرد: چگونه خودم را بابت اشتباهاتم ببخشم؟ شمس: تو آدمی را محاکمه میکنی که دیگر وجود ندارد. او تاوان داد تا تو امروز آگاه باشی. @metaphortherapy🌲
زمانى مىرسد در زندگیتان كه از جريان زندگی تشكر خواهيد كرد براى تمام رابطههايى كه ميخواستيد و به سرانجام نرسيد براى تمام موقعيتهايى كه ميخواستيد اما به دست نياورديد و براى تمام انسانهايى كه ميخواستيد اما نماندند... @metaphortherapy🌲
الهی! این بنده چه داند که چه می باید جُست؟ داننده تویی هر آنچه دانی، آن ده. صبحتون بخیر و مهرورزی ❤️ @metaphortherapy🌲
مهربانی شما را زیباترین فرد جهان میکندبدون توجه به آنچه شما هستید ... شادی ز میان غم برانگیز، در عالم بیوفا وفا کن... @metaphortherapy🌲 پروردگارا، دلمان را به نور مهربانیات روشن کن. آمین. و شبتون ستاره باران...🌖
شکسپیر در جملهای میگوید: «فاصله، همان چیزی است که به عشق، معنا میدهد.» ما فکر میکنیم صمیمیت یعنی «یکی شدن». اما سیستمهای پیچیده با ادغامِ کامل، از بین میروند. عشقِ سالم، دو جزیرهی جداست که با یک پل به هم وصل شدهاند؛ نه دو قاره که در هم غرق شده باشند. اگر مرزهای خودت را ندانی، عشقت تبدیل به «بلعیدن» میشود؛ و بلعیدن، هرگز دوست داشتن نبوده... @metaphortherapy🌲
ما فکر میکنیم فقط با «کار» میراث میسازیم. اما میراثِ واقعیِ تو، کیفیتی است که در برخورد با دیگران میگذاری. وقتی میروی، دیگران قرار نیست کارنامهی تحصیلی یا بانکیات را یادشان بماند. آنها یادشان میماند که در کنارِ تو، «چه حسی» داشتهاند. انسان، در حافظهی عاطفیِ دیگران زنده میماند؛ نه در فایلهای بایگانی.. @metaphortherapy🌲
آنا آخماتووا: عاقبت همهی ما زیر این خاک آرام خواهیم یافت... ما که روی آن دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم! @metaphortherapy🌲
یانیس ریتسوس: در کنج حیاط در میان حبابهای ریز آب چند شاخه گل سرخ در زیر بار رایحهٔ خوش خود خمیدهاند همان گلهای سرخی که هیچ کس آنها را نبوییده است. هیچ تنهاییای کوچک نیست... @metaphortherapy🌲
عطار نیشابوری، اندازه نگهداشتن در روابط رو برای اینکه احترام ا دست نره به این زیبایی سروده: "اگر گِرد کسی بسیار گَردی... اگر چه بَس عزیزی، خوار گردی" @metaphortherapy🌲 سخن ناب
چقدر سال باید بگذرد تا یکی دوباره آهنگی به شکوه و زیبایی "سوغاتی" هایده را بخواند؟ یک چیزی که چند نسل با آن عاشقی کنند، شبهایی که دلشان هوای کسی را کرده که نیست، دستشان را ببرند توو آرشیو آهنگها و سوغاتی را بردارند، غبارش را بتکانند، دکمهی ضبط را بزنند و بگذارند آهنگ با خودش ببردشان یک جای دوری، به روزهایی که دنیا هنوز کمر نبسته بود به تنهایی آدمهایی که عزیزترین سوغاتیشان غبار پیراهن کسی بود... چقدر شاعر و آهنگساز و خواننده باید بیایند و بروند تا یکی بشود اردلان سرفراز، یکی بشود محمد حیدری، یکی بشود هایده تا آهنگی زاده شود که از همان اولین جمله که میگوید "وقتی میای صدای پات از همه جادهها میاد" دلت را بلرزاند... تا لحظهی آخری که آهنگ تمام میشود و دلت میخواهد این خلسه تمام نشود و تا ابد هایده با صدای جادوییاش همینجوری نرمنرم بخواند "عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو، عمر دوبارهی منه دیدن و بوییدن تو"... و تو هی پیراهن آبیش یادت بیاید و با خودت فکر کنی حالا کجای دنیاست او که زیباترینِ دنیا بود وقتی آبی میپوشید... @metaphortherapy🎧 در لباس آبی، از من بیشتر دل میربود. آسمان وقتی که میپوشید، کبوتر میشدم.
تا زماني كه زخم های گذشته را شفا ندهی، خونريزی خواهند كرد. مي توانی زخم را با پرخوری ،الكل، مواد، كار، سيگار يا سكس پانسمان كنی ولی به تدريج مثل لجن جاری ميشن و گند ميزنن به زندگيت. بايد شهامت باز كردن زخم ها رو پيدا كنی، دستت رو ببری داخل زخم و مركز دردی كه تو رو در گذشته و خاطرات نگه داشته رو بكشی بيرون و باهاش رو در رو صلح كنی. @metaphortherapy🌲