tgindex
پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف

پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف

Статистика
@ebnearabiКнигиперсидский

بسم الله الرحمن الرحیم پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف با رویکرد انتقادی 🌐 websites: ebnearabi.com ebnearabi.com/ar ebnearabi.com/ur ebnearabi.com/en 📢 eitaa: https://eitaa.com/ebnearabi 📲 admin: @eb_admin ⭕️در این کانال تبادلی انجام نمی شود

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 884
+1 за 4 дн.
Сутки
−3
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 301
26 постов
Вовлечённость
33,5%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 26
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
412
1/48двое суток
472
1/72трое суток
509

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ⚠️روایتِ بشارتِ خروج از ماه صفر، در مثنوی مولوی 🔴دکتر زرین‌کوب، ذیل این شعر می‌نویسد: «روایت عکّاشه که در کتبِ صوفیه مبنی بر بشارتِ خروج از ماه صفر آمده، طبق نظر محدثین جعلی و ساختگی است. مولوی در نظر دارد با این شعر، شوق آن حضرت مبنی بر خروج از دنیا را بگوید که ایشان در ماه صفر انتظار ربیع الاول را می‌کشید برای لقای پروردگار. او در این شعر زمان رحلت رسول اکرم را نشان می‌دهد که طبق نظر اهل سنت در ماه ربیع الاول بوده و قید "بی‌جدل" را برای همین آورده چون در میان اهل سنت اختلافی در زمان رحلت پیامبر اکرم نیست. لذا مولوی در تاريخِ رحلت، نظر مذهب خود را گفته و کاملا با روایات شیعی در این زمینه بیگانه بوده است. زیرا مشهور در میان شیعیان این است که آن حضرت در ماه صفر از دنیا رفت.» 📚سِرّ نِی، ج ١ ص ٣٩٨ ✔️در شرح مثنوی "شهیدی" نیز به جعلی بودن این روایت (بشارتِ خروج از ماه صفر) تصریح شده است. 📚شرح مثنوی، ج ۵ ص ٣٨٢ @ebnearabi

  • 5 авг.641516

    ✅مقاله نسبت و رابطه خالق و مخلوق در اندیشه علامه محمدتقی جعفری و آیت الله جوادی آملی 📝 عبدالله نصری؛ سید مرتضی پور ایوانی 📚فصلنامه پژوهشی قبسات، بهار 1397، دوره 23، شماره 87 – شماره پیاپی 87 بهار 1397، ص 5-21 🖋 فهرست ◀️چکیده ◀️مقدمه ◀️خالقيت و انواع نسبت ميان خالق و مخلوق الف‌ ) قرآن کريم، خلقت و نسبت ميان خالق‌ و مخلوق‌ ب ) نگاه‌ فلسفي‌ و نسبت ميان خالق و مخلوق ج ) وحدت وجود و نسبت ميان خالق‌ و مخلوق ◀️مباني و پيش‌ فرض‌ هاي‌ جعفري دربارٔە رابطۀ خالق و مخلوق ◀️نتيجه‌ گيري و ارزيابي جوادي آملي و نقد نظريۀ وحدت وجود ✅ چکیده شايد بتوان‌ مهم ترين بحث از مباحث کلام، فلسفه و عرفان نظري را بحث دربارٔە توحيد‌ و حقيقت آن دانست. در‌ اين‌ زمينه ديدگاه ها و اختلاف نظرهاي بسياري ميان اهل کلام، فيلسوفان و عرفا وجود دارد که در قالب نسبت و رابطۀ خالق و مخلوق به شرح هر يک ميپردازيم. محمدتقي جعفري و عبدالله جوادي آملي دو‌ تن از انديشوران بزرگ معاصر هستند که در آثار خود به طور پراکنده به اين موضوع پرداخته اند. علامه جعفري در اين زمينه – يعني رابطۀ خالق و مخلوق – نقدها و اشکالات فراواني به‌ ديدگاه‌ وحدت وجود وارد کرده است. وي با نقد ديدگاه وحدت وجود به تباين خالق و مخلوق ميرسد و نسبت و رابطۀ حق تعالي با عالم را مانند رابطۀ فاعل با مصنوع ميداند، نه‌ علت‌ با معلول خود به معناي اصطلاحي آن. در مقابل، جوادي آملي با نگاه صدرايي به عالم و با باور به وحدت شخصي وجود، حقيقت وجود را همان ذات مقدس حق‌ تعالي‌ ميداند و قائل است که او واحد است به وحدت شخصي و کثراتي که به نظر ميرسند، درواقع سايه هاي آن وجود واحدند که خود حظي از وجود ندارند؛ يعني اتصاف‌ ممکنات‌ به‌ وجود، اتصافي ذاتي و حقيقي نيست‌، بلکه‌ بالعرض‌ و مجازي است. در پايان ضمن طرح اشکال هاي ديدگاه هاي گفته شده، به اين نکته ميپردازيم که پذيرش ديدگاه وحدت وجود‌، مجالي‌ براي‌ پاسخ گويي به مهم ترين مسائل کلامي، از‌ جمله‌ جبر و اختيار، عقاب و ثواب و… نميگذارد. ✅ نتیجه گیری در اين تحقيق رابطۀ خالق و مخلوق را در انديشۀ جعفري و جوادي آملي واکاوي‌ کرديم‌ و به تحليل مسئلۀ مذکور در نگاه اين دو انديشور معاصر پرداختيم. جعفري‌ به‌ بينونت‌ و تباين خالق و مخلوق رأي ميدهد و با نقد مکتب وحدت وجود و موجود در اين راستا، به‌ رهيافتي‌ جديد‌ دست مي يابد. وي بر اين باور است که پذيرش ديدگاه وحدت وجود‌ عارفان‌ و دانشمندان الهي به معناي اتحاد اشياي مادي با ذات خداي تعالي است و اساساً چنين نظريه اي‌ معنايي‌ جز اين ندارد که کثرات مشهود، اجزاي موجودي واحدند که همان خداي‌ تعالي‌ است ؛ بنابراين بر حسب چنين نظريه‌ اي‌، اين‌ برگ درخت، آن ريگ و آن شيء ديگر‌ هر‌ يک بخشي از وجود خدا هستند. جعفري عارفان و حکيماني را که به وحدت‌ شخصي‌ وجود باور داشتند و حتي به‌ وحدت‌ تشکيکي وجود‌ معتقد‌ بودند‌، پيرو نظريۀ وحدت موجود خوانده و همان‌ گونه‌ که اشاره شد، وحدت موجود مد نظر او يا ماديگرايي محض است‌ يا‌ حلول و يا اتحاد؛ ازاين رو در‌ اين مسئله نقطۀ تير‌ پيکان‌ جعفري، جوادي آملي را نيز‌ هدف‌ قرار ميدهد و وي را در زمرٔە حکيمان وحدت وجودي همه‌خداانگاری قرار ميدهد‌. در‌ برابر اين ديدگاه، جوادي آملي‌ به‌ اثبات‌ اين حقيقت ميپردازد‌ که‌ حقيقت وجود يا وجود‌ حقيقي‌ به ذات مقدس حق تعالي منحصر است و ماسواي الله، موجود حقيقي نيستند و درحقيقت وجود‌ ندارند‌، بلکه تشأنات و تجليات آن ذات مقدس‌ اند‌؛ ازاين رو ‌اين گفتار را ميتوان با‌ اتحاد‌ و حلول‌ و يکپارچه‌ دانستن‌ زمين، آسمان، دريا‌، ريگ‌، قلم و… و مجموع آن را خداناميدن، يکي دانست. جوادي آملي همگام با بزرگاني چون ابن عربي، امام‌ خميني‌ (موسوي‌ خميني، ١٣٧٥، ص ٦٠٧) و علامه طباطبايي (طباطبايي، [بي‌ تا]‌، صص‌ ١٧‌ و ٦٥‌) به‌ وحدت شخصي يا اطلاقي وجود باور دارند و اشياي ممکن را اساساً شايستۀ عنوان وجود نميدانند و جز آينه و نشانه بودن آنها براي ذات مقدس حق تعالي، حظّي از‌ واقعيت براي آنها قائل نيستند و ازاين رو جز به تجوز، آنها را موجود نميدانند. جوادي آملي در‌ کتاب‌ فلسفه الهي از منظر امام‌ رضاع‌ به نکتۀ مهمي اشاره ميکند که در صورت پذيرش وحدت وجود و تصويري آينه وار از حقيقت انسان، تفسير منزلت خاص ميان جبر و تفويض معنا‌ ندارد‌؛ زيرا تصوير آينه وار‌ انسان‌ هرگز در مقام عليت نيست، چه رسد به آنکه علت قريب باشد يا از علت بعيدبودن او سخني به ميان آيد (جوادي آملي، ١٣٩٥، ص ١٢٥-١٣٠). از مجموع اين مطالب‌، مسئلۀ‌ ديگري روشن ميشود که باور به توحيد افعالي در کنار قول اشاعره به جبر و قول معتزله به تفويض و قول حکماي شيعه به امر بين الأمرين نميتواند امر محکم و منسجمي باشد‌؛ زيرا‌ انسان و ديگر‌ موجودات امکاني بر اساس اين مباني سه گانه، درحقيقت وجود خارجي دارند، جز آنکه وجودشان ضعيف و نسبت‌ به وجود مطلق نيازمند است يا بر پايۀ اعتقاد آنان وجود‌ انسان‌ عين‌ فقر و ربط محض به وجود مطلق است. پس ذات انسان همان اتصال و ارتباط به واجب، يعني خداي ‌‌غني‌ محض است. بر اساس توحيد افعالي که در مباحث عرفان نظري مطرح ميشود‌ و در‌ عرفان‌ عملي نمايان ميگردد، تنها وجودي که ميتوان براي انسان برگزيد، وجود مجازي است ؛ به گونه‌ اي که اسناد وجود به انسان درحقيقت، اسناد وجود به چيزي است که‌ صاحب اصلي آن نيست‌، مانند‌ نسبت دادن جريان آب به ناودان که گفته ميشود ناودان جاري شد، با آنکه جريان حقيقي از آب است. بنابراين موجود ممکن تصويري از حقيقت وجود مطلق است و وجود حقيقي در‌ خارج ندارد و تنها نقش وجودي انسان حکايت صادقانه از صاحب حقيقي تصوير – يعني وجود مطلق خداوند سبحان – است. حال اگر دربارٔە موجودي که هيچ بهره اي از حقيقت وجود ندارد، گفته‌ شود‌ اين موجود نه مجبور است و نه مختار، درحقيقت سالبه به انتفاي موضوع است ؛ زيرا درواقع موضوعي به نام انسان وجود ندارد که بخواهيم جبر يا تفويض را از وي‌ سلب‌ کنيم و اگر ثابت کنيم که انسان موجودي است که بهره اي از حقيقت وجود ندارد و در جايگاهي ميان دو حالت جبر و تفويض واقع شده است، به مجاز سخن گفته‌ ايم‌ ؛ چون جايگاه ميانه را به موجودي نسبت داده ايم که درحقيقت، مالک آن نيست (همان، ص ٢٠-٣٠). بدين گونه دانسته ميشود نسبت هستي و کمالات آن به معلول هايي که‌ در‌ آغاز‌ امر موجودهاي امکاني خوانده ميشوند‌، نسبتي‌ حقيقي‌ نبوده است، تنها مصحّحي که براي اين نسبت باقي مانده، همان مجازي بودن است. با نفي اسناد حقيقي وجود از معلول، بساط‌ هر‌ گونه‌ کثرت حقيقي – اعم از کثرت تبايني و کثرت تشکيکي‌ وجودها‌ – نيز برچيده ميشود و با درنگ در ربط بودن معلول نيز روشن ميگردد که اسناد هستي به معلولي که فقر‌ محض‌ و ربط‌ صرف است، چيزي جز مجاز نيست ؛ زيرا اگر چيزي ربط‌ بودن در ذات آن اخذ شده باشد، بدين معناست که از خود هيچ ذاتي ندارد؛ چون خصيصۀ ربط‌، عين‌ ارتباط‌ با مستقل بودن و نداشتن ذات است ؛ بدين ترتيب براي معلول که‌ همگي‌ ماسواي الله است، هيچ ذاتي نميماند. چنين نگرشي با انکار آفرينش و معدوم انگاشتن آفريده ها، به‌ راهي‌ ميرود‌ که مهم ترين مسائل کلامي – يعني خلقت – را با چالش روبه رو‌ ميکند‌. در‌ پايان، در تأييد سخنان جعفري در نقد نظريۀ وحدت وجود و پذيرش بينونت ميان خلق‌ و خالق‌، به‌ اين جمله از حضرت علي علیه السلام در توصيف حضرت حق اشاره ميکنيم: «اََّلذيِ بانِ منَ‌ الخَلقَ‌ فلا شَي ء کَمِثِله ِ: خدايي که با خلق مباين است، پس هيچ چيز مانند‌ او‌ نيست‌ » (صدوق، ١٣٩٨، ص ٣٢/ مجلسي، ١٤٠٤، ج ١٤، ص ٢٦٦). اين روايت به يک معنا تفسير و تبيين‌ آيۀ‌ شريفۀ «ليس کمثله شيء» (شوري: ١١) است و معناي مستنبط از اين روايت، بينونيت‌ ميان‌ خلق‌ و خالق و – در نتيجه – نفي اشتراک و سنخيت ميان خالق و مخلوق است. 😀مطالعه متن کامل مقاله در سایت: https://ebnearabi.com/147411/نسبت-و-رابطه-خالق-و-مخلوق.html 🌐پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف: ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • ✅کتاب ”جلوۂ حق“ کو ڈاؤنلوڈ کریں (اردو ترجمہ) / آیۃ اللہ العظمیٰ علامہ ناصر مکارم شیرازی 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1046 ✅مشرکینِ مکہ کا فلسفہ کیا تھا؟ 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1124 ✅قتلِ سید الشہداء پر خوش ہونے والوں سے دوری اختیار کریں ۔ آیۃ اللہ العظمیٰ ناصر مکارم شیرازی 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1145/ ✅شیخ عبدالقادر جیلانی کی زندگی اور نظریات کا جامع تعارف 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1150/ 🔫www.ebnearabi.com ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • 24 июл.1 069621

    ⚠️ استفتاء از مرحوم آیت الله سید محمدهادی میلانی درباره عرفان و تصوف ✔️مرحوم آیت‌ الله سید محمدهادی میلانی در این استفتاء، نکته مهمی را متذکر شده و شالوده و بنیان اصلی عرفان و تصوف را هدف قرار می‌دهند و می‌فرمایند که اگر کسی بر اثر ریاضت یا اعمال مشابه، اموری را در نفس خود مشاهده کند(یعنی با کشف و شهود به مطالبی دست یابد یا دستیابی‌ به برخی قدرت های روحی) و بر اساس آن اعتقاداتی پیدا کند، چنین شخصی در گمراهی است. ✅ متن سوال محضر حضرت آيت الله العظمى آقاى ميلانى-دامت بركاته- در شهر ما جمعى مدّعى ولايت ظاهريّه و باطنيّه و عرفان مى باشند، آيا رفتن به خانقاه و در سلک آنان درآمدن، جايزاست ياخير؟ ✅پاسخ: باسمه تعالى ولايت ظاهريّه و باطنيّه را منحصراً پيغمبر اكرم و ائمّه هُدى(صلواته تعالى عليهم) به اذن خداوند متعال، دارا مى باشند، ونيز معارف الهيّه را بايستى از قرآن مجيد و محكمات احاديثى كه از معصومين(عليهم السلام) به ما رسيده است، به دست آورد. رسيدن از سينه به سينه وخانقاه و مسلك تصوّف را نه قرآن مجيد فرموده و نه حضرات معصومين(عليهم السلام) وعلى هذا، حجّت تمام است، واگر شخصى در اثر رياضت و مانند آن، چيزى را در نَفْس مثلاً مشاهده نمايد و معتقد شود، در گمراهى است. والعاصم هو اللَّه. ‼️همچنین بخوانید: محمد حسین تهرانی: تسلط من بر نفوس، مثل تسلط امیرالمؤمنین [علیه السلام] است!… من در خودم صفات امیرالمؤمنین [علیه السلام] را می‌بینم‼️ 😀مشاهده مدارک در سایت: https://ebnearabi.com/147391/آیت-الله-میلانی-عرفان-و-تصوف.html 🌐پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف 🔫www.ebnearabi.com ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • 24 июл.1 0671017

    ❓چه کسی ملاصدرا را تبعید کرد؟ تناقضی که مدافعانِ افسانه نمی‌بینند ⚠️ تولد یک دروغ: ماجرای تبعید ملاصدرا تا حدود شصت سال پیش نزد هر فیلسوفی سخن از تبعید ملاصدرا می‌گفتید، طبیعتا از این ادعای جدید تعجب می‌نمود. ادعایی که ظاهرا برای اولین بار توسط جاعل بزرگ معاصر، ذبیح الله منصوری ساخته و پرداخته شد و به کام اکبر ثبوت و نادر ابراهیمی شیرین آمد و در تبلیغ آن سعی بلیغ نموده و با رمانِ "مردی در تبعید ابدی" چنان آن را شیوع دادند که مردم عادی که سهل است، حتی کمتر اهلِ فلسفه‌ای از شنیدنِ ساختگی بودن آن تعجب نمی‌کند. ملاصدرا با پای خود و به دلیل بی‌توجهی‌هایی که فلاسفه معاصرش به وی می‌کردند راهی کهک شد. اما نکته عجیب در قصه جعلی تبعید اینجاست: جاعل داستان، اعلام می‌کند شاه عباس به دلایلی از جمله اینکه ملاصدرا قائل به جواز عشق‌بازی با پسران است علما و فقها را برای محاکمه وی فرا می‌خواند و آنان نیز در نهایت حکم به تبعید ملاصدرا می‌کنند. سؤالی که شاید کمتر کسی از معتقدان به این داستانِ جعلی درباره آن اندیشیده باشد این است که چه کسی ملاصدرا را تبعید کرد؟! شیخ بهایی و میرداماد از بزرگترین فقها و علمای عصر ملاصدرا بودند [هر دو شیخ الاسلام عصر صفویه بودند] پس اگر قرار باشد شاه عباس جلسه‌ای از علما برای محاکمه ترتیب دهد طبیعتا باید بزرگان آن جلسه، دو عالمِ مقربِ وی یعنی شیخ بهایی و میرداماد بوده باشند. شاید ذبیح الله منصوری همانطور که ابایی ندارد درباره جواز همجنس‌بازی توسط ملاصدرا سخن بگوید ابایی نیز نداشته باشد که بگوید شیخ بهایی و میرداماد از تبعیدکنندگان ملاصدرا بودند، اما آیا مدافعان ملاصدرا لوازمِ این داستان جعلی را می‌پذیرند که در صورت باور به تبعید، باید اعتراف کنند این اساتیدِ ملاصدرا بودند که وی را به فساد عقیده متهم نموده و تبعید کرده‌اند؟! منصوری این افسانه‌سرایی‌ها را در کتابِ "ملاصدرا، تأليف هانری کوربن، ترجمه ذبیح الله منصوری، فصل‌های ۶، ۷، ۹، ۲۳، ۲۴، ۲۵" انجام داده است. معروف است وقتی کربن از ترجمه این کتاب آگاه شد با تعجب اعلام کرد که وی چنین کتابی تألیف نکرده بود! و کل نوشته‌اش مقاله‌ای مختصر بوده است، ولی منصوری طبق معمول به اسم ترجمه، قصه جعل کرده بود! قصه‌ای که امروزه بخشی از تاریخ مسلمِ فلسفه اسلامی شده است... t.me/kalam_shia @ebnearabi

  • ⚠️ استفتاء از آیت الله مکارم شیرازی درباره مسرت و عدم حزن سیدهاشم حداد در روز عاشورا در ذیل، متن پرسش و پاسخ و استفتایی از آیت‌الله مکارم شیرازی پیرامون اعتقاد رایج میان صوفیان مبنی بر شادی و عدم حزن در روز عاشورا (و نیز سخنان سید هاشم حداد در این زمینه) را مشاهده می‌کنید. در ادامه نیز پی‌نوشت ما و فهرستی از برخی پست‌های مرتبط آورده شده است که پیشنهاد می‌شود حتماً مطالعه فرمایید. ✅ متن سوال بسمه تعالى با عرض سلام خدمت مرجع بزرگوار فقیه اهل بیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی حفظه‌الله تعالی خواهشمندیم ما را در مورد موضوع ذیل راهنمایی فرمائید: فردی است که چنین عقیده دارد روز عاشورا تحقیقاً روز شادی و مسرت اهل بیت علیهم السلام است. زیرا روز کامیابی و ظفر و وصال امام حسین علیه السلام و اصحاب حضرت به پروردگار متعال است. او معتقد است مردم خبر ندارند و چنان محبت دنیا چشم و گوششان را بسته که بر آن روز تاسف میخورند و همچون زن فرزند مرده می نالند. مردم نمی دانند که همه اینها فوز و رستگاری و معامله پر بها در برابر شی کم ارزش است. (محمد حسین طهرانی، روح مجرد، ص۷۸) البته تصریح میکنیم که ایشان در دهه عاشورا و خصوصاً روز عاشورا بسیار گریه میکنند و اشکهایشان متوالی و متواتر بر گونه ها جاری است. لکن همه این گریه ها گریه شوق است گریه از شدت و جد و سرور است نه گریه حزن. و برای اعتقاد خود دلائلی هم از روایات دارد: روز عاشورا هر چه آتش جنگ افروخته تر میشد و مصائب آن حضرت افزون تر چهره اش برافروخته و شاداب تر میشد…. تا انتهای حدیث. یا امیر المومنین علیه السلام در وقت شهادت که شمشیر بر فرق مبارکش زدند می فرماید فزت و رب الکعبه و مرگ برای سیدالشهداء علیه السلام هم عین فوز و رستگاری است همچنان که برای پدرشان امیرالمومنین علیه السلام بود. یا میگوید: البته مردم عادی که به دنیا و نفس اماره گرفتارند و از نفس بیرون نیامده اند باید گریه و عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی کنند تا بدین طریق بتوانند راه کمال را طی نمایند. این فرد گروهی را هم دچار شک و تردید نموده است. خواهشمند است بفرمایید این عقیده در مذهب تشیع صحیح است یا خیر؟ رفت و آمد و معاشرت با او یا افرادی که چنین عقیده ای دارند چه حکمی دارد؟ لطفاً اگر صلاح دانستید تأیید یا رد را مستدل بیان فرمایید تا حق در این مطلب واضح گردد و افراد از شبهه خارج گردند؟ 📌پاسخ آیت الله مکارم شیرازی باسمه تعالی این عقیده اشتباه محض است زیرا روایات بی شماری از ائمه معصومین (علیهم السلام) داریم که دستور سوگواری بر شهیدان کربلا داده است. و خود امامان نیز سوگواری می کردند و جلسه عزاداری تشکیل می دادند و انکار این مطلب از قبیل انکار بدیهیات است و نشانه بی اطلاعی انکار کننده است. چنین شخصی را نصیحت کنید و اگر نصیحت پذیر نیست، از او فاصله بگیرید که به نظر می رسد شیطانی است در لباس انسان. پی نوشت: نکته قابل توجه این است که سران صوفیه همواره آیات و روایات را مطابق با عقاید صوفیانه‌ی خود گزینش یا تأویل و تفسیر به رأی می‌کنند تا شواهدی برای باورهای خود دست و پا کنند، و متاسفانه، حقیقتا به دنبال آموزه‌ها و معارف اسلام اصیل نیستند. در این مورد خاص نیز سید هاشم حداد در ظاهر به برخی روایات تمسک می‌جوید و برداشت اشتباهی از آنها ارائه می کند، و از طرفی دیگر، حجم بسیار زیادی از روایاتِ مخالف با عقیده‌ی صوفیانه‌ی خود را نادیده می‌گیرد. جالب است که اگر این طرز فکر سید هاشم حداد را در میان صوفیان متقدم رهگیری کنیم، دم خروس بیرون می زند و می‌بینیم که اکثر سران صوفیه بر اساس مبانی و اعتقادات اهل سنت – که بخش اعظم آن از بنی‌امیه نشأت گرفته است – به شادی در روز عاشورا و برکت این روز معتقد بودند. لذا واضح می شود که سید هاشم حداد و امثال او نیز، این اعتقاد باطل را از بزرگان صوفیه گرفته و بر آن اصرار داشتند و صرفا برای موجه جلوه دادن آن نزد شیعیان، به برخی روایات استناد کردند(که استناد و تفسیر آنان نیز قطعا مردود و غیرقابل قبول است). ❗️برای مطالعه‌ی بیشتر، پست‌های زیر را در سایت ملاحظه کنید: ⬅️شادی و مسرت و عدم حزن سید هاشم حداد در روز عاشورا – عزادران غافل هستند! ⬅️رویکرد سران صوفیه نسبت به عاشورا و عزای امام حسین علیه السلام ⬅️ابن عربی و شرافت، فضیلت و برکت روز عاشورا! روزه در عاشورا، کفاره گناهان یک سال! ⬅️آیا روز عاشورا، روز شادی و فرح است؟ پاسخی به مقاله آقای محمدحسن وکیلی ⬅️دانلود کتاب عاشورا روز سرور یا حزن؟ سید محمودرضا هاشمی نسب 😀مشاهده لینک پست های فوق و تصویر استفتاء در سایت: https://ebnearabi.com/147351/مکارم-شیرازی-سیدهاشم-حداد-عاشورا.html 🌐پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف 🔫www.ebnearabi.com ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • ✅آیت اللہ اور علامہ کہلوانے والے صوفیوں (محمد حسین طہرانی مؤلف اللہ شناسی، وغیرہ) کے بارے میں شیعہ مراجعِ عظام کے فتاویٰ 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1091/ ✅شیعوں میں ابنِ عربی اور رومی کے عقائد پھیلانے والوں کا مسئلہ / آیۃ اللہ العظمیٰ حاج میرزا جواد تبریزی 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1086/ ✅تصوف کا انسانِ کامل اور سیاسی شدت پسندی 🇵🇰 😀 مکمل مقالہ اس لنک پر ملاحظہ کریں: https://ebnearabi.com/ur/1064/ 🔫www.ebnearabi.com ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • ⭕️ مکتب وحدت وجود از منظر علامه محمدتقی جعفری ✅مرحوم علامه محمد تقی جعفری علی رغم اینکه با مشرب فلسفی و عرفانی نقاط مشترک و همسویی دارد، اما در برابر مهمترین دستاورد فلسفه و عرفان یعنی وحدت وجود، سخت موضع گرفته و راه خود را از فلسفه و عرفان جدا کرده و در قامت یک عالم و متکلم شیعی ظاهر می شود. ✅ ایشان در کتاب مبدأ اعلی می‌نویسد: « غرب هم مدتی از عصر ایمانی و علمی خود را با این مکتب طی میکرد ولی بالاخره بیدار شد. مکتب وحدت موجود با روش انبیاء و سفراء حقیقی مبدأ اعلی تقریبا دو جاده مخالف بوده و به هم دیگر مربوط نیستند. زیرا انبیاء همگی و دائما بر خدای واحد ماورای سنخ این موجودات مادی و صوری تبلیغ و دعوت کرده اند و معبود را غیر از عابد تشخیص و خالق را غیر از مخلوق بیان کرده اند. ما بعضی دیگر از خواص این مکتب را اختصاراً مورد بحث قرار می‌دهیم: 1) از خواص این مکتب این است که عقل و فهم و علم و معرفت را به کلی حجاب تاریک تشخیص داده و دانشمندان ، علما و فلاسفه عالم بشریت در نظر اعضاء این مکتب مانند حیوانات لایعقل می‌باشند. 2) عبادات و تکالیف فقط وظیفه ای برای تنظیم معاش دنیوی و یا وصول و اتحاد با ذات خدائی است و اگر برای کسی این حالت دست داد تمامی تکالیف از او ساقط است و به آیه ی {واعبد ربک حتی یاتیک الیقین} نیز استدلال کرده اند. در صورتی که پیغمبری از پیغمبران حقه تا نَفَس واپسین ، خود را بدون تکلیف ندیده و تمام عمر را عمل به شریعت خود نموده اند. 3) اختلاف عقائد در عالم بشریت برای این مکتب نامفهموم است. چنان که از مشاهیر این مکتب نقل شده که : عقد الخلائق فی الاله عقائداً و انا اعتقدت جمیع ما اعتقدوه بت پرست ، آفتاب پرست ، ستاره پرست ، آتش پرست ، فرعون پرست ، گوساله پرست، حیوان پرست ، ماده پرست، همه و همه در نظر این مکتب حق و مطابق واقعند. زیرا تمامی این مفاهیم اجزاء مختلفی از خدا هستند. ممکن است بگویید که چگونه خداوند کل را دارای اجزاء میتوان قرار داد و در دسته ی الهیین کسی به این مطلب اعتقاد ندارد. ولی بر اهل اطلاع این حقیقت قضیه روشنی بوده و در موارد زیادی از نوشتجات نثری و نظمی اعضاء این مکتب میتوان شاهد بر این معنی پیدا کرد. عبدالرحمن جامی گوید اگر مقصودش ظاهر شعر بوده باشد : چـــون در دل تو گـــــل گـذرد گـــــل باشــــی ور بلبـــــلی بــــی قـــــرار بلبــــــل باشـــــی تو جزئی و حـــق کــل است اگـــر روزی چـند اندیــــشه حــــق پیـــــشه کنــی کل باشی باز در جای دیگر از رباعیات معروفه ی خود گوید : چون حق به تفاصیل و شئون گشت عیان مشـهود شد این عالم پرسـود و زیـان چـون باز رونــد عـــالم و هـم عالـــمیان در رتــبه ی اجــــمال حــق آید به میان و نیز گوید : آن شــاهد غیبی زنهان خــــانه بـود زد خـــیمه کنان جـلوه به صحرای وجود از زلــــف تعینــــات بر عـــــــارض ذات هر حلقه که بست دل ز صد حلقه ربود در حقیقت خداوند ذات واحدی است که سائر تعینات مانند حلقه های زلف بر صورت آن ذات نقش بسته است. این که گفته شد معنای ظاهر شعر است و تأویل نظر دیگری است و نیز اشعار معروفه که انکار ممکن الوجود نموده و غیر از خدا موجودی را تصور نکرده است. بیتی است که ذیلا نگاشته میشود : اینــجا حــلول کـفر بود اتحاد هم این وحدتی است لیک مکرر بر آمده و از ابیات معروفه جامی که از کلمات ظاهره ی مذهب مکتب در وحدت موجود است سه بیت ذیل که نقل می شود: باده نهان و جام نهان آمده پدید در جام عکــس باده و در باده عکس جـــام قومــی به گفتگو که آغاز ما چه بـــود جمــعی به جستجو که انجام ما کـدام جامــی معاد و مبدأ ما وحدت است و بـس ما در میانه کثـــرت موهوم والســـــــلام 😀 مشاهده مشروح مطلب در سایت: https://ebnearabi.com/1717/مکتب-وحدت-وجود-از-منظر-علامه-محمد-تقی-جع.html 🌐پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف 🔫www.ebnearabi.com ✈️ https://t.me/ebnearabi 📌https://eitaa.com/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • ⭕️ ثبت نام مؤسسه آموزش عالی حوزوی خاتم النبیین صلی الله علیه و آله و سلم تحت اشراف دفتر حضرت آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) 🔺از میان طلاب واجد شرایط شرکت در دوره حضوری ویژه شهر قم در سطح سه و سطح چهار حوزه برای سال تحصیلی 1406-1405 دانش‌پژوه می‌پذیرد. در رشته های مختلف از جمله در ▪️سطح سه و سطح چهار نقد تصوف 📌شرایط شرکت سطح ۳: اتمام سطح دو حوزه علمیه موفقیت در مصاحبه ورودی سطح ۴: اتمام سطح سه حوزه علمیه موفقیت در آزمون کتبی و مصاحبه ورودی 🔺مزایای شرکت اعطای مدرک رسمی حوزه پس از اتمام دوره و نگارش پایان‌نامه پرداخت کمک‌هزینه تحصیلی بهره‌مندی از همکاری علمی، آموزشی و فرهنگی با مؤسسات تابعه اولویت شرکت در رشته‌ها و دوره‌های تخصصی بالاتر 🌐 لینک ثبت‌نام https://digiform.ir/wb02e7051d ☎️ برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌های زیر تماس حاصل فرمایید: 02537121618 09100552721

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • من أجمل الكلمات التي صدرت عن العلماء

  • 25 июн.1 602229

    علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله مینویسد: شیخ مفید و سیّد ابن طاووس و دیگران چنین روایت کرده اند که چون سرهای مقدّس آن سروران جهان و برگزیدگان أهل زمین و آسمان را بر نیزه‌ها کردند ، خروش از زمین و زمان ، و فغان از ملائکه آسمان بلند گردید ، حضرت إمام زین العابدین علیه السّلام را در غل و زنجیر کردند ، و موافق مشهور سه نفر از فرزندان إمام حسین علیه السّلام که کودک بودند و کشته نشده بودند همراه بودند ، و فرزندان إمام حسن علیه السّلام و پردگیان سرادق عصمت و مخدّرات أهل بیت رسالت را بر محملها و شتران برهنه سوار کردند ، و عمر نحس آن مقرّبان درگاه ربّ العالمین را با شمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث و عمرو بن حجّاج متوجّه کوفه گردانید. به روایت دیگر سر آن سروران را به خولی و حمید بن مسلم داد ، و سرهای سایر شهدا را با شمر ولد الزّنا فرستاد. چون به خیمه گاه رسیدند ، نظر أهل بیت رسالت بر آن بدنهای پسندیده و اعضای بریده که در میان خاک و خون غلطیده بودند افتاد ، خروش بر آوردند و سیلاب اشک از دیده ها روان کردند. چون نظر ایشان در میان شهیدان بر جسد مطهّر سیّد شهداء افتاد ، صدا به شیون بلند کردند و خود را از شتران افکندند ، و از گریه و نوحه ساکنان ملأ اعلا را به گریه در آوردند ، و دلهای حاضران را به آتش حسرت سوختند ، زینب خاتون فریاد بر آورد که وا محمّداه این حسین برگزیده و فرزند پسندیده توست که با اعضای بریده در خاک و خون غلطیده ، و با لب تشنه سرش را از قفا بریده اند ، و بی عمامه و رداء در خاک کربلا افتاده است ، و روی منوّرش از خون سرخ گردیده است ، و ریش مطهّرش به خون خضاب شده است ، و ما فرزندان توئیم که ما را به اسیری میبرند ، و دختران توئیم که ما را به بردگی گرفته اند ، و هیچ حرمت تو را در حقّ ما رعایت نکردند ، خیمه‌های ما را سوختند و غارت کردند ، پس با مادر خود فاطمه زهراء علیها السّلام خطاب کرد ، و از شکایت حال شهیدان کربلا و اسیران محنت و ابتلاء ، وحشیانِ صحرا و ماهیانِ دریا را در آتش حسرت کباب کرد. پس رو به جسد مطهّر آن سرور شهدا گردانید ، و با جگر بریان و لب خونفشان گفت فدای تو گردم ای فرزند محمّد مصطفی ، و ای جگر گوشه علیّ مرتضی ، و ای نور دیده فاطمه زهراء ، و ای پاره تن خدیجه کبرى ، و ای شهید آل عبا ، و ای پیشوای أهل محنت و بلا. پس سکینه دختر سیّد شهداء دوید و جسد منوّر پدر بزرگوار خود را در بر گرفت ، و رو بر آن بدن مبارک ممتحن میمالید و مینالید ، تا آنکه جمیع حاضران را از دوستان و دشمنان به گریه و فغان در آورد ، و از بسیاری گریه مدهوش گردید ، تا آنکه آن محنت زده مظلومه را به جبر از آن امام معصوم جدا کردند. 📚 جلاء العیون / باب ۵ ، فصل ۱۵.

  • 25 июн.1 28192из ebnearabi

    🏴إنالله و إنا إلیه راجعون آجـرک الله یاصاحب‌الزّمان ◼️ أعظَمَ اللهُ اُجورَنا بمُصابِنا بِالحُسَینِ وَ جَعَلَنا و إیّاکُم مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَع وَلیّهِ الامامِ المَهدیِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام

  • 16 июн.2 932117

    🏴فرا رسیدن ایام عزاداری سیدالشهدا علیه السلام تسلیت باد

  • 6 февр.2 7891438

    ✅فتنة الفلسفة والعرفان وخطرها على دين المؤمنين 🎙اية الله العلامة الاستاذ السيد علاء الموسوي دامت بركاته 🔫www.ebnearabi.com/ar ✈️ https://t.me/ebnearabi ⛓@ebnearabi

  • 4 дек.3 4541211

    ✅نقد و بررسی دیدگاه اهل تصوف درباره شریعت، طریقت و حقیقت 🔺چهارمین نشست علمی از سلسله نشست‌های تصوف پژوهی به همت گروه تصوف‌پژوهی پژوهشکده معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام برگزار می‌گردد 🎙ارائه دهنده: دکتر حسن یوسفیان 📍قم، خیابان صفائیه، کوچه ۲۱، فرعی ۳، پلاک ۵۰، پژوهشکده معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام 🗓 چهارشنبه ۱۹ آذر۱۴۰۴، ساعت ۱۶ ▶️لینک پخش زنده: 🌐https://maaref.org/neshast

  • 23 нояб.3 052167

    🏴مِن رَثاءِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَام)عِنْدَ دَفْنِ فَاطِمَةَ (عَلَيْها سلَام) إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ . قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ ، وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ ، فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ، أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ ، وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ...