فاضل نظری
СтатистикаTelegram.me/fazelnazariii @Nahidashoori 📘 گریههای امپراتور ، ۱۳۸۲ 📙 اقلیت، ۱۳۸۵ 📕 آنها، ۱۳۸۸ 📒 ضد، ۱۳۹۲ 📗 کتاب، ۱۳۹۵ 📓 اکنون، ۱۳۹۷ 📚 وجود، ۱۴۰۱ 📖 نیست، ۱۴۰۳
- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 116
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 311
- 1/48двое суток
- 356
- 1/72трое суток
- 384
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد شاد باش! این رنج بیپایان به پایان میرسد گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد زندگی بر مردم آزادۀ بیآرزو سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد داستان شمع با آتش روایت شد ولی عاقبت با دیدۀ گریان به پایان میرسد سیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکست قصۀ تاریخ بیسلطان به پایان میرسد ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#امیدواری Telegram.me/fazelnazariii
گرچه به غیر از زیان ندیده ام از تو شکر که راضی نبودهام به کم از تو با توسر جان قمار کرده ام ای عشق هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو سایه خود را نگاه کن که بدانی همسفرت جا نمانده یک قدم از تو ای دم عشرت! نه اینکه یاد تو خوش نیست هست، ولی دلرباتر است غم از تو پنجره های سکوت نیمه شب از من نغمهٔ گنجشکهای صبحدم از تو ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#پنجرهیسکوت https://telegram.me/fazelnazariii
گرچه به غیر از زیان ندیده ام از تو شکر که راضی نبودهام به کم از تو با توسر جان قمار کرده ام ای عشق هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو سایه خود را نگاه کن که بدانی همسفرت جا نمانده یک قدم از تو ای دم عشرت! نه اینکه یاد تو خوش نیست هست، ولی دلرباتر است غم…
بر سر سجاده میافتاد چشمم تا به می شیشه می با دهان باز میپرسید: کی؟ کاش از اول بر در میخانه میخواندم نماز حیف از آن عمری که شد در گوشهی محراب طی نالهی جانسوز من بود آنچه میآمد به گوش آه من بود آنچه یکدم زیر لب میخواند نی کاش با ساقی حسابم پاک میشد، سالهاست او به من جامی بدهکار است و من جانی به وی من خطایی کمتر از بخشایشت دارم، ببخش با توام ای یار! ای غمخوار! ای «بسیار ای»! ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#بسیارای https://telegram.me/fazelnazariii
نیست آسان سخن سخت شنیدن گرچه میپذیرم ز تو گر هرچه بگویی هرچه دل به جز خواستۀ دوست چه میخواهد؟ هیچ ما گذشتیم ز خیر تو! بگو دیگر چه؟ خاطر موج، پریشان و دل ساحل، سنگ فرض کن باز هم اصرار کنم، آخر چه؟ میتوان مثل دو رود از دو طرف رفت ولی باز اگر بازرسیدیم به یکدیگر چه؟ گفتم ای دوست مرا بیخبر از خود مگذار گفت و بد گفت که از بیخبری خوشتر چه ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#نپذیرفتن https://telegram.me/fazelnazariii
میتوان همه چیز را از انسان گرفت مگر یک چیز: آزادی انسان در انتخاب رفتارش در هر شرایط و نیز انتخاب راه خود. 📚 کتاب: #انسان_در_جستجوی_معنا اثر :#ویکتور_فرانکل
جنگ که تمام شود، ازدواج میکنیم و در مزرعهی ما گلهایی خواهد رویید به زیبایی تو، در رحم تو دختری خواهد بود شبیه تو که عاشق پدرش خواهد بود… 🩶 نامهای در جیب یک سرباز کشته شده🖤
برای آدمهای بیچاره دو راه خوبِ مردن هست. یا در اثر بیاعتناییِ مطلقِ همنوعان در زمان صلح، یا در اثر شوقِ آدمکشیِ همین همنوعان در زمانِ جنگ! ✍🏻 #لویی_فردینان_سلین @beitmandegar
زَنانِ داغدیده روســریهــای سیــه پوشنـد که ننماید سپید، از بس که برکندند موها را ...سیهدِل پیر جنگاندیش را گو رو به دریا کن سپید صلح بین، پرچمبهپرچم خیلِ قوها را دگر می هم نباشد چارهٔ درد و غمت «امّید» بگو ساقی چو خُمها بشکند غمگین سبوها را سراغ روشنی کم گیر، ای شبگرد، کاندر شهر چراغ از حجــلهٔ داغ است برزنها و کــوها را #مهدی_اخوان_ثالث
ما رقص را از تفنگ و صلح را از جنگ بیشتر دوست داریم .... ....دیگران اگر امانمان بدهند .... #بکتاش_آبتین .
без подписи
اگر بیتابی من خاطرت را میکند محزون غمت را مثل تیری از دل خون میکشم بیرون تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون در آغوش «وداعم» با تو و هر «بوسهای» امشب هجوم تلخی «معنا»ست بر شیرینی «مضمون» کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش «جوان» شد پیر، «گل» شد سربهزانو، «بید» شد مجنون هدر شد مستیام در یاد دیروز و غم فردا بنوش از بادۀ اکنون، خوشا اکنون، خوشا اکنون ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#اکنون https://telegram.me/fazelnazariii
هیچکس چشم به راه من دیوانه نبود هرچه بر در زدم انگار کسی خانه نبود راندی از خویشم و من مردن خود را دیدم کاش تشییع من اینقدر غریبانه نبود سر به میخانهی یادت زدم اما دیگر جای لبهای تو روی لب پیمانه نبود در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم که سزاوار تو این خانهی ویرانه نبود پیش چشم همه ای عشق! جوانم کن باز تا ببینند، که اعجاز تو افسانه نبود ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#مهمان https://telegram.me/fazelnazariii
ای دل صبور باش که غمهای ما از اوست گر دوست اوست هرچه به ما می رسد نکوست خاموشم و قنوت من آیینهٔ غم است غم در زبان عشق، الفبای گفتگوست ما را که از حجاب ظواهر گذشتهایم دل مسجد است و عشق نماز است و غم وضوست با من دم از عذاب قیامت مزن که من از عدل دوست هم بگریزم به فضل دوست بفروش جان عاریتی را به صاحبش گر دوست مشتری ست چنین سودم آرزوست خود گفته است از همه نزدیک تر به ماست بیچاره عاقلی که سرش گرم جستجوست ✍🏻#فاضل_نظری 📚#وجود 📝#او https://telegram.me/fazelnazariii