Mohammad Aleph
СтатистикаNon bene pro toto libertas venditur auro. On X (Twitter): https://x.com/mohammadaleph?t=Ja80M6C7JbRAaFnGrpq9HQ&s=09
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 503
- 1/48двое суток
- 1 722
- 1/72трое суток
- 1 857
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
درست در اولین سالهای پیروزی انقلاب کمونیستی در شوروی، قحطی ولگا (قبلا در موردش نوشتهام) اتفاق افتاد که آنچنان صحنههای زنندهای ایجاد کرده بود که شنیدنش بعد از صدسال همچنان غیرواقعی به نظر میرسد. در همان سالها سازمانهای آمریکایی به رهبری سازمان ARA (American…
видео или голосовое, без подписи
سولژنیتسین: روش همیشگی کمونیستها این است که قدرت را بدون در نظر گرفتن اینکه نیروهای مولد جامعه را نابود میکنند به تصرف خود در میآورند و بعد از آنکه کشور به قحطی و فقر افتاد از جهان میخواهند به آنها کمکهای بشردوستانه بکنند.
سولژنیتسین: روش همیشگی کمونیستها این است که قدرت را بدون در نظر گرفتن اینکه نیروهای مولد جامعه را نابود میکنند به تصرف خود در میآورند و بعد از آنکه کشور به قحطی و فقر افتاد از جهان میخواهند به آنها کمکهای بشردوستانه بکنند.
نباید به ذهن اجازه بیکار شدن داد، ذهن بیکار کارگاه شیطان است. سناریوهایی میسازد با کمترین یا بدون نمود و واقعیت بیرونی. روایت را میگیرد و در جهان خیال فقط فرضیه میسازد. آنقدر پیش میرود تا به شخصیت و هویت تبدیل شود. گول زننده است، دوست دارد همراهی کند، آنقدر واقعیات بیرونی را نادیده میگیرد که یک روایت تحریف شده بسازد.
The Dying Swan (a Michel Fokine ballet) Performed by Natalia Osipova
اصلا ساخت جوامع پیچیدهتر، پیشرفتهتر و بزرگتر بدون امکان نوشتن ممکن نبود. هرچیزی که ما امروز داریم، حاصل انباشت دانش افراد متعددی است که در یک زمانی زنده بودهاند، فکر کردهاند، آن فکر جایی ثبت شده است، آن ثبت به دست کس دیگری رسیده است، تغییر کرده است و به آن چیزی اضافه شده است و کسان دیگری استفاده کردهاند بدون اینکه مجبور به تکرار همه چیز از اول باشند.
حتی فکر کردن به عظمت اختراع «نوشتن» هم عجیب است. مهمترین پیشرفت انسان در طول پیدایشش نوشتن بود. پیشرفتی که برای انسان امکان انباشت دانش را فراهم کرد. با نوشتن میشد دانشی را به افرادی در آیندهای بسیار دور رساند، چیزی که برای انتقال کامل آن نمیشود به حافظه انسان در یک نسل یا دو نسل بیشتر اطمینان کرد.
با اینکه به دست آوردن دیتای درست در مورد کره شمالی تقریبا غیرممکن است اما بلومبرگ میگوید «کره شمالی در قویترین نقطهاش حداقل در طول ۳۵ سال گذشته ایستاده است.» بخش مهمی به لطف جنگ روسیه-اوکراین است که کره شمالی بخش عظیمی از ثروتش را از راه فروش سلاح و تامین سرباز مزدور برای روسیه به دست آورده است. بخش دیگری از راه تجارت با چین و دزدیهای سایبری. کیم جونگ اون با قدرت در حال پیشبردن برنامههای هستهای و تقویت نظامی خود است. کیم جونگ اون حالا بیشتر از تمام ۱۵ سال گذشتهای که در قدرت بوده است درآمد داشته است. تقریبا ۲۲ میلیارد دلار فقط از زمان شروع جنگ روسیه در اوکراین. اوضاع حتی اگر برای روسیه هم بد باشد برای کره شمالی به شدت خوب بوده است.
видео или голосовое, без подписи
از میان خاطرات سربازان ارتش سرخ: یه زن آلمانی رو یادمه، یکی که بعد از تجاوز بهش یه نارنجک بین پاهاش گذاشته بودند...
از خاطرات سربازان ارتش سرخ در حال پیشروی به سوی برلین: در حال پیشروی هستیم و اولین روستاهای آلمانی مقابل ماست. جوان و قوی هستیم. چهارساله که زن به چشم ندیدیم. دخترهای آلمانی رو گیر میآوردیم و ده نفره به یکی از اونها تجاوز میکردیم، تعداد زنهای آلمانی خیلی کم بود، از ترس ارتش شوروی فرار کرده بودند. ۱۲، ۱۳ سالهها رو پیدا میکردیم، اگر هم گریه میکردن کتکشون میزدیم و یه چیزی تو دهنشون میچپوندیم.
میگفتند وقتی از استالین در مورد تجاوزهای دستهجمعی سربازان ارتش سرخ خصوصا به زنان آلمانی شکستخورده بعد از ججدوم پرسیدند گفته بود: «اینکه سربازی بخواهد بعد از چندسال جنگ و هزاران کیلومتر دور از خانه کمی خوش بگذراند انتظار بزرگی است؟» هانلور کوهل Hannelore Kohl همسر صدرالعظم سابق آلمان غربی هلموت کوهل در سال ۱۹۴۵ وقتی فقط ۱۲ سال داشت در حین فرار اسیر سربازان ارتش سرخ شد و در طی چند مرحله توسط چندین سرباز مختلف ارتش سرخ مورد تجاوز قرار گرفت و سپس از پنجره ساختمان به بیرون پرتاب شد. این ماجرا و آسیبدیدگی دائمی آن تا پایان عمرش با او بود و در نهایت در ۶۸ سالگی خودش را کشت.
видео или голосовое, без подписи
اقناع طرفداران در مسئله اعدام معترضان دیگر حتی مطرح نیست. حکومتی که زیر بمباران دشمنان خارجی همچنان با تمام توان به کشتن سیستماتیک معترضان داخلی میپردازد اعلام میکند که شما به اندازه دشمنان خارجی خطرناک هستید، احتمالا اندکی بیشتر، با آنها میتوانم به مذاکره تن بدهم اما با شما هرگز. یک حکومت سرکوبگر میتواند هرچقدر که میخواهد در درون مرزهایش بکشد و به زندان بیاندازد به شرطی که مسئله را داخلی نگه دارد اما وقتی به مشکلی برای دیگران تبدیل شود، داستان عوض میشود. کسی برای شما دل نخواهد سوزاند، شما فقط و فقط یکدیگر را دارید و بس.
مرگ چند نفر تراژدی است و مرگ چند دههزار نفر فقط آمار. جنایت وقتی از یک مرز نانوشته و نادیدهای عبور کند، یعنی مجری نشان دهد که هیچ حد و مرزی برای انجام جنایت قائل نیست، دیگر عددخواهی و نوشتن اسامی ارزش خود را از دست میدهد. مرگ یک انسان تبدیل به خبر دردناک امروز و خاطره فردا میشود. هرچه میخواهید باشید مهم نیست، اما اجازه ندهید مرگ و اعدام عادیترین شهروندانی که فقط یک زندگی نرمال را میخواستند برایتان عادی بشود.
Swan lake Dance of the cygnets
نادیا ماندلشتایم میگفت بسیار با خودم فکر میکردم که اصلا زنده ماندن زیر سایه تمامیتخواهی ممکن است و بعد مطمئن میشدم که نه، ممکن نیست. جایی که سرکوب، ارعاب، اعدام و وحشت به روتین حکمرانی تبدیل میشود، همه از پیش مُردهاند فقط زمان گرفتن جانشان فرا نرسیده است. طناب و گلوله به اندازه همه وجود دارد. آدم نباید آنقدر زنده بماند که دیگر نهایت هر کشتاری را ببیند، آدمی که این چیزها را از سر گذرانده است اگر زنده هم باشد چیزی در درونش مرده است که دیگر قرار نیست دوباره زنده شود. جهان را جور دیگری میبیند. اگر با اعدام در ملاعام به نتیجه دلخواه رسیده باشند احتمالا به زودی باز هم تکرار خواهد شد تا جایی که دیگر اهمیت اولیهاش را از دست بدهد. من شاید یک روز از عامل جنایت بگذرم اما هرگز از کسی که سفیدشویی کرد، مشروعیت بخشید و رنج ما را انکار کرد نمیگذرم هرگز، هرگز، هرگز.
видео или голосовое, без подписи
شوروی بزرگترین زرادخانه هستهای جهان را داشت اما در خیابانهایش یک ماشین درست و درمان ساخت داخل تردد نمیکرد. به طور کلی اگر بخواهم درستتر بگویم: بمب اتم شاید، آن هم بدون در نظر گرفتن متغیرهای زیاد، بتواند بازدارندگی در مقابل تهدید خارجی برای سقوط حکومت را کاهش دهد اما نمیتواند «ناکارآمدی داخلی سیستم» را مرتفع کند. علاوه بر تمام اینها اگر فکر میکنید زمانی که به قدرتهایی در جهان نشان دادهاید آنقدر آخرالزمانی فکر میکنید که برای جریان پول، انرژی و ثبات منطقهای تهدید جدی هستید همچنان اجازه تبدیل شدنتان به یک قدرت هستهای را به راحتی میدهند، احتمالا باید تجدیدنظر کنید. بمب اتم نه ضامن بقا است، نه پیشرفت، نه بازدارندگی، آن معجزهای که فکرش را میکنید اسمش بمب اتم نیست.