داستانیکُ/آموزش و تمرین داستاننویسی
Статистикаداستانیکُ، جایی برای خلق داستانهای بزرگ💫 • آموزش تخصصی داستان نویسی • • مینا شیردل نمین، کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی • جهت رزرو کلاسهای آنلاین به آیدی ادمین پیام بدهید. @m_shi_1996
- Последний пост
- 29 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
داستانیکُ/آموزش و تمرین داستاننویسی pinned «• سرفصلهای دورههای آنلاین:»
видео или голосовое, без подписи
مرحله ۴ – چالش اضافه: یکبارصحنه را طوری بازنویسی کن که وسط داستان زاویه دید عوض شود (مثلاً از اولشخص به سومشخص محدود) و ببین این تغییر چه تأثیری بر حس خواننده میگذارد. ✨☕✨☕ | @dastanico
مرحله ۳ – مقایسه و تحلیل بعد از نوشتن هر نسخه، این سؤالها را برای خودت جواب بده: کدام زاویه دید حس تعلیق بیشتری داشت؟ کدام یک باعث شد به شخصیت نزدیکتر شوی؟ کدام بیشتر اطلاعات پسزمینه داد؟ اگر قرار بود ادامه بدهی، کدام زاویه دید بیشتر الهامبخش بود؟ ✨☕✨☕ | @dastanico
4. دومشخص (توراوی) به خواننده مستقیماً نقش شخصیت اصلی بده. مثال: «لیوان قهوه را میگذاری روی میز. سرمای نگاه کسی از پشت سرت را حس میکنی.» ✨☕✨☕ | @dastanico
3. سومشخص دانای کل (همهچیزدان) هم به ذهن شخصیتها دسترسی داری، هم اطلاعات آینده و هم پسزمینه دیگران. مثال: «سارا هنوز نمیدانست مردی که پشت سرش ایستاده، همان کسی است که هفته پیش کیفش را دزدیده بود...» ✨☕✨☕ | @dastanico
مرحله ۲ – بازنویسی با زاویه دیدهای مختلف صحنه را دقیقاً یکسان نگه دار، اما هر بار با یک زاویه دید متفاوت بنویس: 1. اولشخص (منراوی) همهچیز از فیلتر ذهن و احساسات «من» عبور کند. مثال: «لیوان قهوه را روی میز گذاشتم. مو به تنم سیخ شد؛ کسی از پشت سر نگاهم میکرد...» ✨☕✨☕ | @dastanico
🎯 تمرین: یک صحنه، چند زاویه دید مرحله ۱ – انتخاب صحنه یک موقعیت ساده و مشخص انتخاب کن، مثل: سرقت از یک مغازه دعوای دو نفر در خیابان پیدا کردن یک کیف پول گمشده دیدن یک فرد مشکوک در پارک مثلاً: «دختری در کافه متوجه میشود کسی از پشت سر به او نگاه میکند.» ✨☕✨☕ | @dastanico
видео или голосовое, без подписи
✳️ هدف پنهان تمرین نویسنده از طریق این تمرین درمییابد که: گفتوگو ابزاری مستقل برای شخصیتپردازی و پیشبرد داستان است. خواننده از لحن، واژگان، مکثها و حرفهای ناگفته، به لایههای زیرین داستان پی میبرد. راوی میتواند گفتوگو را کاملتر کند، اما گفتوگوی قوی به تنهایی هم میتواند بار زیادی از داستان را به دوش بکشد. ✨☕✨☕ | @dastanico
🔹 مرحله سوم: تحلیل دو نسخه حالا دو نسخه را مقایسه کن و به این پرسشها پاسخ بده: 1. در نسخهی بدون راوی، چه اطلاعاتی را فقط از طریق دیالوگ متوجه شدی؟ 2. کدام شخصیت بیشتر خودش را در کلامش نشان میدهد؟ 3. در نسخهی دوم، راوی چگونه به تعمیق گفتوگو کمک کرده است؟ 4. آیا نسخهی اول بهتنهایی تأثیرگذار بود؟ چرا؟ ✨☕✨☕ | @dastanico
🔹 مرحله دوم: بازنویسی همراه با راوی اکنون همان صحنه را دوباره بنویس، اما این بار اجازه داری از روایت، توصیف، زبان بدن، و درونیات شخصیتها استفاده کنی. 📌 تمرکز کن بر اینکه چگونه روایت به کمک گفتوگو میآید تا احساسات، تنش و زیرمتن را غنیتر کند. ✨☕✨☕ | @dastanico
📌 محدودیت: نباید بنویسی که شخصیتها چه احساسی دارند، چه میپوشند، کجا نشستهاند یا چه کار میکنند؛ همهچیز باید فقط از طریق حرفهایشان برای مخاطب قابلدرک باشد. ✨☕✨☕ | @dastanico
🔹 مرحله اول: سکوت راوی دستور تمرین: یک صحنه داستانی بنویس که فقط شامل گفتوگو بین دو شخصیت باشد و هیچگونه روایت، توصیف یا توضیح از طرف راوی در آن نباشد. صحنه پیشنهادی: «دو دوست قدیمی، پس از سالها بهطور اتفاقی در کافهای با هم روبهرو میشوند.» ✨☕✨☕ | @dastanico
🎭 تمرین گفتوگو: «صحنه بیروایت» هدف: تقویت مهارت گفتوگونویسی، شخصیتپردازی از طریق دیالوگ، و درک تأثیر گفتوگو در پیشبرد داستان بدون نیاز به توضیح مستقیم راوی. ✨☕✨☕ | @dastanico
видео или голосовое, без подписи
🛠 تمرین کاربردی برای بهتر شدن دیالوگ: تمرین ۱: یه صحنه بنویس که فقط با دیالوگ اتفاق بیفته (هیچ توضیحی یا توصیفی ننویس). بعد خودت بخون و ببین از روی دیالوگها میفهمی کی داره چی کار میکنه و چی احساس میکنه یا نه. تمرین ۲: یه گفتوگوی واقعی رو گوش کن (مثلاً یه سریال یا پادکست) و بنویسش. بعد سعی کن با حذف و بازنویسی، اون رو به یه دیالوگ داستانی تبدیل کنی. ✨☕✨☕ | @dastanico
۵. دیالوگ باید به داستان خدمت کنه هر دیالوگ باید یکی از این کارها رو بکنه: شخصیتپردازی پیشبرد داستان ایجاد تعلیق یا تنش تغییر وضعیت (حسی، رابطهای یا داستانی) مثال بیاثر: – امروز صبح زود بیدار شدم، یه لیوان شیر خوردم. مثال مؤثر: – تا صبح خوابم نبرد. صدای بارون اذیتم میکرد… یا شاید چون دوباره خوابشو دیدم. ✨☕✨☕ | @dastanico
۴. دیالوگ باید فشرده و گزیده باشه زندگی واقعی پر از تکرار و حرفهای خستهکنندهست. توی داستان باید بری سر اصل مطلب. ❌ – سلام، خوبی؟ – خوبم، تو خوبی؟ – آره، ممنون. ✅ – تو الانم میخوای وانمود کنی همه چی مرتبه؟ ✨☕✨☕ | @dastanico
۳. دیالوگ باید "درگیری" یا "تنش پنهان" داشته باشه حتی وقتی دعوا نیست، دیالوگ نباید کاملاً آرام و یکنواخت باشه. تعارض، تفاوت دیدگاه، سوءتفاهم یا کشش عاطفی دیالوگ رو زنده میکنه. مثال: هاجر: «خستهای؟» میترا: «نه، فقط دیگه بلد نیستم تظاهر به خوشحالی کنم.». ✨☕✨☕ | @dastanico