گروه حدیث اريا
Статистика- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 42
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 355
- 1/48двое суток
- 1 552
- 1/72трое суток
- 1 674
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
اسماعیل بن محمد گوید: «سر راه امام حسن عسکری (علیهالسلام) نشستم، هنگامی که از کنارم گذشت، از نیازمندی و تنگدستی خود به او شکایت کردم و قسم خوردم که یک درهم و بیشتر ندارم و صبحانه و شام هم ندارم! [امام] فرمود: «به خدا سوگندِ دروغ میخوری، در حالی که ۲۰۰ دینار (سکه طلا) چال کردهای! البته این سخن من برای آن نیست که تو را از بخشش محروم کنم. ای غلام، آنچه همراه داری به او بده.» پس غلام ایشان ۱۰۰ دینار به من داد. سپس [امام] رو به من کرد و فرمود: «همانا تو درست در زمانی که بیشترین نیاز را به آن (دینارهای پنهانشده) داری، از آنها محروم خواهی شد.» و او راست گفت و همانگونه شد که فرموده بود؛ من ۲۰۰ دینار زیر خاک کرده بودم و با خود گفته بودم: این پشتیبان و پناهگاه روز بیچارگیم باشد، سپس به شدت برای مخارجم ضرورت شدید پیدا کردم و درهای رزق برویم بسته شد، پس جای آن [دینارها] را کندم، اما ناگهان دریافتم که پسرم جای آنها را دانسته، آنها را برداشته و گریخته است؛ و من به هیچ چیز از آن دست نیافتم.» إِسْحَاقُ قَالَ حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ قَالَ: قَعَدْتُ لِأَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَی ظَهْرِ اَلطَّرِيقِ فَلَمَّا مَرَّ بِي شَكَوْتُ إِلَيْهِ اَلْحَاجَةَ وَ حَلَفْتُ لَهُ أَنَّهُ لَيْسَ عِنْدِي دِرْهَمٌ فَمَا فَوْقَهَا وَ لاَ غَدَاءٌ وَ لاَ عَشَاءٌ قَالَ فَقَالَ تَحْلِفُ بِاللَّهِ كَاذِباً وَ قَدْ دَفَنْتَ مِائَتَيْ دِينَارٍ وَ لَيْسَ قَوْلِي هَذَا دَفْعاً لَكَ عَنِ اَلْعَطِيَّةِ أَعْطِهِ يَا غُلاَمُ مَا مَعَكَ فَأَعْطَانِي غُلاَمُهُ مِائَةَ دِينَارٍ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ لِي إِنَّكَ تُحْرَمُهَا أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهَا يَعْنِي اَلدَّنَانِيرَ اَلَّتِي دَفَنْتُ وَ صَدَقَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ كَانَ كَمَا قَالَ دَفَنْتُ مِائَتَيْ دِينَارٍ وَ قُلْتُ يَكُونُ ظَهْراً وَ كَهْفاً لَنَا فَاضْطُرِرْتُ ضَرُورَةً شَدِيدَةً إِلَی شَيْءٍ أُنْفِقُهُ وَ اِنْغَلَقَتْ عَلَيَّ أَبْوَابُ اَلرِّزْقِ فَنَبَّشْتُ عَنْهَا فَإِذَا اِبْنٌ لِي قَدْ عَرَفَ مَوْضِعَهَا فَأَخَذَهَا وَ هَرَبَ فَمَا قَدَرْتُ مِنْهَا عَلَی شَيْءٍ . الکافي جلد ۱، صفحه ۵۰۹ إعلام الوری بأعلام الهدی جلد ۲، صفحه ۱۳۷ کشف الغمة في معرفة الأئمة جلد ۲، صفحه ۴۱۳
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله: «برترین دینارها چهار دینار است: دیناری که آن را به بیچارهای دادهای، و دیناری که در [آزادی] بردهای پرداختهای، و دیناری که در راه خدا هزینه کردهای، و دیناری که برای خانوادهات هزینه نمودهای؛ و قطعا برترینِ آنها، همان دیناری است که برای خانوادهات هزینه کردهای.» أَفْضَلُ اَلدَّنَانِيرِ اَلْأَرْبَعَةُ دِينَارٌ أَعْطَيْتَهُ مِسْكِيناً وَ دِينَارٌ أَعْطَيْتَهُ فِي رَقَبَةٍ وَ دِينَارٌ أَنْفَقْتَهُ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ دِينَارٌ أَنْفَقْتَهُ عَلَی أَهْلِكَ وَ إِنَّ أَفْضَلَهَا اَلدِّينَارُ اَلَّذِي أَنْفَقْتَهُ عَلَی أَهْلِكَ. مستدرک الوسائل جلد ۷، صفحه ۲۴۱
محمد بن مسلم نقل کرده است که از امام صادق (علیهالسلام) پرسیدم: «از میان خویشاوندانِ یک مرد، نفقه و هزینه چه کسانی بر او لازم است؟» فرمودند: «پدر و مادر، فرزند، و همسر.» سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَنْ يَلْزَمُ اَلرَّجُلَ مِنْ قَرَابَتِهِ مِمَّنْ يُنْفِقُ عَلَيْهِ قَالَ اَلْوَالِدَانِ وَ اَلْوَلَدُ وَ اَلزَّوْجَةُ . الکافي جلد ۴، صفحه ۱۳
پس بدان که خدای متعال هفت آسمانِ طبقهبرطبقه را آفرید و در آن خورشید را چراغی فروزان، ماه را روشنگر، ستارگان را چراغدان، و فرشتگان را حُرّاس (نگهبانان) و نُقّاب (شکافندگان) قرار داد. او فرشتگانی را مأمور و گماشته بر سهم و نصیب هر یک از جن و انس و دیگر جانوران و گیاهان کرده است تا همانطور که پیشتر گفته شد، هیچ خطایی در سهم آنها رخ ندهد. بلکه بر هر قطرۀ باران در آسمانِ دنیا فرشتهای موکل است؛ و ضابطهی سهمِ هر پدیدهای از درخت، ستاره، علف، حیوان و جماد در دستان اوست. او دقیقاً میداند که این قطرۀ خاص، سهمِ فلان موجودِ معین است و آن را به او میرساند. پس ای بندۀ خدا! بدان و بیندیش که چرا برای طلب رزق او، اینگونه سرگردان و نگران، در به در و شهر به شهر میگردی؟ پس این آزمندی و حرص آشکاری است که شکی در آن نیست. پس بر خدا توکل کن که همانا خداوند توکلکنندگان را دوست دارد؛ زیرا خدای متعال کارگزاری متدین و پارسا را بر کالاها، داراییها، روزیها، نصیبها و سهامهای تو مأمور کرده است که هرگز طمع و خیانت نمیکند. پس خاطرت را جمع کن و اندیشهات را پراکنده مساز؛ قلبت را روانۀ پیشگاه خدای متعال کن و با آسودگی در پناه او بیارام. بدون هیچ وسوسهای در قلب و نفس و روحت، به سوی او بازگرد و توجهت را به غیر او معطوف مکن؛ چرا که هیچکس جز او، مالکِ هیچ سود و زیان، و مرگ و زندگی و رستاخیزی برای تو نیست. پس به غیر او رو میاور و کار و سرمایه و جانت را به او واگذار کن؛ چرا که تو خود در هر حالی به سوی او بازمیگردی. اگر مصیبتی بر تو وارد شد، پس بر آن شکیبایی کن؛ و اگر نعمتی آمد، بر آن سپاسگزار باش؛ و اگر هیچکدام از این دو رخ نداد، پس او را حمد و ستایش کن، که او بهترین سرپرست و بهترین کارساز است و به هر چیزی مراقبت دارد. فَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَىٰ خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا وَجَعَلَ فِيهَا شَمْسًا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا وَكَوَاكِبَ مِصْبَاحًا وَمَلَائِكَةً حُرَّاسًا وَنُقَّاباً، وَمُوَكَّلًا عَلَىٰ نَصِيبِ كُلِّ وَاحِدٍ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَغَيْرِهِمَا مِنَ الْحَيَوَانَاتِ وَالنَّبَاتَاتِ حَتَّىٰ لَا يَغْلَطَ فِي نَصِيبِهِمْ كَمَا مَرَّ، بَلْ عَلَىٰ كُلِّ قَطْرَةِ مَاءٍ مُوَكَّلٌ فِي سَمَاءِ الدُّنْيَا ، وَضَابِطَةُ نَصِيبِ كُلِّ أَحَدٍ مِنَ الشَّجَرِ وَالنَّجْمِ وَالْحَشِيشِ وَالْحَيَوَانِ وَالْجَمَادِ فِي يَدَيْهِ، وَيَعْلَمُ أَنَّ هَذِهِ الْقَطْرَةَ نَصِيبُ فُلَانٍ الْمُعَيَّنِ وَيُوصِلُهَا إِلَيْهِ. فَاعْلَمْ يَا عَبْدَ اللَّهِ لِمَ صِرْتَ حَيْرَانًا بَابًا بَابًا بَلَدًا بَلَدًا وَمُفَكِّرًا وَطَالِبًا لِرِزْقِهِ؟ فَهَذَا شَره صَرِيحٌ لَا رَيْبَ فِيهِ، فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ، لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَىٰ قَدْ جَعَلَ مُوَكَّلًا مُتَدَيِّنًا غَيْرَ طَامعٍ وَ خَائِنٍ لِأَمْتِعَتِكَ وَأَمْوَالِكَ وَأَرْزَاقِكَ وَنَصِيبِكَ وَأَسْهَامِكَ، فَاجْمَعْ خَاطِرَكَ وَلَا تُفَرِّقْهَا، فَأَذْهِبْ قَلْبَكَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَىٰ وَنَمْ إِلَى اللَّهِ تَعَالَىٰ رَاحَةً، وَارْجِعْ إِلَيْهِ بِغَيْرِ وَسْوَسَةِ قَلْبِكَ وَنَفْسِكَ وَرُوحِكَ وَلَا تُقَلِّبْهَا إِلَىٰ غَيْرِهِ، فَإِنَّهُ لَا يَمْلِكُ لَكَ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا، فَلَا تَرْجَعْ إِلَىٰ غَيْرِهِ وَتُفَوِّضْ أَمْرَكَ وَمَتَاعَكَ وَنَفْسَكَ إِلَيْهِ، وَأَنْتَ بِنَفْسِكَ تَرْجَعُ إِلَيْهِ فِي كُلِّ حَالٍ، إِنْ جَاءَتْ عَلَيْكَ مُصِيبَةٌ فَاصْبِرْ عَلَيْهَا وَنِعْمَةٌ فَاشْكُرْ عَلَيْهَا، وَإِنْ لَمْ تَجِئْ مِنْهُمَا أحد فَاحْمَدْهُ تَعَالَىٰ وَهُوَ نِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ رَقِيبٌ 📚کتاب شریف بحارالعلوم منسوب به امام صادق علیهالسلام، مخزن هشتم، گوهر یازدهم
امام صادق علیهالسلام: «رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: پنج دانه خرما، یا پنج قرص نان، یا دینارها و درهمهایی که انسان مالک آنهاست و قصد دارد آنها را خرج کند؛ برترینِ آنها مالی است که انسان برای پدر و مادرش هزینه کند. سپس مرتبهٔ دوم، برای خود و خانوادهاش…
امام صادق علیهالسلام: شخصی نزد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آمد و پرسید: «ای فرستاده خدا، کدامیک از مردم برترین ایمان را دارد؟» فرمود: «دستودلبازترینِ آنان». مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَتَى رَجُلٌ النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ النَّاسِ أَفْضَلُهُمْ إِيمَاناً قَالَ أَبْسَطُهُمْ كَفّاً. الكافي (ط - الإسلامية)، جلد4، صفحه: 40
مولا علی علیهالسلام: «هر کس آنچه را که به آن نیاز ندارد بخرد، آنچه به آن نیاز دارد را خواهد فروخت.» مَنِ اشْتَرَى مَا لَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ بَاعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ. دعائم الإسلام، ج2، ص: 255
امام صادق علیهالسلام: «رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: پنج دانه خرما، یا پنج قرص نان، یا دینارها و درهمهایی که انسان مالک آنهاست و قصد دارد آنها را خرج کند؛ برترینِ آنها مالی است که انسان برای پدر و مادرش هزینه کند. سپس مرتبهٔ دوم، برای خود و خانوادهاش است؛ سپس مرتبهٔ سوم، برای خویشاوندان فقیرش؛ سپس مرتبهٔ چهارم، برای همسایگان فقیرش؛ و سپس مرتبهٔ پنجم، در راه خدا است که این مورد، کمترین پاداش را دارد. ... [پس هزینه کردن را] از خانوادهات به ترتیب نزدیکیشان آغاز کن.» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله خَمْسُ تَمَرَاتٍ أَوْ خَمْسُ قُرَصٍ أَوْ دَنَانِیرُ أَوْ دَرَاهِمُ یَمْلِکُهَا الْإِنْسَانُ وَ هُوَ یُرِیدُ أَنْ یُمْضِیَهَا فَأَفْضَلُهَا مَا أَنْفَقَهُ الْإِنْسَانُ عَلَی وَالِدَیْهِ ثُمَّ الثَّانِیَةُ عَلَی نَفْسِهِ وَ عِیَالِهِ ثُمَّ الثَّالِثَةُ عَلَی قَرَابَتِهِ الْفُقَرَاءِ ثُمَّ الرَّابِعَةُ عَلَی جِیرَانِهِ الْفُقَرَاءِ ثُمَّ الْخَامِسَةُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ هُوَ أَخَسُّهَا أَجْراً- ... ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ الْأَدْنَی فَالْأَدْنَی» الکافی جلد ۵ صفحه ۶۶
از حسین بن ایمن نقل شده که امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: «ای حسین! خرج کن و به جایگزینی از جانب خدا یقین داشته باش؛ زیرا هر مرد و زنی که در آنچه خشنودی خداوند عزّ و جلّ است بخل بورزد و هزینه نکند، چندین برابرش را در آنچه خشم خداوند عز و جل است، خرج خواهد کرد.» أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدَانَ عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ أَیْمَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ: یَا حُسَیْنُ أَنْفِقْ وَ أَیْقِنْ بِالْخَلَفِ مِنَ اَللَّهِ فَإِنَّهُ لَمْ یَبْخَلْ عَبْدٌ وَ لاَ أَمَةٌ بِنَفَقَةٍ فِیمَا یُرْضِی اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِلاَّ أَنْفَقَ أَضْعَافَهَا فِیمَا یُسْخِطُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ. الکافی , جلد ۴ , صفحه ۴۳
مولا علی علیهالسلام: «مال، روزی نشده است به کسی که آن را خرج نمیکند.» لَمْ يُرْزَقِ اَلْمَالَ مَنْ لَمْ يُنْفِقْهُ. غررالحکم جلد۱ صفحه۵۶۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «همانا بابِ رزق و روزی در آستانه عرش گشوده است، خداوند رزق و روزیها را به اندازه هزینههای بندگانش نازل میکند، پس هر که [در هزینهها و بخشش خود] سخت بگیرد و کم بگذارد، روزیاش کم شود و هر که دستودلباز باشد و افزایش دهد، روزیاش افزون گردد.» إنَّ بابَ الرِّزقِ مَفتوحٌ بِبابِ العَرشِ، يُنَزِّلُ اللّهُ عَلَى العِبادِ أرزاقَهُم عَلى قَدرِ نَفَقاتِهِم ؛ فَمَن قَلَّلَ قَلَّلَ لَهُ، ومَن كَثَّرَ كَثَّرَ لَهُ. تاريخ بغداد: ۳ / ۱۹، الفردوس: ۵ / ۴۰۷ / ۸۵۶۹ كلاهما عن أنس، حلية الأولياء: ۱۰ / ۲۱۶ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه، كنز العمّال: ۶ / ۳۷۶ / ۱۶۱۲۸ وص ۳۵۰ / ۱۶۰۰۹ نحوه.
امام سجاد علیهالسلام: «رضایتبخشترینِ شما نزد خدا، کسی است که برای خانوادهاش گشایش و توسعه بیشتری ایجاد کند (هر چه نیاز دارند تماما تأمین کند.)» عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ: أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ. الکافي ج ۴، ص ۱۱
امام رضا علیه السلام: «کسی که خداوند به او نعمت داده، بر او واجب است که بر خانوادهاش توسعه دهد [با دستِ باز برایشان هزینه کند].» عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ اِبْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ: صَاحِبُ اَلنِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ اَلتَّوْسِعَةُ عَنْ عِيَالِهِ. الکافي جلد ۴، صفحه ۱۱
مولانا امیرالمومنین علی علیهالسلام: «عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ، وَيَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ، فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ، وَيُحَاسَبُ فِي الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِيَاءِ.» «در شگفتم از خسیس؛ به سوی همان فقری میشتابد که از آن میگریزد، و همان توانگری و ثروتی را از دست میدهد که در جستجوی آن است؛ در نتیجه، در این دنیا مانند فقیران زندگی میکند، و در آخرت همچون ثروتمندان حسابکتاب میشود!» (نهجالبلاغه، حکمت ۱۲۶)
مولا علی علیهالسلام: از پندهای لقمان به فرزندش این بود که به او گفت: «فرزندم! هر کس که یقینش [به خدا] کوتاه و نیتش در طلبِ روزی سست شده است، باید [از سرگذشتِ خود] عبرت بگیرد. خداوند تبارک و تعالی او را در سه مرحله از زندگیاش آفرید و روزیاش را به او رساند، در حالی که او در هیچیک از آن مراحل، نه توانِ کسب و کاری داشت و نه چاره و تدبیری؛ پس قطعاً خداوند تبارک و تعالی در مرحلهٔ چهارم نیز رزق او را خواهد داد. مرحلهٔ نخست: او در رحم مادرش بود و خداوند در آنجا، در جایگاهی امن و استوار به او رزق میداد؛ جایی که نه گرمایی به او آزار میرساند و نه سرمایی. مرحلهٔ دوم: سپس او را از آنجا بیرون آورد و روزیاش را از شیر مادرش جاری ساخت که او را کفایت میکرد، پرورش میداد و جانش را مایه میبخشید، بدون آنکه خود نیرو و توانی داشته باشد. مرحلهٔ سوم: سپس از شیر گرفته شد؛ پس خداوند، رزق او را از درآمدِ پدر و مادرش جاری کرد، از روی رأفت و رحمتی که در دلهای آن دو قرار داد؛ چندان که آن دو در بسیاری از اوقات، او را بر خودشان مقدم میداشتند. تا اینکه بزرگ شد، عقلش کامل گشت و خودش به کسب درآمد پرداخت؛ [اینجا بود که] کار بر او سخت و تنگ آمد، به پروردگارش گمانهای [بد] برد، حقوقِ مالش را انکار کرد، و از ترسِ تنگ شدنِ رزق و به خاطرِ بدگمانی و بیاعتمادی به جایگزینی از جانب خدای متعال در حال و آینده، بر خود و خانوادهاش سخت گرفت. فرزندم! این چه بد بندهای است!» حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : كَانَ فِيمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ اِبْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ لِيَعْتَبِرْ مَنْ قَصُرَ يَقِينُهُ وَ ضَعُفَتْ نِيَّتُهُ فِي طَلَبِ اَلرِّزْقِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَهُ فِي ثَلاَثَةِ أَحْوَالٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ آتَاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي وَاحِدَةٍ مِنْهَا كَسْبٌ وَ لاَ حِيلَةٌ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيَرْزُقُهُ فِي اَلْحَالِ اَلرَّابِعَةِ أَمَّا أَوَّلُ ذَلِكَ فَإِنَّهُ كَانَ فِي رَحِمِ أُمِّهِ يَرْزُقُهُ هُنَاكَ فِي قَرٰارٍ مَكِينٍ حَيْثُ لاَ يُؤْذِيهِ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ يَكْفِيهِ بِهِ وَ يُرَبِّيهِ وَ يَنْعَشُهُ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ بِهِ وَ لاَ قُوَّةٍ ثُمَّ فُطِمَ مِنْ ذَلِكَ فَأَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ كَسْبِ أَبَوَيْهِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ لَهُ مِنْ قُلُوبِهِمَا لاَ يَمْلِكَانِ غَيْرَ ذَلِكَ حَتَّى إِنَّهُمَا يُؤْثِرَانِهِ عَلَى أَنْفُسِهِمَا فِي أَحْوَالٍ كَثِيرَةٍ حَتَّى إِذَا كَبِرَ وَ عَقَلَ وَ اِكْتَسَبَ لِنَفْسِهِ ضَاقَ بِهِ أَمْرُهُ وَ ظَنَّ اَلظُّنُونَ بِرَبِّهِ وَ جَحَدَ اَلْحُقُوقَ فِي مَالِهِ وَ قَتَّرَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ مَخَافَةَ إِقْتَارِ رِزْقٍ وَ سُوءِ يَقِينٍ بِالْخَلَفِ مِنَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي اَلْعَاجِلِ وَ اَلْآجِلِ فَبِئْسَ اَلْعَبْدُ هَذَا يَا بُنَيَّ . الخصال ج ۱، ص ۱۲۲ #رزق@eryahadis
امام حسین (علیهالسلام): «همانا نیازهای مردم به شما، از نعمتهای خدا بر شماست؛ پس از این نعمتها ملول نشوید، که در نتیجه تبدیل به نقمت میشوند.» «إِنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلُ نِقَماً.» الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة ج ۱، ص ۲۳
امام رضا (علیه السلام): «اگر شخصی در شرق جهان کشته شود و شخصی در غرب جهان به این قتل راضی باشد، به یقین راضی در نزد خدا شریکِ قاتل خواهد بود» «لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ فِي الْمَشْرِقِ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِي الْمَغْرِبِ، لَكَانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ شَرِيكَ الْقَاتِلِ.» 📚 کتاب عیون أخبار الرضا (علیهالسلام)، جلد ۱، صفحه ۲۷۳
هنگامی که اسیران فارس را به مدینه آوردند، عمر خواست که زنان را بفروشد و مردان را بردگانِ عرب قرار دهد و تصمیم گرفت تا افراد بیمار، ضعیف و پیرمردهای سالخورده را در طواف و گرداگرد خانه خدا بر پشت خود حمل کنند! پس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمود: «همانا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: بزرگوارِ هر قومی را گرامی بدارید، حتی اگر مخالفتان باشند. و این مردمان فارس، مردمانی دانشمند، حکیم و بزرگوارند؛ آنان دست صلح به سوی ما دراز کرده و به اسلام رغبت نشان دادهاند. من سهم خودم و سهم بنیهاشم از این اسیران را برای خدا آزاد کردم.» پس از این کلام، مهاجران و انصار گفتند: «ای برادر رسول خدا، ما نیز سهم خود را به تو بخشیدیم.» امام فرمود: «خدایا شاهد باش که آنان بخشیدند و من نیز پذیرفتم و همگی را آزاد کردم.» عمر [که نقشهاش تغییر کرده بود] گفت: «علی بن ابیطالب در این کار بر من پیشی گرفت و تصمیم مرا درباره عجمها (ایرانیان) در هم شکست.» در این میان، گروهی از مردم خواستار مَحرمیت و ازدواج با دختران پادشاهان شدند. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «به آنان حق انتخاب بدهید و مجبورشان نکنید.» پس بزرگترینِ دختران (شهربانویه دختر یزدگرد) را برای انتخاب همسر آوردند؛ او حجاب گرفت و امتناع کرد. به او گفتند: «ای بانوی بزرگوار قوم خود، از میان خواستگارانت چه کسی را انتخاب میکنی؟ آیا به همسری راضی هستی؟» شهربانو [از حیا] سکوت کرد. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «او راضی شده است؛ چرا که پس از پیشنهاد، سکوتِ او نشانهی اقرار و رضایت است.» دوباره به او حق انتخاب دادند. شهربانو گفت: «اگر حق انتخاب با من است، من کسی نیستم که از نورِ فروزان و شهابِ درخشان، یعنی "حسین"، روی برگردانم.» امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «چه کسی را انتخاب میکنی که ولیّ و سرپرست تو [در این عقد] باشد؟» دختر گفت: «شما را.» پس امیرالمؤمنین (ع) به (صحابی بزرگ)، حذیفة بن یمان دستور داد تا خطبه عقد را بخواند؛ حذیفه خطبه خواند و او به همسری امام حسین (ع) درآمد. المناقب لابن شهرآشوب : لمّا ورد بسبي الفرس إلى المدينة أراد عمر أن يبيع النساء، و أن يجعل الرجال عبيد العرب و عزم على أن يحمل [وا] العليل و الضعيف و الشيخ الكبير في الطواف و حول البيت على ظهورهم، فقال أمير المؤمنين عليه السّلام : إنّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله قال: أكرموا كريم قوم و إن خالفوكم، و هؤلاء الفرس حكماء كرماء، فقد ألقوا إلينا بالسلم و رغبوا في الإسلام ، و قد اعتقت منهم لوجه اللّه حقّي و حقّ بني هاشم ، فقال المهاجرون و الأنصار : قد وهبنا حقّنا لك يا أخا رسول اللّه ، فقال: اللهمّ فاشهد، إنّهم قد وهبوا و قبلت و أعتقت، فقال عمر : سبق إليها عليّ بن أبي طالب و نقض عزمتي في الأعاجم . و رغب جماعة في بنات الملوك أن يستنكحوهنّ، فقال أمير المؤمنين عليه السّلام : تخيّرهنّ و لا تكرههنّ فأشار أكبرهم إلى تخيير شهر بانويه بنت يزدجرد فحجبت و أبت، فقيل لها: أيا كريمة قومها من تختارين من خطّابك؟ و هل أنت راضية بالبعل؟ فسكتت، فقال أمير المؤمنين عليه السّلام : قد رضيت و بقي الاختيار بعد سكوتها إقرارها، فأعادوا القول في التخيير، فقالت: لست ممّن تعدل عن النور الساطع، و الشهاب اللامع الحسين ، إن كنت مخيّرة، فقال أمير المؤمنين عليه السّلام : لمن تختارين أن يكون وليّك؟ فقالت: أنت، فأمر أمير المؤمنين عليه السّلام حذيفة بن اليمان أن يخطب فخطب فزوّجت من الحسين عليه السّلام . المناقب جلد ۴، صفحه ۴۸
مردی از انصار نزد امام حسین (علیهالسلام) آمد و میخواست نیازش را مطرح کند. امام به او فرمودند: «ای برادر انصاری! آبرویت را از خواریِ درخواست حفظ کن و حاجتت را در نامهای بنویس، که من به خواست خدا کاری خواهم کرد که خوشحال شوی.» پس مرد نوشت: «ای اباعبدالله! من پانصد دینار (سکه طلا) به فلانی بدهکارم و او برای پولش به من فشار آورده است؛ با او صحبت کن تا زمانی که دستم باز شود، به من مهلت دهد.» وقتی امام حسین (ع) نامه را خواندند، به منزل رفتند و کیسهای حاوی هزار دینار آوردند و به او فرمودند: «با پانصد دینارِ آن، بدهیات را صاف کن و با پانصد دینارِ دیگر، برای گذرانِ روزگارت کمک بگیر. و هرگز نیازت را جز نزد سه گروه نبر: یا دیندار، یا جوانمرد، یا صاحباصالت (با اصل و نسب).» اما آدمِ دیندار: برای حفظِ دینِ خودش هم که شده [آبروی تو را نمیبرد و کمکت میکند]. آدمِ جوانمرد (صاحب مروت): به خاطر مردانگی و مروتش از تو حیا میکند [و دست رد به سینهات نمیزند]. و آدمِ اصیل: میداند که تو بیدلیل آبرویت را خرجِ او نکردهای، پس او آبرویت را حفظ میکند و تو را بدون برآوردن حاجتت برنمیگرداند. وَ جَاءَهُ رَجُلٌ مِنَ اَلْأَنْصَارِ يُرِيدُ أَنْ يَسْأَلَهُ حَاجَةً فَقَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَا أَخَا اَلْأَنْصَارِ صُنْ وَجْهَكَ عَنْ بِذْلَةِ اَلْمَسْأَلَةِ وَ اِرْفَعْ حَاجَتَكَ فِي رُقْعَةٍ فَإِنِّي آتٍ فِيهَا مَا سَارَّكَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ فَكَتَبَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّ لِفُلاَنٍ عَلَيَّ خَمْسَمِائَةِ دِينَارٍ وَ قَدْ أَلَحَّ بِي فَكَلِّمْهُ يُنْظِرْنِي إِلَى مَيْسَرَةٍ فَلَمَّا قَرَأَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلرُّقْعَةَ دَخَلَ إِلَى مَنْزِلِهِ فَأَخْرَجَ صُرَّةً فِيهَا أَلْفُ دِينَارٍ وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَهُ أَمَّا خَمْسُمِائَةٍ فَاقْضِ بِهَا دَيْنَكَ وَ أَمَّا خَمْسُمِائَةٍ فَاسْتَعِنْ بِهَا عَلَى دَهْرِكَ وَ لاَ تَرْفَعْ حَاجَتَكَ إِلاَّ إِلَى أَحَدِ ثَلاَثَةٍ إِلَى ذِي دِينٍ أَوْ مُرُوَّةٍ أَوْ حَسَبٍ فَأَمَّا ذُو اَلدِّينِ فَيَصُونُ دِينَهُ وَ أَمَّا ذُو اَلْمُرُوَّةِ فَإِنَّهُ يَسْتَحْيِي لِمُرُوَّتِهِ وَ أَمَّا ذُو اَلْحَسَبِ فَيَعْلَمُ أَنَّكَ لَمْ تُكْرِمْ وَجْهَكَ أَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فِي حَاجَتِكَ فَهُوَ يَصُونُ وَجْهَكَ أَنْ يَرُدَّكَ بِغَيْرِ قَضَاءِ حَاجَتِكَ . تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام ج ۱، ص ۲۴۷