Hiraeth
Статистикаهیرائِث به معنی دلتنگی برای خانهای که نمیتوانی به آن برگردی، از بین رفته یا هیچگاه وجود نداشته!
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 439
- 1/48двое суток
- 503
- 1/72трое суток
- 542
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
واقعا نمیدونم.
امن🐚
видео или голосовое, без подписи
شب و صبح
видео или голосовое, без подписи
Who am I without my sensitive heart?
من هر چه ام با تو زیباترم بر عاشقت آفرینی بگو
آخیش! چقدر دلم برای نوشتن اینجا تنگ شده بود!
دیشب توی مترو یه خانمی رو دیدم که داشت کتاب میخوند. هر چی تلاش کردم نتونستم جلد کتاب رو ببینم تا بفهمم که داره چی میخونه. برای همین رفتم توی توییتر (ایکس) و بیهدف نوشتم "من فضولِ کتابیِ مردم هستم. چه کتابی داری میخونی؟ کتابهای موردعلاقهات چی هستن؟ توی…
دیشب توی مترو یه خانمی رو دیدم که داشت کتاب میخوند. هر چی تلاش کردم نتونستم جلد کتاب رو ببینم تا بفهمم که داره چی میخونه. برای همین رفتم توی توییتر (ایکس) و بیهدف نوشتم "من فضولِ کتابیِ مردم هستم. چه کتابی داری میخونی؟ کتابهای موردعلاقهات چی هستن؟ توی کتابخونهات چی داری؟" هدفم این نبود که آدمها واقعا بیان و جواب بدن؛ ولی خب اتفاق افتاد! آدمهای زیادی اومدن و به این سوالها جواب دادن.
من همیشه از شدت عشقی که توی وجودمه ترسیدم. از اینکه نکنه چیزی رو که دوست دارم، با همین دوست داشتن زیادم خسته کنم یا از بین ببرم. برای همین خیلی وقتها خودم رو دور نگه داشتم؛ کمتر خواستم، کمتر نزدیک شدم، کمتر اجازه دادم کسی بفهمه چقدر عمیق همهچیز رو احساس میکنم. از این میترسم که دوست داشتنم زیادی شدید باشه؛ که دستهام انقدر یک چیزی رو محکم در آغوش بگیرن که بهش صدمه بزنن. برای همین خیلی وقتها عشقم رو پنهان میکنم؛ توی عمیقترین بخش از وجودم که حتی دیده نشه. اما هرچقدر بیشتر سعی میکنم حبسش کنم، بیشتر خودش رو نشون میده. بعضی چیزها رو نمیشه برای همیشه پنهان کرد، چون حقیقت اینه که من بلد نیستم نصفه و نیمه دوست داشته باشم. وقتی یک چیزی یا کسی رو دوست دارم، همهی وجودم درگیرش میشه.
видео или голосовое, без подписи
خیلی زود این تیشرت قراره تو جانان پیشفروش بشه. من خواستم شماها زودتر بدونید🤭 https://www.instagram.com/janan_impress?igsh=ZXUzZ2ltbDZiNWVj
دلم براش تنگ شده!
اولین باری که Runaway bride رو دیدم هیچوقت فراموش نمیکنم!
بیمارم با سرطان کیسهصفرا دلش گرفته، نشسته روی تختش و داره گریه میکنه. بهش گفتم بره هوا بخوره و یکم راه بره. حالا خودم هم نیاز دارم برم هوا بخورم و راه برم.
TO LIVE FOR THE HOPE OF IT ALL🌟
دفترچه خاطرات طرح: امروز از بیمارم افقی iv گرفتم و بعدش مجبور شدم از فمورش خون بگیرم که استرسآور و جالب بود.
یک ملال مطلوبی در زندگیم دارم که دوست ندارم مخدوشش کنم. دوست دارم باهاش زندگی کنم، تا ابد!
روی تخت دراز کشیدن و زل زدن به سقف، کار موردعلاقه جدیدمه!