Giltaj
Статистикаپایگاه گیلان شناسی تنها کانال رسمی مجله گیله وا و نشر گیلکان در تلگرام جهت ارتباط با ادمین لینک زیر را لمس کنید 👇👇 @giltajadmin
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 203
- 1/48двое суток
- 232
- 1/72трое суток
- 250
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
■ چالشهای روزنامهنگاری در گیلان (نشست تخصصی در پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان) یکشنبه ۲۵ امرداد ۱۴۰۵ ، ۱۰ صبح @giltaj
■ شب بو بیابان بو ترانهای برگرفته از موسیقی آرژانتینی بانام " قایق زائر" اثر رائول گارسس شعر : جهانگیر سرتیپ پور خواننده : فهیمه اگبر @giltaj
فصلنامه تخصصی گیلهوا ( گیلانشناسی و شمال پژوهی) نشر گیلکان ( ناشر آثار گیلان و مازندران، گیلماز ) مرکز مطالعات شمال ایران نشانی: رشت ، خیابان خمینی، سه راه حاجی آباد( انقلاب) کوچه جنب بانک تجارت صندوق پستی رشت ۴۱۷۴ -- ۴۱۶۳۵ تلفن ۳۳۲۳۰۶۳۹ - ۰۱۳ و ۰۹۱۱۱۳۹۵۶۶۹ @giltaj
👆👆👆 یکی از قدیمی ترین اجراهای تصنیف معروف " رعنا " احتمالا ضبط شده به سال ۱۳۲۶ با صدای زنده یاد عاشور پور @giltaj
👇👇👇 @giltaj
فصلنامه تخصصی گیلهوا ( گیلانشناسی و شمال پژوهی) نشر گیلکان ( ناشر آثار گیلان و مازندران، گیلماز ) مرکز مطالعات شمال ایران نشانی: رشت ، خیابان خمینی، سه راه حاجی آباد( انقلاب) کوچه جنب بانک تجارت صندوق پستی رشت ۴۱۷۴ -- ۴۱۶۳۵ تلفن ۳۳۲۳۰۶۴۹ - ۰۱۳ و ۰۹۱۱۱۳۹۵۶۶۹ @giltaj
■ خانه های قدیمی روستایی گیلان را در یابیم! "سابق بر این، هنگام مسافرت وقتی از جاده های گیلان می گذشتیم، چشمانمان در دو سوی جاده به خانه های چوبی زیبا و تمیز گالیپوشی روستاییان می افتاد که روح زندگی و سادگی در آن ها موج می زد. در سال های اخیر همزمان با رشد جمعیت ، پیشرفت صنایع، تزاید حمل و نقل ، توسعه راه ها، تعدد وسایط نقلیه، خانه سازی در حول و حوش راه ها و روستاها نیز دچار تغییر و تحول عمده شد. دیگر ضمن عبور و مرور از جاده ها، خانه های آن چنانی به چشم نمی آید. بناهای زیبای قدیمی با مصالح ساختمانی سنتی کم کم تبدیل به خانه های شبه شهری شده اند. دیگر نه فقط در جاده های اصلی که حتی در جاده های فرعی نیز نشانی از آن خانهها نیست و اگر به جاده های خاکی پیچ در پیچ منتهی در قلب روستاها و مزارع برنج برویم شاید به ندرت یکی دو واحد از این خانه ها را بتوانیم ببینیم که هنوز برجا مانده اند و صاحبان پیر آن ها در " تلار ایوان" آن نشسته و به "دستک صراحی" های زیبای آن تکیه داده و به مرگ خود و خانه اجدادی خود می اندیشند که تا حالا توانسته اند چراغ آن را روشن نگهدارند. آن سوتر فرزندانشان را می بینیم که منتظرند، با سرگذاشتن پدرانشان خانه ها را در هم بکوبند، زمین آن را تقسیم کنند و با سنگ بلوک و سیمان آلونکی کوچک به شکل خانه های مدرن شهری بسازند." اشتباه نکنید این روزنوشت امروز من نیست ، نوشته ۳۴ سال پیش از شماره دوم گیلهوا ( امرداد ۱۳۷۱) است که بعنوان مدخل بر پیشانی گزارشی از دومین نمایشگاه ایرانگردی، غرفه گیلان در تهران چاپ کرده بودم . یادش بخیر زندهیاد مهندس سعید نیا که در نمایشکاه بین المللی تهران کلبهای روستایی و درست حسابی برافراشته بود و بازدیدکنندگان دسته دسته می آمدند کنار آن عکس میگرفتند ، خانهای که ماکت آن جذب کننده بود در حالیکه اصل خانه برای صاحبان خانه و ما گیلکان جلوهای نمیکرد! این مساله دغدغه آن روز من بود . الان ۳۴ سال از آن تاریخ میگذرد . بیگمان آن چند واحد خانه روستایی هم امروز دیگر دیده نمیشود . هویت معماری گیلان این چنین سریع از میان میرود و همراه آن هویت های دیگر ما از جمله زبان . از خودمان و داشتههایمان مراقبت کنیم . نمادهای اصالت پویا و زیبای خود را از دست ندهیم ، حداقل با تغییر کا ربری جدید از آن ها محافظت کنیم . م.پ.جکتاجی @giltaj
ستم وختی بسر آیه کی ستم بیده تصمیم بیگیره ده طاقت ناوره ! " نلسون ماندلا " @giltaj
🔶به بهانه سی و پنج سالگی گیلهوا؛ درختِ تشنه! 🔶 #گیله_وا در واقع سازمانی یکنفره است. علیرغم کوششهای پراکنده اما نافرجام، هیچگاه به معنای واقعی کلمه، جمعی و هیاتی اداره نشد و هیچگاه در قواره یک نهاد یا شرکتِ سهامی نبود. آن چه یکی از اصول و قواعد اداره نشریه است (داشتن هیات تحریریه) هرگز در گیله وا موضوعیت نداشت. 🔸تجربه و مشاهده میگوید؛ بقای گیلهوا تا امروز، جدای از خوشنامی که محصول پاکیزهخویی و رابطه سالم با مخاطب و نه بهرهمندی از رانتهای ویژه است! بسیار به انحصاری ماندنِ مدیریت و تصمیمسازی فردی وابسته است. #امین_حق_ره ⏪ ادامهی مطلب را از طریق لینک زیر در سایت مرور مطالعه کنید: https://mroor.org/tnl @giltaj
■ فندق نوبرانه به بازار آمد فندق نوبرانه امسال گیلان به قیمت کیلویی پانصد هزار تومان وارد بازار شد. خوب است این اطلاعات کلی را از این محصول باغی گیلان داشته باشیم. شاید خیلی ها و از جمله خود گیلانی ها ندانند که : ● گیلان رتبه نخست تولید فندق را در کشور دارد (و ایران مقام ششم تولید آن را در جهان) ● حدود ۸۰ تا ۹۰٪ فندق کل کشور در گیلان بعمل می آید که به تنهایی ۸۰٪ نیاز مصرفی داخل کشور را تامین می کند. ● فندق خاصیت غذایی و دارویی و درمانی فراوان دارد. ● ایران ۱۹۰۰۰ هکتار باغ فندق کاری دارد که ۱۷۰۰۰ هکتار آن در گیلان است و حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار تن فندق در سال از آن بهره برداری می شود. ● فندق از نیمه اول مرداد تا نیمه شهریور در بازارهای رشت و گیلان در طبق و سبد و پیشخوان میوه فروشی ها دیده می شود. ● فندق در شهرهای املش، رودسر، لاهیجان، سیاهکل، رودبار، تالش و آستارا بعمل می آید ● ۸۰۰۰ خانوار گیلانی با ۵۹۰۰۰ بهره ور دست اندرکار تولید آن هستند. ● گفته می شود بیش از ۱۰۰ محصول غذایی و آرایشی از فندق تولید می شود . ● متاسفانه در گیلان کارخانه های فرآوری روز جهت بسته بندی وجود ندارد. تا چندی پیش تنها دو کارخانه فندق شکنی وجود داشت . چند سال پیش اولین کارخانه فرآوری مدرن فندق در رودسر با ۴۰ کارگر و ظرفیت کاری ۸۰۰ کیلوگرم فرآوری در ساعت تاسیس شد که نسبت به تولید آن ناکافی لست . ● تا چند سال پیش که هیچ گونه کارگاه و کارخانه ای در گیلان وجود نداشت، عمده فندق گیلان بویژه از مناطق املش و رودسر و لاهیجان توسط سلف خرها به قزوین می رفت و بعد از فرآوری به گیلان برمی گشت و به قیمت گرانتر فروخته می شد . بسیاری از گیلانیان نمی دانستند خود تولید کننده عمده فندق کشور و حائز رتبه نخست هستند و فندق را همچون پسته محصولی از "عراقات" تصور می کردند. ● امروزه بخشی از محصول فندق گیلان به کشورهای همسایه صادر می شود ( در سال ۱۳۹۸ حدود دویست تن فندق به ارزش ۱۲۰۰۰۰ دلار برابر ۸۸۰ میلیارد تومان به کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشور تونس صادر شد.) ○ از طریق شناخت محصولات کشاورزی هم می توان به خویشتن خویش بازگشت. خود را بشناسیم، در خود غور کنیم، به اطلاعات تازه دست یابیم ، داشته های خود را قدر بگذاریم ، از کشاورزانمان حمایت کنیم. به اینکار میگویند غیرت و تعصب ملیح گیلانی @giltaj (اطلاعات آماری از آرشیو گیله وا بر اساس گزارشات روابط عمومی جهاد کشاورزی گیلان)
اوشانی کی شرف ناریدی ، خوشانا فوروشیدی. اوشانی کی ووجدان ناریدی ، ده آدمانا فوروشیدی. و اوشانی کی هر دوتانا ناریدی ، خوشان' وطنا فوروشیدی ! " ارنستو چهگوارا " @giltaj
گروه داستان گیلکی خانه فرهنگ گیلان: 🔹داستانخوانی گیلکی و نقد و بررسی آثار 🔸دوشنبه| ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ |ساعت ۱۷:۳۰ @kfgil @giltaj
■ به بهانه آغاز سی و پنجمین سال انتشار نشریه گیله وا ● چرا نام مجله را "گیله وا" گذاشتم؟ گیلان به اقتضای وجود دریای کاسپین در شمال و رشته کوه های البرز در جنوب و ادامه آن با سلسله کوه های تالش در شمال غرب و جلگه گیلان در مرکز، محل برخورد انواع و اقسام بادهاست که بیشتر آن ها باران زا و طوفانی هستند و موجب تغییر ناگهانی هوا و انقلابات جوی می شوند. "گیله وا" بادی است که از شرق به غرب می وزد و منشا خیر و برکت و موجب ازدیاد محصول و افزایش صید ماهی و به شکوفه نشستن درختان میوه و سبب خوشی هوا و بند آمدن باران و تابش آفتاب است. از این رو "گیله وا" میان بادهای گیلان و شمال ایران مساعدترین باد است و از سه جهت شمال شرقی، شرق و جنوب شرقی مازندران ( که به ترتیب بیرون گیله وا، خوشکه گیله وا و کنار گیله وا نامیده می شود) به طرف گیلان می وزد و تا مناطق تالش نشین جمهوری آذربایجان ، فراتر از لنکران و تا نزدیکی های باکو می رود که میان همه ساحل نشینان و ماهیگیران و قایقرانان به گله وا یا گیله وا معروف است . این باد را به تعبیری با باد صبا و نسیم شمال می توان همپهلو گرفت. من این نام را به سبب اشتراک میان اقوام زنجیره ای هم تبار شمال ایران انتخاب کردم که هم برکت و لطافت اقلیم سبز شمالی ما را نشان دهد هم وحدت و اشتراک و هم ریشگی مردمان آن را. این نام به تایید دو تن از صمیمی ترین دوستان اهل نظر و هنرم زنده یادان استاد فریدون نوزاد و سید علی زیباکناری هم رسید که اولی کاربرد آن را در مازندران و دومی هم در دریاکناران گیلان گواهی کرده بودند. گیله وا نامی است که گیلانیان بر دختران خود نیز می نهند. همچنین نام روستایی است از توابع کوچصفهان شهرستان رشت و ... نیز نام نشریه ای که سی و پنجمین سال انتشار خود را آغازیده است. @giltaj
видео или голосовое, без подписи
🔶به بهانه سی و پنج سالگی گیلهوا؛ گیلهوا، روایت ماندگاری یک بیداری فرهنگی 🔶سیوپنج سال در عمر یک نشریه، صرفا گذر زمان نیست، گواه پایداری اندیشهای است که توانسته است از فراز و فرود روزگار بگذرد به رسالت خود پایدار بماند و در متن حیات فرهنگی جامعه، جایگاهی ماندگار بیابد. #گیله_وا امروز به چنین منزلتی دست یافته است، منزلتی که نه از استمرار انتشار، بلکه از استمرار یک اندیشه و یک مسئولیت تاریخی سر چشمه میگیرد. 🔶 «گیلهوا» در روزگاری پا به عرصه فرهنگ نهاد که زبانها و فرهنگهای بومی، بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی، حاشیهنشینی و فرسایش قرار داشتند. 🔶 در آن سالها، کمتر کسی میاندیشید که زبان گیلکی با پیشینهای دیرینه و ساختاری استوار میتواند موضوع پژوهش روشمند دانشگاهی قرار گیرد یا فرهنگعامه گیلان، بهمثابه بخشی از میراث فرهنگی ایران، شایسته ثبت، تحلیل و باز خوانی باشد. گیلهوا از نخستین صداهایی بود که این ضرورت را دریافت و آن را به رسالتی فرهنگی بدل ساخت. #مسعود_پورهادی ⏪ ادامهی مطلب را از طریق لینک زیر در سایت مرور مطالعه کنید: https://mroor.org/thc
■ وقتی کنسول روس در گیلان سعی میکند گیلکی یاد بگیرد... موسیو باسیل نیکیتین دیپلومات لهستانی الاصل روسی در سال های ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۹ میلادی مامور خدمات سیاسی و کنسولی در ایران بود. او در این فاصله مدتی هم کنسول روس در رشت بود و در بخشی از وقایع مربوط به نهضت جنگل نقش داشت. نیکیتین هنگام اقامت خود در ایران و گیلان علاوه بر انجام خدمات سیاسی و نظامی، مطالعات شرق شناسی نیز انجام داد. یادداشت های او در مورد گیلان در کتاب "خاطرات و سفرنامه موسیو،ب.نیکیتین" به ترجمه علیمحمد فره وشی (مترجم همایون) آمده است. وی در جایی از کتاب (ص ۱۶۰) ضمن شرح فعالیت های سیاسی اش در گیلان ، وقتی از مطالعات غیر دیپلوماتیک خود صحبت می کند می نویسد: "...اما لازم بود که بغیر از این اطلاعات که در مشاغل روزانه برای من حاصل میشد مطالعات دیگری هم بکنم: ابتدا به این فکر افتادم که طریقه حرف زدن گیلکی را یاد بگیرم زیرا که دهقانان گیلان مخصوصا زنان آن ها بجز زبان گیلک زبان دیگری نمیدانند. شنیده بودم که مجموعه اشعاری به زبان گیلکی است که نامش نیزار است ولی نسخه آن منحصر بفرد بود بنا بر روایتی درویشی این کتاب خطی را که در امامزاده ای بوده ربوده است و نظر باینکه نوشته ای بدست من نیفتاد بر آن شدم که اشعاری را از کسانی که خوش لهجه بودند شنیده و یادداشت نمایم..." در این جا به چند نکته باید اشاره کنم : ۱- مطابق نوشته کنسول روس در رشت ، صد و بیست سال پیش زبان گیلکی چنان کاربردی داشت که یک کنسول برای توفیق در انجام امور ادادی و دیپلماتیک خود نیاز به یادگیری آن داشت . ۲- عموم گیلک ها بویژه دهقانان و زنان روستایی زبانی جز گیلکی نمیدانستند. ظهور پدیده دوزبانگی در گیلان از دهه چهل شمسی آغاز و کمکم فراگیر شد و طی یک برنامه زیر پوستی ملی به ظاهر شیک تجددگرایانه ، اول از همه به دختران و زنان گیلک سرایت کرد تا در نهایت زبان مادری به حاشیه رانده شود و زمینه برای امحا یکی از زبانهای قومی ایرانی به سود زبان رسمی به حاشیه رود. ببینید چگونه در عرض فقط ۱۲۰ سال زبان زنان و دختران گیلانی از گیلکی به فارسی تبدیل شده است . تغییرات گاهی آرام ، ناآگاهانه ، زیرپوستی و بعد داوطلبانه و با توجیه و تسلیم انجام میشود و نهایتا بجایی میرسد که امروز به مرحله استحاله و بحران رسیده است. ۳ - از درویشی که اشاره شد و بسیاری از دراویش خود عاملین بومی یا غیر بومی دلالان یهودی بودند که کتب خطی، اشیا زیر خاکی و آثار عتیقه را به خارج از کشور انتقال داده اند. اگر دیوان پیر شرفشاه دولایی بعد از ۷۰۰ سال در بخارست پایتخت رومانی پیدا شد، بعید نیست "نیزار" نیز روزگاری سر از یکی از کتابخانه های دیگر جهان درآورد. م.پ.جکتاجی @giltaj
■ شعری از نسیم شمال به مناسبت روز خبرنگار ۱۷ امرداد۱۴۰۵ ای وای وطن وای گردیده وطن غرقۀ اندوه و محن وای/ای وای وطن وای خیزید و روید از پی تابوت وکفن وای/ای وای وطن وای از خون جوانان که شده کشته در این راه/رنگین طبق ماه خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای/ ای وای وطن وای کو همت و کو غیرت و کو جوش فتوت؟/کو جنبش ملت؟ دردا که رسید از دو طرف سیل فتن وای/ای وای وطن وای افسوس که اسلام شده از همه جانب/ پامال اجانب مشروطۀ ایران شده تاریخ زمن وای/ای وای وطن وای تنها نه همین گشت وطن ضایع و بدنام/گمنام شد اسلام پژمرده شد این باغ و گل و سرو و سمن وای/ای وای وطن وای بلبل نبرد نام گل از واهمه هرگز/نرگس شده قرمز سرخند ازین غصه سفیدان چمن وای/ای وای وطن وای بعضی وزرا ملکشان راهزنی شد/سری علنی شد گشته علما غرقه در این لای و لجن وای/ای وای وطن وای ... @giltaj
نشست پژوهشی شاعر مردم سید اشرفالدین گیلانی( نسیم شمال) به مناسبت صدوبیستمین سالگرد صدور فرمان مشروطیت . این نشست در تهران برگزار میشود. @giltaj
■ نوروز بل سرمقاله شماره ۲ گیلهوا امرداد ۱۳۷۱
■ به یاد یکی از کوشندگان بازسازی آیین کهن نوروزبل در آستانه مراسم نوروزبل ۱۶۰۰ یادی کنم از دوستی صمیمی که در بازسازی اولین مراسم نوروز بل ، دقیقا بیست سال پیش در ۱۵ امرداد ۱۳۸۵ ، نقش سرگالش را ایفا کرد ، طرفتهالعینی دهها گالش محلی و جوانان روستای ملکوت را بسیج کرد ، چوغاهای تازه و کهنه تهیه و به تن آنها کرد و خود بهعنوان سرگالش رهبری آنها را برعهده گرفت و مطابق رسوم و نقل قولها و گزارشی که داده بودم به اجرای مراسم پرداخت . انگار خداوند آن روز او را به ما رسانده بود . شادروان حسین کیهانپور ، اهل اطاقور لنگرود و کارمند دانشگاه آزاد لاهیجان، تحصیلکرده همان دانشگاه و درگذشته [۱۴۰۳] م.پ.ج. @giltaj