مطالعات فرهنگی ایرانی
Статистикаکانال مطالعات فرهنگی ایرانی قرار است صدای مطالعات فرهنگی در ایران را امتداد بخشد.اشتراک گذاری با ذکر منبع ممکن است. ارتباط با ادمین @Zar_A215
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 36
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 413
- 1/48двое суток
- 473
- 1/72трое суток
- 510
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
▪️شنبه ساعت ۵ تا ۷ عصر 🔹افتتاحیه نمایشگاه «این صورت باقی» 🔸 موزه هنرهای معاصر تهران 🔺شش آلبوم نفیس و بسیار قدیمی، شامل تصاویر نخستین محصلان اعزامی به فرنگ در دوره ناصری و از قدیمیترین عکسهای ایران، در این نمایشگاه رونمایی میشود. https://t.me/culturalstudies_usc
⭕️ اصلِ اختلافنظر پراکندهنویسیهای مقالۀ یوسف اباذری برای خیلیها مانع از درک اصل اختلافنظر میشود. در یادداشت «تبارشناسی اتهامی» استدلال کردم که روش بحث اباذری راه را بر گفتوگو میبندد. اینجا اصل حرف ناگفتهاش را صورتبندی میکنم. اباذری را، دو سال پیش، چپی اقتصادگرا خواندم که اجرای سیاستهای نولیبرال در سپهر بازتولید اجتماعی را بهدرستی میبیند اما ناشیانه به سپهر تولید اقتصادی تعمیمشان میدهد و نتیجتاً سرچشمۀ اصلی بحران اقتصاد ایران را در نولیبرالیسم میجوید. اباذری خیلی دیر به جرگۀ ما ناقدان نولیبرالیسم در ایران پیوست اما خیلی زود به تعمیمی ناموجه رسید. طی سالهای اخیر، در برابر صورتبندی ناموجهاش، دو گرایش نظری شکل گرفته که هر دو، گرچه از دو مسیر متفاوت، اختلالزاییهای اسلام سیاسی برای رشد اقتصادی در ایران را توضیح میدهند. این دو گرایش نه رقیبِ هم که مکملِ یکدیگرند. گرایش اول به مهرداد وهابی تعلق دارد. نوآوری اصلی وهابی استفاده از مفهوم «انفال» در اقتصاد سیاسی ایرانِ پساانقلابی است، مفهومی که نشان میدهد چگونه نهاد انفال، به مالکیت ولیفقیه، سازوکارهای خاصی برای تخصیص منابع و سازمانیابی اقتصاد سیاسی پدید آورده است. این نظریه سرچشمههای اقتصادی قدرت نهادهای غیرانتخابی را از درون منطق اسلام سیاسی توضیح میدهد. گرایش دوم را من شکل دادهام. مسئلۀ اصلیام نه سازوکارهای اقتصادی درونیِ اسلام سیاسی بلکه پیآمدهای اقتصادی اجرای خطمشیهایی است در عرصههای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی که از اسلام سیاسی برمیخیزند. اگر وهابی بیشتر به اقتصاد اسلامیِ اسلام سیاسی میپردازد، من بر تأثیر وجوه غیراقتصادیاش بر رشد اقتصادی پرداختهام. این دو روایت نه متعارض بلکه دو ضلع یک تبیین واحدند. شکلِ واکنش اباذری به این دو گرایش یکسان نبوده است. با یکی عمومی و خصمانه برخورد کرده است، با دیگری خصوصی و دوستانه. اباذری در مواجهۀ خصمانهاش با وهابی کار را تا آنجا پیش بُرد که بهناروا در کنار ترامپ و صهیونیسم و راست افراطی قرارش داد. برای گرایش دوم نیز نه اباذری که چپهای محور مقاومتی عملاً فضایی مشابه ساختند چندان که سرانجام به متنِ اسناد قضایی نیز راه یافت: «... از سوی دوستان خود فردی با گرایش چپ ناتویی برچسب زده میشود». تکلیف من با صهیونیسم و ناتو و هر گونه مداخلۀ نظامی خارجی از خلال نوشتههای فراوانم روشن است و بینیاز از تکرار. اسلامستیز نیز نیستم. اسلام را جزئی از فرهنگ بخشی از مردمان این سرزمین میدانم و هیچگاه نفیاً یا اثباتاً در عرصۀ عمومی دربارۀ اسلام نگفته و ننوشتهام. حتی در پژوهش تجربیِ اخیرم نیز بهروشنی دیدهام که شکاف اصلی جامعۀ شهری ایران نه میان دینداری و بیدینی بلکه میان دو شیوۀ متفاوت فهم رابطۀ دین و عرصۀ عمومی است. نقدم به اسلام سیاسی را حتی میتوان دفاع از اسلامِ اجتماعیِ بهیغمارفتۀ مسلمانان دانست. اینهمه اما حاشیه است. اگر برچسبها را کنار بزنیم، به قلب اختلافنظر میرسیم: اختلاف بر سر تبیین اقتصاد سیاسی ایران. اقتصاد سیاسی ایران را با چه باید توضیح داد؟ پاسخ اباذری منحصراً نولیبرالیسم است. پاسخ وهابی اسلام سیاسی و نوعی سرمایهداریِ متأثر از اسلام سیاسی است که سرمایهداری سیاسیِ اسلامی نامگذاریاش میکند. پاسخ من نیز بارها تکرار شده است: اسلام سیاسی در سپهر تولید اقتصادی و نولیبرالیسم در سپهر بازتولید اجتماعی. بحران امروزمان محصول ائتلاف نامیمون اسلام سیاسی و نولیبرالیسم است. امروز همین اختلافِ نظری در عرصۀ سیاست نیز بازتاب یافته است. جنگ را با چه باید توضیح داد؟ فقط با امپریالیسم یا فقط با اقتدارگرایی داخلی؟ همان الگویی که در اقتصاد همهچیز را به یک علت فرو میکاهد، در سیاست نیز اقتدارگرایی داخلی را به سود تمرکز تمامعیار بر امپریالیسم به حاشیه میراند. در مقابل، رویکردی که اسلام سیاسی را مسئلهمند میکند ناگزیر از دیدن هر دو سوی معادله است: هم امپریالیسم و هم اقتدارگرایی داخلی. از این منظر، مداخلۀ اباذری فقط نقد ناصوابی نیست که به یک اقتصاددان وارد میکند، دفاعی تلویحی از تبیینی است که اسلام سیاسی را از کانون توجهها کنار مینهد و مسئلۀ اصلی را در جای دیگری جستوجو میکند. ازاینرو، حتی اگر خود چنین قصدی نداشته باشد، مداخلهاش در همان افق فکری معنا مییابد که امروز به نام «چپ محور مقاومتی» شناخته میشود، افقی که معضلۀ اقتدارگرایی داخلی را به سود مبارزه با دشمن خارجی به تعلیق درمیآورد. اختلافنظر، در نهایت، بر سر این پرسش است که آیا میتوان واقعیت پیچیدۀ ایران را با یک علت توضیح داد یا باید همزمان هم اسلام سیاسی را دید و هم نولیبرالیسم را، هم امپریالیسم را و هم اقتدارگرایی داخلی را. فقط از دل رویکرد دوم است که تبیینی جامعتر از اقتصاد و سیاست ایرانِ امروز به دست میآید. 🆔 @mmaljoo
. تصمیم دارم تا مقاله ای را با موضوع "امید رادیکال" با هم بخوانیم و قرائت کنیم؛ قرائت خانه ای برای فهم. مقاله ای از کیرسی پائولینا کالیو دوشنبه ۱۸ مرداد ماه ساعت ۲۰ در بستر گوگل میت ظرفیت ۲۰ نفر ثبت نام نیاز به هزینه ندارد و با این آیدی تلگرام تماس بگیرید: @hmd_kia اگر علاقه مندی را می شناختید در جریانش قرار دهید.
📚 شاهین گرامی، در مقاله «آخوندها، شهیدان و مردان: مفهومپردازی مردانگی در جمهوری اسلامی ایران» نشان میدهد که جمهوری اسلامی فقط زنان را تحت فشار قرار نداده، بلکه الگوی خاصی از «مردانگی» را نیز بر جامعه تحمیل کرده است. گرامی استدلال میکند که جمهوری اسلامی سه الگوی اصلی مردانگی را ساخته و ترویج کرده است: 🔹 آخوند؛ مرد آرمانیِ خردمند، مقتدر و بیاحساس. 🔹 شهید؛ جوانی که ارزش نهاییاش در فداکردن جان برای نظام تعریف میشود. 🔹 مرد عادی؛ کسی که در خانواده از امتیازات قانونی برخوردار است، اما همزمان زیر فشار بیکاری، تورم، سرکوب سیاسی و کنترل دائمی دولت زندگی میکند. نکته مقاله این است که مردسالاری الزاماً به نفع همه مردان نیست. بسیاری از مردان، در ازای امتیازاتی که بر زنان دارند، هزینههای سنگینی مانند فشار اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، سرکوب سیاسی و انتظار دائمی برای اثبات «مردانگی» میپردازند. گرامی در پایان نشان میدهد که از اواخر دهه ۱۳۷۰، جوانان، زنان و حتی بخشی از مردان طبقه متوسط، با سبک زندگی و رفتار روزمره خود، این الگوی رسمی مردانگی را به چالش کشیدهاند. کانال مطالعاتفرهنگیایرانی
پل ویریلیو: «جنگ باعث شد رابطه من با جهان پیرامونم شکل بگیرد و درکی متفاوت از واقعیت داشته باشم. آنچه تاکنون گفتهام، همواره با جنگ مرتبط بوده و از جنگ تأثیر گرفته است.» مطالعاتفرهنگی ایرانی https://t.me/culturalstudies_usc
فراخوان نخستین نشست سالانه «بازخوانی آثار و آراء استاد جواد صفینژاد» بازخوانی یک میراث علمی گاهنامه سرونامه با همکاری حلقۀ مطالعاتی علوم اجتماعی سرو، از سال ۱۴۰۵ در نظر دارد همزمان با نهم شهریور، زادروز استاد جواد صفینژاد، نشست سالانۀ «بازخوانی آثار…
فراخوان نخستین نشست سالانه «بازخوانی آثار و آراء استاد جواد صفینژاد» بازخوانی یک میراث علمی گاهنامه سرونامه با همکاری حلقۀ مطالعاتی علوم اجتماعی سرو، از سال ۱۴۰۵ در نظر دارد همزمان با نهم شهریور، زادروز استاد جواد صفینژاد، نشست سالانۀ «بازخوانی آثار و آراء استاد جواد صفینژاد» را با هدف معرفی، بازخوانی، نقد و گسترش میراث علمی ایشان برگزار کند. تقویم نشست آخرین مهلت ارسال چکیده: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ اعلام نتایج داوری چکیدهها: ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ برگزاری نشست: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ آخرین مهلت ارسال متن کامل مقاله برای انتشار در سرونامه: ۳۰ آبان ۱۴۰۵ راههای ارتباطی ارسال چکیده: sarvnamehkhu@gmail.com ارتباط با سردبیر: mostafaie.soren@gmail.com آیدی تلگرام سردبیر: @soren93 راههای ارتباطی در زمان محدودیت یا اختلال اینترنت: آیدی پیامرسان بله سردبیر: @soren1993 #سرونامه #جواد_صفینژاد @sarvmagazin @halgheh_sarv
گفتوگو دربارهی مسائل اقتباس سینما از داستانهای ایرانی ☑️کانال مطالعاتفرهنگیایرانی https://t.me/culturalstudies_usc
دیدار نهم چهارشنبه ۲۴ تیر خانه هنر نیماژ محمدرضا مریدی منتظر شما هستیم: آدرس خیابان انقلاب، خیابان فخر رازی، خیابان شهدای ژاندارمری، پلاک ۶۴ ساعت ۱۷ حضور برای همه آزاد و رایگان است 🦉@goftemaann
چند خاطره از شهرنوشی پارسیپور حسین سناپور دیروز ۱۳ تیر خبر درگذشت شهرنوش پارسیپور را شنیدم؛ نویسندهیی که فقط سه بار دیدمش و از آن سه بار، فقط یک بار با او همکلام شدم. تأثیری که در مجموع آن سه بار بر من گذاشت (بهاضافهی چیزهایی که بعدها دربارهاش شنیدم)، علاقه و احترامی بود که با بودن چند دههیی او در آمریکا، متاسفانه فرصت ابراز حضوری آن را پیدا نکردم. تأسف کوتاهیام در نوشتن برایش هم حالا علاوه است به آن. اینجا و حالا میخواهم چند خاطرهیی را که از او دارم بنویسم تا لااقل یادش را گرامی بدارم و از آن علاقهیی بگویم که با دیدن رفتارش نسبت به او پیدا کردم. ناگفته نگذارم که این علاقه علاوه بود بر خواندن طوبا و معنای شب و دوستداشتنش. گمانم اگر همین سه دیدار را گفته باشم، آنچه را در او برایم برجسته بود، گفتهام. {مطلب کامل را در instant view بخوانید} #شهرنوش_پارسیپور @sanapourhossein https://telegra.ph/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1-07-05
دعوت به همکاری فراخوان تحلیل ثانویه دادههای پیمایش ملی «فرهنگ رسانههای اجتماعی در ایران» جهت کسب اطلاعات بیشتر: https://www.ricac.ac.ir/news/5843/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AB%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D9%84%DB%8C-%C2%AB%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB
به مناسبت درگذشت علی ضامن منجزی، یکی از فعالان سیاسی و فرهنگی بختیاری، میتوان بخشی از تاریخ معاصر مسجدسلیمان و پیوند آن با نفت، عدالتخواهی و گرایشهای چپ را مرور کرد. علی ضامن، کارگر صنایع فولاد اهواز و عضو تحریریه نشریه «فولاد» بود که در سالهای نخست انقلاب فعالیت سیاسی گستردهای داشت. او بهعنوان نماینده کارگران فولاد و سپس نامزد سازمان چریکهای فدایی خلق در نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی از مسجدسلیمان شرکت کرد و با وجود کسب آرای قابل توجه، به مجلس راه نیافت. گرایش علی ضامن و بسیاری از جوانان مسجدسلیمان به اندیشههای مارکسیستی را باید در بستر تاریخی منطقه جستوجو کرد. نخست، سالها سلطه خوانین بر مردم بختیاری که با بهرهکشی و فشار بر رعیت همراه بود و دوم، شکلگیری صنعت نفت و مناسبات نابرابر سرمایهداری در مناطق نفتخیز. مردم بختیاری که پیشتر زندگی کوچنشینی داشتند، پس از ورود صنعت نفت به امید رهایی از سختیهای طبیعت و ستم خوانین به استخدام شرکت نفت درآمدند، اما بهتدریج دریافتند که تنها شکل سلطه تغییر کرده و بیعدالتی همچنان ادامه دارد. در چنین فضایی، اندیشههای عدالتخواهانه حزب توده و دیگر جریانهای چپ، بهویژه در میان کارگران، با استقبال روبهرو شد. مسجدسلیمان که ساختار مدرن آن با محوریت صنعت نفت شکل گرفته بود و از نظر نهادهای مذهبی نیز نسبت به بسیاری از شهرهای ایران ضعیفتر بود، به یکی از مهمترین پایگاههای جریانهای مارکسیستی تبدیل شد. شعارهای برابری، دفاع از حقوق کارگران و مبارزه با تبعیض، بسیاری از جوانان تحصیلکرده و کارگران، از جمله علی ضامن، را به این جریانها جذب کرد. پس از شکست جریانهای چپ در ایران، علی ضامن ناچار به ترک کشور شد. او مدتی در اتحاد جماهیر شوروی زندگی کرد، اما بعدها در یکی از مصاحبههایش اعتراف کرد که زندگی در قلب نظام کمونیستی باعث شد دریابد بسیاری از آرمانهایی که به آنها باور داشت، در عمل تحقق نیافتهاند و سوسیالیسم برای او به سرابی تبدیل شده است. همین تجربه، سرخوردگی عمیقی در نگرش سیاسی او ایجاد کرد و سرانجام راهی اروپا شد و سالهای باقیمانده عمرش را در سوئد گذراند. به نظر میرسد علی ضامن در زندگی با دو شکست بزرگ روبهرو شد؛ نخست، فروپاشی باورهای ایدئولوژیک و دوم، ناکامی در زندگی مشترک و جدایی از همسرش. در سالهای پایانی، از فعالیتهای سیاسی فاصله گرفت و بیش از هر چیز به شعر، موسیقی و نقاشی روی آورد؛ عرصههایی که شاید از ابتدا با روحیه و استعداد واقعی او سازگارتر بودند. آثار هنری او نیز نشانههایی از اندوه، انزوا و بازنگری در باورهای گذشته را بازتاب میداد. سرگذشت علی ضامن منجزی، تنها روایت زندگی یک فعال سیاسی نیست، بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی مسجدسلیمان و بختیاری است؛ تاریخی که در آن ستم خوانین، پیامدهای صنعت نفت، احساس بیعدالتی و جستوجوی راهی برای رهایی، نسلهایی را به سوی ایدئولوژیهای مختلف سوق داد. او سرانجام دور از زادگاهش، در غربت چشم از جهان فروبست؛ اما زندگیاش همچنان آینهای از فراز و فرودهای یک نسل و بازتاب بخشی از تاریخ معاصر ایران باقی مانده است. محمد مراد یوسفینژاد https://t.me/culturalstudies_usc
نوشتهی: خاطرهکرد کریمی دربارهی دوبراوکا اوگرشیچ دوبراوکا اوگرشیچ در میان چهرههای ادبیِ اروپای پساکمونیسم نویسندهای برجسته است. اِشراف او بر بستر اجتماعی و سیاسیِ سوژههایی که برای نوشتن انتخاب میکند، در کنار طنز گزنده و بازیگوشیاش در حیطهی زبان و قواعد ادبیِ عرفی، به آفرینش متنهایی نغز و روان میانجامد. گرچه او در هر دو حوزهی داستان و ناداستان تجربههایی موفق داشته، در جستارهایش به شکافهای میان مؤلف و راوی، جهان و متن، نگاه دقیقتری دارد. از پَسِ تمام جستارهای اوگرشیچ- چه تجربههای نخستینش در دههی نود میلادی که بهطور عمده منتقدِ گفتمان ملیگرایانهی حاکم بر یوگسلاوی سابقاند، چه آثار تازهترش که به مسائل سیاسی و فرهنگیِ عمومیتری میپردازند- روشنفکر و نویسندهای فراملیتی پیداست که بر دغدغهها و گرههای ذهنیِ مشترک انسانی تأکیدی ویژه دارد. جستار بهذات ذهنیتگرا است، بر درک و شهودِ راوی متکی است و از مبانیِ جاافتاده گریزان است، اما جستارنویسی ورای فراهم آوردن بستری برای نمایش خویش یا نقد و تفسیر فرهنگی، به اوگرشیچ امکان میدهد تا جای خود را در یک نظام ادبی جهانیِ بیکران که برخی را میپذیرد و بسیاری را میراند بیابد و از درون، برون و میان متنها به پیرامونش واکنش نشان بدهد. ولمیر ویسکویچ، منتقد ادبیِ کروات، میگوید جستار بهنحوی به «فُرم بیانیِ اصلی» اوگرشیچ تبدیل شده که در آن میتواند به سبکی ادبی از سیاست و تجربههای شخصیاش بنویسد. او به ابزاری ادبی دست یافته که بهمددِ آن میتواند میان هنر و واقعیت، مسائل شخصی و سیاسی پل بزند.
بازهم آدورنو، نیچه، چتجیپیتی / آیدین کیخایی - نقد اقتصاد سیاسی https://pecritique.com/2025/03/13/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%87%D9%85-%D8%A2%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%8C-%D9%86%DB%8C%DA%86%D9%87%D8%8C-%DA%86%D8%AA%D8%AC%DB%8C%D9%BE%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C/
https://mashghenow.com/?p=6405 🔸جانهای دیماه 🔻ابوالفضل حاجیزادگان این مقاله با رویکردی دادهمحور و مبتنی بر ردپاهای دیجیتال، میکوشد تصویری اجتماعی و فرهنگی از جاویدنامان اعتراضات دی ۱۴۰۴ ارائه دهد. محور اصلی پژوهش، تحلیل صفحات اینستاگرامی خود افراد و شبکه ارتباطی پیرامون آنهاست. نویسنده ابتدا با استفاده از یک راهبرد «کشف شبکه» چندمسیره شامل ردیابی پیوندها میان اکانتها (link tracing)، بررسی هشتگهای مرتبط، تحلیل تعاملات و بهرهگیری از پیشنهادهای الگوریتمی اینستاگرام، نمونهای ۹۵۷ نفره از جاویدنامان را شناسایی کرده و از میان آنها ۳۰۶ صفحه عمومی را برای مطالعه عمیقتر انتخاب کرده است. سپس با ترکیب تحلیل شبکههای اجتماعی (بررسی الگوهای دنبالکردن، مرجعیت و علایق فرهنگی)، تحلیل محتوای ۷۹۲۶ پست اینستاگرامی و تحلیل احساسات مبتنی بر یادگیری نظارتشده و رگرسیون لجستیک، روندهای جمعیتشناختی، فرهنگی، سیاسی و عاطفی این افراد را استخراج میکند. نتیجه کلی پژوهش آن است که برای فهم منطق اعتراضات دی ۱۴۰۴ باید مسیرهای طولی زندگی، تجربهها، علایق و تغییرات احساسی معترضان را در سالهای پیش از اعتراضات مطالعه کرد و از تبیینهای سادهانگارانه و مقطعی فاصله گرفت. مطالعاتفرهنگیایرانی
منتشر شد «به جز این سرا سرایی» تمنای مهاجرت و زیستن دائمی در وضعیت موقت امید آسایش و عبدالمحمد کاظمیپور در سالهای اخیر جامعۀ ایران شاهد رشد چشمگیر دو پدیدۀ مهم بوده است: صعود قابلتوجه جمعیت مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف، و افزایش چشمگیر میل به مهاجرت در میان شهروندان ساکن کشور. این وضعیت ویژه موجب شده مهاجرت به مسئلۀ اجتماعی بزرگی تبدیل شود که بدون در نظر گرفتن آن تحلیل دقیق و عمیق بسیاری از تحولات جامعه ایران ناممکن مینماید. این پدیدۀ نوظهور در مسیر پیدایش خود به شکلگیری گروههای متعددی در جامعۀ ایران، با زندگیها، تجربیات و زیستجهانهایی بسیار متفاوت با یکدیگر، انجامیده است. این کتاب با تکیه بر مطالعۀ میدانی گسترده و دادههای آماری متنوع، و با استفاده از مفاهیم و موضوعاتی همچون «فرهنگ مهاجرت»، «مهاجرت دافعهمحور» و ارتباط میان «مهاجرت و جنبشهای اجتماعی»، به بررسی چهار گروه عمدۀ اجتماعی پرداخته است: مهاجرتاندیشان، مهاجرتستیزان، مهاجران کامیاب و مهاجران بازگشته. این اثر دعوتی است به بازاندیشی در باب ویژگیهای منحصربهفرد جامعهای که فردای خود را در «جایی دیگر» تصور میکند. ▫️بخشی از کتاب
📣 نشست ویژه کتاب «من سرگذشت یاسم و امید» 📍 سهشنبه ۲۶ خرداد 🕔 ساعت ۱۷ تا ۲۰ 📌 کافه رویداد کارزار 🔗 ثبتنام رایگان: http://evand.com/cafekarzar ☕️ ورود و پذیرایی برای عموم رایگان است. 🔸 «من سرگذشت یاسم و امید» روایتی انسانی از زندگی، رنج و امید در دل تجربههای دشوار است. این کتاب با ترجمه آزاده کامیار، قصهای را روایت میکند که از دل واقعیتهای تلخ عبور میکند اما همچنان به امکان امید، بقا و بازسازی زندگی میاندیشد. 🔸 این کتاب با نویسندگی چندین نویسنده، متفکر و فعال سیاسی چون واتسلاو هاول، مارتین لوترکینگ، آریل دورفمن است و انتشارات خوب آن را منتشر کرده است؛ که دربارهی ناامیدیهای سیاسی و اجتماعی سخن میگوید؛ در این نشست سعی داریم با حضور کنشگران و اساتید درباره مضمونهای اصلی کتاب گفتوگو کنیم؛ از تجربه زیسته شخصیتها تا معنای امید در شرایط سخت و اینکه روایتهای انسانی چگونه میتوانند فهم ما از رنج، تابآوری و همدلی را عمیقتر کنند. 🎟 منتظرتون هستیم! #قدرت_بی_قدرتان ✌🏻 @karzarnet
📖 رونمایی کتاب «شورِ ناآرامِ صوت» فرهنگ شنیداری-موسیقیایی دههی شصت ایران _______ نشست رونمایی و گفتگو پیرامون کتاب جدید با حضور: 👤 دکتر حامد طاهریکیا (نویسنده اثر) 👤 دکتر داود زهرانی 🗓 زمان: چهارشنبه ۲۰ خردادماه 🕕 ساعت: ۱۸:۰۰ 📍 مکان: خیابان اردیبهشت جنوبی، روبروی کوچه استاد تاج اصفهانی، کوچه شماره ۶، شهر کتاب اردیبهشت.
تکوین روانتاریخ: ریشهها، مناقشات، و پیشگامان پُل اِیچ. اِلوویتس ترجمهٔ مهدی نوریان این اولین کتابیست که دربارهٔ روانتاریخ (psychohistory) به زبان فارسی منتشر میشود. هدف از ترجمهٔ این کتاب آشنایی کارورزانِ علوم اجتماعی و انسانیِ ایرانی با این حوزهٔ مطالعاتیست. پُل الوویتس در این کتاب، انگیزههای اولیه و ریشههای شکلگیری این حوزهٔ مطالعاتی را شرح میدهد، ما را با پیشگامان و بزرگان این حوزه و زندگی آنها آشنا میکند، و آثار مهم روانتاریخ اعماز کتابها و مقالات را برمیشمرد. او همچنین به مشکلاتی اشاره میکند که در سر راه تکوین روانتاریخ ظاهر شدهاند و نشان میدهد که باوجود آنها چطور این پروژهٔ فکری تداوم یافته است. مطالعهٔ این کتاب در درجهٔ اول به کارورزان و پژوهشگران حوزههای تاریخ، روانشناسی، جامعهشناسی، انسانشناسی، و مطالعات فرهنگی پیشنهاد میشود و همچنین میتواند برای علاقمندان به رویکردهای نو در تاریخنگاری، بیوگرافینویسی، نظریهٔ روانکاوی، سینما، ادبیات، جغرافیا، و اقتصاد نیز مفید باشد. لینک تهیهٔ کتاب ————— @mavaajid
یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ زندگینامه مجتهد شبستری به زبان انگلیسی از سوی انتشارات راتلج منتشر شد: محسن کدیور دربارۀ زندگینامه مجتهد شبستری نوشت: «کتاب کتایون امیرپور دربارۀ محمد مجتهد شبستری، چشماندازی حیاتی دربارۀ این چهرۀ تاثیرگذار در بافتار اصلاحطلبی اسلامی در ایران پسا-انقلابی فراهم میکند.» سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - محمدحسن ابوالحسنی؛ کتاب «زندگینامه فکری محمد مجتهد شبستری(an intellectual biography of Mohammad mojtahed shabestari)» به زبان انگلیسی توسط انتشارات راتلج در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این کتاب در ۲۹۶ صفحه و نوشتۀ کتایون امیرپور است.