جامعهشناسی گروههای اجتماعی
Статистика👈تحلیل، نقد، معرفی کتاب در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا ✅فریبا نظری دانش آموخته دکترای جامعهشناسی و مطالبی از دنیای: 👈 موسیقی 👈سینما 📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 133
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 321
- 1/48двое суток
- 367
- 1/72трое суток
- 396
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 ادعاهای موهوم و بهانههایی برای کشتار خیابانی «تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن» ✍️سعید مدنی 4️⃣ بخش چهارم : ادعای نظام مبنی بر مداخلهی تروریستها و عوامل موساد ضعیفتر از آن است که بتواند چنین اعتراض گسترده و کشتار بیسابقهای را توجیه کند. کما اینکه گزارشهای شاهدان عینی هم ناقض این ادعا است. در اینکه اسراییل همواره پروژههایی را علیه ایران تدارک دیده تردید ندارم؛ اما همچنانکه در مقالهی ایلناعی در «هیوم» (به فرض صحت) آمده، پروژههای اسراییل عمدتاً منحصر به نفوذ در نظام جمهوری اسلامی یا آموزش نیروهای مسلح ازجمله کردها (اگرچه آنها تکذیب کردهاند) و امثال آن بوده و نه اعزام نیروهای مسلح مخفی که مردم معترض را در چنین ابعاد وسیعی در خیابانها به قتل برسانند. ریاست یک بیمارستان تخصصی چشمپزشکی معروف اعلام کرد که در آن دو روز بیش از هزار عمل چشم برای ترمیم یا تخلیهی چشم معترضان آسیبدیده انجام دادهاند (روزنامه آرمان ملی ۶/۱۱/۱۴۰۴). در گفتوگویی که با یکی از این جراحان چشم داشتم، او که روایت بیمارانش را در ۱۸ و ۱۹ دیماه از نزدیک شنیده بود نیز ادعای نظام را فاقد وجاهت میدانست و رد میکرد. اصلاً بیشتر به شوخی میماند که تروریستهای اسراییلی یا مزدوران اسراییل وارد ایران شده باشند تا در بیش از ۲۰۰ شهر به چشمان جمعیت کثیری گلولهی ساچمهای شلیک کنند. بهعلاوه درست ۲۴ ساعت بعد از قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی و به دعوت نظام و به طرفداری از آن گردهماییهایی در اغلب شهرها برگزار شد که در آن خون از دماغ کسی نریخت. گویی تروریستهای ادعایی فقط برای کشتار مخالفان رژیم از راه رسیدند و پس از آن آب شدند و به زمین رفتند. البته در چنین اجتماع گستردهی سراسری نمیتوان بهکلی وجود چند تن افراد مسلح مخالف را تأیید یا رد کرد؛ اما اینکه اساساً نیرویی در ایران یا خارج از ایران وجود داشته باشد که قابلیت حضور مسلحانه و سازماندهی اعتراضاتی در این سطح و گستردگی را داشته باشد جز توهم یا دروغ نیست. (ادامه دارد) #ایران_فردا #نامه_چهارم #کشتار_خیابانی #آصف_بیات #سعید_مدنی https://t.me/iranfardamag https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🔴تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن»/۱ ✍️سعید مدنی ☑️جامعهی جنبشی و ساخت بازار 2️⃣ بازهم جامعهی جنبشی ایران 🔸 بیتردید هم دامنهی جغرافیایی و هم تراکم تجمعات دی ماه از اعتراضات پیشین بسیار بیشتر بود. در حالی که برآورد شده بود که در جنبش مهسا حدود ۲۰۰ نقطهی ایران درگیر اعتراضات بوده، شواهد نشان میدهد که در دی ماه دامنهی اعتراضات به بیش از ۴۰۰ نقطه رسیده است. بنا بر گزارش نسبتاً جامع خبرگزاری هرانا (۲۰۲۶) ۳۱ استان ایران از تاریخ ۷ دیماه ۱۴۰۴ تا ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴صحنهی اعتراض بود. براساس بررسیهای این گزارش، درمجموع ۲۰۳ شهر از ۳۱ استان برای ۶۸۲ بار صحنهی اعتراضات شدند. درمواردی که معترضان راه به خیابان پیدا نکردند، جوّ شدید امنیتی بر منطقه حاکم بود. مجموع جمعیت ساکن در ۲۰۳ شهری که شاهد اعتراض بودند بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ برابراست با ۴۴٫۸۶۶٫۷۴۶ نفر که شامل بیش از نیمی ازجمعیت کشور است. علاوه بر ۶۲۷ حضور گستردهی خیابانی، ۳۶ دانشگاه برای ۵۵ مرتبه درمحوطهی دانشگاهها اعتراض کردند. با در نظر گرفتن این شواهد بیتردید تعداد معترضان بسیار بالاتر از اعتراضات پیشین بوده است. 🔹نکتهی مهمتر آنکه تعداد شهرهای کوچک و حتی روستاهای نوبت اولی اعتراض در دی ماه بسیار زیاد بوده؛ یعنی شهرها و روستاهایی که پس از انقلاب هیچ سابقهی اعتراض در آنها گزارش نشده بود. این وضعیت با ویژگیهای «جامعهی جنبشی» سیدنی تارو بسیار مطابقت دارد که عبارتند از: ۱) گسترش تدریجی تراکم اعتراضات؛ ۲) انتشار تدریجی جغرافیای اعتراضات؛ ۳) نهادینهشدن تدریجی اعتراضات؛ ۴) نهادینهشدن تدریجی پاسخ رژیمها به اعتراضات. 🔸 پیامدهای اعتراض در شهرهای کوچک و برخی روستاها به نظر درتحولات آینده اهمیت زیادی خواهد داشت. برای مثال در برخی روستاها و شهرهای کوچک هم جانباختگان و هم قاتلان آنها در میان عموم مردم شناخته شدهاند و این وضعیت کل روابط آن شهر یا روستا را تحتالشعاع قرار داده است و پس از این هم عواقب بسیار دارد. 3️⃣ تغییر ساخت و فرهنگ سیاسی بازار 🔹آغاز اعتراضات دیماه از بازار نشان داد که این نهاد نیز طی نزدیک به پنجاه سال تجربهی جمهوری اسلامی از سونامی تغییر مصون نمانده است. بازار، روحانیت، طبقهی متوسط، بخش خصوصی، گروههای نابرخوردار و کارگران در این نیمقرن همه دستخوش دگرگونیهای عظیم شدهاند. یکی از این نهادها بازار است. 🔸 مرورنظاممند مطالعات جامعهشناختی بازار سنتی و بازاریان در ایران معاصر بیانگر تحلیلها و تلقیهای نظری گوناگونی از این عامل اجتماعی است، با عناوین واصطلاحاتی همچون «طبقهی متوسط سنتی»، «خردهبورژوازی سنتی»، «جامعهی مدنی سنتی»، «پایگاه سنتی ارتباطی»، «گروه فشار سنتی»، «نهاد اجتماعی غیررسمی»، «مکان و فضای سنتی شهری سرمایهساز اجتماعی». همین گوناگونی تحلیلی گواهی است بر تغییراتی ماهوی در پدیدهی بازار، طی پنجاه سال اخیر. بازاریان در دورهی پهلوی مجموعا ً از اقدامات غربگرایانهی رژیم ناراضی بودند، اما بعد از انقلاب، حاکمیتی با معیارها و شعارهای اسلامی حامی آنها شد که پذیرای مشارکت آنها در حاکمیت بود، تا حدی که افرادی با پیشینهی بازاری مناصب سیاسی و قضایی جدی به دست بیاورند. از این گذشته، نهاد بازار متأثر از عواملی دیگر، از گسترش مراکز خرید تا تحولات کالبدی، اجتماعی و نمادین در شهرها، پس از انقلاب و بهویژه از نسل دوم و سوم پس از انقلاب دچار دگرگونی های اساسیای شد که دیگر به غرب نسبت داده نمیشد. 🔹بهتدریج نمودهایی از شکلگیری بازاری مدرن در ایران پدید آمد که رویکرد سیاسی و دینی عاملاناش با نسل پیشین متفاوت بود. با توسعهی مراکز خرید جدید مثل «پاساژ علاءالدین» تهران و صدها نمونهی دیگر که تفاوتهایی اساسی در کالبد و از آن مهمتر در فرهنگ و روابط حاکم بر بازار سنتی داشت، این مراکز بهتدریج جایگزین کالبد و نهاد سنتی پیشین شدند. در این فرایند با بهسازی و نوسازی شهرها، بازار سنتی هرچه بیشتر با نزول نقش و جایگاه روبهرو شد. علاوه بر این توسعهی برونزا در پیوند با نظام سرمایه داری جهانی و ظهور آثار و مظاهر غربی در جامعهی ایران موجب دگرگونی در بسیاری از زمینه های مادی زندگی شهری و نگرشها شد و بسیاری نمادهای سنتی و با اهمیت سکونتگاههای سنتی ازجمله شهرها دچار تحول شدند..... 🔻متن کامل: https://cutt.ly/uyiL1q99 #ایران_فردا #نامه_چهارم #ساخت_بازار #آصف_بیات #سعید_مدنی https://t.me/iranfardamag https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🔴تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن»/۱ ✍️سعید مدنی 1️⃣ نقشهی خونین فقر و نابرابری در ایران ▪️بنا بر گزارش سخنگوی قوهی قضاییه (۲۹/۱۱/۱۴۰۴) در جریان اعتراضات دیماه در ۳۱ استان دستکم برای حدود ۱۰هزار و ۵۳۸ نفر بازداشتشده قرار جلب دادرسی صادر شد. در زندان فرصت یافتم با تعدادی از بازداشتشدگان دیماه از نزدیک گفتوگو کنم. پس از آن هم گزارشهایی از دیگر دوستان زندانی در دیگر زندانها که از نزدیک با انبوه جوانان بازداشتشده در ارتباط بودند شنیدم. در مجموع چند ویژگی وجه اشتراک بازداشتشدگان را تشکیل میداد: ۱) اکثریت قریب بهاتفاق به گروه سنی جوان در حد فاصل ۱۸ تا ۳۰ سال قرار داشتند، اگرچه در میان آنها جمعی کمتر از ۱۸ سال و میانسال نیز بودند؛ ۲) اکثریت قریب بهاتفاق از گروههای کمدرآمد یا متوسط فقیر بودند. در تهران عاملیت طبقهی متوسط فقیر در دامنهی وسیع اعتراضات در محلاتی مثل اسلامشهر در جنوب، نازیآباد در مرکز، تهرانپارس در شرق و صادقیه و ستارخان در غرب تهران بهروشنی قابلمشاهده بود. ۳) اغلب بازداشت شدگان بیکار یا دارای مشاغل با درآمد پایین مثل رانندهی اسنپ، پیک باربر، شاگرد مغازه یا کارگر و مکانیک بودند. ۴) اغلب تحصیلات دیپلم و کمتر داشتند و ترک تحصیل کرده بودند. ۵) بخش قابلتوجهی از بازداشتشدگان تهران مهاجر از دیگر شهرها بودند. در گزارش مدیر عامل بهشت زهرا آمده که بیش از ۵۰ درصد اجساد جانباختگان در تهران برای خاکسپاری به شهرستانها اعزام شدند (دنیای اقتصاد ۳/۱۱/۱۴۰۴). در گزارشی که «معاونت تبلیغ حوزه علمیه» بر اساس نمونهای از بازداشتشدگان دی ماه منتشر کرده، نتیجه گرفته که مهمترین مشخصههای آنها مرد، جوان، مجرد، کمتحصیل، بدون سابقهی کیفری، و متعلق به طبقهی متوسط و فقیر بوده است (روزنامه اعتماد ۹/۱۱/۱۴۰۴). بهرغم سهم پایین زنان در اعتراضات دیماه در مقایسه با اعتراضات «مهسا» بنا بر برخی شواهد سهم زنان از جانباختگان دیماه بیشتر از سهم آنان از جانباختگان خیزش مهسا بوده است (حاجی زادگان ۱۴۰۵). به تصور من اگر بخواهیم این مجموعه را در قالب الگوهای جنبشی گذشته جای دهیم، میتوان آن را تداوم جنبش جوانان در ایران محسوب کرد. 🔸در ایران از حدود ۲۴ میلیون جمعیت ۱۵ تا ۳۴ سال دستکم ۱۲ میلیون نفر یعنی ۱۴ درصد جمعیت کشور نه تحصیل میکنند و نه شاغل هستند. شواهد نشان میدهد که موتور اصلی اعتراضات دیماه این گروه بودند. این جمعیت قابلتوجه و پرانرژی در بستر اجتماعی زندگی میکنند که در آن کمترین امیدی به بهبود وضعیت اشتغال و آینده ندارد. در فاصلهی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ حدود ۲۰۰هزار نفر به خالص اشتغال اضافه شده که معادل ۳۳هزار نفر در سال است؛ در همین حال، دستکم سالانه حدود ۷۵۰هزار نفر به جمعیت بالاتر از ۱۵ سال اضافه میشود که وضعیت موجود پاسخی به مطالبهی آنها برای اشتغال ندارد. از دیگر مختصات بستری که این جمعیت جوان بیکار و خارج از تحصیل در آن به سر میبرد تورم ساختاری ۷۰-۸۰ درصدی و بیشتر است که گروههای متوسط را به زیر خط فقر میکشاند و گروههای فقیر را به فلاکت و در همان حال شکاف فقیر و غنی و نابرابری را آن چنان عمیق میکند که هیچ آیندهی روشنی را برای تحرک طبقاتی و اجتماعی به جا نمیگذارد. این سطح از نابرابری در سطح جهان کمنظیر است. در کنار اینها فساد عمیق ساختاری و تبعیضهای جدی، این جامعهی جوان را عاصی و شورشی کرده و نیروی محرک و شریک در هر اعتراض اجتماعی علیه وضع موجود... . 🔻متن کامل: https://cutt.ly/tyuQwcCF #ایران_فردا #نامه_چهارم #آصف_بیات #سعید_مدنی https://t.me/iranfardamag https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🔻جزئیات گزارش عملکرد انجمن حمایت از کودکان در سال ۱۴۰۴ منتشر شد 🔴آزار در صدر پروندهها 🖍️مریم لطفی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق 🔹بررسی پروندههای ثبتشده در سال ۱۴۰۴ در انجمن حمایت از حقوق کودکان نشان میدهد که بخش درخور توجهی از مراجعات به واحد حقوقی این انجمن حول محور «کودکآزاری جنسی» بوده است. براساس گزارش عملکرد انجمن، این موارد شامل آزار جنسی توسط اعضای خانواده، اشخاص ثالث و همچنین مواردی در بستر فضای مجازی بوده و سهم چشمگیری از مداخلات حقوقی انجمن را به خود اختصاص داده است. 🔹در این پروندهها، عواملی مانند مراجعهنکردن فوری به کلانتری، نگرفتن گزارش پزشکی قانونی، استحمام پس از وقوع آزار جنسی، شستوشوی لباسها و در نهایت اقدامنکردن مؤثر در ساعات حیاتی پس از وقوع آزار، از مهمترین مواردی بودهاند که به فرار آزارگر از محکومیت و مجازات منجر شدهاند. 🔹پس از پروندههای مرتبط با کودکآزاری جنسی، اختلافات خانوادگی مرتبط با حضانت از دیگر محورهای پرتکرار مراجعات به واحد حقوقی انجمن در سال ۱۴۰۴ بوده است. 🔹در ادامه، این گزارش به فعالیت «صدای یارا» اشاره کرد؛ خط مشاورهای که از دیماه سال ۱۳۷۹ فعالیت خود را آغاز کرد و بهعنوان نخستین خط مشاوره تلفنی برای کودکان، نوجوانان، خانوادهها و مراقبان کودک در ایران شناخته میشود. 🔹در میان موارد کودکآزاری مطرحشده در تماسها، بیشترین سهم مربوط به آزار روحی-روانی بوده است. بر اساس گزارش انجمن، ۳۰ درصد موارد کودکآزاری از نوع روحی-روانی، ۲۷ درصد از نوع غفلت و ۱۷ درصد آموزشی بوده است. سهم آزار جسمی نیز ۱۰ درصد اعلام شده و مابقی موارد در سایر دستهها قرار داشتهاند. 🔹انجمن، آزار روحی-عاطفی را بالاترین نوع آزار در این آمار معرفی کرده و مصادیقی مانند تحقیر، تهدید و بیتوجهی عاطفی را برای آن برشمرده است. در دسته غفلت نیز عدم تأمین نیازهای اساسی کودک مورد اشاره قرار گرفته است. آزار آموزشی شامل ممانعت از تحصیل یا بیتوجهی به امور مدرسه عنوان شده و آزار جسمی نیز شامل تنبیه بدنی و آسیب فیزیکی بوده است. انجمن در عین حال آزار جنسی را حساسترین و پنهانترین نوع آزار معرفی کرده است. 🔹گزارش عملکرد انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال ۱۴۰۴، در ادامه بررسی تأثیر شرایط جنگی بر کودکان و خانوادهها، به مجموعهای از آسیبها و مشکلات مطرحشده در تماسهای «صدای یارا» اشاره میکند. در بخش آسیبهای روانی غیرمستقیم، ترس و اضطراب مداوم ناشی از شنیدن اخبار جنگ، کابوسهای شبانه و اختلال خواب و احساس ناامنی و عدم اطمینان نسبت به آینده از جمله موارد مطرحشده بوده است. 🔹همچنین استرس مزمن ناشی از جدایی پدر از خانواده، به عنوان یکی دیگر از پیامدهای این شرایط گزارش شده است. تماشای صحنههای دلخراش تخریب و فوت انسانها و کودکان از طریق تلویزیون، از جمله شبکه پویا، نیز از مواردی بوده که در گزارش مشاوران «صدای یارا» به آن اشاره شده و انجمن معتقد است چنین تصاویری میتواند ترومای عمیقی در ذهن کودکان ایجاد کند. 💢بیشتر بخوانید👇 https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1120548 #کودک_آزاری #آزار_جنسی #آزار_روانی #اضطراب_جنگ #احساس_ناامنی #کودکان @sharghdaily https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🟢 از قفس آکادمیک تا متن جامعه: بازخوانی جامعهشناسی در میدان زیست روزمره ✏با ادای احترام، سپاس و ارادت به استادانی که در محضرشان شاگردی نمودهام، پس از گذراندن سه دوره آموزشی تا مقطع دکتری، به این دریافت مهم رسیدهام آنچه از این شاخه پیچیدهی علوم انسانی، آموخته و به معنای کاربردی آن درک کردهام، نه محصول تکگوییهای استادان و جزوههای تحمیلی، که برآمده از میدان زیست روزمره و ارتباط با گروههای مختلف اجتماعی در بستر فضای عمومی بوده است. ای کاش دانشگاه به جای انباشت محفوظات فراموش شدنی، ما را در مقام دانشجو وادار میکرد تا پدیدههای واقعی پیرامونمان را با #تخیل_جامعهشناختی - مفهوم عمیق سی.رایت.میلز و ابزار کاربردی یک جامعهشناس - توصیف و تبیین کنیم. اگر #ماکس_وبر بر دیوانسالاری و نظام بروکراتیک، عنوان #قفس_آهنین گذاشت؛ اکنون من نیز میخواهم بر نهاد آموزش دانشگاهی عنوان #قفس_آکادمیک بگذارم. امروز، پس از رهایی از محدودیتهای دانشگاه، جامعهشناسی را در دل خود جامعه و در میان افراد همرشته یا غیر از آن، عمیقتر درک میکنم. این تجربه زیسته، پرسشهای اساسی در باب نسبت دانشگاه، نهاد علم و جامعه را به ذهنم پیش میکشد. با نگاهی تحلیلی به روند یک دهه اخیر کنکور، میبینیم که بهرغم تغییرات ساختاری و گرایش بیشتر به علوم انسانی، جامعهشناسی انتخاب اول نخبگان کنکوری نیست. دلایلی همچون: ماهیت انتقادی این رشته، نبود نظام صنفی قدرتمند و رویکرد دیوانسالاری حاکم که به جای تحلیلگران مستقل، غالباً به سراغ رویکردهای مهندسی یا #جامعهشناسان_دگر_پیرو* و غیرمستقل با #کارکرد_امنیتی میرود، این انقباض را تشدید کرده است. نتیجه این سیاست و وجود ظرفیت بالای ورودی رشته جامعهشناسی در انواع دانشگاه در کشور، تولید انبوه دانشآموختگانی است که تعدادی از ایشان گرچه مدارک تحصیلات تکمیلی جامعهشناسی دارند، اما فاقد تخیل جامعهشناختیاند. دقیقاً در همین شکاف ساختاری است که ارزش کنش #جامعهشناسان_غیرآکادمیک دوچندان میشود. تقلیل جامعهشناسی به دانشگاه و مقالات علمی- پژوهشی صرف، نادیده گرفتن ظرفیت انتقادی جامعه است. این نیروهای محرک و دغدغهمند مسائل و پدیدههای اجتماعی را میتوان در سه قالب دستهبندی کرد: ۱- جامعهشناسی مردممدار، برقراری گفتوگوی دوطرفه با شهروندانی که دیگر صرفاً #ابژه بررسی و پژوهش نیستند، بلکه مشارکتکنندگانی فعال در فهم مسائل اجتماعیاند. ۲- روشنفکران ارگانیک، نیروهایی که لزوماً کرسی آکادمیک ندارند، اما از دل گروهها و طبقات اجتماعی برمیخیزند و با ابزارهای روزمره به توصیف و تبیین تجربه زیسته میپردازند. ۳- جامعهشناسی روزمره، سوژههایی که در مواجهه با بحرانهای اجتماعی، تورم و انسداد سیاسی، درک میکنند که مشکلات فردیشان ریشه در ساختارهای کلان دارد و عملاً مفاهیم را در زندگی روزمره، بررسی میکنند. ☑️با این حال، ورود دستههای مختلف جامعهشناسان غیرآکادمیک و پژوهشگران مستقل میدان عمومی به حوزههای گوناگون جامعهشناسی همواره با این نقد مواجه است که احتمال راه برای ورود #شبه_علم باز شود. البته که باید پذیرفت هر خاطرهگویی یا تحلیل تقلیلگرایانه روانشناختی را نمیتوان به عنوان تحلیل جامعهشناختی جا زد. برای حفظ این حریم، رعایت چند مرز ساختاری ضروری است: 🔹وفاداری به چارچوبهای نظری به منظور پرهیز از عوامزدگی 🔹تمایز میان تجربه زیسته و تعمیم نابجا در جامعه 🔹شفافیت در روش جمعآوری دادهها 🔹ایفای نقش حیاتی پژوهشگران مرزی ✏️در نهایت، به یاد داشته باشیم که صرف در دست داشتن مدارک دانشگاهی کارشناسی، ارشد و دکتری، لزوماً از کسی یک جامعهشناس نمیسازد. جامعهشناسان واقعی — چه در جایگاه آکادمیک و چه در میدان عمومی — با تجهیز به تخیل جامعهشناختی، از قید و بندهای خشک و دیوانسالارانه روششناختی آکادمیک عبور میکنند. آنها با درکی انتقادی از تجربه زیسته، رنجهای فردی را به مسائل کلان ساختاری پیوند میزنند و به مثابه نیروی پیشران یا بسترساز اجتماعی برای ایجاد و گسترش فضاهای مستقل فکری عمل میکنند؛ فضایی که در آن جامعهشناسی نه یک رشته تحصیلی، بلکه ابزاری برای آگاهی، بازیابی عاملیت شهروندان و یک شیوهی زندگی** است. ✍️ فریبا نظری ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ #جامعهشناسی #دانشگاه #جامعه #جامعهشناسان_غیر_آکادمیک #جامعهشناسی_مردممدار #روشنفکر_ارگانیک #جامعهشناسی_روزمره #پژوهشگران_مرزی #قفس_آکادمیک *📍برای مطالعه بیشتر: https://t.me/Sociologyofsocialgroups/2200 *جامعهشناسان درخود و برای خود https://t.me/Sociologyofsocialgroups/2147 **جامعهشناسی به مثابه یک شیوه زندگی https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🟢 به بهانه آغاز سی و پنجمین سال انتشار نشریه گیله وا ● چرا نام مجله را "گیله وا" گذاشتم؟ 🖍️ محمدتقی پوراحمد جکتاجی گیلان به اقتضای وجود دریای کاسپین در شمال و رشته کوه های البرز در جنوب و ادامه آن با سلسله کوه های تالش در شمال غرب و جلگه گیلان در مرکز، محل برخورد انواع و اقسام بادهاست که بیشتر آن ها باران زا و طوفانی هستند و موجب تغییر ناگهانی هوا و انقلابات جوی می شوند. "گیله وا" بادی است که از شرق به غرب می وزد و منشا خیر و برکت و موجب ازدیاد محصول و افزایش صید ماهی و به شکوفه نشستن درختان میوه و سبب خوشی هوا و بند آمدن باران و تابش آفتاب است. از این رو "گیله وا" میان بادهای گیلان و شمال ایران مساعدترین باد است و از سه جهت شمال شرقی، شرق و جنوب شرقی مازندران ( که به ترتیب بیرون گیله وا، خوشکه گیله وا و کنار گیله وا نامیده می شود) به طرف گیلان می وزد و تا مناطق تالش نشین جمهوری آذربایجان ، فراتر از لنکران و تا نزدیکی های باکو می رود که میان همه ساحل نشینان و ماهیگیران و قایقرانان به گله وا یا گیله وا معروف است . این باد را به تعبیری با باد صبا و نسیم شمال می توان همپهلو گرفت. من این نام را به سبب اشتراک میان اقوام زنجیره ای هم تبار شمال ایران انتخاب کردم که هم برکت و لطافت اقلیم سبز شمالی ما را نشان دهد هم وحدت و اشتراک و هم ریشگی مردمان آن را. این نام به تایید دو تن از صمیمی ترین دوستان اهل نظر و هنرم زنده یادان استاد فریدون نوزاد و سید علی زیباکناری هم رسید که اولی کاربرد آن را در مازندران و دومی هم در دریاکناران گیلان گواهی کرده بودند. گیله وا نامی است که گیلانیان بر دختران خود نیز می نهند. همچنین نام روستایی است از توابع کوچصفهان شهرستان رشت و ... نیز نام نشریه ای که سی و پنجمین سال انتشار خود را آغازیده است. #گیلهوا #محمدتقی_پوراحمد_جکتاجی https://t.me/giltaj https://t.me/Sociologyofsocialgroups
#گیلهوا #محمدتقی_پوراحمد_جکتاجی https://t.me/giltaj
🔰چرایی ناممکن شدن گفتگوی سنجشگرانه 🖋 سعید پیوندی سالها پیش به همراه فرهاد خسروخاور و محسن متقی مقاله ای نوشتیم درباره پرخاشگری شماری از روشنفکرانی که از آنها به عنوان "بلندپرواز" یاد کرده بودیم. در متن به چند چهره اصلی این مشاجرات مانند آرامش دوستدار، عبدالکریم سروش، جواد طباطبایی پرداخته شده بود. قصد ما این بود که به چرایی وجود این برخوردها و نبودن بحثهای جدلی پرمایه، آنهم در زمانه زوال نفوذ و اعتبار روشنفکران بپردازیم. پرخاشگری میان روشنفکران در سایر کشورها هم وجود دارد. اما در پس پرخاشگری و گاه تحقیر پای بحث و جدل نظری در میان است. حتا در تاریخ و سنت دانشگاهی دنیا هم جدل به عنوان فن یادگیری برای خود آداب و اخلاقی داشت. برخورد میان این دسته از روشنفکران پرخاشگر اما پر است از برچسبها و اتهامات متقابل مانند نادانی، بی مایگی، کجفهمی، شیادی، سرقت علمی ... یک به دیگری لقب "هگل پای در گل" یا "نه آرام، نه دوستدار" میدهد، دیگری از "روضهخوانی علمی" "سخنان نادانپرست"... سخن به میان میآورد. برخی هم با وجود پرخاشگری پرداختن به نظرات دیگری را "اتلاف وقت" میدانند. مقاله به یک گونهشناسی سهگانه درباره اشکال پرخاشگری میان روشنفکران اشاره میکرد : پرخاشگری کنشی، پرخاشگری واکنشی و پرخاشگری گزینشی. این گونهشناسی همزمان به مرز میان مدارا و نامدارایی هم توجه داشت. نوشته در آن زمان به دلایلی با تصمیم خود ما منتشر نشد. این گونه برخوردها نوپدید نیستند. به خاطر دارم در اوایل انقلاب در یکی از نشریات حزب توده مقالهای منتشر شده بود با عنوان "تربچههای پوک" دربرخورد با برخی گروههای دیگر چپ. دوستی که اهل فرهنگ و مطالعه بود از من درباره این مقاله پرسید. گفتم آئینه رابطه انتاگونیستی میان دو گروه سیاسی رقیب است. او ادامه داد که از چنین متون تحقیرآمیزی چه چیزی نصیب خواننده میشود؟ تیتر و لحن تحقیرآمیز و برخورد سودار و گزینشی سبب میگردد که مخاطبان اصلی این گونه جدلهای کور هرگز شاید آن را نخوانند. این برخوردها شاید برای خودیها جذاب باشد و بر یقین ایدئولوژیک و هویتی آنها بیفزاید. ولی آنها هم چیزی زیادی یاد نمیگیرند چون متن تقلیلی است و بیشتر تخریب و طرد حریف را نشانه رفته است. در حالیکه یک نقد منصفانه اتفاقا میتواند بیشتر "حریف" را به بازاندیشی وادارد. دست بر قضا چندی بعد با نویسنده این مقاله در جایی برخورد کردم و این نقد را با او در میان گذاشتم. ایشان هم ضمن رد انتقادی که به نظرش "روشنفکرانه و منزهطلبانه" میآمد ساعتی درباره ویژگیهای متون پلمیکی در سیاست و تفاوت آن با یک بحث "اکادمیک انتزاعی" صحبت کرد و اینکه در میدان سیاست سروکار ما با دشمنان طبقاتی و ایدئولوژیک است. نقد منصفانه در گفتگو با دوستان معنا دارد و در وسط دعوای سیاسی با حریف قرار نیست کسی چیزی یاد بگیرد. هدف پلمیک افشای تناقضات، ضعفها و تحقیر طرف مقابل است واعتبارزدایی از یک فرد، نظر یا سیاست. خود این گفتگو دفترچه راهنمای پلمیک با هدف به خاک مالیدن پشت حریف بود. این روزها با خواندن و شنیدن برخوردهای آقای غنینژاد به شریعتی و ابراهامیان، بازخورد سروش و نیز مقاله اباذری علیه مهرداد وهابی و موارد مشابه این پرسش مطرح میشود که با وجود تجربههای منفی و آسیبهای بزرگ گذشته، چرا جدل سترون و نامدارایی در عرصه عمومی رونق دارد؟ چرا سنجشگری منصفانه و همزمان بهرسمیت شناختن دیگری تا این حد دشوار است؟ آیا مشکل ناآگاهی از اخلاق، آداب، سازوکار و روششناسی بحث سنجشگرانه است؟ آیا آنها نمیدانند که در یک گفتگوی یا نقد سالم ابتدا باید معلوم کرد بحث بر سر چیست و اهمیت آن (علمی، فرهنگی، سیاسی ...) به چه چیزی برمیگردد و سپس به گرههای اصلی بحث و چونی و چرایی تفاوتها پرداخت؟ آیا آنها نمیدانند که یک گفتمان یا فرد را نمیتوان از بستر تاریخیاش جدا کرد؟ آیا آنها فراموش میکنند که پرخاشگری و درشتگویی به اعتبار و مشروعیت بحث و خود آنها لطمه میزند؟ آیا آنها از فضیلت فروتنی علمی و یک جدل نظری منصفانه و تاثیر آن بر یک جامعه استبدادزده خبر ندارند؟ برای توضیح این پدیده کسانی به شخصیت، خودشیفتگی و اخلاق اشاره میکنند. از دیدگاه جامعهشناسی اما میتوان گفت در میدان روشنفکری دعواها تنها بر سر ایدهها نیست. مسئله رقابت بر سر اعتبار، مشروعیت و اقتدار فکری است. جدل پرخاشگرانه میتواند نوعی ابزار کسب جایگاه و تعریف مرزهای فکری باشد. تن دادن به گفتگو و نقد هم فقط بازاندیشی نیست و میتواند به معنای از دست دادن سرمایه نمادین باشد. فراتر از درک و تفسیر خود پدیده، باید به آسیبهای بزرگ و ویرانگری این شیوه و رویکرد در مواجه با دیگری در جامعه استبداد زده ما نیز اندیشید. #پرخاشگری_روشنفکران #رقابت_بر_سر_اعتبار #سعید_پیوندی https://t.me/Socionet https://t.me/Sociologyofsocialgroups
⚪ جان انسانها از ایران تا اسپانیا؛ تاملی بر ساختار حکمرانی و قرارداد اجتماعی 🗨️« رسانههای اسپانیایی و مراکشی گزارش دادند که حدود ۱۵۰۰ مهاجر مراکشی در چند روز گذشته موفق شدهاند با شنا کردن به شهر سبته برسند. خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع در پلیس اسپانیا گزارش داد که ۲۷ مهاجر هنگام تلاش برای شنا کردن از شمال مراکش به شهر سبته جان خود را از دست دادند. مقامات اسپانیایی در مواجهه با این عبور گسترده، روز پنجشنبه از ارتش اسپانیا درخواست مداخله کردند تا مانع از عبور هزاران نفر بدون مجوز از مرز شوند. وزارت کشور اسپانیا نیز روز پنجشنبه تأیید کرد که عناصری از نیروهای مسلح را برای حمایت از ژاندارمری در حفظ امنیت شهر مستقر خواهد کرد»(جماران، ۹مرداد ۱۴۰۵). ☑️️یکی از رخدادهای ماه جاری، هجوم ناگهانی تعدادی از مراکشیها از مرزهای آبی به اسپانیا بود. اما عجیبتر از آن، برخورد نیروهای نظامی و امنیتی اسپانیا با مهمانهای ناخوانده به کشورشان بود. تا آنجا که اخبار را رصد کردهام برخوردی در جهت سرکوب، اعمال خشونت، تیراندازی، مجروحیت یا کشتار مهاجرین ناخوانده نیافتم. در واقع دستور کار پلیس و مقامات وزارت کشور اسپانیا در رویارویی با این رخداد ناگهانی و همراه با چاشنی خشونت از جانب مهاجران مراکشی، تلاش برای کنترل ورود آنها، بازگرداندنشان به مراکش و التیام مجروحان و زخمیان بوده است و دیگر هیچ! ✏️در این یادداشت کوتاه، با بررسی تطبیقی دو رویداد، هجوم مهاجران مراکشی به مرزهای اسپانیا و دیگری اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایران، تلاش کردهام نشان دهم که چگونه تغییر نگاه حاکمیت به مقوله #تهدید، مرزهای استفاده از خشونت را جابهجا میکند. تراژدی اصلی، تفاوت در ارزش جان انسانها نیست، بلکه سقوط ماهیت و تعهد یک سیستم است. آنجا که پلیس و نیروهای امنیتی اسپانیا به روی مهاجرینی که بدون مجوز و طی مراحل قانونی از مرز دریایی به کشور یورش میآورند، آتش نمی گشاید، احدی از آنان را نمیکشد و زخمی نمیکند. اما در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، بر اساس آمار رسمی مورد تاکید ریاست جمهوری، ۳/۰۰۰ تن از هموطنان کوچک و بزرگ ما در شهرهای مختلف ایران، کشته میشوند و صدها نفر نیز به بدترین شکل زخمی و مجروح میگردند! در واقع تفاوت در نحوه برخورد نیروهای نظامی در این دو سناریو، بازتابی از تفاوت در #ساختار_حکمرانی و ارزشگذاری استراتژیک #جان_انسانها ست. زمانی که اولویت یک سیستم، کنترل جمعیت با کمترین آسیب ممکن باشد، از ابزارهای بازدارنده و غیرکشنده استفاده میکند و وظیفه خود را حفظ جان افراد حتی متخلفان مرزی میداند. در مقابل، آمار بالای جانباختگان و مجروحان در جریان ناآرامیهای داخلی کشورها، معمولاً نشاندهنده شکست سازوکارهای مدنی و روی آوردن به رویکردهای قهرآمیز در حل مسائل سیاسی و اجتماعی است. هجوم مهاجران مراکشی از سوی مقامات اسپانیا به عنوان یک چالش مرزی، انسانی و ژئوپلیتیک تلقی میشود. بنابراین، دستور کار پلیس بر مدیریت مرز و بازگرداندن افراد متمرکز است، نه سرکوب یک تهدید امنیتی. اما اعتراضات داخلی در کشور ما نه به عنوان یک کنش مدنی، که به عنوان یک #تهدید_امنیتی برای بقای ساختار قدرت تلقی میشود. همین تغییر نگاه باعث میشود تا پروتکلهای مدیریت بحران از حالت مدنی و انتظامی به حالت نظامی و امنیتی تغییر فاز دهد که نتیجه آن استفاده از ابزارهای خشونتآمیز است. در سیستمهایی که نهادهای نظامی و انتظامی تحت نظارت قوای مستقل قانونگذاری، اجرایی، سیستم قضایی بیطرف و مطبوعات آزاد عمل میکنند؛ ماموران میدانند که در صورت استفاده غیرموجه از خشونت، مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. این ساختار پاسخگو، به عنوان یک ترمز قدرتمند در برابر استفاده از خشونت و کشتار شهروندان عمل میکند. ☑️اکنون پرسش و تناقض تلخ اینجاست: حاکمیت اسپانیا با اتباع بیگانهای که بدون مجوز از مرزها عبور کردهاند، در چارچوب یک مسئله انتظامی و انسانی برخورد میکند و حق بنیادین زیستن را حتی برای قانونشکنان مرزی محترم میشمارد. حاکمیت ایران با شهروندان خودش که صاحبان اصلی کشورند و به شرایط موجود اعتراض دارند، به چشم یک دشمن و تهدید بقا نگاه میکند و فاجعه میآفریند. تاکید میکنم تراژدی در مقایسه ارزش جان انسانها نیست، که جان هر انسانی ارزشمند است؛ تراژدی در سقوط ماهیت و تعهد قراداد اجتماعی یک سیستم است. چگونه است که یک ساختار حکمرانی، حق زیستن را برای مهاجران غیرقانونی در مرزهایش تضمین میکند، اما ساختاری دیگر، ابتداییترین تعهد خود یعنی حفظ جان شهروندانش را زیر پا گذارده و مردم خود را گلولهباران میکند؟ پاسخ را باید در نبود شفافیت و پاسخگویی، نهادهای مدنی مستقل و نگاه امنیتی حاکمیت به مردم جستجو کرد. ✍️فریبا نظری ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ #قرارداد_اجتماعی #حقوق_بشر #ایران #اسپانیا https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🔴شاخص فلاکت کشور، به ۹۶ درصد رسید 🔵استانهای دارای شاخص فلاکت سهرقمی از ۱۳ استان در بهار به ۱۹ استان در تیر افزایش یافت. شاخص فلاکت کل کشور در بهار ۱۴۰۵، با جمع نرخ بیکاری ۸.۱ درصدی و میانگین ۸۱.۹ درصدی تورم نقطهبهنقطه سه ماه نخست سال، به حدود ۹۰ درصد رسیده است. با این حال، پشت این متوسط کشوری شکافی عمیق پنهان شده؛ از شاخص ۷۹.۶ درصدی تهران تا رقم ۱۱۳.۱ درصدی ایلام، بیش از ۳۳ واحد درصد فاصله وجود دارد. این فاصله در تیرماه بیشتر هم شده است. شاخص فلاکت برآوردی کل کشور در این ماه به ۹۶ درصد رسیده و #ایلام با رقم ۱۲۰.۶ درصد همچنان در صدر جدول قرار گرفته است. #لرستان، #کردستان، #کرمانشاه و #هرمزگان نیز در محدوده ۱۱۵ تا ۱۱۹ درصد قرار دارند. در مقابل، تهران با شاخص ۸۳.۵ درصدی در پایینترین جایگاه جدول ایستاده است. همزمان تعداد استانهای دارای شاخص فلاکت سهرقمی از ۱۳ استان در بهار به ۱۹ استان در تیر افزایش یافت. این تغییر نشان میدهد موج تورمی تابستان، نهفقط استانهای از پیش بحرانی، بلکه بخش بزرگتری از نقشه کشور را درگیر کرده است. #شاخص_فلاکت_اقتصادی #تورم #بیکاری https://t.me/Sociologyofsocialgroups
без подписи
без подписи
⚪ هریک از ما چه سهمی در بازتولید خشونت جامعه ایرانی داریم؟ 📝بخش دوم ⚪پردهی چهارم: اکنون چه باید کرد؟ آیا باید در برابر این حجم از خشونت نهادینهشده تسلیم شویم؟ پاسخ شاید در یک گزاره ساده اما دشوار نهفته باشد: اندکی #درنگ کنیم و تنها به پاسخ دادن و کوچک شمردن فرد موردنظرمان، نیاندیشیم! ما نیازمند تمرین درنگ کردن هستیم. درنگی کوتاه پیش از آنکه خشممان را به شکل کلمه یا جملاتی گزنده در فضای واقعی یا مجازی شلیک کنیم؛ درنگی پیش از آنکه بوق ممتد خودرویمان، روان عابری را بخراشد؛ و نفسی عمیق پیش از آنکه ناکامیهایمان را بر سر فرزندان و شاگردانمان آوار کنیم. شکستن چرخهی خشونت در جامعهی ایرانی، از هیچ بخشنامه و نهاد بالادستی آغاز نمیشود؛ بهویژه اگر سیاست راهبردی متولیان نهادهای فرادست قدرتمدار، بر تقویت چرخدندههای تولید و انتشار خشونت در جامعه باشد! ترمز این ماشین ویرانگر، تنها در دست تکتک ماست. وقتی بپذیریم که ما نیز بخشی از این چرخهی معیوبیم، شاید بتوانیم به جای انگشت اتهام، دست گفتوگو با آداب اخلاق حرفهای و دوری از بازتولید خشونت به سوی یکدیگر دراز کنیم. از خودمان بپرسیم: امروز، سهم من در تولید آرامش برای این جامعهی خسته چه بوده است؟ ✏️یادآوری این نکته بسیار اهمیت دارد که خشونت ما به دیگران، بازتابی از خشونت ما با درون خودمان است. تا زمانی که نتوانیم با خودمان مهربان باشیم، ضعفهایمان را بپذیریم و از کمالگراییهای بیمارگونه دست برداریم، نمیتوانیم به جامعه عشق و رواداری تزریق کنیم حتی اگر در دفاع از یک اندیشه، باور، شخصیت یا رخداد مهم تاریخی باشد. ✍️فریبا نظری ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ #خشونت #بازتولید_خشونت #علی_شریعتی #عادل_فردوسیپور #اکبر_عبدی #انواع_خشونت #سیاست_تولید_و_انتشار_خشونت #رواداری #تمرین_درنگ 📍برای مطالعه بیشتر: https://t.me/Sociologyofsocialgroups/1437 مشارکت و همدستی نامبارک ما و حاکمیت در چرخهی خشونت https://t.me/Sociologyofsocialgroups/1437
🟢 هریک از ما چه سهمی در بازتولید خشونت جامعه ایرانی داریم؟ 📝بخش نخست ☑️پردهی نخست: ️ فرافکنی خشونت آیا تاکنون از خود پرسیدهایم هر کدام از ما چه میزان در باز تولید خشونت جامعه ایرانی مشارکت داریم؟ این پرسش بسیار مهمی است. ممکن است برخی از دوستان شگفت زده و حتی خشمگین شوند و بگویند خشونت به ما چه مربوط است! و در پاسخ بدین پرسش، خشونت را در انواع مختلف آن به حاکمیت، مجرمان، یا افرادی که سیستم قضایی آنها را اراذل و اوباش میخواند، نسبت دهند. ☑️پردهی دوم: خشونت نخبگان مدتی است شاهد نقد و مشاجرهی برخی از اهالی قلم و اندیشه حوزههای مختلف درباره شخصیتهای گوناگون هستیم. و البته در میان این به ظاهر گفت و گو، کار به فحاشی، تهدید، خط و نشان کشیدن، حذف یا تمجید یکسره کشیده شده است. چه از سوی آغاز کنندگان نقد و مشاجره و چه از سمت پاسخ دهندگان و مدافعان شخصیتهای نقد شده. با تأسف باید گفت این رویه به روالی رایج برای به ظاهر گفتوگو و نقد شخصیتهای مختلف تاریخ ایران یا جهان تبدیل شده، و مدتی است قرعه به نام علی شریعتی افتاده است. چند روز پیشتر نیز محور این گونه سخنان، عادل فردوسیپور و زیر و رو کردن عملکرد و زندگی کاری وی بود. حتی به اکبر عبدی تازه درگذشته نیز رحم نشد و برای آنکه زیادی مورد تعریف و تمجید قرار نگیرد، کسانی به سالهای دور رفته و برخی از موضعگیریها و همکاریهای او را با افرادی که مواضع سیاسی خاصی داشته یا دارند، بازگو و در میدان توجه دوباره مردم قرار دادند تا مبادا عشق و محبت در میان ایرانیان قوت یافته و چرخهی خشونت و بدگویی در فرهنگ عمومی، اندکی کاهش یابد! ☑️پردهی سوم: خشونت در زندگی روزمره بیایید از نامهای بزرگ بگذریم و تیغ نقد را به سمت زندگی روزمرهی خودمان بچرخانیم. آیا گمان داریم خشونت همیشه در قامت یک درگیری فیزیکی یا نزاع سیاسی رخ مینماید؟ آیا از خود میپرسیم سهم ما به عنوان مادر و پدر در بازتولید خشونت چقدر است؟ آنگاه که ناکامیهای فروخوردهی خود را با اجبار رشته تحصیلی، شغل و سبک زندگی بر فرزندانمان آوار میکنیم، یا با مقایسههای تحقیرآمیز، روان آنها را میخراشیم، در حال تولید خشونت نیستیم؟ سهم ما به عنوان آموزگار و استاد چطور؟ آیا در کلاسهای درس، با ایجاد فضای خودبزرگبینی و وحشت آموزشی، خطکشی میان شاگردان و تمسخر پرسشهای دانشجویان، بذر پرخاشگری را در ذهن کودک، نوجوان و جوان؛ نمیکاریم؟ آیا به کنشهای خود به عنوان یک #شهروند در حوزهی عمومی و زیست جمعی مانند خیابان، مترو، فروشگاه، بانک، کافه، کوهستان، یا مراکز درمانی توجه داشتهایم که چه سهمی در بازتولید خشونت داریم؟ وقتی پشت فرمان خودرو، با کوچکترین مکث از سوی رانندهی مقابل، دست روی بوق میگذاریم و کلمات رکیک و شرمآور بر زبان میرانیم، آیا چیزی جز خشم و خشونت آشکار به شبکههای ارتباطی مویرگی شهر تزریق میکنیم؟ راستی سهم ما به عنوان کاربران فضای مجازی در بازتولید خشونت چیست؟ وقتی به راحتی و در ایفای نقش نمایشی پشت صحنه با نقاب نامهای مستعار، به حریم شخصی دیگران میتازیم و در دادگاههای شبکههای ایکس و اینستاگرام، حکم صادر میکنیم و با اطلاعات جعلی یا حتی اطلاعات درست اما نابجا و بدون رعایت حقوق شهروندی دیگران، آبرو و روان آنها را به دار میآویزیم؛ آیا جز این است که در حال چرخاندن و تقویت چرخدندههای ماشین خشونت در جامعهی ایرانی هستیم؟ در این میان اما، بازتولید خشونت گفتاری و نوشتاری در قالب این شیوهها ازسوی افراد دارای کرسی اندیشه و نظریات علمی، ادبی و فرهنگی، به مراتب، زنندهتر، ناشایستتر و موجب ناخرسندی است! نسل نوجوان و جوان در برابر این اخلاق نامبادی آداب حرفهای، از گروههای مرجع در حوزههای تخصصی، رویگردان شده و ایشان را در یادگیری واقعی و معرفت شناسانهی آنچه تاکنون مدعای تحصیل، آموزش و شناخت آن را داشتهاند؛ بر خود اولویت میدهند. این نسل به استادان و اندیشه ورزان صاحب مقالات و کتابهای بسیار خواهند آموخت که همه شخصیتها و شیوههای زیست در این جهان، قابل نقد و گفتوگوست و توهین و حذف یا مقدسسازی و خشونت برای دور کردن آنان از نقد و نظر، راه به جایی ندارد. گمان میکنم بسیاری از نسل نوجوان و جوان به استادان و پیشکسوتان میدان علوم مختلف خواهند گفت: میان آنچه آموختید و سعی داشتید به ما نیز بیاموزید از یکسو و گفتار و کردارتان ازسوی دیگر، تناقضی است که نشان میدهد: دو صد گفته چون نیم کردار نیست! ... ✍️ فریبا نظری #انواع_خشونت #بازتولید_خشونت #سیاست_تولید_و_انتشار_خشونت 📍 ادامهی یادداشت را در فرستهی بعدی بخوانید👇👇 https://t.me/Sociologyofsocialgroups
خیام؛ شاعر زندگی (جلسه دوم) 🔹 مهران صولتی در دومین جلسه از شرح رباعیات خیام به موضوع فردوسی و خیام؛ شباهتها و تفاوتها میپردازد: 🔸 جهانبینی و نگرش نسبت به جهان 🔸 چگونگی شاد زیستن 🔸 تصویر انسان مطلوب 🔸 بارزترین صفت نامطلوب آدمی 🔸 کارکرد شراب برای انسان 🔸 توصیههای اخلاقی زمان فایل: ۲۷ دقیقه دوشنبه: ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ کافه کتاب برمو @solati_mehran #فردوسی #خیام #شباهتها #تفاوتها #مهران_صولتی https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🔔 تکراری، اما همچنان جذاب! 🔴 انتقال قدرت از آتلانتیک به آسیا؛ گذرنامهها چه میگویند؟ 🖍️مرتضی درخشان؛ پژوهشگر پویش فکری توسعه 🔵 موج بیسابقه ورود مهاجران از مراکش به سئوتا و طرح تعلیق اسپانیا از شینگن، بار دیگر نشان داد دسترسی بدون ویزا امتیازی همیشگی نیست و ممکن است با یک بحران سیاسی یا امنیتی دگرگون شود. به همین بهانه و همزمان با انتشار گزارش ۲۰۲۶ ویژوالکپیتالیست، ببینیم در جهان گذرنامهها چه میگذرد. 🔸 گذرنامه فقط دفترچه عبور از مرز نیست؛ فشردهای از اعتبار سیاسی، روابط دیپلماتیک، ثبات داخلی و جایگاه اقتصادی یک کشور است. هرچه دولتهای بیشتری شهروندان کشوری را بدون بررسی قبلی بپذیرند، اعتماد بیشتری به آن کشور و سازوکارهایش دارند. ازاینرو، تغییر قدرت گذرنامهها روایتی کوچک اما معنادار از جابهجایی قدرت در جهان است. 🔸 شاخص هنلی، ۱۹۹ گذرنامه را براساس تعداد مقاصدی رتبهبندی میکند که بدون دریافت قبلی ویزا در دسترساند؛ ویزای فرودگاهی و مجوز الکترونیکی خودکار نیز در این عدد لحاظ میشوند. متوسط دسترسی گذرنامههای جهان از ۵۸ مقصد در سال ۲۰۰۶ به ۱۰۸ مقصد در ۲۰۲۶ رسیده، اما فاصله قویترین و ضعیفترین گذرنامه نیز از ۱۱۸ به ۱۷۰ مقصد افزایش یافته است. سنگاپور؛ قدرت یک کشور کوچک و متصل 🔸 سنگاپور با دسترسی به ۱۹۲ مقصد، قدرتمندترین گذرنامه جهان را دارد. این کشور در سال ۲۰۰۶ با ۱۲۲ مقصد در رتبه هشتم بود و طی دو دهه ۷۰ مقصد به دامنه دسترسی شهروندانش افزود. امتیاز آن فقط در دهه اخیر نیز از ۱۷۳ به ۱۹۲ مقصد رسیده است. این موفقیت صرفاً محصول ثروت نیست. سنگاپور با حفظ روابط متوازن با شرق و غرب، مشارکت فعال در تجارت جهانی و تبدیلشدن به شریکی کمریسک، قدرت خود را نه از وسعت، بلکه از اتصال گسترده به جهان گرفته است. ژاپن و کرهجنوبی؛ سرمایه دیپلماتیک آسیای صنعتی 🔸 ژاپن و کرهجنوبی با دسترسی به ۱۸۸ مقصد، مشترکاً دوماند. طی بیست سال، ژاپن ۶۰ و کرهجنوبی ۷۳ مقصد به دسترسی خود افزودهاند؛ نمونهای روشن از تبدیل موفقیت اقتصادی به سرمایه دیپلماتیک. 🔸 قدرت این گذرنامهها حاصل ثبات نهادی، اعتبار اسناد هویتی، روابط تجاری گسترده و اعتماد به رفتار مسافران آنهاست. کرهجنوبی در شاخص صلح جهانی رتبه ۵۷، اما در قدرت گذرنامه رتبه دوم را دارد؛ نشانهای از اینکه دیپلماسی و قدرت اقتصادی میتوانند محدودیتهای ژئوپلیتیکی را جبران کنند. امارات؛ بزرگترین جهش تاریخ شاخص 🔸 شگفتانگیزترین داستان متعلق به امارات است. شهروندان این کشور در سال ۲۰۰۶ فقط به ۳۵ مقصد دسترسی داشتند؛ اکنون این عدد به ۱۸۸ رسیده است. افزایش ۱۵۳ مقصدی، بزرگترین جهش تاریخ شاخص هنلی است و امارات را کنار ژاپن و کرهجنوبی در رتبه دوم نشانده است. 🔸 این صعود نتیجه راهبردی مستمر است: تنوعبخشی به روابط خارجی، توافقهای لغو ویزا، تبدیلشدن به مرکز تجارت و حملونقل و محدودنکردن روابط به یک بلوک سیاسی. امارات نشان داد قدرت گذرنامه ساختنی است؛ اگر دیپلماسی اقتصادی به پروژهای بلندمدت تبدیل شود. بازندگان؛ افول قدرتهای آتلانتیک 🔸 آمریکا از رتبه نخست سال ۲۰۰۶ به رتبه دهم و بریتانیا از رتبه سوم به ششم رسیدهاند. این افت عمدتاً نسبی است؛ دیگران سریعتر شبکه توافقهای خود را گسترش دادهاند، درحالیکه سختگیری مهاجرتی و ضعف عمل متقابل، قدرت این دو کشور را کاهش داده است. بولیوی نیز تنها کشوری است که طی بیست سال با کاهش خالص دسترسی روبهرو شده و شش مقصد را از دست داده است. #ایران؛ محدودیت سفر و ارتباط، و همچنان افسوس... 🔸 گذرنامه ایران با دسترسی بدون ویزای قبلی به فقط ۳۷ مقصد، در رتبه مشترک ۹۶ هنلی قرار دارد؛ بسیار پایینتر از امارات، ترکیه، قطر و عربستان. این ۳۷ مقصد شامل ۱۳ مقصد بدون ویزا، ۲۲ مقصد با ویزای فرودگاهی و دو مقصد با مجوز الکترونیکی است. 🔸 در شاخص «قدرت اقتصادی گذرنامه» نیز ایران رتبه ۱۳۹ را دارد؛ یعنی بیشتر مقاصدی که در دسترس ایرانیان قرار دارند، اقتصادهای نسبتاً کوچکی هستند. این محدودیت، هزینهای واقعی است که مستقیماً بر فعالان اقتصادی، دانشجویان و گردشگران ایرانی تحمیل میشود. حرف بسیار است و افسوس بیشتر ... #گذرنامه #اعتبار_سیاسی #جایگاه_اقتصادی #سنگاپور #ژاپن #کره_جنوبی #امارات #ایران https://t.me/PooyeshFekri https://t.me/Sociologyofsocialgroups
🟢خلق زیبایی در دل تاریکی؛ قدرت درمانگر هنر و ادبیات (درنگی بر فیلم دلشدگان در روزگار خستگی و انسداد) ✏️در ساعات ابتدایی امروز صبح، بار دیگر فیلم #دلشدگان زنده یاد #علی_حاتمی را تماشا کردم. در تمام لحظات تماشای فیلم این نکته مهم توجه مرا به خود جلب کرد که حاتمی در شرایطی دلشدگان را ساخت که ایران، بسیار خسته و زخمی بود از جنگی طولانی، رخدادهای خونین رویارویی و تسویه حساب قدرت مسلط بر نظام حکمرانی با رقبای سیاسی و منتقدان از گروههای مختلف اجتماعی و فضای گفتمانی ایدئولوژیک و به شدت بستهی جامعه در حوزههایی چون موسیقی، ادبیات و سینما. ☑️با خود میاندیشم و شگفت زده میشوم که چگونه علی حاتمی توانست در چنان شرایط پیچیده و فضایی بسته و مبهم نسبت به آینده، آنقدر امید، اراده و شور و ذوق هنری داشته باشد که روایت زیبای قلندران و خنیاگران عاشق ایران از گذشتههای دور را در قابی ماندگار به تصویر بکشد؟ خلق دلشدگان در آن فضای بسته، به هیچوجه فرار از واقعیت نبود؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای محافظت از روح و روان یک ملت و یادآوری هویتی بود که زیر سایهی سنگین ایدئولوژی و جنگ در حال رنگ باختن بود. پدیداری زیبایی در شرایط انسداد، راهی برای غلبه بر احساس ناتوانی و بازپسگیری #عاملیت انسان بر جهانی است که در واقعیت به شدت بیرحم به نظر میرسد. موسیقی و ادبیاتی که در دلشدگان جاری است، به مخاطب خسته یادآوری میکند که میل به زندگی، پدیدآوری و عشق ورزیدن، حتی در مواجهه با مرگ و بیماری (مانند سرنوشت شخصیت خوانندهی عاشقپیشه، طاهر خاوری در فیلم)، همچنان باارزشترین دارایی انسان است. این فیلم به ما یادآوری میکند که قدرتهای سیاسی و بحرانها میآیند و میروند، اما آنچه در نهایت میماند و مرهم زخمهای یک ملت میشود، لایههای فرهنگ در قالب #ادبیات و #هنر است. بسیار دوست دارم بدانم ادبیات و هنرهایی چون موسیقی و سینما، چه میزان بر این تابآوری زیست فردی و اجتماعی زندهیاد علی حاتمی موثر افتاده و او را به شور زندگی راهبری کردهاند؟ ✏️تماشای چندبارهی فیلم دلشدگان آنهم در شرایطی که ایران عزیز ما همچنان و هنوز خسته از جنگ و تسویهحساب های قدرت محور و خشونتآمیز است، انگیزهای دوچندان برای امید به آینده و زیستن در میانهی بحران و درد را یادآوری میکند. پیشتر نوشتم* و همچنان بر آن یقین دارم ما در دوره کنونی، سخت به هنر و ادبیات نیازمندیم! آنهم نه فقط در خلوت خویش بلکه با هم و کنار هم، برای آن که ازپا نیفتیم و نشکنیم! از آنرو که ناامیدی بر ما پنجه نیفکند و نفسمان را نبرد! درخت تنها بیشتر در میدان هجوم تبر و نابودی است حال آنکه جنگل با انبوه درختان، حریم امن بیشتری دارد. بیاد داشته باشیم حافظه جمعی ما اگر با هنر و ادبیات پاس داشته نشود، توسط گفتمان رسمی بلعیده میشود. ✍️فریبا نظری ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ #علی_حاتمی #دلشدگان #یاریگری_هنر_و_ادبیات #فرسایش_زندگی_روزمره #ایران https://t.me/Sociologyofsocialgroups/2186 *یاریگری هنر و ادبیات در فرسایش زندگی روزمره 📍پ.ن: شما را همین امروز به تماشای فیلم #دلشدگان زندهیاد #علی_حاتمی دعوت و توصیه میکنم. https://telegram.me/Sociologyofsocialgroups
🌏جامعهشناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی است اتحادیه جامعهشناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در شاخههای گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیدهاست. با انتشار آن در کانالهای مختلف، به ترویج بینش جامعهشناختی یاری برسانید. 🌺〰〰〰〰〰🍃 🔰مطالعات فمینیستی با رویکرد تفسیری پرگمتیستی ✍بیتا مدنی 🆔@sociology_of_sport 🔰پژوهش کیفی ✍مسعود زمانی مقدم 🆔@Qualitative_Methodology 🔰هفت اقلیم ✍سعید معدنی 🆔@Saeed_Maadani 🔰انسانشناسی یاریگری، توسعه پایدار و زیستبومداری ✍کاوه فرهادی 🆔@kaveh_farhadi 🔰جامعهشناسی گروههای اجتماعی ✍فریبا نظری 🆔@Sociologyofsocialgroups 🔰جستاری در جامعه شناسی ✍عادل سجودی 🆔@GILsociologist 🔰آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعه شناختی ✍محمدحسن علایی 🆔@sociologicalperspectives 🔰جامعهشناسی تفسیریپرگمتیستی، نظری و درمانی ✍ح.ا. تنهایی 🆔@hatanhai 🔰زنان و مسائل اجتماعی ایران ✍فاطمه موسوی ویایه 🆔@womensocialproblemsofIran 🔰جامعه شناسی و اخلاق ✍آرش احدی مطلق 🆔@Sociology_of_Ethics 🔰تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست ✍احمد فعال 🆔@bayane_azadi 🔰یادداشتها، مقالات و کارگاهها ✍مسعود زمانی مقدم 🆔@masoudzamanimoghadam 🔰تحلیل فرهنگی جامعه ایران ✍نعمت الله فاضلی 🆔@drnematallahfazeli 🔰خانواده ایرانی و مسائل اجتماعی ✍علی نوری 🆔@iranian_familyy 🌺🍃〰〰〰🍃 🔻To join us, click here: @madabita @Mohamadzeinaliunari
#هشدار ⚪ نمره به قیمت اختلال سلامت جان و روان: چرا آموزش و پرورش شرایط بحران را نمیفهمد؟! ☑️با تعدادی از مادران بوشهری، خوزستانی، هرمزگانی و سیستان و بلوچستانی صحبت میکنم، سخنشان این است: «دیپلم و قبولی امتحانات نهایی دوازدهم را نمیخواهیم! ما فرزندمان را سالم و زنده میخواهیم! همین!». ۱- ️یکی از بیدرایت ترین و رهاشدهترین وزارتخانههای این کشور، آموزش و پرورش است. دستگاهی با داشتن میلیونها سرمایه انسانی در قالب جامعه هدف سنین کودکی، آموزگاران و خانوادههای دانشآموزان، بسیار ناکارآمد، پریشاناحوال و ازهمگسیخته است. دستگاهی که فاقد عقلانیت و مدیریت بحران حرفهای و به موقع در شرایطی همچون پاندمی بیماری کووید، سقوط هلیکوپتر رییسجمهور کشور در میانهی امتحانات نهایی، جنگ دوازده روزه، و جنگ کنونی فرسایشی در این سرزمین است. در شرایط اضطراری، نهادهای متولی باید پروتکلهای شرایط جنگی و بحران را فعال کنند که اولین بند آن، حفظ سلامت فیزیکی جامعه هدف است. ۲- در وضعیت باورنکردنی جاری بودن امتحانات حضوری نهایی در کشور بهویژه در استانهای درگیر جنگ که هر لحظه شمول تعداد و موقعیت جغرافیایی آنها تغییر مییابد - بهطور خاص استانهای بوشهر، هرمزگان، خوزستان و سیستان و بلوچستان - پس از اعتراضات مردمی و صنفی فرهنگیان برخی استانها، با اقدامی ضعیف، باتاخیر و ناخردمندانه روبرو شدیم. امتحانات برای یکی دو روز به تعویق افتاده و دوباره به صورت حضوری زیر بمب و موشک( بخوانیم پرتابه!) از سر گرفته شد. «مادران میگویند ساعت ۵/۳۰ دقیقه صبح به شهرهای ما موشک خورده و سپس فرزندان ما باید ساعت ۷ صبح به سوی جلسات آزمون بروند!» انتظار اینکه یک نوجوان بتواند زیر سایه تهدیدات نظامی، صدای آژیر یا موشک، تمرکز کافی برای شرکت در یک آزمون استاندارد را داشته باشد، کاملاً غیرواقعبینانه و در تضاد با اصول آموزش و پرورش مدرن است. ۳- اصرار بر حضور فیزیکی در مکانهای عمومی در زمان ناامنی، نه تنها خطر جانی دارد، بلکه یک ترومای روانی شدید برای کودکان، نوجوانان و خانوادههایشان ایجاد میکند. اضطراب مادرانی که فرزندشان را در چنین شرایطی به مدرسه میفرستند، آسیبهای پنهانی است که شاید سالها بعد در جامعه خود را نشان دهد. ✏️همچون یادداشت اعتراضی مطالبهگرانه پیشین*، باز هم فریاد میزنم: مدیران ناکارآمد آموزش و پرورش! به خود بیایید! جان فرزندان ایران از آزمون نهایی و دیپلم، باارزش تر است! ✍️ فریبا نظری ۸ مرداد ۱۴۰۵ #فرزندان_ایران #هرمزگان #بوشهر #خوزستان #سیستان_و_بلوچستان #مدیریت_ناکارامد #مدرسه_میناب #مطالبهگر_باشیم https://t.me/Sociologyofsocialgroups/2298 *جان فرزندان ایران باارزش تر از امتحانات نهایی است! https://telegram.me/Sociologyofsocialgroups
(گروه ارغنون برگزار میکند) 🟦 موضوع: گروههای خاموش در هیاهوی جنگ: چگونه پناه آسیبپذیرترینها باشیم؟ 🟦 پژوهشگر مهمان: دکتر فریبا نظری https://t.me/Sociologyofsocialgroups 🟦 🗓 زمان: چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ 🟦 🕙 ساعت: ۱۰ شب سپاسگزاریم. گروه ادمین ارغنون https://t.me/+NnFc8wN5jNI2YjM0