tgindex
چامه‌ی مهتاب

چامه‌ی مهتاب

Статистика
@chamemahtabКнигиперсидский

چِمار، چِم: معنا چامه: شعر به پیام زیر گوش بدین. https://t.me/chamemahtab/1588 اینجا درباره‌ی واژه‌ها، ریشه‌شون و زبان‌ها به‌ویژه زبان پارسی صحبت می‌کنیم و به چامه و ادبیات هم می‌پردازیم. t.me/HidenChat_Bot?start=5222848589

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
507
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
181
22 постов
Вовлечённость
35,7%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
45
1/48двое суток
51
1/72трое суток
55

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 авг.514из cheshmocheragh

    🍹«نکتار» ریشه در اساطیر یونان باستان دارد و نوشابۀ ویژۀ خدایان المپ بوده است. واژۀ nectar به‌معنی «غلبه‌کننده بر مرگ» است. این اصطلاح بعدها به «شهد» گل‌ و نوعی نوشیدنی که از آبمیوه و پوره و شکر تهیه می‌شود، و برابر فارسی آن را می‌توان «شهداب» (مصوب فرهنگستان) نامید، گفته شد. خدایان یونان باستان، علاوه بر نکتار، «آمبروسیا» (ambrosia/ἀμβροσία؛ a-: پیشوند منفی‌ساز + -mbrotos یا brotos: «فانی» و «میرا») هم، که خوراک مخصوصشان بود، صرف می‌کردند یا حتی به بدن خود می‌مالیدند و جوانی و عمر جاوید می‌یافتند. آمبروزیا/آمبروژا امروزه به خوراک گوارا و لذیذ و معطر گفته می‌شود. همچنین، نام نوعی سالاد و نام گونه‌ای گیاه هم هست که شاید سبب این نام‌گذاری، مقاومت بالا یا عطر خاص آن گیاه بوده باشد. ✍🏻 سمانه ملک‌خانی گروه واژه‌گزینی #علوم_و_فناوری_غذا #واژه_شناسی #گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی @cheshmocheragh

  • هیچ‌وخت فکرشو نمی‌کردم توی دهخدا «لاس خشک» رو ببینم! چرا همیشه فکر می‌کنیم این چیزا ساخته‌ی نسل جدیده درحالی که از دیرین‌زمان بوده؟!

  • دوتا واژه‌ی انگلیسی براتون آوردم که اول هردوشون دقیقن اسم یک حیوونه ولی خود واژه‌ها هیچ ربطی به اون حیوونا ندارن. dogma = عقیده‌ی تعصب‌گرایانه pigment = رنگدانه پ.ن: ریشه‌ی این واژگان لاتینه

  • تو رو خدا بس کنید!

  • видео или голосовое, без подписи

  • 22 июл.1942из cheshmocheragh

    📜بخشنامه، به تاریخ ۱۳ تیرماه ۱۳۱۹، برای به‌کارگیری واژه‌های فارسی مصوب #فرهنگستان_ایران (۱۳۱۴-۱۳۲۰)، دربرابر شماری از واژه‌های عربی رایج در نامه‌نگاری‌های آن زمان #سند #گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی @cheshmocheragh

  • گیرم که سوز و آتش عشاق نیستت شرمت کجا شدست تو را هیچ روی نیست عاشق چو اژدها و تو یک کرم نیستی عاشق چو گنج‌ها و تو را یک تَسوی نیست از غزل شماره‌ی 459 دیوان شمس، مولانا

  • گویاترم ز بلبل امّا ز رَشک عام مُهر است بر دهانم و افغانم آرزوست بیتی از غزل شماره‌ی 441 دیوان شمس، مولانا

  • 17 июл.20111из azvirayesh

    نکته‌ای در اقتصاد زبانی در هر زبانی هزاران و ده‌ها هزار واژه وجود دارد که چند معنی دارند و هر معنی تفاوت اندکی با معنی دیگر دارد، ولی اقتصاد زبانی اجازه نمی‌دهد که زبانوران واژۀ متفاوتی برای آن دو مفهومِ نزدیک به هم به‌کار ببرند. برای نمونه: ◽️ صدها نوع پنیر در دنیا وجود دارد که روش تهیۀ آن‌ها هیچ شباهتی با هم ندارد و فقط مادّۀ اولیۀ آن‌ها شیر است. یکی مانند پنیرهای سنتی ایرانی باید در آب نگهداری شود و دیگری باید کپک بزند، ولی به همۀ آن‌ها پنیر می‌گوییم و برای تمایز آن‌ها از یکدیگر، می‌گوییم «پنیر لیقوان»، «پنیر پیتزا»، «پنیر چدار» و جز آن‌ها. این‌گونه نیست که به یکی بگوییم پنیر و به دیگری مثلاً بگوییم *چمیر و به آن‌یکی بگوییم *شمیر! درنتیجه، شاید «پنیر گودا» بهتر از گوداچیز باشد. ◽️در دنیا چندین نوع چای وجود دارد، ولی ما برای تمایز میان آن‌ها می‌گوییم «چای سیاه»، «چای سبز»، «چای ماسالا» و حتی «چای آلبالو». ازاین‌رو، شاید یخ‌چای بهتر از آیس‌تی باشد. ◽️کتاب‌ها ممکن است جلد سخت داشته باشند یا جلد نرم، ولی برای تمایز میان آن‌ها این‌گونه نیست که به یکی بگوییم کتاب و به دیگری بگوییم *متاب! فقط می‌گوییم «کتاب جلدسخت» و «کتاب جلدنرم». پس شاید «کتاب الکترونیکی» (یا هر معادل مناسب دیگر) بهتر از ای‌بوک باشد. ◽️پیتزا و املت را با مادّه‌های گوناگونی می‌توان تهیه کرد و برای تمایز میان آن‌ها، فقط نام آن مادّۀ خوراکی را به پیتزا و املت می‌افزاییم و می‌گوییم «پیتزای سبزیجات» و «املت گوجه‌فرنگی». نتیجه آنکه شاید «پیتزای قارچ» بهتر از «ماشروم‌پیتزا» باشد. در هر زبانی هزاران هزار مثال این‌چنینی وجود دارد و به همین چند تا بسنده می‌کنم. حال می‌خواهم اشاره کنم به لاته در فرستۀ پیشین؛ لاته نوعی شیرقهوه است و بعید می‌دانم کسی در این نکته با من مخالف باشد. آیا نمی‌توانستیم برای تمایز شیرقهوه از لاته بگوییم «شیرقهوۀ کف‌دار» یا هر چیز دیگر؟ حتماً باید واژه‌ای وام می‌گرفتیم؟ تا بیست سال پیش به چنین شیرقهوه‌ای چه می‌گفتیم؟ ۱۴۰۲/۰۵/۰۲ ▫️فرهاد قربان‌زاده @azvirayesh

  • 17 июл.136из azvirayesh

    دربارۀ واژۀ لاته لاته (از انگلیسی: latte) نوشیدنی‌ای است که از افزودن مقدار کمی قهوۀ غلیظ (اسپرسو) به شیر داغ و کف‌دار تهیه می‌شود. واژۀ انگلیسیِ latte کوتاه‌شدۀ عبارتِ ایتالیاییِ caffè latte «شیرقهوه» است. واژۀ ایتالیاییِ latte با واژۀ lac در lactose «لاکتوز» از یک ریشه است. caffè latte را می‌توان با عبارتِ فرانسویِ cafe au lait «شیرقهوه» سنجید. تا ده پانزده سال پیش، در فارسی، به‌جای لاته، واژۀ شفافِ شیرقهوه به‌کار می‌رفت. ممکن است برخی بگویند که لاته را این‌گونه تهیه می‌کنند و آن‌گونه تهیه نمی‌کنند. پاسخ این است که، چنان‌که می‌بینید، در ایتالیایی و انگلیسی و فرانسوی نیز برای نامیدن این نوشیدنی فقط مترادف‌های دو واژۀ شیر و قهوه را به‌کار می‌برند و روش‌های متفاوتِ تهیۀ این نوشیدنی نباید موجب شود که نام آن تغییر کند و برای تمایز آن با دیگر انواع شیرقهوه می‌توانیم بگوییم «شیرقهوۀ کف‌دار» یا هر واژۀ مناسب دیگر. همچنان‌که برخی فسنجان را شیرین می‌خورند و برخی ملس و برخی ترش، و نیمرو نیز به شکل‌های گوناگونی تهیه می‌شود، ولی نام‌های متفاوتی برای فسنجان و نیمرو وضع نمی‌کنیم و فقط می‌گوییم «فسنجان ترش / شیرین / ملس» با «نیمروی عسلی / ...». ۱۴۰۲/۰۵/۰۱ ▫️فرهاد قربان‌زاده @azvirayesh

  • نه زمین‌شناسم نه آسمان‌پرداز گرفتارم گرفتار چشم‌های تو یک نگاه به زمین یک نگاه به زمان زندگی من از همین گرفتاری شروع می‌شود سبز آبی کبود من چشم‌های تو معنای تمام جمله‌های ناتمامی ست که عاشقان جهان دستپاچه در لحظه‌ی دیدار فراموشی گرفتند و از گفتار بازماندند کاش می‌توانستم ای کاش خودم را در چشم‌های تو حلق‌آویز کنم عباس معروفی

  • همگی با واژه‌ی پاک‌دامن آشناییم. خشک‌دامن هم، هَم‌چِم (=هم‌معنی، مترادف) با پاک‌دامنه. و از طرفی ما آلوده‌دامن رو هم داریم که افسوس‌مندانه کاربرد کمی داره بین مردم. :( و برای خشک‌دامن هم متضادی داریم: تَردامن تَردامن به چم آلوده‌دامن هست ولی کوتاه‌تر و راحت‌تره گفتنش. قشنگم هست. :) بیاین به کار بگیریمش زین پس.

  • در میان صحرانشین‌های ایرانی هنجاره که وقتی دختر و پسری نامزد هم‌ می‌شن، به دوماد می‌گن بیاد و دامن دختره رو خودش کمی پاره کنه یا چاک بندازه. درواقع مثل همون حرکت حلقه دادن و نشون کردن هست که می‌گن این دو نفر دیگه مال هم هستن. و هرآینه (=البته) باور دارن شگون داره. بعد از همین‌رو ما واژه‌ی دامن‌چاک رو داریم :))) اگه بگی «تهمینه با سپهر دامن‌چاک هست» یا «سپهر با تهمینه دامن‌چاک هست» اَی این دو نفر نامزد هم‌ هستن. :) خَن: واژه‌نامه‌ی دهخدا، درآیه‌ی دامن.

  • کم‌ترین توقعی که از آدمی که کمدی الهی دانته رو چند باااار و عمیق خونده می‌شه داشت، اینه که هکسره رو از استاد شجاع‌الدین شفا یاد گرفته باشه.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • می‌دونستم که برابر پارسی حسادت، و حسودی/حسادت کردن، به‌ترتیب رشک و رشک ورزیدنه. امشب یهو واژه‌ی رشکین رو دیدم و فهمیدم برابرِ حسود هست :)) من همیشه دربرابر حسود می‌گفتم رِشک‌وَرز!! ولی رشکین رو داریم مااا! خیلی راحت‌تر، کوتاه‌تر و زیباتره :) ولی یه نکته‌ای…

  • می‌دونستم که برابر پارسی حسادت، و حسودی/حسادت کردن، به‌ترتیب رشک و رشک ورزیدنه. امشب یهو واژه‌ی رشکین رو دیدم و فهمیدم برابرِ حسود هست :)) من همیشه دربرابر حسود می‌گفتم رِشک‌وَرز!! ولی رشکین رو داریم مااا! خیلی راحت‌تر، کوتاه‌تر و زیباتره :) ولی یه نکته‌ای داره این واژه. پسوند -ین در پارسی هرگز برای ساخت زابه‌ی کُنشگری (=صفت فاعلی) بهراییده نمی‌شه (=استفاده نمی‌شه). پس چجوری اینجا رشکین به چِم کسیه که رشک می‌ورزه؟!!

  • Voice message

  • ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد از آه دردناکی سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد شادم که از رقیبان دامن‌کشان گذشتی گو مشت خاکِ ما هم، بر باد رفته باشد آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم، چُون باد رفته باشد خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد غزل شماره‌ی 307، حَزین لاهیجی

چامه‌ی مهتاب — tgindex