دفتر شعر🏴🏴
Статистикаنشسته ام در ایوان تنهاییم سر در گریبانم، مگر چای قند پهلوی نگاهت، آرامم کند.... اینستاگرام https://www.instagram.com/dafttar_sher ارتباط با ادمین کانال:👇 @Ramiin_mh
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 68
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 105
- 1/48двое суток
- 120
- 1/72трое суток
- 129
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✨ نگاه.... به من نگاه کنی زخم های من آرام میگیرند.... #منهایشعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ هر کجا نیست کسی ؛ آنطرف میز ، منم .. خسته و غمزده با خویش گلاویز ، منم هر چه افتاده کناری و نفهمیده کسی .. هیچکس هم پیِ آن نیست ، همان چیز منم خسته ، خلقی پیِ ما میل ترحّم دارند .. شوم ، شوریده ، حزین ، گریهی یکریز منم هر که در من وطنی داشته ، شد خانهخراب .. شهر ویران شده از غارت چنگیز منم به تن سرد من اینگونه که داغِ تو نشست .. شاهِ قاجار تو ، مشروطهی تبریز منم اول قصّهی سهراب ؛ خوشایند ، تویی .. آخر قصّه ولی ، تلخ و غمانگیز منم دل و دین ، هوش و هوس ، هرچه که بردی بشمر .. به خیال چه نشستی ؟! ته پاییز منم بعد یک عمر اگر حالِ مرا میپرسی .. خندهی زورکیِ از گله لبریز ، منم #سجاد_شهیدی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ است هرکه از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است چرخ غارتپیشه را با بینوایان کار نیست غنچهی پژمرده از تاراج گلچین فارغ است شور عشق تازهای دارد مگر دل؟ کاین چنین خاطرم امروز از غمهای دیرین فارغ است خسروان حسن را پاس فقیران نیست نیست گر به تلخی جان دهد فرهاد شیرین فارغ است هر نفس در باغ طبعم لالهای روید رهی نغمهسنجان را دل از گلهای رنگین فارغ است #رهی_معیری ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ #منهایشعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═🎸✌️🏻 به کانال ما بپیوندید 👉@dafttar_sh
✨ مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم که جان را نسخهای باشد ز لوح خال هندویت تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت من و باد صبا مسکین دو سرگردان بیحاصل من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت #حافظ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ بغیر از تو کسی با روح من دشمن نمی افتد که غیر از پنجه ی گرگی به پیراهن نمی افتد چنان تاریکی مطلق مرا تسخیر خواهد کرد که چشمم لحظه ای بر چشم تو روشن نمی افتد دل متروکه ای دارم که جز خفاش شب بیدار مسیرش عمق تنهایی این معدن نمی افتد قطاری راه گم کرده به ریلش بر نخواهد گشت گذار واگن در رفته، راه آهن نمی افتد چنان از کاه می سازد غمت کوه مصیبت که در این انبار کاه از دست من سوزن نمی افتد نده گیسو به حزب باد می دانی سرآخر ، جز جدال تازه بین دوست با دشمن نمی افتد بپوشان موج گندمزار مویت را یقین دارم از این پس آتش گسترده بر خرمن نمی افتد طناب دار می بافی و می دانی بغیر از این مکافات عمل دینی براین گردن نمی افتد دهانم بسته می ماند مرا نادیده می گیری شبیه لکه ی ننگی که بر دامن نمی افتد مرا باسنگ می رانند از شهر تماشایت بر این دیوانه ات قرعه بجز رفتن نمی افتد نباشم صورت این مسئله ها پاک خواهد شد یقینا هیچ کس ،ناگاه، چپ با من نمی افتد #سیدمهدی_نژادهاشمی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ من را نگاه کن که دلم شعلهور شود بگذار در من این هیجان بیشتر شود قلبم هنوز زیر غزل لرزههای توست بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود من سعدیام اگر تو گلستان من شوی من مولوی سماع تو برپا اگر شود من حافظم اگر تو نگاهم کنی اگر شیراز چشمهای تو پر شور و شر شود «ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود» آنقدر واضح است غم بی تو بودنم اصلا بعید نیست که دنیا خبر شود دیگر سپردهام به تو خود را که زندگی هر گونه که تو خواستی آنگونه سر شود #نجمه_زارع ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ از وقتش که بگذره : " نیامدی! دیر شد..." #منهایشعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ خوشبهحال من و دریا و غروب و خورشید و چه بیذوق جهانی که مرا با تو ندید رشتهای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایابترین مرجانها تپش تبزده نبض مرا میفهمید آسمان روشنیاش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد ماه، طعم غزلم را ز نگاه تو چشید من که حتی پی پژواک خودم میگردم آخرین زمزمهام را همهی شهر شنید #محمدعلی_بهمنی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ بیسبب به من مشکوکی من همان درختم که در من ریشه دادی سرشانههایم را ببین تکانش دهی غرورش میریزد سالهاست همه بیخداحافظی رفتهاند... وگرنه اصولم «لانه شدن» بود آتش مرا به حساب جنگل بگذار هیزم شومینه شدن کار «بیریشه»هاست... #مژگان_منفرد ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ زلفِ چون دوش، رها تا به سرِ دوش مکن ای مه امروز پریشان ترم از دوش مکن ای سر زلف سیه، دیگرم آشفته مساز این همه با مه من دست در آغوش مکن مست و مدهوشم از آن لب سخنِ تلخ مگوی بیش از این زهر به جام من مدهوش مکن گوهر اشک مرا بین و ز چشمم مفِکن سخن مدّعیان را گهر گوش مکن عهد کردی که کُشی «فرصت» خود را روزی فرصت ار یافتی این عهد فراموش مکن #فرصت_شیرازی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ پناهگاه..... #منهایشعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ لَعْلِ سیرابِ بهخونتشنه، لَبِ یارِ من است وَز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان، کارِ من است شَرْم از آن چَشْمِ سیَه بادَش و مُژْگانِ دِراز هرکه دِلبُرْدَنِ او دید و در اِنْکارِ من است ساروان، رَخت به دَروازه مَبَر، کان سرِ کو شاهراهیست که مَنْزِلْگَهِ دِلْدارِ من است بَندهیِ طالعِ خویشم که در این قَحْطِ وَفا عِشْقِ آن لولیِ سَرمَسْت، خَریدارِ من است طَبْلِهیِ عِطْرِ گُل و زُلْفِ عَبیراَفْشانَش فِیْضِ یک شِمِّه ز بویِ خوشِ عَطّارِ من است باغْبان، همچو نسیمم ز دَرِ خویش مَران! کآبِ گُلزارِ تو از اَشْکِ چو گُلنارِ من است شَرْبَتِ قَنْد و گُلاب از لَبِ یارَم فَرمود نَرْگِسِ او که طَبیبِ دِلِ بیمارِ من است آنکه در طَرْزِ غزل، نُکته به «حافِظ» آموخت یارِ شیرینسُخَنِ نادرهگُفتارِ من است #حافظ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ عاشقم من عطشِ جانِ تو را میخواهم بوسه از آن لب و دندانِ تورا میخواهم به چه دردم بخورد ماه که دربالا هست من فقط صورتِ تابانِ تورا می خواهم تـو بگیر از دلِ مـن حـالِ پریشانیِ من در عوض موی پریشانِ تورا می خواهم بـاده یـا درد بـه مستی نـرساند مـا را من فقط آن لبِ مستانِ تورا میخواهم جانـم آماده ی قربـانیِ انـدر رهِ توست چشمکِ نازِ تـو فرمانِ تو را می خواهم جـانِ مـن یخ زده از درد و غمِ تنهـایی جان به قربانِ تو دستانِ تورا میخواهم #بهنام_آئینه_دار ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ تضاد . برنده ۱۱ جایزه بین المللی #منهایشعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ به من فراق تو غم، درد، چشمِ تَر داده است از آنچه حق دلم بود، بیشتر داده است اگر شکستی و خون کردیاش، فدای سرت! خدا برای چه دل را به ما مگر داده است؟ دچار چشم تو از خلق سنگ خواهد خورد همیشه عشق به دیوانه دردسر داده است از آنچه بر سرم آورده عشق میپرسی؟ مرا به بند کشیده است و بال و پر داده است مرا توان صبوری هنوز هست، ولی بس است! صبر فقط عمر را هدر داده است #محمد_عزیزی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ هوای تو کـردم کـه در بی حوالیِ دقیقههای اکـنون.... در خودِ تنهایم پرسه می زنم... کاش سایهای از نگَـاهِ دیروزهای دورت از خیالِ به بُهت نشسته ام بَگذرد..!! #گویا_فیروزکوهی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ چشمی به من شب زده انداخت و بگذشت دینی که به من داشت نپرداخت و بگذشت در منظر این بت که تراشیده ی عشق است هر کس به طریقی دل و دین باخت و بگذشت بیچاره دوچشم منِ درگیر دوابروش کشته است مرا کشته و نشناخت و بگذشت چون بیهق آتش زده در بطن تواریخ با لشکر تاتار به من تاخت و بگذشت بایک نظر از گوشه ی چشمش به دوچشمم بر بخت پریشان ، گره انداخت و بگذشت من مانده ویک حس عجیبی که پس از آن دلتنگ ترین قافیه را ساخت و بگذشت #سید_مهدی_نژاد_هاشمی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ کی فهمیدم دوستش دارم؟ اونجایی که من آدم قربون صدقه رفتن نیستم اما تا میبینمش دلم براش ضعف میره و قربونش میرم... #منهایشعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨ خاکم که جای پای تو را ناز میکنم بادم که رو به عشق تو پرواز میکنم آبم که هرچقدر سرم میخورد به سنگ راهی جدید رو به افق باز میکنم این آتشی که ریخته از آه سینهام یک شِمّه از غمی است که ابراز میکنم در یال مادیان کَهَر میخورم گره راه رهایی است که آغاز میکنم قد میکشم دوباره در انبوهی از درخت خود را شبیه سرو سرافراز میکنم ای عشق، ای عصای دل بیقرار من یک روز با وجود تو اعجاز میکنم... #سیده_تکتم_حسینی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher