tgindex
حافظ خوانی خصوصی

حافظ خوانی خصوصی

Статистика
@hafezkkКнигиперсидский

در زندگی داستان‌هایی هستند که غافلگيرمان مي‌كنند، دست مان را می‌گیرند و به جایی دیگر می‌برند یا مثل آینه‌ای جادویی دنیای درون مان را نشان می‌دهند. @alirezairanmehr نشانی ادمین

Последний пост
5 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 416
−22 за 4 дн.
Сутки
−5
−0,15%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
825
20 постов
Вовлечённость
24,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
517
1/48двое суток
592
1/72трое суток
639

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 5 авг.1 0485

    بی‌چهرگان

  • بی‌چهرگان

  • این داستان همین لحظه با اولین جمله‌ای که تو می‌خوانی آغاز می‌شود. ولی ماجرای آن از سال‌ها پیش شروع شده است و با بستن این کتاب نیز تمام نخواهد شد. حتی اگر همین لحظه از خواندن دست بکشی، کلماتی که هنوز نخوانده‌ای چون سایه‌ همراه تو می‌آیند، یا زمانی که انتظار نداری در رویاهایت ظاهر خواهند شد. اطرافت را نگاه کن. همه جا نیمه تاریک است. حالا می‌توانی جنگل را ببینی، همچون ظاهر شدن مکانی ناشناس در خواب است. بعد صدای رودخانه‌ای را می‌شنوی که آن سوی درختان جاری ست. مهتاب از میان درختان بلند می‌تابد و سایه‌هایی تاریک می‌سازد. با نگرانی به پیکر تیره‌ی درختان بلند نگاه می‌کنی. هنوز نمی‌دانی چرا این جا هستی. نترس! من کنار تو هستم، هر چند هنوز نمی‌توانی مرا ببینی. دنبالم بیا. می‌خواهم چیزهایی نشانت بدهم. ■ ماجرا آن سفر پیاده در جنگل چنین آغاز می‌شود. سفری که قرار بود هیجان‌انگیز و متفاوت باشد ولی نه طوری که در آن شب‌های مهتابی و مرموز غافلگیرشان کرد... ■ نوولای «در این جنگل بخواب» را این جا پیدا می‌کنید @hafezkk

  • چرا توی کل این منطقه بیشتر چیزها برای ما اتفاق می‌افته؟ چون کسانی که کل منطقه رو می‌خوان به شاخه‌ها خیلی کار ندارن، می‌یان سراغ ریشه! @hafezkk

  • همه چیز در زندگی حرفه‌ای نویسنده به این بستگی دارد که آن واقعیت عجیب را کِی بفهمد! واقعیت در همان سال‌های نخستین نویسندگی خود را نشان دهد یا راز پنهانش را بعد از عمری تجربه‌ی نوشتن و دور ریختن بیابد:   «داستان‌ها را تو نمی‌نویسی بلکه داستان‌ها درونت نوشته می‌شوند.» تو فقط واسطه‌ای هستی که داستان‌ها از درونت عبور می‌کنند تا جذبه‌ی شورانگیزشان آشکار شود. این زوایای ناپیدای قلب تو ست که معجزه می‌کند. مثل منشوری کریستالی که نور را به طیف رنگ‌های سحرانگیزش تجزیه ‌کرده و بازمی‌تاباند. در واقع کم‌کم می‌آموزی که چگونه جان خود را چون تکه‌ای کریستال در دست بگیری و با چرخاندنش رنگ‌‌های نور را جابه‌جا کنی. می‌آموزی چگونه بهترین لحظه و زاویه‌ی تابش نور را شکار کنی و به تدریج نقطه‌های طلایی قرار گرفتن کریستال خود را در برابر نور به دست خواهی آورد. ... و سرانجام درمی‌یابی عمری دویدن به دنبال ایده‌ها و قصه‌هایی که در خیال داشتی بیهوده بوده است، زیرا فقط کافی ست زاویه‌های تابش نور را بیابی و ریاضیات شکل دادن به خیال را بدانی. این خوش‌شانسی بزرگی ست که هنر به کارگیری منشور جان خود را پیش از خاموش شدن نور یا از دست رفتن زاویه‌ی مناسب تابش آن بیآموزی. آن وقت درمی‌یابی جزئی‌ترین ارتعاشاتی که در جان خود احساس کرده‌ای چقدر گران‌بها بوده‌اند. می‌بینی افکار پراکنده‌‌‌ات چگونه انسجام می‌یابند یا اندیشه‌ای مبهم در ذهنت چگونه طیفی از رنگ‌های شفاف را از درون تو منعکس می‌‌کند. این لحظه‌ی کشف قدرت ساختارها ست، کشف شگفتی شکل‌های یک منشور که با کوچکترین چرخش آن همه‌ی رنگ‌ها دگرگون می‌شوند. در مجموعه دوره‌های «لذتِ ساختار» به جستجوی یافتن بهترین زاویه‌ی تابش ایده‌ها می‌رویم و هنر به کارگیری ریاضیات متن را برای خلق شفاف‌ترین قصه‌ها و روایت‌ها تجربه می‌کنیم. کارگاه «لذت ساختار» علیرضا ایرانمهر ■ برای آگاهی از شرایط و ثبت‌نام به نشانی زیر پیام دهید: @alirezairanmehr ■ برای دریافت فایل‌های آموزشی و پادکست‌ها و اطلاع از دوره‌ها به کانال زیر بپیوندید: @hafezkk

  • راوی مرموز این قصه کیست؟ نوولای «در این جنگل بخواب» با جمله‌هایی آغاز می‌شود که طنینی دلهره‌آور دارند: فضای تاریک جنگل در نیمه‌شب، نور تند ماه که در حال فروخزیدن پشت کوه‌هاست و صدای پچپچه‌هایی که درست نمی‌دانیم چه می‌گویند. ولی غافلگیر کننده‌تر آن است که متن با همان اولین جمله‌ها خواننده را به میانه‌ی ماجرا فرا می‌خواند: «این داستان همین لحظه با اولین جمله‌ای که تو می‌خوانی آغاز می‌شود. ولی ماجرای آن از سال‌ها پیش شروع شده است و با بستن این کتاب نیز تمام نخواهد شد. حتی اگر همین لحظه از خواندن دست بکشی کلماتی که هنوز نخوانده‌ای چون سایه‌ همراه تو می‌آیند یا زمانی که انتظار نداری در رویاهایت ظاهر خواهند شد. اطرافت را نگاه کن. همه‌جا نیمه تاریک است. حالا می‌توانی جنگل را ببینی، همچون ظاهر شدن مکانی ناشناس در خواب است. بعد صدای رودخانه‌ای را می‌شنوی که آن سوی درختان جاری‌ست.» این مقدمات در همان آغاز داستان ما را آماده‌ی ورود به تریلری معمایی می‌کنند، ماجرایی پر از هراس و هیجان و هوس برای آدم‌هایی که از سویی بسیار شبیه ما هستند و از سوی دیگر تجربه‌هایی را پشت سر می‌گذراند که شاید فقط در خیال دیده باشیم. این تریلر نفس‌گیر البته تا پایان داستان ادامه دارد ولی خیلی زود در‌می‌یابیم که این نیز فقط لایه‌ی دیگری از همان راز بزرگ به شمار می‌رود. یادداشتی درباره‌ی نوولای «در این جنگل بخواب» متن کامل این یادداشت را در این لینک بخوانید ■ برای دریافت فایل‌های آموزشی و پادکست‌ها و اطلاع از دوره‌ها به کانال زیر بپیوندید: @hafezkk

  • نوشتن گاهی شبیه جراحی چشم است، وقتی مدت‌ها جهان را از پشت پرده‌ای تار دیده‌ای و دقیق شدن در جزئیات هیچ چیزی برات ممکن نبوده‌ است. نوشتن داستان گاه به همان اندازه نیز ترسناک است مثل وقتی تصور می‌کنی قرار است تیغی را درون چشمانت به حرکت در آورند یا وقتی تصور می‌کنی پنهان‌ترین رویا و اندیشه‌هایت در سیمای یک ساختار ریاضی‌وار آشکار خواهند شد! ولی نتیجه‌ی هر دو به سادگی شبیه معجزه‌ای ست. وقتی پانسمان چشمانت را باز می‌کنند، بعد از مدت‌های جهان را با وضوحی حیرت‌انگیز تماشا می‌کنی و وقتی موفق می‌شوی چیزی را همان‌طور که خودت مدت‌‌ها در خیال داشته‌ای بنویسی، انگار خود واقعی‌تری از خودت را بیرون از خود تماشا می‌کنی. وقتی همه چیز در داستانی که نوشته‌ای سر جای خودش قرار می‌گیرد و زیبایی تأثیرگذارش را دیگران نیز احساس می‌کنند، انگار بن‌بستی را در مهارت‌های ذهنیت جراحی کرده‌اند و جهانی تار، پر از رنگ و نور و جنبش و تصورهای واضح شده است. کارگاه «لذت ساختار» علیرضا ایرانمهر ■ برای آگاهی از شرایط و ثبت‌نام به نشانی زیر پیام دهید: @alirezairanmehr ■ برای دریافت فایل‌های آموزشی و پادکست‌ها و اطلاع از دوره‌ها به کانال زیر بپیوندید: @hafezkk

  • بخش بزرگی از هنر نویسندگی در این است که هر چیزی را کجا، چطور و کی بنویسیم. این همان جادوی بازآفرینی جهان با کلمات است. همان قدرتی است که چیزهای به ظاهر معمولی و پیش پا افتاده را تبدیل به اثری شگفت‌انگیز می‌کند. اولین جلسه‌ی آنلاین از دوره‌ی نویسندگی "لذت‌ساختار" روز یکشنبه ساعت هفت برگزار خواهد شد دوستانی که مایل به همراهی در این دوره هستند اعلام حضور بفرمایند. ■ برای آگاهی از شرایط و ثبت‌نام به نشانی زیر پیام دهید: @alirezairanmehr ■ برای دریافت فایل‌های آموزشی و پادکست‌ها و اطلاع از دوره‌ها به کانال زیر بپیوندید: @hafezkk

  • شاید چیزی که بیشتر عمر از آن فرار می‌کنی همین باشد،‌ این که ببینی همه‌ی چیزهایی که به حساب اتفاق و بدبیاری می‌گذشتی فقط مجازاتی بوده است که خود بی‌آن که بدانی برای خودت تدارک دیده بودی. به زودی... @hafezkk

  • 30 июн.1 90410

    لذتِ ساختار در این کارگاه مجازی و آنلاین می‌آموزیم چه طور می‌شود هر عنصر ضروری را در متن داستان سر جای خودش گذاشت؟ متن چون موجودی زنده است که اندام‌هایش با هم کار می‌کنند، در کارگاه «لذتِ ساختار» می‌آموزیم چگونه از عناصری پراکنده پیکری زنده بسازیم. [ ل/ذ\ت ِ س\ا/خ\ت/ا\ر] چه طور فکر و تجربه‌ی خود را به صورتی روایتی با کیفیت بنویسم؟ آموزش و تمرین شگردهایی برای شکل‌دادن به داستان. شناخت و ساخت نسبت‌های طلایی در متن ■ برای آگاهی از شرایط و ثبت‌نام به نشانی زیر پیام دهید: @alirezairanmehr ■ برای دریافت فایل‌های آموزشی و پادکست‌ها و اطلاع از دوره‌ها به کانال زیر بپیوندید: @hafezkk

  • این چند ثانیه قلبم را در هم فشرده و نیرویی گمشده را به جانم برگرداند. این پیام تصویری پدر نازنین یکی از دوستان عزیزم است که به خواست خودشان برایم فرستادند. ایشان در حال مبارزه با بیماری آلزایمر شروع به خواندن رمان حافظ خوانی خصوصی کرده‌اند. رمانی که البته خود درباره‌ی حافظه‌ی انسانی ست. همین چند کلمه از هر جایزه‌ی ملی و جهانی برایم ارزشمندتر است. @hafezkk

  • 21 июн.2 29916

    سرنوشت خطی مستقیم نیست! بر روی جایی چون پیشانی یا کف دست نیز نوشته نشده است. سرنوشت دایره‌ای فرضی ست که آرام به دور خود می‌چرخد و تکرار می‌شود! چنان آرام که شاید حتی هیچ وقت متوجه نشویم در حال چرخیدن به دور یک نقطه هستیم. ولی وقتی در مسیر زندگی می‌بینی برای چندمین بار از کنار نقطه‌ای آشنا گذشته‌ای، می‌فهمی در حال چرخیدن به دور خودت هستی. تصور عمومی ما از گذر زمان و مسیر زندگی همچون خطی ست که از گذشته به سوی آینده کشیده شده است و ما بر روی آن پیش می‌رویم. مراحل زندگی را یک به یک طی می‌کنیم تا به فرجام آن برسیم. فقط لحظات نادری در زندگی هستند که متوجه شویم خطی که بر روی آن حرکت می‌کنیم مستقیم نیست، بلکه دایره‌ای شکل است؛ گاه با دیدن چند نشانه‌ی آشنا و یا زندگی‌هایی که به شکلی ترسناک شبیه ‌هم هستند یا آدم‌هایی که یک مسیر اشتباه و ویرانگر را بارها و بارها تکرار می‌کنند... این واقعیت پنهان آشکار می‌شود: «ما دور یک دایره می‌چرخیم و دردها و ناکامی‌های خود را تکرار می‌کنیم!» با کشف این دایره‌های مکرر اگر به اندازه‌ی کافی هوشیار باشیم خواهیم فهمید که نقاط قوت‌مان در زندگی همان چیزهایی‌ ست که پیش‌تر هم داشته‌ایم و معمولاً نیز فقط از یک یا چند نقطه ضعف آشنا شکست می‌خوریم. آنگاه می‌فهمیم هیچ چیزی در زندگی ما تازه نیست و به دور یک یا چند مرکز ناپیدا در حال چرخیدن هستیم. این چرخش فرضی چیزی است که می‌توان آن را به طور استعاری دایره سرنوشت نامید. شکل‌های سرنوشت الگویی بسیار قدیمی دارند. برای همین خیانت، دروغ یا عشقی که در هزاران سال پیش اتفاق افتاده برای ما همچون چیزی آشنا ست. این الگویی قابل تشخیص است و درست به همین دلیل مسیر زندگی بسیاری از آدم‌ها قابل پیش‌بینی می‌شود. چون بر اساس همان نقشه‌ای عمل می‌کنند که از هزاران سال پیش وجود داشته است و فرجامی محتوم دارد. کارل گوستاو یونگ این نقشه‌ها و دایره‌های فرضی را «کهن الگو» می‌نامد. سیاه چاله‌هایی در ناخودآگاه جمعی ما که هر یک به نوعی سیاره‌وار در مدار‌ش آنقدر می‌چرخیم تا سرانجام روزی درونش سقوط کنیم. این مسیری کاملاً طبیعی ست. انگیزه و درد مشترک نوع انسان و دیگر گونه‌های هوشمند حیات است. ولی یونگ اعتبار و ارزش زندگی انسانی را به شناخت همین مسیرها و دایره‌های فرضی و بیرون جهیدن از آن می‌داند. اصلا تمدن بشری همین گونه پدید می‌آید، یعنی تلاشی خردورزانه برای ساختن مسیری تازه، مثل موجودی که می‌آموزد چگونه دانه‌های سخت را با سنگ بشکد و به جای جویدن گوشت‌خام آن را روی آتش نرم کند، یا می‌آموزد با تجسمی از زندگی در ذهن برای خود معنا و مسیر و انگیزه‌ای بادوام بسازد.   در نظر یونگ این آگاهی عمیق از خویشتن ارزشمندترین ویژگیِ انسانی ست که داریم و حتی گاه کمک می‌کند که خود را از دایره سرنوشت بیرون بکشیم. چیزی که در دیگر گونه‌های زنده به ندرت دیده می‌شود. ولی برای این دگرگونی سرنوشت نخست باید آن سیاه چاله‌هایی را بشناسیم که در ضمیر ناهوشیار، ما را در مسیری تکراری می‌چرخانند. برای همین تحلیل و تفسیر خواب‌ها از نگاه یونگ امری ضروری و حتی نوعی آموزش عمومی ست. زیرا آن نقطه‌های نامرئی که تمام عمر به دور شان می‌چرخیم بیش از هر جایی در خواب‌ها ست که آشکار و مرئی می‌شوند. رویاها خارج از کنترل ما هستند برای همین بسیار بکر و طبیعی و دست نخورده‌اند و با تحلیل‌شان به نیروهایی که مسیر سرنوشت‌مان را ساخته‌اند دست می‌یابیم. رویاهایی که تکرار می‌شوند یا در بیدار به یاد می‌آوریم نشانه‌هایی ارزشمند برای درک خویشتن است، درکی که همراه با نوعی رهایی ست. این از لحظات نادر زندگی است که می‌توان از دایره‌ی سرنوشتی تکراری بیرون آمد و به مداری بزرگتر گام گذاشت. از این رو ست که یونگ تحلیل برخی از خواب‌ها را چون کشف و گشودن گنج می‌داند. انکشافی که می‌تواند آدمی را اگر خود بخواهد از دردی مکرر رها سازد و تا جایی که در محدوده‌ی توانایی انسان قرار دارد او را بر دایره‌های تکراری سرنوشت خود مسلط سازد. این اتفاقی بسیار ساده و در عین حال معجزه‌آسا ست، چیزی که شاید همان معنای بودن و زندگی باشد. کارگاه تحلیل و تفسیر رویا ■ ارتباط نشانی زیر است: @alirezairanmehr ■ برای دریافت فایل‌های آموزشی و پادکست‌ها و اطلاع از دوره‌ها به کانال زیر بپیوندید: @hafezkk

  • در کافه سی تیر

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • در کافه سی تیر