- Последний пост
- 30 окт. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
قصه شیرشاه یکی از قشنگ ترین قصه های دنیاست. با اینکه این قصه مدرن هستش و دیزنی اون رو برای درست کردن یک انیمیشن نوشته ولی منابع الهام اش قدیمی اند. منبع الهام اصلی شیرشاه نمایشنامه هملت اثر شکسپیر هستش ولی تم داستان شبیه افسانه های باستانی یه. ست آپ قصه هم آفریقاست و به همین خاطر از داستان های فولکور آفریقا هم استفاده شده که خودش پر از قصه های باحاله. قصه شیرشاه داستان اتصال پدر به پسره. داستان یک عشق عمیق و واقعی. قصه قول هایی است که پدرا از ته قلب شون به پسراشون میدند و هیچ وقت فرصت نمی کنند که اونها رو عملی کنند. موفاسا (شیرشاه پدر) به سمبا قول میده که هیچ وقت ترکش نکنه و همیشه مراقبش باشه در صورتی که جون اش رو از دست میده و در کودکی سمبا رو ترک می کنه. این داستان خیلی از پدرهاست که به بچه های کوچیک شون قول میدادند که تا همیشه ازشون مراقبت می کنند ولی طبیعت ناجوانمردتر از این حرفهاست و جون شون رو میگیره. یک نگاهی به جنگ های تاریخ بندازید. پدرهایی که جون شون رو برای مراقبت از فرزنداشون از دست میدادند. همین الان هم پدرهای زیادی هستند که به پسرهاشون قول میدند که وقت بیشتری رو باهاشون بگذرونند ولی فشار اقتصادی نمی گذاره. شیرشاه قصه تربیت پدرانه است. زمانی که موفاسا به سمبا میگه که تنها جایی که نباید بره قبرستان فیل هاست، سمبا به حرفش گوش نمیده و میره و خودش رو به خطر می اندازه. زمانی که موفاسا پسرش رو نجات میده و میخواد دعواش کنه دلش نمیاد. زمانی که زازو (پرنده معتمد موفاسا) ازش می پرسه که چرا دعواش نکردی؟ موفاسا جواب میده که میتونستم دعواش کنم ولی ترسیدم که کنجکاوی اش رو بکشم. خودم ازش خواستم که کنجکاو و نترس باشه. من جای کنجکاوی میگذارم مردانگی. پدر باید پسر رو تشویق به کنجکاوی و نترسی بکنه و در عین حال وظیفه پدره که مراقب باشه که این کنجکاوی و کله خری نابودش نکنه. باید مراقب باشه شعله مردانگی (بخونید کنجکاوی و ریسک پذیری) در پسرش نابود نشه. داستان شیرشاه داستان مردانگی مثبت و مردانگی سمی (شروینیسم) هم هستش. موفاسا نماد مردی است که مسئولیت پذیره. قلب بزرگی داره. کاریزماتیک و لیدره و همه زن ها دوست اش دارند. زنهای قبیله دوست دارند که او حرف اول و آخر رو بزنه. از اونور برادرش، اسکار، یک مرد ضعیفه. حسوده. با مردهای دیگه نمی تونه همکاری کنه. هول زنهاست. هیچ دوست مردی نداره. زن ها ازش بیزارند و از مدیریت اش ناراضی اند. تحت لوای مردانگی مثبت بیشه زار زیباست. همه حیوانات در صلح و صفا و پایداری اند ولی تحت لوای مردانگی ضعیف و سمی قحطی میاد. بیشه زار خشک میشه و همه حیوانات بیشه رو ترک می کنند. سمبا، فرزند شیرشاه، نماد یک مردانگی یتیم ه. پسری که پدرش رو از دست داده و گمراه و سردرگم شده. از خودش بدش میاد و خودش رو شایسته شاهی نمیدونه. خودش رو ضعیف و زبون میدونه و درگیر Hedonism شده. سمبا وقتی راهش رو گم می کنه و در سرزمین غریب زندگی میکنه شعارش Hakuna Matata هستش. یعنی ”بی خیال، سخت نگیر“. هیچی ارزش اش رو نداره. گور بابای مسئولیت هایی که پدرت و سرزمین ات روی دوش ات گذاشته. حال رو بچسب و عشق و حال کن. تا اینکه یک دفعه دکتر هانتر ظاهر میشه و بهش تشر میزنه که مرد بیدار شو، به خودت بیا. تو یک شیر قوی هستی، تو ولیعهدی. تو نباید خودت رو دست کم بگیری. تو باید بر همه آفریقا حکومت کنی 🤬 اوکی. اینجاش رو جوگیر شدم 😜 دکتر هانتر احتمالا وقتی قصه نوشته میشده هنوز توی موز بوده 🤪 سمبا وقتی پدرش رو از دست میده هم اعتماد به نفس اش می میره و هم بزرگترین منتور و راهنماش رو از دست میده. توی قصه دهه ها طول میکشه که سمبا با آزمون و خطا و کمک گرفتن از عرفان راهش رو پیدا میکنه و مثل داستان کیمیاگر پائولوکوییلو میفهمه که نقطه رستگاری همون نقطه آغازه و برای تکمیل کردن here’s joinery (قصه قهرمان) اش باید برگرده همون جایی که ازش فرار کرده. مردانگی گمشده و یتیم مردانگی ای هستش که از ریشه ها و سنت هاش دور شده و از اونها فرار کرده و راه رستگاری اش روبرویی با ترس ها و برگشت به ارزش هاست. قصه شیرشاه جزو معدود قصه هایی است که برای پسرها نوشته شده. اگه پسر دارید براش این قصه رو بخونید و خودتون هم ازش درس بگیرید🖐🏻
این بیحسی میتونه یه جور دفاع باشه، مثل اینکه فرد ناخودآگاه خودش رو از تجربه عاطفی عمیق دور نگه میداره تا یه وقت دوباره آسیب نبینه. این هم به مرور باعث میشه که حتی توی رابطههای جدید و معنادار هم اون حس رو نتونه تجربه کنه. در واقع، بیحسی هیجانی یه جور خاموشی احساسی توی رابطههاست که بعد از تجربههای متعدد ممکنه پیش بیاد و راه درمانش هم اینه که آدم به خودش زمان بده، بتونه خودش رو بهتر بشناسه و شاید با کمک مشاور دوباره به حسهای عمیق برگرده. کلام آخر اینکه توی رابطه بالاخص در دختران که هیجانات و احساسات برای اونها در بالاتر هست بهتره که رابطه از سن کم شروع نشه، چون قطعا انتخاب اونها در سن کم انتخاب مناسبی نیست و مدیریت هیجان و رابطه رو ندارند و همین ها منجر به شکست های متوالی و تروما و ضربات روانی در اونها میشه. همینطور تجربه ی روابط متعدد در دختران هرچند روابط معنادار و در سن مناسب باشه همین تنوع طلبی هم منجر به بی حسی هیجانی و عاطفی میشه و بهتره که دختران میل به تنوع طلبی و بی وفایی رو در خودشون کنترل کنند و در وهله ی اول انتخاب عاقلانه و منطقی و درست داشته باشند و در نهایت به انتخابشون متعهد و پایبند بموند. @dr_hunter_articles
یک مطلب از دکترهانتر و رویا با موضوع: (Emotional Numbing) بی حسی عاطفی، بی حسی هیجانی یه برهه ای عراقی ها بخاطر مرگ های فراوانی که طی جنگ های مکرری که مثل حملات امریکا و داعش و.. داشتند دچار بی حسی هیجانی شده بودند. مثلا با همکاران یا همسایه عراقی که ما اهوازیا داشتیم خیلی معمولی و ریلکس میگفتن دو پسرم دیروز فوت کردن، یا پدرومادر و خواهرم تازه تصادف کردن مردن... و ما برگامون میریخت از اینکه چرا مویه و لابه و زاری نمیکنن یا حداقل اش چرا مغموم نیستن. علت اش این بود اونا اونقدر که کشتار و مرگ و میر دیده بودن و روزانه ده ها نفر از بستگان و همسایه و آشنا تو جنگ کشته میشدن دیگه نسبت به مرگ آنهم مرگ عزیزانشون براشون بی حس و بی تفاوت شده بودن. به این حالت تو روانشناسی "بیحسی هیجانی" یا "بیحسی عاطفی" (Emotional Numbing) میگند. که یک واکنش شایع به تجارب تلخ مکرر و ضربه های روانی و تروما هاست. اونقدر ضربه های روانی و تجارب تلخ مکررا رخ میده که فرد دیگه دربرابر هیجانات منفی و حتی مثبت بی تفاوت و کرخ میشه. دخترهایی که توی سن کم روابط متعدد رو شروع میکنند، غالبا از لحاظ سلامت روان و خانوادگی بک گراند ضعیف و روان رنجور دارند و دارای مسئله با پدر و مادر هستن و با وجود مشکلات خانوادگی از سن کم وارد روابطی میشن که نه اون کیس ها مناسب اند و نه این روابط مناسب سن اش هستن... کودکانی که محبت و ارتباط عاطفی کافی از والدین، بهویژه از پدر یا مادر دریافت نمیکنن، معمولاً برای جبران این کمبودها به دنبال تجربههای مشابه توی روابط دیگه میگردن، حتی اگه سنشون مناسب این تجربهها نباشه.احساس طرد، سرزنش، و تنبیه فیزیکی باعث میشه کودک اعتمادبهنفسش را از دست بده و برای جلب توجه و محبت دیگران، وارد رابطههای صمیمی و حتی نامناسب بشه. نقش پدر، بهعنوان الگوی اولیه و اولین تجربه ارتباط با جنس مخالف، خیلی حیاتیه؛ کودکی این رابطه رو با مهربانی و عشق تجربه نکرده باشه ممکنه بعدها به روابطی ناپایدار و پر از چالش کشیده بشه، چون سعی میکنه در روابطش جای خالی اون محبت اولیه رو پر کنه. اینها حتی توی بزرگسالی هم نمیتونن پارتنر و همسر و مادر خوبی هم بشن... مثلا دختری که از ۱۴سالگی رابطه با جنس مخالف رو شروع میکنه و بعضا از سن ۱۶سالگی سکس رو آغاز میکنه، در سالهای اولیه روابط اش بشدت هیجان زده، عاشق ریسک، معشوقه ی هات و دلداده ولی بخاطر عدم بلوغ فکری و عدم انتخاب صحیح فرد و عدم تطابق روابط با سن اش و چالش های رابطه مثل خیانت، کات، بی وفایی، طرد کردن، سرزنش و تحقیر و تنبیه شدن از سمت پارتنر مکررا دچار تجارب تلخ و ضربه های روانی مکرر و شدید و تروما میشه و در نهایت در اوایل جوانیشان وقتی تنها ۲۵ سال یا ۳۰ سال دارند دچار بی حسی عاطفی و هیجانی میشن و نمیتونند وارد رابطه ی معناداری بشن و لذتی ببرند. و اگر وارد رابطه ای هم بشن خیلی راحت کات میکنند، خیانت میکنند، ضربه میزنند و چیزی بنام عذاب وجدان، مسئولیت پذیری، تعهد، همدلی و خود را جای دیگری گذاشتن در اونها وجود نداره دیگه. سعی میکنند از رابطه فاصله بگیرن و اگه وارد رابطه بشن هیچ حسی در اونها وجود نخواهد داشت. بیحسی هیجانی به زبان ساده یعنی اینکه آدم دیگه نمیتونه اون حس و حال واقعی رو توی رابطهها تجربه کنه. ممکنه دختری به خاطر تجربههای عاطفی یا جنسی متعدد به این حالت برسه؛ طوری که دیگه اون هیجان و احساس اول رو نداره و انگار همهچیز براش تکراری و کمرنگ میشه. این حالت به این خاطر پیش میاد که هر رابطه یه جور بار احساسی و هیجانی داره. وقتی یه نفر چندین و چند بار وارد رابطه میشه، دیگه مغزش عادت میکنه و اون هیجانها و احساسات برایش کمرنگ میشه. مثلاً فرض کن هر بار که وارد رابطه میشه، یه بخشی از خودش رو توی اون رابطه میذاره. حالا وقتی این تجربهها زیاد و پشت سر هم باشن، دیگه چیزی نمیمونه که بخواد باهاش عمیقاً حس و حال بسازه و به مرور سرد و بیتفاوت میشه. یکی از دلایل دیگهاش اینه که شاید بارها و بارها در روابط شکست خورده یا بیاعتمادی دیده. این آدمها یاد میگیرن که احساساتشون رو عقب نگه دارن و یه جور سپر دفاعی درست کنن که زیاد درگیر نشن. انگار به خودشون میگن: "بهتره زیادی دل نبندم، چون آخرش قراره باز هم ناامید بشم." نتیجهاش میشه اینکه حس میکنه توی هر رابطهای یه قدم عقبه و نمیذاره خودش عمیقاً احساس کنه. وقتی رابطهها هم سطحی و بدون عمق باشه، مغز به یه جور خستگی عاطفی میرسه. دیگه حس و حال تجربهی دوباره و دوبارهی همون چیزها رو نداره. در واقع، مغز دیگه روی لذتهای کوچیک حساب نمیکنه و دنبال هیجانهای بزرگتره، اما این هیجانها بهراحتی پیدا نمیشن. در نتیجه، انگار فرد یه دیوار سرد دور خودش میکشه و حس میکنه که دیگه نمیتونه اون خوشحالی یا غم عمیق رو تجربه کنه. @dr_hunter_articles
یک مطلب از دکترهانتر و رویا باموضوع: نقش تاب آوری افراد در کیفیت رابطه وقتی میخوای کسی رو برای یک رابطه ی امن و طولانی مدت انتخاب کنی توجه به یکسری نکات و ویژگی ها در افراد باعث میشه توی انتخابت آگاهانه تر برخورد کنی و بتونی یک رابطه ی نسبتا سالم و بادوام رو پیش بینی و شروع کنی. خیلی از این ویژگی نقش اساسی و کلیدی در داشتن یک پارتنر عالی و فوق العاده رقم میزنه که ماها ازش بی اطلاع هستیم و در بطن زندگی که به چالش و بن بست برخوردیم متوجه میشیم که اون ویژگی اگر در پارتنر ما میبود میتونستیم زندگی زناشویی و رابطه ی عاطفی بهتری داشته باشیم. یکی از اون ویژگی های مهم و اساسی مهارت تاب آوری در افراد هست. تاب آوری یک ویژگی روحی روانیه که هر فردی این ویژگی در اون هست؛ تحمل و سازگاری بالایی در مقابل مشکلات، استرس ها، فشارهای زندگی، تغییرات ناگهانی توی رابطه مثل فقر، بیماری، مرگ نزدیکان، ورشکستگی، خیانت، اشتباهات و هر موقعیت بغرنج دیگه داشته باشند. تاب آوری باعث میشه اگه اون فرد در بدترین چالش زندگی و رابطه هم گیر کنه این امکان رو داره که ارتباط اش رو با زندگی روزمره و روابط اجتماعی و روابطش با همسر و خانواده رو قطع نکنه و بتونه با مشکلات کنار بیاد و بفکر حل چالش و مشکل و یا درصورت عدم حل اش اون مشکل رو بپذیرن و باهاش کنار بیان. اغلب افرادی که تاب آوری بالا دارند نسبت به پارتنرشون متعهد و مسئولیت پذیرتر هستن. توانایی کنترل و تاثیر پذیری روی فعالیت های زندگی رو دارند و حرکتشون همیشه رو به جلو رو به پیشرفته. اونا اعتماد به نفس بالایی دارند، توانایی حل مسئله دارند و نگاه تحلیلی و انتقادی نسبت به مسائل دارند و بشدت انعطاف پذیری بالایی دارند و خودشون رو با هر شرایطی وفق میدن و سازگاری بالایی دارند. اغلب زمین هم بخورن خیلی زود پامیشن و درس و عبرت میگیرن و سعی میکنن بهتر هم بشن و امید به زندگی و آینده بالایی دارن. فرد تاب آور مثل یک فنر هستش، جمع میشه، خم میشه ولی به سرعت به حالت اولیه برمیگرده و حرکت بعدیش رو به رشد و رو به جلوست. حالا از کجا بفهمیم یک شخصیت تاب آوری داره یا نه؟ به داستان زندگیش گوش کن... برخلاف عوام که دنبال دختر یا پسری هستن که لای پرقو بزرگ شدن و هیچ سختی ندیدن و به زعم اینکه کودکی سالمتری داشتن میتونن مادر/پدر و همسر بهتری بشن، اتفاقا اینها در مقابل چالش های زندگی خیلی زود شانه خالی میکنن و دست شما رو توی سختی ها تو حنا میذارن. به داستان زندگی فرد و الگوهای اون بالاخص پدرومادرش گوش بدین... فردی که چالش های مهمی رو با موفقیت پشت سر گذاشته و درباره اون چالش ها باقدرت یاد میکنه و با اون مشکلات دست و پنجه نرم کرده و اونها رو یا حل کرده و یا باهاش بعنوان یک واقعیت زندگی کنار اومده؛ فردی هست که تاب آوری بالایی داره. افرادی که در هر برهه زندگیشان یک چالش رو حل کردن چه در زمینه خانوادگی، چه تحصیلی، چه شغلی با شرایط سخت دست و پنجه نرم کردن اینها افراد تاب آور و قابل اعتمادن. افراد تاب آور صبور و آرام اند و برای کاری عجول نیستن و هیچوقت بار خودشون رو روی دوش کسی نمیندازن، آینده نگرن و بیشتر درباره آینده حرف میزنن تا امروز... اگه درباره مشکلی باهاشون حرف بزنی کمک ات میکنن به اون مشکل به چشم مسئله نگاه کنی و اون مسئله رو یا حل کنی یا بپذیری.. مشاور خوبی هستن، اغلب اهل نق زدن و غر زدن نیستن و آرامش خاصی دارند.. شما با چندین جلسه گپ زدن میتونید متوجه این ویژگی در فرد بشید، به شرط اینکه این ویژگی براتون مهم باشه و بخواید که در فرد پیداش کنید. @therationalmale_ir
یک چیزهایی توی ترجمه همیشه گم میشه. قدیما که ملت از طریق دیکشنری زبان یاد میگرفتند خیلی رایج بود که مترجم ها متن رو کلمه به کلمه ترجمه می کردند و متوجه نبودند که زبان ها قابل ترجمه کلمه به کلمه نیستند. نتیجه نهایی این جور ترجمه ها معمولا یک متن غیرقابل فهم بود که هیچ ارزشی نداشت. خیلی از پسرهای نوجوون که تجربه ای در ارتباط با دخترها ندارند هم این اشتباه رو می کنند که فرض میکنند خواسته های پسرها قابل ترجمه مستقیم کلمه به کلمه به زبان دخترهاست. واسه همین ممکنه با اولین دختری که آشنا می شند شوخی جنسی بکنند و فکر کنند که بامزه است. یا ممکنه عکس آلت جنسی شون رو برای دختر بفرستند به این خیال که با این عکس اون دختر تحریک جنسی میشه. چرا؟ چون برعکس اش اگه دختر عکس آلت جنسی یا نود میفرست اون پسر تحریک می شد. خیلی از پسرها بعد از تجربه چندم رابطه با دخترها متوجه این اشتباه ها می شند و دیگه تکرارش نمی کنند. به عبارتی با آزمون و خطا و فیدبک گرفتن متوجه خطاهاشون می شند و سعی میکنند با توجه به context خواسته هاشون رو به زبان قابل فهم برای دخترها ترجمه کنند. دخترها هم البته این رو متوجه می شند که پسرها توی ترجمه مشکل دارند. خیلی از دخترها از روی نحوه صحبت کردن یک پسر می تونند متوجه بشند که قبلا این پسر با چند تا دختر بوده. خیلی از این مردهای قدیمی که مثلا تو سن ۵۵ سالگی میخواند دختربازی کنند هم همون اشتباه های پسرهای تینیجر رو مرتکب می شند که خیلی بامزه است. مثال های این پیر #شروین ها توی توییتر زیاده 😅 حالا تا اینجاش رو که خیلی هاتون می دونستید. بریم سراغ چیزی که معمولا خیلی ها نمی دونند. اون هم مفهوم عشق هستش. در مورد عشق و عاشقی و تفاوت اش بین زن و مرد نکات زیر وجود داره شکل نمایش عشق متفاوته دلایل عاشقی و فلسفه زیستی اونها متفاوته نحوه رفتار در زمان عاشقی متفاوته از بین اینها فعلا میخوام درباره دلایل عاشقی و فلسفه زیستی اش صحبت کنم. برای زنها عشق یعنی رسیدن به مردی که تمنای هایپرگامی شون رو ارضا میکنه. به عبارتی زمانی عشق شکل میگیره که یک دختر احساس کنه به بهترین گزینه موجودش دست پیدا کرده. در واقع وقتی پای هایپرگامی وسط کشیده میشه عشق خودخواهانه میشه. شاید در موارد خیلی معدود رفتار یک دختر در زمان عاشقی selfless (دگرخواهانه) باشه ولی تصمیم برای عاشقی کاملا selfish (خودخواهانه) است. برای مردها اما متفاوته. مردها هایپرگامی ندارند. برای مرد عشق یعنی دوست داشتن یک نفر بیشتر از خودش. عشق مرد دگرخواهانه است. یعنی اگه تصمیم بگیره که عاشق بشه (معمولا مردها عاشق زیبایی و جوانی و معصومیت دخترها می شند) دیگه براش اونقدرها مهم نیست که چقدر توی اون رابطه گیرش میاد. نکته اینجاست که توی ادبیات و عرفان وقتی از عشق صحبت می کنیم مرادمون همون تعریف مردانه از عشق هستش. به همین دلیل هم عشاق واقعی فقط مردها هستند. توی ادبیات جهان معمولا این فرهاد ها هستند که به خاطر عشق یک طرفه کوه می تراشند. حالا این حرف ها رو چرا میزنم؟ چون میخوام دفعه بعد که کتاب عاشقانه دیدید، فیلم عاشقانه دیدید و با دختری درباره عشق صحبت کردید بدونید که مرد و زن عشق رو متفاوت می فهمند. همین تفاوت در دلیل عاشقی هم باعث میشه که در بیشتر موارد وقتی یک مردی زیر خط هایپرگامی یک زن میاد رفتار اون زن متفاوت میشه و دیگه انگار خبری از عاشقی نیست. عشق زنان مشروط به بالاتر بودن مرد از خط هایپرگامی شونه. در انتها هم این رو اضافه کنم که اگرچه این مطلب درباره بیشتر مردها و زنها صادقه. استثنا هم خیلی زیاد داره. مثلا مردهای آلفا استراتژی mating شون اصلا عاشقی نیست. عاشقی استراتژی یارگزینی و بچه آوری مردان بتاست. اما از اونجایی که هشتاد نود درصد مردها بتا هستند میشه راحت گفت که این متن درباره بیشتر مردها صادق هستش. درباره عشق زنها به بچه هاشون هم داستان ریشه هورمونی داره و اصلا نمیشه به صورت فلسفی تحلیل اش کرد. بچه و مادر باید به همدیگه وابسته بشند، پس عشق داوطلبانه ای در کار نیست. هر چه هست وابستگی است.
بذارید دو تا مفهوم جدید بهتون معرفی کنم ۱- آسیب پذیری (vulnerability) ۲- ناامنی (insecurity) توی حوزه احساس و عواطف خیلی مهمه که متوجه تفاوت این دو تا باشید. اولی اشاره به موضوعاتی داره که پرداختن به اونها یا یادآوری شون شما رو ناراحت می کنه و فضای ذهنی تون رو پریشون می کنه. دومی اما به موضوعاتی اشاره داره که مستقیم روی عزت نفس شما تاثیر میگذاره و پرداختن به اون ها به شما احساس ناکافی بودن و کم ارزشی میده. بذارید با مثال توضیح بدم. مثلا اگه پدرتون رو در یک حادثه دردناک از دست دادید و یادآوری اون شما رو بغض آلود و ناتوان از صحبت میکنه، اون موضوع پدر و یادآوری اون نقطه آسیب پذیری عاطفی شما محسوب میشه از اون طرف اما فرض بگیرید که قدتون کوتاهه و در نوجوانی بابت اش مسخره شدید و صحبت کردن درباره قدتون باعث اذیت شدن تون میشه و احساس ناکافی بودن و کم ارزش بودن می کنید. اون موقع موضوع قد در واقع نقطه insecurity یا ناامنی شما محسوب میشه. حالا چرا باید تفاوت این دو تا رو بدونید؟ به این علت که دخترا معمولا به پسرها میگند که کمی احساساتی باشید. درباره چیزهایی که ناراحت تون میکنه با ما صحبت کنید و احساسات تون رو با ما در میان بگذارید. اینجا منظور از احساسات نقاط آسیب پذیری شماست و نه نقاط ناامنی تون. در واقع نقاط آسیب پذیر شما اگه درست مدیریت بشه میتونه به جذابیت شما اضافه کنه ولی نقاط ناامنی شما به شدت ترن آف و زننده است. یک اشتباهی که پسرها می کنند اینه که وقتی دختری درباره احساسی نبودن پسرها صحبت می کنه فرض رو بر این میگیرند که میتونند با اون دختر درباره همه احساسات شون صحبت کنند. نخیر، اینگونه نیست، اشتباه نکنید. دخترها هیچ علاقه ای به شنیدن احساسات ناشی از ناامنی شما ندارند. اونها در بهترین حالت دنبال نقاط آسیب پذیری شما هستند. چرا دخترا دنبال نقاط آسیب پذیری هستند؟ چون آدمی که نقاط آسیب پذیری داره، یک انسان امن هستش. آدم های روان پریش، مریض و بیمار روانی معمولا نقاط آسیب پذیری ندارند، اونها معمولا پر از احساس ناامنی هستند. در واقع شما با در میون گذاشتن نقاط آسیب پذیری تون می تونید به اون دختر احساس امنیت بدید. چرا؟ چون انسانی که این طور آسیب پذیره نمیتونه به یک انسان دیگه آسیب برسونه. حالا به این معنی نیست که میتونید همه نقاط آسیب پذیری تون رو با یک دختر در میان بگذارید. ماکزیمم یک دونه یا دو تا رو بهتره در میون بگذارید. چرا؟ چون نقاط آسیب پذیری شما واقعا نقاطی هستند که بقیه میتونند ازش سواستفاده کنند و به شما آسیب بزنند. نقاط ناامنی چطور؟ اونها رو فقط با تراپیست تون در میان بگذارید و سعی کنید اونها رو از بین ببرید. نقاط ناامنی مثل سیاه چاله عزت نفس شما رو می بلعند و اگه میخواید توی جامعه مفید باشید و اثر بزرگی به جا بگذارید باید اونها رو حل کنید و نمیتونید به این راحتی از کنارشون عبور کنید. ————————- برای اون پسرهایی که میخواند از این نکته ها استفاده کنند و توی مخ زنی استفاده کنند، توصیه ام اینه که یک نقطه آسیب پذیری خیلی کلی و سکسی رو انتخاب کنید و وسط های دیت اول مطرح کنید 😜 میتونه تاثیر جادویی ای داشته باشید. مثلا یک ایده که شاید جالب باشه اینه که بگید که ”ترس از شکست“ دارید 😄 خودتون رو آدم جاه طلبی معرفی کنید و بگید خیلی چیزها از زندگی میخواید و دارید براش تلاش می کنید ولی بعضی شب ها خواب تون نمی بره چون با خودتون فکر می کنید که اگه به این اهداف تون نرسید زندگی دیگه ارزش نداره 🤪 @therationalmale_ir
همین که جذاب اند کافیه و خوب بودن هیچ کمکی نمیکنه و فقط آدم های ابله سعی می کنند که خوب باشند. اونها معتقدند که جذاب بودن تنها چیزیه که باید مهم باشه. شما ولی اگه میخواید به شکل بهینه ای توی بازار روابط عاطفی و جنسی در درازمدت موفق باشید باید به هر دو تای اینها اهمیت بدید و به جفت شون نیاز دارید. ولی خوب اگه واقعا نمی تونید و مجبورید روی یکی از اینها انرژی بذارید توصیه من اینه که سعی کنید روی جذابیت تمرکز کنید. چرا؟ چون تعداد آدم های جذاب کمتره و ملت جذابیت رو بیشتر می پسندند و حاضرند به خاطرش قید خوبی رو بزنند. معمولا بالعکس اش درست نیست. بازم ممکنه بعضی هاتون بگید که این چیزهایی که گفتی منصفانه نیست. قبول دارم منصفانه نیست ولی همینه که هست. باید با واقعیت کنار اومد. رسیدیم به آخر مطلب و امیدوارم از این مطلب لذت برده باشید. @therationalmale_ir
یعنی توصیه اینطوریه که میگه بیشتر روابط شکست میخورند چون دو طرف نمی تونند با همدیگه گفتگو کنند یا اینکه نمیخواند کوتاه بیاند یا اصلا متوجه زبان عشق طرف مقابل شون نیستند یا اینکه جلوی احساسات شون رو میگیرند و نمیخواند جلوی طرف مقابل شون ضعف یا vulnerability نشون بدند یا اینکه مرزبندی شون ضعیفه و قاب و چارچوب ندارند یا اصلا در زمانی که باید بحث کنند اصلا وارد بحث نمیشند و چیزهایی از این دست. این نگاه هم غلطه چون فرضش بر این هستش که این زوج از جامعه ایزوله هستند. در صورتی که در واقعیت اینطور نیست و دنیای بیرونی میتونه راحت تاثیر منفی روی این روابط بین فردی بگذاره. یعنی چی؟ یعنی ممکنه شما ازدواج کرده باشید، عاشق همدیگه هم باشید ولی یهو یک گزینه خیلی خیلی بهتر سروکله اش پیدا بشه و باعث بشه که دیگه طرف مقابل تون به چشم تون نیاد. توی چنین شرایطی مهارت های بین فردی زیاد قدرتی ندارند. حالا یک عده تون ممکنه بگید که این چه وضعشه. گند بخوره دنیایی که بخواد اینطوری باشه. واقعیتش اینه که همینه که هست. باید همین جوری دنیا رو قبول کرد. حالا بریم سراغ اونور دیگه معادله. یعنی توصیه هایی که فقط روی بخش اقتصادی و ارزشی رابطه تمرکز می کنند و بخش روانشناختی رو ازش غافل می شند. این جور توصیه ها بخش کوچیکی از توصیه های موجود در بازارند ولی خوب اینها هم وجود دارند. مثلا بهتون میگند که نسبت چربی به ماهیچه بدن شما خیلی مهمه body mass index یا مثلا نحوه لباس پوشیدن و مد روز بودن تون سرنوشت رابطه تون رو تعیین می کنه. یا مثلا تاکید روی قدرت شوخ طبعی، حساب بانکی، یا گیم game یا موقعیت اجتماعی یا قد و یا چیزهایی از این دست. این توصیه ها هم محکوم به شکسته چون فرض شون اینه که همه چیز روابط بستگی به ارزش جنسی شما در بازار sexual market value داره و تازه اون هم نه SMV تنها، SMV نرمالیزه شده و استاندارد. یعنی مثلا همه زن ها دنبال قد ۱۸۵ به بالا می گردند. قطعا قد مهمه ولی قد تنها، حتی اگه قدتون بلند باشه همه چیز نیست. اما اگه بخوایم صادق باشیم این توصیه های سری دوم (اقتصادی/ارزشی) از توصیه های روانشناختی بیشتر مفیدند. چرا؟ چون جذابیت خیلی مهمه و هم دختر و هم پسر معمولا با یک فرد جذاب بیشتر کنار میاند، بیشتر برای اون رابطه می جنگند و بیشتر حاضرند صددرصدشون رو بگذارند و خطاهای طرف مقابل شون رو نادیده بگیرند. از اون گذشته آدم های جذاب طرفدارهای بیشتری دارند و میتونند شرایط بهتری رو با چونه زنی برای خودشون فراهم کنند. از اون مهم تر آدم های جذاب با افراد کمتری خارج از رابطه رقابت می کنند و همین باعث میشه که توی رابطه هاشون با زحمت خیلی کمتر موفقیت بیشتری کسب کنند. شاید بگید جذابیت یک بخشی اش ژنتیکی یه و کاری اش نمیشه کرد. حرف تون درسته. ولی قبول دارید که شما این پتانسیل رو دارید که از این چیزی که فعلا هستید جذاب تر بشید؟ اگه قبول دارید این رو پس باید برای جذاب تر شدن بجنگید و براتون مهم نباشه که جذاب ترین آدم دنیا نیستید. به قولی خوب ترین ورژن خودتون باشید. معمولا این قسمت جذابیت رو ملت سعی می کنند بزنند توی سرش و جدی اش نگیرند. خیلی پسرها اصلا سراغ مد نمی رند چون فکر می کنند مد مال بچه سوسول های مرفه بی درده. یا مد مال آدمهای سطحی یه در صورتی که اینطوری نیست. این رو هم بگم که روابط قطعا به شکل صد درصدی روی فقط اهرم جذابیت نمی چرخه. یک مرد پولدار خوش تیپ مغرور یا یک زن زیبای سکسی مرفه میتونه بدترین سوژه برای دیت کردن باشه. چرا؟ چون همه مزایایی که داره رو ممکنه با اخلاق سگ اش و رفتارهای تاکسیک و تمایلات روان پریشانه اش خنثی کنه. ولی خوب متاسفانه یا خوشبختانه همچنان ملت با دیدن این رفتارهای تاکسیک بازم ترجیح میدند که با آدم های جذاب باشند و یک جوری زور بزنند که هر طوری که شده رابطه کار کنه. یعنی بعضی اوقات به زور رابطه رو طولانی تر می کنند و سخت تلاش می کنند که رابطه با این آدم های تاکسیک جواب بده. چرا؟ چون جذابند این لعنتی ها. حالا ممکنه بازم بعضی هاتون بگید که چه دنیای مزخرفی یه. ولی خوب همینه که هست. حالا مساله اینجاست که داشتن هر دوی این ویژگی ها به شدت سخت و گرونه. بیشتر آدم ها نمی تونند هر دوی اینها رو داشته باشند. حالا توی این جور مواقع چه باید کرد؟ آدم ها معمولا سعی می کنند اون قسمتی که توش قوی هستند رو انتخاب کنند و روی اون بیشتر کار کنند و اون قسمت ضعیف تر رو نادیده بگیرند. به عبارتی آدم های خوب می گند همین که من خوب هستم کافیه و لازم نیست که جذاب باشم. اونها اعتقاد دارند که آدم هایی که جذابیت ظاهری دارند سطحی و مادی اند. اینها معتقدند خوب بودن تنها چیزی یه که باید آدم ها براشون مهم باشه. از اونور آدم های جذاب فکر می کنند که دیگه لازم نیست خوب باشند. @therationalmale_ir
چرا توصیه های دیتینگ بیشترشون افتضاح اند؟ یک مطلب دیگه از دکتر تارابان براتون ترجمه کردم. بیشتر توصیه های دیتینگ و روابط عاطفی به چندرغاز هم نمی ارزند. بیشترشون شاید به نظر جالب و شدنی بیاند ولی اغلب چون با واقعیت فاصله دارند عملی نیستند و به کار نمیاند. بیشتر این توصیه ها روی اینکه یک رابطه ایده آل چطور باید باشه تمرکز دارند و نمیاند بگند که یک رابطه واقعی چه شکلی هستش و توی دنیای واقعی روابط به چه فرمی شکل می گیرند و پاشنه آشیل شون کجاست؟ با اینکه ممکنه توصیه های قشنگ جذاب باشه ولی یادتون باشه که هر چقدر شما بیشتر بتونید با واقعیت، هر چند دردناک و سخت، کنار بیایید بیشتر توی روابط تون موفق خواهید بود. به نظر من حتی بهترین توصیه هایی که فعلا توی بازار هست هم فقط نیمی از واقعیت هستند و تصویر کلی رو به مخاطب نمیدند. دلیل اش هم ساده است. چون روابط بین زن و مرد دو جنبه روانشناختی و ارزشی داره و توصیه ها معمولا روی یکی از این ها تاکید می کنند و دیگری رو نادیده میگیرند. اگه فرض بگیریم که توی یک رابطه عاطفی بین زن و مرد هر طرف دنبال اینند که بهترینی که فکر می کنند ارزش اش رو دارند رو بدست بیارند اون موقع توی اون رابطه ها دو تا مولفه شکل می گیره. یکی اش مولفه ارزش هستش و دیگری تصور و تخمین ما از ارزش. یعنی چی؟ بذارید یک مثال بزنم. فرض کنید توی دنیایی بودیم که هر کسی ارزش اش به شکل دلاری روی پیشونی اش نوشته شده بود، مثلا روی پیشونی یک دختر ۲۱ ساله خیلی زیبا نوشته شده بود ۵۰۰ میلیون دلار. توی چنین دنیایی تکلیف همه مشخص بود. اون دختر ۵۰۰ میلیون دلاری میرفت سراغ یک مرد ۵۰۰ میلیون دلاری و رابطه راحت شکل می گرفت. توی زمان هم اگر ارزش اون دختر کم میشد و ارزش اون مرد بالا می رفت می فهمیدند که باید تلاش کنند تا فاصله بین ارزش خودشون رو کمتر کنند. اما متاسفانه توی دنیای واقعی ارزش هیچ کس معلوم نیست. به همین خاطر آدم ها مجبورند حدس بزنند یا به عبارتی یک تصوری از ارزش خودشون داشته باشند. به این تصور می گیم value perception . دوباره تکرار می کنم. همین که ماها ارزش خودمون رو نمیدونیم و ارزشگزاری تا حدی جنبه سابژکتیو و تخمینی داره باعث میشه که روابط ما انسان ها دو تا جنبه پیدا کنه. جنبه روانشناختی و جنبه اقتصادی. بیشتر توصیه های دیتینگ توی سوشال مدیا و کتاب ها فعلا یا تاکیدشون روی گیرهای رواشناختی رابطه است و معتقدند باید با روش های روانشناسانه گره اش باز بشه یا اینکه کاملا ارزش محوره و باید توسط روش های اقتصادی/ارزشی حل بشه. در واقعیت اما روابط هر دوی این جنبه ها رو دارند و هر مدلی که روی یکی از اینها تمرکز کنه و دیگری رو نادیده بگیره محکوم به شکست هستش. بیایم بحث کنیم که این یعنی چی؟ معمولا اکثر غریب به اتفاق توصیه های دیتینگ و رابطه به صورت انحصاری روی بخش روانشناسی تاکید دارند و سعی می کنند از پرداختن به بخش های اقتصادی پرهیز کنند. این توصیه ها معمولا این فرض رو می کنند که همه گیرهای رابطه یا جنبه بین-روانی (intra-psychically) دارند (یعنی توی مغز آدم ها گره وجود داره) یا جنبه بین-فردی (interpersonally) دارند (یعنی گیر توی دینامیک رابطه بین دو نفره). بذارید با مثال براتون این دو جنبه روانشناختی رو روشن کنم. مثلا توصیه هایی که روی جنبه بین-روانی تاکید دارند میگند که اون چیزی که باعث میشه شما به یک رابطه خوب دست پیدا نکنید اینه که طرف مقابل شما هنوز زخم هایی از دوره کودکی اش توش باقی مونده، یا اصلا خودش رو دوست نداره، یا متوجه دینامیک خانوادگی اش نیست (مثلا مامان اش داره بازیش میده و اینم نمی فهمه)، یا هنوز تراماهایی از رابطه قبلی اش داره. یا مثلا میگه که خود فرد شما میل به خودتخریبی دارید و واسه همین خودتون رو ارزون و بی ارزش تخمین میزنید و وارد روابطی میشید که دون ارزش شماست یا اصلا متوجه سبک و شیوه دلبستگی تون نیستید (attachment style). این نگاه خودش یکی از دلایلی است که فرهنگ تراپی توی جامعه های فعلی رواج پیدا کرده و همه به این نتیجه رسیدند که بیشتر مشکلاتشون رو میتونند با تراپی و درونکاوی و خودآگاهی حل کنند. اگر چه این نگاه بعضی وقتا درسته ولی اگه بخواید فقط روی این قسمت قضیه کلید کنید شما رو تبدیل به یک موجود خودشیفته می کنه. در عمل شما ممکنه سالم ترین آدم از لحاظ روانی باشید و هوش عاطفی بالایی هم داشته باشید ولی روابط تون به جایی نرسه چون جذاب نیستید. یک جنبه دیگه توصیه های روانشناختی جنبه روابط بین-فردی هستش. @therationalmale_ir
کارهای غیرمنصفانه و آسیب زننده مردان در رابطه: ۱- محدودیت های مالی برای زن به این صورت که بخاطر اینکه زن توی بحثی ولو عادلانه شکست بخوره عامدانه از هزینه کردن برای زن و رابطه امتناع کنه! ۲- فریاد زدن و پرخاشگری کلامی: اغلب مردان توی عصبانیت صدای خودشون رو بلند میکنن یا از کلمات توهینآمیز و فحاشی استفاده میکنن. این رفتار میتونه به شدت به احساس امنیت و آرامش همسر آسیب برسونه. ۳- بیتوجهی به احساسات زن: برخی مردان ممکنه در مواجهه با ناراحتیهای زن، به جای توجه به احساساتش و سوال کردن ازش، واکنشی سرد و بیتفاوت نشون بدن. این میتونه باعث بشه زن احساس نادیده گرفته شدن و طرد شدگی کنه. ۴- فرار کردن از گفتگو: مردان گاهی ممکن است به جای بحث و گفتگو درباره مشکل، ازش فرار کنن یا از صحبت کردن درباره اش اجتناب کنن! ۵- توهین و تحقیر: مردها باگفتن این که من نمیگرفتمت کی تو رو میگرفت و یا با ذکر نواقص و عیوب زن سعی کنن اعتماد به نفس و حس ارزشمندی زن رو بگیرن! ۶-تهدید به استفاده از قدرت یا زور: بعضی وقت ها مردها به واسطه جثه و فیزیکشون قدرت نمایی کنن و با استفاده از قدرت فیزیکیشون یا تهدید به استفاده ازش، سعی در کنترل اوضاع دارن. ۷- انتقاد از کارهای خانه یا نقشهای زنانه: بعضی وقتها مردها تو دعوا با گفتن اینکه تو مفتخوری و تو خونه مگه چیکار میکنی کارهای خونه یا وظایف زنانه را دستکم میگیرن یا ازش انتقاد میکنن. این رفتار میتواند باعث احساس کمارزش شدن در زن بشه ۸- نادیده گرفتن تلاشهای همسر: یکی از کارهای مردان که باعث میشه انگیزه زنان هم کم بشه و ناامید بشن اینه که مدام بهش بگن تو هیچ کاری نمیکنی! ۱۰- پناه بردن به دوستان یا فعالیتهای خارج از خانه: یکی از کارهای غیرمنصفانه مردها هنگام مواجهه با مشکلات اینه که، به جای حل اونا توی خانه، به دوستان یا فعالیتهای بیرون از خانه پناه میبرن. این رفتار میتواند باعث تشدید فاصله و سردی توی رابطه میشه. ۱۱. استفاده از سکوت برای پایان دادن به دعوا: سکوت باعث میشه مشکل به قوت خودش باقی بمونه و زن رو عصبی تر و لجوج تر کنه! ۱۲- عدم بیان مستقیم مشکلات: مردها عادت ندارن و مهارتشو ندارن و نمیخوان که مستقیم درباره مشکلات صحبت کنند، به شکل غیرمستقیم با اخم و بدخلقی میخوان نارضایتی خودشونو اعلام کنن! که این کار باعث سوءتفاهمات و پیچیدگیهای بیشتری توی رابطه میشه. موارد که گفتیم نمونه های مهمی ازجنگ ناصحیح توی مشکلات زندگی مشترکه. تفاهم، گفتگوی مبتنی بر احترام متقابل، تقویت بعدی از هوش هیجانی(خود را جای طرف مقابل قراردادن)، و توجه به محدودیتها و شرایط زندگی توی تصمیم گیری و تنظیم انتظارات از مهمترین عوامل حل مشکلات ودوری ازجنگ غیرمنصفانه است! این رفتارها هرچند ممکنه از روی عصبانیت یا ناراحتی لحظهای صورت بگیره، ولی اگه ادامه پیدا کنن، میتونه به رابطه آسیب جدی بزنن. بهتره هر دو طرف به یاد داشته باشن که گفتگوی شفاف و احترام به احساسات و نیازهای همدیگه، کلید حل مشکلات و تقویت رابطه است. @therationalmale_ir
کارهای غیرمنصفانه زنان در دعوا: ۱- مثلث سازی و استفاده غیرعقلانی از فرزندان درجهت فشار آوردن به مرد در تنشهای خانوادگی ۲- شرمنده کردن و تحقیر کردن مرد در مقابل خانواده ها به این صورت که با بیان عملکرد مرد در دعوا (مثلا فحش هایی که داده حرف هایی که بر اثر عصبانیت زده) یا ایرادات و ضعف های مرد در رابطه سعی میکنن مرد رو کوچیک کنن! ۳- بزرگ کردن خانواده خود و بی توجهی به همسر و استفاده از سنگر خانواده درمقابل شریک زندگی به این صورت که توی هر بحث و مشاجره ای با خانواده اش تماس بگیره و ازشون حمایت کورکورانه بخواد یا متارکه کنه و به اونا پناه ببره! ۴- گرو قراردادن رابطه جنسی به خاطر تامین خواسته های نامعقول خود یک کار ناعادلانه که زنها مکررا در بحث ها استفاده ازش میکنن، گرو گذاشتن و مشروط کردن سکسه! تا زمانی که مرد تن به خواسته ی زن نده از سکس امتناع میکنه! ۵- اخلاق و رفتار مناسب صرفا درمواقعی که خواسته ها براورده شود زنها فقط زمانی که مرد مطابق میلشون رفتار کنه با اونها خوش رفتاری میکنن! ۶- سعی دربسیج نمودن اشناها و نزدیکان برعلیه مرد وجلب عملی حمایت آنان ازخود زنها در مظلوم نمایی خودشون و مخدوش کردن چهره مرد خیلی خبره هستن و عموما چه در فضای مجازی چه حقیقی راحت یک موجود رو برعلیه مرد و موافق خودشون همراه میکنن! ۷- سعی در استقلال کامل در تردد بدون توجه به شرایط، درمواقعی که هماهنگی لازم جهت پیگیری امور روزانه زندگی لازم است. یک نمونه از لجبازی زنان در مواقع بحث و دعوا اینه که بعد دعوا سعی میکنن طرف مقابل رو کاملا نادیده بگیرن و هرکاری رو سرخود و بدون مشورت و بدون هماهنگی انجام بدن ۸- جار زدن مشکلات زندگی مشترک و بازگو کردنشون به منظور فشار به طرف مقابل اینم یک حربه زنانه دیگه است که چه از طریق فضای مجازی چه تماس با دوستان و بستگان سعی میکنن شخصیت و وجهه ی مرد رو ترور کنن و تحقیرش کنن! ۹- سکوت طولانی و بیتوجهی (Silent Treatment): یکی از رفتارهایی که در بین زنان بیشتر دیده میشه، استفاده از سکوت به عنوان یک سلاح برای نشان دادن نارضایتیه. این رفتار میتواند مرد را دچار سردرگمی و ناامنی کنه. ۱۰- بیرون کشیدن مسائل قدیمی: برخی زنان ممکنه در هنگام دعوا مسائل قدیمی و حلنشده را دوباره مطرح کنن، که بحث رو پیچیده تر میکنن! ۱۱- مقایسه با دیگران: توی دعوا شروع کنن به مقایسه شوهرشون با باجناق ها یا خواستگاران قبلیش و مردان دیگه که اینکار باعث احساس ناکافی بودن یا حتی تحقیر در مرد میشه بالاخص اگه مقایسه ناعادلانه باشه یعنی ضعف های مرد خودش رو برشمره و نقاط مثبت مردان دیگه رو ردیف کنه! ۱۲- انتقادهای مکرر از خانواده همسر ۱۳- استفاده از احساسات برای کنترل اوضاع: برخی زنان ممکنه از ابراز شدید احساسات مثل گریه کردن و جیغ زدن و سرفه شدید و ادای غش کردن مرد رو کنترل و بحث رو ناتمام بذارن! ۱۴- نیش و کنایه و زخم زبان ۱۵-تهدید به جدایی و اجرا گذاشتن مهریه: وقتی توی بحث بجای حل کردت مشکل فورا تهدید به جدایی یا ترک کردن کنن و عواقبش رو بگن، که این تهدیدها میتونه به شدت به احساس امنیت و اعتماد توی رابطه آسیب بزنه. @therationalmale_ir
یک مطلب از دکتر هانتر و رویا درباره دعوای بین زن و مرد در یک رابطه: یکی از چیزهایی که توی رابطه خیلی اهمیت داره اینه که آیا دو طرف در زمان قهر یا اختلاف یا دعوا ”منصفانه“ مبارزه می کنند؟ این سئوال رو هر زوجی قبل از جدی شدن رابطه شون باید از خودشون بپرسند. واسه همین شخصا اعتقاد دارم زوج هایی که قبل ازدواج یا همزیستی با همدیگه دعوا نکردند با چشم بسته و کورکورانه وارد رابطه می شند. یکی از بهترین زمان ها برای شناخت طرف مقابل در زمان دعواست. مهم نیست چی بهم دیگه می گید، مهم فهمیدن اینه که آیا طرف مقابل منصفانه می جنگه. زوجی رو می شناختم که در زمان دعوا خانم به تمام خانواده پسر، دوستان و آشنایان اش زنگ میزد و از اونها میخواست که پسر رو نصیحت کنند. به عبارتی از تکنیک آبروریزی استفاده میکرد. دفعه بعد که پسر میخواست با اون دختر مخالفت کنه از ترس اینکه باید به یک قبیله آدم پاسخ بده کوتاه میومد. مردهایی که در زمان دعوا از خشونت فیزیکی استفاده می کنند هم منصفانه نمی جنگند. زنایی که در زمان دعوا تمام نقص ها و نقطه ضعف های پسر رو به رخ اون می کشند هم منصفانه نمی جنگند. الان میخوایم یک لیستی از مواردی که میشه فهمید طرف مقابلتون توی دعوا منصف نیست رو برشمریم تا متوجه بشید که جلو رفتن با همچین فردی چه آسیب های احتمالی در آینده برای شما به بار میاره. دعوای قبل رابطه جدی یکی از بهترین زمان ها برای شناخت طرف مقابل تونه 🖐🏻 اول باید بدونین که اگه راههای ارتباط موثر و گفتگوی مثمرثمر و مهارت های ارتباطی رو برای حل مشکلات رابطتون ندونید و نشناسید همین میشه پاشنه آشیل زندگی مشترک و رابطتون!. اصول گفتمانِ بااحترام متقابل و تفاهم وقتی توی رابطه وجود نداشته باشه زن یا مرد از راه حلهای جایگزین و فشار غیر منطقی برای رسیدن به خواسته هاشون توی زندگی مشترکشون استفاده میکنن. این راه ها ممکنه توی کوتاه مدت باعث رسیدن به اهدافشون در جهت منافع شخصیشون توی رابطه بشه اما توی دراز مدت اعتماد متقابل و اتکا به همدیگه رو شدیدا متزلزل میکنه و عملا نوعی جنگ عاطفی و روانی را پایه ریزی میکنه که اساس اون محکوم کردن یا تحت فشاردادن طرف مقابل برای پذیرفتن خواسته ها و انتظارات خودشونه! این جنگ کم کم دوطرف رو خسته و حتی تشویق میکنه که تلاششون فقط در جهت این باشه که یکدیگه رو محکوم و خواسته های خودشون رو تحمیل کنن. نتیجه این نوع برخورد توی رابطه میشه دوری عاطفی و دلسردی از هم و به نوعی طلاق عاطفی و در درجات بالاتر باعث کینه ورزی نسبت به هم میشه! چطور؟ شخصی که بدور از تفاهم و اقناع و قانع کردن و توجیه طرف مقابلش بر اثر فشارهای خارجی روحی و روانی و جسمی طرف مقابلش، تن به قبول کردن و پذیرشِ خواسته ای بده در درون خودش کینه ای رو در اون مورد نگه میداره که همین کینه آفتی برای زندگی مشترک و رابطشون میشه، این کینه ها کم کم افزایش پیدا میکنن و درنهایت ممکنه به فروپاشی یک رابطه منجر بشه. مثالهای زیادی میشه زد که در چالشهای خاصی بدترین اثر را توی درازمدت روی زندگی مشترک و رابطه میذاره که چندمورد رو به اختصار میگیم؛ @therationalmale_ir
چرا حتی بهترین شوهرها و دوست پسرها هم به بی توجهی متهم می شند؟ دلیلش تورمه. تورم ارزش دخترای مدرن. به عبارتی هر روز که میگذره دخترا خودشون رو باارزش تر می دونند و توقع بیشتری دارند. توی انگلیسی برای این پدیده یک اسم گذاشتند به اسم hoeflation. البته اصطلاح علمی نیست. یک اصطلاحی یه که توی فضای ردپیل رایجه. این اصلاح به این اشاره داره که کیفیت دخترهای این نسل اومده پایین ولی قیمتی که برای بدست آوردنشون باید پرداخت کنی چندین برابر بیشتره. شما ۵۰ سال پیش روی یک وانت هم کار می کردی میتونستی بری خواستگاری یک دختر جوان خوش اخلاق که بدون منت برات هم خانه داری کنه و هم بچه بیاره و هم بچه هات رو بزرگ کنه. الان جراح قلب هم باشی بیشتر اوقات خانم حاضر نیست از گلدن تایمش بگذاره و بخواد برات بچه بیاره و بدون منت باهات زندگی کنه. همون طور که گفتم مشکل تورمه. تورم رو توی علم اقتصاد یک پدیده پولی میدونند. یعنی هر جا پول بی پشتوانه تولید کنی و حجم پول بی پشتوانه در حال گردش رو زیادی کنی تورم پشت سرش میاد و تورم پول رو بی ارزش میکنه. اقتصاددان ها وقتی تورم می بینند سریع می گردند ببیند اون پول بی پشتوانه کجا داره چاپ میشه. با این علم که ارز رایج توی روابط دختر و پسر attention ”توجه“ هستش. باید ما هم بریم ببینیم این توجه بی پشتوانه رو دخترها از کجا می گیرند. متاسفانه مثل دولت ها که چاپگر پول بی پشتوانه شون بانک مرکزی یه، توی دنیای مدرن هم چاپگر این توجه بی پشتوانه سوشال مدیاست. اینستاگرام و تیک تاک و دیتینگ اپ ها. حالا بریم ببینیم از این شباهت های بین تورم در اقتصاد و روابط زن و مرد باز چه چیزهایی میتونیم متوجه بشیم. ۱- مثل همه اقتصادهای تورمی اون چیزی که در نهایت بی ارزش میشه خود پوله. توی دنیای مدرن هم خود ارز رایج رابطه یعنی توجه بی ارزش شده. واسه همین هم حتی بهترین شوهرها هم الان متهم به بی توجهی می شند. در صورتی که این شوهرها نسبت به شوهرهای دو نسل قبل توجه بیشتر و بهتری به زن و بچه هاشون می کنند. ۲- توی اقتصادهای تورمی همه ناراضی اند. توی یک اقتصاد تورمی اصلا مهم نیست شما چقدر درآمد دارید. هر چقدر هم درآمدتون خوب باشه به واسطه تورم آب میشه و شما عقب می مونید. نمی تونید برنامه ریزی کنید و همه چی گیج کننده است. توی این فضای روابط مدرن هم همینه. اصلا مهم نیست که چقدر توجه به یارتون نشون میدید، به دلیل بی ارزش شدن توجه اون علایق و توجهات در هر صورت ناکافی به نظر میرسه. ۳- مثل همه اقتصادهای تورمی توی این فضا هم برنده ها کسایی هستند که پولدارند و از قدیم دارایی های مقاوم در برابر تورم دارند مثل خانه و ماشین و … توی این فضا هم برنده ها کسایی هستند که هیچ وقت جذابیت شون وابسته به توجه کردن به جنس زن نبوده. توی بحث رابطه تنها مردهایی بی نیاز از توجه کردن به زن ها هستند که قد بلند، صورت استخوانی، هیکل ورزیده، یا پول فراوان دارند. توی فضای جدید هم اینها برنده ها هستند. حالا ممکنه بپرسید آخر و عاقبت این فضا چیه؟ واقعیتش تا زمانی که دستگاه های چاپ توجه (سوشال مدیا و گوشی های هوشمند) وجود داره این فضای بیمار برقراره. البته در آینده زمانی که لشگر دخترای مجرد قطعی وارد بازار بشند و بیفتند دنبال پسرهای جوان بین ۱۸ تا ۲۸ مطمئنم این پسرا کمتر به دخترای هم سن شون توجه نشون میدند و فضا معتدل میشه ولی تا اون روز هنوز یک دهه فاصله داریم. این رو هم بدونید که با توجه به اینکه این تورم در ارزش دخترها جهانیه ولی بعضی جاها کمتر تحت تاثیر قرار گرفتند. مثلا شهرستان ها هنوز به بدی کلان شهرها نیست. در ضمن اون دخترایی که کمتر توی سوشال مدیا هستند به بدی و متوهمی دخترایی که معتاد اینستاگرام هستند نیستند. دخترای درونگرا هم کمتر از این حباب تورمی دنیای مدرن متاثر شدند. در انتها هم این رو بگم که بی ارزش شدن ”توجه“ فقط یکی از دلایل به گند کشیده شدن روابط توی دنیای مدرنه. درباره عوامل دیگه مفصل قبلا نوشتم و باز هم می نویسم. @dr_hunter_articles #قلم_هانتر
با مطلب دیگه ای از دکتر تارابان در خدمتتون هستیم بااین عنوان که رابطه با زنان مثل قمار هستش و چگونه باید این قمار رو مدیریت کنیم؟ ۱- اولین نکته که باید به خاطر داشته باشید اینه که مردان توی قرار ملاقات ها باید نگاهشون مثل کارفرمایی باشه که داره یک کارمند استخدام میکنه. قرار ملاقاتها رو به عنوان یک فرآیند استخدام طولانی در نظر بگیرین که شما کارفرماش هستین. هدفتون باید این باشه که رزومه و شایستگی های یک زن را برای یک رابطهی بلند مدت بررسی کنین، پس حواستون باشه از اصل قضیه یعنی سرمایه گذاری بلند مدت و بررسی شایستگی های اون زن دور نشین و گول ظاهر رو هم نخورید! جذابیت ظاهری و رفتاری یک زن میتونه ادراک و شناخت شما رو تحریف کنه. بنابراین، توصیه میکنم تا حداقل برای ۱۲ ماه هیچ قول و تعهد بلندمدتی ندین. این مدت زمان بهتون اجازه میده تا از "بحران توهم" عبور کنین، جایی که فانتزی اولیه جای خودش رو به واقعیات میده و شما رو با واقعیات اون زن رو در رو میکنه. ۲- به هیچ رابطه ای اطمینان صددرصدی نداشته باشین (بی اعتمادی در روابط همیشه بد نیست و اتفاقا لازمه) حتی اگه طرف رو خیلی خوب بشناسی و ردفلگ هم نبینی و بررسی دقیق هم ازش داشته باشی، روابط بازم مثل یک قماره. چون هر دو شریک توی طول زمان تغییر میکنند و اولویتهایشان تکامل پیدا میکنه و عوض میشه. هرچقدر هم برای رابطه ای تلاش کنی و با وجود تمام تلاش هات، بازم نمیتونی پیشبینی کنی که رابطه ات در بلند مدت چطوری میشه. ۳- مثل قمار با ۱۰۰ درصد پولتون بازی نکنید یعنی با بخشی از داراییتون قمار کنید. همهی روابط با زنان به نوعی مثل بازی قماره. اولین قانون قمار هم اینه که هرگز با همه ی داشته هات و یا بیش از توانت قمار نکنی! قماربازهای حرفهای پول بازی قمار رو از هزینههای زندگیشون جدا نگه میدارن تا از ورشکستگی های مالیشون جلوگیری کنن، مردها هم همینطور مثل قماربازای حرفه ای نباید بیش از آنچه که در توان دارن رو از دست بدن. یعنی نباید بیش از توانایی های عاطفی و مادی شون رو در رابطه شان با زنان سرمایهگذاری کنن. این کار خیلی مهم و حیاتیه چون توی عصرحاضر و در این دورانی که ما هستیم، زنان دربیشتر مواقع دنبال جدایی و طلاق هستن و بعد جدایی و طلاق هم میتونند چیزهای زیادی رو با خودشون بصورت قانونی ببرن و تقریبا شما مردان رو به نقطه صفر برسونن. ۴- سرمایهگذاری عاطفی یادتون باشه قلب و احساساتتون رو هم مثل منابع مالیتون محافظت کنین. اگه همه ی احساساتتون رو توی یک رابطه بذارین بعد اینکه رابطه تموم بشه، تخریب روحی و روانی شما میتونه خیلی شدید باشه و بازسازی روح و روان هم خیلی سخت انجام میشه و میتونه منجر به آسیب های روحی روانی جبران ناپذیری در شما بشه! اما نکته ی مهم درباره سرمایه گذاری عاطفی که خیلی باید مراقب اش باشید. بعضی زنان میان میگن که عشق نیاز به این داره که همه چیزتو وسط بذاری! چه مالی چه عاطفی باید صد ات رو بذاری! این توصیه شبیه توصیه کازینوهایی می مونه که برای قمار اصرار دارن شرط رو بالا ببرن و این به نفع خود کازینوهاست. زنانی که اصرار میکنن شما با همه احساس ات وارد رابطه بشی مثل کازینوهایی هستن که میخوان مبلغ شرط بندی شما را بالا ببرن که این به نفع خودشونه و نه شما! به عبارتی اونها چیزای بیشتری گیر خودشون میاد و شما بیشتر از هر لحاظی خالی میشید و ضرر می کنید! یه سری مردها هستن که دوست دارن با همه چیزشون یعنی با صد شون قمار کنن! چرا؟ یه مشکلی که بازی قمار داره اینه که اگه مقدار شرط قمار کم باشه حال نمیده، هیجان اش کمه برای افراد هیجان طلب! این تیپ مردای هیجان طلب که میخوان همه چیزشون رو وسط بذارن به دنبال اون هیجان شدید قمار صرفه نظر از نتیجه اش هستن! خیلی از این مردا که همه چیزشون رو توی رابطه میذارن، تو رابطه هاشون فقط دنبال هیجان اند، اینا دقیقا مثل معتادای قمارن که اغلب ضررهای بزرگ هم میکنن. پس شما مردها باید حواستون رو بدین که گول این شرط و شروط زنان رو توی رابطه نخورید چون مثل معتادهای به قمار ضرر حتما ضرر می کنید! در انتها اینطور جمع بندی کنیم که روابط با زنان رو مثل قمار در نظر بگیرید، هیچوقت بیش از توانتون رو توی رابطه سرمایهگذاری نکنین. به توصیه زنان که شما رو به همه چیز گذاشتن توی رابطه تشویق میکنن، با احتیاط نگاه کنید. این کار تضمین میکنه که شما بتونید به بهترین شکل ممکن زندگی عاطفی و مادی خودتون رو حفظ کنید و اگر درنهایت این رابطه به هر دلیلی به جدایی ختم شد، شما همه چیزتون رو از دست ندین و بتونید دوباره سرپا بشید. @dr_hunter_articles #قلم_هانتر
اشتیاق به یادگیری و رشد شخصی اگه به زن های قدیمی نگاه کنید می بینید که هر کدومشون یک دایره المعارف از کلی دانش محلی هستند. کلی دارو رو می شناسند. کلی روش برای لباس دوختن یا تزیین خونه بلدند. شاید خیلی از اون دانسته هاشون توی این دوره زمونه به کار نیاد ولی می بینید که کلی چیز بلدند که به درد زندگی و رابطه می خوره. زن های خوب همیشه مشتاق یادگیری اند و سعی می کنند بیاموزند که چطوری زندگی شون رو بهتر بکنند و این خیلی جذابه. دخترهایی که عمرشون رو تلف کردند و انگار چیزی از زندگی نیاموختند برای مردهای باارزش ترن آف اند. شاید اگر یک مردی میلیاردر باشه براش این مسئله مهم نباشه ولی بیشتر مردها از دیدن اینکه زن شون به رشد شخصی خودش اهمیت می ده و برای یادگیری چیزهای مفید اشتیاق داره لذت می برند. قطعا منظورم از اشتیاق یادگیری، اشتیاق یادگیری اسم برندها و قیمت کالاها نیست. منظورم چیزهایی است که به کیفیت رابطه و زندگی دو طرف کمک می کنه. توانایی مدیریت مالی زن باید بتونه توانایی مدیریت مالی اش رو اثبات کنه. زنی که متوجه اهمیت پس انداز برای بازنشستگی یا مواقع مبادا نیست و خرج و دخل اش با هم نمیخونه زن مناسبی برای رابطه بلندمدت و ازدواج نیست. این جور زن ها مردشون رو نابود می کنند. دیدن زنی که متوجه اهمیت مدیریت مالی هست برای یک مرد به شدت جذابه. احترام به استقلال مرد مردها برای اینکه بتونند نقش مدیریتی و رهبری خودشون رو ایفا کنند نیاز به فضا دارند. نیاز به یک فضای شخصی دارند تا بتونند به مسائل مهم بدون مزاحمت فکر کنند. احترام به استقلال و حریم شخصی مرد و درک این که اون مرد در زمان هایی نیاز به فضای شخصی داره به شدت برای مردها جذابه. تصور کنید که شما دارید برای یک مصاحبه کاری مهمی آماده می شید و نیاز دارید که یک ماه مطالعه کنید و فضای شخصی داشته باشید و زن تون این رو به پای بی توجهی و بی فکری شما بگذاره. چنین اتفاقی می تونه لطمه بزرگی به اون مرد وارد کنه و جلوی پیشرفت کاری اون رو بگیره. متاسفانه پیشرفت نکردن در کار مشکلات دیگه ای رو برای رابطه به وجود میاره که قبلا درباره اش نوشتم. مردی که وضعیت مالی اش در طول زمان پیشرفت نکنه برای زنها ترن آفه. سلیقه های خرده فرهنگی و مذهبی جدای از موارد عامی که اشاره شد بعضی ویژگی ها هم هستند که محلی هستند و بسته به اینکه توی چه جغرافیا یا فرهنگی هستیم متفاوت هستند. مثلا ممکنه یک پسر مذهبی از دخترهای چادری خوشش بیاد و از دخترهایی که پوشش بازتر دارند خوشش نیاد. این چیزها دیگه فرمول بردار نیستند و کاملا سابژکتیو هستند و متاثر از کانتسکت فرهنگی اون خرده فرهنگ یا جمعیت محلی هستند. توی این مطلب این موارد رو کلا کنار گذاشتیم و سعی کردیم به کلیات عالم بپردازیم. اینها چیزهایی بودند که به ذهن ما رسیدند، شما چه چیزهایی براتون جذابه و به نظرتون چه چیزی از قلم افتاده؟ @dr_hunter_articles #قلم_هانتر
سازگاری نوع دلبستگی Attachment style یکی از عوامل ناخودآگاهی که عامل جذب میشه و دو طرف باید از اون آگاه باشند نوع دلبستگی دو طرف هست. توی روان شناسی چهار نوع دلبستگی رو تعریف می کنند: ایمن، مضطرب، دوری گزین و نگران. این چهار نوع چهار شیوه رفتاری متفاوت در قبال احساس و نزدیکی عاطفی در رابطه هستند. معمولا بسته به اینکه کدوم یکی از این الگوها رو دارید نوع آدم هایی که به خودتون جذب می کنید هم متفاوته. وارد جزئیات نمیشم خودتون برید و مطالعه کنید. زبان عشق آدم ها عشق رو متفاوت می فهمند و داشتن زبان عشق مشترک کمک می کنه که دو طرف از عشق به همدیگه مطمئن بشند. مردها معمولا زبان عشق شون احترامه و زنی که متوجه این قضیه باشه و بتونه از این اطلاعات استفاده کنه میتونه خیلی برای یک مرد جذاب باشه. شنونده خوب بودن شاید صد سال پیش اصلا این مهم نبود ولی توی دنیایی که به شدت پیچیده تر شده این خیلی مهمه که یک زن گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات و سختی ها داشته باشه. شنونده خوب بودن باعث میشه که زن و مرد بتونند با همدیگه یک تیم قوی درست کنند. اگه زنی شنونده خوبی نباشه نه تنها نمی تونه طرف مقابلش رو درک کنه بلکه نمی تونه همکار و همراه خوبی هم باشه. دوری از چشم و هم چشمی و دهن بینی معمولا دخترهایی که چشم شون به جامعه و اطرافیان شونه و دنیا شون رو با دیگران تطبیق می کنند می تونند در آینده مشکلات جدی ای برای رابطه ایجاد کنند. این که دختری تفکر مستقلی از جامعه و اطرافیانش نداشته باشه و فقط به دهن دیگران نگاه کنه واقعا ترن آفه. البته با توجه به روان شناسی و نحوه تکامل جنس زن جدایی کامل از جامعه و دنبال نکردن ترند های جامعه عملا غیرممکنه و دخترهایی که از جامعه ایزوله هستند احتمالا یک ایرادی دارند ولی دنباله روی کورکورانه از جامعه و تحت تاثیر کامل حرف دیگران بودن هم یک ردفلگه که میتونه زندگی دو نفره رو به مرز نابودی بکشونه. درباره پرنده های استرلینگ و اینکه چطوری دنباله روی شون از همدیگه الگوهای جمعی خارق العاده تولید می کنه قبلا نوشته بودم. واسه همین اگه دوست دارید بدونید چرا زن ها از همدیگه دنباله روی می کنند میتونید برید و اون مطلب رو بخونید. البته این ویژگی چیزی نیست که همه مردها متوجه اش بشند ولی اونهایی که متوجه این ریزه کاری ها می شند از دختران دهن بین دوری می کنند و این ویژگی براشون ترن آفه. از اونور دختری که واقعا خودشه و شخصیت نسبتا مستقل داره و با علم به ترندهای جامعه به صورت گزینشی از بین شون انتخاب می کنه براشون واقعا جذابیت داره. جاه طلبی برای خانواده اگه زنی نه برای خودش بلکه برای خانواده ای که قصد داره در آینده درست کنه جاه طلب باشه میتونه برای یک مرد جذاب باشه. البته جاه طلبی با چشم و هم چشمی فرق می کنه. جاه طلبی به معنی داشتن چشم انداز و برنامه برای رسیدن به اون چشم انداز هست. معمولا آدم های جاه طلب هم می دونند در چندین سال آینده میخواند به کجا برسند و هم براش برنامه ریزی می کنند و هم از موانع و مشکلات آگاهند و برای حل موانع هم برنامه دارند. متاسفانه خیلی از زنها زیاده خواهی رو با جاه طلبی اشتباه میگیرند. این وظیفه مرد هستش که فرق بین زیاده خواهی و جاه طلبی رو متوجه بشه و این دو تا رو با هم اشتباه نگیره. قدرت حل مسئله زنایی که توانایی حل مسئله و مواجهه با چالشهای زندگی رو دارند به شدت جذابند. این ویژگی نشون میده که اون زن می تونه در قبال مشکلات رابطه هم اون کلاه حل مسئله خودش رو سرش کنه و مشکل رو خودش حل کنه. زن هایی که تا به مشکلی برمی خورند میرند سراغ حلقه دوستانشون یا مشاور یا مادر یا شروین هاشون اینها مشکل زا هستند. علت اش هم اینه که استفاده از بقیه توی حل مسائل ساده زندگی یعنی ورود سلیقه هایی که متناسب با دینامیک رابطه نیست و این یعنی دراما. البته این رو بگم که فهمیدن اینکه آیا یک دختری قدرت حل مسئله داره کار ساده ای نیست و مستلزم وقت گذاشتن با اون دختر و تجربه بالا و پایین های زندگی است. توی این جور موارد سفر رفتن خیلی به دو طرف توی شناخت همدیگه کمک می کنه. سفر یکی از اون جاهایی است که کلی مسئله ریز و درشت توش پیش میاد که نیاز به حل مسئله داره و کسی هم نیست که کمک کنه. با یارتون به سفر برید و سعی کنید حداقل ۳۰٪ مشکلات رو بذارید خودش حل کنه تا ببینید چقدر قابلیت حل مسئله داره. @dr_hunter_articles #قلم_هانتر
حالا شما شاید بگید که خیلی از مردهای جوان نسل جدید هیچ میلی به بچه ندارند. حرف شما درسته. متاسفانه شرایط اقتصادی و ناتوانی در تامین بچه ممکنه بعضی مردها رو وادار کنه که بچه رو توی اولویت چندم خودشون بگذارند ولی همین مردها زمانی که به امنیت و توان اقتصادی بالا برسند دوباره بچه تبدیل به اولویت اول شون میشه. دخترایی که از مادر شدن نفرت دارند و از کودکان فاصله میگیرند و درباره فرزندآوری احساس بدی دارند و آن را بی فایده و نادرست می دانند معمولا خیلی سریع از چشم مردها می افتند. علاقه به بچه معمولا از دید مردها یک سیگنال مثبت محسوب میشه حتی اگه امکان فرزندآوری رو در اون مقطع زمانی نداشته باشند. شخصیت سالم و شادابی روحی داشتن ددی ایشوز، مامی ایشوز، هیجان طلبی افسارگسیخته و بی اعتمادی ها همگی می تونند برای یک مرد زننده باشند و توی ادامه رابطه مشکل آفرین بشند. حالا اینها که گفتم جنبه سلبی داشتند بذارید چند تا مورد از جنبه های ایجابی رو هم ردیف کنم. برای هر کدوم هم یک توضیح مختصر میگم. خودآگاهی: این که زن بدونه چه چیزی رو میخواد و چرا اون چیز رو میخواد یعنی خودآگاهی. داشتن آگاهی از جنس مرد هم میتونه حتی یک جورایی بخشی از خودآگاهی اون زن باشه. خودباوری: برای مشکلات زندگی مشترک آماده باشه و به این باور رسیده باشه که قرار نیست که جلوی مشکلات کم بیاره و تمام انرژی اش رو برای حل اون مشکل صرف می کنه. البته بگم خودباوری به این معنا نیست که اون زن از دیگران کمک نمی گیره. اینکه زن بدونه توی چه زمینه هایی ضعیف تره و نیاز به کمک داره بخش مهمی از خودآگاهی و خودباوری شه. این که بتونه زمانی که نیاز به کمک داره دستش رو بلند کنه و از دیگرانی که توانمندتر هستند کمک بگیره نشان از بلوغ داره. مدیریت هیجان: احساسات و هیجان یک بخش مهمی از زندگی زن ها هستند. زنی که بتونه این هیجان ها رو مدیریت کنه یعنی سالهای زیادی وقت گذاشته و تونسته جلوی برنامه ریزی ژنتیکی و هورمونی خودش بایسته و این خودش خیلی ارزشمنده. مدیریت درست هیجان نشون میده که اون زن توانایی مواجهه با فشارها و چالشهای زندگی مشترک رو داره و میتونه در مواقع بحرانی به خوبی عمل کنه که توی دنیای فمنیستی امروز خیلی مهمه. انعطافپذیری: این به معنی توانایی سازگاری با شرایط و تغییرات جدید است. زنایی که انعطافپذیرند میتوانند با تغییرات زندگی بهتر سازگار شند. انعطاف پذیری میتونه فضایی رو ایجاد کنه که مرد هم به وظایف مدیریتی خودش بهتر عمل کنه. مهربانی و درک: دیگه زن ها معروفند به اینکه توی همدلی و درک متقابل خوبند و اگه این یک قلم رو توش بد باشند یعنی که قراره موقع مشکلات با مردشون همراهی نکنند و ساز خودش رو بزنند که یعنی جدایی و طلاق. مسئولیتپذیری: یعنی تعهد و پایبندی به وظایف و نقشهای فردی. زنایی که مسئولیت پذیرند به تعهداتشان پایبندند و در قبال رفتارها و تصمیمات خودش پاسخگو هستند. این ویژگی نشان میده که فرد قابلیت اعتماد داره. صداقت و شفافیت: این یعنی هنر ارتباط و از ویژگیهای کلیدی یک شخصیت سالمه. زن هایی که می تونند نیازهاشون رو به شکل واضح و بدون حاشیه ای به مردشون منتقل کنند معمولا برای مردها به شدت جذاب اند. مردها زیاد توی ذهن خونی خوب نیستند و دیدن زنی که متوجه این قضیه هست و به شکل روشنی نیازها و خواسته هاش رو مطرح می کنه برای هر مردی جذابه. معمولا زن هایی که ارتباط کلامی خوبی می تونند برقرار کنند قدرت درک شوخی و مزاح بالاتری دارند و این هم به شدت برای مردها جذابه. این رو هم به عنوان نکته اضافه کنم که یکی از چیزهایی که راحت میتونه به شادابی و طراوت یک زن لطمه وارد کنه و به اون آسیب بزنه بادی کانت بالاست. زن هایی که روابط و هیجانات جنسی خیلی زیادی رو تجربه کردند به ندرت از اون هیجان ها سالم بیرون میاند. خیلی ها ازمون می پرسند که چطور میشه یک دختر با بادی کانت بالا رو تشخیص داد؟ خوب قطعا که نمیشه ازش چنین سوالی رو پرسید چون یا دروغ می گه یا ازتون ناراحت میشه. ولی میشه به صورت غیرمستقیم جواب اون سوال رو پیدا کرد. شما وقتی یک دختر با شخصیت خوب و شاداب و خوش بین پیدا می کنید تا حد زیادی می تونید ادعا کنید که اون دختر بادی کانت پایینی داشته و بالعکس. اشتراکات فراوان در ابتدای رابطه تفاوت ها میتونند برای دو طرف خیلی جذاب باشند و دو طرف رو به هیجان بیارند و به هم نزدیک کنند ولی در دراز مدت طبق مطالعات جامعه شناسی زوجینی که اشتراکات بیشتری دارند شانس موفقیت رابطه شون بالاتر بوده و به همدیگه علاقه مندتر شدند. در نتیجه اشتراکات رو نباید دست کم بگیرید. اشتراکات زبانی، قومی، شخصیتی، سطح تحصیلات، سطح مالی و فرهنگی خانواده ها نقش زیادی توی دوام یک رابطه و قوام حس و علاقه مشترک دارند. @dr_hunter_articles #قلم_هانتر
یک مطلب دیگه از دکترهانتر و رویا چه زن هایی برای مردها جذاب و خواستنی هستند؟ این سوال که چه زنی رو مردها دوست دارند جواب های زیادی داره و بخشی اش بستگی به کانتکست یا زمینه داره. مثلا برای چه کاری؟ یا مثلا در چه مقطع سنی؟ به این زمینه ها هم می پردازیم. ولی توی این مطلب هدف اینه که یک نگاهی بندازیم به ویژگی هایی که به نظرمون جهانی یه. یعنی شما توی آمریکای لاتین هم از مردها بپرسید همین جواب ها رو می گیرید. این جا سعی کردیم این ویژگی ها رو براتون ردیف کنیم و تک به تک بهشون بپردازیم. زیبایی این دیگه اظهر من الشمسه که مردها براشون زیبایی خیلی اهمیت داره. علتش هم اینه که تقریبا همه اطلاعاتی که مردها از لحاظ زیستی و تکاملی برای انتخاب یک زن لازم دارند رو توی ظاهر زن ها میتوانند پیدا کنند. نسبت کمر به لگن Waist to Hip Ratio یکی از ملاک های اصلی برای ارزیابی کیفیت توان بارداری راحت برای زن هاست. طبق اطلاعات سازمان بهداشت جهانی نسبت کمر به لگن سالم برای زن ها ۰.۸۵ و کمتر هست. یک مطالعه دیگه هم نشون میده WHR زیبا برای زنها تقریبا توی همه فرهنگ ها نسبت ۰.۷ هستش. درباره چهره هم هرچقدر چهره متقارن تر، نسبت های چهره موزون تر، پوست صاف تر و چشم ها درشت تر باشه مرد زن رو زیباتر می بینه. علت اینکه چهره متقارن تر رو ما زیباتر می بینیم اینه که رابطه مستقیم با سلامت ژنتیکی داره. در ضمن مغز ما تقارن رو راحت تر آنالیز می کنه و به همین علت به چهره متقارن تمایل بیشتری داره. بیماری ها و باکتری های زیادی هستند که می تونند توی پروسه رشد تاثیر بگذارند و چهره رو از تقارن خارج کنند. علاوه بر اونها هورمونهایی هم وجود دارند که میتونند جلوی رشد متقارن چهره رو بگیرند. به صورت کلی چهره متقارن با سلامت نسبت مستقیم داره. جوانی جوانی با قدرت باروری رابطه مستقیم داره. از دید تکاملی مرد به دنبال زنی است که بیشترین توان باروری و زاد و ولد رو داشته باشه. در نتیجه هر چه زن جوان تر باشه از نظر مرد خواستنی تره. تقریبا در تمام طول تاریخ و همه فرهنگ ها مردها زن جوان تر رو ترجیح می دادند و علت اش اینه که داشتن بچه های زیاد شانس بقا رو برای والدین هم افزایش می ده. بین جوانی و زیبایی هم رابطه مستقیم وجود داره و مردها جوانی رو زیبا می بینند. حتی مونیکا بلوچی زیبا هم در سن ۵۰ سالگی در رقابت با یک دختر جوان با قیافه معمولی شکست میخوره و مردا اون دختر جوان رو ترجیح می دند. تمیزی و توجه به بهداشت شما اگه زیباترین و جوان ترین دختر دنیا هم باشید ولی توجه به بهداشت فردی نداشته باشید هیچ مردی که سرش به تن اش بیارزه حاضر نیست به شما نزدیک بشه. در نتیجه تمیزی و توجه به بهداشت فردی اهمیت زیادی داره. خوشبختانه بیشتر زن ها از این مسئله آگاه هستند چون خودشون هم به شدت به تمیزی و بهداشت فردی فرد مقابل شون حساس هستند. سالم بودن بدن و مو متاسفانه خیلی از مطالعات روان شناسی نشون داده که رابطه مستقیمی بین آسیب به بدن و آسیب های روحی وجود داره. تتو زدن، پیرسینگ و هرگونه تغییر چشم گیر در مو و بدن میتونه ریشه در آسیب های روحی و روانی در زن داشته باشه. دخترهایی که تتوهای واضح و برجسته دارند یا پیرسینگ می کنند و موهاشون رو هایلایت های رنگین کمانی می کنند گزینه های مناسبی برای روابط بلندمدت و معنی دار نیستند. اگر چه این دخترها هیجان طلب هستند و شاید کیفیت روابط کوتاه مدت با این دخترها بالاتر از دخترهای معمولی باشه ولی در درازمدت نمیشه بهشون اعتماد کرد و بیشتر مردهای باارزش از این موضوع مطلع هستند. انحصار جنسی و عاطفی مردان خواهان انحصار جنسی و عاطفی در زنان هستند. دختری که روحیه تعهد نداشته باشه برای تشکیل خانواده جذاب نیست. اگر چه دختری با روحیه هیجانی و آفرودیتی میتونه غریزه جنسی مردها رو تحریک کنه ولی بیشتر مردهای قدرتمندی که گزینه های متعددی دارند ترجیح میدند از این جور زن ها برای تشکیل خانواده دوری کنند. البته این رو تاکید کنم که اهمیت انحصار جنسی با روحیه مردانگی نسبت مستقیم داره. خیلی از پسرهایی که تربیت زنانه داشتند یا تحت تاثیر فرهنگ فمنیستی حال حاضر از مردانگی فرار می کنند نسبت به انحصار جنسی چندان حساس نیستند. واسه همین هم هست که تمایل جنسی کاکولدیسم بین خیلی از مردهای متاهل شایع شده. تمایل ای که صد سال پیش به ندرت دیده میشد. به مادر شدن علاقه مند باشند خیلی از مردهایی که به امنیت اقتصادی رسیدند و توان تشکیل خانواده دارند فرزند براشون اولویت اصلی است. اگر چه داشتن زن و همدم برای این مردها مهم هست ولی میدونند که اگه اون زن براشون بچه به دنیا نیاره و میلی به بچه دار شدن نداشته باشه اون ازدواج بیهوده است. @dr_hunter_articles #قلم_هانتر
یه مطلب از دکترهانتر و رویا چرا زن ها حوصله شون توی زندگی مشترک سر میره؟ #قلم_هانتر @dr_hunter_articles
نقش مهم و کلیدی رضایت جنسی در بالا بردن رضایت زناشویی انکارناپذیره. دو طرف موظف اند که برای بلوغ تکنیک های جنسی شون تمرین کنند و سعی کنند همدیگه رو به رضایت جنسی برسونند. توی بحث سکس از اونجایی که قدرت بیشتر دست زن هست نقش زن حتی پررنگ تر هم هست. سعی می کنم چند تا از نکاتی که میتونه بین زوجین مشکل جنسی ایجاد کنه رو این پایین تیتروار ردیف کنم: ۱- نداشتن معاشقه پیش از سکس ۲- عدم رعایت بهداشت فردی و نظافت شخصی بدن و دهان ۳- توجه نکردن به زبان بدن طرف مقابل ۴- ناآشنایی در باب آناتومی و بدن دیگری ۵- تحمیل کردن فتیش های و فانتزی های جنسی به همدیگه ۲۱- تغییرات هورمونی زنان زنان در دوره پیش از قاعدگی PMS، قاعدگی، تخمک گذاری، در دوران بارداری، دوران پس از زایمان و شیردهی و .. دچار تغییرات هورمونی می شند. این تغییرات باعث نوسانات خلقی هم می شند. این تغییرات هورمونی ممکنه هورمون شادی سرتونین رو بشدت پایین بیاره و موجب غم و اندوه شدید و دلسردی از زندگی مشترک بشه. توجه به چنین نکاتی می تونه خیلی به شوهر کمک کنه که وارد بحث های بیهوده توی چنین دوره های زمانی با همسرش نشه. ۲۲- نبود تشابهات شخصیتی ، قومیتی ، ملیتی و … طبق مطالعات جامعه شناسی زوجین هر چه تشابه بیشتری با همدیگه داشته باشند احتمال موفقیت رابطه شون بالا میره. البته متاسفانه هر چقدر شباهت ها بالاتر بره جذابیت پایین میاد. خیلی از زوجین جذب قطب مخالف همدیگه می شند و این جذابیت کوتاه مدت در درازمدت می تونه دردسرساز بشه. علت اش هم اینه که دو طرف ممکنه به بلوغ کافی برای پذیرش اختلاف ها نرسیده باشند. ترکیب یک زوج درونگرا و برونگرا می تونه فشار زیادی به دو طرف وارد کنه. اختلاف های قومیتی می تونه اولش بامزه باشه ولی در ادامه اهرمی برای مسخره کردن طرف مقابل و سرکوب اعتماد به نفس اش بشه. اختلاف سطح خانوادگی هم همین طور. در صورتی که دو طرف این محدودیت ها و تفاوت ها رو نپذیرند و درونی نکنند این اختلافات می تونه موجب سرخوردگی و کسالت در زندگی مشترک میشه . ۲۳- تغییر ناگهانی در سطح اجتماعی/مالی زن یا مرد تغییر سطح اجتماعی و مالی زوجین میتونه روی زن تاثیر زیادی بگذاره. ریشه این تاثیر در هایپرگامی زنانه است. مثلا زنی رو تصور کنه که عمل جراحی چهره انجام داده و به شدت زیبا شده یا زنی که با پیکرتراشی وزن کم کرده. این زیباتر شدن ها و توجه گرفتن ها میتونه باعث بشه که احساس کنه از همسرش بالاتره و این موجب دلسردی اش از رابطه فعلی اش میشه. این تغییرات مشکل آفرین می تونه بالاتر رفتن مدرک تحصیلی و ارتقا شغلی هم باشه. از اونور داستان اگه مرد ورشکسته بشه یا وضعیت مالی اش افول پیدا کنه هم میتونه از چشم زن به همون اندازه بیفته. خیلی از زن ها بعد از یک صعود سطح اجتماعی سریع و یکباره تمایل کمتری به ماندن در زندگی متاهلی دارند و با تصور اینکه مردان بهتر و زندگی موفق تر در بیرون ازدواج انتظارشان را می کشه از همسرشون طلاق می گیرند. خب دوستان اینها دلایلی بودند که ما تصور میکنیم در دلزدگی زنان از رابطه زناشویی موثر باشند، اگر شما دلایل اضافه بر این ها مدنظرتون هست خوشحال میشیم کامنت کنید و به ما بگید. خوشحال میشیم اگه چیزی از قلم مونده به لیست مون اضافه کنیم. #قلم_هانتر @dr_hunter_articles