- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 58
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 490
- 1/48двое суток
- 561
- 1/72трое суток
- 605
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ترامپ تصویری منتشر کرد که در آن عبدل السید (نامزد مسلمان انتخابات سنا از میشیگان) و همسرش را با خودش و ملانیا مقایسه کرده بود، با این عنوان: «دو آمریکای بسیار متفاوت». اما السید این پیام را علیه خود ترامپ برگرداند: السید: آره، حق با اوست. یک آمریکا متعلق به دو اربابی است که به هم علاقهای ندارند، اما برای منافع خودشان دست به دست هم دادهاند تا میلیاردها دلار از جیب شما دربیاورند. و آمریکایی دیگر متعلق به دو انسانی است که واقعاً همدیگر را دوست دارند، با هم پنکیک خوردهاند و میخواهند دست به دست هم بدهند تا چنین آمریکایی بسازند که بتوانند در آن خانواده تشکیل بدهند و بدانند که آن خانواده از مواهب خوب زندگی بهرهمند خواهد بود. پس بله، شما دو روایت متفاوت از آمریکا دارید. روایت ترامپ، همان آمریکایی است که الان در آن زندگی میکنید. آیا میتوانید هزینه بنزین را بپردازید؟ آیا خرج خواروبارتان را دارید؟ وقتی به چشم بچههایتان نگاه میکنید، آیا باور دارید که آیندهای بهتر از شما خواهند داشت؟ من و سارا نامزد شدیم چون وقتی به چشم دخترانمان امیلی و شیرین نگاه میکنیم، میخواهیم آنها باور کنند که آیندهای بهتر از آنچه در دوران ترامپ میتوانستند داشته باشند، کاملاً در دسترسشان است. که بتوانند در آمریکا، در کنار برادران و خواهرانشان بازو در بازوی هم بگذارند و چیزهای خوبی را که سزاوارش هستند، با هم بسازند. جایی که بدانند خدمات درمانی لازم و شغلهای خوب در اختیارشان هست، و فقط کمی آنطرفتر از خانهشان، کودکانی باشند که زندگیشان کاملاً متفاوت از آنهاست؛ چون ما مدتهاست که با سطحی از نابرابری در این کشور کنار آمدهایم. من میخواهم آنها در آمریکایی زندگی کنند که هوای پاک تنفس کنند و آب سالم بنوشند. و راستش، من و سارا همدیگر را دوست داریم. از بانوی اول و رئیسجمهور خبر ندارم، اما از آنچه شنیدهام، مشکلاتی دارند. @dastchean
«منصفانهتر این بود که هرکس فقط تاوان نفهمی خودش را میداد.» @dastchean
سئوال: آیا یکی داره مهندسی میکنه که امریکا در ایران از اتم استفاده کنه تا روسیه هم در اوکراین استفاده کنه؟ یا برعکس، یکی داره سعی میکنه روسیه رو طوری در اوکراین تحقیر کنه که راهی جز اتم براش نمونه و بعدش آمریکا در ایران از اتم استفاده کنه؟ یا یکی داره هر دو فشار رو با هم پیش میبره و هدفش عادی سازی استفاده از اتم هست؟ @dastchean
تو این تصویر چی میبینید؟ بنویسید. هفته دیگه پاسخ رو مینویسم. @vagheiro
❤️❤️❤️ @dastchean
📽📽📽 سه ماه مانده به انتخابات عمومی پارلمان اسرائیل، اورلی (مژگان) نوی، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر اسرائیلی، در تحلیلی از تحولات سیاسی این کشور، به وضعیت شکننده ائتلاف حاکم و آینده حزب لیکود پرداخت. او با اشاره به نظرسنجیهای اخیر، مدعی شد ائتلاف بنیامین نتانیاهو در انتخابات آینده اکثریت خود را از دست خواهد داد و حزب لیکود نیز با کاهش چشمگیر حمایت عمومی روبهروست. به گفته او، تلاش نتانیاهو برای به تعویق انداختن انتخابات داخلی حزب در صورت وقوع جنگ، بیش از هر چیز باید در چارچوب ملاحظات سیاسی داخلی و حفظ قدرت تحلیل شود. اورلی نوی همچنین هشدار داد اگر بار دیگر تنشها میان ایران و اسرائیل به سمت جنگ پیش برود، نباید آن را اقدامی برای آزادی ایران یا مردم ایران تلقی کرد، بلکه از نگاه او چنین سناریویی در درجه نخست میتواند در خدمت منافع و بقای سیاسی دولت نتانیاهو باشد. @dastchean
خدای بازار، خدای درون گفتند صدق تابع تصدیق است. و تصدیق، بازار دارد. حال ببینیم بزرگترین کالای تاریخ در این بازار چه سرنوشتی پیدا میکند: خدا. الهیات قرنها بر یک ستون ایستاده بود: خدا مستقلترین موجود، از ناظر است. همهچیز به ادراک ما وابسته باشد، او هست؛ چه تصدیقش کنیم، چه انکار. او خود ناظر مطلق بود؛ همان که جهان، پیش از آنکه چشمی برای دیدنش باشد، در نگاه او حاضر بود. اما آنجا که صدق از اجماع ناظران بجوشد، تخت نظارت واژگون میشود: خدایی که ضامن صدق همه گزارهها بود، خودش گزارهای میشود ایستاده در صف بازار تصدیق، منتظر قیمت. و دقت کنید چه چیزی در این صف ایستاده است: نه خود خدا؛ تصویر خدا. بازاری که هرگز به اصل جنس دسترسی ندارد؛ توانش را صرف تجارت تصویر کرد و تصویر را جای اصل نشاند. و این بازار، بازارگردان دارد. صنفی که قرنها تعیین کرد کدام تصویر از خدا تصدیق رسمی بگیرد و کدام، بدعت نام گیرد و بسوزد؛ کدام سخن مقدس باشد و کدام کفر؛ و چه کسی حق داشته باشد از جانب او سخن بگوید! شمن، در هر لباس و هر سنتی، سوداگر این بازار بود: خدای ترس را گران میفروخت، خدای بهشت را نقدی و خدای جهنم را قسطی، و کلید دسترسی را در دکان خودش نگه میداشت. تصویری که از این بازار بیرون میآید، هزار دست را گشته: تفسیر شده، قیمت خورده، نهادی شده، در خدمت قدرت درآمده. اصالتش دقیقاً به اندازه هر کالای دیگر بازار است: تابع عرضه و تقاضا، تابع مصلحت صنف، تابع آنکه این فصل چه بفروشد. چنین خدایی را میشود مهندسی کرد، چون محصول اجماع است؛ و هر جا اجماع هست، میدان هست، و در میدان، لجار کار میکند. خدای پیامبران از جنس دیگری بود. پیامبران، خدا را از بازار نیاوردند؛ از درون آوردند. ابراهیم پیش از آنکه بتی بشکند، بازار تصدیق زمانهاش را شکست. عیسی تازیانه برداشت و صرافان را از معبد بیرون ریخت. و قرآن خدایش را نزدیکتر از رگ گردن نشاند؛ بیواسطه، بیدکان، بیقیمت. پیامبران نیامدند دکان تازهای باز کنند؛ آمدند بگویند میان تو و او صنفی لازم نیست. و به همین دلیل، اولدشمن هر پیامبری همیشه بازارگردانان خدای قبلی بودند. اما چرخه اینجا نمیایستد، و تراژدی بزرگ تاریخ دین همینجاست. تجربه روایت شد؛ روایت پیرو گرفت؛ پیروان نهاد ساختند؛ نهاد متولی یافت؛ متولی مرز کشید. و آنچه روزی برای شکستن بازار آمده بود، خودش صاحب بازار شد. پیامبران بازار خدای زمانهشان را شکستند؛ پیروانشان از خدای آنان بازار تازهای ساختند. بازار هرگز تعطیل نمیشود؛ فقط دکان عوض میکند. تفاوت این دو خدا، تفاوت دو جهان است: خدای بازار، تصویری است که قیمت خورده؛ با آن قدرت میسازند، ترس میفروشند، هویت تولید میکنند و اطاعت میخرند. خدای درون، پیش از صنف است، پیش از دکان، پیش از تصدیق دیگران؛ نه عرضه شده که مهندسی شود، نه خریدنی که فروختنی باشد. و پیش از حکم آخر، پرسشی که تیغش به سمت خود ماست: از کجا معلوم خدایی که من میشناسم خداست، نه تصویری که ترسهایم، تاریخم، صنف و بازار تصدیق در ذهنم حک کردهاند؟ این همان پرسش کتاب لجمن است: چه مقدار از آنچه عمیقا انتخاب خودم میدانم، پیش از من انتخاب شده و در من حک شده است؟ و حرف آخر: هر خدایی که قیمت بپذیرد، معامله میشود؛ تاریخ اثباتش کرد. خدای پیامبران را اما، نه میشود خرید، نه میشود فروخت؛ نه با اجماع ما پدید میآید، نه با انکار ما از میان میرود. فقط میشود یافت؛ در همان شکافی که تصمیم اخلاقی، زاده میشود. @lajmanbook
باورنکردنی است تا جایی که به خاطرم می رسد، این چند لحظه پاسخ های جناب عراقچی در ۷۰ سال اخیر بی سابقه بوده است. خوب و چند بار گوش دهیم: بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. این گفته ایشان چندان مهم و تازه نیست؛ ولی آنجا که ایشان می گویند: "اینحفره امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات نیست، در جهت گیری به تصمیم سازی ها هم گاهی هست و از ان بدتر در جهت دهی به فضای روانی ما هم هست." تکان دهنده است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
بازار تصدیق تلقی کهن از حقیقت ساده بود: حقیقت جایی آن بیرون ایستاده است، مستقل و دستنخورده، و ما کاشفان آنیم. معرفت آینه بود و صدق، مطابقت با واقع. این تصویر آرامبخش، یک قرن است که از دو سو ترک برداشته. نخست از سوی فیزیک؛ کوانتوم نشان داد الکترون تا مشاهده نشود، جایی ندارد؛ این مشاهده است که واقعیت را متعین میکند، نه واقعیت که مشاهده را. ناظر از تماشاگر به شریک ساختن بدل شد. سپس از سوی معرفتشناسی؛ تازهترین صورتبندیاش را عبدالکریم سروش در پرانتزی گذرا به دست داده و نامی بر آن نهاده که از خود نظریه گویاتر است: «تئوری بازرگانی حقیقت»؛ صدق تابع تصدیق است، نه تصدیق تابع صدق؛ صدق از اتفاق اهل علم میجوشد، نه از جای دیگر. همان کاری که دانتو با هنر کرد، اینبار با خود حقیقت. نام را جدی بگیرید: بازرگانی. اما یک تفاوت، همهچیز را عوض میکند. در کوانتوم، مشاهدهگر به طبیعت پاسخگوست؛ آنچه فرو میریزد از دل معادله برمیآید. در بازرگانی حقیقت، مشاهدهگر یک اجماع بشری است. و اجماع بشری، بازار است، و بازار، خودش معامله نمیکند؛ میدان است، و در هر میدان سوداگری کار میکند. من آن میدان را لجمن نامیده بودم و آن سوداگر را لجار. هر جا صدق کالای بازار شود، جنگ شناختی دیگر «تحریف حقیقت» نیست؛ تولید حقیقت است. آنکه این مکانیزم را فهمیده باشد، با فکتها نمیجنگد؛ نظام تصدیق ناظران را بازطراحی میکند، قواعد بازار را بازمینویسد. توهم تودهها وقتی به اجماع ناظران برسد، دیگر توهم نیست؛ صدق رسمی است. روایت جای صدق نمینشیند؛ روایت، صدق میشود. و مالک صدق، آن است که بازار تصدیق را مهندسی کرده. اینجاست که مسئله از معرفتشناسی به اخلاق میرسد. در بازاری که حقیقت به تصدیق خریداران میرسد، مقاومت شناختی یعنی ایستادن در آن نقطه که میان «آنچه همه تصدیق میکنند» و «آنچه باید» فاصله میافتد؛ همان شکافی که تصمیم اخلاقی در آن زاده میشود. سوداگران صدق بازار را میگردانند و پیش میبرند؛ اما پایداری، با آن نادرهایی است که در این بازار قیمت نمیپذیرند. حقیقت آن چیزی نیست که هست؛ آن چیزی است که به تصدیق خریداران این بازار میرسد. پرسش واقعی این است که تو در این بازار چهکارهای: خریدار، سوداگر، یا ایستادهای بیرون از قیمت. @lajmanbook
✅آگهی گمشده ۳۰ میلیون جان فدا یکجا گم شدند اگر آنها را پیدا کردید سریعا برای دفاع از کشور به جنوب فرستاده شوند @Sahamnewsorg
@dastcheanmusic
با توجه به حمله دیشب ایالات متحده به پلهای راه آهن در دو منطقه آق قلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتش بس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات از طریق کانالهای امنیتی سطح بالا بوده است. اما چرا چنین ادعایی میکنیم؟ ضربه به پل آق قلا که در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوه بر اینکه تصعید افقی (جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلامآباد محسوب میشود، به دلیل ماهیت کوریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کوریدور شمال جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) و هم شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) نقش مهمی دارد؛ و ضربه به آن اولا در جهت ایجاد اختلال در تامین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است، و میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. (اگرچه پبش از آن و مستقلا در حال بررسی بوده است) و ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کویدورهای شرقی و غربی را هدف قرار داده است. اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟ پیشتر گفتیم که مساله تنگه هرمز و کوریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبل علی و ارتباط آن با حیفا در اسراییل در قالب کوریدور IMEC مربوط است؛ و مساله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه اختلالی مهم در یک شاه کوریدور جهانی است که در نظم آینده مد نظر آمریکا نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ بشدت واشنگتن را در جهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است. واشنگتن با ذهنیت "کوریدور در برابر کوریدور" (چشم در برابر چشم) به آق قلا حمله کرد، و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینه ای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد (که فاقد بار تصعید و ارسال پیام راهبردی است)، اینکار را صورت داده است. به زعم آمریکا اینکار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (بخوانید اختلال در کوریدور IMEC) مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی چون جبل علی و کراچی (که توسعه آن تحت مدیریت امارات است) نیز بیشتر خواهد کرد. ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسراییلی مد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساختهای ایران باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات قولهای زیادی برای سرمایه گذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه می ریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات و محمد دحلان اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد. ایران تا زمانیکه نگاه "نظممحور" به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و "بازی بزرگ" ابرقدرتها را درک نکند، برغم داشتن ظرفیتها و دستاوردهای مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگها و جنگ بلندمدت نظم منطقه ای بازنده خواهد بود. مهدی خراطیان @dastchean
📝📝📝*واجبات خدا؛ واجبات مردم* ✍️رضا بابایی ✅یکی از اعضای دفتر استفتائات آیت الله العظمی خوئی(ره) در خاطراتش مینویسد: ایشان در جلسهای بهشوخی فرمودند: «ما دو گونه واجب داریم: آنچه خدا واجب کرده است و آنچه مردم واجب میدانند. اگر با واجبات خدا مخالفت کنید، چون خدا مهربان است، به بخشایش او امیدوار باشید. اما اگر با واجباتی مخالفت کنید که مردم آنها را واجب میدانند، اولا از همه چیز ساقط میشوید و ثانیا هیچ امیدی نداشته باشید که آنها شما را ببخشند. چون مردم بیشتر از خدا در دین تعصب دارند!» آقای خوئی، پس از این شوخی عالمانه، مسئلۀ تراشیدن ریش را مثال میزند و اینکه چون مردم فکر میکنند تراشیدن ریش حرام است، من جرئت نمیکنم که بگویم حلال است. ✅مرحوم محمدتقی مجلسی، پدر مرحوم محمدباقر مجلسی(مؤلف بحارالانوار) کتابی دارند به نام «لوامع صاحبقرانی» که شرح فارسی «کتاب من لا یحضره الفقیه» نوشتۀ شیخ صدوق(ره) است. وی در این کتاب خاطرهای از استادش مولی عبدالله نقل میکند که بر بیم و هراس آیت الله خوئی صحه میگذارد. مینویسد: «در خدمت استاد مولانا عبد اللَّه - طاب ثراه - درس قواعد میخواندیم. در مبحث اذان، سخنان شیخ صدوق(ره) را ذکر فرمودند. بنده عرض کردم: شما چرا در اذان و اقامه "اشهد انّ علیا ولىّ اللَّه" مىگویید، [در حالی که میدانیم این شهادت جزء اذان نبوده است؟] فرمودند: از باب تیمّن و تبرّک میگویم؛ اما دیگر نمیگویم [تا در دین خدا دست نبرده باشم.] چند روز ترک کردند. همان ایام از جمعى شنیدم که مولی عبدالله سنّى شده است. خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم ظاهرا واجب است گفتن آن به تقیه. فرمودند که من نیز منظورم از تیمن و تبرک، همین تقیه بود. پس ایشان تا پایان عمر این تقیه را داشتند.» (مجلسی اول، لوامع صاحبقرانى، قم، انتشارات مؤسسۀ اسماعیلیان، چاپ دوم، ج3، ص۵۶۶، با تلخیص و ویرایش) ✅انگیزههای اهل علم برای مخالفت با آنچه مردم واجب میدانند اما در واقع نه واجب است و نه جایگاهی بلند در دین خدا دارد، هر روز کمتر میشود؛ گاهی نیز با توجیه و استدلال به کمک مردم میآیند و افزودهها را بنیان مرصوص میکنند. پس از چندی، دیگر رسما جزء واجبات اصلی و حتی مقدم بر واجبات خدا میشود. خدا در قرآن کریم میگوید: «ای اهل کتاب، در دینتان غلو نکنید»(نساء/171) اما جامعۀ دینی ما در غلو و افراط، با یکدیگر مسابقه گذاشتهاند و هر کس به واجبات و محرمات بیشتری اعتقاد داشته باشد و دایرۀ دین را فراختر كند و هر افراطی را تفریط بداند و تا میتواند بر شدت و غلظت دين بيفزايد، در نظر ما دیندارتر است. نیز هر كس كه به واجبات منصوص و استوار بسنده كند و در غیر آن، پایبند عقل و عرف باشد، متهم به بیدینی یا بددینی یا بیسوادی میشود. .
без подписи
دو نوع استراحت داریم خیلی دقت کنیم @dastchean
تضاد مطلق! غذای حجیم ایرانی و فرهنگ ژاپنی! 🫣☺️🤪 @vagheiro
صحبتهای جالب جاناتان پولارد، تحلیلگر اطلاعاتی سابق آمریکا، که ۳۰ سال به جرم جاسوسی برای اسرائیل زندانی بود. از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ (حدود ۱۷ ماه) صدها سند محرمانه و بسیار حساس آمریکا را به اسرائیل تحویل داد. این اسناد شامل اطلاعات مربوط به تسلیحات، ماهوارههای جاسوسی، فعالیتهای شوروی و کشورهای عربی بود. دستگیری: نوامبر ۱۹۸۵ وقتی که همراه همسرش برای پناهندگی به سفارت اسرائیل در واشنگتن مراجعه کردند، دستگیر شد. محکومیت: در سال ۱۹۸۷ به حبس ابد محکوم شد (نادرترین حکم برای جاسوسی به نفع یک متحد آمریکا). آزادی: بعد از ۳۰ سال زندان، در نوامبر ۲۰۱۵ با مشروط آزاد شد. در سال ۲۰۲۰ به اسرائیل مهاجرت کرد و شهروندی اسرائیل را دارد. در مصاحبه اخیرش (۲۸ می ۲۰۲۶) با پادکست Arutz Sheva (رسانه راستگرای اسرائیلی)، جاناتان پولارد گفت: پس از اینکه کار رژیم ایران، حماس و حزبالله را تمام کردیم، نوبت ترکیه و مصر خواهد بود. «ما باید برای جنگ بعدی آماده باشیم که احتمالاً علیه ترکیه و مصر خواهد بود و طوفان در راه خاورمیانه است.» او اضافه کرده: «مطمئن نیستم با ترکها به راحتی که با ایرانیها برخورد کردیم، بتوانیم برخورد کنیم.»این اظهارات خیلی سریع viral شد و در رسانههای عربی و بینالمللی بازتاب گستردهای داشت. @dastchean
به من شک داری آیا؟ 😡
یک باتری لیتیومی در محفظهی بالای سر در پرواز ایر چاینا 🇨🇳 آتش گرفت و یک پرواز عادی را در چند ثانیه به وضعیت اضطراری تبدیل کرد. به همین دلیله که مهماندارا دربارهی پاوربانکتون سختگیری میکنند. 🆔 @kojaro
گرانی از تهدیدات هوش مصنوعی برای بشریت این گفتگو که با حضور چهرههای برجستهی علمی و سیاسی (از جمله برنی سندرز، مکس تگمارک و دکتر ژنگ یی) برگزار شده، فراتر از بحثهای معمول دربارهی کارکردهای هوش مصنوعی است. موضوع محوری این پنل، ترسِ از «کنترلناپذیری ابرهوش» (Superintelligence) است؛ موجودیتی که میتواند تمدنِ بشری را با تهدیدی وجودی روبهرو کند. @dastchean