کودک و فرهنگ
Статистикаتجربه های ریحانه قاسم رشیدی؛ مادری روزنامهنگار و تسهیلگر فرهنگی که از قضا ریاضی محض هم خوانده. از ۹۴ اینجا درمورد دغدغههای مادرانه، کتابها، «باشگاههای کتابخوانی مجازی کودک و فرهنگ» برای تمام ردههای سنی و «آموزش عمیق و با آرامش ریاضی» مینویسم.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 222
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 218
- 1/48двое суток
- 249
- 1/72трое суток
- 269
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📣 📖 🦊🦊📣 🦊 دومین دوره جایزه روباه شنی جایزه بهترین کتاب به انتخاب نوجوانان 🦊🦊 اگر ۱۱ تا ۱۸ ساله هستی و کتاب خواندن را دوست داری، وقت آن رسیده که صدای تو در انتخاب بهترین کتابهای نوجوان شنیده شود. دومین دوره جایزه «روباه شنی» با مشارکت نوجوانان سراسر ایران برگزار میشود؛ جایزهای که در آن داوران اصلی، خودِ نوجوانان هستند. در این دوره، نوجوانان به کتابهای داستان و شعری که خواندهاند و دوست داشتهاند رأی میدهند و در پایان، دو اثر برگزیده معرفی میشود: 📖 بهترین اثر تألیفی 🌏 بهترین اثر ترجمه 📆 مرحلهٔ نخست رأیگیری: ۱۵ مرداد تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ 👥 ویژه نوجوانان ۱۱ تا ۱۸ سال ثبتنام داوران و شرکت در رأیگیری از طریق: 🌐 roobahesheni.ir اخبار و اطلاعیههای جایزه را از صفحه «روباه شنی» در اینستاگرام، تلگرام و بله دنبال کنید: @roobahesheni 🦊 📞📱📱 ارتباط با دبیرخانه: 09906414070
حتی جنگ هم میتواند نجات دهد جنگی که نجاتم داد؛ چهرهای ناشناخته و ناگفته از جنگ است که نوجوانان و بزرگسالان، هر دو دوستش دارند و جزو معدود آثار مورد پسند ردههای سنی مختلف که جنبههای انسانی و روایت صادقانهی جاری در آن همه را تحتتأثیر قرار میدهد. 🌿من طی سالهای اخیر، با چند گروه این کتاب را همخوانی کردهام و هر بار نکات و دیدگاههای جدید بچهها شگفتزدهام کرده. اما امسال تابستان شرایط متفاوت بود. خود ما تجربهی دو جنگ را پشت سر گذاشته بودیم و حال قهرمانها را درک میکردیم. ما با آدا دختر پاچنبری که توسط مادرش در خانه زندانی بوده و حتی مدرسه هم نرفته در روزهای #جنگ_جهانی_دوم همراه شدیم و شجاعت و تلاش او برای تغییر زندگی را تحسین کردیم. 🌿آدا به نحو غریبی از زندان خانهی محقرشان نجات یافت اما خودش را لایق عشق نمیدید. بلد نبود چطور رفتار کند و مورد محبت قرار گرفتن، سراسیمهاش میکرد ولی دیدیم که چطور همراهی انسانهای نیک، از او انسانی دیگر ساخت. 🌿این اثر، صحنههای تکاندهنده فراوان دارد. صحنهی مواجهه با مجروحان نبرد دانکرک، صحنهی پیدا کردن جاسوس، صحنهی بمباران و حتی اولین مهمانی عصرانهی آدا یا اولین باری که در دستشویی قطار خودش را در آیینه میبیند. همهی اینها، مخاطب را منقلب میکنند. اما جمع ما از لحظهای که آدای معلول برای اولین بار سوار اسب شد و تاخت، منقلب شدیم. ما وزش باد را بین موهایمان و نرمی پوست اسب را روی پوستمان حس کردیم؛ اولین لحظهی تجربهی شادی و رهایی. #جنگی_که_نجاتم_داد ما را با رویدادهای واقعی و چالشهای مردم بریتانیا آشنا کرد و راهکارهای آنها. با افراد واقعی و زخمهایی که با خود داشتند و جنگ که باعث شد تا تمام قهرمانها به انسانهای بهتری تبدیل شوند. خودشان و دیگران را بیشتر بشناسند و بفهمند. خانم اسمیت که در غم مرگ دوستش غرق شدهبود به اجبار مسئولیت سرپرستی بچهها را پذیرفت و نه تنها افسردگی را شکست داد که توانست زندگی این دو کودک بدسرپرست و فقیر را تغییر دهد و دوباره به زندگی برگردد. مطالعهی #جنگی_که_نجاتم_داد و جلد بعدش، #جنگی_که_بالاخره_نجاتم_داد را به همهی دوستداران کتاب بالای دوازده سال پیشنهاد میکنم و خوشحال میشوم اگر خواندید نظرتان را بنویسید. در پایان، دیدگاه دوست و همراه قدیمی #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ را ارسال میکنم که از تابستان ۹۹ شاهد و همراه رشد فرزند نازنینشان بودهام و آرزو دارم سختیهای زندگی و شرایط دشوار این روزها، ما را از خواندن و اندیشیدن دور نکند و از ما هم افرادی بهتر بسازد: «سلام ریحانه جون امیدوارم سلامت باشید خواستم به خاطر همه تلاشها و زحماتتون تشکر کنم. ما کتاب جنگی که نجاتم داد رو شبها با آوین و تارا (دختر خواهرم) خوندیم بسیار کتاب جذاب و آموزندهای بود. ازخدای بزرگ میخوام آموزگاران صبور و پرمهری چون شما رو در پناه خودش برای فرزندان ایران عزیرمون حفظ کنه. لحظه ای شک نکنید در ارزشمندی کار تون. هفتهی قبل، من صدای شما رو می شنیدم که داشتین درمورد بعد خیر و شر وجود آدمها برای بچهها می گفتین و با خودم فکر میکردم کدوم مدرسه و دانشگاه اینقدر زیبا این مفاهیم رو برای بچهها توضیح میده؟ فکر کنید اگه آموزش و پرورش دنیا رسالتش رو درست انجام میداد این قدر ظلم و جنایت در کل دنیا داشتیم؟ این که تو این روزهای تلخ اقتصادی و روحی، بیتوقع بذر مهربانی و دوستی در دل نسل آینده می کارید کار بسیار ارزشمندی است.» #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ #رمان_نوجوان #انتشارات_پرتقال #ریحانه_قاسمرشیدی #مناسب_برای_دوازده_سال_به_بالا @farhangkoodak
https://t.me/farhangkoodak/13783 حتی جنگ هم میتواند نجات دهد #جنگی_که_نجاتم_داد #ریحانه_قاسمرشیدی #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ @farhangkoodak
کودک و فرهنگ pinned «معنای خوشبختی در باشگاه کتابخوانی بانوان ما هنوز کتاب میخوانیم و دربارهاش حرف میزنیم. هنوز و با وجود تمام مشکلات، مطالعه پناهگاه ماست و البته پذیرش و همراهی دوستان کتابخوانمان.🌿🙏🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت در کتاب #آدولف_ه_دو_زندگی جملهی جالبی دارد: «لحظهی…»
امروز، ۱۰ اوت، ۲۳۳ سال از روزی میگذرد که لوور رسماً بهعنوان یک موزه افتتاح شد. در ۱۰ اوت ۱۷۹۳، در میانه انقلاب فرانسه، Muséum central des arts در کاخ لوور افتتاح شد؛ جایی که قرار بود گنجینههای هنری، دیگر تنها متعلق به دربار و اشراف نباشند، بلکه در دسترس مردم قرار بگیرند. از آن روز تاکنون، لوور از یک کاخ سلطنتی به یکی از بزرگترین و شناختهشدهترین موزههای جهان تبدیل شده است؛ موزهای که امروز محل تلاقی تمدنها، هنرها و روایتهای هزاران سال تاریخ بشر است. تولدت مبارک، لوور زیبا! 🏛️✨🎂 @museum_tourism
معنای خوشبختی در باشگاه کتابخوانی بانوان ما هنوز کتاب میخوانیم و دربارهاش حرف میزنیم. هنوز و با وجود تمام مشکلات، مطالعه پناهگاه ماست و البته پذیرش و همراهی دوستان کتابخوانمان.🌿🙏🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت در کتاب #آدولف_ه_دو_زندگی جملهی جالبی دارد: «لحظهی خوشبختی، همانا لحظهای است که در اشتیاق خوشبختی، از آن سرشار میشویم.» ما یک جلسهی کامل درمورد همین جمله و تجربهمان از خوشبختی صحبت کردیم. تنوع تجربیات دوستان در زندگی، به این بحث عمق بخشید. بارها به این پرسش رسیدیم که چرا برای خوشبختی به دنبال عوامل بیرونی هستیم؟ وقتی وضع مالی اینطور باشد، زمانی که بچهها بزرگ شوند، وقتی از نظر سلامت به فلان سطح برسم و جدیداً هم که میگوییم وقتی اوضاع سیاسی و اقتصادی آرام شود. ولی #لحظهی_حال چه؟ زمانی که دارد از دست میرود، ارزش لذت بردن و آرام بودن را ندارد؟ امروز پژوهشی دیدم که ثبت کرده #احساس_خوشبختی به افکار ما ربط دارد. https://www.asriran.com/fa/news/1183296/ ما لایق خوشبختی هستیم. باید برایش مبارزه کنیم. عادتها و باورهایمان را مورد تجدیدنظر قرار دهیم. و باشگاههای کتابخوانی بکی از معدود مکانهاییست که این فرصت را به ما میدهد. من، #ریحانه_قاسمرشیدی هستم. سالها روزنامهنگار بودهام و اکنون در هفتمین سال فعالیت #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ از تمام خانمهای عزیز دعوت میکنم برای حضور در این رویداد هفتگی برای درک جنبههای گوناگون زندگی، #عشق، #رشد_فردی و هر آنچه برای #شادکامی نیاز داریم. ارتباط @rb1105 @farhangkoodak 📚🌿❤️📚🌿❤️
معنای خوشبختی در باشگاه کتابخوانی بانوان ما هنوز کتاب میخوانیم و دربارهاش حرف میزنیم. هنوز و با وجود تمام مشکلات، مطالعه پناهگاه ماست و البته پذیرش و همراهی دوستان کتابخوانمان.🌿 ادامه ….🙏🏻 https://t.me/farhangkoodak/13779
без подписи
без подписи
без подписи
تهران، کیلومتر چهارده جاده کرج، باغ گیاهشناسی ملی ایران هوای خوش تابستان و مشاهدهی زیبایی طبیعت #ایران در این باغ خارقالعاده، تجربهای خاص برای بچههاست. گیاهان متنوع از البرز تا زاگرس و انواع اقلیمهای دیگر را در این محوطهی چند هکتاری جمعکردهاند. پیشنهاد میکنم قبل از گرم شدن هوا بروید و روزی بهیادماندنی بسازید. #باغ_گیاهشناسی_ملی_ایران کیلومتر چهارده جاده کرج، پیکانشهر #با_بچهها_ببینیم #ایران @farhangkoodak
میرای، انیمهای فراموشنشدنی دربارهی خانواده و هر آنچه ما را به هم پیوند میدهد سالهاست همراه بچهها انیمه میبینم و هنوز از تنوع و زیبایی و بیان هنری مفاهیم پیچیدهی زندگی در این گونهی ژاپنی انیمیشنهای محبوب بچهها متحیرم. شاید علت تمایل زیاد نوجوانها به تحصیل در رشتهی انیمیشن، اثرگذاری و جذابیت آثاری همچون #میرای باشد. #میرای تولید ۲۰۱۸ از جمله آثاریست که محدودیت سنی خاصی ندارد و بچهها کنار والدین میتوانند آن را ببینند. ما البته گامی فراتر را پیشنهاد میکنیم؛ دیدن و گفتگو کردن و متوقف نماندن در مرحلهی سرگرم شدن. ماجرای انیمه، به تولد فرزند دوم خانواده مربوط است و اثرش بر زندگی فرزند اول که پسر چهار پنج ساله ایست و واکنشها و احساسات او و تغییراتی که در خانواده رخ میدهد اما میرای با شکستن دیوار زمان و واقعیت، کان و بیننده را به آینده، وقتی خواهر نوزاد نوجوان میشود و به گذشته، زمان کودکی مادر و همینطور دوران زندگی پدرپدربزرگ میبرد. و مخاطب را با رشتهای نامریی به معنای تجربیات خانوادگی و عشق میان اعضای خانواده واقف میکند. واقعی بودن روایت و مشابهتش با تجربیات ما بسیار جالب است و نحوهی بیان خیالپردازانهی اثر و استفاده از رنگهای ملایم و طراحی کودکانه و آرامبخش، لذت دیدنش را چندبرابر میکند. اشاره به #باورهای_عامیانه درمورد #عروسک_بومی دخترانهی ژاپن و ارتباط بین هر یک روزی که بعد از مراسم در جعبه گذاشته نشود با یکسال تأخیر در ازدواج با فرد مورد علاقه هم از نکات جالب آن بود. میرای از رنج و ناراحتی و خشم به مهربانی و دوستداشتن میرسد بدون آنکه شعاری یا حوصلهسربر شود. احتمالاً همین ویژگیها باعث تحسین جهانیاش شده. با بچههای #دورهی_دوم_دبستان، میرای را بررسی کردیم و نسخهی مانگای آن را هم در اینترنت یافتیم و از قیمت ششصد هزارتومانیاش رسیدیم به بحث گرانی کتاب و البته همه چیز. برای بچهها تورم در بیارزش شدن هدیههای یک میلیونی تولدشان در اسباببازیفروشی معنا میشد و مقایسهی افرایش قیمت نوشمک از پانصد تومان شش سال پیش تا پانزدههزار تومان الان. ولی همین بچههای نازنین راهکارهایی هم دادند؛ نخریدن کتابهایی که ارزش دوباره خواندن ندارد، مراجعه به #مرکز_تبادل_کتاب، جابهجا کردن کتابها با دوستان و عضویت در کتابخانه. انیمهی میرای برای ما دقایق شاد و زیبایی ساخت. فکر میکنم علاوه بر کودکان و نوجوانان، برای مادران و پدران یادآور خاطرات خوش خردسالی فرزندان باشد. #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ #انیمه #جشنواره_فیلم_کن #ریحانه_قاسمرشیدی #بدون_ردهی_سنی @farhangkoodak
میرای، انیمهای فراموشنشدنی دربارهی خانواده و هر آنچه ما را به هم پیوند میدهد https://t.me/farhangkoodak/13769 #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ #انیمه #جشنواره_فیلم_کن @farhangkoodak
دکتر جکیل و آقای هاید و پرسشهای همیشگی درمورد خیر و شر در باشگاه کتابخوانی کودک و فرهنگ 🌿در این روزهای سخت، یکی از معدود موضوعاتی که خوشحالم میکند رشد و پیشرفت بچههاست. وقتی اعضای قدیمی #باشگاه_مجازی_کتابخوانی_کودک_و_فرهنگ اثری مثل #دکتر_جکیل_و_آقای_هاید را پیشنهاد میدهند و با هم درموردش گفتگو میکنیم، مطمئن میشوم راهی جز همین مسیری که سالهاست طی میکنیم برای رسیدن به دنیایی عادلانهتر و روابطی انسانیتر وجود ندارد. جایی که آدمها فکر میکنند و آنچه را در گذشته آموختهاند، از یاد نمیبرند. این اثر کلاسیک ترسناک، مرموز، غیرقابل پیشبینی و قدیمی ما را با سوالی مهم مواجه کرد؟ چرا بیشتر افراد اغلب اوقات خوبند و بعضی شرور و نفرتانگیز؟ بچهها از تجربیات کودکی گفتند، محیط و یادگیری و از کنش قهرمانهایی که میشناسند مثل آدا در #جنگی_که_نجاتم_داد و البته که گفتگو رسید به #دیگریسازی؛ انسانها به کسانی آسیب میزنند که قبلاً از آنها آشناییزدایی شده. ولی ادبیات و هنر مقابل این دیگریسازی قرار دارد و مشابهتهای انسانی را به ما یادآوری میکند. ما نمونههای آشنای #مسخ در ادبیات و سینما را جستجو کردیم و شگفتزدهشدیم از تعددشان. همینطور از تکرار مفهوم #تقابل_خیر_و_شر در کتابها و فیلمها. بحث پایانی دربارهی علم و مرزهای اخلاقی آن بود؛ این پرسش مهم که آیا انسان حق دارد از دانش در جهت آسیبرساندن به افراد یا جهان استفاده کند؟ ما دیروز با #رابرت_لویی_استیونسون ماجراجو به کرانههای دوردست رفتیم. سفر ما یک جلسهی دیگر هم ادامه خواهد داشت. 📚🌿 باشگاه کتابخوانی مجازی ما که از تیر ۹۹ فعال شده، همیشه منتظر کتابخوانهاست و جایی است برای شکلدادن به دوستیهایی تکرارنشدنی بر مبنای شنیدن نظرات متفاوت. من در سیامین سال فعالیت فرهنگیام، منتظر خانمها، کودکان و نوجوانان عزیز در سفری شگفتانگیز به جهان اندیشه هستم. اگر دوست داشتید میتوانیم در این نشانی با هم آشنا شویم و من درمورد باشگاه برایتان توضیح دهم: @rb1105 #انتشارات_محراب_قلم #کتابخانه_کلاسیک #نسرین_وکیلی #مناسب_برای_دوازده_سال_به_بالا #ریحانه_قاسمرشیدی @farhangkoodak
دکتر جکیل و آقای هاید و پرسشهای همیشگی درمورد خیر و شر در باشگاه کتابخوانی کودک و فرهنگ https://t.me/farhangkoodak/13767
به مناسبت روز خبرنگار ما شکست نخوردیم…. دوست و همکار نازنینم خانم فریبا خانی که سالهای طولانی برای نوجوانها نوشته و کنار همکارانشان در هفتهنامهی محبوب #دوچرخه نسلی از فرزندان ایران را به حرفهایترین شکل با ادبیات، هنر، تاریخ، میراثفرهنگی و هر چه که برای #توسعه و پرورش نسلی اندیشمند نیاز است، آشنا و عجین کردهاند، امروز یادداشتی نوشتهاند با عنوان «ما فقط خبرنگار بودهایم» که در ادامه ارسال خواهم کرد تا بخوانید و بدانید ما، روزنامهنگارهای جوان دههی هفتاد چه کسانی بودیم و چه آرمانهای بلندی را دنبال میکردیم. قلبم رفت به آن سالها. سالهای اشتیاق و امیدی که ویژهی جوانان آرمانگراست. ما، به جای تجارت، تحصیل، حتی سادهتر از اینها، استخدام در وزارتخانهای که بسیار هم پیشنهاد میشد، تصمیم گرفتهبودیم بنویسیم؛ برای ساختن سرزمینی آبادتر. باور داشتیم همه چیز به ذهنهای پرشور و خودکارها و برگههای کاهی روزنامه ربط دارد. فقر، بیعدالتی، آسیبهای اجتماعی،…. شاید به نظر بیاید که ما شکستخوردیم. روزنامهنگاری به معنای حرفهای و اثرگذارش تقریباً از بین رفت و افکار عمومی افتاد به دست کسانی که امروز میبینیم؛ بلاگرها، رسانههای خارج از کشور و هرکسی که میتواند نظر مخاطب را در فضای مجازی به خودش جلب کند. حالا در حوزهای که نظر میدهد، سواد و آگاهی دارد یا نه، برای کسی مهم نیست. منافع ملی را درنظر میگیرد یا نه ، آنهم ارزشی ندارد. فقط لایک بگیرد و ویو کافیست. از این منظر، ما شکست خوردهایم. مشکلات سر جایشان هستند و چه بسا عمیقتر شدهاند. کودکان کار امروز فرزندان و شاید نوههای کودکان کار سی و چند سال پیش هستند. پس جوانی ما صرف چه شد؟ از صمیم قلب باور دارم ما شکست نخوردهایم. ما نوادههای مشروطهخواهان بودیم. همان اهداف را دنبال میکردیم. روزگار بر وفق مراد ما و رویاهایمان نگشت. روزنامهها و مجلات بستهشدند و روزنامهنگاری بیقدر و اعتبار. اما، کوششهای ما بینتیجه هم نبوده. اگر نسل من، با مشکل ازدواج اجباری، درصد پایین دختران دانشجو و فقدان آگاهی عمومی نسبت به حقوق فردی مواجه بود، نسل امروز اینطور نیست. مشکلات نسل ما بهنظر فرزندانمان خندهدار و باورنکردنی است. باورشان نمیشود، زمانی بوده در این مملکت که همسر، برای شغل یا پوشش زن تصمیم میگرفته و گفتگو و مشورت در روابط خانوادگی، اگر هم بوده، حرف و تصمیم آخر با مرد بوده و همفکری در بسیاری از خانوادهها معنا نداشته. ما شکست نخوردیم. ما چرخدندههای بسیار کوچکی بودیم در مسیر #توسعهی_ایران . زنها و مردها را به مطالعه و گفتگو تشویق کردیم و دختران و پسران را با اندیشیدن آشنا. نسلهای بعد از ما، با مشکلات اقتصادی بیش از زمان جوانی ما مواجهند اما خیلی بهتر از ما، خودشان را میشناسند و برای رسیدن به اهدافشان تلاش میکنند. ارتقای رواداری، پذیرفتن تفاوتها و احترام به فردیت افراد و عقاید متفاوت دستاوردهای کوچکی نیستند. ما واقعیت را نمیشناختیم. قوانین حاکم بر جهان را نمیدانستیم. خیال میکردیم وقتی چند گزارش درمورد نظام آموزشی نخبهپرور بنویسیم، شر آن را از سر کودکان کم میکنیم. ما خودمان را خیلی دستِ بالا گرفتهبودیم. خب، جوانی است و جاهلی. ولی، نتیجهی زحمات ما این است که مادرها و پدرهایی دیگر نمیخواهند فرزندانشان را وارد این چرخه کنند. نمره را معیار موفقیت تحصیلی فرزندشان نمیدانند و به یادگیری ارزش میدهند و تفاوتهای فردی کودکان را میفهمند و مثل نسلهای قبل، فکر نمیکنند معلم از هر راهی، حتی شکستن اعتماد به نفس دانشآموز، حق دارد و باید او را به یاد گرفتن وادار کند. البته که حتماً دلایل اجتماعی و اقتصادی دیگری هم برای این دریافت مهم وجود دارد ولی ما، گفتمان را از سطح جمعهای کوچک کارشناسی به میان مردم آوردیم. روز خبرنگار مبارک است تا امروز و تا هر وقت که جامعه به اندیشیدن، گفتگو کردن و بررسی مسیرهای طیشده نیاز دارد. حتی اگر حرفهی خبرنگاری جایگاه سابق خود را نداشتهباشد. #ریحانه_قاسمرشیدی #روز_خبرنگار مرداد ۱۴۰۵ @farhangkoodak
ما فقط خبرنگار بودیم... ❇️ باورت میشود رفیق، روز روزگاری #خبرنگار و #گزارشگر بودیم و به این شغل مفتخر... باورت میشود، ایمان داشتیم اگر از درد مردم بنویسیم، درمانی پیدا خواهد شد... سادهوار اینجور فکر میکردیم. فکر میکردیم همه دوندگیها جواب میدهد. از زلزله، از فقر از بیعدالتی از ناهنجاری... فکر میکردیم اگر از تکنیک های نوشتن بهره ببریم کتاب بخوانیم بینش قویتری پیدا میکنیم تاثیر قلممان عالی خواهد بود. فکر میکردیم #سانسور نباید ما را متوقف کند. پیچیدهگویی در باریکهراهها را آزمودیم به سانسورچیها کلک زدیم. فکر میکردیم دنیا درست میشود، فقر و بیعدالتی ریشه کن میشود. ❇️فکر میکردیم #کودک_همسری متوقف خواهد شد. زنکشی تمام و کودکان کار و کودکان خیابان در مدرسهها درس خواهند خواند. فکر میکردیم جهان به سمت صلح میرود و رنج انسان تمام خواهد شد. امیدوار بودیم و با ایمان مینوشتیم از صبح تا شب گرسنه و خسته مینوشتیم. به تعداد موهای سر مصاحبه به تعداد برگهای جهان گزارش و خبر... به تعداد سنگهای رودخانه یادداشت.... ❇️اما حالا بعد از سی و چند سال درد مردم در تن من و تو بروز پیدا کرد....بدن خیلی از ما دارد دخل بدن را در میآورد. خودایمنی و... حالا غصه توده ای شده در هیپوفیزممان واستخوانهای پوکمان سریع می شکند. من و تو رفیق غصهها را از خودمان عبور ندادیم در بدنمان حبس کردیم. قبول کن ما نتوانستیم کاری برای مردم انجام بدهیم. همه سگدوهامان الکی بود و مانیفست سال به سال دریغ از پارسال... هی تکرار شد. ❇️رواقیان میگفتند ما روی وقایع بیرونی کنترل نداریم، اما روی واکنش خودمان کاملاً کنترل داریم و باید واکنش عقلانی به پذیرش واقعیت داشتهباشیم... اما من و تو رفیق، رواقی نبودیم فقط یک خبرنگار یک گزارشگر خوشبین به آینده بودیم و فکر میکردیم روی وقایع بیرونی هم میشود کنترل پیدا کرد و نباید آن را پذیرفت ما نپذیرفتیم و شکست خوردیم.... @dastanenadastan
امروز دقیقاً صد و بیست سال گذشت از روزی که مظفرالدینشاه در کاخ صاحبقرانیه _مجموعهی تاریخی نیاوران فعلی- فرمان مشروطه را صادر کرد. مسیری طولانی از آن روز در جامعهی ایران طی شدهاست. اما به نظر میرسد هنوز در درک مفهوم اصلی مشروطه که قانون بودهاست، نقص داریم و اگر بتوانیم آن را دور بزنیم، خوشحال هم میشویم. فهم و انتخاب خیر عمومی در مقابل نفع شخصی شاید یکی از مهمترین نقاط کوری باشد که برای رسیدن به توسعه باید درموردش به اجماع عمومی برسیم. کارهایی خیلی ساده میتواند زندگی ما را ذرهذره آرامتر کند. کاری مثل دقت به ایجاد نکردن ترافیک در اطراف مدارس در زمان تعطیلی. اگر میتوانم پیاده به دنبال فرزندم بروم اگر هم مسیرم دور است ، ترجیحاً از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنم که هوا کمتر آلوده شود. اگر این هم ممکن نبود چند چهارراه جلوتر ماشین را پارک کنم تا مقابل مدرسه ترافیک نشود و کسانی که درحال عبور هستند، کلافه نشوند. این، کار کوچکی است که از دست من ِ مادر برمیآید. شاید به نظر کوچک باشد اما در جهت نفع جمعی است. بهترین قوانین جهان هم بدون اجرا توسط مردم، فایدهای ندارند. توسعه، امری یکباره و جادویی نیست. هیچ ملتی با امضای یک فرمان تاریخی به زندگی بهتر نرسیدهاست. توسعه و پیشرفت از ذهن من و شما و از خانههای ما شروع میشود. وقتی به اطرافیان و فرزندانمان اجازهی گفتگو و شنیدهشدن بدهیم و با رفتارمان ارزش و اهمیت قانون را اثبات کنیم. #مشروطه #نقش_من #توسعه #ریحانه_قاسمرشیدی @farhangkoodak
https://t.me/farhangkoodak/13761 #مشروطه #توسعه #ریحانه_قاسمرشیدی
موزه عکسخانه شهر به مناسبت یکصدوبیستمین سالگرد جنبش مشروطه برگزار میکند: نمایشگاه «مشروطه به روایت تصویر» تصاویر و کارتپستالهای جنبش مشروطه در ایران افتتاحیه: چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵ تا ۱۷ بازدید نمایشگاه از ۱۵ مرداد تا ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ همه روزه از ساعت ۹ تا ۱۶ (به جز ایام تعطیل و جمعهها). @museum_tourism