حدیث اشک
Статистикаکانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk2 @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 35
- Всего постов
- 318
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 988
- 1/48двое суток
- 1 146
- 1/72трое суток
- 1 236
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
شک ندارم روز محشر، در کنار اهل بیت شیعیان را حضرت محسن، شفاعت میکند ثلث سادات بن الزّهرا، میان آتش است آتش و دود و لگد، دارد قیامت میکند دست مادر پشت در بود و به آن زد ضربهای ای بسوزد او که دارد هتک حرمت میکند! در به روی مادرم افتاد و از آن رد شدند کلّ عالم زین بلا دارد شکایت میکند خانهای که جبرئیل، اذن ورودش میگرفت پیروان کفر، بر اهلش جسارت میکند با غلاف تیغ، دست مادر از شال علی شد جدا و زین عمل، دشمن حمایت میکند دست حیدر را ببستند و به مسجد بردهاند بین جمعی که در آن ابلیس، بیعت میکند هم ستون عرش حقّ میلرزد از مظلومیاش هم خدا گریه بر این اهل طهارت میکند در قیامت، اوّلین پروندهی قتل جنین محسن است و ماجرایش را روایت میکند از غریبی علی و مادرش میگوید و کلّ عالم گریه بر این حجم غربت میکند از در خونین و دود و آتش و مسمار تیز از غلاف تیغ و پهلو هم که صحبت میکند #محسنیه #حضرت_زهرا_س #امیرعلی_شهریار_راد @hadithashk
به نام آنکه دلم را زده به نام حسین به نام صبح سلام علی الدوام حسین هزار مرتبه باید بمیرم از سر شوق برای دادن پاسخ به یک سلام حسین غلام همت آنم که زیر چرخ کبود به لطف بند تعلق شده غلام حسین عجیب نیست اگر وقف روضه اش هستم که بوده گریه به کام من و به نام حسین نشد شهید شوم در رکاب او اما ادامه داشته در سجده ام قیام حسین مرا بزرگی او کرده است شرمنده وگرنه سرزنشی نیست در مرام حسین به لطف گریه نبود و برای توبه نبود خدا گذشت از آدم به احترام حسین #عزیزم_حسین_ع #عاطفه_سادات_موسوی @hadithashk
گرچه وصفت از زبان شاعران ناممکن است عشق بازی باشکوه نامت اما ممکن است حضرت محسن ارادتمند درگاه توایم این ارادت دودمانم را قیامت ضامن است شرط ایمان که نماز و روزه و احرام نیست هر کسی عشق تو را در سینه دارد مومن است اشک بر تو عاقبت دست مرا خواهد گرفت موج دریا دستگیر خار و خاشاک و شن است خاک پای تو نصیب چشم این عالم نشد سرمهای که حسرتش بر سینه انس و جن است مادرت پهلو به در زد در امان باشی ولی آینه در پیش سنگ آن وادی نا ایمن است آمدی یک لحظه دنیا لحظهای رفتی ز دست آنکه میلادش قرین شد با شهادت محسن است میخ اگر کوتاه میآمد تو میماندی ولی قامت مسمار گویا ظاهرا تا باطن است دومی هم جان تو هم جان مادر را گرفت منکر این واقعه بر آدمیت خائن است فضه زیر چادرش پنهان تو را تشییع کرد آنکه حتی مادرش او را ندیده محسن است ای جنین بیگنه بعد تو بابا چون جنین زانوان غم بغل کرده به کنجی ساکن است #شهادت_حضرت_محسن_ع #محسنیه #موسی_علیمرادی @hadithashk
یا زهرا(س) جهان روشن از طلعت فاطمه است کلام خدا ، صحبت فاطمه است سر سفرهها ، برکت فاطمه است کس و کار ما حضرت فاطمه است تو در عشق ، پیغمبری می کنی برای همه مادری می کنی تو هستی تمامی هستِ پدر غم تو دلیل شکست پدر همین که نشستی ، نشسته پدر عبا را تو دادی به دستِ پدر نخ چادرت ، رخت احرام بود نبی در کنار تو آرام بود چه توحید نابیست در پند تو کلید بهشت است لبخند تو به پیشانی ماست سربند تو پسرهای ما نذر فرزند تو همه نوکر جاننثار توایم گدایان ایل و تبار توایم وجود تو در اوج شب ، ماه شد مسیر خدا با تو کوتاه شد حضور تو فانوس این راه شد یدالله با تو یدالله شد تو جام غدیرِ خُم آورده ای تو ما را مُرید علی کرده ای علی ، فاطمه هست و زهرا ، علی شده ذکر یا فاطمه ، یا علی رسیدیم با فاطمه تا علی به زهرا سپرده حرم را علی! پُر از شور و شوق و شعف ، می رویم به همراه مادر ، نجف می رویم فقیر علی ، قنبر فاطمه است علیدوست در لشکر فاطمه است تمام وطن ، محضر فاطمه است که این مملکت ، کشور فاطمه است به لطف تو یکتاپرستیم ما سر جانمازت نشستیم ما غمت شعله بود و به گلزار خورد گُذارت به بُنبَستِ اغیار خورد مسیرت به یک پستِ غَدّار خورد چُنان زد ، سر تو به دیوار خورد حسن دید سیلی به صورت نشست گمانم دوتا گوشواره شکست همین که پر تو زمینگیر شد دل آینه مات تکثیر شد پسر خواست مانع شود ، دیر شد بمیرم! حسن یکشبه پیر شد غم مجتبی ، زخمِ ملموس نیست کُشندهتر از داغ ناموس ، نیست بردیا محمدی #بردیا_محمدی #حضرت_زهرا_س لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مادر (به حق گریه های بی صدامون به عرشت میرسه امشب صدامون خدایا بردا از عمری که دادی بزارش روی عمر مادرامون)* اره مادر همیشه مهربونه همه غمهای اولادو میدونه غم مادر پریشونی میاره الهی خونه بی مادر نمونه همیشه جاش میون خاطراته چه باشه توی دنیا چه نباشه چقد بوسیدنیه دست مادر اره میگن بهشتم زیر پاشه فدای مادری که بی مزاره فدای مادری که بی نشونه تموم مادرای ما فداشن غبار چادرش روزی رسونه فدای مادرای اسمونی که دیگه از میون ماها رفتن همونایی که اهل روضه بودن چچقد با گریه یا زهرا میگفتن گل یاس پیمبر وای مادر تموم هست حیدر وای مادر میون شعله ها تو آتیش و دود شدی مجروح از در وای مادر محمد جواد مطیع ها *(علیرضا وفایی_خیال) #اشعار_ایام_محسنیه #حضرت_زهرا_س #مادر #محمد_جواد_مطیع_ها لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غرور حیدر کرار در مدینه شکست و درب بیت امامت به ضرب کینه شکست سه روز بعد نبی یاس مرتضی پژمرد سه روز بعد نبی استخوان سینه شکست #محسنیه #مجید_حقی @hadithashk
در هیبت مردانه ات غیرت مجسم میشود فرمان که صادر میکنی برما مقدم میشود با خنده ی شیرین تو دل ها به یغما میرود امت به شوق وصل تو شور دمادم میشود بی آنکه رخ برما نهی عاشق شدیم و بی قرار گر دیدنت حاصل شود ایران منظم میشود حالا که چون صاحب زمان در غیبتی جانان من با ما بگو راز مگو این سینه محرم میشود دلتنگ نائب باشی و بی تاب صاحب باشی و حیران و سرگردان شوی دیدار مرهم میشود درد دلم بشنو که من از دوری مولای خود مجنون شدم چشمان تو درمان دردم میشود دل ناگرون جان تو از خصم کین بد سرشت باشم ، نباشم گفتنت تیری به قلبم میشود #رهبر_معظم_انقلاب_اسلامی #حضرت_آیت_الله_سید_مجتبی_خامنه_ای #فاطمه_طالبی_راد @hadithashk
قدم میزنم طول این کوچه رو چجوری نگاهت رو از من گرفت کبودی مث پوشیه کاملا همه صورتت رو تماما گرفت دلم واسه چشمات چقد تنگ شده خونه تاریکه نوره چشمات نیست پر از رد چکمست از در به بعد توو خونت دیگه رد پاهات نیست ببین روزگار منو بعده تو غمامو تووی چاه حل میکنم شبا بعده گریه میرم بی صدا همش چادرت رو بغل می کنم دلم خیلی تنگه خدا شاهده همش جانمازت رو بو میکنم حواسم نبود و به جای عبام دارم چادرت رو رفو میکنم میگن فضه دیده چیشد پشت در گلم رو جدا کردن از مادرش چی میشد شیاری روی در نبود دیدم رد شد از بین در خنجرش رسیدم دیدم در روو جسم تو بود سر میخ چجوری توو پهلوت بود مگه در سپر واسه جسمت نبود رد تازیونه روو بازوت بود رهام کردی اما به زوره غلاف صدا ضربه ها جون من رو گرفت خدا خیر بده فضه با چادرش چشای حسین و حسن رو گرفت بریدم بریدم ببین فاطمه از این زندگی پامو پس میکشم خبر داشته باش بعده داغت گلم یه مُردم که دارم نفس میکشم.... #محسنیه #حضرت_زهرا_س #مصطفی_جلیلی_نژاد @hadithashk
دست و پا زدیم برای شامِ روضت دیدی... روو زدیم برای خرجای توو هیئت دیدی.... ما یه مشت فقیره بینوای غارت زده ایم.... خیلی کم گذاشتیم آقا ما خجالت زده ایم.... خرجمونو دادی و خرج عزاتون کردیم... هر کاری که برمیومده براتون کردیم... آبرومونو گذاشتیم آبرومونو نبر... جلوی همه قیامت آبرومونو بخر... #وداع #مصطفی_جلیلی_نژاد @hadithashk
همین بر اومده از دست من ؛ من سعی مو کردم نشد تا دق کنم سردم گنه کارم چه بی دردم.... زبونم لال اگه این آخرین ماهه عزام بودش... اگه دیدار قبلی آخرین کرب و بلام بودش.... اگه سال دیگه عکسم رو میزارن دمه هیئت... اگه سال دیگه اسمم فقط میاد تووی روضت... حواست باشه که تووی تنورِ غصه هات سوختم... حواست باشه که خیلی به اسمت چشممو دوختم... من امسالم رو مثل ابرِ پُر توو روضه باریدم... شبیه بچه هات خیلی شبارو من نخوابیدم... تمومه شصت شب روضه به روضه در به در بودم... کنار خواهرت منزل به منزل پشت سر بودم... خرابه من نرفتم اما خب حالم خراب بوده... اگه قلبم گرفته از غمه بزم شراب بوده... برای لای لایِ خوابِ اصغر هم صدا بودم... دمِ جمع کردنِ اکبر منم دورِ عبا بودم.... اگر که باز خوندم روضتو باشه...تو لالم کن.... حلالم کن حلالم کن حلالم کن حلالم کن.... اگر که سال دیگه زیر خاکم سر بزن پیشم.... بدون تو بهشتم باشم آقا بین آتیشم... #وداع #مصطفی_جلیلی_نژاد @hadithashk
ایام محسنیه رو خدمت حضرت ولی عصر عج و همه شیعیان تسلیت عرض میکنیم این دهه تلخ ترین و تاریک ترین دهه ای که بر اهل بیت علیهم السّلام گذشت اتفاقات این روزها : ۱- نسبت هذیان گویی به رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله ۲- شهادت رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله ۳- شهادت امام حسن مجتبی علیه السّلام ۴- شهادت امام رضا علیه السّلام ۵- دفن بدن مطهر رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله بعد از ۳ روز روی زمین ماندن (اول ربیع الأول حضرت امیرالمؤمنین ایشان را دفن کردند) ۶- هجوم به خانه وحی در سه نوبت ۷- احراق الباب و احراق البیت ۸- مجروح شدن حضرت صدیقةالشهیده فاطمة الزهراء سلام اللّه علیها ۹- سقط شدن بهترین جنین یعنی شهادت حضرت محسن سلام اللّه علیه اول شهید ولایت ۱۰- غصب خلافت بر حق امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه ۱۱- غصب فدک از اهل بیت علیهم السّلام ۱۲- بستن دستان امیرالمومنین صلوات اللّه علیه ۱۳- شهادت حضرت سکینه سلام اللّه علیها ۱۴- شهادت امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه #محسنیه @hadithashk
#رهبر_شهید #سید_طالع_باکویی @hadithashk
مولای مهربان منی یا اباالحسن(ع) عشق منی و جان منی یا اباالحسن(ع) مهمان سفره صدپاره ام به اشک عمری است میزبان منی یا اباالحسن(ع) خورشید را به خاک حریم تو دیدهام آری تو آسمان منی یا اباالحسن(ع) بهتر ز تو، جواب دلم را نداده کَس چون آگه از زبان منی یا اباالحسن(ع) هر سائل حریم تو از مهربانیت گوید به خود از آن منی یا اباالحسن(ع) در هر کجا قرار دل بیقرار من در هر نفس توان منی یا اباالحسن(ع) در خاندان من همه دلداده تواند مجبوب خاندان منی یا اباالحسن(ع) من کیستم گدای روان در حریم تو تو کیستی، روان منی یا اباالحسن(ع) #امام_رضا_ع #سید_رضا_موید @hadithashk
کسی مانند من از غصه و غمها لبالب نیست به درد دوری و هجران کسی چون من معذب نیست کجایی ای جواد من تویی تاب و تبم اما ندارم تاب در پیکر در این پیکر بجز تب نیست ز بس از سوزش زهر جفا_ آتش گرفتم که دگر در چشم من فرقی میان روز با شب نیست از این پهلو به آن پهلو میان حجره غلطیدم ولی جسم کبود من به زیر نعل مرکب نیست سرو کار تن من با سر نیزه نیفتاده تنم سالم، سرم سالم بوَد، چوبی روی لب نیست خدا را شکر معصومه ندیده حال زارم را که سهم دیدن این صحنه غیر از چشم زینب نیست فقط عمه تماشاکرد، برادر دست و پا میزد برادر کشتن آن هم اینچنین در هیچ مذهب نیست ز پای نی نگاه عمه جان بر حنجرش افتاد صدا زد آه مادر این رگ گردن مرتب نیست شنیدم عمه زینب را میان کوچه گرداندند میان کوچه ای که یکنفر حتی مؤدب نیست #شعر_شهادت_امام_رضا_ع #محمود_اسدی @hadithashk
مبارک شد قلم تا نقش بندد نام سلطان را علی موسی الرضا، هشتم امام حی سبحان را امام مهربانی ، مهرتان همواره جاویدان بدون فیضتان هرگز ندیدم مهر تابان را تو ای شمس الشموس از دوری ات منظومه مبهوت است جهان طاقت ندارد بی شما خورشید پنهان را عبا بر سر مگیر ای مه، بتاب ای ماه عالم تاب مکن محروم از تابیدن خود ملک ایران را تو سکانی و شأنت تکیه بر دیوار دادن نیست کسی از بهر دلداری عصا آرد سلیمان را چگونه آسمان طاقت بیارد این مصیبت را چو بیند سرو رعنای شهی افتان و خیزان را کشیده پای خود را بر زمین جای قدم، انگار به سختی می کشد بر خاک کوچه، خط پایان را فغان از زهر ظلم ظالمان، ای چرخ شاهد باش که بنشانده است بر روی زمین شاه خراسان را مرام دعوت و مهمان نوازی نیست شاهد باش یزیدی بار دیگر می کُشد از کینه مهمان را جوانی نیست تا گیرد امامش را در آغوشش؟ جگر می سوزد و این حال، آتش می زند جان را نه خواهر هست تا بر پیکر او اشک غم ریزد نه طفلش، تا بگیرد بر کف، آن دستان لرزان را هوای دل به یاد غربتت ابری شده است آقا که جاری کرده از چشمان خشکم سیل باران را چه کرده مهر تو با مردم نوغان که در سوگت بیاوردند بهر پیکرت گلهای ریزان را فراموشم نشد جدّ غریبت، سنگها، گودال اگرچه دیده ام گلریزی زنهای نوغان را کفنها بهر تو آورده اند اما به یادم هست تن جد غریبت روی رمل داغ، عریان را به یاد روضه ی یابن شبیبت گریه ها کردیم حسین کشته در کرب و بلا با کام عطشان را خدا را شکر از بالای زین آقا نیفتادی خدا را شکر این قامت ندیده پای اسبان را فدای بخشش و لطفت، فدای گردش چشمت تو یکجا داشتی هر آنچه که دارند خوبان را لطیفِ همنشین با مرم مسکینِ حاجتمند نمایان کرده ای با مهربانی، لطف رحمان را رسیدم تا به مشهد تا که بوسیدم ضریحت را چرا دیگر بخواهم از خدایت باغ رضوان را بیا تا مرقدش بنگر که او با خلق مانوس است بیا سیراب شو آن چشمه ی همواره جوشان را #شهادت_امام_رضا_علیهالسلام #جواد_محمودآبادی @hadithashk
ای ضامن آهو رضا، شاه خراسان ای هشتمین نور خدا، ای ماه تابان ای قبلهی حاجات و ای نور خدایی با نور تو شد راه حق هموار و آسان حصن حصینی، شرط اصل و ناب توحید در سلسله خواندم شروطط را رضا جان امید هر درمانده و نومید هستی فرمانبرم من دوستت دارم به قرآن رفتی اگر چه با غریبی، ای رضا جان شد مرقد تو قبلهی آزادمردان تا سرکشیدی جام زهری در غریبی عالم ز داغ و سوگ و هجرت شد پریشان یاد حسن، یاد حسین و کربلایش یاد عطش، یاد غریبیهای طفلان دردی به خود بدتر از این دنیا ندیده در ماتم و اندوه تو، زهراست گریان گرچه گنهکارم، ولی دل بستهام من بر رحمت و بر لطف تو، ای شاه و سلطان ای کاش روزی قسمت ما نیز باشد جان دادن اندر صحن تو، در پای ایوان فصل بهار این جهان بودی و رفتی آمد خزان بعد از تو در طوس و خراسان #امام_رضا_ع #احمد_علمدار @hadithashk
گریه بر چشم غزل افتاده از تدفین او اینکه میآید به سویش تیر در تکفین او زخمها قبل از شهادت نیز مهمانش شدند میهمان آن دل پرغصه و خونین او غصهی سیلی و آتش، غصهی در مانده است بیشتر از زهر سوزانده دل غمگین او حافظ اسلام و دین و پیروان راستین صلح بوده در حقیقت راه و رسم دین او حلقهی وصل زمین و آسمان را خواندهاند هم مذلالمومنین، هم گفتهاند نفرین او مرهمی هرگز ندارد زهر کین بر زخم دل جز بیاید خواهرش یک لحظه بر بالین او در پی زینب حسین بن علی هم آمده تا که باشد مایهی آسایش و تسکین او در حقیقت اینکه پیکر میرود سوی بقیع وعده داده حضرت خورشید در تمکین او آرزویم هست در دنیا و بعد از مرگ خویش سهم من باشد نمک از سفرهی رنگین او #امام_حسن_ع #احمد_علمدار @hadithashk
گریهکُن ها همه از داغ رضا گریه کنید شده مسموم ولی نعمت ما گریه کنید پاره قلب پیمبر جگرش پاره شده به جگر سوخته زهر جفا گریه کنید خواهرش نیست که بر بی کسیاش گریه کند جای معصومه مظلومه شما گریه کنید گل بیارید و به همراه زنان نوغان به غریبی غریب الغربا گریه کنید یاد آن لحظه که آن نور دل آل عبا آمد اما به سرش داشت عبا گریه کنید دو قدم رفته نرفته به زمین می افتاد سخت شد کارِ معین الضعفا گریه کنید نا ندارد که سر از روی زمین بردارد دستگیر همه افتاد زپا گریه کنید پسرش آمد و برداشت سرش را از خاک بعد از این بر غم شاه شهدا گریه کنید پسرش آمد و سیراب از این دنیا رفت همه بر تشنه لب کرببلا گریه کنید بهر آن کشته لب تشنه که آبش دادند با سرِ نیزه و شمشیر و عصا گریه کنید باغریب الغربا بهر غریب گودال که بریدند سرش را زقفا گریه کند #شعر_شهادت_امام_رضا_ع #عبدالحسین_میرزایی @hadithashk
جانی نداشت تا که روی پا بایستد ای جان فدای آنکه نشد تا بایستد آتش گرفته است کسی که برابرش از احترام، پهنهی دریا بایستد او برکت زمین و زمان است، حق بده کم مانده است نبض دو دنیا بایستد دارد عبا به سر به سوی حُجره میرود هی مینشیند و به تقلا بایستد در پیش مادرش به زمین خورد و هرچه کرد اما نشد مقابل زهرا بایستد بی فایده است هر چقدر ناله میزند این آتش جگر چه کند تا بایستد در را که بست دید جواد آمده ولی کودک چگونه از غمِ بابا بایستد تا سر گذاشت روی زمین دید کربلاست کم مانده قلب زینب کبری بایستد تا سمت خیمهها نروند آن حرامیان بر نیزه تکیه داد خدایا بایستد در بینِ نیزهها که به پهلو نشستهاند شمر آمده به سینهی آقا بایستد #شعر_شهادت_امام_رضا_ع #حسن_لطفی @hadithashk
از پریشان شدنم بستر من ریخت به هم بنگر از زهر،که بال و پر من ریخت به هم جگرم پیشتر از زهر جفا سوخته بود جگرم پاره شد و خواهر من ریخت به هم جگرم سوخته از خنده ی قنفذ باشد باورم نیست چنین باور من ریخت به هم با تو سربسته بگویم که درآن کوچه،چه شد مادرم پیش دو چشم تر من ریخت به هم دست من بود به دستش که ره ما سد شد بی هوا زد به رخ مادر من ریخت به هم وسط کوچه سر مادرمان پایین بود تا زمین خورد همه پیکر من ریخت به هم سر او خورد به دیوار به یک ضربه ولی تا که دیدم سر او را سر من ریخت به هم زینبم گریه ی تو قلب مرا می شکند ار تماشای تو خاکستر من ریخت به هم پهلویم چکمه نخورده ست چرا بی تابی فکر کردی نکند حنجر من ریخت به هم چون به گودال رسیدی بگو از سوز جگر غیرت الله ببین معجر من ریخت به هم #شعر_شهادت_امام_حسن_ع #محمود_اسدی @hadithashk