ebiverdiani
Статистика#خودنوشت، #موسیقی، #کتاب، #عکس #قصه و #فیلم به یک دلیل ساده اینجا هستم. نمیتوانم به تنهایی از زیبایی که درک میکنم، لذت ببرم. ممنون میشم این کانال رو به دوستانتون معرفی کنید. سپاس فراوان از همراهی و همدلی شما عزیزان
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 56
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 60
- 1/48двое суток
- 68
- 1/72трое суток
- 74
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#کتاب بزرگترین راز این نیست که ما به تصادف در میان انبوه ماده و انبوه ستارهها پرتاب شدهایم؛ بزرگترین راز این است که در این زندان چنان تصاویر نیرومندی از خود میسازیم که نیستی را نفی میکند. 📚 ضد خاطرات ✍🏻 آندره مالرو 📝 ابوالحسن نجفی - رضا سیدحسینی @ebiverdiani
#کتاب انسان عبارت است آنچه میکند. 📚 ضد خاطرات ✍🏻 آندره مالرو 📝 ابوالحسن نجفی - رضا سیدحسینی @ebiverdiani
#کتاب صداقت همیشه غایت خود نبوده است. با هر یک از ادیان بزرگ، تصویری [متفاوت] از انسان داده میشود. 📚 ضد خاطرات ✍🏻 آندره مالرو 📝 ابوالحسن نجفی - رضا سیدحسینی @ebiverdiani
#کتاب در سال ۱۹۴۰ با کشیشی که بعداً قاضی ورکور شد، فرار کردم. اندکی پس از فرار در دهکدهای از ایالت دروم دوباره یکدیگر را دیدیم. کشیش آن دهکده بود، و از چپ و راست به یهودیان گواهی تعمید با تاریخهای مختلف میداد، فقط به این شرط که البته آنها را غسل تعمید هم بدهد. میگفت: «در هر حال اثری از آن باقی خواهد ماند...» پاریس را هرگز ندیده بود، تحصیلاتش را در مدرسه طلاب شهر ليون تمام کرده بود. مانند همه کسانی که یکدیگر را باز مییابند، ساعتهای دراز در بوی شبانگاهی دهکده با هم صحبت میکردیم. -چند وقت است که به اعتراف گوش میکنید؟ -ده پانزده سال... -اعترافِ آدمها چه چیز درباره آنها به شما یاد داده است؟ راستش را بخواهید، اعتراف هیچ چیز یاد نمیدهد، چون وقتی که به اعتراف گوش میکنید، آدم دیگری میشوید. آخر، «بخشایش الهی» در میان شماست ولی با وجود این... اولاً آدمها از آنچه ما تصور میکنیم بسیار بدبختترند... ثانياً.... دستهای هیزمشکنانهاش را در شب پر ستاره بالا برد ثانياً، جان کلام اینجاست که آدم بزرگ وجود ندارد. او در گلییر مُرد. ص۲۵ 📚 ضد خاطرات ✍🏻 آندره مالرو 📝 ابوالحسن نجفی - رضا سیدحسینی @ebiverdiani
بریدههایی بود از کتاب « چکیده تاریخ تجزیهی ایران» نوشتهی هوشنگ طالع توضیح: چهار پست آخر مربوط به بخش «توطئهی نافرجام برای تجزیهی آذربایجان» بود که خلاصهنویسی شد و بهنوعی در ادامهی هم بودند. سپاس از همراهی شما بزرگواران ممنونم میشم کانال رو به دوستانتون معرفی کنید. @ebiverdiani
#کتاب پیشهوری پیش از آن که تلگراف استالین به وی ابلاغ شود، در سرمقالهی روزنامه آذربایجان، که روز بیستم آذرماه منتشر شد نوشت: «او لمک وار دو نمک یوخدور» (مرگ هست، بازگشت نیست.) اما فردای آن روز همه دیدند که مرگ هست، بازگشت و فرار هم هست. مردم تبریز با آگاه شدن از حرکت نیروهای ارتش بهسوی آذربایجان، یکپارچه بهپا خواستند. مردان و زنان دختران و پسران تبریز همه «ستارخان» و «باقرخان» شده بودند و در سنگر «خیابان» درفش آزادی و آزادگی را برافراشته بودند. برابر خیزش یک پارچهی مردم تنها راه گریز بهروی سرکردگان فرقهی دموکرات باز بود. نیروهای ارتش، از قافلان کوه گذشته بود و بهسوی تبریز پیش میآمد. مردم میهنپرست تبریز با شنیدن خبر نزدیک شدن نیروهای ارتش، که از «بیگانهپرستان» و اوضاع به تنگ آمده بودند، بهپا خاستند. با آغاز خیزش مردم، راهبران روس فرقه دموکرات، دست به جابهجایی مهرههای سرشناس فرقه زدند، تا شاید در آخرین لحظات بتوانند مخلوق خود را از نابودی کامل نجات دهند: «در این هنگام آقای سرهنگ قلیاوف، (کنسول دولت شوروی در تبریز) به دستور «باکو» چنین مصلحت دید که آقای محمد بیریا که با دار و دستههای سلامالله جاوید و میرزاعلی شبستری، هواخواه حل مسالمتآمیز و دریافت امتیاز نفت برای روسها بود، صدر فرقهی دموکرات آذربایجان بگذارد و آقای پیشهوری، پادگان و مرا [دکتر جهانشاهلو] به این عنوان، که مخالف حسن نیت آقای قوامالسلطنه هستیم به باکو تبعید کند.»… بهدنبال معرفی رسمی محمد بیریا بهعنوان رهبر فرقه دموکرات، آقایان پیشهوری و دکتر جهانشاهلو از در پشتی ساختمان فرقهی دموکرات، بیرون رفته و برپایهی قرار قبلی به کنسولگری شوروی میروند. در آنجا: در اتاق کوچکی در خاور حیاط کنسولگری آقای قلیاوف «کنسول شوروی در تبریز ما را پذیرفت. آقای پیشهوری که از روش ناجوانمردانهی روسها سخت برآشفته بود، از آغاز به سرهنگ قلیاوف پرخاش کرد و گفت: شما ما را آوردید میان میدان و اکنون که سودتان اقتضا نمیکند. ناجوانمردانه ما را رها کردید، از ما گذشته است، اما مردمی به گفتههای ما سامان یافتند و فداکاری کردند، همه را زیر تیغ دادهاید. به من بگویید پاسخگوی این همه نابسامانیها کیست؟ آقای سرهنگ قلیاوف که از جسارت آقای پیشهوری سخت برآشفته بود، زبانش تپق زد، و یک جمله بیش نگفت: «سنی گتیرن، سنه دبیر گت» کسی که تو را آورد، به تو میگوید برو.» ص۲۰۶-۲۰۸ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب از آنجا که مقامهای شوروی پاسخ روشنی به درخواستهای دولت ایران ندادند. احمد قوام روز ۳۰ بهمن ماه ۱۳۲۴ (۱۹ فوریه ۱۹۴۶)، بهمنظور گفتوگوهای رودررو در رأس یک هیأت هشت نفره عازم مسکو شد… گفتوگو میان قوام و استالین با همین رویه دنبال شد. اما به فرآیند مشخصی دست نیافت، ولی باید پذیرفت که برندهی این میدان احمد قوام بود… چشم در چشم استالین دوختن، و راستقامت برابر وی ایستادن و تسلیم نشدن، در زمستان سرد مسکو که استالین، هیلتر را مجبور به پذیرش شکست کرده بود، برای ایران پیروزی بزرگی بود. از یاد نبریم که احمد قوام تنها سرداری بود که در مسکو متحمل شکست نشد. آن هم بدون سپاه و جنگافزار، درحالیکه ارتش سرخ تا قزوین را در تصرف داشت و عوامل آن، آذربایجان، زنجان، مهاباد و بخشهای دیگری از کردستان را به دام تجزیه کشیده بودند... استالین در موضع بسیار نیرومندی قرار داشت. وی در گفتوگو با قوام، درپی یک پیروزی برقآسا بود. او گمان میکرد که در نخستین نشست، قوام را به زانو در خواهد آورد. اما چنین نشد. سرانجام قوام توانست مزهی تلخ شکست را به فاتح برلین بچشاند. شاید همین شکست بر قساوت وی افزود و تودههای روس و ملتهای اسیر بیش از پیش طعمهی شراره های «خشم کور» وی شدند. در این میان، روسها بهگونهی ضمنی اشاره کرده بودند که در صورت اعطای امتیاز نفت از سوی ایران، ممکن است دربارهی حضور مداوم سپاهیان شوروی در شمال ایران، تجدید نظر کنند…. هنگامیکه قوام در مسکو بهسر میبرد، دو واقعهی مهم بهوقوع پیوست، نخست آنکه روز نهم اسفندماه ۱۳۲۴ (۲۸ فوریه ۱۹۴۶)، شکایت ایران از شوروی در شورای امنیت مطرح شد… دوم اینکه روز یازدهم اسفند (دوم مارس ۱۹۴۶)، زمان تخلیهی نیروهای متفقین از ایران، فرا رسید… روز پنجم فروردین ماه ۱۳۲۵ (۲۵ مارس ۱۹۴۶) دومین جلسهی شورای امنیت برای رسیدگی به شکایت ایران تشکیل شد. نمایندهی شوروی در این نشست، اظهار داشت که موافقت نامهای میان ایران و شوروی در دست امضاست، که برپایهی آن نیروهای شوروی ظرف پنج تا شش هفته خاک ایران را ترک خواهند کرد... همزمان اتحاد شوروی، سفیر جدیدی به تهران فرستاد. وی بدون درنگ گفتوگوها را با نخستوزیر ایران آغاز کرد. سرانجام روز ۱۵ فروردین ماه (۴ آوریل ۱۹۴۶)، گفتوگوهای مزبور به امضای موافقتنامهی میان دولت ایران و دولت شوروی انجامید. برپایهی این موافقتنامه مقرر گردید: ۱-ارتش سرخ ظرف یک ماهونیم خاک ایران را بهطور کامل ترک کنند. ۲- لایحهی ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ظرف هفت ماه، به مجلس شورای ملی ارائه شود. ۳- مسألهی آذربایجان، بهعنوان یک مسالهی داخلی ایران تلقی گردد. به دنبال موافقتنامهی مزبور نیروهای ارتش سرخ که تعداد آن بیش از ۳۰ هزار تن برآورد میشد، عملیات خروج از ایران را آغاز کرد. روز سیام اردیبهشت ماه ۱۳۲۵ (۲۰ مه ۱۹۴۶)، دولت ایران به دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام داشت که ارتش سرخ خاک ایران را تخلیه کرده است. ص۱۹۸-۲۰۴ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ ژانویه (۱۹۴۶ شورش کردستان آغاز شد. حزب کومله ی کردستان که دارای تمایلات بلشویکی بود. تأسیس دولت جمهوری کردستان به ریاست قاضی محمد را در شهر مهاباد اعلام کرد. سه ماه بعد، یعنی در سوم اردیبهشتماه ۱۳۲۵ (۲۳) آوریل (۱۹۴۶) فرقه ی دموکرات آذربایجان و حزب کومله کردستان قرارداد مودت بسته و اتحاد میان خود را اعلام کردند. ص۱۹۷ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب توطئهی نافرجام برای تجزیهی آذربایجان روز هجدهم اردیبهشت ماه ۱۳۲۴ (۸ مه ۱۹۴۵)، با تسلیم بدون قید و شرط ارتش آلمان، جنگ جهانی دوم به پایان رفت. ده روز پس از اعلام تسلیم آلمان، دولت ایران ضمن یادداشتی به بهانهی شادباش پیروزی، به سه دولت بزرگ متفق، خاطرنشان کرد که با پایان گرفتن جنگ، لازم است هر چه زودتر خاک ایران را تخلیه کنند… روز ۱۱ شهریور ماه ۱۳۲۴ (۲ سپتامبر ۱۹۴۵) ژاپن نیز بدون قید و شرط تسلیم شد، و بدینسان جنگ در آسیا نیز خاتمه یافت. بر پایهی برنامهریزیهای بهعمل آمده از سوی سران اتحاد شوروی، فردای آن روز (۱۲ شهریور ماه / ۳ سپتامبر) فرقهی دموکرات آذربایجان با انتشار بیانیهای بهطور رسمی اعلام موجودیت کرد. بهدنبال این اعلام تشکیلات ایالتی حزب توده و نیز سازمان کارگری حزب مزبور در استان آذربایجان شرقی به فرقه دموکرات پیوست و روزنامه آذربایجان، وابسته به تشکیلات کارگری مزبور، ارگان رسمی فرقه دموکرات شد… روسها با توجه به اعلامیهی مزبور و تعهد تخلیهی ایران در موعد مقرر، بر تجهیز و تعلیم فرقه دموکرات سرعت بخشیدند، هنوز ۲۴ ساعت از صدور اعلامیهی مزبور نگذشته بود که گروههای مسلح که بیشتر آنها از آنسوی مرز آمده بودند، اقدام به اشغال ادارات دولتی و حمله به کلانتریها و پاسگاههای ژاندارمری در آذربایجان نمودند. در این میان، حزب توده نیز بر پایهی برنامههای از پیش تعیین شده از سوی روسها، ضمن انحلال شعبههای خود در آذربایجان، دستور داد که محل و وسایل موجود در اختیار فرقه دموکرات قرار داده شده و افراد حزب به عضویت فرقه دموکرات در آیند. فرقهی دموکرات با پشتیبانی همه جانبهی نیروهای ارتش سرخ در فاصلهی کوتاه، بسیاری از شهرهای آذربایجان را تصرف کرد و با دست زدن به اعدام، شکنجه، زندان و مصادرهی اموال، جو رعب و وحشت را برقرار ساخت… روز ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ (۱۲ دسامبر ۱۹۴۵) میرجعفر پیشهوری رهبر فرقه دموکرات به اشارهی روسها حکومت ملی آذربایجان را اعلام نمود. بهدنبال این اعلام، تمبرهای پست ایران با مهر حکومت ملی آذربایجان - ۲۱ آذر ۱۳۲۴، بهجریان گذارده شد و ساعت تبریز با یک ساعت و نیم اختلاف با وقت مسکو تنظیم گردید. ص۱۹۳-۱۹۶ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب در درازای تاریخ، مراد از «آذربایجان» (آذرآبادگان - آذربایگان و....)، یکی از استانهای مهم ایران بود، که در جنوب رود ارس قرار داشته و دارد. بهدنبال فروپاشی امپراتوری روسیه مردمان قفقاز با هویت تاریخی خود بهپا خاستند. مردمان اران نیز در پی نامی برای سرزمین خود بودند، تا از ننگ «تاتار» بودن برهند. از اینرو و برای زنده کردن پیوندهای دیرین و دیرپا متوجهی سرزمین مادر شدند و در این راستا از میان مناطق نامآور ایران، چونان خراسان، فارس و..... نام آذربایجان را که نزدیکترین استان به آنان بود بر سرزمین خود نهادند. گزینش نام آذربایجان بر سرزمینی که پیش از آن هرگز این نام را نداشت، و اقبال عمومی مردم از گزینش این نام، نمایانگر میل درونی آن مردمان به ایجاد یگانگی با دیگر ایرانیان و سرزمین مادر بود. مردم قفقاز بهدنبال اعلام استقلال، خواست خود را مبنی بر ایجاد فدراسیون با ایران، به انجمن صلح ورسای اعلام کردند. اما چنانکه میدانیم یورش بلشویکها به قفقاز، امکان عملی شدن فدراسیون با ایران را از میان برد. بهدنبال فروپاشی اتحاد شوروی، مردم اران در سرمای سخت زمستان، شناکنان از آبهای سرد ارس گذشتند و خود را به ایران رسانیدند. آنها فریاد می زدند: «آذربایجان بیراولسون - تبریز، مرکز اولسون» (آذربایجان یگانه گردد - تبریز مرکز آن گردد) این مردمان، نیک میدانستند که تبریز، مرکز یکی از مهمترین استانهای ایران است. آنان در این راستا، خواست وحدتطلب و یگانگیجویی خود را اینگونه ابراز میداشتند. ص۱۲۹ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب مجاهدین رشت روز بیست و هفتم اردیبهشت ماه و مجاهدان اصفهان تا میانههای خرداد به اطراف تهران رسیدند. دولت روسیه با توجه به پیشروی مشروطهخواهان دست به تراکم نیرو در باکو زد و در اوایل تیرماه، این نیرو به بندر انزلی رسید. ورود قوای روس به انزلی باعث شد که مجاهدان به سرعت عمل خود بیافزایند. از اینرو روز ۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ (۱۳ ژوئیه ۱۹۰۹)، تهران را آماج حملات خود قرار دادند. نبرد تنها سه روز به درازا کشید و روز ۲۵ تیر ماه (۱۶ ژوئیه)، کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد فزاق تسلیم گردید، و محمدعلیشاه از ترس مجازات به سفارت روس پناهنده شد و خود را زیر حمایت امپراتوری روسیه قرار داد. همان شب شورای سران مشروطه، محمدعلیشاه را از سلطنت خلع و فرزند وی، احمدشاه را به سلطنت برگزید… ۳۰ سال پس از تجزیهی مکران و بلوچستان وسیلهی دولت بریتانیا و ۲۶ سال بعد از تحمیل قرارداد آخال از سوی امپراتوری روسیه، که به جدایی سرزمینهای خوارزم و فرارود انجامید، روس و انگلیس در پی تجزیهی کامل ایران برآمدند. در این راستا هر یک منافع ویژهی خود را جستجو میکردند… بهراستی باید دانست که هرگاه مشروطیت نبود، دو دولت نیرومند روس و انگلیس به مانند روزگاران پیشین، بهراحتی میتوانستند قرارداد ۱۹۰۷ را به امضای محمدعلیشاه برسانند. همانگونه که توانسته بودند جدایی مکران و بلوچستان و نیز تجزیهی سیستان و قرارداد آخال را که باعث از دست رفتن سرتاسر خوارزم و فرارود شد، به امضای ناصرالدینشاه، که بهمراتب از محمدعلیشاه دارای نفوذ و قدرت بیشتری بود، برسانند. ص۱۰۴-۱۰۸ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب نه روز بعد از سقوط ایروان، اول آبان ماه ۱۲۰۶ (۲۴ اکتبر ۱۸۲۷)، میرفتاح، مجتهد تبریز، که با روسها روابط پنهانی برقرار کرده بود، سردار سپاهیان روس را به اشغال تبریز دعوت کرد. مریدان میرفتاح مجتهد، در نبود عباسمیرزا در تبریز پس از زد و خورد با محافظان تبریز، سرانجام بر دروازهی گجیل دست یافته، آن را شکسته و با استقبال از روسیان به آنان امکان دادند تا شهر تبریز را اشغال کنند. در حالیکه: در آن روزها تبریز بیست هزار خانوار جمعیت داشت و هشت هزار نظامی و تفنگچی و بیش از ۱۲۰ عراده توپ و قورخانهی آن سرشار از مهمات بود… یک هفته بعد، پاسکوویچ وارد تبریز شد: و اختیار نواحی اشغال شده بهدست میرفتاح مجتهد افتاد. میرفتاح مجتهد در خیانت تا آنجا پیش رفت که در سرکوب شورش تبریز، روسیان را راهبری کرد و فهرست نام قیامکنندگان را به پاسکوویچ داد. در این فرآیند عدهای توقیف و گروهی تبعید و اعدام شدند. به تشویق میرفتاح، حکمرانان مراغه، اهر، اردبیل و خوی نیز کلید آن شهرها را برای فرمانده روس فرستادند. در دوران اشغال تبریز از سوی روسیان، میرفتاح مجتهد از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و حتا فتوای قتل و غارت و تجاوز به ناموس مسلمانان را نیز صادر کرد. وی در برابر تظلّم مردم گفته بود: صالدات سربازان روس بهجای فرزندان مناند چگونه به اذیت عزوبت ایشان راضی شوم. بعد از تحمیل ننگنامهی ترکمانچای به ملت و دولت ایران، آن خائن نیز همراه پاسکوویچ تبریز را ترک کرد و خود را از انتقام مردم رهاند. اما بسیاری از مریدان وی بهسزای خیانت رسیدند: حسرت از دست رفتن قفقاز تا صد سال بعد هم برجای بود. تا یکی دو نسل پیش، مادرها در آذربایجان این لالایی را به آواز حزین بهگوش کودکان خود زمزمه میکردند و کودکان در کوچهها آن را با هم میخواندند: کوشک بالابان، آراز را با خار —- آرازین سویی دیدمدن آخار [کوشک و بالابان به ارس مینگرند …. آب ارس از دیدگان جاری میشود.] ص۵۰-۵۱ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب آقامحمدخان، پس از استفرار در مستد فدرت، درپی بازسازی دولت فراگیر مای برآمد. در راستای این سیاست: تصمیم گرفت وحدت ملی و تمامیت ارصی ایران را تأمین کرده و به عمر حکومتهای محلی گرجستان و خراسان، خاتمه دهد… این بار محاسبات روسها را، آقا محمدخان، یکی از بزرگترین مردان تاریخ ایرانزمین در هم ریخت. بار نخست پتر برابر نادر ناکام شده بود. این بار کاترین برابر آقا محمد خان. با نزدیک شدن سپاهیان آقا محمدخان به نیروهای روس، آنان بدون جنگ، مناطق اشغالی را تخلیه کرده و به سرعت عقب نشستند. البته درگذشت کاترین هم در فرار روسها بیتأثیر نبود. چنان که اشاره شد، قراین نشان میدهند که هم نادر و هم آقا محمدخان از نیات توسعهطلبانهی روسها که زیر عنوان «راهبرد پتر» خلاصه میشد، بهخوبی آگاه بودند. آقا محمدخان، نیک دریافته بود که تنها نیروی تهدیدکنندهی مستقیم ایران در این منطقه از جهان، امپراتوری روسیه است. زیرا با در هم کوبیده شدن ارتش عثمانی وسیلهی نادر، دیگر این همسایه، قدرت دستاندازی به سرزمینهای ایران نداشت. از این رو برای در امان نگاهداشتن ایران از خطر تجاوز جدی باید روسیه را در هم کوبید. اما در یازدهم خردادماه ۱۱۷۶ (۳۱ مه ۱۷۹۷) هنگامی که آقا محمدخان در قلعهی شیشه، سرگرم تجهیز نیرو برای حمله به قلب روسیه بود به قتل رسید. در آن شب شوم تاریخ ایران، خنجر خیانت، پهلویش را درید. آن مرد بزرگ، دامن یکی از قاتلان را گرفت و فریاد برآورد: «تو آقا محمد را نکشتی، تو ایران را کشتی» ص۹ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب پیدایش «نادر» در صحنهی سیاسی - نظامی ایران محاسبهی عثمانیها و روسها را در هم ریخت. نادر در آغاز، متوجه عثمانی شد و پس از یک رشته نبردهای سنگین، چنان ارتش عثمانی را در هم کوبید، که تا برچیده شدن بساط امپراتوری مزبور، جز برخی ترکتازیهای پراکنده توان تهاجم نسبت به ایران از کشور مزبور سلب شد. نادر هنگامی که اطمینان حاصل کرد که دیگر امپراتوری عثمانی نمیتواند بهعنوان خطری جدی برای ایران به شمار آید، متوجه روسیه شد. نادر به روسها اخطار کرد که نیروهای خود را از ایران بیرون برند. جانشیان پتر که میدانستند توان مقابله با ایرانیان را ندارند، شبانه نیروهای خود را از گیلان و بخشهای عمدهی قفقاز بیرون بردند. به دنبال اخطاری جدیتر روسها، بقیهی سرزمینهای اشغالی در قفقاز را نیز تخلیه کرده و به پشت مرزهای خود عقب نشستند. ص۴ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب هنگامی که آورامف به اصفهان رسید، چند ماه از برکناری شاه سلطان حسین از سلطنت و جلوس محمود غلجایی بر تخت شاهنشاهی ایران میگذشت. او به حضور محمود باریافت و زیانهایی را که لزگیها و خان خیوه به روسها وارد کرده بودند، برشمرد. محمود در پاسخ آورامف گفته بود: «اقتداری بر این مردمان ندارم، و روسها میبایست خود محافظت از خود را بهعهده گیرند.» فرستاده تزار روس پس از دریافت پاسخی که هرگز انتظار آن را نداشت بهسرعت خود را به پتر رساند، در حالیکه جواز تجاوز به سرزمینهای ایرانی را همراه داشت. پتر، پس از دریافت پاسخ محمود و تدارک نظامی کافی در ماه مه ۱۷۲۳ (اردیبهشت ۱۱۰۲)، فرمان تهاجم بهسوی ایران زمین را صادر کرد. اثرات این فرمان دویست و شصت و هشت سال پایید. البته گاه آشکار و زمانی بهگونهی پنهان. در درازای این زمان، سرزمین بزرگ ملت ایران تکهتکه گردید، و زنجیرهای جدایی و تجزیه بر دست و پای مردم ما استوار شد. بر شهرها و سرزمینهای میهن ما نامهای دروغین نهادند. روسها، کوشیدند تا با تاریخسازی و جعل حقایق ریشههای یگانگی را سست کرده و بخشکانند. زبان آنها را دگرگون کردند، خط آنها را به یغما بردند و الفبای خود را جانشین آن نمودند. ص۳ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب پتر، در اجرای اصولی که خود طراح آن بود، نخست قلمرو حکومت امپراتوری عثمانی را مورد تهاجم قرارداد و پیروزیهایی نیز بهدست آورد. وی بهدنبال این پیروزی متوجه ایران شد. اصول سیاست تهاجم و گسترش ارضی «پتر» دربارهی ایران زمین اینگونه بیان شده است... «گرجستان و سرزمین قفقاز رگ حساس ایران است. همین که نوک نیشتر استیلای روسیه به آن برسد، فوراً خون ضعف از دل ایران برون خواهد رفت و چنان ناتوان خواهد شد که هیچ پزشک حاذقی نتواند آن را بهبود بخشد... کلید هندوستان هم سرزمین ترکستان است. تا میتوانید بهسوی بیابانهای قرقیزستان، خیوه و بخارا پیش بروید... هر قدر ممکن شود خود را به خلیج فارس برسانید.» ص۲ 📚چکیده تاریخ تجزیه ایران ✍🏻 هوشنگ طالع @ebiverdiani
#کتاب #تاریخ_معاصر_ایران روند شومی که به شکلگیری مفهومی به نام «تاریخ تجزیه ایران» در متنهای تاریخی ایران معاصر انجامید، از دوم مرداد ۱۱۶۲ خورشیدی و با امضای قرارداد تحت الحمایگی میان گرجستان و روسیه آغاز شد. پس از آن، در دورهای یکصد و پنجاه ساله، بزرگترین «تجزیه سرزمینی» در تاریخ جهان شکل گرفت و طی آن، نزدیک به دوسوم از پهنه کشور ایران با دستاندازیهای روسیه تزاری و توطئههای دولت انگلستان، از پیکر آن جدا شد. محمود محمود، تاریخنگار ایرانی، در اینباره در کتاب تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم مینویسد: «در این یکصد و پنجاه سال، روس و انگلیس بهقدری به ایران صدمه رسانیدهاند که قلم از شرح آن عاجز است. هرگاه منصفانه در تاریخ یکصد و پنجاه ساله ایران نظر شود صدمات و تعديات انگلیسیها به مراتب به ظلم و ستم روسها میچربد. در اغلب این تعدیات و تجاوزات روسها بر ایران محرک اصلی همان دولت انگلستان است.» دکتر هوشنگ طالع، پژوهشگر معاصر، با بررسی متنهای تاریخی و سندهای سیاسی، چگونگی تجزیه ایران و عاملهای موثر در آن را نشان داده و تاریخی مستند از روند تجزیه ایران به دست داده است، که ماحصل آن یک مجموعهی شش جلدی به نام «تاریخ تجزیه ایران» است. متأسفانه این مجموعه ارزشمند تجدید چاپ نشد و بسیار نایاب گشت. من به زحمت کتاب تکجلدی، چکیدهی این مجموعه را گیر آوردم و سعی میکنم بریدههایی از این را در اختیار شما بزرگواران بگذارم. با سپاس از همراهی شما عزیزان @ebiverdiani
#خودنوشت #تاریخ تا میتوانید کتاب تاریخ بخوانید تا فریب تلویزیونها و پوپولیستها را نخورید. انواع شبکههای تلویزیونی و مفسرانشان به شما شناخت و قدرت تحلیل تاریخ نمیدهند. من هم ممکنه باعث فریب شما شوم. کافیه بریدههایی از کتاب را جهتدار توی کانال بگذارم تا ذهن شما را به سمتی که دوست دارم، هدایت کنم. مثلاً شما پادکست «صلحی که همهی صلحها را بر باد داد» از علی بندری گوش کنید. کاملاً شما را گمراه خواهد کرد، ولی وقتی خود کتاب را بخوانید درکتان از خاورمیانه کنونی عوض خواهد شد. علی بندری این کار را در بسیاری از پادکستهای تاریخی این کار را انجام میدهد. @ebiverdiani
#موسیقی 🎧 Track: Step by Step in Time 👤 Artist: Benny Rivers 💽 Album: Step by Step in Time @ebiverdiani
#تاریخ #ادبیات الکساندر بلوک: چه تصور میکردید؟ که انقلاب قصیدهای عاشقانه است؟ که حرکت آغازین هیچچیز را در سر راهش خراب نخواهد کرد؟ که خلق عاقل و ساکت باقی میماند؟ ماکسیم گروکی: «آلکساندر بلوک بهترین شاعر روسیه است.» و بارها تلاش کرد تا بلوک را به سمت سیاستهای فرهنگی کرملین متمایل کند. اما وی در یکی از آخرین نامههایش به دوستی نوشته بود: «همه نغمهها خاموش شده، مگر نمیشنوی که جز سکوت، هیچ صدایی نیست؟» به همین دلیل غضب حکومت کمونیستی شوروی قرار گرفت و وقتی بیمار شد، بهرغم اصرار و توصیه پزشکان، به او اجازهی سفر برای معالجه را ندادند. تا اینکه سه روز پس از مرگش ۱۰۵ سال پیش در چنین روزی، مجوز سفرش صادر شد! خودشان میدانستند که دیر شده، اما این خصوصیت استبداد است. بلوک خودش میدانست و برای همین پیشتر در فرازی سروده بود: چه بسیار میگرییم، شما و من، بر این زندگی رقتبار وای اگر شما دوستان خبر میداشتید از سردی و ظلمت روزهایی که در پیشاند… وای! آلکساندر بلوک در روز هفتم اوت ۱۹۲۱ درگذشت. @eviverdiani